اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روش شناسی کلام سیاسی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 40
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل روش شناسی کلام سیاسی – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی کلام سیاسی شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی کلام سیاسی:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی کلام سیاسی به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش شناسی کلام سیاسی به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش شناسی کلام سیاسی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی کلام سیاسی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روش شناسی کلام سیاسی با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی کلام سیاسی را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش شناسی کلام سیاسی :
تاریخ دریافت: ۱۵/۱۲/۸۳ تاریخ تأیید: ۱۹/۱۲/۸۳
کلام سیاسی یکی از حوزه های مطالعاتی اندیشه سیاسی اسلام می باشد. هر چند کلام سیاسی در میراث سیاسی مسلمانان رشته مستقلی همچون فلسفه سیاسی نبوده، اما با توجه به دیدگاه اعتقادی شیعیان به مسأله امامت به عنوان یک اصل اعتقادی، متکلمان برجسته شیعی آثار بسیار متعدد و ارزشمندی تألیف کرده اند. در کلام اهل سنت نیز این مباحث یا مستقلاً یا به منظور ردّ دیدگاه های مخالفان مطرح شده است. مقاله حاضر سعی دارد ضمن بررسی و معرفی مهم ترین گرایش های کلام سیاسی در دوره اسلامی، روش های گونه های مختلف کلام سیاسی مسلمانان را در قالب فرقه ها و مذاهب خوارج، اهل سنت و شیعه مورد بررسی قرار دهد.
واژه های کلیدی:اندیشه سیاسی اسلام، فرق و مذاهب کلامی، کلام سیاسی، روش شناسی.
درآمد
«کلام سیاسی» از حوزه های مطالعاتی اندیشه سیاسی اسلام به شمار می آید. واژگان «علم کلام» و به تبع آن «کلام سیاسی» اصطلاحاتی اسلامی هستند و به تفکر اسلامی تعلق دارند و از این حیث اصطلاحی خاص می باشند، اما می توان آنها را با واژگان لاتین «theology» و «political theology» مقایسه کرد و به تبع آن، از تناظر «کلام سیاسی» و «الهیات سیاسی» سخن گفت. در چنین کاربردی کلام سیاسی ، معنایی عام و فرادینی می یابد که به تبیین دیدگاه های سیاسی یک دین می پردازد. در این جا کلام سیاسی خصلتی مضاف گونه دارد که می بایست به همراه نام یک دین یا مذهب به کار برده شود. اما آنچه در این نوشتار مد نظر است، کاوش در کلام سیاسی اسلامی است و از این جهت واژگان «کلام سیاسی» را درهمان معنای اصلی و در نتیجه بدون نیاز به پسوند «اسلامی» به کار خواهیم برد.
چیستی کلام سیاسی۱
کلام سیاسی شاخه ای از علم کلام می باشد و بدین جهت ویژگی های علم کلام را نیز می بایست در آن جست وجو کرد. در بررسی چیستی کلام سیاسی توجه به تعاریف و ویژگی های کلی علم کلام ضروری است. از علم کلام تعاریف مختلفی ارائه شده است.۲ شهید مطهری در تعریفی جامع علم کلام را چنین تعریف می کند: «علمی است که درباره اصول دین اسلام بحث می کند به این نحو که آنها را توضیح می دهد و در باره آنها استدلال می کند و از آنها دفاع می نماید».۳
در تعاریف مختلف علم کلام، به رغم اختلاف در تعبیر، می توان ویژگی های مشترکی را یافت. یکی از بارزترین این ویژگی ها توجه به بُعد اعتقادی و ایمانی علم کلام می باشد. نقش اثباتی و تبیینی نیز در برخی تعاریف به همراه نقش دفاعی – جدلی علم کلام مورد توجه قرار گرفته است. بر این اساس می توان در تعریف علم کلام آنچه را که شهید مطهری آورده است برگزید که ضمن اشتمال آن بر تعاریف پیشینیان، ویژگی های علم کلام را نیز در خود دارد.
به رغم وجود تعاریف گوناگون از علم کلام، تاکنون تعریف منسجمی از کلام سیاسی ارائه نشده است. اما می توان بر اساس تعریف برگزیده علم کلام، کلام سیاسی را نیز چنین تعریف کرد: «کلام سیاسی شاخه ای از علم کلام است که به تبیین و توضیح آموزه های ایمانی و دیدگاه های دینی در باب مسائل سیاسی پرداخته و از آنها در قبال دیدگاه ها و آموزه های رقیب دفاع می نماید». دراین تعریف سعی شده است سه ویژگی برجسته علم کلام مد نظر قرار گیرد: رابطه با عقاید ایمانی، ویژگی توضیحی و تبیینی علم کلام و ویژگی دفاعی آن.
مراد از رابطه کلام سیاسی با عقاید ایمانی، دیدگاه های کلان دینی در باب مسائل سیاسی است که لازم است یک مسلمان در جهان بینی و نگرش کلان خویش به کلیات زندگی این جهانی آنها را بپذیرد. از این حیث مباحث فقهی- سیاسی که به جزئیات احکام دینی در زندگی سیاسی- اجتماعی می پردازند از کلام سیاسی تمایز می یابد. اما نکته ای که توجه بدان حایز اهمیت است این که تمامی مباحث کلام سیاسی به رغم ارتباط با آموزه های اعتقادی – ایمانی، لزوما جزو آن دسته از مباحث کلامی نیستند که اختلاف یا عدم پذیرش آنها موجب خروج از آیین و اعتقاد صحیح گردد. مباحث کلامی را از این حیث می توان بر دو دسته تقسیم کرد: بخشی از مباحث کلامی که به اصول و شالوده های آیین اعتقادی بر می گردند و از این رو هر گونه تخطی از آنها موجب خروج از آن آیین اعتقادی می گردد. اصول پنج گانه دین از دیدگاه کلام شیعی از این قبیل می باشد. اما بخش دیگری از مباحث کلامی را صرفا برخی از آموزه های اعتقادی تشکیل می دهد که به رغم ارتباط با آموزه های اعتقادی دینی، اختلاف نظر در آنها موجب خروج از آن آیین اعتقادی نمی گردد. نمونه چنین مباحثی را می توان تبیین ها و مواضع مختلف کلامی دانست که اصحاب یک مذهب کلامی اتخاذ می کنند، با این حال آنها همگی هنوز تحت آن مذهب بوده و راست آیین تلقی می شوند. غالب مباحث کلام سیاسی از دسته اخیر می باشند؛ از این رو بحث و اختلاف نظر در چنین مباحثی با پذیرش آموزه های اصولی یک مذهب اعتقادی موجب خروج از آن مذهب نمی گردد.
