خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل الحیاه (دین و زندگی)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل الحیاه (دین و زندگی) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گزیده منابع و مآخذ سکولاریزم در جهان اسلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گزیده منابع و مآخذ سکولاریزم در جهان اسلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
38دقیقه
24ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سترونی سکولاریزم در جهان عرب

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 68

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل سترونی سکولاریزم در جهان عرب – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل سترونی سکولاریزم در جهان عرب شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل سترونی سکولاریزم در جهان عرب گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سترونی سکولاریزم در جهان عرب با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سترونی سکولاریزم در جهان عرب از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سترونی سکولاریزم در جهان عرب با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل سترونی سکولاریزم در جهان عرب را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سترونی سکولاریزم در جهان عرب :

الصراع بین التیارین الدینی والعلمانی فی الفکر العربی الحدیث والمعاصر. محمد کامل ظاهر (بیروت، دارالبیرونی، ۱۹۹۴/۱۴۱۴)، ۴۷۸ص.
سکولاریزم با پیشینه دویست ساله خود در جهان عرب، یکی از دلمشغولیهای اصلی متفکران معاصر عرب و همچنان بحث انگیز است و هر روز کتابی تازه در تاریخ، تعریف، تحدید، نفی یا اثبات آن منتشر می گردد. کتاب حاضر نیز از این دست است با رویکردی تاریخی به آن.
مساله تولد، اعتلا و انحطاط سکولاریزم و افت و خیز آن و پیدایش و بالش سلفی گری در جهان عرب، موضوع اصلی این کتاب است. مؤلف طی ده فصل به مسائل گوناگونی چون وضع انسان عرب معاصر، ضربه مدرنیسم، ماهیت و مفاهیم جریان اصلاح اسلامی، اسلام و دولت ملی، مسلمانان اصولگرای معاصر و معضل پیوند دین و دولت در کومت سوسیالیستی ناصر پرداخته و کوشیده است این مسائل را در بستر تاریخیشان و با توجه به زمینه های زایش آنها بررسی کند. اگر هم مؤلف نتوانسته باشد این مسائل را درست تبیین کند، در عرصه ثبت کرونولوژیک آنها موفق بوده است و می توان با پیگیری بحث به رابطه زمانی این مسائل پی برد.
گرچه این کتاب عمدتا به جهان عرب پرداخته است، این مسائل مربوط به جهان اسلام و حتی جهان سوم است و ما خود برخی از آنها را در گذشته داشته ایم و پاره ای را نیز هم اکنون تجربه می کنیم. وانگهی تجارب تلخ عربها ما را از راه رفته آنان بازمی دارد و پیش از رسیدن فاجعه بیدارمان می کند.
از این رو و با این درک مساله سکولاریزم و سلفی گری را به روایت مؤلف پی می گیریم و در نهایت درباره پاره ای ادعاها و تحلیلهای او درنگی کوتاه می کنیم.
از قرن شانزدهم به بعد تدریجا جهان نوی در اروپا شکل گرفت که سازندگانش معتقد به اصولی از این دست بودند.
۱. آمادگی برای پذیرش راهها و اندیشه های نو،
۲. توجه و تعلق خاطر به حال و آینده،نه گذشته، و در حال زیستن،
۳. اهتمام برای برنامه ریزی، سازماندهی و فعالیت،
۴. جهان را ریاضی گونه دانستن و ارزیابی کردن و
۵. بالاخره ایمان به علم و تکنولوژی.
این اصول عامل رشد شتابان دانش کاربردی و تحت سیطره درآوردن طبیعت و مسلط شدن بر جهان و پیدایش نظام سرمایه داری و فروپاشی فئودالیسم و به قدرت رسیدن طبقه بورژواژی با ارزشهای خاص خود بود.
اما عواملی که در پدیدآوردن این جهان نو نقش داشتند، عبارتند از: حرکتهای اصلاحی، جنبشهای اومانیستی به سرکردگی کسانی چون اراسموس، رابلیه و مونتنی، حرکت اصلاح دینی لوتروکالون، اکتشافات علمی جدید به دست کسانی چون کوپرنیک، کپلر، گالیله و نیوتون، جایگزینی منطق تجربی بیکن به جای منطق قیاسی ارسطو و بالاخره نهضت روشنگری و اندیشه ترقی.
