اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل واژه شناسی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 73
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل واژه شناسی؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل واژه شناسی شامل 72 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل واژه شناسی را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل واژه شناسی با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل واژه شناسی با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل واژه شناسی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل واژه شناسی را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل واژه شناسی :
موضوع این شماره: اومانیسم (۱)
۱ – کلیات
اصطلاح اومانیسم (۲) را در فارسی با واژه هایی مانند انسان گرایی، انسان مداری، مکتب اصالت انسان و انسان دوستی معادل قرار می دهند . اومانیسم در معنای رایج آن، نگرش یا فلسفه ای است که با نهادن انسان در مرکز تاملات خود، اصالت را به رشد و شکوفایی انسان می دهد . این مفهوم را به دشواری می توان یک مکتب خاص و مستقل مانند بقیه مکاتب فلسفی به شمار آورد، بلکه اومانیسم نگرشی پر نفوذ است که از رنسانس به این سو در بسیاری از آرا و نظریه های فلسفی، دینی، اخلاقی، ادبی – هنری و نیز در دیدگاههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مغرب زمین، ریشه دوانده است .
واژه اومانیسم از واژگان ابداعی قرن نوزدهم است . کلمه آلمانی
Humanismus
برای اولین بار در سال ۱۸۰۸ برای اشاره به یک شکل از آموزش که تاکید آن بر ادبیات کلاسیک یونانی و لاتین است، جعل شد . بنابراین، واژه اومانیسم در زمان رنسانس به کار نرفته است . با وجود این، مفهوم این واژه در آن دوره، حضور کامل داشت . اومانیسم در این معنای خاص بر یک جنبش فرهنگی در عهد رنسانس اطلاق می شود که اهتمام اصلی آن بر تحقیقات کلاسیک و بویژه لغت شناسی بود . هدف این جنبش فرهنگی آن بود که با توجه به متون کلاسیک فرهنگ باستانی یونانی – رومی نیروهای درونی انسان را شکوفا سازد و دانش و زندگی اخلاقی و دینی انسانها را از قیمومت کلیسا آزاد کند .
اما اومانیسم – همچنان که اشاره شد – معنای عام و متداولی نیز دارد که از همان معنای خاص، سرچشمه می گیرد . در این معنای عام، اومانیسم، دیگر به معنای یک جنبش نیست، بلکه عبارت است از: «یک شیوه فکری و حالتی روحی که شخصیت انسان و شکوفایی کامل او را بر همه چیز مقدم می شمارد و نیز عمل موافق با این حالت و شیوه فکر .» به عبارت دیگر، اومانیسم – طبق تعریفی که اومانیست ها ارائه می دهند – یعنی: اندیشیدن و عمل کردن با آگاهی و تاکید بر حیثیت انسانی و کوشیدن برای دستیابی به انسانیت اصیل . در واقع، این معنای از اومانیسم است که یکی از مبانی و زیرساختهای دنیای جدید به شمار می آید و در بسیاری از فلسفه ها و افکار و مکاتب پس از رنسانس تا به امروز وجود داشته است . هر چند که ظهور و بروز آن در برخی مکاتب فلسفی و سیاسی، نظیر پراگماتیسم، اگزیستانسیالیسم، پرسونالیسم، مارکسیسم و لیبرالیسم بیشتر بوده است .
این شیوه اندیشه که «انسان » را محور توجه خود قرار می دهد، از رنسانس به این سو منشا تحولات و تغییرات فراوان در مقوله های گوناگون زندگی و تمدن مردم باختر زمین شده است; به طوری که انسان گرایی را باید از مهمترین شالوده های تفکر جدید غرب و اندیشه مدرنیسم به شمار آورد .
به طور کلی، اومانیسم در تاریخ غرب، با دو قرائت یا در دو گرایش کلی بروز کرده است; یکی، گرایش فردگرا و دیگری گرایش جمع گرا . فردگرایی، که قرائت غالب از انسان گرایی بوده است، نه تنها اصالت را به انسان، که به «فرد انسانی » می دهد . (ر . ک .: فردگرایی) در عرصه حیات سیاسی و اقتصادی، گرایش جمع گرا معمولا در مکاتب سوسیالیسم و مارکسیسم و گرایش فردگرایانه بویژه در لیبرالیسم و کاپیتالیسم، خود را نشان داده است .
