خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آفرینش آدم و پاسخ دو سؤال
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آفرینش آدم و پاسخ دو سؤال قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کلمه ی «انسان » و مرادفات آن در قرآن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کلمه ی «انسان » و مرادفات آن در قرآن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
01ساعت
10دقیقه
03ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آفرینش انسان در قرآن

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 78

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل آفرینش انسان در قرآن شامل 80 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل آفرینش انسان در قرآن در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل آفرینش انسان در قرآن با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل آفرینش انسان در قرآن نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل آفرینش انسان در قرآن هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل آفرینش انسان در قرآن اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آفرینش انسان در قرآن :

درباره ی آفرینش انسان، آیات قرآن، از جهاتی، اختلافاتی دارد. (۱)

برخی از این آیات در مورد آفرینش نخستین انسان است.طبعا هنگامی که مبدا نخستین انسان روشن شد،مبدا وجود همه ی انسانهای دیگر نیز از جهت تاریخی روشن می شود.یعنی اگر بگوییم آدم از گل آفریده شده است،صحیح است که بگوییم همه ی انسانها از خاک آفریده شده اند،این به یک اعتبار است.

به اعتبار دیگر،همه ی انسانها،جداگانه لحاظ می شوند و البته این لحاظ،لحاظ اول را نفی نمی کند.

یعنی بگوییم:هر انسانی از نطفه آفریده شده و نطفه از مواد غذایی و مواد از وشت حیوانات و میوه ها و درختان و مواد معدنی و اینها،همه به زمین باز می گردد، پس مبدا آفرینش هر انسانی را،صرفنظر از اینکه می توان به اعتبار انسان نخستین،از خاک دانست،به اعتبار تک تک آنها ازین جهت هم،می توان. (۲)

برخی آیات تنها در مورد شخص حضرت آدم است و برخی دیگر ممکن است کلیت داشته باشد و در مورد همه ی انسانها بکار رود:

حجر/۲۹:

انی خالق بشرا من صلصال من حما مسنون،فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین .

ص/۷۲:

انی خالق بشرا من طین،فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین .

کاملا روشن است که شخص خاص یعنی حضرت آدم منظور است زیرا در آنجا که ابلیس می گوید:«لاحتنکن ذریته »اگر همه ی انسانها منظور بودند،دیگر«ذریته »نمی گفت.پس در اینمورد،«بشرا»اسم عامی است که مورد استعمال آن،یک فرد است و این استعمال یعنی کاربرد اسم عام برای اطلاق به فرد،«حقیقت »است نه «مجاز»زیرا خصوصیت آن مصداق در این اطلاق،ملحوظ نیست.در حالیکه اگر ما اسم عامی بکار ببریم در خصوص یک مصداق با توجه به آن خصوصیت یعنی مثلا به جای اینکه اسم شخصی مثلا«علی »را بکار ببریم،کلمه ی «انسان »را به عنوان اسم خاص او،استعمال کنیم،این «مجاز»است.

وقتی خدا می فرماید:

انی خالق بشرا و مقصود از این بشر،حضرت آدم باشد،این مجاز،نیست.همینطور است وقتی می فرماید:

بقره/۳۰:

انی جاعل فی الارض خلیفه .

خلیفه اسم عام است،ولی چون در مورد شخص حضرت آدم بکار رود،مجاز نیست،و اگر دلیلی بر تعمیم نداشته باشیم درباره ی سایر انسانها جاری نخواهد بود.اگر دلیلی نداشته باشیم که غیر از حضرت آدم در میان انسانها خلیفه ی دیگری هم هست، نمی توانیم بگوییم چون حضرت آدم خلیفه بود،پس همه ی انسانها،خلیفه ی خدا هستند، این آیه بیش ازین را اثبات نمی کند،مگر آنکه دلیل خارجی داشته باشیم.

انی جاعل فی الارض خلیفه مثل انی خالق بشرا من صلصال من حما مسنون است.اگر خدا تنها آدم را خلق فرموده بود و بنا نبود انسان دیگری بوجود آید،این کلام صحیح بود،پس با اینکه کلمات بشر و خلیفه اسم عام است تعمیم آن را باید با دلیل دیگری اثبات کرد.در فارسی می گوییم امروز معلمی به شاگردی درس داد.در اینجا معلم اسم عام است،شاگرد هم.