حاصل این حرکات، پیدایش دولتهای ملی و جدایی دین از دولت بود. دیگر کلیسای روم یگانه قدرت مقدس زمینی نبود که منشور ولایت امیران را صادر می کرد، بلکه آنان به اتکای پدیده جدیدی و با حمایت طبقه جدید، یعنی بورژواژی نوپا و نوکیسه، به قدرت می رسیدند و حافظ منافع این نودولتان به جای اشراف بودند. درحقیقت جدایی دین از سیاست در اروپا معنای مشخص و مشهودی داشت و صرفا مفهومی نظری نبود. کلیسا با ارزشهایش حامی و توجیه گر طبقه اشراف و فئودالیته بود، حال آنکه طبقه بورژوازی برای رسیدن به قدرت ناگزیر از کنارزدن اشراف و نتیجتا حامی اصلی آنان، یعنی کلیسا، بود. اما این مساله از بافت اصلی خود جدا و بعدها چون اصلی مطلق و همه جایی پذیرانده شد که به آن خواهیم پرداخت.
با پیروزی انقلاب کبیر فرانسه برای نخستین بار طبقه متوسط با کنار گذاشتن اشراف قدرت را قبضه و کلیسا را ایزوله کرد و ناپلئون بناپارت را برای تحقق مطامع خود و تسخیر دیگر نقاط فرستاد و قصه ما از همین جا آغاز می شود.
توپهای ناپلئون در سال ۱۷۹۸ خواب چند سده مصریان را برآشفت و آنان ناگاه با جهانی نو مواجه شدند که ارزشها و باورهای دیگری داشت. هیاتی از دانشمندان و متخصصان رشته های گوناگون، که تقریبا یکصدوبیست نفر بودند، برای شناخت جامعه مصری و تحقق آمال ناپلئون او را همراهی می کردند. به توصیه آنان ناپلئون لباسهای عربی به تن کرد، در نماز جمعه شرکت نمود و کوشید به زبان آنان سخن بگوید و حتی پیامهایش را با «بسم الله الرحمن الرحیم » آغاز کند.
ناپلئون با خود دستگاه چاپ آورده بود و برای نخستین بار در آن کشور روزنامه منتشر کرد. توقف ناپلئون و سپاهیانش چندان نپایید; زیرا امپراتوری عثمانی یکی از سرداران بی سواد و آلبانیایی الاصل خود را به نام محمدعلی برای بازپس گرفتن مصر بدان سمت گسیل داشت.
محمدعلی پاشا با تسخیر مصر کوشید آن را پس از قدرتهای چهارگانه آن روزگار، یعنی امپراتوری روسیه، فرانسه، انگلستان و اتریش، به مقام پنجمین قدرت مستقل ارتقا دهد. او که سخت شیفته پترکبیر بود، برای تحقق اهدافش دست به اقداماتی زد; ازجمله اصلاحات ارضی و تقویت بخش کشاورزی، ایجاد ارتشی ملی به سبک ارتش ناپلئون که آموزش آن را افسران ایتالیایی، فرانسوی و پروسی به عهده داشتند، ایجاد کارگاههای کشتی سازی و جذب کارگران متخصص از سراسر اروپا، اعزام محصیلین به اروپا برای ادامه تحصیلات فنی، تصرف موقوفه ها، ایجاد چاپخانه بولاق در سال ۱۸۲۲ و انتشار روزنامه «الوقائع المصریه »، ایجاد مدارس غیردینی که رشته های انحصاری الازهر در آنها تدریس می شد و نهایتا جداکردن دین از سیاست به وسیله محدود کردن الازهر و در مقابل تقویت مدارس دیگر و تعیین شیخ الازهر به دست خود; سنتی که همچنان تا امروز ادامه دارد.
محمدعلی برای رسیدن به مقصود خود و پدیدآوردن دولتی قوی و مستقل که بتواند همسنگ دولتهای اروپایی باشد، از چیزی فروگذار نکرد و همه امکانات ملی را در این راه بسیج کرد و روحانیانی که با برخی سیاستهای او مخالفت می کردند، تبعید نمود. او تشکیلات دولت را بازسازی کرد و دو وزارتخانه جدید بدان افزود، اما از آنجا که معتقد بود که هنوز مردم به رشد کافی دست نیافته اند، خود مطلق العنان تصمیم می گرفت و اجرا می کرد.
با نگاهی به عملکرد و سیاستهای محمدعلی در جهت تفکیک دین از سیاست و محدود کردن روحانیان و ممانعت از تاثیر آنان بر جامعه مصر، می توان او را نخستین منادی سکولاریزم در جهان عرب دانست.
