اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امپراتوری کوچک شاگردان هرتزل
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 59
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امپراتوری کوچک شاگردان هرتزل، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل امپراتوری کوچک شاگردان هرتزل شامل 97 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل امپراتوری کوچک شاگردان هرتزل:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل امپراتوری کوچک شاگردان هرتزل را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امپراتوری کوچک شاگردان هرتزل توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امپراتوری کوچک شاگردان هرتزل :
مراحل زیادی طی شد و رایزنی های بسیاری انجام گردید و سرمایه های کلانی متمرکز گشت تا «تئودور هرتزل» در سال ۱۸۷۹ میلادی در کنگره «بال» تشکیل دولت یهود در فلسطین و استقرار صهیونیسم سیاسی را اعلام کند. چه صهیونیست های منشورگرائی همچون هرتزل و چه صهیونیست های عملگرا و صهیونیست های ترکیبی و صهیونیست های دیگر، همگی برای تحقق ایده آلهای بورژوازی یهود برای استعمارگری و هم آغوشی با قدرت های جهان کوشش می کردند و بازگشت به سرزمین موعود و تپه صهیون و این قبیل نمادسازیها صرفاً به همان مقصود بود. اعراب هرگز گمان نمی کردند که صدور اعلامیه بالفور برای تشکیل دولت یهود و جنبش صهیونیسم چه تحول مهم و استراتژیکی را در آینده منطقه رقم خواهد زد. با صدور قطعنامه ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ در سازمان ملل، تقسیم فلسطین اجرا شد و در ۱۴ مه ۱۹۴۸ تاسیس و استقلال اسرائیل توسط بن گوریون نخست وزیر موقت اسرائیل اعلام گردید. در مقاله ای که پیش روی شماست رژیم اشغالگر اسرائیل را دقیق تر مورد مطالعه قرار خواهید داد.
منطقه ای که اینک بین کشورهای سوریه، اسرائیل غاصب، و پادشاهی اردن تقسیم شده است تا پیش از جنگ جهانی اول بخشی از امپراطوری بزرگ عثمانی بود،که سوریه نامیده می شد. از سال ۱۹۱۴ که ناقوس جنگ جهانی اول به صدا درآمد دولت عثمانی تصمیم گرفت در کنار دولت آلمان وارد جنگ شده و با نیروهای انگلستان و فرانسه درگیرگردد. در این نبردها نیروهای مشترک انگلیس و فرانسه در فلسطین و سوریه بر نیروهای عثمانی غالب گشتند موفقیتهای ژنرال
Allomby
انگلیسی در عربستان در کنار ضعف امپراتوری عثمانی موجب امضای قرارداد متارکه جنگ در ۳۰ اکتبر ۱۹۱۸ در ‹‹ موردوس›› توسط دولت عثمانی گردیدکه متعاقب آن قسطنطنیه به اشغال متفقین درآمد. واضح بود که در این زمان کشورهای فرانسه و انگلیس تصمیم بر تجزیه امپراطوری عثمانی گرفته اند. بر همین اساس بریتانیا و فرانسه طبق قراداد‹‹ سایکس- پیکو›› ضمن تقسیم متصرفات دولت عثمانی در خاورمیانه، دو بخش آن را در شرق مدیترانه و بین النهرین میان خود تقسیم کردند. فرانسه، سوریه فعلی و لبنان را حق انحصاری خود شمرد و بریتانیا فلسطین و عراق را تحت قیمومیت خود گرفت. سرانجام در ۱۰ اوت ۱۹۲۰ دولت عثمانی پیمان‹‹ سور›› که مقرر می داشت؛ مناطق عرب نشین تحت سلطه عثمانی نظیر؛ الجزایر، فلسطین، لبنان، سوریه، اردن و عراق می بایست تحت قیمومیت دولتهای انگلیس و فرانسه درآید را پذیرفت.