اما جمله دلالت ندارد بر اینکه همه ی معلمها به همه ی شاگردها درس داده باشند.

انی خالق بشرا هم چنین نیست که هر چه کلمه ی بشر بر آن قابل اطلاق است،در آیه منظور شده است،خود این تعبیر،چنین دلالتی ندارد،بلکه کافی ست یک فرد به وجود آید و اسم بشر بر او قابل اطلاق باشد و همه ی این مطالب هم مخصوص او باشد.

متقابلا،وقتی می گوییم این آیه در مورد حضرت آدم است،به معنای نفی دیگری هم نیست تا اگر دلیلی به دست آمد،معارض با آیه باشد.این آیات به خودی خود نه نفی و نه اثبات،بلکه «اهمال »دارد.حضرت آدم خلیفه ی خدا بود،اما آیا کس دیگر نبود؟ آیه چیزی نمی گوید.آیا کس دیگری بود؟این را هم نمی گوید.پس برای اثبات یا نفی، دلیل خارجی لازم است.

انسان از چه آفریده شده است؟

هنگامی که قرآن،مبدا پیدایش انسان را ذکر می کند،نخست،اختلافی به نظر می آید: یکجا می فرماید از آب خلق کردیم:

فرقان/۵۴:

و هو الذی خلق من الماء بشرا .

جای دیگر می فرماید از آب جهنده:

طارق/۶:

خلق من ماء دافق .

جایی دیگر از نطفه و…

ولی وقتی دقت کنیم می بینیم،اختلافی در بین نیست:

نطفه و ماء دافق و ماء،همه «آب »است و قابل جمعند و هر یک از جهتی اطلاق شده است.و از اینجا،نیز،بدست می آید که «ماء»در اصطلاح قرآن منحصر به همان ماده ی ویژه ای که از ترکیب اکسیژن و ئیدروژن بدست می آید و خاصیت یونیزاسیون دارد،نیست،بلکه اصطلاحی ست با گستره ی وسیع که شامل نطفه هم می شود.ماء دافق بسیار روشن است که چیزی جز نطفه نیست.ما در اصطلاح رائج خود بر آن «ماء»اطلاق نمی کنیم،مگر آنکه قیدی همراه آن بیاوریم ولی به هر حال آن است که «ماء»بر آن اطلاق شود،تقریبا می توان گفت که:«ماء»در این موارد،به معنای مایع است،اما آیا اطلاق مجازی ست یا حقیقی، بحث دیگری ست.

می توان گفت ماء در اصل لغت وضع شده است برای مایع سیال خاصی مرکب از ئیدروژن و اکسیژن ولی از باب توسع-که نوعی مجاز است-به هر مایعی اطلاق شده است.

اما بعد از اینکه ما معنای کلمه ای را در آیه دانستیم،اثبات اینکه حقیقت است یا مجاز،دیگر مهم نیست.ما در صدد فهم آیه هستیم.این مطالب،مباحث ادبی خاصی ست که در جای خود کم و بیش ارزش هم دارد ولی،پس از درک معنی،برای تفسیر آیه،فایده ای دربر ندارد.

از لحاظی دیگر،می توان گفت:منظور از ماء،همان آب معروف است.و اگر می گوید انسان از آب آفریده شده است بنابر آنست که:انبیاء/۳۰:

و جعلنا من الماء کل شی ء حی .

چون به هر حال انسان موجود زنده ای است و قرآن مبدا پیدایش هر موجود زنده ای را آب می داند.این هم وجهی ست،گرچه وجه اول،نزدیکتر است.

به هر حال،در مورد تعبیرات «ماء»،آیات قابل جمع است،اما چیزی که بیشتر منشا توهم اختلاف می شود،تعبیرات:تراب،طین،حما مسنون،صلصال و امثال آنهاست.می گوییم: این تعبیرات هم،قابل جمع است:خاک با افزودن آب «طین »( گل)می شود،وقتی آبش کم شود و خشک گردد«صلصال »می گردد و به گل و لای کنار جوی و دریا«حما»اطلاق می شود،وقتی چسبنده باشد:

صافات/۱۱:

طین لازب .

نام دارد و باری،همه ی اینها از«تراب »است.