در اینجا لازم است درباره این اصطلاح اندکی توضیح دهیم; علمانی، منسوب به علم، یا علمانی منسوب به عالم، در عربی معادل غیر دقیقی از secularism انگلیسی است. سکولاریزم اصطلاحی است با معانی بسیار و تاریخی دراز و پیچیده. ریشه این اصطلاح واژه لاتینی saecularis به معنای زمانی و قرنی (منسوب به قرن) است; یعنی دیدگاهی که به عالم ارضی و حوادث آن می نگرد و کاری به عالم دیگر ندارد. به عبارت دیگر ناسوتی است نه لاهوتی. در اصطلاح کلیسایی سکولاریزم در برابر روحانی است و نه لزوما به معنای مادی یا بی دینی.
سکولاریزم در عرصه سیاست و جامعه می کوشد بی آنکه به دین اجازه مداخله و پا از گلیم خویش فراتر گذاشتن بدهد، به سازماندهی و اداره اجتماع بپردازد. در این رویکرد عیسی برای خود قلمرویی دارد مجزا از قلمرو قیصر و این دو نباید در کار یکدیگر دخالت کنند. دین امری است فردی و شخصی و از امور روحانی، اما سیاست امری است جمعی و از مقوله عینی. بنابراین سکولاریستها می توانند متدین باشند یا نباشند و بسیار بوده اند سکولاریستهای متدین یا متدینان سکولار. اما همه در یک نقطه اشتراک دارند: نباید دین سرنوشت جامعه را رقم بزند.
اگر محمدعلی مردی پراگماتیک بود و از مفاهیم نظری سر در نمی آورد کسی پیدا شد که این مهم را انجام دهد و اندیشه هایش را تئوریزه و فورموله کند: رفاعه طهطاوی.
طهطاوی فارغ التحصیل الازهر بود و همراه با گروهی از محصلان مصری و برای حل مسائل دینی آنان به اروپا اعزام شد. اما از قضای روزگار خود دلبسته معارف اروپا گشت و زبان فرانسه را نیک آموخت و آثار متفکران فرانسوی را در زبان اصلی خواند و پشت پا به سنت الازهری زد و چونان پیشاهنگ تفکر غرب به مصر بازگشت. او که زبان حال محمدعلی و مفسر نیات او بود، توانست از امکانات دولتی برای نشر عقاید متفکران غرب و ترجمه آثارشان به زبان عربی استفاده کند. او آثار فلاسفه قدیم یونان و متفکران اروپای روشنگری، چون مونتسکیو (روح القوانین) روسو (قرارداد اجتماعی)، قانون اساسی فرانسه و شرح حال کسانی چون اسکندر مقدونی، پترکبیر، شارل دوازدهم و شارل پنجم را به عربی ترجمه کرد. ترجمه های او تنها در حوزه علوم انسانی نبود، بلکه شامل اصول و مبادی منطق، هندسه، جغرافی و مانند آنها نیز می گشت.
کتاب تخلیص الابریز فی تلخیص باریز، نخستین بازتاب نگاه یک شرقی به تمدن غرب است که طهطاوی آن را در پاریس آغازید و در مصر به پایان برد. این کتاب نه یک سفرنامه ساده، که نخستین بیانیه بورژوازی نوپای مصر و اولین شرح تفکر لیبرالی در جهان عرب به شمار می رود. طهطاوی در این کتاب راهی را که مصر برای رسیدن به تمدن باید طی کند، بدقت شرح می دهد و آن پذیرش مطلق دستاوردهای فنی و فکری غرب است.
با مرگ محمدعلی و به قدرت رسیدن نوه اش عباس پاشا، که اطاعت خود را از سلطان ترک اعلام داشته بود، فعالیتهای محمدعلی در جهت نوسازی مصر متوقف و سپس مضمحل شد. عباس مدارس زبان را بست، کارگاههای صنعتی را تعطیل کرد، از تعداد سپاهیان کاست، کارگران فنی را پراکنده ساخت، سازمانهای ترکی کهن را تقویت و داعیان مدرنیسم را متواری کرد و پیشوای آن، یعنی طهطاوی را به عنوان مدیر دبستانی ساده به سودان فرستاد. این وضع تا مرگ عباس و به قدرت رسیدن سعید پاشا در سال ۱۸۵۴ ادامه یافت و طهطاوی چهارسال سخت و رنجبار را در سودان پشت سر گذاشت و در آنجا برای تسلای خاطر کتاب تلماک، نوشته فنلون را ترجمه کرد و بر آن عنوان مواقع الافلاک فی وقائع تلماک گذاشت. این کتاب داستان گونه که اصول سیاست را در قالب دستوراتی اخلاقی بیان می کرد و نقدی بر سلطنت خودکامه به شمار می فت، بهترین فرصت را به طهطاوی می داد تا طی آن آنچه برضد عباس می خواهد بگوید. در بخشی از ترجمه کتاب چنین می خوانیم: «آن ملتی خوشبخت است که پادشاهی فرزانه راهبرش باشد… ملتهای خود را چون فرزندانتان دوست بدارید. پادشاهانی که تنها درپی آنند که مردم از آنان بترسند و برای خوارکردنشان آنان را به بندگی می گیرند، طاعون انسانی به شمار می روند.»
