خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی صدرالمتألهین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی صدرالمتألهین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روش شناسی کلام سیاسی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روش شناسی کلام سیاسی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
04دقیقه
50ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ابن رشد؛ متفکری برای آینده

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 61

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل ابن رشد؛ متفکری برای آینده – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل ابن رشد؛ متفکری برای آینده شامل 100 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل ابن رشد؛ متفکری برای آینده گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ابن رشد؛ متفکری برای آینده با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ابن رشد؛ متفکری برای آینده از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ابن رشد؛ متفکری برای آینده با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ابن رشد؛ متفکری برای آینده را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ابن رشد؛ متفکری برای آینده :

در آمد

ابن رشد، فیلسوف مسلمان اندلسی، از جایگاه مؤثر و مهمی در بقای اندیشه فلسفی در ممالک اسلامی برخوردار است. گرامی ترین میراث ابن رشد، برخورداری آن از نگاهی مستدل و منطقی به نسبت حکمت با شریعت است.
محمد ارگون درباره شخصیت او می نویسد: ابن رشد یکی از مجهول ترین شخصیت های فرهنگی است، که نه در حیات و نه پس از آن، آنچنان که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته است.۱ همین طور الجابری وی را حلقه واسط و پل انتقال اندیشه فلسفی عربی اسلامی به اروپا۲ خوانده که با تلاش سترک به مقابله با برخورد غزالی که می رفت طومار فلسفه را از سرزمین های اسلامی برچیند برخاست. همچنین ابوزید ابن رشد را مؤسس هرمنوتیک۳ خوانده که در آن فهم تراث و بومی سازی آموزه های آن مورد توجه بوده است.

فرهنگ زمانه ابن رشد

ابن رشد، از متفکران اواخر قرن پنجم هجری (۵۲۰ ۵۹۵)، در یکی از مقاطع بحرانی حیات سیاسی اندلس، که حاکمان مرا بطی به درگیری های داخلی مشغول و ضعیف شده بودند، به دنیا آمد. پدر و جد او دارای مناصب قضایی و علمی، امامت جمعه و جماعات بودند و همین زمینه سبب شکوفایی استعداد او گردید و توانست در علوم و معارف مختلف فقه، حدیث و فلسفه تبحر یابد. و ذو فنون شود.۴ دوره جوانی و میان سالی ابن رشد به فعالیت در امور فرهنگی و آموزشی از جمله عضویت در «شورای آموزش خلیفه موحدی» در مراکش گذشت.۵
از علمای تأثیر گذار بر او، ابن طفیل است. ابن رشد به پیشنهاد ابن طفیل، ساماندهی آثار ترجمه شده از گذشتگان را بر عهده گرفت.
ابن رشد مدتی را به قضاوت در شهرهای مختلف و نیز طبابت ویژه خلیفه مشغول بود. و به ویژه پس از موفقیت طرح او در یکی از جنگ ها، بیش از پیش به ابویوسف خلیفه نزدیک شد؛ که حسادت و سعایت گروهی از فقها و سرداران جنگی و تبعید او به روستایی یهودی نشین در پی داشت و آثارش آتش زده شد. اما با موج حمایت از وی و شهادت به سلامت ایمان وی، بار دیگر مورد عنایت ابویوسف گردید. و باقی عمرش را صرف تصحیح و تکمیل آثارش کرد.