چیزی که می ماند اختلاف بین دسته آیاتی ست که بر«ماء»تاکید دارد و بین آنها که بر«تراب »،اینها چگونه قابل جمع است؟

می گوییم:اگر حصر در بین بود یعنی وقتی می فرماید:«خلقکم من تراب »بدین معنی بود که تنها و تنها از خاک آفریده شده اید و یا در جایی که می گوید از آب،یعنی تنها از آب آفریده شده اید،اختلاف باقی بود ولی می دانیم که برای معرفی منشا پیدایش یک موجود، گاهی،مجموع عناصر تشکیل دهنده ی آن موجود را ذکر می کنند و گاهی به اقتضای لاغت برخی از آنها را.و این در عرف معمول است،بنابر این جمع بین ایندو دسته از آیات چنین است که در برخی روی بعضی تکیه شده که تراب یا ماء باشد و در برخی روی مجموع که طین باشد.

نیز،اشاره به مراحل پیدایش انسان دارد:انسان نخستین تنها از تراب یا طین خلق شده است ولی انسانهای مراحل بعدی از نطفه آفریده شده اند.پس به سایر انسان ها نیز به لحاظ مبدا می توان گفت از تراب و به لحاظ مبدا قریب،از نطفه،آفریده شده اند.

به توهمی هم که در اینجا شده است اشاره کنیم که:برخی پنداشته اند آیات ماء دافق و نطفه عمومیت دارد و شامل انسان نخستین نیز می شود و از اینجا خواسته اند استفاده کنند که قرآن با نظریه ی تکامل،موافق است،که پاسخ آن را در جای خود خواهیم داد انشاء الله (۳).

بررسی آیات مربوط به آفرینش انسان

آیاتی داریم که می فرماید:خدا انسان را آفرید در حالیکه قبلا او چیزی نبوده است.

مریم/۹:

و قد خلقتک من قبل و لم تک شیئا .

هنگامی که خداوند به زکریا بشارت فرزند داد و او شگفت زده شد،برای رفع شگفتی او، فرمود:خود تو را آفریدیم در حالیکه چیزی نبودی،به تعبیر ساده یعنی:انسان از نیستی آفریده شده است. (۴)

درباره ی کل انسانها نیز می فرماید:

مریم/۶۷:

اولا یذکر الانسان انا خلقناه من قبل و لم یک شیئا .

الانسان/۱:

هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا .

مفاد دو آیه ی اول اینست که خدا انسان را آفرید در حالیکه سابقا چیزی نبود و«لا شی ء»بود و مفاد آیه ی اخیر اینست که چیزی بنام «انسان »وجود نداشت.

ممکن است این توهم به وجود آید که بنابر این،هر انسانی بدون ماده ی قبلی و ناگهان از عدم ایجاد می شود و به اصطلاح فلسفی وجودش ابداعی ست.ولی پیداست که منظور آیات این نیست.بهترین گواه اینکه در آیات فراوان دیگری می فرماید انسان را از خاک و آب خلق کردیم.یعنی ماده ی قبلی را به تصریح،بیان می فرماید.

بی شک منظور این است که ماده ی قبلی وجود داشته و زمینه ی پیدایش انسان را فراهم آورده اما باید چیزی بر آن افزوده می شد تا انسان بوجود می آمد و آن چیز در خود ماده،نبوده است.فعلیت جدیدی در ماده پدید آمده که قبلا وجود نداشته است.به اصطلاح فلسفی،صورت انسانی یا نفس انسانی که به ماده تعلق می گیرد،در ماده نبوده است. خاک بود،نطفه بود،ولی انسان نبود.این صورت انسانی را خدا افاضه و ابداع فرمود.

احتمال ضعیفی نیز،روی می نماید و آن اینکه:به هر حال همان خاک را نیز باید گفت از چه آفریده شده است؟و سرانجام منتهی می شود به اینکه ماده ی نخستین سراسر جهان ابداعی ست و ماده ی قبلی ندارد.پس «لم یک شیئا»اشاره به این است که ماده نخستین از ماده دیگری آفریده نشده است.اما چنانکه گفتیم این احتمال ضعیفی ست و آیات دیگر، همه تصریح دارد بر اینکه انسان،ماده ای در این جهان داشته است ولی آیا چه بوده است؟لحن آیه ها در این مورد اختلاف دارد:

-در چند آیه،«زمین »را منشا می داند:

هود/۶۱:

هو انشاکم من الارض .

شما را از زمین پدید آورد.

النجم/۳۲:

هو اعلم بکم اذا نشاکم من الارض .

او که شما را از زمین آفرید بر شما داناتر است.

