خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحلیلی پیرامون نهضت حسینی (۸)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحلیلی پیرامون نهضت حسینی (۸) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحلیلی پیرامون نهضت حسینی (۵)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحلیلی پیرامون نهضت حسینی (۵) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
41دقیقه
18ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحلیلی پیرامون نهضت حسینی (۷)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 48

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل تحلیلی پیرامون نهضت حسینی (۷)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل تحلیلی پیرامون نهضت حسینی (۷) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل تحلیلی پیرامون نهضت حسینی (۷) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل تحلیلی پیرامون نهضت حسینی (۷) شامل 119 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل تحلیلی پیرامون نهضت حسینی (۷) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل تحلیلی پیرامون نهضت حسینی (۷) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل تحلیلی پیرامون نهضت حسینی (۷) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل تحلیلی پیرامون نهضت حسینی (۷) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل تحلیلی پیرامون نهضت حسینی (۷) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیلی پیرامون نهضت حسینی (۷) :

تا این جا دیدیم که حکومتِ یزید با روشهایِ ضدِّ انسانی و در مسیرِ انحرافِ خلافت از راهِ اصلی به مسلمانها تحمیل شد، اینک ببینیم خودِ یزید چه ویژگیهایی بخصوص در رابطه با اسلام داشت؟ برایِ این که سخن به درازا نکشد، فقط به اشعارِ معروفِ او که در برابرِ سرِ حسین علیه السلام و سایرِ شهدای کربلا و در حضورِ خاندانِ اسیرِ پیغمبر صلی الله علیه و آله و مردمِ شام گفته و در بسیاری از مدارکِ معتبر آمده، نظری می افکنیم:

لَیْتَ اَشْیاخی بِبَدْرٍشَهِدُوا وَقْعَهَ الْخَزْرَجِ مَعْ وَقْعِ الاَسَلْ
لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْکِ فَلا خَبَرٌجاءَوَلاوَحْیٌ نَزَلْ
لَسْتُ مِنْ خَنْدَفٍ اِنْ لَمْ اَنْتَقِمْ مِنْ بَنی اَحْمَدَ ما کانَ فَعَلْ
قَدْ اَخَذْنا مِنْ عَلیٍّ ثارَنا وَقَتَلْنا الْفارِسَ الْلَیْثِ الْبَطَلْ
وَقَتَلْنا الْقَوْمَ مِنْ ساداتِهِمْ وَعَدَلْناهُ بِبَدْرٍ فَاْعْتَدَلْ
لَوْرَأوهُ وَاسْتَحَلُّوا فَرَحا ثُمَّ قالُوا یا یَزیدُ لاتَشَلْ
وَکَکَ الْشَیْخُ اَوْصانی بِه فَاتَّبَعْتُ الْشَیْخَ فی ما قَدْ فَعَلْ(۱)

یزید می گوید: ای کاش پدرانِ من، که در جنگِ بدر آن همه مصیبت چشیدند، این جا بودند و می دیدند که چگونه انتقامِ آنها را، از فرزندانِ محمد صلی الله علیه و آله گرفتیم و خونشان را ریختیم و به سر و صورتشان کوبیدیم و آنگاه به من می گفتند: ای یزید دستت مریزاد، آری ما خاندانِ هاشمی را، دروغگویانِ هرزه سرایی می دانیم که وسایلِ سیاسیِ وحی و قرآن و اسلام را، برایِ رسیدن به عزّت و سلطنت، که در چنگ من است، دستاویز کردند، ولی من علی رغمِ آنها مقاصدِ ضدِّ اسلام جدّم، ابوسفیان، را دنبال می کنم.