طبقه بندی آثار ابن رشد

۱. به لحاظ نوع و حوزه معرفتی

الف) آثار مستقل ابن رشد، چون بدایه المجتهد و نهایه المقتصد در فقه تقریبی و الکلیات در علم پزشکی؛
ب) آثاری که در نقد آثار دیگران نگارش یافته است:
التهافت التهافت در نقد تهافت الفلاسفه غزالی، الکشف عن مناهج الادله فی عقاید المله و فصل المقال فیما بین الحکمه والشریعه من الاتصال در نقد متکلمان اشعری و تا حدودی معتزلی و مباحث متناظر با حکمت و شریعت؛
ج) آثاری که نوعا برای آموزش یا… از تألیفات متفکران سلف اخذ و اقتباس شده که اجمالاً چند نوع است:
۱ الضروری یا الجامع و خلاصه، در این گونه از آثار به تاریخ و مسائل ضروری علم مورد بررسی بسنده شده چون الضروری فی المنطق و الضروری فی السیاسه. در این آثار، ابن رشد رویه ای واحد نداشته. ولی خالی از نظرهای ابداعی نیست.
۲ تلخیص یا الجوامع، گونه ای از آثار که نقطه تمرکز ابن رشد، ارائه دقیق آرا و نگرش مؤلف و بسنده کردن به عین آن است، چون السماع الطبیعی.
۳ گونه دیگر، شرح کبیر است که عمده آثار ارسطو با این رویه مورد کاوش وی قرار گرفته است؛ که از آن با عنوان تفسیر ارسطو با مذهب واقعی ارسطو یا تفسیر ارسطو با ارسطو یاد شده است. و موجب تمایز وی از دیگر شارحان آثار ارسطو می باشد، همانند ما بعد الطبیعه سه جلدی.
د) منفردات، شامل برخی مقالات و مجموعه ای تحت عنوان مسائل.

۲. به لحاظ ماهیت

الف) آثاری که ماهیت آموزشی دارند، مانند الضروری ها یا تلخیص ها؛
ب) تألیفاتی که ماهیت دین پژوهی دارند؛ ماهیت کلامی چون فصل المقال و کشف المقال یا ماهیت فقهی و اصولی چون بدایه المجتهد و نهایه المقتصد،
ج) آثاری که ماهیت فلسفی و منطقی دارند، همچون تفسیر مابعدالطبیعه و الضروری فی المنطق؛
د) تألیفات مربوط به حوزه پزشکی چون الکلیات؛
ه) آثاری در حوزه علم مدنی و «اخلاق و سیاست»، مانند الضروری فی السیاسه و تلخیص الاخلاق.

۳. بر اساس دوره های زندگانی

الف) دوره آغازین (۵۶۷ ۵۷۱): دوره آغاز اندیشه ورزی که ابن رشد وارد امور اجتماعی می شود. عمده شرح های کوتاه و متوسط را در این دوره انجام داده است؛
ب) دوره میانی (۵۷۱ ۵۷۳): دوره انتقالی فکری و ورود به عرصه مبانی فلسفی و فقهی، چون نگارش بدایه، التهافت، فصل المقال و الکشف عن مناهج الادله؛
ج) دوره پایانی (۵۷۳ ۵۷۵): این دوره، دوره بازبینی و تکمیل آثار از جمله آثار سیاسی است.

مواضع و آرای علمی ابن رشد

با گذر بر برخی موضع گیری های ابن رشد، چگونگی تعامل او با میراث سلف به دست می آید. اولین و مهم ترین آن نحوه و نوع نگرش وی به نسبت دین و دینداری با سیاست است.