طه/۵۵:

منها خلقناکم و فیها نعیدکم .

شما را از زمین آفریدیم و دوباره بدان باز می گردانیم.

در قرآن از انسان یا ضمائری که به انسان باز می گردد،گاه مجموع روح و بدن منظور است و گاه تنها بدن و گاه تنها روح.در آیه ی اخیر،مصداق ضمیر«کم »،بدن است،چون روح به زمین برنمی گردد:«نعیدکم:ای نعیدا بدانکم ».

مشابه این تعبیرات در این آیه آمده است:

نوح/۱۷:

و الله انبتکم من الارض نباتا .

و خدا شما را از زمین رویاند.

تعبیر استعاری ست یعنی همانطور که گیاه از مواد زمینی می روید و رشد می کند و حیات گیاهی می یابد،شما نیز همین مواد زمین بوده اید که خدا به شما حیات بخشید، خست یک «اسپرم »بوده اید و خدا شما را به صورت انسانی کامل آفرید.یا هنگامی که خاک بودید و خدا در آن خاک،روح دمید و به صورت حضرت آدم در آمد،اینهم رویاندن از زمین محسوب است.مشابه این آیات،آیاتی ست که منشا پیدایش انسان را«تراب »می داند که باز بخشی از زمین است:کهف/۳۷:

اکفرت بالذی خلقک من تراب (۵)

حج/۵:

فانا خلقناکم من تراب .

روم/۲۰:

و من آیاته ان خلقکم من تراب .

فاطر/۱۱:

و الله خلقکم من تراب .غافر/۶۷:

هو الذی خلقکم من تراب .

آل عمران/۵۹:

ان مثل عیسی عند الله کمثل آدم خلقه من تراب .

در چهار آیه،منشا پیدایش انسان،«صلصال »ذکر شده است:

حجر/۲۶:

و لقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون .

حجر/۲۸:

و اذ قال ربک للملائکه انی خالق بشرا من صلصال من حما مسنون .

حجر/۳۳:

قال لم اکن لاسجد لبشر خلقته من صلصال من حما مسنون .

الرحمن/۱۴:

خلق الانسان من صلصال کالفخار .

در مورد صلصال،مفسران بحثهایی بسیار کرده اند که نتیجه ی قطعی از آنها بدست نمی آید.

آنچه قاطعا می توان گفت اینست که صلصال یعنی:گل خشک.گواه این مطلب آنست که قرآن در سوره «الرحمن »آنرا به «فخار»تشبیه می کند و فخار یعنی سفال و گل پخته.برخی پنداشته اند فخار یعنی سفالگر و بنابر آن اندیشیده اند که خدا خود را به سفالگر تشبیه کرده است یعنی:ما انسان را آفریدیم چنانکه کوزه گر،کوزه را! (۶)

حما مسنون:گل سرشته

دوش دیدم که ملائک، در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

«حافظ »

در آیات سوره ی حجر،علاوه بر صلصال،از حما مسنون نیز،یاد می کند.

در مورد هر یک از کلمات حما و مسنون،بحثهای لغوی بسیار شده است:

حما را برخی لایه ای می دانند که پس از ته نشین شدن سیل،روی زمین می ماند.و برخی گفته اند لجن یا گل سیاه و کبود است.

درباره ی مسنون:برخی گفته اند که منظور گل بد بوست(سن الماء تغیر رائحته).پس بمعنی لجن بدبو می شود.بعضی با گواه آوردن مواردی از استعمالات مشابه در عربی،آنرا به معنای «قالب »ریزی شده دانسته اند و برخی نیز گفته اند«سن »یعنی پرداخت کرد و صیقل داد.

شاید وجه بهتر و نزدیکتر این باشد که بگوییم:گل را وقتی کاملا مالش دهیم چنانکه چسبناک شود و صیقل یابد،و سرشته گردد و زبری آن از میان برخیزد،به آن مسنون می گویند.با سفال هم تناسب دارد زیرا گلی که با آن سفال می سازند،از همین نوع است.

پس:از مجموعه ی این دسته آیات چنین برمی آید که گلی سرشته و خشک،ماده ی نخستین آفرینش انسان بوده است.

طین، خاک

یار مردان خدا باش که در کشتی نوح هست خاکی که به آبی نخرد توفان را

«حافظ »

دسته ای از آیات،ماده ی نخستین را،گل می گوید:

انعام/۲: