خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل منطق، فرامنطق و فلسفه منطق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل منطق، فرامنطق و فلسفه منطق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قلمرو دین یا گستره شریعت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قلمرو دین یا گستره شریعت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
20ساعت
52دقیقه
43ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مقایسه نظرات پاسکال و شیخ اشراق

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 79

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل مقایسه نظرات پاسکال و شیخ اشراق شامل 55 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل مقایسه نظرات پاسکال و شیخ اشراق در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل مقایسه نظرات پاسکال و شیخ اشراق با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل مقایسه نظرات پاسکال و شیخ اشراق نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل مقایسه نظرات پاسکال و شیخ اشراق هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل مقایسه نظرات پاسکال و شیخ اشراق اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مقایسه نظرات پاسکال و شیخ اشراق :

مقدمه:

پاسکال دانشمندی است که با تعقل صرف مخالف بوده و به شدت از فیلسوفان رویگردان است. (۱) گویا تلاش وی برای دستیابی به یک امر عقلی محض و کشف حقایق از طریق فعالیت ذهنی با ناکامی مواجه گشته است.وی دست عقل را بکلی از دسترسی به عالم الهیات و ماورای فیزیک و حتی از شناسایی کامل جهان و اشیاء کوتاه می کند و مانند کانت توانایی عقل محض را در علوم ریاضی و هندسی و نهایتا در امور تجربی منحصر و محدود می سازد.البته آنهم نه در فهم مبادی و اصول بلکه عقل صرفا در شناخت مسایل آن علوم قادر به تبیین و تحقیق است. (۲)

نوشته ها ونظریات او در مباحث عقلی و انسانی بعضا تناقض آمیز است.رابطه میان ایمان(احساس باطنی)و عقل از دیدگاه وی به روشنی تبیین نشده است.گاه به نظر می رسد ایمان دراستدلال به کمک عقل می شتابد و به این لحاظ آن دو به منزله دو قوه عاقله بشمار می روند که در طول یکدیگر واقع شده اند، به نحوی که وظیفه یکی ادراک مبادی و اصول است و وظیفه دیگری ادراک مسائل بر اساس اصول دریافت شده می باشد.و در مواضعی چنین به نظر می رسد که آن دو با یکدیگر متمایز بلکه متباین اند و هر یک وظایف علی حده ای دارد.به این معنا که دل اموری را ادراک می کند که عقل از تبیین و فهم آن بطور کلی عاجز است، و عقل نیز اموری را فهم می کند که در شأن دل نیست. (۳) پاسکال دوران مختصری از عمر کوتاه خود را به این امر الهیات اختصاص داده است.بلکه بیشتر مدت زندگی وی به کسب علوم ریاضی و هندسه و مسایل فیزیک صرف شده است.در زندگی شخصی خود نیز دارای فراز و نشیب هایی بوده که در شکل گیری نظام تفکر وی تأثیر بسزایی داشته است.حتی چند سالی نیز بکلی از عالم معنویت و دیانت بریده و مشغول خوشگذرانی

و لذات دنیوی می شود.گویا در این دوران از نظر فکری در شک و تردید بسر می برده است.تا اینکه بالأخره در یک شب بطور اتفاقی بار دیگر به عالم معنویت بر می گردد که از آن به تجدید ایمان پاسکال تعبیر می کند.

اما شیخ اشراق درست در نقطه مقابل پاسکال قرار گرفته و به معنای دقیق کلمه از فیلسوفان بزرگ محسوب می شود که درتمام مباحث و مسائل فلسفه بحث و تحقیق نموده تا جایی که نظریات ابداعی گوناگونی چه در فلسفه نیز از خود به یادگار باقی گذاشته است.

وی تمام عمر کوتاه خود را صرف تحقیق و مطالعه در الهیات و عوالم معنوی نموده است و در زندگی شخصی خود نیز از جمله افراد مؤمن و پارسا و پرهیزگار به حساب می آید.به عبارت دیگر وی از اشخاصی بوده است که سیر و سلوک معنوی و عرفانی و تزکیه و مجاهدات نفسانی را بطور کامل در عمل، وجهه همت خویش قرار داده است.شیخ با وجودی که مدت زیادی عمر نکرد اما در برابر حکمت مشا شالوده مکتبی را بنیان نهاد که از آن تحت عنوان حکمت اشراق نام برده می شود.حتی به نظر می رسد که حکمت متعالیه نیز با آن همه عظمت و وسعت فرآیندی است که از درخت تنومند آن حکمت به بار آمده است.

فیلسوف اشراقی ما در تبیین روابط ادراکات حسی و عقلی و اشراقی بحثهای مستوفایی انجام داده و آنها را در قلمروهای خود معتبر می داند.او اساس حکمت و فلسفه خویش را بر شهود و اشراق مبتنی ساخته است.ممکن است که در بعضی از مباحث معرفت شناسی آن هم فقط در حد ادعا و در برخی مسائل جزئی، وجوه مشترکی را بتوان میان سهروردی و پاسکال پیدا نمود.اما در اصول و مسایل اصلی و مباحث متنوع شناخت، بهتر است اقرار کنیم که به هیچ وجه قابل مقایسه با یکدیگر نیستند.شاید بتوان گفت نسبت شیخ اشراق به فلسفه و الهیات و قدرت تسلط وی بر این علوم تا اندازه ای مانند نسبت پاسکال به ریاضیات وهندسه و فیزیک است.بنا بر این در اینجا برخی از مسائل مربوط به مسأله شناسایی بخصوص مسأله شهود و اشراق را میان این دو متفکر بزرگ به عنوان وجوه افتراق و اشتراک یاد آور می شویم.ابتدا به نقاط مشترک اشاره می کنیم.

۱-شهود باطنی توسط دل یا قلب به عنوان منبعی مستقل در مقابل حس و عقل از طرف هر دو متفکر پذیرفته شده است. (۴) اما درمقام تبیین و تفسیر معنای شهود، و نیز قلمرو آن و تأثیر معرفت شهودی در تفکر فلسفی (۵) و موارد دیگر کاملا با یکدیگر فرق می کنند. به عبارت دیگر سهروردی و پاسکال هر دو، قدم اولیه را با هم بر می دارند ولی نقطه مشترک آنها صرفا در همین قدم اولیه است.در حالی که شیخ قدمهای بعدی را که از وسعت زیادی بر خوردار است به تنهایی طی می کند و پاسکال را در همان مرحله اول تنها می گذارد.آخرین سخنی که پاسکال در این مورد می گوید این است که دل دلایلی دارد که نحوه استدلال آن از عهده عقل خارج است (۶) و نیز مبنای یقین در اصل به شهود قلبی بر می گردد.

اما سهروردی اولا شهود باطنی را مبتنی بر علم حضوری می داند و برای اثبات آن بیش از هفت دلیل ذکر می کند. (۷) ثانیا مفاهیم شهود و اشراق و کشف در نظریه او هر کدام معنا و جایگاه خاصی داشته و با نور و ظهور رابطه تنگاتنگی دارد. (۸) به عنوان مثال اشراق، نوری است که از عالم بالا به انسانهای والا و جانهای مستعد می تابد و شهود در واقع بینش و آگاهیی است که در پرتو نور الهی در شخص حاصل می شود و بواسطه این بینش و شهود انسان می تواند حقایق جهان مادی و معنوی را مشاهده نماید.

ثالثا، اهمیت شهود و اشراق تا حدی است که وی اساس تفکر و حکمت خویش را نیز بر همین اصل مبتنی می سازد.

۲-از نظر آن دو، تزکیه نفس و دوری از خود خواهی و شهوات از ابزار این منبع محسوب می شود. (۹) در این مورد نیز فیلسوف اشراقی دارای برنامه خاصی است.وی برای درک لمعان الهی و فیوضات بیشتر وبالأخره کسب معرفت حقیقی شرایطی را مطرح می کند که در متن رساله به آنها اشاره شده است. مواردی را که وی به عنوان شرط ذکر می کند، شامل هر دو بعد مادی و معنوی انسان می شود.یعنی از دیدگاه شیخ هم تخلیه و تزکیه نفس و هم تحلیه و تربیت آن برای حصول شرایط و شناخت واقعی، ضروری است.

۳-هر دو اندیشمند شهود را بر حصول مقدم می دارند. (۱۰) ولی در باره اینکه این تقدم به چه نحو می تواند باشد پاسکال چیزی نمی گوید.در حالی که به نظر شیخ شهود بر علم حضوری مبتنی است.یعنی آن را بر اساس علم و ادراک حضوری توجیه و تفسیر می کند و معتقد است که هرگونه علم حصولی مسبوق به معرفت حضوری می باشد. (۱۱)

۴-مورد دیگری که هم پاسکال و هم شیخ آن را قبول دارند این است که قوه واهمه را غیر از نفس ناطقه و قوه عاقله به حساب می آورند.در اصل ایشان به ثنویت میان آن دو معترفند. (۱۲)

۵-از ویژگیهای مشترک آنها این است که شهود را نقطه آغازی برای اثبات بی واسطه واقعیب و سر منشأ شناخت آن به حساب می آورند (۱۳) از نظر آنان شهود باطنی طریقی در مقابل استدلال و بخشی از علم در مقابل علم حصولی(البته از نظر شیخ به معنای دقیق تر برای دستیابی به معرفت های حقیقی، معرفی شده است.با این تفاوت که سهروردی مبنای اشراق و شهود را به علم حضوری بر می گرداند، اما پاسکال مبنای شهود باطنی را همان قلب واقرار دل می شناسد.

