خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کاخ سیاه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کاخ سیاه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امپراتوری کوچک شاگردان هرتزل
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امپراتوری کوچک شاگردان هرتزل قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
13ساعت
58دقیقه
40ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انکار در آفریقا

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 43

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل انکار در آفریقا؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل انکار در آفریقا، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل انکار در آفریقا با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل انکار در آفریقا آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل انکار در آفریقا به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل انکار در آفریقا ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل انکار در آفریقا، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل انکار در آفریقا را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انکار در آفریقا :

اگر می خواهید اتیوپی را بهتر بشناسید و بدانید که از حبشه به عنوان اولین پایگاه اسلام و مأمن برخی از صحابی بزرگ پیامبر(ص) هم اکنون چه چیزی مانده است مقاله حاضر را مورد مطالعه قرار دهید. مسلمانان اتیوپی روزگاران متفاوتی را تجربه کردند و تبعیض ها و رنج ها را در کنار برابریها و شادیها در حافظه داشتند. رفتار دوستانه و جانبدارانه ایتالیای فاشیست با مسلمانان اتیوپی که به منظور رسیدن به اهداف استراتژیک ایتالیا در منطقه بود با اعاده حکومت سلطنتی هایله ثلاثه به نوعی همیاری با بیگانگان تلقی گردید و مسلمانان در انزوا و تنگنای شدیدی قرار گرفتند. این روند با انقراض حکومت سلطنتی و روی کارآمدن نظامیان چپ گرا دوباره تغییر کرد و حکومت جدید آزادی ها و امکانات زیادی را به مسلمانان اتیوپی اختصاص داد. اما مسلمانان این کشور هنوز هم فاقد تشکیلات و زیرساخت های اساسی در سطح ملی هستند، هر چند که نقش قابل توجهی در اداره امور کشور و سیاستگزاری های داخلی و خارجی عهده دار شده و جایگاه تاریخی خود را بازیافته اند و در مسائل مختلف دارای موضع و حضور آشکاری هستند، مقاله زیر که توسط یکی از اساتید دانشگاه آدیس آبابا تألیف شده است، نگاهی گذرا بر گفتمان تاریخی مسلمانان اتیوپی است که امیدواریم مورد توجه شما قرار گیرد.

مقدمه

اسلام درجریان نخستین هجرت مسلمانان، قبل از آنکه به مدینه راه یابد، به حبشه وارد شد وحبشه به علت پذیرایی از مسلمانان مهاجر، از جهاد اسلامی مستثنی گردید. طبق نقل قول مورخان، نجاشی نخستین پادشاهی بود که به اسلام گروید و مزار وی اکنون زیارتگاه مسلمانان این کشور است.

هرچند مسلمانان در طی قرون ۱۵ تا ۱۷ میلادی دولت- شهرهایی مستقل در شرق فلات اتیوپی تاسیس کردند ولی به علت اختلافات قومی با یکدیگر اتحاد نداشته و مجبور بودند برای در امان ماندن از تهاجم حکومت مسیحی جزیه سنگینی را به حکومت حبشه بپردازند. سرانجام در دهه دوم قرن ۱۶ .م امام احمد بن ابراهیم الغازی تمامی این سلطنت ها را با هم متحد کرد و طومار حکومت صلیبی را در نوردید. در سال ۱۵۲۹ .م درآخرین شکست در برابر ارتش اتیوپی، امام احمد به جزیره ای در دریاچه تانا گریخت و از حکومت پرتغال درخواست کمک کرد. در سال ۱۵۴۳ .م امام احمد در نبرد با قوای ارتش پرتغال که به سلاحی جدید مجهز بودند، شکست خورد و با شهادت وی بار دیگر وحدت مسلمانان از میان رفت.

