اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انسان و امتحان های الهی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 60
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل انسان و امتحان های الهی، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل انسان و امتحان های الهی شامل 102 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل انسان و امتحان های الهی:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل انسان و امتحان های الهی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل انسان و امتحان های الهی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
چکیده:
در میان موجودات جهان آفرینش، گروهی هستند که امکان هیچ گونه ترقی، تعالی و پیشرفتی را ندارند و همه آنچه لازم است، از ابتدا و بالفعل در نهاد آنها گذاشته شده است; جمادات از این قبیلند. گروه دیگر علاوه بر برخی فعلیتها، قوا و استعدادهایی دارند که در صورت جمع شرایطی خاص به فعلیت رسیده، منتهی به تکمیل و تتمیم آن موجود می شود. بعضی از موجودات گروه دوم در این مسیر بی اختیارند و برخی دیگر راه تکامل را با اختیار و اراده تمام طی می کنند. انسان از این گونه اخیر است که مسؤولیت سازندگی و تربیت او را به خودش سپرده اند.
در مقاله حاضر به انواع هدایت در نظام آفرینش پرداخته شده و نقش آزمایشهای الهی در زندگی انسان و هدف این آزمایشها بررسی شده است.
کلید واژه ها :
خلقت، هدایت، تکوینی، تشریعی، امتحان، استدراج هدایت الهی
خداوند سبحان علاوه بر خلقت موجودات، هدایت آنهارا به سوی کمال بر عهده دارد;مراد از هدایت آن است که راه کمال و سعادت موجودات را به آنها بنمایاند و در ایصال به مطلوب، آنها را یاری رساند; ربناالذی اعطی کل شی ء خلقه ثم هدی; «پروردگار ما همان کسی است که خلقت شایسته هر چیز را به آن داد و سپس هدایتش کرد.» (۱)
این همان هدایت عامه ای است که دامنه اش تمامی موجودات را فرا گرفته است. با ملاحظه مراتب موجودات، می توان برای هدایت الهی مراتب و مراحلی را بر شمرد:
۱- هدایت تکوینی: خداوند در این مقام هر موجودی را با قرار دادن میل و استعدادی در او به سوی کمال وجودی اش راهنمایی می کند. ضعیفترین موجودات تا پیچیده ترین آنها ناخود آگاه و بطور تکوینی به سوی کمال خویش در حرکتند. با چنین هدایتی است که هسته خرما در درون خود،استعداد تبدیل شدن به درخت بارور نخل رادارد و در صورت جمع شرایط، آن استعداد درونی به فعلیت رسیده، به درخت نخل تبدیل می گردد.
۲- هدایت تشریعی: میان موجودات عالم خلقت، انسان موجودی متفکر و اندیشمند است و کمال او تنها از راه تفکر و اندیشه صحیح تامین می شود. او افعال ارادی خود را از سر اعتقاد انجام می دهد لذا در انتخاب راه و گزینش مسیر کمال حقیقی، نیازمند هدایت بیشتری است. علاوه بر آن، انسان بطور طبیعی خودخواه و نفع پرست است و به حکم زندگی اجتماعی، (۲) میان امیال و خواستهای او در اجتماع تزاحم و تعارض به وجود می آید; لذا انسان باید امیال و خواستهای خود را تا حدودی کنترل کند و در صورت بروز نزاع، کسی با احکامی میان او و طرف دیگر نزاع قضاوت کند; بدین جهت نیازمند قوانین و شریعتهایی می باشد. خدای سبحان در پی اصل هدایت عامه، در خصوص انسان، علاوه بر آنچه بصورت استعداد قوا و عقل و فطرت در نهاد او قرار داده، لازم است راه درست را به او نشان داده، در زمینه اعتقادات، اخلاق و احکام، او را راهنمایی کند. بنابراین حق تعالی این نیاز ضروری و فوری بشر را با انزال کتب آسمانی و بعثت انبیا«علیهم السلام » پاسخ داده است.
