خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اتوپیایی با سیطره مطلقه روشنفکری و عصر روشنفکران استبداداندیش
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اتوپیایی با سیطره مطلقه روشنفکری و عصر روشنفکران استبداداندیش قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مغالطات غیر صوری
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مغالطات غیر صوری قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
03دقیقه
15ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کاوشی در مفردات سوره حمد(۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 55

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کاوشی در مفردات سوره حمد(۱)؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل کاوشی در مفردات سوره حمد(۱) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 63 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل کاوشی در مفردات سوره حمد(۱):

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل کاوشی در مفردات سوره حمد(۱) آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل کاوشی در مفردات سوره حمد(۱) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل کاوشی در مفردات سوره حمد(۱) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل کاوشی در مفردات سوره حمد(۱)، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کاوشی در مفردات سوره حمد(۱) :

اِسْم

لغات و واژه های متعدد در باره اسم:

در مورد واژه “اسم” لغات متعدد وگوناگونی یاد کرده اند که یکی از علمای لغت، شمار آنها را به هیجده واژه رسانده، و در دوبیتی که آنها را یاد می کنیم به گونه ای فشرده ذکر کرده است (آلوسی، بی تا، ج۱، ص ۱۰۸) :

الاسْمِ عَشْرُ لُغاتٍ مَعْ ثَمانَیّهٍ

بِنَقْلِ جَدِّیَ شَیْخِ النّاسِ أکْمِلُها

سمٌ، سماتٌ، سما، واسمٌ، وَزِدْسمهً

کَذا سَماءً بِتَثْلیثٍ لاِءَ وَّ لِها

برای واژه اسم، دَهْ- به اضافه هشت- [یعنی هیجده] لغت وجود دارد، و این سخن را از جدم که استاد و شخصیتی بزرگ در میان مردم بوده این واژه را به گونه ای کامل بازگو می کنم:

۱- سم 2- سمات 3- سماء 4- اسم 5- سمه را بر اینها بیفزای ۶- بدینسان “سما” را اضافه کن، که اولِ هر یک از آنها را می توان به سه وجه فتح و ضم و کسر بخوانی [و مجموعا شش لغت]

و هریک به سه وجه در آغاز و آنها بروی هم به هیجده لغت می رسد.

یکی از شعرا، “سُم” را به عنوان یکی از واژه های “اسم” و به معنای آن به کار برده و گفته است: بِاسْمِ الَّذی فی کُلِّ سُورَهٍ سُمُهُ (رازی، بی تا، ج ۱، ص ۱۰۸) :

به نام آنکه در هر سوره ای اسم و نام او آمده است

ابن سیده می گوید: اسم واژه ای است که در مقام اطلاق بر جوهر و عرض، وضع شده تا پاره ای از آنها از پاره ای دیگر جدا و باز شناخته شوند، چنان که – به عنوان مثال- ارتجالاً می گوییم:

إسم هذا کذا” : (اسم و نام این، چنین است). و اسم را به کسرِ همزه به کار می بریم؛ و نیز می توانیم بگوییم “أُسْمُ هذا کذا” و همزه آن را به ضم بخوانیم. لحیانی گفته است : إسمه فلان” به کسر همزه کلام و سخن عرب است ؛ لکن از قبیله بنی عمر وبن تمیم آورده اند که آنان “أُسمه فلان” را به ضمِّ همزهاسم” می خواندند. لحیانی یادآور می شود قرائتِ “اسم” به ضم همزه در میان قبیله قضاعه رایج و دارای کاربرد فراوانی بوده است. اما “سِمٌ” طبق استعمالِ اهلِ لهجه است که “اسم” را به کسر همزه به کار می برند، و الف [یعنی همزه] را حذف کرده و حرکت آن را که کسره است بر سین می افکنند و در آن، جا به جا می سازند.

کسائی، مصرع “بِاسْمِ الَّذی فی کُلِّ سوره سمه را در نقل و روایت بنی قضاعه، به ضمن سینِسمه” بازگو کرده، در حالی که همین مصرع را ازقبایل دیگر به کسر سین “سمه” انشاء نموده و سرودن آن را برگزار کرده است (ابن منظور، بی تا، ج ۲، ص ۲۱۲). ابوزید ودانشمندانی دیگر همین نکته را یادآور شده اند.