۲ – پیشینه و تاریخچه اومانیسم
هر چند اومانیسم در معنای خاص آن، یکی از جنبه های اساسی و زیربنایی جنبش رنسانس است، اما پیشینه آن از لحاظ تاریخی به فرهنگ یونان باستان باز می گردد . در یونان باستان، خدایان صفات و سجایای انسانی و حتی صورت انسانی داشتند . موضوع شعر از حماسه های هومری تا واپسین دوره فرهنگ یونانی، انسان و سرنوشت او بود . اندام انسانی مهم ترین موضوع هنر مجسمه سازی و نقاشی به حساب می آمد . توجه به انسان در آن دوره به حد اعلای خود رسید و حتی در اندیشه سوفسطاییان، انسان، مقیاس همه چیز بود . سقراط نیز در همان دوره تاکید فراوان بر خودشناسی داشت . به طور کلی، بسیاری از اندیشمندان، تاریخ فرهنگ یونانی را تاریخ وقوف به ارزش حیثیت انسان و استقلال فرد انسانی می دانند . با زوال استقلال یونان، فرهنگ یونانی هر چند به صورت رنگ باخته، به روم منتقل گردید . دموکراسی و آزادی فردی مطابق با نمونه یونانی، در روم هرگز پا نگرفت; ولی به هر حال، شیوه فکر یونانی و اندیشه استقلال تفکر انسانی در روم به زندگی خود ادامه داد .
اما با ظهور و اشاعه مسیحیت در روم و دیگر نقاط اروپا و نضج گرفتن کلیسا، وضع از بن دگرگون شد . به مرور زمان، کلیسا مدعی شد که یگانه حافظ حقیقت الهی در روی زمین است و انسان شناسی مسیحی بر انسان شناسی متاثر از فرهنگ یونانی غالب شد . در این دوره، علم و فلسفه خادم الهیات مسیحی است . در نتیجه، کلیسا حق انتخاب مواد آموزشی و پژوهشی را از پیروان خود سلب می کرد و حتی علوم تجربی را تحت نظارت خود در آورد .
این جریان، بویژه، در بخشی از دوره میانه ادامه داشت تا این که در قرن چهاردهم یکباره در ایتالیا گرایش آشکار به فرهنگ باستان، نخست ناگاهانه و اندکی بعد آگاهانه به طور انفجارآمیز پدیدار شد و پس از آن به سراسر باختر زمین گسترش یافت . این جنبش به جنبش رنسانس (نوزایی) موسوم گردید . نتیجه چنین نگرشی، استقلال فرد انسانی و آزادی از قیمومت کلیسا و به بیان دیگر، پیدایش اومانیسم بود . اعجاب و شیفتگی این دوره نسبت به غنا و باروری عهد باستان، موجب شد که شاعران، نویسندگان، سخنوران، تاریخ نویسان و پژوهشگرانی با عنوان «اومانیست » پدید آیند که کمال مطلوب خود را در آثار یونان باستان، قهرمانی های رومیان و عقاید مسیحیان نخستین جستجو کنند .
به هر حال، اومانیسم یکی از شاخصه های برجسته و جنبه های پرنفوذ رنسانس بود که با توجه به متون باستانی یونان، انسان را در مرکز تاملات خود قرار می داد . این جنبش اومانیستی بیشترین اهتمام خود را صرف گریز از وضعیت حاکم در دوره قرون وسطا و نفوذ کلیسایی قرار داده بود; و چندان دغدغه نظم دادن به اندیشه های خود در چارچوبهای علمی و فلسفی نداشت . اومانیست ها، بیشتر، از اندیشه هایی استقبال می نمودند که در تقابل و تخالف با نظام حاکم قرون وسطایی شکل می گرفت . آنها مفاهیمی از قبیل اختیار و آزادی انسان را – در مقابل اندیشه حاکمیت امپراطوری و کلیسا و اصول فئودالیته – همواره می ستودند . طبیعت گرایی، تصدیق جایگاه لذت در زندگی اخلاقی، تساهل و تسامح دینی از دیگر موضوعاتی بود که بتدریج مورد علاقه اومانیست ها قرار گرفت .