البته انسان در انتخاب دین و التزام عملی به آن کاملا مختار است و می تواند با حسن انتخاب خویش، مطابق شریعت حق رفتار کرده، به سعادت برسد یا آنکه با سوء اختیار از آن اعراض کرده به شقاوت ابدی محکوم گردد. البته این هدایت تشریعی، عمومی است و خدا با آن، راه سعادت را به همه انسانها نشان می دهد; اناهدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا; «ما انسان را راهنمایی کردیم خواه شکرگزار باشد یا ناسپاس.» (۳)
۳- هدایت پاداشی: در برابر هدایت تشریعی حق، انسانها در دو جبهه قرار دارند: گروهی تقوا و سرمایه فطرت را حفظ کرده، در نزاع درونی میان فطرت و طبیعت، همواره به سوی فطرت گرایش داشته و زندگی خود را مطابق شریعت تنظیم کرده اند. خداوند از سر لطف ،آنها را مورد هدایت باطنی قرار می دهد. بخوبی پیداست که این هدایت در پی اثبات استحقاق و لیاقت مؤمن در مرحله هدایت تشریعی است و هیچ گونه منافاتی با عدالت خدای سبحان ندارد. گروه دیگر، نور فطرت خود را خاموش و به سوء اختیار خود، از هدایت تشریعی اعراض کرده اند. خداوند فیض خاص خود را از چنین افرادی قطع می کند و آنها رابه حال خود وامی گذارد: این کار به سقوط و افزایش امراض قلبی آنها می انجامد. بنابراین، هدایت الهی در مورد انسان دو مرحله دارد: اول: هدایت ابتدایی که همان هدایت تشریعی از طریق عقل و وحی است. انسانها از نظر قبول یا نکول هدایت تشریعی، به مؤمن و کافر تقسیم می شوند و تنها مؤمنان لیاقت بهره برداری از دایت بالاتررا خواهند داشت، دوم: هدایت جزایی و پاداشی، که خداوند با آن مؤمنان و پرهیزکاران را به مطلوب می رساند و آنها را در انجام طاعات و عبادات و پرهیز از محرمات، موفق و مؤید می کند. خدای سبحان در قرآن کریم فرموده است: ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین. الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوه ومما رزقناهم ینفقون. والذین یؤمنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک و بالآخره هم یوقنون. اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون; «این کتاب که در آن هیچ نقطه ابهامی نیست، راهنمای کسانی است که دارای تقوای فطری هستند، آنها که به عالم غیب ایمان دارند و با نماز (که بهترین مظهر عبودیت است) خدا را عبادت می کنند و از آنچه ما به آنها روزی داده ایم انفاق می کنند. همانهایی که به آنچه بر تو نازل شده و آنچه قبل از تو نازل شده بود ایمان و به آخرت یقین دارند. چنین کسانی بر طریق هدایتی از جانب پروردگار خویش هستند و تنها ایشان رستگارند.» (۴)
در این آیات، بعد از شمردن چند صفت از اوصاف پرهیزکاران می فرماید: دارندگان این اوصاف از هدایت الهی بهره مند هستند; ابتدا از ناحیه خدای سبحان مورد هدایت تشریعی قرار گرفتند و خود با فطرت سالمشان پذیرای آن دایت شدند و به صفت «تقوا» آراسته گشتند. در مرحله بعد همین تقوا، زمینه هدایت ویژه ای می شود که خدای سبحان به پاس تقوای آنها به ایشان کرامت فرموده است. اولا این هدایت پاداشی، هدایت قرآنی است. ثانیا این هدایت از نوع هدایت اولی است; بطوری که اگر هدایت تشریعی و تقوای حاصل از آن نباشد، هدایت ثانوی دست نمی دهد. ثالثا هدایت اولی عمومی است و هدایت پاداشی مخصوص پرهیزکاران می باشد.