هر چند اصل و ریشه “سُمُوّ” عبارت از “سِمْو” است و به قول ابوالفتوح رازی : “فأما اسم” اصل این کلمه،سِمْو” [به کسر سین و سکون میم] است علی وزن “فِعْل” از آنکه جمعش “اَسْماء” کردند کَقِنْو(۳) و أَقْناء، و حِنو(۴) و أحْناء، لام الفعل از آخرش بیفکندند؛ پس حرکتِ واو با میم دادند، ابتدا کردنِ به ساکن متعذر شد، همزه وصل درآوردند تا نطق، ممکن بُوَد، “اسم” گشت (رازی، ۱۳۲۴ – ۱۳۲۵، ج ۱ ص 531؛ راغب اصفهانی، بی تا، ص ۲۴۴).

مبدأ اشتقاق “اسم” :

۱- سُمُوّ، یاسِمْو :

اکثر علما برآنند کلمه “اسم” از ریشه “سُمُوّ” – که مصدر “سَما، یَسْمُو” است اشتقاق شده است، و “سُمُوّ” به معنای رفعت و بلندی و افراشتگی است؛ ” از آن جهت که مسمی از رهگذرِ اسم، بلند آوازه و بدان شناخته می شود” (راغب اصفهانی، بی تا، ص ۲۴۴) در روض الجنان آمده است: “اگر گویند : اسم را – چون اشتقاق از سُمُوّ باشد- چه معنا دارد که معنا، سِمَت بر اسم مخیل است که اسم، مسمی را علامت باشد ؟ گوییم : معنای “سُمُوّ” ظاهرتر است و آن، آن است که [مسمایی] که اسم ندارد حامل و پوشید و مُتَّضِع [و پست و فروهشته [بود، چون اسم بر او نهند پنداری که “رُفِّعَ وَ نُوِّهَ بِذِکْرِه” : رفعتی دارد آن را و تنویهِ ذکری؛ پس معنای ” سُمُوّ” در او ظاهرتر است” (رازی، ۱۳۳۴ – ۱۳۳۵، ج ۱، ص ۳۱؛ آلوسی، بی تا، ج ۱، ص ۵۲) و نیز فخر رازی گوید: “بصریون گفته اند : اسم از “سَما، یَسْمُو” اشتقاق شده، و معنای آن بلند شدن و پدیدار گشتن است. بنابراین اسم و نام هر چیز، برافراشته و بلند است به گونه ای که آن چیز به وسیله اسم و نامش پدیدار می شود. وین بر این مطلب می افزایم که لفظ، مُعَرِّفِ معنا است، و مُعَرَّفِ هر چیزی از نظر معلومیت بر مُعَرَّف تقدم دارد؛ بنابراین اسم دارای بلندی بر معنا و مسمّی و مقدم بر آن است” (رازی، بی تا، ج ۱، ص ۱۰۸).

۲- وَسْم، یا سمه :

برخی را عقیده بر آن است که “اسم” از “وسم” یا “سمه” اشتقاق یافته [به این معنا که واو از آغاز آن حذف، و همزه به جای آنها نهاده شده است] کوفیون به چنین اشتقاقی درباره اسم قائل بوده و می گفتند: وَسْم به معنای داغ نهادن، و “سمه” به معنای علامت و نشانه است : اسم نیز به سان داغ و علامت و نشانه ای است که به مسمّی رهنمون است.

طبق این نظریه، اسم دارای مبدأ اشتقاقی است که از باب مِثالِ واوی به شمار می آید، و مثال واوی نیز دارای دو ساختمان مصدری است مانند “وعد، یعد، وَعْدا، عِدَهً” و “وصل، یصل، وصلاً، صِلَهًاسم نیز مشتق از : “وَسَم، یَسِمُ، وَسْما، سِمَهً” می باشد.

نادرستی اشتقاق اسم از وَسْم و یا سِمَه :

اکثرِ قریب به تمام علمای لغت و واژه گزاران زبانِ عربی و مفسران، رأی کوفیین را- که قائل به اشتقاق اسم از “وسم” و یا “سمه” بوده اند- با ادله متعددی نادرست اعلام کرده اند و ترجیح داده اند که بگویند: “اسم” از “سُمُوّ”- که در اصل “سِمْو” بوده – اشتقاق شده است. ادله هایی که از این پس یاد می شود چنینی ترجیحی را تأیید می نماید.