جنبش اومانیستی هر چند به دلایل مختلف در پایان قرن شانزدهم میلادی، به عنوان یک جنبش، رو به اضمحلال گذاشت . ولی تاثیر خود را به عنوان یک نگرش نوین، در دوره خود و جریانهای فکری پس از خود و به طور کلی بر فکر و فرهنگ و رفتار تمدن جدید غربی تا به امروز به جای گذاشته است; به طوری که در عرصه هنر و ادب که اومانیست ها آن را به عنوان نخستین گریزگاه خود برای رسیدن به آزادی اندیشه و بیان انسانی انتخاب کرده بودند، افرادی چون پترارک (۱۳۰۴ – ۱۳۷۴)، بوکاچیو (۱۳۱۳ – ۱۳۷۵) ظهور کردند که با انسان گرایی خود و این باور که فرهنگ آنها همان فرهنگ عهد عتیق کلاسیک است، بینش عصر رنسانس را پی ریزی کردند . نظرات آنان الهام بخش بسیاری از نویسندگان، شاعران، نقاشان و پیکره سازان گردید . ظهور افراد دیگری مانند اراسموس و لوتر نیز در عرصه مذهب و پیدایش نهضت اصلاح دین (۳) و پیشرفتهای بزرگ علمی در عرصه علوم زیست شناسی، پزشکی، شیمی و فیزیک، به گونه ای تحت تاثیر این دوره و این جریان فکری است . از لحاظ فلسفی نیز اغلب فلسفه های پس از رنسانس متاثر از نگرش اومانیستی بوده اند . نکته قابل توجه این که اومانیسم دوره رنسانس، اومانیسم فلسفی نبود; ولی در دوره جدید، با ظهور فیلسوفانی چون برونو، بیکن، دکارت، اسپینوزا در نحله راسیونالیستی (اصالت عقلی) و لاک، بارکلی و هیوم در نحله آمپریستی (اصالت تجربه ای)، بتدریج مفاهیم منسجم فلسفی خود را باز یافت .
در قرنهای هفدهم و هجدهم (دوره روشنگری) تاثیر اندیشه های اومانیستی بر افکار و آثار این دوره کاملا آشکار است . در این دوره، مجموعه ای از بزرگان ادباء، فلاسفه و دانشمندان مانند ولتر، منتسکیو، دیدرو، دالامبر، لاک، هیوم، کندرسه می زیستند، که اعتقاد عمومی آنها بر این بود که مساله اساسی و محوری وجود آدمی، سر و سامان یافتن زندگی فردی و اجتماعی بر طبق موازین عقلی است نه کشف اراده خداوند در مورد این موجود خاکی . هدف انسان، نه عشق و ستایش خداوند است و نه بهشت موعود، بلکه تحقق بخشیدن به طرحهای انسانی متناسب با این جهان است که از سوی عقل ارائه می شود .
می توان گفت که انسان گرایی این دوره نوعی روند و حرکت فرهنگی بود که زمینه های مختلف اخلاق، سیاست، تعلیم و تربیت، اقتصاد، حقوق و دین شناسی و … را تحت تاثیر جدی و دگرگون ساز خود قرار داده بود; در زمینه اخلاق، بر اساس اندیشه انسان گرایانه ارزشها و باید و نبایدهای اخلاقی، تنها بر مبنای عقل و وجدان و اخلاق علمی – و نه بر اساس آموزه های دینی – استوار می شود . در عالم سیاست نیز امور بر اساس اراده و خواست انسان (در قالب اکثریت) تعیین می گردد و دموکراسی به جای تئوکراسی می نشیند . در واقع اکثر اندیشه های سیاسی قرون اخیر (خصوصا لیبرالیسم) بر مبنای اومانیسم پی ریزی شده اند .
