اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مسیحیت و اسلام شیعی در قرن هفدهم
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 50
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل مسیحیت و اسلام شیعی در قرن هفدهم شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل مسیحیت و اسلام شیعی در قرن هفدهم در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل مسیحیت و اسلام شیعی در قرن هفدهم با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل مسیحیت و اسلام شیعی در قرن هفدهم نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل مسیحیت و اسلام شیعی در قرن هفدهم هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل مسیحیت و اسلام شیعی در قرن هفدهم اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مسیحیت و اسلام شیعی در قرن هفدهم :
پیرامون اسنادی چند مربوط به میسیونهای کاتولیک در ایران قرن هفدهم
(۱)
تالیف فرانسیس ریشار
ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم
گروه ترجمه فرانسه
این عقیده که روحانیان کاتولیک مذهبی که در قرن هفدهم به اصفهان می آمدند فقط نمایندگان دول اروپایی و حافظ
منافع آنها در ایران بوده اند، به نظر کمی اغراق آمیز می رسد. و این به معنای فراموش کردن اصل مطلب است، چرا که آنها
در واقع با عنوان میسیونر می آمدند گرچه غالبا ماموریتی دیپلماتیک نیز برعهده داشتند، چیزی که به آنها امکان می داد
از حمایت رسمی مقامات محلی برخوردار شوند. آنها قبل از هر چیز و کم و بیش با موفقیت به انجام وظایف مذهبی خود
نزد ارامنه ایران می پرداختند و سعی می کردند آنان را به اتحاد با کلیسای رم رهنمون شوند. آنها همچنین می کوشیدند
با بهره گیری از تسامح نسبی حاکم بر دربار صفوی در مورد مسیحیان دین خود را به مسلمانان بشناسانند و آنان را به
مسیحیت دعوت کنند. فی المثل جای تردیدی نیست که چهره پدر ژروم گزاویه
Jerome Xauier
و اقدامات او در
هندوستان عهد اکبرشاه و جهانگیر – از پادشاهان مغول – طی سالهای ۱۵۹۵ تا ۱۶۱۴ بر بسیاری از روحانیانی که به ایران
آمدند تاثیر گذاشته و الهام بخش آنان شده است. همچنین آنها با روحانیان لاتن که در سوریه، لبنان و بین النهرین و در
اوضاع و احوالی مشابه آنان مستقر شده بودند، در ارتباط دایم بودند
.
در مجموعه های کتابخانه ملی پاریس بویژه تعدادی دستنوشته به فارسی وجود دارد که به تاریخ میسیونهای کاتولیک
ایران و هند عصر پادشاهان مغول در قرن هفدهم مربوط است
. (۲)
مطالب این کتابها که بر فعالیت روحانیان مسیحی
– (۳)
(Jesuites)
–
شهادت
می دهند، بویژه اسنادی هستند درباره زندگی این میسیونها و بالمآل درباره تاریخ روابط میان غرب و ایران عهد صفوی
.
در این جا به معرفی کوتاه چند دستنوشت بویژه آثاری که میسیونرها به فارسی نوشته اند یا مطالبی که در رد این آثار از
سوی مسلمین نوشته شده، اکتفا می کنیم. سعی کرده اند هویت بسیاری از این آثار را معلوم دارند، چرا که برخی از آنها از
طریق اخبار یا نامه ها شناخته شده اند
. (۴)
برخی از این متون نیاز به بررسی عمیقتر دارند زیرا با آن که نحوه نگارش آنها
غالبا ناشیانه است، در واقع همگی قابل توجه اند چرا که برداشتی را که این روحانیان از فرهنگ و عقاید ایرانیان زمان خود
داشته اند به ما نشان می دهند و معلوم می دارند چگونه آنها به هدف کشاندن ایرانیان به مسیحیت با این فرهنگ مواجه
شده اند
.
در این مقاله تنها به شرح زندگی و عملکرد یکی از میسیونرهای فرقه کاپوسن
(۵)
می پردازیم و در شماره های آتی این
مبحث را ادامه خواهیم داد
.