در این اشعار، که شناسنامه یزید و کارنامه حکومِت اوست، دو موضوع جالب به چشم می خورد: موضوع اول این که: یزید رویِ مسأله انتقام تکیه می کند و می گوید: «من فرزنِد خلف نیستم اگر از خاندان پیغمبر صلی الله علیه و آله انتقام نگیرم». در بخش پیش دیدیم که بنی امیّه، نسبت به مقامات معنوی و اجتماعیِ بنی هاشم به شدّت حسادت می ورزیدند، علاوه بر این، داغهایِ شدیدی از آنها بویژه از علی علیه السلام به دل داشتند، از این رو در پیِ این بودند که عقده دلشان را با انتقامِ از خاندانِ علی علیه السلام بگشایند منتها فرصتِ مناسبی نمی یافتند، ولی یزید که قدرتش زیاد و سیاستش کم بود، این فرصت را برایِ خودش می دید، از این رو فاجعه کربلا را آفرید تا به تصریحِ خودش در اشعار معروفش، انتقامِ خاندانِ اموی را از خاندانِ پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم و علی علیه السلام بگیرد و به تعبیرِ زننده ترش در شعرِ دیگرش، طلبکاریش را از پیغمبر بستاند. او به اندازه ای خبیث و احمق بود که حتّی از این که خاندانِ پیغمبر صلی الله علیه و آله را به خاک و خون کشیده و سرهایِ بریده آنان را همراهِ اهل بیتِ اسیرشان به شام کشانده، علناً و در حضور مردم اظهار شادی می کرد و در برابرِ سرو صدایِ کلاغها، که در نظرِ عرب نشانه سرانجامِ شوم این شادی بود، با کمالِ وقاحت می گفت: «ای کلاغها، هر چه می خواهید سرو صدا کنید، ما را همین بس که طلبکاریهایمان را از پیغمبر و خاندانش وصول کردیم» (نعب الغراب فقلت قل او لا تقل – فقد اخذت من احمد دیونی).(۲)

در عین حال، دشمنیِ یزید با حسین علیه السلام فقط ریشه عقیده ای و خانوادگی نداشت، بلکه ریشه سیاسی هم داشت، ریشه سیاسی اش این بود که حسین علیه السلام از زمانِ معاویه با ولیعهدیِ یزید به شدّت مخالفت می کرد و از این طریق مسلمانها را بر ضدِّ آن تحریک می نمود. طبیعی است که این تحریکِ انقلابی، که از مرگِ معاویه، بسی شدیدتر شد حکومتِ یزید را به خطر می افکند، از این رو، یزید به حاکمش دستور داد که بی درنگ از حسین علیه السلام بیعت گیرد و اگر بیعت نکند، سراز تنش برگیرد.(۳) و باز به مأمورهایش دستور داد که حسین علیه السلام را، حتّی در حرمِ امنِ خدا، بکشند، بدین جهت حسین علیه السلام ناگزیر شد حجّش را نیمه تمام بگذارد و برایِ حفظِ حرمتِ خانه خدا، مکّه را ترک گوید.(۴)

علاوه بر این برخوردهای سیاسی و آن کینه هایِ خانوادگی، یزید اختلافِ شخصی هم با حسین علیه السلام داشت. گویی دستِ تقدیر می خواست این دو قطبِ متضادّ را از هر نظر، رو در رویِ هم قرار دهد. اختلافِ شخصیِ آن دو از جریانهایِ ناموسی و غیرناموسیِ جالبی، ریشه می گیرد. یک نمونه این جریانها، مربوط به خواستگاریِ یزید از دختر عبداللّه بن جعفر، خواهرزاده حسین علیه السلام است که با مخالفتِ شدید حسین علیه السلام روبه رو گشت.(۵)

نمونه جالبتر، در رابطه با زنی به نام زینب است که جریانِ از هر جهت حسّاسی به وجود آورد، این جریان از نظرِ این که، بینش و روشِ این دو قطب متضادّ را روشنتر می کند، شایان دقّت می باشد. این جریان نشان می دهد که چگونه یزیدها و معاویه ها، برایِ اشباعِ هوسهایِ کثیفِ خودشان دست به هرگونه حیله گری و حق کشی می زنند و در برابرِ آنها، پاسدارانِ حقّ مانندِ حسین علیه السلام به پا می خیزند و نقشه هایِ شوم آنها را، نقشِ بر آب می نمایند. فشرده این جریان، که به قولِ «عقاد» صدها تن از معتمدان آن را نقل کرده اند(۶) و می تواند به صورت نمایشنامه آموزنده ای در آید چنین است.