دو ویژگی دیگر کلام سیاسی نیز به وظیفه توضیحی و تبیینی کلام سیاسی برمی گردند. کلام سیاسی از این حیث وظیفه دارد آموزه های سیاسی دینی را کشف و تبیین نماید و در نهایت از آنها در قبال دیدگاه های رقیب دفاع کند. مباحث کلام سیاسی از این حیث در صدد هستند تا کلیات نگرش دینی را در باب مباحث کلان سیاسی- اجتماعی بیان نمایند. بعد ایمانی- اعتقادی مباحث کلام سیاسی از این جهت به منظومه کلان یک دین و مذهب می پردازد. هر دینی به ناگزیر دیدگاه های خاص خود را در باب چگونگی تنظیم زندگی فردی – اجتماعی دارد. این دیدگاه ها ممکن است جنبه سلبی یا ایجابی داشته باشند و حاکی از حضور یا پرهیز پیروان آن آیین از زندگی سیاسی باشد. گاه این دیدگاه ها خصلتی آرمانی دارند که به تحقق مدینه فاضله مورد نظر آن آیین بر می گردند. اما با این حال این دیدگاه ها به کلام سیاسی آن دین بر می گردد. این دیدگاه ممکن است به تناسب نگرش خاص یک دین به مباحث سیاسی مجمل یا مبسوط باشند، اما به هر حال مباحث کلام سیاسی آن دین را در معنای عام کلام سیاسی تشکیل می دهند. نظر به اهتمام خاص اسلام به مباحث سیاسی- اجتماعی، کلام سیاسی اسلامی از اهمیت خاصی برخوردار است و از این حیث حاوی مباحث مبسوطی است.
پیشینه و جایگاه کلام سیاسی در اندیشه سیاسی اسلام
به رغم وجود مباحث عمده کلام سیاسی در متون کلاسیک کلام اسلامی، اصطلاح کلام سیاسی پدیده ای جدید است. در واقع تنها در روزگار اخیر است که برخی از محققان۴ همانند جهاد تقی صادق و علی اصغر حلبی به منظور طبقه بندی گونه های مختلف اندیشه سیاسی اسلام نوعی از تفکر سیاسی را که در کلام اسلامی در باب مباحث سیاسی مطرح شده است، به عنوان کلام سیاسی نام گذاری کرده اند. حتی در برخی طبقه بندی های موجود در باب اندیشه سیاسی اسلام کلام سیاسی عنوان یک حوزه مطالعاتی مستقل یاد نشده است؛ برای نمونه، فرهنگ رجایی به رغم اذعان به وجود حوزه مطالعاتی کلام سیاسی در مقدمه کتاب خود۵، در طبقه بندی پنج گانه خود در باب اندیشه سیاسی اسلام نامی از کلام سیاسی به میان نیاورده است. محققان دیگری چون سید جواد طباطبایی اشاره ای۶ به این حوزه مطالعاتی نداشته اند. با این حال برخی این حوزه مطالعاتی را مستقلاً مد نظر قرار داده اند. جهاد تقی صادق یکی از مشرب های سیاسی قدیمی را مشرب سیاسی- کلامی دانسته است.۷ لمبتون نیز به رغم آن که در طبقه بندی خود صرفا به گرایش های فقها، فلاسفه، و ادبا در عرصه مطالعات سیاسی اسلامی اشاره کرده، اما دانش سیاسی فلسفی را در دوره اسلامی در کل کلام سیاسی دانسته است. از نظر وی «اسلام نیز مانند یهودیت و مسیحیت معتقد است که حکومت ریشه ای الهی دارد، در نتیجه دانش سیاسی نظام مستقلی نیست که در پی رسیدن به بالاترین قله های اندیشه بشری باشد، بلکه شاخه ای از علم کلام را تشکیل می دهد».۸
اما فراتر از تقسیم بندی های موجود در باب گونه های اندیشه سیاسی اسلام، مباحث کلام سیاسی را می توان در بسیاری از آثار کلامی گذشته مشاهده کرد. این مباحث خود بر دو دسته هستند. برخی از مباحث کلام سیاسی در متون عام کلامی مطرح شده اند و برخی دیگر مجموعه ها و تک نگاری های خاصی را به خود اختصاص داده است. همچنین، هر چند مکاتب مختلف کلامی به پیگیری مباحث کلام سیاسی در متون کلامی خویش پرداخته اند، اما در میان این مکاتب نظر به اهتمام شیعیان به مسأله امامت و رهبری جامعه اسلامی و اتخاذ آن به عنوان یک اصل اعتقادی، مباحث کلام سیاسی را در این مکتب کلامی به صورت مبسوط تری می توان یافت. تک نگاری های مبسوط در باب امامت از این قبیل می باشد. آثار مهمی چون الشافی سید مرتضی علم الهدی، الالفین علامه حلی و دیگر کتب شیعی مربوط به امامت از این قبیل هستند. در مقابل، متکلمان سنی به دلیل اعتقاد به فرعی بودن بحث امامت و تعلق آن به مباحث فقهی، اهتمام زیادی به پیگیری آن در متون کلامی خود نداشته اند و تنها به منظور ردّ دیدگاه های شیعی این مباحث را در کتب خود مطرح کرده اند.