دیانت و سیاست

ابن رشد دین و حکمت را دو راه رساننده افراد به حقیقت امور می داند که این نگرش از آیات فراوان چون «فاعتبروا یا اولی الابصار» استفاده شده است. حکمت علمی است که با بکارگیری قیاس عقلی یا قیاس عقلی شرعی به دست می آید. همچنین بر اساس این نگرش ابن رشد، نگریستن به آرا و آثار گذشتگان نه تنها امری مشروع، که امری لازم و ضروری است.۶
از دیدگاه او، از آن جا که شریعت عهده دار تصحیح نوع نگاه افراد به غایت و مبادی هستی و تأمین کننده سعادت اخروی آنهاست.۷ و سیاست، به عنوان یکی از مشتقات حکمت عملی، تدبیر نفوس ساکنان مدینه برای رسیدن به کمالشان را بر عهده دارد، چنانچه در محیطی حاکمان و شهروندان در پی تحقق بخشیدن به این نگرش، از راه علم و حکم نمودن به آن باشند، مدینه فاضله شکل می گیرد.۸ شریعت در این میان می تواند با تأسیس و ارائه مدل یا تأیید الگویی، در پذیرش و انجام رفتارهای هماهنگ با مدل مطلوب، به افراد کمک کند.
بنابراین همیشه و در هر زمان و مکانی، امکان تأسیس گونه ای بومی از مدینه فاضله وجود دارد. تنها شرایط احراز آن در نحوه نگاه حاملان و عاملان آن نهفته است که از چگونگی پرورش و نوع نگرش آنان به کمال شان نشأت می گیرد، و نیز بدانند که در حیات اجتماعی شان قواعد عمومی (فرامکانی و فرازمانی) وجود دارد؛ بنابراین در صورتی که سیاست مداران و ساکنان مدینه مقید به این قواعد شوند، اگر نگاه آنان به کمالِ انسان، نگاه اصلی (ذاتی) باشد، مدینه فاضله تکوین می یابد.
نکته جالب در نگاه ابن رشد، تغییرات و تحولات مدینه فاضله است؛ که این تحولات دفعی نیستند، بلکه آنچه رخ می دهد از تحول در نگرش، روحیه و ملکات رفتاری افراد محصول پذیرش، اموری تدریجی و مرحله به مرحله هستند.۹
ابن رشد، عامل بلوغ فضایل عملی و رفتاری را تکرار و کسب مهارت (التعود = بازگشت) می داند؛ همان طور که در مباحث نظری و ذهنی، آنچه باعث کمال آن می شود فراگیری و باز آموزی (التعلم) است. از نظر او بنابراین تحول در عالم انسانی، تابع تحول در سنن، قوانین و نهاده های برآمده از اجتماع می باشد و این تحول، تحولی در ملکات رفتاری و هیئات اجتماعی است. از نظر او آنچه اخلاق فاضله را تثبیت می کند تکیه و بنای بر فضیلت قرآنی۱۰ می باشد.
وی در باب تبیین نسبت اخلاق با علم، قائل به اولویت علم است، چون به واسطه آن ابعاد عمل روشن می گردد؛ و اخلاق برای علم و عمل هر دو لازم است؛ کما این که در فراگیری علم، علم منطق مقدم بر دیگر علوم است، چون فراگیری آن، زمینه رفع خطای ذهنی را فراهم می آورد.۱۱ ابن رشد پس از منطق، ریاضیات، طبیعیات و مابعدالطبیعه را قرار می دهد که هر یک مهارتی را جهت بهره گیری از میراث ارائه می دهد.
نظرگاه دیگر ابن رشد، نوع نگاه وی به جایگاه عقل انسانی است که آرای وی را با گذشته و میراث کهن درگیر می کند؛ به ویژه اعتباری که به جایگاه عقل بشری می بخشد همانند اعتبار مستفاد از مفاد نصوص شرعی است، یعنی فرآورده ها و یافته های آن را فرا زمانی و فرا مکانی کرده و در عین حال آن را اساس بنای نظام تعاملی اجتماعی قرار می دهد.
از طرف دیگر، او با نگاهی به مقتضیات زمانی و مکانی، یافته های نظری را از حیث توانایی بر آوردن نیازها چه فکری و چه عینی مورد ارزیابی قرار می دهد. روش عمده او در تعاملش با آثار و افکار دیگران، توانایی منطقی افاده محتواست که از آن اثر می تواند استفاده شود که در چارچوب خاصی سیر کرده یا نه، و این چارچوب برخوردار از چه پیامدهایی بوده است.
موضع گیری آخر ابن رشد، نگاه نقادانه وی به فرآورده های دیگران است. در این زمینه عاطف عراقی می نویسد:
کسی را نیافتم که این گونه نگاه نقادانه را دقیق و شامل بیان کند. از فلاسفه ای که در مشرق عربی بودند همانند فارابی و ابن سینا و یا در مغرب عربی همانند ابن باجه و ابن طفیل.۱۲
وی اساس مواجهه نقادانه ابن رشد را متأثر از نوع نگاه وی به عقل می بیند. به گمان وی، اساس فکر فلسفی ابن رشد، نقد و نه تبعیت صرف از آرای دیگران می باشد. در این صورت «نقد راهی است برای حرکت، نه سکون؛ راهی است برای تجدید نه تقلید، راهی برای جنبش و تحرک است نه جمود».۱۳ ابن رشد اکثر جریان های فکری زمانه خودش را مورد نقادی قرار داد؛ اگر رویه فقها را از جهت عدم توجه به فلسفه شریعت و تأدب به آداب و اصول مورد نقادی قرار می دهد، رویه متکلمان، فلاسفه و صوفیه را از جهاتی دیگر مورد نقادی قرار داده است.۱۴
او متفکر برای آینده بود و است؛ نگاه تعاملی موجود در آثار ابن رشد، وی را متفکری می سازد که آینده و گذشته و وضع موجود را مورد بازکاوی قرار داده و از طریق آن و با عقلانیت بومی، بنایی را بسازد که در ضمن داشتن نقاط قوت گذشتگان، ضعف های وضع موجود را برطرف نماید.