این روند; یعنی روند اومانیسم در دوره روشنگری، تا دوره معاصر همچنان ادامه یافته است . در واقع، گذشته از بسیاری از جریانهای انتقادی که بر علیه تفکر اومانیسم عقل محور به راه افتاده است، درون مایه بسیاری از مباحث اخلاقی، حقوقی، سیاسی، دینی و زیباشناختی معاصر را هنوز اندیشه های انسان گرایانه شکل می دهد; هر چند که نامی از اومانیسم در خلال برخی از این مباحث برده نشود . اومانیست های امروزی، بیشترین تاثیر را از دیدگاه های اومانیستی عصر روشنگری پذیرفته اند .
۳ – جمع بندیی از مؤلفه های اومانیسم
در مجموع، از قرن چهاردهم میلادی تا به امروز، اومانیسم در معنای عام خود، مؤلفه های زیر را مد نظر داشته است . مسلما شدت و ضعف و چگونگی بعضی از این عناصر در نحله های مختلف اومانیستی و اندیشه های افراد گوناگون، متفاوت خواهد بود:
۱ – محوریت انسان و پایبندی به خواستها و علایق انسانی; ۲ – اعتقاد به عقل، شک گرایی و روش عملی به عنوان ابزاری مناسب برای کشف حقیقت و ساختن جامعه انسانی; ۳ – برشمردن عقل و اختیار به عنوان ابعاد بنیادی وجودی انسان; ۴ – اعتقاد به بنا نهادن اخلاق و جامعه بر مبنای خودمختاری و برابری اخلاقی; ۵ – اعتقاد به جامعه باز و تکثرگرا; ۶ – تاکید بر دموکراسی، به عنوان بهترین تضمین کننده حقوق انسانی در برابر اقتدار فرمانروایان و سلطه جویی حاکمان; ۷ – التزام به اصل جدایی نهادهای دینی از دولت; ۸ – پرورش هنر مذاکره و گفتگو، به عنوان ابزار حل تفاوت و تقابل فهم های مختلف; ۹ – اعتقاد به این مطلب که تبیین جهان بر پایه واقعیات ماورای طبیعی و توجه به یک جهان غیردنیوی برای حل معضلات بشری، تلاشی است برای ضعیف و بی ارزش کردن عقل انسانی . جهان موجودی خود پیدایش (۴) و انسان نیز بخشی از همین جهان طبیعت است که بر اساس یک فرایند تحولی مداوم پدید آمده است; ۱۰ – اعتقاد به این که تمام ایدئولوژیها و سنتها اعم از دینی، سیاسی یا اجتماعی، باید توسط انسان ارزش گذاری شود; نه این که صرفا بر اساس ایمان پذیرفته شود; ۱۱ – جستجوی دائم برای یافتن حقیقت ملموس و عینی; با درک و اعتراف به این که شناخت و تجربه جدید، پیوسته ادراکهای ناقص ما را از آن حقیقت عینی تغییر می دهد; ۱۲ – اعتقاد به این که اومانیسم، جانشین و بدیلی واقع بینانه و معقول برای الهیات ناامید کننده و ایدئولوژیهای زیان آور است; زیرا با اعتقاد به اومانیسم، خوش بینی، امید، حقیقت طلبی، تساهل و بردباری، عشق، ترحم و دلسوزی و زیبایی حاکم می گردد و عقل گرایی به جای بدبینی، یاس، جزمیت، گناه، خشم و نفرت، تعصبات، ایمان کورکورانه و غیرعقلانی می نشیند .
در این میان، عناصر و مؤلفه هایی چون «بی همتایی فرد انسانی » ، «خرد» و «روش علمی » هسته مرکزی و کانونی اومانیسم را تشکیل می دهند .
۴ – اقسام اومانیسم
با توجه به سیر تاریخی و نیز عرصه فعالیت و تاثیرگذاری اومانیسم، می توان انواع مختلفی برای آن برشمرد:
۱ – اومانیسم ادبی (۵) : دلبستگی و تعلق خاطر به ادبیات و علوم انسانی یا فرهنگ ادبی .
۲ – اومانیسم رنسانسی (۶) : تکیه بر برنامه آموزشی که در اواخر قرون وسطی، و پس از آن، همراه با احیای
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