(۶)
(Gabriel de chinon)
است که درگذشته از میسیونرهای بین النهرین و بویژه بغداد بوده
. (۷)
حدود سال ۱۶۴۷ او به همراه پدر ژان باپتیست دو
سنت اینان(ذچذخ خآ ژژ حح حژژخژرچآ – ذچحپ) بر آن شد تا میسیونی در موصل مستقر سازد
. (۸)
او که کمی بعد یعنی
در سال ۱۶۵۱ به اصفهان می آید بویژه به کارهای مذهبی نزد ارامنه جلفا اهتمام می ورزد. در واقع او به سال ۱۶۵۳ در جلفا
نزد یکی از ارامنه کاتولیک مذهب سکونت اختیار می کند،
(۹)
زبان ارمنی را فرامی گیرد و سپس مدرسه کوچکی برای
کودکان ارمنی احداث می کند. از آن جا که از هرگونه بحث و جدل علنی احتراز می کند بزودی محل اعتماد و مورد
محبت دیگران قرار می گیرد. بخشی از روحانیان و اسقف ارامنه چون محبوبیت او را در میان مردم می بینند او را مجبور
به ترک شهر می کنند. او پس از سه سال اقامت در جلفا برای احتراز از هرگونه رسوایی سر تسلیم فرود می آورد. سپس در
سال ۱۶۵۶ پدر گابریل پایتخت ایران را ترک می کند
(۱۰)
و به تبریز که شهری است پویا و دارای اقلیت مسیحی قابل توجه،
بویژه ارمنی، نقل مکان می کند. او ابتدا بیش از یک سال در انزوا به سر می برد و تنها با چند مسیحی که بی شک از
ارمنه ای بوده اند که در جلفا می شناخته مراوده داشته
(۱۱)
«
سپس وقتی بزرگان شهر از حضور او آگاه می شوند به دیدار این
کشیش که گفته می شد ترکی، فارسی، عربی و ارمنی می دانست راغب می شوند; چون به سبب ذوق خوش و استعدادهای
ویژه اش، از مصاحبت با او محظوظ می شوند، محلی برای سکونت در اختیار او می گذارند
.» (۱۲)
او از میرزا ابراهیم «وزیر
آذربایجان » نایب الحکومه کل ایالات غربی ایران که در تبریز اقامت داشته محلی برای انجام مراسم مذهبی به همراه یک
کلیسای کوچک در نزدیکی کاخ او دریافت می کند. این وزیر
(۱۳)
از کشیشهای کاپوسن حمایت خواهد کرد و فرزندانش را
که یکی از آنان میرزا طاهر
(۱۴)
نام دارد
…
…
مقدمه سوم تقریبا به طور انحصار تشکیل شده است از یک سلسله شاهد مثال از انجیل و مزامیر که در کنار هم
آمده اند برای اثبات این مطلب که کلمات «پسر خدا» و «پدر» در این کتابها فاقد معنایی هستند که عیسویان به آنها
می دهند. به این ترتیب ظهیرالدین تفرشی این آیات و مزامیر را پی درپی آورده است
:
انجیل متی
:
(IX)
۵،۹
و ۱۰
;
(XIII)
،
۵
،
۴۴
،
۴۵
و ۴۸
;
(XIV)
،
۶،۴۶
و۹
;
(XV)
،
۶
،
۱۴
،
۱۵
و ۱۷-۱۸
;
(XVI)
۶،۲۶;
(
XVIII)
،
۷،۹ – ۱۱;
(XXX)
،
۱۰،۹
و ۲۰
;
(XXX)
،
۱۰،۲۹
،
۳۱;
(XLIV)
،
۱۳،۴۳;
(LXXXIV)
،
۲۳
،
۸،۹;
انجیل مرقس
(
XLVI)
،
۱۱
،
۲۵-۲۶;
انجیل لوقا
:
(XI)
،
۴،۲۳
،
۳۸;
(XXI)
،
۶،۳۶;
(XLV)
،
۱۱
،
۲;
(LV)
،
(۲۰،۳۶
،؟
);
(LXVI)
،
۱۲
،
32;
(XCVII)
(
کذا)، ۱۱، ۱۱-۱۳; انجیل یوحنا: (۱)، ۱، ۱۲
;
(XXXIII)
۸،۳۹
،
۴۲;
(XLVIII)
،
۲۰،۱۷;
سپس مزامیر:۲۹،
1;۸۹،۶-۷
و۲۷. در خاتمه او به سه جا از فصل سی ودوم دومترونوم اشاره کرده است
:
(V)
(۵-۶)
و (۱۸؟) و۴۳
.