ساختار بحث

در طی حدود بیست سال از هنگام سقوط نظام سلطنتی تا دومین سالگرد فروپاشی رژیم نظامی در اتیوپی، اسلام در تحول، تجدید حیات و تنش های داخلی خود روندی را پیمود که در تاریخ طولانی و پر نشیب و فرازش بی سابقه بوده است. این تحول در اتیوپی تا حدود زیادی در نتیجه تغییراتی بود که در داخل کشور در جریان بود، هرچند حوادث خارجی نیز در تعمیق بخشیدن به آن نقش داشت. بحث درباره برخی از ابعاد این روند تکاملی و تدوین دوباره آن یکی از اهداف این تحقیق می باشد. هدف دیگر توجه به بعضی مسایلی است که مسلمانان اتیوپی را در این دوران به خود معطوف کرده بود. از سوی دیگر قصد داریم آنچه در نوشته ها، اقدامات و مباحثات غیر رسمی در این دوران جریان داشته مورد بررسی قرار دهیم.

این تحقیق به سه بخش عمده تقسیم شده که هر بخش آن بر اساس یک واقعه مهم سیاسی و ملی، مانند تغییر رژیم از بخش دیگر آن متمایز می گردد. در مقدمه، دیدگاه و موضع ایتالیا پیرامون اسلام در دوران اشغال نظامی و دوران پس از آزادی اتیوپی تا سقوط نظام سلطنتی در سال ۱۹۷۴ میلادی را بررسی می کنیم.

بخش دوم، تحولات مهم مربوط به اسلام را بین سالهای۱۹۹۱-۱۹۷۴ مطالعه می کند و بخش پایانی حوادث بین سالهای ۱۹۹۱-۱۹۹۳ را به اختصار ارزیابی می نماید. در همین راستا تلاش می شود آن دسته از عناصر ثابت و متغیر در سیاست رسمی نسبت به اسلام و برداشت آنها از مسلمانان مطالعه و علاوه بر این، برداشت خود مسلمانان نیز از این تحولات در دوران یاد شده مشخص گردد. در این تحقیق از منابع دسته اول و دوم به ویژه روزنامه آدیس زمن

Addis Zaman

بین سالهای ۱۹۹۳-۱۹۷۴،تعدادی از تحقیقات پیرامون تاریخ سیاسی اتیوپی که از سال ۱۹۷۰ به بعد منتشر شده است و همچنین میزان محدودی از اطلاعات شفاهی و مجموعه ای از مجلات و روزنامه استفاده شده است.

در واقع، این تحقیق بخشی از یک تحقیق بزرگتر پیرامون اسلام در اتیوپی از زمان اشغال دولت فاشیستی ایتالیا تا پایان سالهای دهه ۹۰ می باشد.

اسلام در اتیوپی (۱۹۳۶-۱۹۷۴)

سیاست ایتالیای فاشیست در اتیوپی، همانگونه که یک مورخ مهم ایتالیایی آن را به درستی منافع نظامی- سیاسی توصیف کرده است تنها جلب حمایت مسلمانان برای رسیدن به اهداف خود بود. ایتالیا از آگاهی مسلمانان، از قربانی شدنشان توسط نظام ستم پیشه حکومت امپراتوری اتیوپی استفاده کرد تا به اهداف خود دست یابد. سباچی(

Sbacchi

) منافع چند جانبه ای که ایتالیا برای مسلمانان فراهم کرد به شرح ذیل بیان کرده است: (( آزادی کامل مذهبی به مسلمانان اعطا گردید، قاضی (قاضی مسلمان) جانشین دادرس آمهارا شد، زبان عربی در مدارس مسلمانان بطور رسمی تدریس گردید. تمامی روزنامه ها در قلمروی امپراتوری ایتالیا دارای بخش عربی بود و رادیو ایتالیا نیز به زبان عربی برنامه پخش می کرد. روسای جدیدی برای مسلمانان انتخاب شده و در مراسم رسمی برای آنان جایگاه مخصوص در نظر گرفته شد. تقسیمات اداری و کشوری جدیدی به منظور ایجاد وحدت دینی و قومی در میان مردم مسلمان تشکیل گردید…. ایتالیاییها در هر جا که مسلمانان حضور داشتند، مساجدجدیدی را ساخته و مساجد قدیمی را تعمیر و احیا نمودند. شخص موسولینی عنایت خاصی به بنای مسجد جامع در آدیس آبابا به عنوان یک پاداش سیاسی برای همکاری مسلمانان در جنگ ایتالیا با اتیوپی داشت.))