طهطاوی گفته های فنلون را یکسره در مصر قابل اجرا می دانست و برآن بود که از طریق تربیت و تقویت تجارت و زراعت، مصر سعادتمند می شود.
طهطاوی با ترجمه ها و تالیفات خود آینه تمام نمای فرهنگ غرب و مروج آن در مصر گشت. او بذرهای تفکر سیاسی، مفهوم ملیت، تفکیک قوا، اصلاح الازهر، حقوق زن، مساله اقلیتها و دولت جدید را در سرزمین بکر مصر پاشید و پیشاهنگ حرکتی گشت که بتدریج منادیان بسیاری در تونس، سوریه، لبنان و امپراتوری عثمانی پیدا کرد و کسانی چون خیرالدین تونسی، پطرس بستانی، فرانسیس مراش، ادیب اسحاق، فرح آنطون، شبلی شمیل، قاسم امین، اسماعیل مظهر، منصور فهمی، نقولا حداد، عمر فاخوری، سمیر خیاطه و رئیف خوری پرچم آن را به دست گرفتند. اگرچه این حرکت در دیگر نقاط جهان عرب نیز در حال رشد بود، اما مرکزیت آن در مصر قرار داشت و به گفته نشریه اکونومیست: «هر آنچه نوپا یا بنیادی است و یا به مساله پیشرفت و اصلاح مرتبط است… در مصر زاده و از آنجا صادر می شود.»
بسیاری از این سکولاریستها مسیحی بودند، اما همه در یک چیز مشترک بودند و آن هم حذف دین از عرصه اجتماع و محدود کردن آن به زندگی خصوصی افراد بود. برخی که زمینه را برای جولان دادن مناسب می دیدند، حتی برای حل مساله دین پیشنهاد کردند که همه مسلمانان به دریا ریخته شوند و باقی مانده جسد پیامبر اکرم به موزه لوور در پاریس منتقل گردد.
پس از نزدیک به یک قرن تلاش در جهت سکولاریزه کردن جامعه و دولت، روشنفکران عرب،به گفته محمدحسنین هیکل که خود نیز در آغاز سکولار بود، متوجه چهار حقیقت یکی تلختر از دیگری شدند:
نخست: درحقیقت غرب خواهان رشد سکولاریزم و تفکر علمی و عالمان سکولار نیست، بلکه درپی تامین و تربیت کادری از کارمندان بله قربان گوست; افرادی به نژاد عرب، اما به تفکر غربی.
دوم: همانهایی که دین را از سیاست جدا و مانع ترقی می دانستند و به روشنفکران عرب توصیه می کردند اسلام را رها کنند، بی پروا میسیونهای مذهبی را گله وار در سراسر مصر و دیگر کشورهای عربی گسیل می کردند و رسما می گفتند که همه مسلمانان یا باید مسیحی شوند و یا به ارزشهای اخلاقی مسیحیت تن در دهند.
سوم: رابطه غرب با شرق رابطه فرمانروا و فرمانبر است و غرب در شرق به دنبال زمین، معدن و کارگزاران ارزان قیمت است و نتیجه این همه رابطه جز انتقال مواد مصرفی و آلات لهو به شرق نیست و غرب همچنان مقاصد استعماری خود را دنبال می کند.
چهارم: برخلاف تصور روشنفکران عرب، غرب از بند تعصبات صلیبی خویش رهانشده است و هنوز آتش کینه های نهان در سینه اش زبانه می کشد. این حقیقت هنگامی آشکارتر شد که لرد آلنبی پس از تصرف قدس در جنگ جهانی اول اعلام کرد: «امروز جنگهای صلیبی به پایان رسید.»