به دنبال این سه مقدمه، نخستین مقاله که به مناظره درباره نکته اول یعنی تثلیث اختصاص دارد، آمده است. فصل اول
آن خود به چندین «مقدمه » (یا دیباچه) تقسیم شده است، استدلالهای این فصل مستند به عقل است. در نخستین
استدلال آمده فلاسفه در این که چگونه می توان خدا و جوهر خداوندی را شناخت و این که تصوری از او وجود ندارد،
متفق القولند. در استدلال دوم – باز هم به استناد فلاسفه – فرق میان «وجود اصیل » یا «عینی » و وجود خارجی که به
کمک شعور قابل درک است، بیان شده است. بنابراین در تثلیث، پسر چیزی جز تصویری از خداوند نیست، تصویری که
خلق شده و ابدی نیست و خارج از وجود اصیل است. دیگر مخلوقات نیز تصاویری دارای زندگی از خداوند هستند. در
استدلال سوم نویسنده می گوید که همه فلاسفه معتقدند خداوند متعال احد و واحد است، نه شریک دارد و نه همتا. پسر
که گفته می شود از پدر نشات گرفته به دلیل تقدم الزامی پدر – که برای به وجود آمدن به آن نیاز داشته – نمی تواند برابر
و هم شان او باشد. استدلال چهارم آنچه را از تولد و از رابطه پدرفرزندی درک می کنیم مورد توجه قرار داده و سپس به
نحوه دخول روح خدا در جسم مسیح پرداخته است; نویسنده به نظریات کشیش کاپوسن بویژه در مورد تمایزهایی که او
میان انواع مختلف زندگی و مخلوقات قائل شده حمله می کند و در این باب که آیا میان خلق کردن و تولد تفاوتی وجود
دارد به مطالعه می پردازد. سپس بحث را به روابط پدر و پسر وجایگاه روح القدس می کشاند; ظهیرالدین تفرشی «ادله
طبیعی » مربوط به تثلیث را مورد انتقاد قرار می دهد و به جمع آوری دلایل عقلی علیه وجود تثلیث همت می گمارد تا به
این ترتیب تظاهرات فلسفی پدر گابریل را رد کند
.
فصل دوم از مقاله نخست از صفحه ۱۱۷ آغاز می شود. او مدعی است به دلایلی که از سنت و کتاب له تثلیث به عاریت گرفته
شده فائق آمده است. شاید بتوان در داستان خلقت از تکثر اشخاص الوهی در گفتار خداوند نشان یافت. در این باب به
اظهارات فیلسوف عبدالله انطاکی
(۳۱)
استناد شده است. نویسنده توضیح می دهد که به کارگیری جمع، حکایت از عظمت
مقام دارد و از ویژگیهای خاص زبان است. کشیش کاپوسن مجددا به گفته های عبدالله انطاکی استناد کرده و شهادت ده
عالم یهودی عصر کنستانتین را از قول او ذکر کرده است. به استناد یکی از کتب تاریخی شماس مقدونی،
(۳۲)
این ده عالم
یهودی معتقدند سه فرشته ای که حضرت ابراهیم – به استناد تورات – مشاهده کرده، تجسمی از تثلیث الهی است. اگر
بگوییم که در تورات به پسر و روح القدس اشاره شده (زبور۶/۳۳)، چرا نباید در آنها اشاره ای به دیگر صفات الهی چون علم،
قدرت متعالی و غیره مشاهده کنیم؟ نویسنده برای اثبات این که نمی توان پسر و روح القدس را به خداوند اضافه کرد به
زبور (۲/۱۹) استناد کرده است
.
اگر عاقلانه بنگریم، چگونه می توان پذیرفت که کلام خداوند (کن!) که در سفر پیدایش (۲/۱) آمده بتواند تظاهری از
وجود نفر دوم از تثلیث و مبین قدرت او باشد؟ از «دهان » خدا، از «کلام » خدا و از «روح » خدا صحبت شده: در واقع اینها
انتساباتی هستند نمادین و نه چیز دیگر. دلیل دیگر بر این معنا از زبور ۴ (کذا) ( در واقع زبور ۲۲-۲۱ /۸۹) – که در آن از
«
دست » خدا صحبت به میان آمده – و از زبور ۴،۷،۸۹ (؟) و۱۶ که در آنها به «صورت » خدا اشاره شده، گرفته شده است. در
حالی که کشیش مسیحی به فصل (۵)۳،۱۶ تا۱۷ انجیل متی – که در آن تثلیث الهی آمده – استناد کرده، نویسنده، در این
نوشته دلیل کافی برای وجود آن نمی بیند، در خاتمه آن که به عقیده او در فرمانی که مسیح به حواریون، داده است،
«
پسر» و «روح القدس » فقط معنای نمادین دارند
.
در این جاست که متن نسخه موجود در تهران متوقف می شود. از آن جا که در مقدمه به نبود فصول آخر اشاره شده،
می توان تصور کرد که به دلیل عدم استنساخ نسخه ناقص است
.
در واقع، نسخه دیگر نیز که در لنینگراد نگهداری می شود و ما میکروفیلم آن را در اختیار داریم، در همین جا، با چند
کلمه بالا و پایین، به پایان می رسد. این نسخه که با خطی فشرده در صفحات ۱۷ تا ۱۸ خطی نوشته شده، در جریان متن
تفاوتهای بسیار، گرچه جزئی، با نسخه تهران دارد. در عوض نظم استدلالهای ظهیرالدین تفرشی، در دو نسخه به طور
محسوسی متفاوت است. گرچه صفحات
IV
تا ۲ حاوی همان دیباچه ای است که نسخه تهران دارد – اما بدون عنوان و
2
تا
4V
)
که همان
نخستین مقدمه نسخه تهران است آمده است (صص ۷۶ تا ۸۲). مقاله اول با اولین فصل آن مستقیما به دنبال مقدمه
نخست آمده، سپس فصل دوم که مقدمه دوم را در خود دارد، آنگاه فصل سوم (نسخه تهران صص ۸۳ تا ۹۲ و ۹۲ تا ۹۸
)
،
بدون آن که به تقسیماتی فرعی در آن اشاره شده باشد. از سویی متن که در این نسخه در آغاز فصل دوم (یعنی
صفحات ۱۱۷ به بعد) رخ نموده، بلافاصله پس از این مقدمه ها آمده است. از این به بعد نظم متن در هر دو نسخه یکی است
.
در نسخه موجود در لنینگراد اشاره ای به این که اثر ناکامل است نشده. در عوض در آن از خاتمه و تکمله خبری نیست
.
بنابراین باید پذیرفت که نگارش «نصرت الحق » احتمالا ناتمام مانده است
.
در هر حال به نظر نمی رسد رساله دفاعیه مذهب مسیح که پدر گابریل دوشینون نوشته و مبنای تالیف رساله جوابیه ای
بوده که بررسی کردیم، تا زمان ما باقی مانده باشد. ما نمی دانیم او کتاب را به زبان فارسی نوشته یا عربی. اما ظهیرالدین
تفرشی رد بر کتاب مذکور را به عربی نوشته است. پدر گابریل به این هر دو زبان آشنا بوده است. آیا اثری که او نوشته
مفصل بوده؟ رساله نصرت الحق برای بازسازی مفاد آن کافی نیست. بدیهی است از قرائن می توان دریافت که موضوع آن
اصولا تثلیث و حلول روح خدا در جسم مسیح بوده و در آن به جمع آوری دلایل فلسفی و از کتاب مقدس اهتمام شده
است
. (۳۳)
مناظره عمومی که در تفلیس انجام شده چیز خارق العاده ای نبوده زیرا می دانیم این نوع مجادله ها در آن زمان
در ایران بسیار معمول و مطلوب بوده است. اما آیا واقعا بر حاضران تاثیر بسیار داشته است؟
متاسفانه نتوانستیم کتاب دیگر ظهیرالدین بن ملامراد تفرشی را – که این بار به زبان فارسی نوشته و آن نیز به رد
مسیحیت اختصاص دارد – پیدا کنیم. نه عنوان آن معلوم است و نه تاریخ تالیف آن; اما در فهرستها
(۳۴)
از آن با عنوان
«
رساله رد بر نصاری » یاد شده است. یک نسخه از آن در مشهد، کتابخانه آستان قدس رضوی در مجموعه حکمت به شماره
258
نگهداری می شود
. (۳۵)
آیا این حمله دیگری است به دلایل اقامه شده از سوی پدر گابریل؟ از سوی دیگر ظهیرالدین تفرشی در گرجستان، جایی
که تعداد مسیحیان زیاد بوده، توانسته در موقعیتهایی دیگر، به نگارش اثر جدلی دیگری توفیق یابد
.
پدر گابریل پس از اقامتش در تفلیس در اوایل
(۳۶)
سال ۱۶۶۷ به ایروان می رود به امید آن که در آن جا میسیونی در نزدیکی
مقر اسقف ارمنستان تاسیس کند. او در ارمنستان با حمایت یک اسقف ارمنی به نام آراکل (رک
:
A Chronicle
همان
ص ۴۱۲) مستقر می شود. یک ارمنی اصیلزاده به نام آذریه که کاتولیک بوده به او کمک می کند و کلیسای کوچکی برای او
می سازد. در ایروان پدر ژوزف – ماری دوبلووا
(Josephe – Marie de Blois)
(۳۷)
به پدر گابریل می پیوندد
.
پدر گابریل علاوه بر موعظه، به حاکم شهر ستاره شناسی تدریس می کرده است
. (۳۸)
با این همه، روحانیان ارمنی که از
حضور این میسیونر کاتولیک در ایروان نگران شده بودند با دادن رشوه به همین حاکم از او می خواهند کلیسای پدر
گابریل را تعطیل کند
. (۳۹)
پس از تعطیل شدن کلیسا در یک روز یکشنبه آن را ویران می کنند. اسقف آراکل شغل خود را
از دست می دهد و مجبور به جلای وطن می شود، در حالی که آذریه را به چوب و فلک می بندند و به زندان می اندازند. او
با دادن جزای نقدی هنگفتی به حاکم آزاد می شود اما مجبور می شود به تبریز کوچ کند. با این همه او تمام این ناملایمات
را با شجاعت تحمل می کند و از مذهب کاتولیک روی برنمی گرداند
.
این حوادث
(۴۰)
پدر گابریل را سخت دل آزرده می کند به طوری که سلامت خود را از دست می دهد و سرانجام ایروان را
ترک می کند
. (۴۱)
چون احساس می کند زمان مرگش فرارسیده می خواهد که او را نزد کشیشهای دومینیکن ببرند،
(۴۲)
اما
در حین سفر در یک روستای ترک نشین در نزدیکی ایروان بر اثر خستگی و شدت بیماری فوت می کند
(۴۳)
و جسدش را به
ایروان بازمی گردانند، جایی که حاکم از روحانیان ارمنی می خواهد مراسم مذهبی را برایش به جای آورند
.
پدر گابریل دوشینون این میسیونر طرفدار اتحاد مسیحیان که تا آن جا که ممکن بوده از بحث و جدلهای بیهوده احتراز
می کرده به رغم شکستهایی که متحمل شده کشیشی بوده پاک، خستگی ناپذیر و دارای استعدادهای فوق العاده
.
از تمامی بنیادهای جدیدی که او برپا داشته بود، تنها مؤسسه مذهبی تبریز ماندگار خواهد بود و تا اواسط قرن بعد نیز
برجای خواهد ماند
. (۴۴)
اینها بودند چند نوشته یا شواهدی که ما توانستیم درباره کاپوسنهای فرانسوی به دست آوریم. شاید توانسته باشیم به
این ترتیب زوایای تاریک زندگی مذهبی آنان را – دست کم برای ثلث دوم قرن هفدهم – روشن کرده باشیم. آنها با استفاده
از اغماضی نسبی [حکام مسلمان نسبت به مسیحیان] در حد امکان کوشیدند ضمن رعایت احتیاطات لازمه، وظیفه
تبلیغ دین مسیح را به نحو احسن به انجام رسانند. بویژه به دقتی که میسیونرها در آموختن زبانهای فارسی و ترکی از
خود نشان دادند اشاره می کنیم
. (۴۵)
از آنجا که این کشیشها تنها می توانستند ایمان خود به مسیحیت را اعلام دارند و
مسیحیان محلی را به اتحاد و همبستگی آموزش دهند، نتایجی که از ماموریت مذهبی آنها نزد مسلمانان به دست می آمد،
امروز چندان قابل توجه به نظر نمی رسد و یا به هر روی ارزیابی آنها دشوار است. در هر حال خواهیم دید که کاپوسنهای
تبریز،
(۴۶)
مثل آنهایی که در تفلیس
(۴۷)
یا سورات
(۴۸)
بودند، برای راهیابی نزد مردم و تسکین آلام آنها بشدت به حرفه
پزشکی روی آوردند. به علاوه آنها در ایران مثل دیگر میسیونرها به کار غسل تعمید شمار زیادی از کودکان در حال فوت
اهتمام کردند. برای ارزیابی اقدامات آنها باید اوضاع و احوالی را که در آن به انجام وظیفه مشغول بودند مورد توجه قرار
داد، اوضاع و احوالی که به حسب حکومتها و سلاطین بسیار متفاوت بوده است
… (۴۹)
در هر حال کشیشهای کاپوسن، هیچ گاه در اصفهان پرشمار نبوده اند. تامین زندگی آنها برای فرقه بسیار گران تمام
می شده است،
(۵۰)
و مرکز آنها در حلب در مقایسه با نیازهایش چندان ثروتمند نبوده است; روحانیان دیگری که پیرو
کلیسای رم بوده اند نیز در پایتخت ایران بوده اند و تعداد مسیحیان کاتولیک پیرو کلیسای رم بسیار ناچیز بوده است
.
ناتوانی کاپوسنها که دلیل آن دوری آنها از محل زندگی مسیحیان و بویژه از جلفا بوده، در سال ۱۶۵۵; اخراج ارامنه از
مرکز شهر اصفهان، باز هم بیشتر می شود. در سال ۱۶۶۲
(۵۱)
تنها دو کشیش کاپوسن در اصفهان زندگی می کرده اند، پدر
رافائل دومان
(۵۲)
(Raphael du Mans)
و پدر والانتن دانژه
d|Angers_ (Valentin
که نفر اخیر پیر
و بیمار
بوده – و بدون تردید یک برادر روحانی
. (۵۳)
هنگامی که ژی.ته ونو
(J. The|cenot)
در اصفهان اقامت داشته، یعنی از
اکتبر ۱۶۶۴ تا فوریه ۱۶۶۵ میهمان کاپوسنها بوده است
. (۵۴)
سرپرست صومعه پدر رافائل بوده و همراهان او عبارت بودند از
پدر والانتن دانژه، – که در نوامبر ۱۶۶۵ درگذشت – و پدر ژان باپتیست دولوش
(Jean – Baptiste de Loches)
که از سال ۱۶۶۱ در موصل اقامت داشته، جایی که بویژه به کار طبابت اشتغال داشته است
(۵۵)
در پایان سال ۱۶۶۴ یا در
سال ۱۶۶۵، پدر رافائل از شاه ایران (عباس دوم) تاییدیه ای مبنی بر پذیرش امتیازهای کاپوسنهای مقیم اصفهان دریافت
می کند
. (۵۶)
در سال ۱۶۷۰ و ۱۶۷۲ در اصفهان
(۵۷)
تنها پدر رافائل، پدر سرافن دورلئان
(Seraphin d|Orleans)
که
حدود سال ۱۶۶۵ آمده بود – و برادر روحانی فرانسوا دوسنت (فارژو؟
)
(Francois de St. Fargeau)
اقامت
داشته اند
. (۵۸)
بعدها، در سال ۱۶۹۱، از اصفهان گزارش شده
(۵۹)
که «کلیسای روحانیان فرقه کاپوسن با آن که دارای سه
کشیش است، اما بندرت کسی به آن مراجعه می کند». در سال ۱۶۹۴ پدر رافائل، هنوز سرپرستی را به عهده دارد
. (۶۰)
با
مرگ او تنها دو کشیش در اصفهان باقی می ماند،
(۶۱)
پدر سرافن دورلئان و پدر ژان باپتیست
(۶۲)
(
دومونسورو
)
(Jean – Baptiste de Monsereau)
در سال ۱۷۰۱ پدر برناردو بورژ
(۶۳)
(Bernardde Bourges)
به اصفهان وارد
می شود. در سال ۱۷۰۳ پدر ژان باپتیست دومونسورو سرپرستی میسیون را به عهده دارد. او در سال ۱۷۰۷، به هنگام
سفارت میشل هنوز سرپرست است و در این هنگام پدر دونی دوبوژر
(Denis de Bourges)
همکار اوست
. (۶۴)
نفر
اخیر
(۶۵)
در سال ۱۷۱۹ و قبل از آن که کشیشهای تبریز به پایتخت بیایند، تنها بوده و درخواست کرده میسیون برقرار بماند
و کشیشهایی به آن جا بفرستند. بدون تردید پدر کلمان دورلئان
(Clement d”Orleans)
که در سال ۱۷۳۸ پس از
مرگ پدر دونی
(۶۶)
(Denis)
از تبریز به اصفهان منتقل شده، آخرین کشیش کاپوسنی است که در پایتخت ایران اقامت
کرده است. بعد از او صومعه متروک شد و میسیون مذهبی قطع شد، چرا که قربانی دشواریهایی شد که فرقه کاپوسن
فرانسه با آنها مواجه شده بود، نیز قربانی اوضاع داخلی ایران که مناسب برای فعالیتهای میسیونری نبود
.
پی نوشتها و مآخذ
:
۱-
نام سلاطین خاندان صفوی و دوره سلطنت آنان به قرار زیر است
:
اسماعیل اول (۹۷۰ – ۹۳۰ هجری قمری /۱۵۲۴-۱۵۰۲ میلادی
)
طهماسب (پسر اسماعیل اول) (۹۸۴-۹۳۰/۱۵۷۶-۱۵۲۴
)
اسماعیل دوم (پسر طهماسب) (۹۸۵-۹۸۴ /۱۵۷۷-۱۵۷۶
)
محمد خدابنده (پسر طهماسب) ( ۹۹۵-۹۸۵/۱۵۸۷-۱۵۷۱
)
عباس اول (پسر محمد خدابنده) ( ۱۰۳۸-۹۹۵/۱۶۲۹-۱۵۸۷
)
صفی اول (نوه عباس اول) ( ۱۰۵۲-۱۰۳۸/ ۱۶۴۲-۱۶۲۹
)
عباس دوم (پسر صفی اول) (۱۰۷۷-۱۰۵۲/۱۶۶۶-۱۶۴۲
)
صفی دوم (سلیمان پسر عباس دوم) ( ۱۱۰۵-۱۰۷۷/ ۱۶۹۴-۶۹/۱۶۶۶
)
سلطان حسین (پسر سلیمان) (۱۱۳۵-۱۱۰۵/۱۷۲۲-۱۶۹۴
)
۱-
در مورد میسیونهای ایران و هند نگاه کنید: عالیجناب ژ. دو ووما
France au XVII eme Siecle” (G. de Vaumas) “Leveil missionnaire de la
، پاریس ۱۹۵۹، بویژه صص ۳۵۵ تا ۳۶۸
.
۳-
ظاهرا درخصوص روحانیان فرقه اگوستن چیزی وجود ندارد مگر پایگاهی که در هند داشتند و استقرارشان در اوایل
سال ۱۵۷۶ در هرمز و ۱۶۰۱ در اصفهان. آنها در این شهر صومعه ای در محله حسینیه برپا کردند. دومینیکنها نیز در جلفای
نو اقامتگاهی خواهند داشت، اما فقط از بعد سال ۱۶۸۳. در مورد کارمها معرفی کاملی در «میسیون کارمهای دشو»، چاپ
پاریس ۱۹۷۷، نوشته الیزه آلفور
(Elisee Alford)
آمده است; نیز در
:
A Chronicle of The Carmelites in Persia and the papal Mission of the XVII th andXVIII th centuries.
چاپ لندن ۱۹۳۹، که منبعی است بسیار مفصل و کامل
.
۴-
فی المثل فهرست آثار کاپوسنها از پ. هیلر دو بارانتون
(P. Hilaire de Barenton) “La France Catholique en Orient”
پاریس ۱۹۰۲. در مورد کارم هاکتاب پ. آمبروزیوس دوسانتاتره زیا
(Ambriosius de Sta theresia)
را با عنوان
:
Bio – bibliographia missionnaria ordinis carmelitarum (1584-1940)
در اختیار داریم
.
۵-
کشیشان کاپوسینی فرانسه اولین کسانی بودند که ارتباط با ایران را برقرار ساختند. کمی قبل از مرگ شاه عباس اول،
یکی از کارآمدترین کشیشان فرقه کاپوسن به نام پاسیفیک دوپرون
Pacifique de Provins
تحت حمایت
کاردینال ریشلیو در اصفهان سکنا یافت و به عنوان نماینده تاج و تخت فرانسه در آن جا باقی ماند. دکتر سیبیلا شوستر
والسر: ایران صفوی از دیدگاه سفرنامه های اروپاییان، ترجمه و حواشی دکتر غلامرضا ورهرام، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۴،
ص ۹۳
.