حسین علیه السلام نقشه شومشان را عقیم کرد

زینب، همسرِ عبداللّه بنِ سلام، فرماندارِ معاویه در بخشی از عراق بود و به زیبایی شهرت داشت، یزید دلباخته او شد تا حدّی که رنجور گشت و به بسترِ بیماری افتاد، معاویه هنگامی که به علّت بیماریِ فرزندش پی برد، نقشه زیر را برایِ کامیابی او به کار بست:

نخست عبداللّه بن سلام را به مجلسِ ویژه اش، که با شرکتِ بزرگانِ شام تشکیل می شد، دعوت کرد و در حضورِ آن بزرگان، تمجیدِ فراوانی از او به عمل آورد و آن گاه گفت: «… و خلاصه، من عبداللّه را مردی از هر جهت شایسته می دانم و کسی مناسب تر از او، برایِ همسریِ دخترم سراغ ندارم» عبداللّهِ بی خبر و ساده لوح، که فریفته سخنانِ خوش آب و رنگِ معاویه گشته بود، درصدد شد که تا فرصت از دست نرفته به افتخارِ دامادیِ معاویه برسد، از این رو بی درنگ یکی از آشنایانش را نزدِ معاویه برایِ خواستگاریِ دخترِ او فرستاد. معاویه برایِ فریبِ عبداللّه، در پاسخ گفت: «دخترم می گوید: من ازدواجِ عبداللّه را می پذیرم، ولی به شرطِ این که همسری جز من نداشته باشد، زیرا ممکن است بینِ من و همسرِ دیگرش اختلافهایی بروز کند و در نتیجه به زحمت و معصیت بیفتم».

عبداللّه فریب خورده، همسرش را، که مانعِ وصلت با معاویه می پنداشت، طلاق داد و دوباره از دخترِ معاویه خواستگاری کرد، ولی معاویه که نیرنگش را به هدف نزدیک دید، در پاسخ گفت: «دخترم می گوید: عبداللّه کسی است که همسرش را با آن همه جمال و کمال طلاق داده است، از این رو من نمی توانم به وفاداریِ او مطمئن باشم» و به این ترتیب، عبداللّه بیچاره، از این جا رانده و از آن جا مانده شد و در باتلاقِ ناکامی و پشیمانی فرورفت.

از سویِ دیگر، حسین علیه السلام که از جریانِ کارِ عبداللّه و پشیمانی اش از طلاق، آگاه شد «ابوهریره» و «ابودرداء» را مأمور کرد که از زینب برایِ حضرتش خواستگاری کنند.

حسین علیه السلام به این جهت آن دو را مأمور کرد که از این دو شنیده بود که از طرفِ معاویه، به عراق آمده اند تا زینب را به عقد یزید در آورند. ابوهریره و ابودرداء به خانه زینب رفتند و گفتند «ترا دو خواستگار است، یکی حسین علیه السلام و دیگری یزید، زینب درباره ازدواجش، با خودِ آنان مشورت کرد، آنان که از نقشه هایِ پس پرده معاویه خبر نداشتند به زینب گفتند: «حقیقت این است که: حسین علیه السلام سرورِ بهشتیان است و دهانش بوسه گاهِ پیغمبر است، از این رو ما کسی را بر او ترجیح نمی دهیم» زینب گفت: «من نیز کسی را بر او ترجیح نمی دهم» و به این ترتیب زینب به عقدِ حسین علیه السلام در آمد و به خانه آن حضرت رفت.

معاویه هنگامی که از سرانجامِ بدِ اقداماتش آگاه و از یک طرف با شکست و ناکامی و از طرفِ دیگر با ننگ و رسوایی روبه رو گشت، با تأثر شدیدی به همسرش گفت: «این بدبختی و بیچارگی ماست وگرنه چرا من، نیرنگ بزنم و کوشش بکنم، ولی دیگری نتیجه آن را ببرد» این اندوه و خشمِ معاویه بود و مسلما اندوه و خشمِ یزید، که محورِ اصلیِ این ماجراست، بسی بیشتر بود.

وفرازِ جالبترِ این ماجرا، این بود که: پس از گذشتِ چند روز، عبداللّه از حسین علیه السلام خواست، امانتِ گران قدری را که نزدِ زینب داشته بگیرد و به او برگرداند. حسین علیه السلام به او اجازه فرمود که خودش زینب را ببیند و امانتش را بگیرد. این زوجِ قدیمی، در هنگامِ دیدارشان که در حضورِ حسین علیه السلام بود به یاد گذشته پرتلاطمِ خویش افتادند و به شدّت گریستند. حسین علیه السلام که این وضعیّتِ رقّت بار را می دید، زینب را طلاق داد و او را مجددا به عقدِ عبداللّه درآورد و فرمود: «من زینب را برایِ زیبایی اش نگرفتم، بلکه به این منظور گرفتم که شما دو نفر را از شرِّ نیرنگها برهانم و رشته از هم گسسته ای را دوباره به هم برسانم.»