بدین ترتیب ایتالیاییها بودجه ساختن پنجاه مسجد جدید سنگی و احیا شانزده مسجد قدیمی را تامین کرده و ثبت نام دانش آموزان مسلمان را در مدارس اسلامی، مانند مدرسه اسلامی هرار افزایش دادند. فقط در سال ۱۹۳۹ دولت ایتالیا یارانه ۳۵۸۵ زائر برای سفر حج تامین و امکانات لازم برای سفر رهبران مذهبی و سیاسی مسلمانان اتیوپی از قبیل سلطان اباجبیر و شیخ عیسی، به مصر و سایر کشورهای عربی را فراهم ساخت.

این نمونه های توجه و خیرخواهی ایتالیایی ها نسبت به اسلام، پاداشهای مالی و بالاتر از همه احترام آنها به اسلام و فرهنگ مسلمانان تاثیر مثبت و پایداری بر مسلمانان اتیوپی باقی گذارد. این امر نقطه مقابل بی توجهی و تحقیر مسلمین در دورانهای پیشین و حتی پس از آن بود. بنابراین، دوره حاکمیت ایتالیا بر اتیوپی در بین مسلمانان این کشور به عنوان دورانی از احساس آزادی و بدور از هرگونه تبعیض و ستم تلقی می گردید.

شاید این انتظار وجود داشت که با توجه به سابقه بی رحمی و شقاوت ایتالیاییها نسبت به مسلمانان لیبی،به این نیکخواهی با تردید و بلکه دشمنی نگریسته شود اما با وجود این، هیچگونه اقدامی بر ضد ایتالیا صورت نگرفت. مسلمانان اتیوپی از دیرباز از جهان اسلام منزوی مانده بودند و از سوی دیگر این سیاست ایتالیا را با وضعیت داخلی کشور در سالهای قبل مقایسه می کردند. در آن سالها مسلمانان به عنوان بیگانه تلقی شده و از تبعیض آشکار و پنهان و انواع مختلف ستم و سرکوب آزرده خاطر بودند.

با پایان یافتن دوران اشغال ایتالیا در سال ۱۹۴۱ و بازگشت رژیم سلطنتی به قدرت، بار دیگر دوره جدیدی از تعقیب رسمی مسلمانان آغاز گردید. مسلمانان با عنوان خائنان و همدستان دشمن خوانده می شدند تا جاییکه اقدامات کیفری علیه عده ای از رهبران و جوامع مسلمان به اجرا در آمد.

به منظور حفظ وحدت ملی، پادشاه جدید با اقدامات ریاکارانه خود می کوشید رضایت مسلمانان اتیوپی را جلب نماید به خصوص که مسلمانان قبلا نمونه حکومتداری ایتالیا را تجربه کرده بودند. پیش از این ایتالیاییها، دادگاههای شریعت را تاسیس کرده بودند که این دادگاهها صلاحیت داشتند به دعاوی حقوقی در زمینه ازدواج، طلاق، ارث و وقف رسیدگی نمایند.هر چند پادشاه هایله سلاسی اجازه داد که این دادگاهها عملا فعالیت نمایند اما دستور داد که مقررات مربوط به مسلمانان از قانون مدنی ۱۹۶۰ حذف گردد. هم چنین در زمان تشکیل کمیسیون تدوین قوانین در سال ۱۹۴۵ به مسلمانان اجازه مشارکت داده نشد و قانون مدنی سال ۱۹۶۰ در خصوص مقررات مربوط به مسلمانان هرگز تعدد زوجات را قانونی نشناخت و در تمام امور ازدواج و مسایل خانوادگی، رویه ها و سنت های دین مسیحیت در آن متبلور بود. در حالی که کمیسیون با مقامات دینی مسیحی و دانشوران سنتی آنان مشاوره داشت، از هیچ مسلمانی نخواست تا نظراتش را درباره پیش نویس قانون مزبور اظهار نماید. هرچند در پیش نویس قانون مدنی، فصلی تحت عنوان مقررات ویژه مسلمانان درج شده بود اما این فصل در زمان انتشار قانون مدنی حذف گردید.

در واقع، دادگاههای شریعت (اسلامی) در اعلامیه سال ۱۹۶۲ در بخش دادگاهها و قانون آیین دادرسی مدنی قانونی شناخته نشدند هر چند که فعالیت آنها عملا استمرار یافت. دولت امیدوار بود با تجویز وجود آنها، بدون اعطای وضعیت قانونی، این دادگاهها هم سرانجام مانند خود مسلمانان پژمرده و منقرض شوند.

با وجود اینکه پادشاه هایله سلاسی همواره در سخنرانیهای خود تاکید می کرد که دین یک امر شخصی است و کشور به همه تعلق دارد اما در عمل به حمایت از پارادایم سنتی که ملت اتیوپی را با مسیحیت برابر می دانست پرداخت. وی به دلیل اینکه اسلام، به عنوان آنتی تز ملی گرایی اتیوپی مطرح بود سعی داشت با کم شمردن تعداد جمعیت مسلمان کشور این اندیشه متعلق به قرون گذشته را که اتیوپی جزیره مسیحیت در دریای اسلام است را جاودانه گرداند.

در این بین برخی از ملی گرایان معتقدندکه هیچ گونه سیاست رسمی و علنی مبنی بر سرکوب مسلمانان یا تبعیض علیه آنان وجود نداشته (مانند اقداماتی که در سال ۱۸۸۰ علیه مسلمانان انجام شد) بلکه مسلمین تنها از گردونه حیات ملی منزوی شده و یا مورد بی مهری قرار گرفته اند!

مورتن(

Morten

) در تحقیق تازه ای در این خصوص معتقد است نظام سلطنتی در دوران هایله سلاسی کوشید تا با ترسیم اتیوپی به عنوان یک کشور مسیحی و ایجاد ممانعت در تماس مسلمانان با جهان اسلام، نفوذ مسلمانان را در کشور ریشه کن سازد. به همین دلیل برای سفر زیارتی مسلمانان به حج محدودیت جدی ایجاد نمود و از مسافرت برخی از رهبران با نفوذ مسلمانان مانند مفتی سراج، مفتی محمد امان و شیخ سعید محمد صادق به خارج از کشور جلوگیری کرد. مکانیسم دیگری که در این دوره توسط دولت به کار گرفته می شد استفاده از فرهنگ مسیحی به عنوان وسیله ای برای دستیابی به وحدت ملی بود. در دوران نظام سلطنتی، مسلمانان به عنوان اتباع حکومت مسیحی قلمداد می شدند نه شهروندی که مانند هموطن مسیحی اش از حقوقی برابر بهره مند باشد. آنان نمی توانستند اعمال دینی خود را آزادانه و به طور علنی انجام دهند، برای خود مسجد بسازند، امکان دستیابی به زمین برایشان دشوار و یا ناممکن می نمود و از خدمات دولتی و نظامی محروم بودند، حتی استخدام مسلمانان در درجات پایین نظامی منوط به این بود که به دین مسیحیت درآیند.

همچنین مسلمانان از سیستم آموزشی موجود ناراضی بودند زیرا اعتقاد داشتند که این سیستم از آرمانهای مسیحیت الهام گرفته است و به موازات آن از گسترش آموزشهای اسلامی و یا پیوند آن با سیستم آموزشی کشور ممانعت به عمل می آورد. به همین علت میزان ثبت نام دانش آموزان مسلمان در مدارس دولتی در برخی از مناطق مانند باله

BALE

)) و یا در مراکز دانشگاهی بسیار پایین بود.

در سالهای حکومت سلطنتی به آموزشهای دینی مسلمانان که در مدارس قرآنی متمرکز بود هم از سوی دولت و هم از سوی کلیسا رسما با حقد و حقارت نگریسته می شد. دلیل این موضع گیری تدریس اسلام در این مدارس و استفاده از زبان عربی در آنان بود.

مارکاکیس

MARKAKIS

) )در خصوص اینکه چرا مسلمانان اتیوپی انگیزه ای برای شرکت در آموزشهای جدید نداشته و مشارکت آنها بسیار پایین بود، حقایق ذیل را ذکر می کند که با دلایل شفاهی تحقیق حاضر نیز سازگاری دارد: ممنوعیت استفاده از زبان عربی در مدارس دولتی، تبلیغ دین مسیحیت تحت پوشش تعالیم اخلاقی، استمرار فعالیت مدارس در روزهای جمعه و اعیاد و تعطیلات دینی مسلمانان، استفاده از آموزش برای تبلیغ و گسترش ملی گرایی مورد نظر دولت و بالاخره این حقیقت که آموزش و پرورش همواره وسیله ای برای استخدام در ادارات دولتی بوده است.

علت دیگر ناخرسندی مسلمانان از سیستم آموزشی این بود که تاسیس مراکز آموزشی اسلامی از حمایت مالی دولت بهره مند نبود. هرچند دولت ادعا می کرد آموزشهای مذهبی برعهده نهادهای دینی است و مدارس سنتی می بایست خودکفا و خودگردان باشند اما در حقیقت به طور غیر مستقیم از طریق اعطای زمین، معافیت اموال کلیسا از پرداخت مالیات و تخصیص بخشی از مالیاتهای آموزشی به کلیسا، مدارس دینی مسیحی را تحت حمایت خود قرار می داد.

بسیاری از دهقانانی که در مزارع متعلق به کلیسا کار می کردند به ویژه در مناطق جنوبی اتیوپی، مسلمان بودند و از طریق پرداخت مالیات به طور غیر مستقیم مدارس کلیسایی را تقویت می کردند. از این رو، مسلمانان اتیوپی در حالیکه سیستم آموزشی دولتی را از طریق پرداخت مالیات، حفظ و تقویت می کردند حق بهره مندی از آن را نداشتند.

به هر حال به ویژه در سالهای ۱۹۶۰تا ۱۹۷۰ بروز تحولات جدید درآفریقا، جهان اسلام و اتیوپی منجر به کاهش شدت کنترل در فرصتهای آموزشی، ثبت نام در خدمات دولتی و سفرهای خارجی گردید و اوضاع به تدریج به نفع مسلمانان اتیوپی تغییر یافت.

اسلام در اتیوپی سوسیالیست ۱۹۹۱-۱۹۷۵میلادی

به رغم توفانهای تحولی که در سالهای ۱۹۶۰ تا۱۹۷۰ در سراسر کشور جریان داشت، اسلام درآستانه بروز جنبش مردمی سال ۱۹۷۴ همچنان داغ قدیمی همکاری با تجاوز خارجی را بر پیشانی خود داشت و مسلمانان اتیوپی تنها به عنوان بیگانگانی که اقلیت ناچیزی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند، محسوب می شدند. مسلمانان از حقوق مدنی خود محروم بوده و در مرداب رکود و تسلیم غوطه ور بودند. هر چند اهمیت حیاتی مسلمانان در اقتصاد کشور، به ویژه در تجارت داخلی از دیر باز توسط حکومت و مردم مسیحی شناخته شده بود اما این اهمیت نمی توانست استثمار سیاسی و تبعیض اجتماعی حکومت مسیحی را جبران نماید. مناسبات تاریخی مسیحیان اتیوپی با همسایه های مسلمانشان آمیزه ای از خصومت شدید و همکاری عملی بوده است. با این وجود واکنش به چندین دهه ستم و بی مهری نسبت به مسلمانان اتیوپی را می بایست در شورش انقلابی ۱۹۷۴ که در نهایت طومار نظام سلطنتی و اقتدار سیاسی و معنوی آن را در هم پیچید، ارزیابی کرد. تظاهرات مسلمانان اتیوپی ساکن آدیس آبابا در آوریل ۱۹۷۴ که از قبل برنامه ریزی و سازماندهی شده بود یکی از اولین و بزرگترین نشانه های ظهور اعتراضات مردمی و در خواست بهبود وضعیت و جبران مظالم گذشته بود. برنامه راهپیمایی، پیش از آن در جلسات و نشستهای متعدد با حضور طبقات مختلف جامعه مسلمان از جمله علما، دانشجویان دانشگاه و کسبه بازار برنامه ریزی شده بود. اندیشه برپایی تظاهرات در ابتدا توسط دانشجویانی مطرح شد که به تازگی از درس و بحث خود در کشورهای مسلمان همسایه مراجعت کرده و تحت عنوان انجمن جوانان مسلمان اعلان موجودیت کرده بودند. این در حالی بود که تمامی علما از پیشنهاد آنان جهت برگزاری تظاهرات، قاطعانه حمایت کردند.

