خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ربّ النوع استبداد در معبد جمهوری!
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ربّ النوع استبداد در معبد جمهوری! قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سرکه ای که شراب شد!
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سرکه ای که شراب شد! قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
49دقیقه
37ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کالبد شکافی استبداد

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 54

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کالبد شکافی استبداد؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل کالبد شکافی استبداد با 101 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل کالبد شکافی استبداد:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل کالبد شکافی استبداد به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل کالبد شکافی استبداد با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل کالبد شکافی استبداد تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل کالبد شکافی استبداد را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کالبد شکافی استبداد :

حضور پررنگ او در صف اول نهضت ضداستبدادی مشروطه به قدری است که محقق علوم سیاسی را ناگزیر از کندوکاو در اندیشه های سیاسی او می کند. حاج آقا نورالله در شماره قبل، از غیرت و شوکت اسلام با ما سخن گفت و با شرح ایده های اصلاح گرانه مشروطیت و بنیادهای اصیل تجدد در اسلام، قامت نظام سیاسی اجتماعی ایران را مجسم کرد تا اکنون برایمان بازگو کند که لباس متناسب با آن قامت چگونه خواهدبود. آراء ایشان درباره ارکان نظام مشروطه و ساختار فردی و اجتماعی مقوله استبداد و معایب تکیه بر عقل فردی در تمشیت امور جامعه، ما را به یکی از عمیق ترین منابع اندیشه سیاسی شیعه رهنمون می کند. اینک ادامه بحث جامعه شناسی نظام استبدادی از دیدگاه حاج آقانورالله و تامل در رساله کم نظیر «مکالمات مقیم و مسافر» را که منبع پرارج و اهمیتی در اندیشه سیاسی مشروطیت ایران است، پی می گیریم.

فضیلت کاربردی عقل جمعی بر عقل فردی

رکن دیگر نظریه «دولت قدر مقدرو» در رساله مکالمات مقیم و مسافر، رجحان فضیلت کاربردیِ عقل جمعی بر عقل فردی است. البته باید متوجه بود که حاج آقانورالله در بررسی عقل جمعی در مقابل عقل فردی، حقانیتی قائل نیست؛ بلکه فقط فضیلت کاربردی قائل است. لذا از این زاویه حاج آقانورالله نظام مشروطه را یک نظام بهتر از نظام استبدادی می داند؛ زیرا در چنین نظامی امور اجتماعی مردم بر مبنای عقل جمعی اداره می شود. استدلال حاج آقانورالله در برتری این نظام، این است که در یک نظام قانونی، عقل جمعی بهتر از عقل فردی بر امور اجتماعی مردم نظارت می کند؛ زیرا «مشروطه می گوید در مطالب عادیه و امور دولتی و طریقه انتظام بلد و ولایات و اسباب ترقی ملت وتجارت و صناعت و زراعت خوب است صد نفر یا صدوپنجاه نفر از عقلای هر مملکتی را که وکلایشان می نامند در مجلس بنشینند، به هر قسم صلاح ملت و مملکت را دانسته و رای دادند، رفتار نمایند و طریقه نجات ملت مظلوم را در تسلط خارجه و سایر حوادث معین و مهیا نمایند و به مقتضای و «امرهم شوری بینهم» در ترقی ملت و راه ترویج تجارت و صناعت و فلاحت و… این مجلس که او را دارالشورا می نامند مشورت کرده و نتیجه را به ملت اعلام نمایند.» (مکالمات… همان، ص ۵۱۸)

فضیلت عقل جمعی بر عقل فردی در منطق حاج آقانورالله فضیلت خارج از چهارچوب قوانین شریعت و ملاک حق و باطل بودن شریعت نیست. بلکه همان طور که گفته شد، فضیلت کاربردی و فضیلت نظارت و مراقبت است. «وکلای ملت نظارت و مراقبت تامه داشته باشند که در آنچه از صاحب شریعت حکم آن معین و تبیین شده، تغییر و تبدیل واقع نشود… به هوی و هوس و فرمان فرمانروایان تغییر و تبدیل و کم و زیاد نشود و احکام قوانین الهیه بر تمام بندگان علی السویه جاری شود.» (مکالمات… همان،ص ۵۱۸)

همان طور که ملاحظه می شود ظاهرا در منطق حاج آقانورالله، دارالشورا، وکالت، قانون گذاری و نظارت در محدوده شریعت مشروعیت و مقبولیت دارد و این مشروعیت در حقیقت معطوف به نوعی قرارداد پیشین است که میان افراد جامعه منعقد می شود. یعنی معطوف به عقلانیتی است که براساس آن مردم در یک سرزمینی گرد هم می آیند و جامعه سیاسی تشکیل می دهند و خودشان را تحت شرایط و ضوابط دین جامعه قرار می دهند. این عقلانیت می تواند معطوف به دین یا باورهای غیردینی باشد. مهم این است که مردم این عقلانیت را پذیرفته و ساختار نظام سیاسی جامعه خود را بر مبنای آن قبول دارند. در یک جامعه دینی که بخش اعظمی از شهروندان آن، عقلانیت تجمع سیاسی خودشان را بر اساس باورهای دینی تحقق عینی می بخشند، آزادی و کرامت انسانی آنها در این عقلانیت تجلی پیدا می کند و هیچ کس نمی تواند با منطق زور و استبداد، مردم را از چنین حقی محروم کند.

حاج آقانورالله دایره وکالت در چنین جامعه ای را خارج از این عقلانیت، مترادف با استبداد و مغایر با نظام مشروطه می داند. برای همین است که معتقد است در یک جامعه اسلامی «مشروطه می گوید به غیر از حکم شریعت که کتاب و سنت است هیچ کس بر دیگری مسلط نیست… استبداد در مملکت، منحصر به سلطان، شاهزادگان، وزرا و امرا نیست. وقتی بنای سلطنت بر استبداد استوار شود، تمام افراد به استبداد رفتار می کنند و هر قومی به ضعیف و زیردست خودش ظلم می کند، گاه می شود [که]استبداد کدخدای ده، از استبداد سلطان هم زیادتر می شود.» (مکالمات، همان، ص ۵۲۰)

نظامی از عقلانیت تجمع سیاسی مردم عدول می کند که در آن جامعه، شرایط چنین عدولی فراهم باشد. در این جامعه شناختی فیلسوفانه حاج آقانورالله نسبت دقیقی میان جامعه و نظام سیاسی برقرار می سازد. از دیدگاه او نظام سیاسی هر جامعه ای تحت تاثیر نوع و کیفیت تجمع عقلانیت سیاسی یا روان شناختی اجتماعی آن جامعه است. نظام استبدادی محال است در یک جامعه دینی شکل بگیرد، چون ذات چنین جامعه ای شرایط پذیرش آن نظام را ندارد. پس اگر دیدید در یک جامعه نظام استبدادی حاکم است، بدانید آن جامعه یک جامعه استبدادی است نه یک جامعه دینی، و استبداد در روانشناختی اجتماعی تمامی ارکان آن جامعه نفوذ دارد.

بر همین اساس وقتی از حاج آقانورالله سوال می شود اگر پادشاه عادل عاقل مسلمان کم هوی و هوس رعیت دوست ملت پرست پیدا شود و بدانیم که در مقام اجرای احکام است… باز هم باید سلطنت مشروطه شود یا نه؟ وی جواب می دهد: «اولاً وجود چنین پادشاه بزرگی نعمتی است و چنین سلطنتی که شرح دادید اسمش مقننه است، ولی باز تمام امور بسته به شخص پادشاه می شود و استبداد پادشاه به جای خودش باقی است و رفع استبداد از مملکت نمی شود.» (مکالمات… همان، ص ۵۲۶)

در اینجا نظر حاج آقانورالله فقط معطوف به کارکرد نظام استبدادی نیست. او در این گفت وگو به ساخت نظام استبدادی و جامعه مستبد نیز توجه دارد. جامعه ای غیراستبدادی است که نه تنها کارکرد و ماهیت این جامعه غیراستبدادی باشد، بلکه ساختار و ارکان نظام نیز غیراستبدادی باشد. بر همین اساس حاج آقانورالله در پاسخ مذکور، نظامی را که در آن پادشاه، عاقل و عادل و مسلمان و مردم دوست است ولی نظام و جامعه یک ساخت استبدادی دارد، نمی پسندد. به جرات می توان گفت این نوع نگاه کارکردی به حوزه سیاست، اولین بار توسط حاج آقانورالله وارد مباحث معرفت سیاسی شیعه شد. نگاه مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری و مرحوم میرزای نائینی به سیاست در حوزه شریعت، یک نگاه ذوجنبه نیست.

مرحوم شیخ فضل الله نوری در نقد ارکان نظام مشروطه و تدوین نظریه حکومت مشروعه شدیدا معتقد به اصالت وظیفه و کارکرد نظام سیاسی است. برای او فرقی نمی کند که شکل حکومت جمهوری، مشروطه، پادشاهی یا شورایی باشد. او معتقد است اراده هر الگویی از حکومت در یک جامعه اسلامی باید معطوف به اجرای احکام و رعایت حدود و قوانین شریعت باشد.

در لوایح شیخ فضل الله نوری که نمایشگر افکار و اندیشه های جریان مشروعه خواهی است، می خوانیم: «مردم را حق جلب منافع و دفع مضار دشمن داخلی و خارجی است به مقداری که دین ترخیص فرموده؛ لذا به هیات اجتماعیه، تبدیل سلطنت استبدادی به سلطنت اشتراطی [مشروطه] نمودند؛ و چون عده ای اعم از زائد بر قوه دافعه هر فرد است، از این رو تشکیل لشکری و کشوری را لازم دانستند که موجب حفظ از دزد داخلی و خارجی شود، نه تکثیر آن نمایند و تحمیل مالیات ها به اسامی مختلفه… پس وظیفه وکلا، فقط، تحلیل قوه دافعه یا جهت نافعه برای موکلین خود و امور راجع به ملک و لشگر و کشور است.»(۱) او همچنین می نویسد: «مگر دولت می تواند شرعاً از قانون الهی اعراض کند و خود را از تحت آن قانون خارج سازد و خود قانونی جعل کند و در مملکتی که مجری دارد، بدین وسیله قانون الهی متروک شود؟»(۲)

همان طور که ملاحظه می شود، شکل و ساختار حکومت در مدل حکومت مشروعه مرحوم شیخ فضل الله نوری تاثیری در وظیفه و کارکرد نظام ندارد. جامعه اسلامی باید اراده اش معطوف به اجرای احکام و رعایت حدود و قوانین شریعت باشد. مردم هر شکلی از حکومت را بپذیرند، این ساختار، نسبتی با آن وظیفه و کارکرد ندارد. به اصطلاح امروزی نظریه مرحوم شیخ فضل الله درباره نظام سیاسی، نظریه مبتنی بر اصالت وظیفه یا اصالت کارکرد است.

از آن طرف مرحوم میرزای نائینی نیز در کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله در نقد ارکان نظام مشروطه و نظام استبدادی بیشتر به ساخت و ارکان این دو نظام توجه دارد.

اما حاج آقانورالله نشان می دهد به دلیل تجربیات سیاسی این دو رکن از نظام سیاسی، نمی توانند جدای از هم کارآمد مناسبی داشته باشند. بنابراین او وجود پادشاه عادل، عاقل، مسلمان و اجرای احکام شریعت را در یک نظام استبدادی و جامعه ای که در آن کاربرد عقل فردی بر عقل جمعی فضیلت دارد، نمی پذیرد. نظر حاج آقانورالله در این حوزه بیشتر معطوف به تداوم و بقای سیستم سیاسی است. نظام سیاسی در یک جامعه برای یک یا دو پادشاه یا حاکم دائر نمی شود. نظام سیاسی باید تداوم تاریخی داشته باشد.

در سیستم استبدادی انتقال حکومت و تداوم نظام سیاسی از طریق وراثت منتقل می شود نه از طریق مشروعیت، مقبولیت و فضیلت؛ لذا تداوم چنین نظامی در نسل های بعد، حتی اگر احتمال دهیم که پادشاه بعدی ممکن است بخشی از آن خصلت ها و فضیلت های پادشاه قبلی را هم نداشته باشد، غیرممکن و پذیرش چنین نظامی عاقلانه نخواهد بود. بر همین اساس حاج آقانورالله می نویسد: «اگر این پادشاه سفری برود یا مریض شود یا بمیرد، از کجا یک پادشاه یا نایب السلطنه و یا ولیعهد به همان صفات موجود باشد که فورا رشته تمام امور پاره نشود؟ ثانیا آن پادشاه هر قدر عادل و عاقل و کافی باشد، یک عقل که زیاد ندارد. در امور مملکت که صلاح و فساد هزاران نفوس باید رعایت شود، عقول کثیره در کار باشد بهتر است یا یک عقل؟ پادشاه که معصوم نیست، لابد خطا می کند، البته اگر دارالشورا منعقد کند و امور مملکت را مشورت نمایند و عقول عقلا و علما و دانایان مدد عقل او شوند بهتر است.» (مکالمات مقیم و… همان، ص ۵۲۶)

در اینجا دقیقا نظر حاج آقانورالله معطوف به جامعه شناسی نظام استبدادی است. ذات و ماهیت نظام استبدادی برتری و فضیلت عقل فردی به عقل جمعی در اداره امور مملکت است. حاج آقانورالله این برتری را در امور مملکت معقولانه نمی داند. یعنی معتقد است که هیچ ترجیح عقلی برای پذیرش چنین نظامی که مبتنی بر رای فردی است وجود ندارد، حتی اگر آن فرد عاقل، عادل و کامل باشد.

توهم زدایی از دنیاگریزی شریعت

رکن مهمتر نظریه دولت قدر مقدور و نظام مشروطه مشروعه که در حقیقت دستاورد مهمی در حوزه معرفت سیاسی شیعه دوران معاصر است، توهم زدایی از دنیاگریزی شریعت و افسون زدایی از مفهوم دنیاگرایی، زهد، و تولید و کسب ثروت است. حاج آقانورالله معنای مشهور زهد و ترک دنیا و محبت به مال و ثروت را همساز با حقیقت این مفاهیم در دین اسلام و مذهب شیعه نمی داند. او معتقد است که معنای مذکور هیچ گاه در طول تاریخ و باورهای اصیل اسلامی به معنی تشویق جامعه اسلامی به تنبلی، فقر، پرهیز از اهتمام برای حل معضلات و مشکلات مردم و رهاکردن نظام اجتماعی نیست.

چنین تصویری از دنیاگریزی، نه با سنت پیامبر (ص) و نه با تاریخ تحول نظام اجتماعی در اسلام همسازی دارد و نه عقلانیت تجمع سیاسی و تاسیس نظام اجتماعی و سنت و سیره پیامبر و ائمه اطهار چنین تصویری را از زهد سراغ دارد.

حاج آقانورالله در پاسخ به این شبهه که «سابق بر این، رسم علمای اعلام بر این بود که مسلمانان را به زهد و ترک دنیا دعوت می کردند؛ در حالی که لازمه مشروطیت این است که وقتی درصدد زیادی ثروت اهل اسلام برمی آیند، کدام از این دو طریق بر حق است و کدام بر باطل؟» (مکالمات… همان، ص ۵۲۷) می گوید: «ترک دنیا و زهد همه وقت مطلوب است ولی معنای زهد، ترک تعلق به دنیا و ترک محبت به مال و ثروت دنیاست؛ اما اسباب فقر و پریشانی مسلمانان را فراهم آوردن در هیچ عصر و هیچ تاریخی مستحسن نبود. چنانچه حضرت خاتم الانبیا(ص) و امیرالمومنین و ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین با آن همه زهد و ترک دنیا که داشتند، شب و روز درصدد ازدیاد ثروت و مکنت مسلمان بودند، اهتمام در این کار را از اعظم طاعات و بزرگترین عبادات برمی شمردند و به حدی در این باره تاکید می کردند که وقتی عمر می خواست دیانت خود را اظهار کند، می گفت: ای کاش ریش من علوفه بود که شترهای مسلمانان آن را می خوردند و اسباب قوه آنها می شد. خاتم الانبیا(ص) نیز فرمودند: هر کس جمع کند و خیالش نباشد که اهتمام در کار مسلمانان بکند، چنین کسی مسلمان نیست؛ چراکه اگر مسلمانان گرفتار فقر باشند مثل حالیه… چگونه می توانند دفاع از اسلام بنمایند؟ چگونه می توانند آلات دفاعیه مهیا نمایند؟ چگونه می توانند جواب خارجه با آن همه استعداد را بدهند؟» (مکالمات، همان، ص ۵۲۷)

این استدلال حاج آقانورالله در حقیقت پاسخ به آن عده از علمای ظاهری بود که با تظاهر به زهد و ترک دنیا عملا هاله ای از افسون و سحر پیرامون شریعت ایجاد کرده بودند و هر گونه تفسیر اجتماعی از آیات الهی را مغایر با حقیقت شریعت تفسیر می کردند. مرحوم حاج آقانورالله چنین تصویری از شریعت را باطل می دانست و بخشی از رساله مکالمات مقیم و مسافر را اختصاص به رفع چنین شبهات عامیانه ای از دین داد.

خودکامگی، تکثرگرایی و جامعه استبدادی

نقد حاج آقانورالله به تفاوت جامعه استبدادی با مشروطه از جهت دیگر نیز جالب توجه است. او برخلاف مشهورات زمانه، جامعه مبتنی بر نظام مشروطه را یک جامعه همگون و همساز تفسیر می کند. همگونی این جامعه به دلیل پایبندی مردم به قوانین و قواعدی است که مورد پذیرش جامعه است. در این جامعه هر کس رای خود را قانون نمی داند و با هر چیز براساس باورها، اعتقادات و علائق و سلائق خود رابطه برقرار نمی کند؛ اما در جامعه استبدادی این همسویی معنی ندارد، زیرا خودکامگی و خودمحوری در این جامعه یک اصل اساسی است. در جامعه خودرای، تکثر آرا امکان همسویی در جامعه را شدیدا متزلزل می کند.

در جامعه ای که چنین کثرتی درآن نهادینه است هر کس رای و قرائت خودش را از مفاهیم، قوانین، حقوق، آزادی و افعال سیاسی اصل می داند و هیچ اعتنایی به قرائت و حقوق دیگران ندارد. بنابراین آزادی و حقوق جمعی در مقابل چنین خودکامگی و استبداد رای و تکثر خودرایی جلوه ای ندارد. این خودرایی وقتی از سطح جامعه به نظام سیاسی و دولت منتقل می شود، تبدیل به یک نظام استبدادی می شود. ساخت چنین نظامی منطبق با ساخت جامعه ای است که در آن خودمحوری و خودرایی اصل است. این خودکامگی وقتی به سطوح پایین جامعه منتقل می شود، تبدیل به استبداد وزرا، کارگزاران، والیان ایالت ها و ولایت ها، ماموران مالیاتی و حتی کدخداهای ده هم می شود. در چنین جامعه ای هیچ کس بنده خدا نیست، بلکه هر کس تلاش می کند که اولا خود بنده دیگری نباشد، ثانیا تا می تواند دیگری را بنده خود کند.

سراسر رساله مکالمات مقیم و مسافر حاج آقانورالله به کالبدشناسی و ائتولوژی چنین جامعه ای می پردازد و تضادها، تناقضات و تقابل های این جامعه را برملا می سازد. این تقابل ها را می توان در پانزده بند در رساله مذکور مورد مطالعه قرار داد. تقابل عقل جمعی با عقل فردی، تقابل اراده معطوف به قدرت با اراده معطوف به خدمت، تقابل حقوق فردی با حقوق اجتماعی، تقابل عدالت خواهی و آزادی طلبی با تکثرگرایی و اختناق، تقابل قانون گرایی با خودرایی و خودکامگی، تقابل حقوق مردم با حقوق حاکمان، تقابل بین ترویج علم و معرفت گرایی با رواج جهل و علم گریزی و تقابل باور و اعتماد به مردم با گریز از مردم. از دیدگاه حاج آقانورالله در ذات و ماهیت جامعه و نظام استبدادی این تقابل ها نهادینه شده است، مشروطه در چنین جامعه ای کاربردی نخواهد داشت مگر این که از اساس جامعه و نظام دچار دگرگونی شود.

نظام استبدادی و تقابل دول

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.