گزیده متون سیاسی از آثار ابن رشد

در این جا قطعاتی از کتاب های تلخیص الخطابه، الضروری فی السیاسه، الفصل المقال و نیز کتاب الجابری با عنوان ابن رشد، سیره و فکر دراسه و نصوص، ذکر می شود.

النظر فی کتب القدماء واجب بالشرع

اما بعد حمد الله بجمیع محامده، و الصلاه علی محمد عبده [المطهر] المصطفی و رسوله، فانّ الغرض من هذا القول ان نفحص، علی جهه النظر الشرعی، هل النظر فی الفلسفه و علوم المنطق مباح بالشرع، ام محظور، ام مامور به اما علی جهه الندب، [و اما علی ] جهه الوجوب، فنقول:
ان کان فعل الفلسفه لیس شیئا أکثر من النظر فی الموجودات و اعتبارها من جهه دلالتها علی الصانع اعنی من جهه ما هی مصنوعات، فانّ الموجودات انّما تدل علی الصانع بمعرفه صنعتها، و انّه کلما کانت المعرفه بصنعتها اتم کانت المعرفه بالصانع اتم، و کان الشرع قد ندب الی اعتبار الموجودات وحث علی ذلک، فبین ان ما یدل [علیه] هذا الاسم: اما واجب بالشرع، و اما مندوب الیه.
فاما انّ الشرع دعا الی اعتبار الموجودات بالعقل، و تَطَلَّبِ معرفتها به، فذلک بیّن فی غیر ما آیه من کتاب الله تبارک و تعالی: مثل قوله تعالی «فاعتبروا یا اولی الابصار»، و هذا نص علی وجوب استعمال القیاس العقلی، [ أو العقلی] و الشرعی معا؛
در متن فوق ابن رشد به این پرسش پاسخ می دهد که مراجعه به آرا و آثار پیشینیان به لحاظ شرعی چگونه است؟
از آن جا که فعل فلسفه (یعنی فلسفیدن) چیزی بیش از نگریستن در موجودات و اعتبار آنها از جهت دلالت بر سازنده (فاعل) و بر ساخته شده (ماده) نیست، نصوص شرعی شناخت و اعتبار این موجودات را به واسطه عقل طلب کرده است، که از آن وجوب بکارگیری قیاس عقلی و قیاس عقلی و شرعی با هم فهمیده می شود.۱۵

منطق بهره برداری از میراث سلف

وی در فصل المقال در حصول انواع آگاهی برای افراد و تکمیل آن با تحقیق و فحص می گوید:
فقد یجب علینا، ان الفینا لمن تقدمنا من الامم السالفه نظرا فی الموجودات و اعتبارا لها بحسب ما اقتضته شرائط البرهان، ان ننظر فی الذی قالوه من ذلک و ما اثبتوه فی کتبهم فما کان منها موافقا للحق، قبلناه منهم و سررنابه و شکرناهم علیه. و ما کان منها غیر موافق للحق، نبّهنا علیه و حّذرنا منه و عذرنا هم.۱۶
بر ما واجب است که در آثار مهم گذشته حسب شرایط برهان تفحص کنیم و در اقوال و آثار مکتوب شان، آنچه را موافق حق یافتیم بپذیریم، خوشحال شویم و قدردانی نماییم و از آنچه موافق حق نبود، آگاه شویم و پرهیز کنیم و عذر آنها راپذیرا شویم.