۶-
در نامه ۲۳ مه ۱۶۵۱ پدر سیلوستر دوسنت اینان
Sylvestre de st. Aignan
از او به عنوان میسیونری ساکن
بغداد نام برده است. خود پدر گابریل در «سفرنامه جدید مشرق زمین یا رساله مذهب دولتی و آداب و رسوم پارسها،
ارمنیها و گبرها» که پس از عزیمتش از اصفهان نگاشته (او در مقدمه این رساله گفته که بیش از بیست سال است که در
مشرق زمین زندگی می کند)، از مذاکراتی که در بغداد انجام داده، یاد کرده است
.
۷-
رک
:
De La Boullaye – Le – Gouz
«
سفرها و ملاحظات…» پاریس ۱۶۵۷، ص ۳۳۲ و۳۳۳،۳۳۷
.
۸-
رک: نسخه شماره
Fr. 25058
کتابخانه ملی، ص ۱۲۸۶
.
۹-
رک: نسخه شماره ۱۱۴ کتابخانه کاپوسن. پدر گابریل شرح کاملی از نحوه اسکان در جلفا، ماموریت مذهبی و
زیمت خود از جلفا نگاشته، اما نامی از خود نبرده است. در پایان اثر او گزارشی از گفتگوهای خود درباره نکات مورد
اختلاف ارمنیها با کاتولیکها در جلفا عرضه داشته است
.
۱۰-
پدر گابریل در «سفرنامه جدید…» به ماموریت مذهبی کاپوسنها در اصفهان و برخورداری آنها از آزادی فعالیتهای
مذهبی اشاره می کند و می گوید چگونه به دلیل موفقیت آنها در مناظره نزدیک بود این آزادی فعالیت را از دست بدهند
;
چون شیخ الاسلام می خواست مراوده آنها با مسلمانان را تحریم کند آنها به قاضی شهر که دوستشان بود رجوع کردند و
اعلام داشتند مهمان شاه هستند و به این ترتیب نزد داروغه اختلاف را به سود خود پایان دادند
.
۱۱-
رک: نسخه ۱۱۴ کتابخانه کاپوسن، بند ۲۲۸ «سند منتشر نشده »، همان
XXIII
۱۹۵۳
،
۳۰۱ (
نام پدر ژان باپتیست
دوسنت اینان، حلب هشتم اوت ۱۶۷۰
).
۱۲-
رک
:
A. Rabbath
«
اسناد منتشر نشده برای کمک به شناخت تاریخ مسیحیت در مشرق زمین، ج ۱، ۱۹۰۵، ۵۱۴
(
نام پدر ژان باپتیست به کولبر
,Colbert
عید پاک، ۱۶۷۰
).
۱۳-
میرزا ابراهیم از سال ۱۰۶۹ هجری (۱۶۵۹ میلادی) در این منصب بوده » قبل از او میرزا صادق در سال ۱۰۶۱ هجری
(۱۶۵۱
م) هنوز بر سر کار بوده است (رک
:
V. Puturidze)
«
اسناد تاریخی ایران »، تفلیس ۱۹۶۱، ص ۶۸ و۷۶). در
«
تاجگذاری سلیمان…»، پاریس ۱۶۷۱، ص ۳۱۰ تا۳۲۹ و ۳۷۲ تا ۳۷۵، به جاه طلبی او و این که می خواسته صدراعظم شود
اشاره شده است. او چون نتوانسته به این مقام دست یابد در آخر سال ۱۶۶۷ به تبریز بازگشته است. در سال ۱۶۷۴ پدر
پیسکوپو
P. Piscopo
و پدر بدیک
P. Bedik
برای تخفیف در مالیات کاتولیکهای نخجوان به او مراجعه می کنند و
در این ماموریت موفق می شوند ( پدر بدیک در کتاب خود از توجهی که کشیشهای کاپوسن نزد او برخوردار بودند سخن
می گوید، چیزی که خودش نیز به هر حال از آن منتفع می شده است
…).
۱۴-
شاردن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