ویژگی ها و شاخص های کلام سیاسی
کلام سیاسی به رغم وجود گرایش های مختلف در درون آن دارای ویژگی هایی است که می تواند آن را از دیگر گرایش های فکری سیاسی، همچون الهیات سیاسی مسیحی یا تفکر سیاسی مدرن یا حتی از دیگر حوزه های مطالعات سیاسی اسلامی، متمایز نماید. در برخی از این ویژگی ها کلام سیاسی با دیگر حوزه های مطالعاتی اندیشه سیاسی اسلامی مشترک است؛ از این رو می توان این ویژگی ها را به دو گروه ویژگی های عام و ویژگی های خاص طبقه بندی کرد. مراد از ویژگی های عام آن دسته ویژگی هایی است که تعیین کننده کلیت تفکر سیاسی اسلامی می باشد و از این رو از تفکرات سیاسی غیراسلامی تمایز می یابد. از این حیث کلام سیاسی شامل ویژگی های ذیل می باشد: پیوند حیات دنیوی – اخروی و عرصه خصوصی – عمومی، نقش رهبری آسمانی از طریق شریعت الهی و فراگیری قلمرو دین نسبت به زندگی سیاسی – اجتماعی. ویژگی های خاص نیز آن ویژگی هایی است که ممیز کلام سیاسی از دیگر حوزه های مطالعاتی سیاسی اسلامی، همچون فلسفه و فقه سیاسی، می باشند.
۱. محوریت آموزه ها و نصوص دینی
یکی از ویژگی ها و شاخصه های علم کلام به طور کلی، اتخاذ آموزه های دینی به عنوان مبادی استدلال های خود است؛ از این رو یک متکلم رابطه تعاملی جدی با متون دینی دارد. از یک سو متکلم با الهام از متون دینی به بررسی های خود اقدام می کند. و از سوی دیگر در مواردی متکلم با توضیح و تبیین های کلامی خود به تفسیر متون دینی می پردازد. متکلم اسلامی پیوند بیشتری با نصوص دینی داشته و از این رو کمتر از فلاسفه از آنها فاصله می گرفته است. البته برخی کل جریان عقلی- فکری سیاسی دوره اسلامی را همچون مسیحیت، نوعی کلام سیاسی دانسته و بین گونه فلسفی و کلامی آن هیچ تمایزی قائل نشده اند.۹ با این حال در دوره اسلامی در عمل نوعی تمایز بین مشرب کلامی و فلسفی وجود داشته است و متکلمان خود به آن اذعان داشته اند.۱۰
۲. تکثر روشی در کلام سیاسی
کلام سیاسی در استدلال های خود روش های مختلفی را به کار می برد. البته بدیهی است که کاربرد روش های مختلف بر حسب فرقه ها و مکاتب کلامی گوناگون در دوره اسلامی متفاوت بوده است. برخی از مکاتب کلامی به دلیل محدود سازی شیوه های استدلال کلامی خود به شیوه های خاصی چون روش نقلی صرف، تکثر روشی نداشته اند. با این حال در برخی از مکاتب کلامی چون کلام شیعی تکثر روشی رواج داشته است، یا برای مثال می توان از اشاعره یاد کرد که به نوعی مراتب روشی معتقد بوده اند. از دیدگاه ابوالحسن اشعری در کشف اعتقاد دینی صرفا می بایست بر دلیل نقلی اعتماد کرد، اما در مقام استدلال و دفاع از آن می توان به عقل نیز تمسک کرد. چنین دیدگاهی به یک تکثر روشی مرحله ای معتقد است. تکثر روشی به ویژه در مکاتب کلامی که استدلال های عقلی را می پذیرند، وجود داشته است. کلام شیعه خود در عمل به تناسب شرایط و احوال مخاطبان خود روش های مختلفی را به کار برده است.۱۱
۳. فضیلت گرایی و آرمان سعادت
آرمان و غایت اصلی انسان از دیدگاه اسلامی نیل به کمال و سعادت است. تمامی ابعاد حیات آدمی تحت الشعاع این اصل قرار دارند. از این رو هدایت الهی معطوف به آن می باشد. بر خلاف گرایش کلی نظریات سیاسی عصر جدید که صرفا معطوف به تأمین حقوق و آزادی های انسان ها در جامعه می باشند و سعادت امری فردی محسوب می گردد، از منظر کلام سیاسی زندگی عمومی – اجتماعی انسان می بایست بر اساس فضیلت گرایی و تأمین سعادت انسان تنظیم گردد.۱۲
در کلام سیاسی زندگی انسان در جهان دنیوی مقدمه حیات اخروی است. حیات اخروی از این نظر اصالت داشته و غایت حیات دنیوی محسوب می شود. وضعیت حیات اخروی نیز به چگونگی تنظیم حیات این جهانی بستگی دارد. سعادت و شقاوت انسان در حیات اخروی بر اساس چگونگی حیات این جهانی رقم می خورد؛ از این رو اصل حاکم بر حیات دنیوی آدمی و عرصه های مختلف آن ضرورت جهت گیری آن به سوی حیات اخروی می باشد. چنین اصلی تأثیر و نمود بارزی در چگونگی تنظیم زندگی سیاسی جامعه اسلامی دارد و در گزینش، کارویژه ها و حدود عرصه سیاسی کاملاً نمود دارد.
۴. تقدم، اوّلیت و اولویت کلام سیاسی بر دانش هایی چون فقه سیاسی
کلام سیاسی بربرخی از حوزه های مطالعاتی سیاسی چون فقه سیاسی تقدم دارد. چنین تقدمی به جهات مختلفی قابل طرح است. نخستین جهت آن تقدم مرتبه ای و اوّلیت کلام سیاسی نسبت به فقه سیاسی می باشد. از این حیث، به جهت اتخاذ برخی از اصول کلامی در فقه سیاسی به عنوان اصل موضوعی ضرورت دارد تا چنین اصولی ابتدا در کلام سیاسی مورد بحث و بررسی قرار گیرند و سپس به عنوان اصل موضوعی در فقه سیاسی به کار روند. اما کلام سیاسی علاوه بر تقدم مرتبه ای خود، نوعی تقدم شأنی و اولویت نیز بر مباحث فقه سیاسی دارد. بسیاری از مباحث جدید مستلزم بازسازی و تبیین دیدگاه اسلامی بر اساس مبانی اعتقادی اسلامی می باشند. از این حیث این وظیفه خطیر عمدتا بر دوش کلام سیاسی می باشد تا با تبیین دیدگاه های دینی بر اساس اصول و مبانی اعتقادی اقدام نماید. از سوی دیگر کلام سیاسی وظیفه دارد تا از دیدگاه های سیاسی دینی، چه در بعد کلامی یا فقهی، در برابر دیدگاه های رقیب دفاع کند؛ از این رو دفاع از این آموزه ها به شیوه های مناسب مقتضی پرداختن به کلام سیاسی می باشد.
۴. فرق اسلامی و مذاهب مختلف کلام سیاسی
در وهله نخست می توان گرایش های مختلف کلام سیاسی را بر حسب فرق و مکاتب مختلف کلامی تقسیم بندی کرد. در کتب ملل و نحل طبقه بندی های مختلفی در باب فرق و مذاهب اسلامی مطرح شده است. بغدادی در الفرق بین الفرق ضمن تحقیق در حدیث تفرقه و پیدایش ۷۳ فرقه، با فرقه ناجیه تلقی کردن اهل سنت، مجموعه فرق اسلامی اهل الاهواء را در هشت گروه بیان کرده است.۱۳ صاحب مواقف نیز فرق اصلی و محوری اسلامی را با تفاوت هایی از طبقه بندی بغدادی، هشت فرقه دانسته است.۱۴ شهرستانی در کتاب الملل و النحل فرق اسلامی را علاوه بر اهل السنه، در شش فرقه کلی بررسی نموده است:۱۵ معتزله، جبریه، صفاتیه، خوارج، مرجئه و شیعه. آیه الله سبحانی نیز ده فرقه مختلف اسلامی را مورد بحث قرار داده است. هر چند در جای دیگری همه فرق اسلامی را براساس اعتقاد یا عدم اعتقاد آنان به ضرورت نص در تعیین امام، به دو فرقه شیعی و سنی تقسیم کرده است.۱۶ به رغم وجود طبقه بندی های مختلف، می توان فرق اسلامی را در سه فرقه اصلی شیعی، سنی و خوارج طبقه بندی کرد. تقسیمات فرعی تر را نیز می توان بر حسب گرایش های فرعی هر کدام ازاین مذاهب سه گانه پیگیری نمود. گرایش های کلامی فرعی اعتزالی و اشعری ، برای مثال، در مذهب سنی و گرایش های کلامی امامیه، زیدیه و اسماعیلی در تشیع می تواند از این قبیل باشد.
در طبقه بندی گرایش های مختلف کلام سیاسی می توان به شیوه دیگری نیز عمل کرد. با توجه به اهمیت مسأله امامت و رهبری در جامعه اسلامی، می توان این گرایش ها را بر اساس محور آن طبقه بندی کرد. هر چند بدیهی است که تمامی مباحث کلام سیاسی فقط به بحث امامت محدود نمی باشد، تمرکز بر چنین طبقه بندی می تواند در فایل پاورپوینت کامل روش شناسی کلام سیاسی نیز کاملاً مفید واقع شده و رویکرد گرایش های مختلف کلام سیاسی را نشان دهد. چنین رویکردی همچنین می تواند از تکرار دیدگاه های مشترک بسیاری از فرق در صورت بررسی موردی دیدگاه های آنها به شیوه نخست، جلوگیری کند.
خواجه نصیر الدین طوسی در قواعد العقاید۱۷ در تلاش برای طبقه بندی دیدگاه های مختلف اسلامی در باب مسأله امامت و رهبری جامعه اسلامی، طبقه بندی مناسبی را در اختیار قرار داده است که در بحث حاضر حایز اهمیت می باشد. وی با تمرکز بر مسأله امامت و رهبری در جامعه اسلامی؛ ابتدا قائلان نظریه های مختلف را به دو دسته قائلان به ضرورت امامت و قائلان به عدم ضرورت آن تقسیم کرده است. قائلان به عدم ضرورت همان خوارج می باشند. قائلان به ضرورت نیز به دو دسته تقسیم می شوند: گروهی به ضرورت عقلی نصب امام معتقدند. اینها همان عدلیه می باشند که شامل دیدگاه شیعیان و معتزله می گردد. گروه دیگر ضرورت سمعی و شرعی را می پذیرند. اینها نیز اهل حدیث و اشاعره و برخی دیگر از فرق اهل سنت را تشکیل می دهند. البته برخی فرق و گرایش های شیعی نیز همچون جریان اخباریان چنین اعتقادی دارند. از دیدگاه اینان، ضرورت نصب امام صرفا به دلیل شرعی لازم است. قائلان به ضرورت عقلی بر دو دسته هستند: شیعیان آن را بر خداوند به دلیل لطف واجب می دانند. اما معتزلیان آن را به عنوان یک حکم عقلی صرفا بر جامعه اسلامی واجب می دانند. البته در این تقسیم بندی می توان کسانی را یافت که برهر دو وجوب شرعی و عقلی معتقد هستند. شیعیان عموما هم بر دلیل شرعی و هم بر دلیل عقلی برای ضرورت امامت تمسک می کنند. هر چند الگوی طبقه بندی خواجه نصیرالدین توضیح دهنده است، اما نمی تواند بعد تاریخی فرقه های اسلامی را برجسته سازد.