۱- اگر بگوییم : اسم از “وسم، سمه” اشتقاق یافته از باب مثال واوی خواهد بود، و در مثال واوی از قبیل: “صِلَه، وَصْل”، “عِدَه، وَعْد” و امثال آنها که در “صِله” و عِده” – به عنوان مصدر “وَصَلَ” و وَحَدَ” – به جای “وَصْلاً”. “وَعْدا” به کار می روند، فاءالفعل یعنی واو “وَصْلاً” و “وَعْدا” را حذف می کنند، و به جای آنها می گویند “صِلَهً” و عِدَهً. ” و در چنین مواردی به جای واو، نمی توان همزه وصل را جایگزین آن ساخت. به عبارت دیگر: نمی توانیم با حذفِ واو “وَصْل” و “وَعْد” به جای آن بگوئیم “إصْل” و إعْد”، و همزه را در مصدر آنها جایگزین “واو” سازیم.(۵)

۲- دلیل دیگر در اشتقاق “اسم” از سُمُوّ” و نادرستی اشتقاق آن از “وسم یا سمه” این است که اگر اسم، مشتق از “وسم” یا “سَمِه” می بود باید جمع اسم، «اَوْسام»؛ و مَصَغِّر آن، «وِسْیْم» باشد؛ چنان که مَصَغَّرِ «صله وعده» به صورت «وَصَیْلَه و وُعَیْدُه» است، در حالی که مَصَغَّرِ اسم نمی تواند «وُسیْم» باشد؛ همان گونه که در مصادر و مآخذِ لُغَوی می بینیم، مصغر آن، سُمَیّ» است (طبرسی، بی تا، ص ۱۹).

ابن منظور را در این باره گفتاری است که ابوالفتوح رازی، مفسر بزرگوار شیعی – پیش از اوجامعتر و رساتر دلیل اخیر را در اشتقاق اسم از “سُمُوّ” بیان کرده و می گوید:

وقول آن کَس- که گفت : اشتقاق او : [اسم] از وَسْم باشد، وَسْم، علامت بُوَد- درست نیست؛ برای آنکه اگر چنین بودی در جمعش «اَوسام» گفتی، و در تصغرش «وَسَیْم»؛ و الفِ وصل حاجت نبودی آوردن (رازی، ۱۳۳۴ ۱۳۳۵، ج ۱، ص ۳۱؛ طبرسی، بی تا، ج ۱، ص۱۹؛ ابن منظور، بی تا، ج ۲، ص ۲۱۲)[و با توجه به قاعده «الجمع والتصغیر یَرُدّانِ الأسماءَ إلی أصولها» یعنی جمع و تصغیر، اسما را به ریشه های آنها بر می گرداند و جمع اسم، اسماء، و مصغَّرِ آن «سمی» است، باید گفت اشتقاق اسم از«وسم» نادرست می باشد].

۳- راغب اصفهانی در ذیل «سَما» که مصدر آن «سمو» است از کلمه «سماء» سخن به میان می آورد وشواهدی ازآیات وکلام عرب را یاد می کند مبنی بر اینکه از این مادّه باید مفهوم علو و ارتقاع را جستجو کرد؛ و علو و ارتفاع هیچ ارتباط و پیوندی با مفهوم «وسم» ندارد. آن گاه همو در ذیل «سما»، از اسم و أسماء یاد می کند و با توجه به آیاتی که کلمه «اسماء» در آنها آمده است، به گونه ای نسبتا مبسوط به گفتگو می پردازد (راغب اصفهانی، بی تا، صص ۲۴۳، ۲۴۴).

نکاتی سودمند درباره عینیت یا مغایرت اسم با مسمّی

در این مقام ابوالفتوح رازی نکاتی جالب و مفیدی دارد که ما برای اینکه بیانش گسترده و طولانی و در قالب نثر فارسی سده ششم هجری است، و برای فارسی زبانان امروز ثقیل می نماید محتوای آن را گزارش می کنیم.

وی می گوید:

«اسم و مسمّی مغایر با یکدیگر هستند. و این شبهه را – که اسم، عین مسمّی است – باید سست و بی وزن برشمرد؛ زیرا صُوَر مختلفی درباره اسم و مسمّی قابل تصور می باشند که عبارت اند از اینکه: ۱اسم بدون مسمّی 2- مسمّی بدون اسم 3- یک مسمی و چند اسم 4- یک اسم و چند مسمّی می باشد(۶)

مثال برای صورت نخست یعنی اسم بدون مسمّی، آیه «إنّا نُبَشِّرُکَ بِغُلامٍ اُسْمُهُ یَحْیی» ( مریم، ۷) است که [ای زکریا]، ما تو را به زادن نوجوانی از همسرت مژده می دهیم که نام او «یحیی» است. این بشارت پیش از آنکه کسی به نام یحیی زاده شود و پا به عرصه وجود نهد، انجام گرفته، و این اسم فقط در عالم لفظ و تعبیر تحقق یافته، ومسمّایی به هنگام بشارت وجود نداشته است.

مثال و نمونه برای صورت دوم، یعنی «مسمّی بدون اسم» عبارت از آن بخش از پدیده های وجودی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.