نتیجه این که: یزید علاوه براین که بینشِ الحادی و ضدِّ اسلامی داشت و در خطِّ مخالفِ حسین علیه السلام حرکت می کرد، از جنبه هایِ شخصی و خانوادگی و سیاسی هم اختلافهایِ مهمّی با آن حضرت داشت، این اختلافها، به اندازه ای کینه یزید را نسبت به حسین علیه السلام برافروخته بود که حتّی به سر بریده آن حضرت، در حضورِ مسلمانها(۷) می زد و در اشعار معروفش با کمالِ وقاحت می گفت: «فرزندِ خلف نیستم اگر از حسین علیه السلام و سایرِ بستگانِ پیغمبر صلی الله علیه و آله انتقام نگیرم و چنان که گوشزد شد بزنگاهِ اشعار یزید دو چیز است: اوّل، منویّاتِ انتقامی اوست که در این سطور به آن اشاره شد، دوّم، مقاصدِ ضدِّ اسلامیِ اوست که در خط نیاکانش مانندِ ابوسفیان، دنبال می کرد، همان ابوسفیانی که همواره با پیغمبر صلی الله علیه و آله و یارانش می جنگید و هنگامی هم، که از رویِ ترس و سیاست مسلمان شد، باز نسبت به اسلام و مسلمانها ابراز نفرت می نمود.

ابوسفیان حتّی پس از اظهارِ اسلام وقتی که اذانِ بلال را از کعبه می شنید، می گفت: «چقدر سعادتمند بود پدر زنِ من «عتبه بن ربیعه» که مرد و صدایِ اذان را از کعبه نشنید»(۸) همچنین در جنگِ مسلمانها با رومیها، آرزو می کرد که رومیها بر مسلمانها چیره شوند تا اسلام را سرکوب نمایند.(۹) یزید به چنین ابوسفیانی که پدر بزرگِ اوست، مباهات می کرد و حضورِ او و امثال او را در جشنِ کربلا آرزو می نمود.

جالب این است که یزید هم مانندِ ابوسفیان، برای پیشبردِ مقاصدِ شخصی و ضدِّ اسلامی اش، از مسیحیها و رومیها یاری می جست؛ مثلاً، برای هجوِ اصحاب پیغمبر صلی الله علیه و آله که هیچ شاعرِ مسلمانی نپذیرفت، از شاعری مسیحی، به نام اخطل کمک می خواست.(۱۰) همچنان که برایِ سرکوبِ خاندانِ پیغمبر صلی الله علیه و آله از نقشه بسیار مؤثّر کارشناسِ رومیِ مرموزی به نام «سرجون» که مشاورِ مخصوص معاویه بود، الهام می گرفت،(۱۱) از این رو برخی از ظرفا می گویند: همه جنایتهایِ بزرگ دنیا، از جمله فاجعه کربلا، از رومیها و به طور کلّی از غربیها آب می خورد.

یکی از گودالهایِ خطرناکِ تاریخ سیاسی بنی امیّه

در اینجا مناسب است به این مطلب توجّه بشود که یکی از گودالهایِ خطرناکِ تاریخ سیاسی بنی امیّه این بود که مجذوب نظامهایِ رومی و کارشناسهایِ غربی بودند.

بنی امیّه نه فقط از زمانِ معاویه، بلکه از زمانِ امیّه پیوندِ خاصّی با روم داشتند و چنان که در گذشته بررسی کردیم امیّه پس از آن که در کشمکشهایش با هاشم، محکوم شد، بر اساسِ داوریِ محلّی ناگزیر گشت که ده سال بیرون از مکّه به سر ببرد، او در این مدّتِ تبعید به روم رفت و در آن جا با روشهای غربی مأنوس شد و پس از آن نیز، خودِ او و خاندانِ اموی اش، روابطِ دوستانه ای با روم برقرار کردند و در واقع نماینده غیر رسمیِ روم در حجاز گشتند.

و چنان که از شواهدِ تاریخی بر می آید، یزید بیشتر از سایر امویها به روم دلبستگی داشت، یزید در دامانِ مادری که با مسیحی ها و طبعا با رومی ها، مربوط بود پرورش یافت و سپس به دستورِ معاویه، زیر نظر آموزگاری مسیحی و شبه رومی آموزش دید.(۱۲) و بعدا نیز با رایزنی مشاورِ رومیِ نامبرده که موردِ علاقه معاویه بود، به کار پرداخت.(۱۳) و به این ترتیب، همه ادوارِ زندگی یزید با آیینِ مسیحی و نظام غربی آمیخته گشت، از این رو حاضر شد که حکم شربِ خمر را از غربیهای مسیحی بگیرد و از اسلام نگیرد،(۱۴) همان طوری که معاویه نیز، با این که ظاهرا به نظام اسلامی نزدیکتر و از تربیتِ رومی دورتر بود، حاضر شد که به امپراتورهایِ مسیحیِ غربی باج دهد تا با خیالِ راحت با حکومتِ اسلامی علی علیه السلام جنگ کند(۱۵) و این نیز، یک ننگِ بزرگ معاویه ها می باشد که کمالِ خباثتِ آنها را می رساند.

با قدرتِ جهانیش دنبالِ ابوسفیان می رود

گفته شد که یزید مانندِ ابوسفیان بود، هم از این نظر که تمایلاتِ مادّی و غربی داشت و هم از این نظر که شیوه آشکارا ضدِّ اسلامی به کار می برد؛ در عینِ حال، بینِ یزید و ابوسفیان تفاوتِ مهمّی بود که در نتیجه، خطر یزید را بسی بیشتر می ساخت. آن تفاوتِ مهمّ این بود که قدرتِ ابوسفیان، قدرتِ محلّیِ محدودی بود که نتوانست حتّی در برابرِ سپاه کوچک مدینه مقاومت کند، بلکه ناگزیر شد که با کمالِ ذلّت تسلیم گردد، ولی قدرتِ یزید، قدرتِ جهانی نامحدودی بود که هیچ نیرویی با آن مقابله نمی کرد؛ حکومتِ اسلام به اندازه ای قدرتمند شده بود که حتّی، بر دو قدرتِ عظیم شرق و غرب مسلّط گشت و همه دنیا را، زیر فرمان یا زیر نظر آورد، ولی با کمالِ تأسّف باید گفت: در اثر مسامحه کاری یا غرض ورزیِ خلفایِ پیش از یزید، کار به جایی رسید که یزید بر مسندِ چنین حکومتِ عظیمی تکیه زد و بر کلّ آن ملتها و کشورها فرمانروایِ مطلق گشت آن هم به نام اسلام و به عنوانِ خلیفه پیغمبر صلی الله علیه و آله ، چیزی که ابوسفیان، در خواب هم نمی دید، گویی همه جانفشانیهایِ پیغمبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام و یارانِ فداکارِ آنها و و همه فتوحاتِ خلفا و سپاهیان مسلمانِ آنها، برای همین بود که یزیدِ شرابخوار و خونخوار را که بدترین تفاله جاهلیّت بود بر مسندِ خلافتِ اسلامی بنشانند و قدرتِ دین و دنیا را به دستِ او بسپارند تا به گفته خودش، مقاصدِ ضدِّ اسلام جدّش ابوسفیان را اجرا نماید و فجایعِ بی مانندی مانندِ فاجعه کربلا به بار آورد.

در این صفحات، درباره کیفیّتِ انتصابِ یزید به حکومت و نیز درباره ویژگیها و هدفهایِ او، گفتگو شد. اکنون ببینیم طرفدارانِ او چگونه کسانی بودند؟ و به طورِ کلّی جوامع اسلامی نسبت به حکومتِ او چه احساسی داشتند؟

قبلاً گوشزد شد که ولیعهدیِ یزید، در زمانِ خلفایِ پیشین و حتّی در سالهایِ اوّل حکومتِ معاویه به هیچ وجه ممکن نبود، زیرا مسلمانهایِ آن زمان به اندازه ای غیرتمند و متعهد بودند که حتّی بر ضدِّ خلیفه مقدّس مآبی همچون عثمان، به خاطرِ فسادکاری هایش انقلابِ خونینی بر پا کردند و او را با همه طمطراقش به قتل رساندند. طبیعی است که چنان مسلمانهایی، ولیعهدیِ یزید شرابخوار و پر ننگ را به شدّت می کوبیدند، بلکه اصلاً زمینه ای برایِ طرح آن نمی گذاشتند. بنابراین همین ولیعهدیِ یزید در سالهایِ آخر حکومتِ معاویه، دلیل بر این است که: بسیاری از مسلمانها، بر اثرِ سیاستِ شیطانی و استبدادیِ این حکومت، شهامتِ انقلابیِ خود را از دست دادند و به سراشیبیِ فساد و زبونی افتادند و بدین جهت بود که در برابرِ مقاصدِ شومِ معاویه، حتّی برایِ ولیعهدیِ یزید، موافقت یا سکوت کردند و این قانونی است کلّی که فقط با موافقت یا سکوتِ مردم است که یزیدها بر آنان حکومت می یابند و الاّ با وجودِ مخالفتِ مردم، ممکن نیست یزیدها بر آنان مسلّط بشوند و مسلّط بمانند.

یزیدهایِ کوچک

روایاتِ اسلامی به قانونِ مزبور، که نقشِ حسّاسی در علوم اجتماعی دارد، اهمیّت خاصّی می دهد و می گوید: «النّاس بامرائهم اشبه منهم بِآبائهم»(۱۶) یعنی دولت و ملّت حتّی بیشتر از پدر و فرزند با همدیگر تناسب دارند. این تناسب، بخشی از تناسبِ حاکم بر امورِ اجتماعی است که مانندِ تناسبِ حاکم بر امورِ طبیعی، همه چیز را زیرِ چترِ خود می گیرد. به جاست، قانونِ «تناسب» که در کلیّه جریانهایِ سیاسی و اجتماعی نقشِ به سزایی دارد، در کتابِ مستقلّی تشریح گردد. آنچه در این جا مورد نظر است این است که: قانونِ «تناسب» پرده ضخیمِ زمان را کنار می زند و می گوید: مسلّما سازمانِ وسیعی از مسلمانهایِ زمانِ معاویه، بر اثرِ شیوه هایِ «سیاسی، تبلیغی، نظامی» حکومتِ او به صورتِ یزیدهایِ کوچکی در آمدند که در نتیجه، زیر بارِ یزیدِ بزرگتر رفتند و به حکومتِ او میدان دادند و با مقاصدِ او همگام گشتند.

سازمانِ مزبور، که باید آن را سازمانِ اموی خواند، کوچک و بی تأثیر نبود، بلکه بسیار بزرگ و نیرومند بود و با نقشه هایِ معاویه و در مسیر هدفهایِ او حرکت می نمود، یک نشانه این واقعیّتِ فلاکت بار این است که: صدهزار نفر از همین سازمان به جنگِ علی علیه السلام و پیروانش شتافتند و سر خودشان را برایِ پیروزیِ امویها گرو دادند.(۱۷) آن هم در زمانی که حکومتِ معاویه مراحل نخستینش را طیّ می کرد و هنوز پابرجا نشده بود، بنابراین طبیعی است که افرادِ این سازمان، در سالهایِ آخر حکومتِ معاویه که از هر جهت پابرجا شده بود، به صدها هزار نفر بالغ گشتند و سلطه روزافزونی بر همه شؤون سیاسی و اجتماعیِ جهانِ اسلام پیدا کردند.

بدیهی است که بخشِ اصلیِ این سازمان، مردمِ شام بودند که در دامنِ حکومت معاویه به شدّت منحرف شده بودند تا حدّی که علی علیه السلام و خاندانش را لعنت می کردند و ولیعهدیِ یزید را به جان می پذیرفتند و می گفتند: اِنّما عَلَیْنا اَلسَّمْعُ و الطّاعَهُ(۱۸)

ما برایِ خودمان وظیفه ای جز این نمی بینیم که گوش به فرمانِ معاویه ها و یزیدها باشیم.

به خاطرِ همین سر سپردگیِ بی چون و چرا بود که معاویه، آنها را به تکیه گاهِ حکومتش می گرفت و به یزیدش نیز وصیّت می کرد که آنها را پشتوانه حکومتش بگیرد و چنان که دیدیم وصیّتِ معاویه درست هم بود، زیرا ده هزار نفر از همین مردمِ شام بودند که فرمانِ یزید را حتّی برایِ قتلِ ع

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.