طبیعی است که اگر کسی هدایت تشریعی را نپذیرد، خداوند او را بعنوان کیفر گمراه می کند. اضلال، امر عدمی است و «دادنی » نیست (ولیکن هدایت، امری وجودی و «دادنی » است و تا خدا آن را اعطا نکند، کسی مهتدی نمی شود). خداوند لطف خود را از چنین فرد تبهکاری قطع می کند و او چون ذاتا فقیر است، با سلب فیض حق، هیچ راهی برای نجاتش باقی نمی ماند و بی درنگ سقوط می کند. کافر و فاسق هم دارای دو ضلالت است; یکی ضلالت و کوری اولی که باعث اوصاف خبیثه اوست و دیگر ضلالتی که ضلالت و کوری اولش را بیشتر کرده است. ضلالت اولی راباید به خود فرد نسبت داد و اضلال دومی را جزایی دانست که خداوند به آنها داده است. اضلال خدا همان نرساندن لطف و هدایت است; نه آنکه چیزی به نام ضلالت به کسی اعطا کند. هنگامی که توفیق هدایت از کسی گرفته شد دیگر عقل او از درون شکوفا نمی شود و از بیرون هم پیام رسولان الهی در او نفوذ نمی کند. چنین کسی محکوم به سقوط خواهد بود; ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه ; «خدا بر دلهای کفار مهر زده است و بر گوشها و چشمانشان پرده ای است.» (۵)
فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا; «در دلهای منافقان مرض و بیماری است پس خدا به کیفر نفاقشان آن بیماری را افزود.» (۶)
یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا و ما یضل به الا الفاسقین;«خداوند با همین قرآن بسیاری را گمراه و بسیاری را هدایت می کند ولی قرآن تنها فاسقان را – که قبلا فسق خود را نشان داده اند گمراه می کنند.» (۷)
متقین میان دو هدایت واقعند و از دو هدایت بهره می برند; همچنان که غیر متقین (کفار، منافقان، فاسقان) میان دو ضلالت قرار گرفته اند. (۸) آزمایش انسان و ضرورت آن
بدیهی است که تنها با ایمان ظاهری و ادعای ایمان نمی توان مشمول هدایت خاص الهی قرار گرفت و مخصوصا برخورداری از هدایت قرآنی مشروط به اثبات شایستگی و قابلیت فرد مؤمن است. به همین دلیل خداوند تعالی انسان را در صحنه های مختلف و با طرق گوناگون مورد «آزمایش » قرار می دهد. لازمه امتحان آن است که انسان در انتخابهای خود آزاد و مختار باشد; لذا خدا در درون او نزاعی میان طبیعت و نفس از یکسو و فطرت از سوی دیگر، قرار داده است و او از دو طرف به سمت «فجور و بدی » و «تقوی » کشیده می شود; و نفس و ما سویها. فالهمها فجورها و تقویها; «قسم به نفس انسان و آنکه او را به حد کمال آفرید و به او شر و خیر را الهام کرد.» (۹)
از طرفی به سمت خوبیها متمایل است، این مقتضای فطرت اوست، و از طرف دیگر به بدیها گرایش دارد; اینها همه صحنه های امتحان است تا انسان راه سعادت را برگزیند و شایستگی خود را برای برخورداری از هدایت مخصوص الهی به اثبات رساند. حاصل سخن آنکه یکی از سنت های تغییر ناپذیرالهی و نوامیس خلقت، آزمایش انسان است. خداوند در آیات فراوانی بر این مطلب تاکید دارد; ولنبلونکم بشی ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین; «ما بطور حتم و بدون استثناء همگی شما را با خوف یا گرسنگی یا نقص اموال و جانها و میوه ها می آزماییم، و تو ای پیامبر صابران را بشارت ده.» (۱۰)