اگر بخواهیم به چگونگی تشکیل رژیم اسرائیل بپردازیم، باید کمی به عقب برگشته و مروری به وقایع گذشته داشته باشیم. پس از آنکه تلاشهای یهودیانی همچون جوزف نونفردافوسکا در جزیره کوراکائو در سال ۱۶۲۱ و سورنیام در سال ۱۶۵۴ و فعالیت دیوید نانسی درگویان فرانسه به سال ۱۶۵۹ برای تشکیل یک مهاجر نشین یهودی با شکست مواجه شد، در اوایل قرن نوزدهم میلادی دو سازمان، جهت مطالعه و بررسی فلسطین درکشور انگلیس تشکیل گردید.یکی از این دو سازمان ‹‹انجمن کتاب مقدس›› بودکه درسال ۱۸۰۲ تاسیس گردید و هدف خود را انتشار متون مقدس یهود در داخل وخارج کشور انگلیس اعلام نمود. سازمان دیگر‹‹کانون فلسطین›› نام داشت که در سال ۱۸۰۵ با هدف گسترش آگاهی نسبت به وضعیت جغرافیایی، تاریخ طبیعی و آثار باستانی فلسطین با بهره گیری از نوشته ها و مطالب کتاب مقدس تاسیس گردید. شعارکانون فلسطین این بود که هیچ کشور و سرزمین دیگری به اندازه فلسطین برای ما دارای اهمیت نیست و هیچ کشور و سرزمینی به اندازه فلسطین به توضیح و تشریح عاجل نیاز ندارد.
در سال ۱۸۶۵ انجمن دیگری با نام ‹‹ صندوق پژوهش فلسطین›› با هدف کمک به پژوهش های علمی سازمان یافته در زمینه های مختلف مربوط به سرزمین مقدس (فلسطین) شکل گرفت و از همان ابتدا جمعی از مسیحیان و یهودیان به حمایت از این صندوق پرداختند.
اولین و برجسته ترین صهیونیستهای این دوره ولتوپینکسر و تئودور هرتزل هستند که علاوه بر این معروف ترین موعظه گران یهودی ایجاد دولت اسرائیل در فلسطین نیز به شمار می روند. پینکسر نویسنده ای بود که‹‹ نهضت عشاق صهیون›› را پایه گذاری کرد. این نهضت از مهاجرت به فلسطین حمایت کرده و رنجهای یهودیان در روسیه تزاری را افشاء می کرد. این نهضت به تدریج در روسیه، لهستان، رومانی و انگلستان فعالیت خویش را آغاز و در فلسطین نیز ارگانهایی برای خرید زمین به وجود آورد.
در این زمان دولت عثمانی برای مقابله باخطر این نهضت، اقامت یهودیان در فلسطین را ممنوع اعلام کرد. پس از این واقعه در نهضت عشاق صهیون که افرادش در سراسر اروپا فعالیت داشتند، سه گرایش عمده به وجود آمد. یک گرایش از فعالیت عملی در فلسطین وتاسیس مستعمره های یهودی نشین دراین منطقه به طرق مختلف طرفداری می کرد که رهبری این گروه را ‹‹ لیلین بلوم›› به عهده داشت. گرایش دوم که ‹‹ فرزندان موسی›› نامیده می شدند از فعالیت فرهنگی در میان یهودیان جهان طرفداری می کردند و رهبری آنها را‹‹واحد حایم›› بر عهده داشت. در نهایت گرایش سوم که به وسیله صهیونیست های مذهبی اداره می شد ‹‹ عشق به صهیون›› را تبلیغ می کرد.
در سال ۱۸۸۰ در روسیه نهضت دیگری به نام (
Bilu
) آغاز به کار نمودکه صهیونیستهای طرفدار این نهضت
‹‹ پیشتازان بیلو›› لقب گرفتند. آنان اولین کسانی بودند که پس از مهاجرت به فلسطین در سالهالی ۱۸۸۲ تا ۱۸۸۴ نخستین دهکده ها و مستعمره های یهودی نشین را به وجود آوردند. واژه بیلو(
Bilu
) از کلمات اول جمله عبری ‹‹خانه یعقوب، بیا به آنجا برویم›› گرفته شده است. یکی از عمده وظایف جنبش بیلو، تبلیغ و اشاعه تفکر صهیونیسم بین دانشگاهیان، قشر متوسط و کارگران به ویژه در میان تجمع مهاجران در مرزهای فلسطین بود. اولین سند مکتوب در این زمینه در سال ۱۸۸۲ توسط طرفداران این نهضت با نام‹‹ بیانیه بیلو›› در روسیه منتشر شد. این بیانیه، یهودیان سراسر جهان را برای تحقق وعده الهی، بازگشت به سرزمین پدری و تشکیل موطن یهود در اورشلیم تشویق می کرد.
در سال ۱۸۷۹ کنگره ‹‹ بال›› به ریاست تئودورهرتزل روزنامه نگار و نویسنده مجاری تبار و موسس صهیونیسم سیاسی مدرن در سوئیس بر پا گردید. در این کنگره، هدف صهیونیسم مبتنی بر ایجاد یک کشور یهودی در فلسطین به طور رسمی علنی شد. کنگره بال در اعلامیه چهار ماده ای خود، برتسریع مستعمره کردن فلسطین توسط یهودیان،گردآوری یهودیان جهان در فلسطین، جلب نظرحکومت وقت عثمانی و کسب رضایت این دولت برای مستعمره سازی سرزمین فلسطین تاکید داشت. یکی از دست آوردهای مهم کنگره بال ارائه برنامه های عملی و فراهم نمودن اسباب و ملزومات تحقق اهداف این کنگره یعنی ایجاد ‹‹ سازمان››، ‹‹استعمار›› و ‹‹مذاکره›› بود.
‹‹ سازمان›› برای جنبش صهیونیستی اولویت اول را داشت زیرا در صورت فقدان یک ساختار شبه دولتی، فعالیتهای صهیونیست ها شکل منسجم به خود نمی گرفت. به همین دلیل یک نهاد شبه دولتی به نام ‹‹ سازمان جهانی صهیونیسم›› تاسیس گردید. سازمان مذکور همچنین دارای انجمن های محلی، کنگره شورای عمومی و هیات اجرایی بود. استعمار نیز، ابزار و نهادهای لازم برای مستعمره کردن فلسطین را به وجود می آورد به این نحو که‹‹ تراست مستعمراتی یهود›› و‹‹ کمیسیون استعمار›› در سال ۱۸۹۸،‹‹ صندوق یهود›› در سال ۱۹۰۱ ‹‹ اداره فلسطین›› و‹‹ شرکت توسعه سرزمین فلسطین›› در سال ۱۹۰۸ به عنوان مهمترین ابزارهای صهیونیست ها برای استعمار فلسطین شکل گرفت.
در سال ۱۹۰۹ ‹‹ جامعه نگهبان›› که به آن در زبان عبری ‹‹ هاشومر››گفته می شد به وسیله مهاجران روسی و با هدف تامین امنیت مستعمره های صهیونیستی در منطقه جلیله و جودیه( درکرانه باختری فعلی) ایجاد گردید. این گروه توانست متخصصین و ابزار مدرن کشت برای توسعه زراعت در زمینهای خریداری شده را از اروپا وارد کند.
برای کوتاه کردن کلام و تکمیل بحث باید اذعان نمود که ظهور صهیونیسم در واقع حاصل تلاش بورژوازی یهود برای در اختیار گرفتن یهودیان جهان و همبستگی با قدرتهای بزرگ بود. اگرچه تئودورهرتزل، رهبر نهضت صهیونیسم با نوشتن کتاب‹‹ دولت یهود›› مساله بازگشت یهودیان به ارض موعود و ایجاد کشور اسرائیل را به طور رسمی مطرح می کرد، ولی او بیشتر خواهان استعمار یک سرزمین بود. بر همین اساس وی صهیونیسم را به عنوان یک مکتب ناسیونالیستی- استعماری معرفی کرد. هدف هرتزل از استعمار و ناسیونالیسم فقط سرزمین فلسطین نبود بلکه او برای این هدف سرزمین های دیگری از جمله موزامبیک و کنگوی بلژیک را نیز مد نظر داشت. همفکران دیگر او همچون مارکس نورد و شائیم وایزمن به آفریقا و اوگاندا نظر داشتند در حالیکه از سوی استعمار پیر انگلیس نیز سرزمینهای دیگری چون آرژانتین، قبرس، صحرای سینا و اوگاندا پیشنهاد می گردید. سرانجام سازمان جهانی صهیونیسم در سال ۱۹۰۵ – یک سال پس از مرگ تئودورهرتزل – فلسطین را برای اسکان دائم یهودیان جهان برگزید.
مذاکره تئودورهرتزل، برای تسلط بر فلسطین، بیرون کشیدن آن از سیطره دولت عثمانی و قانونی نمودن حاکمیت خود بر دیگر نواحی آفریقا وخاورمیانه با دول استعماری غرب، نظیر؛ بریتانیا، پرتغال و ایتالیا از کنگره بال در ۱۸۹۷ تا زمان مرگش در سال ۱۹۰۴ ادامه داشت. قصد اصلی وی از این همه مذاکره، به دست آوردن مجوز(منشور) از سلطان عثمانی یا قدرتهای استعماری اروپا، برای تصاحب فلسطین یا نقاط دیگر بود به نحویکه این امر از تضمین حقوق عمومی و بین المللی نیز برخوردار گردد. او و همفکرانش را ‹‹ منشور گرا›› می نامند زیرا معتقد بودند قبل از دریافت منشور از دولت عثمانی و کسب مجوز برای استعمار فلسطین و ایجاد یک هویت مستقل در این سرزمین، نباید کار عملی برای مستعمره سازی انجام پذیرد. اما در مقابل‹‹ صهیونیست های عمگرا›› معتقد بودند برای مستقر شدن در سرزمین فلسطین به کسب اجازه مقامات عثمانی نیازی نمی باشد. به همین دلیل درکنگره هشتم صهیونیسم در سال ۱۹۰۷ طرحی از سوی وایزمن ارائه و تصویب شد که آنرا ‹‹ صهیونیسم ترکیبی›› نامیدند. طرفداران این طرح را عملگرایان تشکیل می دادند. آنان خواستار رخنه تدریجی در فلسطین به شیوه ای سازماندهی شده بودند که باعث ایجاد مستعمره های پر رونق و فعال یهودی در فلسطین گردد. در اینصورت این مستعمره ها به تدریج به هسته های اصلی جامعه صهیونیستی تبدیل شده و برای صدور منشور نیز به دولت عثمانی فشار وارد می آورند. بعد از خاتمه کنگره هشتم ‹‹ نهاد اداره فلسطین›› برای ارائه اطلاعات و راهنمایی ساکنان مستعمره های یهودی نشین و سازماندهی آنان تاسیس گردید. در سال ۱۹۱۳ در کنگره یازدهم وایزمن به عنوان رئیس کمیته دایمی سازمان جهانی صهیونیسم انتخاب و بطور عملی رهبری جنبش صهیونیستی را در دست گرفت.
به تدریج کار سازمان یافته و هماهنگ صهیونیست های عملگرا و سادگی و بی خبری اعراب منطقه، فلسطین را آبستن بحرانی نمودکه صلح و آرامش منطقه را برای همیشه از بین برد. برنامه های شریف مکه و سرهنری مک ماهون کمیسر عالی بریتانیا در قاهره، در سالهای ۱۹۱۶-۱۹۱۵ اولین نشانه های فریب خوردن اعراب و اعتماد به قدرتهای استعماری بود. انگلستان در مقابل وعده استقلال و تشکیل یک دولت یا خلافت عربی در ممالک و اراضی شام و فلسطین و شبه جزیره عربستان، اعراب را وادارکرد اسلحه برگیرند و در راستای منافع بریتانیا، امپراطوری بیمار عثمانی را از درون مضمحل و نابود کنند. همزمان با این توافق پنهانی اعراب و بریتانیا علیه دولت عثمانی، در لندن پایتخت بریتانیا، به طور مخفیانه و پوشیده همچون سایر عملکرد صهیونیست ها، گفتگوهای پنهانی برای تهیه و تنظیم ‹‹ اعلامیه بالفور›› جهت تاسیس دولت یهود در سرزمین فلسطین جریان داشت. از سوی دیگر نمایندگان بریتانیا و فرانسه توافق های پنهانی خود برای تفکیک ممالک عربی در مدیترانه شرقی را آغاز کرده بودند.
صدور‹‹ اعلامیه بالفور›› جهت تاسیس دولت یهود در دوم نوامبر ۱۹۱۷ و فاش شدن توافق سایکس – پیکو در بیست و سوم نوامبر همان سال که بر اساس آن سرزمینهای عربی تحت سلطه عثمانی به قیمومیت دولتهای انگلیس و فرانسه درمی آمد می بایست موجب بیداری اعراب و تغییر راهبرد آنها در مقابل بریتانیا و فرانسه می گردید اما تنها موجی از اعتراض و گلایه را برانگیخت. در نهایت نیز این اعتراضات با اظهارات به اصطلاح اطمینان بخش بریتانیا خیلی زود فروکش نمود. در همین راستا بسیار جالب خواهد بود که بدانیم سی سال پس از این واقعه یعنی در سال ۱۹۴۸ زمانی که ارتشهای عرب برای آزاد کردن فلسطین وارد جنگ با ارتش صهیونیستی گردیدند فرماندهی بسیاری از واحدهای نظامی اعراب را افسران انگلیسی برعهده داشتند!
از نوامبر ۱۹۱۷ که لرد بالفور، وزیر امور خارجه انگلستان ‹‹ اعلامیه بالفور›› را در تایید جنبش صهیونیسم اعلام کرد، تا خاتمه قیمومیت انگلستان بر فلسطین در ۱۵ مه ۱۹۴۸ وقایع و حوادث گوناگونی بر فلسطینیان ساکن در این سرزمین و نیز برای یهودیان مقیم در کشورهای مختلف جهان به وقوع پیوست. اگر حوادث و وقایع این دوران را به دقت موشکافی و بررسی نماییم، خیانت های آشکار و دستهای آلوده رهبران جنبش صهیونیسم را در آن به روشنی ملاحظه می نماییم. هدف اساسی آنان از این اقدامات نه نجات زندگی یهودیان، بلکه ایجاد دولت یهود در سرزمین فلسطین بود. نخستین رهبر دولت اسرائیل‹‹بن گوریون›› در روز ۷ دسامبر ۱۹۳۸ در برابر رهبران صهیونیستی حزب کارگر، به صراحت و بدون هیچ ملاحظه ای اعلام کرد:
‹‹ اگر می دانستم که می توان کودکان یهودی آلمان را با آوردنشان به انگلستان نجات داد، یا تنها نیمی از آنان را با انتقالشان به ارض اسرائیل حفظ کرد، راه حل دوم را انتخاب می کردم. زیرا ما باید نه فقط زندگی این بچه ها، بلکه تاریخ ملی اسرائیل را هم به حساب آوریم. ›› تئودورهرتزل، موسس صهیونیسم سیاسی مدرن در خاطراتش می نویسد: ‹‹ یهود ستیزان مطمئن ترین دوستان ما و کشورهای یهود ستیز متحدان ما خواهند شد.››
از دیگر وقایعی که قبل از روی کار آمدن رژیم صهیونیستی در فلسطین قابل توجه است قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ پیرامون طرح کمیته فلسطین برای تقسیم آن به دو منطقه؛ یکی تحت حکومت یهودیان و دیگری تحت حکومت فلسطینیان بود. طبق این طرح فلسطین به دو بخش تقسیم می شد، قدس و پیرامون آن نیز تحت نظارت بین المللی باقی می ماند. این طرح در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ با ۳۳ رای موافق در برابر ۱۳ رای مخالف در سازمان ملل به تصویب رسید. مصوبه فوق می بایست تا اول اکتبر ۱۹۴۸ به اجرا درمی آمد اما صهیونیست ها با حمله به اعراب فلسطینی، بسیاری از مواضع آنان مانند طبریه، یافا، حیفا و صفه را به قلمروخود افزودند و محدوده ۵۷ درصدی تصویب شده خود را به ۸۰ درصد سرزمین فلسطین گسترش دادند.
تاسیس رژیم صهیونیستی اسرائیل
با پایان یافتن قیمومیت انگلستان بر فلسطین در ۱۵ ماه مه ۱۹۴۸ تمامی ارگانهای فلسطینی در اثر یورشهای پی در پی نیروهای ارتش یهودی که در سال ۱۹۳۹ طبق برنامه ‹‹بیلت مور›› ایجاد شده بود نابودگردید. از نیروهای نظامی و شبه نظامی یهودیان در فلسطین، قبل از پایان یافتن کنترل انگلستان برآن می توان به سازمانهای نظامی همچون‹‹ هاشومیر(نگهبا نا ن)››، ‹‹ هاگانا (سازمان دفاع یهودی)››، ‹‹ پالماخ ( نیروهای هجومی)››،‹‹ ارگون (سازمان نظامی ملی)›› و ‹‹ لیجی(رزمندگان راه آزادی)›› اشاره کرد.
یهودیان ساکن در فلسطین، بر سرزمینهایی که سازمان ملل به آنها اختصاص داده بود مسلط شده شورایی حکومتی مرکب از ۳۸ عضو و یک کابینه ۱۳ نفره ایجاد کردند که دیوید بن گوریون همزمان مقام نخست وزیری و وزارت دفاع آن را برعهده گرفت. حکومت موقت در ۱۴ مه ۱۹۴۸ استقلال و تاسیس اسرائیل را اعلام کرد. بن گوریون در نطق خود بر ارتباط تاریخی قوم یهود با فلسطین در دوران باستان اشاره کرد و تاسیس اسرائیل بر اساس قطعنامه تقسیم ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷در مجمع عمومی سازمان ملل را تحقق وعده الهی برای بازگشت یهودیان به ارض موعود توصیف نمود. وی دروازه های اسرائیل را بر روی مهاجران جدید همه جهان باز اعلام کرد و خواهان صلح با همسایگان عرب شد!
بن گوریون بعد از تشکیل دولت اسرائیل تمامی ارگانهای نظامی را به صورت سازمان و تشکیلات نظامی در آورد و با دستور وی، این ارتش به صورت سازمانی مدون زیر نظر دولت و جدای از تصمیم گیریهای سیاسی آغاز به کار کرد. با علنی شدن ایجاد دولت اسرائیل، اعراب به یک باره علیه یهودیان شوریدند و نیروهای نظامی و چریکی با هدف درهم کوبیدن اسرائیل از سراسر جهان عرب به سوی فلسطین سرازیر شدند. بدین ترتیب اولین جنگ اعراب و اسرائیل با پیروزیهای اولیه اعراب آغاز گردید. اما سرانجام با حمایت ایالات متحده از اسرائیل و نیز با فشار دول قدرتمند دیگر و بوسیله شورای امنیت سازمان ملل متحد، طرفین متخاصم در تاریخ دوم ژوئیه ۱۹۴۸ به آتش بس رضایت دادند. در دوره فترتی که با آتش بس آغاز گردید، دولت اسرائیل توانست مقادیر متنابهی سلاح و مهمات خریداری نماید. در مقابل اعراب منطقه به خاطر فشار و نفوذ یهودیان بر آمریکا و انگلیس، نتوانستند مجهز به سلاح هایی بیشتر و یا مدرن تر گردند. در هشتم ژوئن ۱۹۴۸ با شکستن آتش بس اول، جنگ دوباره آغاز گردید. با شروع نبرد کشورهای کوچک عربی نه تنها شکست را متحمل شدند بلکه اراضی وسیعی نیز به تصرف نیروهای اسرائیلی درآمد. بدین ترتیب دولت اسرائیل عملا تاسیس شد و توانست در جنگی زود هنگام اعراب را شکست داده موقعیت خود را مستحکم نماید.
استراتژی اسرائیل
سیاست صهیونیسم از بدو ورود یهود به فلسطین در سال ۱۹۰۷ تاکنون بر پایه نظامی گری و خشونت استوار گردیده است. برای مثال ده تن از یهودیانی که در سال ۱۹۰۷ در یافا برای رسیدن به اهداف یهود هم قسم شده بودند تحت گروه ‹‹ پارژیورا›› پرچمی برافراشتند با این شعار‹‹یهود با آتش وخون نابود شد و با آتش وخون بار دیگر قیام خواهد کرد››. در واقع همین شعار اساس پیشرفت ارتش اسرائیل
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