با این حال کسانی چون سلامه موسی، چشم بر حقایق بسته، خواهان انفصال کامل از گذشته اسلامی خویش و پیوستن به غرب بودند، با این ادعا که: «به همان روشنی که خورشید از شرق می تابد، نور از غرب می آید.»
روشنفکران عرب که در برابر امپراتوری عثمانی که درصدد «تتریک » (ترک سازی) همه چیز، حتی قرآن بود، به هویت عربی خود متوسل شده و با طناب اروپائیان به ته چاه ویل رفته بودند و حتی شریف حسین فرماندار مکه فریفته وعده های انگلستان اعلام کرد «ما پیش از آنکه مسلمان باشیم، عرب هستیم »، اینک پس از سده ها هویت عربی خود را به قیمت از دست دادن استقلال خود به دست آورده بودند.
آری بایست یک بار دیگر دست به پیکار می زدند، اما نه برای کسب هویت که برای به دست آوردن استقلال و خروج از قیمومت فرانسه و انگلستان. طبقه بورژوازی که با شعار لیبرالیسم به قدرت رسیده بود، با استعمار خارجی زد و بند کرده و همه مفاهیم ادعایی خود را کنار گذاشته و دیگر دربند دین یا علم نبود.
بسیاری از روشنفکران عرب در دهه چهل و پنجاه قرن بیستم، بار دیگر به اسلام روی آوردند و آموزه های شکست خورده سکولاریزم را کنار گذاشتند. محمدحسنین هیکل از این کسان بود. او یکسره مفاهیم غربی را کنار گذاشت و کوشید از دل میراث عریق اسلامی و ملی کشورش، مصالح لازم برای بازسازی فکری و فرهنگی مردمش را پدیدار کند. فی منزل الوحی گزارش سفر او به خانه خدا، گویای این رویکرد است. طه حسین نیز که پیشتر با نوشتن فی الادب الجاهلی به جنگ مقدسات رفته بود، سرخورده از سکولاریزم مرآه الاسلام را نوشت و به عرصه اسلامیات گام نهاد. اسماعیل مظفر گرداننده نشریه العصور که یکسره خواهان اسلام زدایی از جامعه مصری بود، پس از مدتی به عرصه مطبوعات بازگشت، اما با ایده احیای اسلام به مثابه روح جامعه عربی. منصور فهمی نیز که پیشتر از سران سکولاریزم بود، به اسلام روی آورد و اعلام کرد که غرب درپی استیلای بر شرق و غارت ثروتهای آن است.
اگرچه در این دوران کسان بسیاری دست از سکولاریزم کشیدند و به اسلام و سنتهای عربی بازگشتند، هنوز حرکاتی در جهت تقویت آن به چشم می خورد. برخی از سکولاریستها مارکسیسم را بهترین ترجمان افکار خود دانستند و آن را جای لیبرالیسم برگزیدند. آنان که خیری از ایدئولوژی قبلی ندیده بودند «کالمستجیر من الرمضاء بالنار» این یک را نیز آزمودند و کتابهایی چون «دولت و انقلاب » لنین را با عنوانی دیگر، یعنی «یادداشتهای لنین درباره گذشته و حال جنگهای اروپایی »، ترجمه و منتشر کردند.
این کسان که از ستیز با دین طرفی نبسته بودند و تجربه گذشتگان را پیش رو داشتند، کوشیدند با مقایسه میان اسلام و مارکسیسم و بیان مشترکات آنها مردم را به خود متمایل کنند و ایدئولوژی خود را بماسانند.
درپی تحقق این هدف، آنان برخی آیات قرآن، از جمله آیات نخستین سوره قصص و اظهارات و اقدامات سوسیالیستی! خلفا و بویژه عمر بن خطاب را ذکر می کردند و می کوشیدند اسلام را مدافع سوسیالیسم جلوه دهند.
آنان که در آغاز به دلیل شعارهای ضد استعماری و عملکرد نادرست لیبرالیسم و حکومتهای محلی توانسته بودند مردم را اندکی به خود جلب کنند، بر اثر تبعیت کورکورانه از قدرتهای بیگانه، نشناختن جامعه و ریشه نداشتن در سنتها، شکست خوردند.