برای تسهیل در روش شناسی گرایش های مختلف کلام سیاسی به نظر می رسد طبقه بندی مبتنی بر مذاهب سه گانه اصلی اسلامی مفیدتر است. این طبقه بندی از یک سو با سیر تاریخی گرایش های مختلف کلام سیاسی سازگاری دارد و از این جهت ملموس تر و عینی تر خواهد بود. از سوی دیگر این طبقه بندی می تواند گرایش های مختلف کلام سیاسی را در یک مذهب اعتقادی که برای استدلال بر برخی مبانی مشترک روش ها و شیوه های مختلفی را در پیش می گرفتند، توضیح داده و در نتیجه خطوط گسست جدی را در دیدگاه ها و مبانی اعتقادی روشن سازد.
اول: کلام سیاسی خوارج
خوارج از نخستین فرقه های اسلامی شکل گرفته در سده نخست اسلامی است. نحوه شکل گیری خوارج همانند برخی از فرقه های کلامی دیگر مثل مرجئه ارتباط مستقیمی با تحولات سیاسی – اجتماعی صدر اسلام دارد. خوارج گروهی از لشکریان ناراضی جنگ صفین بودند که با نفی حکمیت به تدریج از یک جریان سیاسی به یک جریان دینی- کلامی تبدیل شدند.۱۸ از این رو خوارج سیاسی بر خوارج کلامی تقدم دارند. دغدغه اصلی خوارج کلامی مسأله ایمان و کفر بود که تأثیرات مهم سیاسی به لحاظ برخورداری افراد از حقوق ناشی از عضویت در جامعه اسلامی همچون حرمت جان و مال و حق زندگی در جامعه اسلامی داشته است. آموزه مهم دیگر خوارج را می توان نفی حکومت دانست.
نخستین و معتبرترین گزارش را از دیدگاه های خوارج سیاسی در خلال جنگ صفین می توان درکلام حضرت علی علیه السلام یافت.۱۹ آن حضرت در خطبه چهلم نهج البلاغه ادعای خوارج را در شعار «ان الحکم الا لله» مورد بررسی قرار می دهد و آن را رد نموده و حاکی از ساده لوحی و جهالت آنها می داند. نکته۲۰ حایز اهمیت در این بیان اشاره به دیدگاه خوارج در ردّ حکومت و حاکم می باشد. طبق گزارش نهج البلاغه خوارج می پنداشتند خداوند مستقیما باید در این جهان حکومت کند۲۱ و از این رو هر گونه تحکیم و دخالت بشری را رد می کردند. امام علی علیه السلام ضمن ردّ این ادعا بر ضرورت حکومت و حاکم در جامعه تأکید می کنند. بیان آن حضرت در این فقره صرفا ناظر به اصل ضرورت حکومت می باشد و برّ یا فاجر بودن آن امری ثانوی فرض می شود. این امر نشان می دهد که دیدگاه خوارج نفی کلی حکومت بوده است.۲۲
گروه سیاسی خوارج به تدریج سعی نمودند خود را در یک فرقه اعتقادی و کلامی باز سازی کنند. از این رو خوارج به عنوان یک فرقه کلامی نیز شکل گرفت. خوارج در ابتدا همان یاران جنگ صفین و در نهایت بازماندگان جنگ نهروان بودند. اینها جریان اصلی خوارج محسوب شده و با عناوینی چون محکّمه یا حروریّه۲۳ شناخته می شدند. پس از محکّمه به عنوان نخستین گروه خارجی، چهار فرقه دیگر از بین فرقه های مختلف خوارج اهمیت بیشتری دارند؛۲۴ گروه دوم ازارقه، پیروان نافع بن ارزق، هستند. آنها مخالف خود را مشرک و کافر می دانستند و کشتن آنها را مباح می شمردند و به خلود آنان در جهنم معتقد بودند؛ نجدات یا نجدیه گروه سوم می باشند. آنها پیروان نجده بن عامر حنفی هستند و جاهل به فروع دین را معذور می دانستند. به نظر آنها تنها گناهانی که شخص بر آنها اصرار ورزد موجب کفر و شرک است؛ گروه چهارم صفریه یا پیروان زیاد بن اصفر می باشند. آنها کشتن اطفال و زنان مخالف خود را جایز نمی دانند. درباره کافر و مشرک بودن گناهکار چند نظریه میان آنها پیدا شده است؛ گروه پنجم و معتدل ترین فرقه خوارج که بر خلاف گروه های دیگر تاکنون نیز در برخی کشورها مثل عمان ادامه یافته اند، اباضیه می باشند. موءسس این فرقه عبدالله بن اباض است. آنها مرتکب کبیره را موحد دانسته ، قتل او را روا نمی دانند و معتقدند که کفر مرتکب کبیره کفر نعمت است نه کفر ملت و دین.
۱. آموزه های مهم کلام سیاسی خوارج
به رغم انشعابات مختلف در خوارج، برخی از آموزه های مشترک را می توان برای کلام سیاسی خوارج برشمرد. نخستین مسأله ای که خوارج مطرح کردند، مسأله ایمان و کفر بود. آنها غالبا، جز برخی گروه های متأخر، مرتکب کبیره را کافر می دانستند. این امر تأثیر سیاسی مهمی در پی دارد. بر این اساس فرد با ارتکاب گناه کبیره از عضویت در جامعه اسلامی نیز خارج می شود و هیچ گونه حقوقی در جامعه اسلامی ندارد. ا ز دیدگاه آنها امر به معروف و نهی از منکر در همه درجات واجب است، حتی اگر به قتال بیانجامد؛ آنها برای قتل و پیکار با کسانی که آنها را کافر می شمارند هیچ گونه قید و شرطی نمی شناختند. این آموزه در عرصه زندگی سیاسی اجتماعی مستلزم نظارت شدید بر رفتار فردی- اجتماعی افراد است. یکی از مراتب امر به معروف در دیدگاه آنها در وجوب خروج و جنگ با حاکم جائر تجلی می یابد. اما معروفترین آموزه سیاسی خوارج را باید در «نفی حاکمیت غیر خداوند» در جامعه دانست. چنین تفسیری از آیه «ان الحکم إلاّ لله»، آنها را به نفی امامت و حکومت سوق داد.۲۵ البته به رغم نفی امامت، خوارج در عمل معمولاً به تعیین امیر اقدام می نمودند. حتی خوارج محکّمه، خوارج نخستین، به گزارش طبری در حروراء دو امیر برگزیده بودند: یکی برای جنگ و دیگری برای نماز.۲۶ بعدها فرقه اباضیه با اتخاذ موضع معتدل تری اصل امامت را در جامعه اسلامی پذیرفت.۲۷ آنها به دو نوع امام عقیده داشتند: یکی امام ظهور که می تواند تشکیل حکومت بدهد و جامعه را اداره کند، و دیگری امام دفاع که فقط در مواقع تهاجم دشمن می تواند نیروها را جمع کند و به دفاع بپردازد.۲۸ در صورتی که وجود امام ضروری باشد، او با انتخاب آزادانه همه مسلمانان تعیین می شود و امامتش تا زمانی که بر طبق عدل و شرع عمل می کند و دچار خطا نشود ادامه خواهد داشت. امامت و خلافت از غیر قریش نیز رواست حتی اگر غلام حبشی باشد، به شرط آن که عدالت را رعایت کند. آنها امام علی، عثمان، طلحه، زبیر، عایشه و همه خلفای بنی امیه و بنی عباس را کافر دانسته و تبری از آنها را واجب می شمردند.