دین، علم و عمل

اما الدین فمقصده الاول هو العمل، و العلم فیه هو من أجل العمل. ثم ان الدین هو للناس کافه، و الاغلبیه العظمی من الناس لیست علی درجه من العلم و المعرفه بحیث نطالبها ب«العمل» انطلاقا من العبره التی یستخلصها «الراسخوان فی العلم». و لذلک جعل الدین خطابه فی المستوی الذی یفهمه معظم الناس فضرب المثل و استعمل المجاز و غیرذلک من أسالیب الإقناع. و تلک هی طریق الشرع فی بیان العقائد التی قصد حمل الجمهور علیها.
اما العلماء فهم ملزمون بالعقائد نفسها، و لکن بما أنهم یستطیعون فهمها فهما أعمق، یتعدی «الظاهر» الذی قوامه المجاز، و یتسق مع التصور العلمی الذی حصلوا علیه من النظر فی الموجودات فلهم ان یجمعوا، بنوع من التاویل، بین ما یعطیه الظاهر من النصوص الدینیه و ما یعطیه النظر العلمی فی الموجودات. و التأویل فی هذا المجال له ضوابط تجعل منه واجبا او جائزا او ممنوعا حسب نوع المؤول:
فان کان من اصول الشریعه فلاتأویل، بل یجب أخذ الاصول فی الشرع کمسلمات، تماما مثلما هو حال الاصول الموضوعه فی العلوم. اما ان کان فی غیرالاصول فالتأویل فی حق العلماء یکون واجبا او جائزا، حسب الحالات. و فی جمیع الاحوال یجب عدم افشاء التأویل للجمهور، و هذا لسببین: اولهما ان التاویل المعنی هنا هو التاویل الذی یقوم به الراسخون فی العلم، والجمهور بما انهم لیسوا علی درجه من العلم کافیه لتلقی الحقائق العلمیه، فان افشاء التاویل فیهم لن یعمل الا علی تشویش عقائدهم و ابطال المقصود الاول منها و هو العمل: السلوک القویم و توخی الفضیله. اما السبب الثانی فهو ان التاویل اجتهاد و بالتالی فمن المنتظر ان یختلف المؤولون. و افشاء التأویلات المختلفه المتباینه و المتضاربه للجمهور ینجم عنه لامحاله «شنآن و تباغض وحروب» و تمزیق للشرع و تفریق للناس کل.۱۷
ابن رشد مقصد اول دین را، عمل می داند و علم را از برای عمل. از آن جا که حیطه شمول دین همه مردم است و اکثریت بزرگی از آنها به لحاظ آگاهی معرفت در حد انتظار نیستند… خطاب دینی آنها را در سطح فهم عمومی که گونه ای از تمثیل و بکارگیری مجاز است در نظر گرفته، اما عالمان و متفکران مکلف و ملزمند که فهمی عمیق داشته باشند و…

طریق اثبات نبوت

و لذالک یری ابن رشد ان الطریق الصحیح فی هذه المسأله هو کمایلی: اما اثبات بعثه الرسل، ای وجود الانبیاء، فهذا امر لانحتاج فیه الی استدلالات نظریه. فوجود الانبیاء ظاهره تاریخیه: لقد تواتر الخبر عن وجود الانبیاء فی الماضی، جیلا عن جیل، کما تواتر الخبر عن وجود الفلاسفه و العلماء و الفاتحین الخ… و اذا کنا لانشک فی وجود الحکماء مثل سقراط و افلاطون، مثلاً، فلماذا نشک فی وجود الانبیاء؟
و اذا قیل: نحن نعرف وجود الفلاسفه، مثلاً، من خلال ما ترکوه من مؤلفات أو روی عنهم من آراء، فبماذا نعرف الانبیاء الحقیقیین؟ و کیف نمیزهم عن غیرهم من مدعی النبوه؟
یجیب ابن رشد: نحن نعرفهم بالشرائع التی یأتون بها و التی تستهدف الخیر و الفضیله. فلیس بوسع کل انسان وضع شرائع کشرائع الانبیاء! و اذن فکل من قال عن نفسه انه نبی رسول من الله، و جاء بشریعه من جنس شرائع الانبیاء تتفوق فی العاده علی ما یمکن ان یاتیه مطلق الناس فی عصره، مما یشبهها، فهو نبی. و بما ان الناس لیسوا جمیعا من الذکاء و العقل و الفضل بحیث یمکن ان نتصورهم یلتزمون الفضیله من عند انفسهم، فان الانبیاء و الرسل هم من هذه

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.