۶-هر دو عقیده دارند که ادراک کننده واقعی در اصل روح و به تعبیر سهروردی نفس ناطقه است.و مقصود آنها از مدرک حقیقی، همان بعد غیر مادی حقیقت وجود انسان است. (۱۴) در این زمینه نیز پاسکال صرفا به ادعا بسنده کرده و می گوید جسم مادی نمی تواند امور را درک کند و برهانی در این باره ارائه نمی کند.در حالیکه شیخ تنها برای اثبات غیر عادی بودن نفس ناطقه بیش از ده برهان و نیز برای اثبات اینکه نفس مجرد نمی تواند در جسم واقع شود چهار دلیل ارائه می دهد. (۱۵)

۷-همچنین هر دو متفق القول هستند که در حس بماهو حس خطا وجود ندارد.بلکه خطاهای آن ناشی از علل دیگری است. (۱۶)

۸-درباره عوامل خطاهای حس و عقل می توان گفت تقریبا هر دو نظر یکسانی دارند.به عنوان مثال خود خواهی هواهای نفسانی، غرور، بیماری، تخیلات، وهم، نزاع میان عقل و حس را از جمله علل خطا در مدرکات حس و عقل به حساب می آورند. (۱۷)

۹-آنها معتقدند که شناخت قلبی و شهود باطنی از ناحیه خدای متعال به انسان افاضه شده است. (۱۸)

و اما نقاط افتراق این دو شخصیت از این قرار است:

۱-از آنجا که پاسکال در باره ادراک حسی و عقلی تردید روا می دارد و دست آنها را از شناسایی عالم فوق طبیعی و مباحث الهیات کوتاه می کند و صریحا می گوید که عقل ما نمی تواند در مورد هستی و یا عدم وجود خدا و نیز چیستی او چیزی ادراک کند. می توان او را از دیدگاه نظری از شکاکان بحساب آورد. (۱۹) در حالیکه سهروردی برای ادراک حسی و عقلی اعتبار قائل است و از فیلسوفان واقع گرا بشمار می رود.معرفت حسی بخصوص مسأله رؤیت از دیدگاه وی دارای اهمیت فراوانی است، تا آنجا که می توان به یک اعتبار مبنای فلسفه شیخ را مشاهده و رؤیت دانست، عقل به کمک عقل فعال یا مثل و عالم انوار و ارتباط خاصی با آن، بر موضوعات علم پیدا می کند.و از آنها صور معقول و مجرد می سازد.در مرتبه عالیتر عقل موضوعات خود را پس از تجرد نفس از بدن، مشاهده می نماید. (۲۰)

در این مرتبه حس و تجربه ملاک ادراک نمی باشد بلکه اشراقی حضوری در شناخت عقلانی دخالت تام دارد.

۲-قلمرو معرفتهای حسی و عقلی از نظر پاسکال نهایتا در ریاضیات و هندسه و علوم تجربی است وخارج از مرزهای یاد شده حس و عقل کار آیی ندارند، بلکه این دل است که امور مربوط به ما بعد الطبیعه را درک می کند. (۲۱) اما در مکتب اشراق حس و عقل علاوه بر محورهای بالا قادر ایت در باره امور ما بعد الطبیعه نیز به تعقل و مشاهده بپردازد.و به کمک برهان و استدلال راجع به مسایل آن اظهار نظر نماید. (۲۲)

۳-در معرفت شناسی پاسکال، حس و عقل قادر نیستند که اصول اولیه و مبادی را ادراک نمایند.بلکه از طریق قلب و احساس باطنی به اصول و مبادی می رسیم و نسبت به آنها یقین پیدا می کنیم.و عقل نیز معارف خود را بر اساس همان مبادی و اصول مبتنی می کند.

اما در معرفت شناسی شیخ اشراق هر کدام از حس و عقل در مرتبه خود قادرند مفاهیمی را به نحو واضح و بین درک نمایند.بطوری که اگر حس نبود هیچ شناختی نیز نداشتیم.عقل نیز پس از دریافت تصوراتی، ذاتا می تواند به نسبتهایی میان تصورات حکم کنند که صدق آنها ضروری و قطعی است، بدون اینکه این نوع قضایا و احکام از مبادی و اصول دیگری استنتاج شده باشند.. (۲۳)

۴-پاسکال از راه تجربه شخصی به وجود چنین منبعی(شهود باطنی)می رسد.اما شیخ علاوه بر تحربه شخصی، آن را از طریق استدلال واشراق اثبات می کند. (۲۴)

۵-اشراق و شهود در نظر پاسکال به یک معناست. (۲۵) اما در فلسفه سهروردی این دو مفهوم با یکدیگر متمایزند.در واقع اشراق و شهود دو عملند که یکی جهت نزولی و دیگری جهت صعودی دارد. به عبارت دیگر آنها دو طریقه برای شناخت و معرفت ذوقی اند.

اشراق افاضه شعاع نوری از بالا به پائین است، اما امر شهود این است که موجود مجردبا مشاهده موجودات عالیتر می تواند فیض بیشتری از بالا کسب نماید. (۲۶)

۶-از نقطه خاص شیخ این است که میان عالم مثال و صور حسی وخیالی یک نحو ارتباط معرفت شناسی و هستی شناسی بر قرار است.به این معنا که او از طریق معرفتهای حسی و خیالی وجود عالم مثال را با برهان اثبات می کند.چنانچه در این نظام معرفتی، عالم مثال تحقق نداشته باشد.