۲. ویژگی های روش شناختی کلام سیاسی خوارج
کلام سیاسی خوارج به رغم پیدایش گرایش ها و جریانات مختلف در آن، به لحاظ روش شناختی دارای ویژگی های خاصی می باشد. نخستین ویژگی آنها را می توان تمرکز بر آموزه های نقلی دینی و پرهیز از رجوع به عقل، اخذ ظواهر دینی و رد هر گونه تفسیر و تأویل دانست. ویژگی دیگر عمل گرایی شدید در اندیشه و تقدم عمل بر نظریه می باشد. تقدم خوارج سیاسی بر خوارج کلامی خود گویای این امر است. ریشه جزم گرایی کلام سیاسی خوارج را برخی در تأثیر و بازتاب ذهنیت بدوی ایشان جست وجو کرده اند؛ چنان که ابن خلدون نیز در علم عمران خود اشاره کرده، زندگی بدوی معمولاً با سختی و خشونت طبیعت مواجه است و در نتیجه فرصتی برای حضارت فراهم نیست. برایان ترنر از جمله کسانی است که چنین دیدگاهی را مطرح کرده است.۲۹
در نهایت ویژگی دیگر کلام سیاسی خوارج را می توان پایان تقدیس قدرت سیاسی پس از ارتحال پیامبر صلی الله علیه و آله و انتقال آن به کل جامعه اسلامی دانست. بر این اساس میراث فرهمندانه پیامبر گرامی اسلام از دیدگاه خوارج یک نوع منحصر به فرد۳۰ تلقی می شد و پس از وی قابل تحقق در شخص دیگری نبوده و به کل جامعه اسلامی انتقال می یافت.۳۱ بر اساس این تحلیل، میراث کاریزماتیک اقتدار پیامبر صلی الله علیه و آله در نزد اهل سنت فرایند عادی سازی را طی نمود و از منظر شیعیان با امامان شیعی که دارای ویژگی کاریزماتیک می باشند، تداوم یافته است.
کلام سیاسی خوارج همان طور که به صورت افراطی و ناگهانی و در پی حوادث سیاسی دهه سوم هجری شکل گرفت، در پی تحولات و حوادث سیاسی نیز به تدریج مغلوب خلفای وقت گردید و از ادامه و بازتولید خود در دوره های بعدی باز ماند. تنها جریان خارجی، اباضیه، که فرصت ادامه حیات یافت، آنچنان از اصول اولیه خوارج فاصله گرفته و در جریان اعتقادی- کلامی سنّی حل گردیده است که دیگر نمی توان آن را یک جریان مستقل و خالص خارجی دانست.۳۲ شاید به دلیل همین تعدیل ها بود که تا کنون نیز توانسته است تداوم یابد. هر چند جز دو سه سده نخست خوارج رونق نیافتند، اما در عصر جدید دیدگاه خوارج در اعتقاد به نوعی دموکراسی فراگیر و افراطی که به برابری تمامی مسلمانان در امر حکومت معتقد بود و نیز آنارشیسم، مورد توجه برخی محققان تاریخ اسلام و به ویژه خاورشناسان قرار گرفته است.
دوم: کلام سیاسی شیعی
کلام سیاسی شیعی به همراه کلام سیاسی سنّی دو جریان اصلی کلام سیاسی را در دوره اسلامی تشکیل می دهند. شیعیان هر چند از نخستین روزهای اسلام با حضور صحابیانی چون سلمان، ابوذر و مقداد در روزگار پیامبر گرامی اسلام قابل تشخیص هستند و حتی در تعابیر پیامبر اسلام نیز واژه شیعه به کار رفته است،۳۳ اما تمیز و تشخص اصلی شیعیان به هنگام جانشینی پیامبر اسلام در سال دهم هجری برمی گردد. هرچند شیعیان خود به فرقه های مختلفی تقسیم شدند، اما وجه اشتراک و جامع آنها را می توان اعتقاد به امامت حضرت علی علیه السلام و تنصیص پیامبر گرامی اسلام بر آن دانست. فرقه های مختلف کلامی شیعی نیز به مرور زمان و با پیدایش برخی اختلافات۳۴ شکل گرفت. نوبختی در فرق الشیعه به بررسی تفصیلی این فرقه ها پرداخته است.۳۵ اما سه فرقه اصلی شیعی که دارای اهمیت می باشند و تا روزگار حاضر نیز تداوم داشته اند، عبارتند از: زیدیان، اسماعیلیان، و شیعیان اثناعشری معروف به امامیه.
۱. کلام سیاسی زیدیه
زیدیان دومین گروه عمده شیعی پس از کیسانیه بودند که موجب بروز اختلاف در میان شیعیان گردیدند. آنها پیروان زید بن علی، فرزند امام زین العابدین علیه السلام می باشند. هرچند از نظر امامیه زید فردی صالح بوده و ادعای تجزیه طلبی و ایجاد فرقه جدیدی جدای از امام محمد باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نداشته و حتی مورد تأیید امام صادق علیه السلام هم قرار گرفته است۳۶، امّا پس از زید، در بین پیروان او گروهی به تنظیم عقاید و احکامی پرداخته و مذهب زیدیه را پدید آوردند. گرچه دانشمندان زیدیه به سیر عملی و نوشته های زید توجه داشتند، امّا گفته شده است که در عقاید از معتزله و در فقه از مکتب ابوحنیفه تأثیر پذیرفتند.۳۷
زیدیه در طول تاریخ انشعابات زیادی یافتند؛ مهم ترین فرقه های زیدیه، فرقه های جارودیه، سلیمانیه و صالحیه می باشند. زیدیه موفق شدند در مغرب، طبرستان و یمن حکومت تشکیل دهند. دیرپاترین آنها دولت زیدیه در یمن است که در سال ۲۸۸ هجری توسط یحیی از نوادگان امام حسن علیه السلام ، ملقب به الهادی الی الحق، تأسیس شد و تا سال ۱۳۸۲ که حکومت جمهوری یمن برپا شد، ادامه داشت. امروزه نیز مهم ترین پایگاه زیدیه کشور یمن است.
الف) آموزه های مهم کلام سیاسی زیدیه
مهم ترین آموزه کلام سیاسی زیدیه، مسأله امامت و چگونگی شناخت اوست. براساس عقیده زیدیه تنها سه امام منصوص وجود دارد و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم تنها به امامت امام علی، امام حسن و امام حسین علیهم السلام تصریح کرده است. پس از اینها، امام کسی است که شرایطی را احراز کند: مهم ترین آنها، جهاد علنی و مبارزه مسلحانه با ستمگران است؛ از این رو است که زیدیه پس از امام حسین علیه السلام ، به امامت امام سجاد علیه السلام و دیگر امامان امامیه که به جهاد علنی نپرداختند، اعتقاد ندارند. در عوض، آنان زید بن علی، یحیی بن زید، محمد بن عبدالله (نفس زکیه)، ابراهیم بن عبدالله و شهید فخّ و برخی دیگر از فاطمیان را که به جهاد علنی پرداختند، امام می دانند. شرط دوم امام، فاطمی بودن است. منظور از فاطمی، کسی است که از طریق پدر به امام حسن و امام حسین که فرزندان حضرت فاطمه علیهاالسلام هستند، برسد. شرط سوم و چهارم، معرفت به دین و شجاعت است. تفاوت مهم زیدیه و امامیه در مسأله امامت در دو نکته اساسی است: یکی این که امامیه به دوازده امام منصوص و تعیین شده از سوی خداوند و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم قائل اند، اما زیدیه به سه امام منصوص معتقدند. دیگر این که زیدیه، برخلاف امامیه، شرط امام را مبارزه مسلحانه می دانند.۳۸ شرط دیگری را نیز برخی برای امامت زیدی مطرح ساخته اند آن این که امام قائم مردم را به خود فرا خواند.۳۹
با توجه به پذیرش عملی و بعدها نظری مشروعیت خلافت دو خلیفه نخست و قول به صحیح بودن تقدم مفضول بر فاضل در نزد زیدیه، آنها نزدیک ترین فرقه شیعی به اهل سنت هستند.۴۰ وجود ضرورت قیام امام و عدم جواز تقیه و نیز ضرورت همراهی مردم با امام قائم و تکفیر قاعدین عاملی است که سبب همسویی و تشابه آنان با خوارج گشته است. حموده غرابه معتقد است: «زیدیه از این جهت که معتقدند باید امام برای مطالبه حق خود قیام کند به خوارج نزدیکند، زیرا خوارج نیز قیام به خاطر عزل حاکم ستمگر را واجب می شمارند».۴۱
اعتقاد فرق مختلف معتزله در باب جانشینان پیامبر گرامی اسلام، به ویژه خلیفه اول و دوم تا حدودی متفاوت است. اما وجه اشتراک آنها را می توان اعتقاد به پذیرش عملی خلافت آنان از سوی امام علیه السلام دانست. دلیل آنها جواز خلافت مفضول با وجود افضل است. در کتاب های تاریخی این اعتقاد را به زید نسبت می دهند.۴۲ شهرستانی معتقد است زید بن علی خلافت خلیفه اول و دوم را پیش از خلافت امام علی می پذیرد و دلیل آن را جواز خلافت مفضول با وجود فاضل می دانند. از دیدگاه وی، زید این دیدگاه را به تبع استاد معتزلی خویش واصل بن عطا مطرح ساخته است.۴۳ البته در مورد تبعیت زید بن علی از واصل بن عطا مناقشاتی وجود دارد که صحت نقل شهرستانی را مخدوش می سازد.۴۴ از فرقه های زیدیه جارودیه یا سرحوبیه معتقدند پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، حضرت علی علیه السلام را با نام و نشان به عنوان امام به مردم معرفی نکرده است، بلکه پیامبر اوصاف امام بر حق را بیان کرده و این اوصاف تنها بر علی علیه السلام منطبق است و مردم به دلیل تعیین دیگران برای خلافت گمراه شدند. این اعتقاد حد وسط میان رأی امامیه درباره نصب علی علیه السلام به امامت و رأی اهل سنت در انکار اولویت علی علیه السلام برای چنین منصبی است. اما درباره امامان بعدی، برخی از جارودیه معتقدند حضرت علی بر امامت حضرت امام حسن تصریح کرد و سپس امام حسن بر امامت برادرش امام حسین تصریح نمود و پس از امام حسین هر یک از فرزندان حسنین علیهماالسلام که قیام کرد و عالم به دین بود امام است. سلیمانیه نیز معتقدند امام به وسیله شورا و توسط مردم انتخاب می شود و ممکن است با رأی دو نفر نیز انتخاب شود و مردم می توانند فرد افضل را کنار گذاشته، فرد مفضول را که از نظر کمالات پایین تر است، انتخاب کنند. از این رو خلافت ابوبکر و عمر صحیح است، گرچه مردم با انتخاب نکردن حضرت علی علیه السلام که افضل بود دچار اشتباه شدند. سلیمانیه عثمان را به خاطر کارهایی که کرد قبول ندارند و نیز عایشه، طلحه و زبیر را به دلیل جنگ با امام علی علیه السلام کافر می دانند. صالحیه و بتریه نیز امامت مفضول را قبول دارند. درباره خلافت ابوبکر و عمر معتقدند گرچه علی علیه السلام چون افضل مردم بود، به خلافت سزاوارتر است، اما چون خود با رضایت خلافت را به آن دو تن واگذار کرد، خلافت آن دو صحیح است. بنابراین امامت مفضول با رضایت افضل جایز است.۴۵
علاوه بر دیدگاه های پیشین درباره امامت، وجود دو امام در یک زمان در دو منطقه متفاوت از سوی برخی از زیدیه نیز مطرح شده است.۴۶ زیدیان علاوه بر مسأله امامت، دیدگاه های مهم سیاسی دیگری را نیز مطرح کرده اند. آنها با تأکید بر ضرورت قیام امام، هر گونه تقیه را رد می کردند و از این جهت از امامیه تمایز می یابند. ابوزهره نویسنده کتاب الامام زید منشأ تقیه را اقدام امام سجاد دانسته است که زید نیز در هنگام تحصیل از آن پیروی نموده است؛ اما سپس این اعتقاد را با ترجیح ضرورت قیام و امر به معروف کنار گذاشت.۴۷ از این رو مسأله امر به معروف و نهی از منکر در کلام سیاسی زیدیه حایز اهمیت است. در چنین دیدگاهی زیدیه با معتزله اشتراک نظر دارند.
ب) ویژگی روش شناختی کلام سیاسی زیدیه
کلام سیاسی زیدیه عمدتا محصول تأملات بعدی فرقه ها و شخصیت های زیدی است. عمده ترین ویژگی روش شناختی کلام سیاسی زیدیه را می توان نص گرایی و تأکید بر اعتبار ادله نقلی در کلام سیاسی دانست؛ برخلاف دیدگاه های امامیه، استدلال عقلی بر مسأله امامت در کلام آنها مطرح نشده است. عمده ترین دلایل متکلمان زیدی بر موضع خویش به ویژه در بحث امامت ادله سمعی هستند. از نظر آنان امام به دو شیوه نص جلی یا خفی برگزیده می شود. نص جلی عبارت است از ورود نص خاص از پیامبر گرامی اسلام و ائمه پیشین در مورد امامت یک شخص و نص خفی همان نص عام در این باب و بیان صفات دارنده شرایط امامت می باشد.۴۸ از این دیدگاه سه امام نخست شیعی به نص جلی برگزیده شده اند و امام چهارم که همان زید بن علی است و دیگر امامان زیدی به نص خفی انتخاب شده اند.
از منظر روشی همچنین می توان به گرایش زیدیان به معتزله توجه کرد و به تبع آن از رشد گرایش های عقلی در کلام سیاسی زیدیه سخن گفت. اما عمده دیدگاه های سیاسی زیدیان بر مبانی نقلی استوار گشته است.
۲. کلام سیاسی اسماعیلیه
اسماعیلیان از جمله فرقه های مهم شیعی هستند که در در سده دوم هجری ظهور کردند و بعدها گروهی از آنان توانستند خلافت فاطمی را در مصر بر پا دارند. طبق گزارش نوبختی «چون ابوعبدالله جعفر بن محمد [امام صادق علیه السلام ] درگذشت، شیعیان وی پس از او بر شش دسته شدند».۴۹ چهار گروه از این شش گروه را اسماعیلیان نخستین تشکیل می دادند. اسماعیلیان خود در طول تاریخ به فرقه ها و گروه های مختلفی تقسیم شدند. برنارد لوییس چهار جریان کلی اسماعیلی را شناسایی کرده است:۵۰
۱) داعیان متقدم اسماعیلی. اینان نهضتی بودند که در قرن دوم هجری در اطراف اسماعیل و پسر او محمد و ملازمین وی ایجاد شد. اینها همان گروه های نخستین هستند که نوبختی نیز به آنها اشاره کرده است؛
۲) دعات فاطمی که در یمن با شخصی به نام منصور آغاز شد و و در آفریقای شمالی توسط ابو عبد الله شیعی ادامه یافت و به برقراری خلافت فاطمی انجامید؛
۳) نهضت سوری – بین النهرینی که بیشتر معروف به نهضت قرمطی می باشد؛
۴) قرامطه بحرین تحت رهبری ابوسعید و ابوطاهر و جانشینان آنها.
نخستین جریان در زمان حیات امام صادق علیه السلام و معاصر با آن شکل گرفت. به لحاظ دیدگاه کلامی تفاوتی با جریان کلی شیعی نداشته و صرفا در مصداق امام شیعی اختلاف داشتند. اما با گذشت زمان و در جریانات بعدی، اسماعیلی ها به تدریج ویژگی های خاص کلام سیاسی آنها نیز، متمایز از کلام سیاسی شیعیان اثنی عشری و زیدی شکل گرفت. فاطمیون و قرامطه از جمله مهم ترین جریانات اسماعیلی بودند که توانستند کلام سیاسی اسماعیلی را شکل دهند. نکته حایز اهمیت در کلام سیاسی اسماعیلیان، پیوند یافتن با مباحث و گرایش های فلسفی آنان است. جریان باطنی گرای اسماعیلی با اولویت دادن به گرایش های عقلی بیشتر به ترویج و گسترش آموزه های فلسفی و به تبع آن فلسفه سیاسی همت گماشت. نمونه بارز چنین گرایشی را می توان در آرای س
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