هرچند درباره زمان دقیق و تعداد مردمی که در تظاهرات شرکت داشتند، اختلاف نظر وجود دارد اما اهمیت این راهپیمایی عظیم از سوی بیشتر ناظران مسایل سیاسی اتیوپی مورد تاکید و پذیرش قرار گرفته است. این تظاهرات به طور موثری افسانه مطرح شده توسط هایله سلاسی مبنی براینکه، اتیوپی یک کشور مسیحی است و مسلمانان در آن اقلیتی ناچیز هستند را در هم شکست.

له فورت (

LEFORT

) در این باره می نویسد:‹‹… مسلمانان با تظاهرات خود قدرت اسلام را که برای قرنها توسط دین حاکم خاموش شده بود، آشکار ساختند.››

از سوی دیگر، برخی از محققین، تظاهرات مسلمانان را به عنوان تهدیدی برای وحدت ملی برشمرده و می کوشند در نقاب نظریه پردازی های خود، این افسانه قدیمی که اسلام خطری دایمی برای موجودیت اتیوپی است را مطرح نمایند. به عنوان مثال در نظر هاربس (

Harbes

) این تظاهرات، سستی و فتور اساسی موجود در شالوده رژیم حاکم را آشکار ساخت، زیرا ادامه حیاتش وابسته به روابط نزدیک با کلیسای ارتدوکس برای توجیه مشروعیت بود، در حالیکه این کلیسا نمایندگی اکثریت جمعیت کشور را بر عهده نداشت. طبق نظرکلاپهام(

Clapham

) صحنه راهپیمایی مسیحیان و مسلمانان که همدوش یکدیگر و با شعارهای واحدی حرکت می کردند، بزرگترین ضربه سیاسی بر مسیحیت مرتجع بود.

تظاهرات۲۰ آوریل ۱۹۷۴در واقع انفجار اوج احساس تحقیر و ابراز سازمان یافته خشم و نارضایتی مسلمانان بود که از سالیان دراز در اعماق قلبشان می جوشید. این اعتراض بیشتر علیه تبعیض و بی عدالتی های آشکاری بود که توسط رژیمهای گذشته علیه مسلمانان اتیوپی اجرا می گردید. علاوه بر این می توان گفت که این تظاهرات نقش مهمی در شدت بخشیدن به مخالفت عمومی و بسیج مردمی علیه نظام سلطنتی ایفا کرد. حکومت نیز از این موضوع آگاه شد که باید عنصر اسلام را در توسعه، سیاست ملی و تدوین و اجرای تصمیمات و سیاستهای اقتصادی- اجتماعی در نظر گیرد.

طبق گزارشات منتشر شده درروزنامه آدیس زمن،نخست وزیر وقت عندلکاچوماکنون(

Endalkachaw Makonnen

)

درتاریخ ۹ آوریل ۱۹۷۴ با نمایندگان وبزرگان مسلمانان دیدار و گفتگو کرد. اعضای نمایندگان مذکور قبلا موضوعاتی را برای بحث و گفتگو ارائه کرده بودند که نخست وزیر اطمینان داد به این مسایل توجه خواهد شد.

نه روز بعد در تاریخ ۱۹ آوریل عندلکاچو مجددا با نمایندگان جامعه مسلمان ملاقات نمود و پیرامون ۱۳ موضوع که در عریضه ۹ آوریل ارائه شده بود بحث و مذاکره صورت پذیرفت. متن و محتوای این عریضه به روشنی در روزنامه ها ذکر نشده بود و مطبوعات تنها به طور کلی مفاد تقاضاها را گزارش کرده بودند. در این عریضه درخواستهایی به شرح ذیل مطرح شده بود:

۱- حمایت دولت از دین اسلام باید در قانون اساسی بیان و درعمل به اجرا در آید۲- دولت به مسلمانان اجازه دهد که یک تشکیلات دینی تاسیس نمایند۳- دادگاههای شریعت می بایست با بودجه معین موجودیت مستقل داشته باشند و این موضوع در قانون اساسی اصلاحی ذکر گردد۴- تعطیلات و اعیاد اسلامی به طور رسمی مراعات گردند۵- تشکیل انجمن جوانان مسلمان و انجمن زنان مسلمان رسمیت یابند۶- مسلمانان اجازه داشته باشندکه زمین تملک نمایند۷- مسلمانان اتیوپی از حق تملک زمین محروم می باشند و این مو ضوع غیر واقعی بودن این جمله پادشاه را ثابت می کندکه همواره تکرار می نماید،کشور به همگی تعلق دارد و دین یک امر شخصی تلقی می شود. بنابراین کابینه جدید می بایست به این مطلب جامه عمل بپوشاند۸- مسلمانان اتیوپی باید اجازه داشته باشندکه در امور اداری، قضایی، خدمات سیاسی، ارتش و خدمات دولتی اشتغال داشته و فعالیت نمایند۹- دولت باید از تبلیغ و ترویج اسلام حمایت و برای امور تبلیغی بودجه ای تخصیص دهد. همچنین مبلغان مسلمان مجاز باشندکه به کشور وارد شوند۱۰- تعلیم و تبلیغ اسلام باید از طریق پخش برنامه هایی در رسانه های گروهی صورت پذیرد۱۱- عبارت‹‹ مسلمانان اتیوپی›› می بایست جایگزین اصطلاح‹‹ مسلمانان مقیم اتیوپی›› گردد۱۲- تعالیم اسلام باید در تمامی مدارس تدریس شود۱۳- دولت به مسلمانان اجازه دهد که مسجد بسازند وکالاهای موردنیاز برای این منظور از معافیت گمرکی برخوردار گردد.

درباره ماهیت این تقاضاها دو نکته مهم وجود دارد که درخور توجه است. نخست به استثنای درخواستهای شماره چهار، شش و یازده که از طرف دولت پذیرفته شد، یعنی اعلان سه عید مهم مسلمانان به عنوان تعطیل رسمی، اصلاحات ارضی و به کاربردن رسمی عبارت مسلمانان اتیوپی و شماره های دوم و هشتم که به طور محدود پذیرفته شدند، سایر تقاضاها بایگانی یا مورد تجاهل واقع گردید. دیگر آنکه تمامی تقاضاها به جز درخواستهای پنجم و دهم نمایانگر تظلمات همیشگی بر مسلمانان بودند.

تظاهرکنندگان مسلمان از مسجد انور راهپیمایی خود را آغاز کرده و با عبور از میدان دوگل و رسیدن به میدان صلیب به سوی ایستگاه راه آهن ادامه مسیر داده و از طریق خیابان چرچیل به آدیس کاتاما رسیدند. همگی مسلمانان اعم از پیر و جوان و مرد و زن در این راهپیمایی شرکت داشتند و به رغم حضور انبوه جمعیت مسلمانان هیچ گونه مشکل امنیتی به وجود نیامد. بسیاری از مسیحیان اتیوپی حمایت خود را از هموطنان مسلمان خود اعلان کرده و دانش آموزان و دانشجویان با پیوستن به آنها از درخواستهای آنان پشتیبانی کردند. تقاضای اصلی تظاهر کنندگان اجرای مساوات مذهبی بود و این عده در پلاکاردهایی که حمل می کردند خواستار رفع تبعیض مبتنی بر وابستگی های قومی و دینی بودند. در پلاکارد دیگری نوشته شده بود که اتیوپی جزیره مردم اتیوپی است و مساوات واقعی تنها از طریق وحدت حاصل می شود. در مسیر راهپیمایی تظاهرکنندگان شعارهایی سر می دادند که منعکس کننده تقاضایشان جهت مساوات مذهبی بود.

در ۲۲ آوریل نخست وزیر با نمایندگان کلیساهای آدیس آبابا دیدار کرد و در این دیدار آنان نظر خود را در خصوص تظاهرات مسلمانان اعلام کردند. نمایندگان کلیسا گفتند که شعارهای مسلمانان و پلاکاردهایی که حمل می کردند، موقعیت تاریخی کشور و وحدت ملی را تهدید می کند. همچنین اضافه کردند که هرچند این اقدامات عمیقا رهبران کلیساهای آدیس آبابا را نگران

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.