اگر بذرهای سکولاریزم نخست در مصر پاشیده شد، به طور کامل در ترکیه به بار نشست. ترکهای جوان با در دست گرفتن زمام قدرت، کوشیدند اصل تفکیک دین از سیاست را در همه عرصه ها اجرا کنند. مصطفی کمال برای یکسره کردن کار و شکستن پلهای پشت سر نخست اجرای احکام شریعت را ممنوع و سپس در سال ۱۹۲۴ منصب خلافت را ملغا و نهایتا خط نوشتاری را از عربی به لاتین تبدیل کرد.
این حرکت از زمان پیامبر اکرم(ص) تا آن هنگام سابقه نداشت و بویژه مساله الغای منصب خلافت، برای کسانی که در این قضیه ذینفع بودند، مقبول نبود. جلساتی تشکیل و حرکت مصطفی تقبیح شد. گروهی خلافت را و حتی همان شکل رایج را بنیاد اسلام پنداشتند و این حرکت را گامی در جهت نابودکردن نهادهای دینی تلقی کردند.
الغای خلافت موجب مباحثات بسیاری شد که چهار کتاب عمده بر آیند این گفتگوها بود: دو کتاب در دفاع از این نهاد و تثبیت آن و دو کتاب در رد آن.
مهمترین کتاب در دفاع از خلافت، به نام الخلافه او الامامه العظمی، و به قلم محمد رشید رضا بود و دیگری النکیر علی منکری النعمه من الدین والخلافه والامه، نوشته مصطفی صبری. دو کتابی نیز که بر ضد این نهاد نوشته شدند عبارت بودند از الخلافه وسلطه الامه، از نویسنده ای ترک و ناشناس که عبدالغنی سنی بک آن را به عربی ترجمه کرد، و الاسلام واصول الحکم، نوشته جنجال برانگیز علی عبدالرازق.
رشیدرضا، پس از آنکه مصطفی کمال نهاد خلافت را برانداخت و خلیفه ای تشریفاتی به نام عبدالمجید بی آنکه حق کمترین دخالتی در امور داشته باشد تعیین کرد، سلسله مقالاتی درالمنار منتشر کرد و طی آنها به دفاع از این نهاد پرداخت. وی این مساله را براساس مبانی فقهی و جایگاه حقوقی آن و همچنین واقعیتهای جهان اسلام بررسی کرد و حرکت متفرنجه الترک (ترکهای مستغرنگ) را حرکتی در جهت تضعیف جامعه اسلامی قلمداد کرد.
این سلسله مقالات که تحت عنوان الخلافه او الامامه العظمی منتشر شد، جدیترین دفاع از خلافت به شمار می فت، اما چه سود که نوشداروی پس از مرگ نهاد خلافت بود و دیگر احیای این میت شدنی نبود، بخصوص آنکه کتاب الاسلام و اصول الحکم، ریشه های تئوریک این نهاد را زیر سؤال برده و سست کرده بود.
علی عبدالرازق از آموختگان الازهر، شاگرد مستشرق نلینو و قاضی محاکم شرع بود. او پس از تکمیل تحصیلات الازهری خود برای ادامه تحصیل روانه دانشگاه آکسفورد در انگلستان شد، اما به دلیل آغاز جنگ جهانی اول ناگزیر به مصر بازگشت و تحصیلات خود را نیمه کاره رها کرد.
عبدالرازق در این کتاب می کوشد به دو سؤال اساسی پاسخ دهد: آیا خلافت اصلی از اصول دین اسلامی است؟ دیگر آنکه آیا امروزه اسلام یا ادیان دیگر می توانند چونان نظامی سیاسی به کار گرفته شوند؟
اگر این سؤالات در میان متفکران مصری پیش از او نیز مطرح شده بود، این بار رنگ و صبغه دیگری داشت و عبدالرازق، که آموخته فرهنگ شرق و غرب بود، می کوشید تمام جوانب این مساله را بشکافد و بازگوید.
در پاسخ به سؤال نخست، عبدالرازق با تاکید می گوید که نهاد خلافت ریشه در سلطه طلبی دارد و ناشی از شرایط خاص تاریخی است و در کتاب و سنت چیزی که این نهاد را تایید کند وجود ندارد. در مورد حکومت اسلامی نیز پاسخ منفی است، البته وی منکر وجود نوعی حکومت به دست پیامبر اکرم نیست، لیکن از شؤون پیامبری به شمار نمی رود.
نخستین بازتابهای این نوشتار گزنده از سوی الازهر و دربار ملک فؤاد بود. این یک به دنبال خلیفه شدن بود و آن یک می خواست فرزند ناخلف خود را تنبیه کند. محکمه ای از بزرگان الازهر به ریاست شیخ الا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.