خداوند حتما انسان را می آزماید. بنابراین اگر کسی در مقام دعا از خدا بخواهد که او را مورد آزمایش قرار ندهد، این دعا هرگز اجابت نمی شود. باید از خدا بخواهد که او را به اندازه قدرت و ایمانش امتحان کند و حتی هنگام امتحان به او توفیق دهد و وی را به حال خود واننهد. «امتحان » در قرآن کریم
در قرآن کریم، موضوع «آزمایش انسان » به صورتهای مختلفی مطرح شده است گاهی از لغت «امتحان » استفاده شده است; اولئک الذین امتحن الله قلوبهم للتقوی; «آنها کسانی هستند که در حقیقت خدا دلهایشان را برای مقام رفیع تقوا آزموده است.» (۱۱)
ولی معمولا در قرآن واژه «ابتلاء» و «افتنان » بکار رفته است. ریشه لغوی کلمه «ابتلاء» در زبان عرب «بلاء» است و معنای آن فرسوده و کهنه شدن است. هر شیئی که فرسوده شود، تمام خصوصیات ذاتی و اصلی خود را آشکار می کند; به عبارت دیگر با کهنه کردن و مورد استفاده قرار دادن آن شی ء; معلوم می شود جوهره آن چیست و کدام یک از اوصافی که برای آن شمرده اند، ذاتی اوست و کدام یک عرضی و زوال پذیر; بنابراین اصل لغت «ابتلاء» بلا و کهنگی است ولی از نظر اصطلاحی «ابتلاء» به معنی امتحان و آزمایش است. از آنجا که انسان در آزمایشهای مختلف، جوهر خود را نشان می دهد، به آزمایش «ابتلاء» گویند، یا از آن جهت که امتحان، انسان را کهنه وفرسوده می کند.
کلمه «افتنان » و «فتنه » از نظر لغوی به معنی گداختن (۱۲) است و گداختن فلز برای آن است که جوهره ذاتش را آشکار سازد. از آنجا که در امتحان انسان، جوهر ذات او معلوم می گردد به «امتحان » فتنه گویند.
با توجه به آنکه در دنیا معمولا ممتحن ها از نتیجه آزمون اطلاعی ندارند، ممکن است کسی سؤال کند که چرا و چگونه خدا انسان را امتحان می کند؟ در حالی که او از همه چیز و حتی از نتیجه این آزمونها مطلع است. وان تجهر بالقول فانه یعلم السر واخفی; «اگر به صدای بلند صحبت کنی (یکسان است) زیرا خدا بر نهان و مخفی ترین امور جهان کاملا آگاه است.» (۱۳)
در پاسخ باید گفت اصل امتحان برای آن است که گوهر فرد ظاهر شود و او استعدادهای خود را پرورش دهد و به سعادت برسد. ضرورتی ندارد که در هر امتحانی، ممتحن از حاصل و نتیجه امتحان آگاهی نداشته باشد. البته در مواردی که ممتحن انسان است، طبعا از نتیجه امتحان هم اطلاعی ندارد; (۱۴) مانند معلمی که از دانش آموزان خود امتحان به عمل می آورد; گاهی هم ممکن است که ممتحن به همه چیز مطلع باشد و با این حال، طرف مقابل را بیازماید; نه برای آنکه خود بفهمد، بلکه برای مشخص شدن گوهر او و رشد و ترقی او; ولو یشاء الله لا نتصر منهم و لکن لیبلو بعضکم ببعض; «اگر خدا می خواست خود از کافران انتقام می کشید (بی آنکه شما به جنگ بروید) ولیکن این صحنه جهاد کفر و ایمان برای امتحان شماست.» (۱۵)
بنابراین امتحان الهی عامل رشد و شکوفایی استعدادها و قوای انسان است. آیات قرآنی درباره «امتحان »
بطور کلی آیات قرآنی را که در زمینه امتحان بشر نازل شده است، می توان در چهار گروه جای داد:
گروه اول: آیاتی که بصراحت می فرماید همه آنچه در عالم طبیعت و نشئه دنیاست، در حوزه امتحان انسان است و خدا برای آزمودن انسان آنها را آفریده است. انسان در مقابل نعمتها سه موقعیت می تواند داشته باشد: یا آنکه خدا آن نعمت را به او اعطا کرده است، یا از ابتدا از داشتن آن نعمت محروم بوده است و یا آنکه پس از مدتی که از آن بهره مند بوده، خدا آن را از او باز ستانده است. پیداست که دادن نعمت برای آزمودن «شکر» انسان است و ندادن آن یا پس گرفتن آن برای آزمودن «صبر» او; و خدا در هر حال شاهد و ناظر حالت آدمی است; انا جعلنا ما علی الارض زینته لها لنبلوهم ایهم احسن عملا; «ما چیزهایی را که روی زمین است آرایش آن قرار داده ایم تا ایشان را بیازماییم که کدامشان از جهت عمل بهترند.» (۱۶)
زینت، هر امر زیبایی است که وقتی به چیزی منضم شود، جمالی به آن می بخشد; آن سان که رغبت هر بیننده ای را به سوی آن جلب می شود. هر چه بر روی زمین است، زینت زمین است نه زینت آدمیان. زیور زمین است و آزمون انسان; زیرا معقول نیست که چیزی جدا از انسان باشد و با این حال زینت او محسوب شود. کسی که زمین را آباد می کند یا ساختمان مجللی می سازد، زمین را مزین کرده است یا وقتی لباس خوبی دربر می کند این لباس زینت بدن است و نه زیور جان او. ولی اگر کسی زحمت کشید و عالم با تقوا شد یا زاهد عابد، او خود و «جان » خویش را مزین کرده است. (۱۷) پیام مستقیم آیه فوق آن است که انسان نباید خود ر ابه مادیات مشغول کند; زیرا کسی که خود رابه بیرون از ذات خود سرگرم کند، خود را هدر داده است و روزی، آن امر عرضی و بیرونی از بین می رود و درون تهی می ماند. علاوه بر نکته مذکور، آیه شریفه اضافه می کند که همان مادیات وسیله آزمودن شماست. دادنش برای آزمون «شکر» و گرفتن یا ندادنش جهت آزمون «صبر». از نظر آیه شریفه، دنیا و هر چه در آن است (خیر یا شر، مفید یا مضر، خوشایند یا ناخوشایند) برای امتحان بشر است و دنیا، دار امتحان است نه دار جزا; آن جزای محض (پاداش یا کیفر) که در کنارش تکلیفی نیست، مربوط به قیامت است. لذا هر چه در نشئه دنیا و طبیعت به آدمی بدهند یا از او پس گیرند، همه برای امتحان اوست. حتی هنگامی که در اثر موفقیت در امتحان قبلی یا انجام یک خیر و حسنه ای، به انسان پاداش یا نعمتی می دهند گرچه از یک نظر پاداش است، ولی همراه آن امتحان جدیدی آغاز می شود و آدمی در مقابل همان نعمت هم مسؤولیت دارد.
گروه دوم: آیاتی که تصریح می کنند مشکلات و همه سختی ها برای آزمون انسان است: و لنبلونکم بشی ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین; «ما بطور حتم همگی شما را با خوف یا گرسنگی یا نقص اموال و جانها و ثمرات می آزماییم، و تو ای پیامبر! صابران را بشارت ده.» (۱۸)
این آیه به بعضی از سختیها که ممکن است، مسلمانان در راه مبارزه با باطل بدان دچار شوند، اشاره کرده است، از قبیل: ازبین رفتن امنیت یا قحطی و گرسنگی یا از دست دادن اموال در تجارت یا فدا شدن جان در میدان جهاد یا کم شدن میوه های درختان. در آیه دیگری فرمود ما برای پیشبرد اسلام، شما را با امتحانهای شدیدی مورد آزمایش قرار می دهیم که بعضی از اینها آنقدر سنگین است که حتی مؤمنان به لرزه در می آیند; اذ جاؤکم من فوقکم و من اسفل منکم و اذ زاغت الابصار و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا. هنالک ابتلی المؤمنون و زلزلوا زلزالا شدیدا ; «یاد دارید وقتی را که (در جنگ اح
