بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عرف، معروف مساوات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عرف، معروف مساوات قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
47دقیقه
41ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات (۲)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 42

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات (۲)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات (۲) با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات (۲):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات (۲) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات (۲) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات (۲) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات (۲) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات (۲) :

در شماره پیشین، ضمن تعریف عرف، تمایز آن را نسبت به معروف شناختیم، تساوی را به عنوان یکی از معروفات در قلمرو حقوق خانواده مورد بحث و بررسی قرار دادیم و برای شناخت روح حاکم بر معروف در قوانین خانواده، با تحلیل یکی از آیات قرآن مجید (اصل معاشرت به معروف) بیان داشتیم که این اصل نه تنها سوء استفاده از حق را نمی پذیرد، بلکه به هر یک از اعضای خانواده توصیه می کند که خطاها و کاستیهای یکدیگر را به دیده اغماض و چشم پوشی بنگرند.

در این شماره بر آنیم که بعد از بیان تساوی میان زن و مرد در شئون انسانی، اصول کلی در وظایف هر یک را بیان و مصادیق معروف در خانواده را بررسی نماییم.

تساوی زن و مرد در حق حیات

خانه ای که اسلام بنای آن را با یک زن و مرد پی ریزی کرد- انا خلقناکم من ذکر و انثی (۱)– خانه ای است که در آن – لااضیع عمل عامل منکم من ذکرٍ اَو انثی (۲)– عمل هیچ زن یا مردی از بین نمی رود و عملی مورد ستایش است که «عمل صالح» نام گرفته باشد.- و من یعمل من الصالحات من ذکرٍ اَو انثی(۳)– که از مصادیق آن «عمل به معروف» است.

دو هسته اصلی تشکیل آدمی که از یک نفخه روحانی سرچشمه گرفته و به خواست الهی به زن و مرد تقسیم می شوند همه از یک نوعند. اگر چه به ضرورت قانون زوجیت در طبیعت به شکل «ما خلق الذکر و الانثی» ظهور می کند و این اختلاف منشأ بروز ائتلافی نوین و معرفتی جدید می گردد و تعاون و تکاملی دیگر بوجود می آورد.

این پیوند مبارک و این یگانگی ملکوتی که آیه ای از آیات عظیم خداوندی می باشد، پیچیده ترین و زیباترین جلوه های رحمانی را به منصه ظهور می رساند.(۴) بروز توانایی این دو در عرصه فعالیتهای اجتماعی با هم معنا پیدا می کند و به همین جهت هر جا قرآن کریم لفظ «ذَکَرَ» آورده، لفظ «انثی» را هم آورده است.

توجه به آیات شریفه قرآن این واقعیت را بیان می دارد که فضایل، بین جنس زن و مرد تقسیم شده و لزومی ندارد که یکی فضیلت دیگری را طلب کند.- و لاتتمنوا ما فضل اللّه به بعضکم علی بعض (۵) – و این نه بر اساس تفاوت، بلکه بر اساس تکامل است.

اختلاف در قریحه ها و استعدادها، در بدست آوردن مزایای زندگی، به ریشه های طبیعی و تکوینی آن باز می گردد و آن چیزی نیست که بتوان آن را دگرگون کرد و یا از تأثیرات آن کاست. اگر قرار باشد که هیچکس بر دیگری امتیازی نداشته باشد، در اوضاع و شرایط مختلف زندگی، هیچ فردی با علاقه، رنج کار را بر خود هموار نمی سازد.

خداوند جایگاه هر یک از فضایل را در این دو جنس تعیین نموده و برای سلوک هر انسانی مسلکی را مشخص و او را به پیمودن آن تشویق می نماید. در چنین ظرفی، دیگر هیچ فردی بر دیگری برتری ندارد. هم چنانکه، فضیلت مردی که در معرکه قتال حاضر می شود و با کمال سخاوت خون خود را ایثار می کند، از وظیفه زنی که به شوهر داری می پردازد، برتر نیست و نیز مرد حاکمی که سرپرستی جامعه را بر عهده گرفته، هیچ افتخاری بر آن زن ندارد در نتیجه تفاوت در تعامل سبب تکامل و پدید آورنده تساوی موجود در عدالت هستی است.

برخی تصور می کنند که اسلام کفه سنگین شخصیت را برای مردان قرار داده و زنان در برنامه اسلام جایی ندارند. شاید منشأ اشتباه آنان پاره ای از تفاوتهای حقوقی باشد که هر کدام دلیل و فلسفه خاصی دارد، ولی هیچ گونه فرقی در جنبه های انسانی و مقامات معنوی میان آنها وجود ندارد. وقتی اسماء بنت عمیس با شوهرش جعفر بن ابی طالب از حبشه برگشت، در جمع همسران پیامبر صلی اللّه علیه وآلهوارد شد و پرسید: آیا چیزی از قرآن در باره مهاجرین به حبشه نازل شده؟ گفتند: نه. پس نزد رسول خدا آمده و عرضه داشت: یا رسول اللّه ، مثل اینکه جنس زن همیشه باید محروم و در زیان باشد. حضرت پرسیدند، چطور؟ گفت: چون آن طور که در قرآن کریم از مردان به نیکی یاد شده، از زنان یاد نشده است که آیه نازل شد:

«کلیه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان اهل طاعت و عبادت و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خدا ترس و خاشع و مردان و زنان صدقه دهنده و مردان و زنان روزه دار و مردان و زنان حفظ کننده خویش از تمایلات حرام و مردان و زنانی که یاد خدا بسیار کنند، بر همه آنها خداوند مغفرت و پاداشی بزرگ مهیا ساخته است.» (۶)

این آیه بیانگر یکسان شمردن مراحل عبودیت زن و مرد می باشد. اما وقتی این دو در عرصه اجتماعی به فعالیت می پردازند هر دو را نسبت به یکدیگر مسئول می شناسد، چنانچه آیه شریفه قرآن در این باره می فرماید: «و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر…»(۷) ولایت در جایی می آید که در درجه اول علم به موضوع، وجود داشته باشد؛ لذا در امور مختلف اجتماعی که دایره نظارت مردمی بر یکدیگر گسترش می یابد جنس زن و مرد مطرح نیست، بلکه هر شخص عالم و دانا به امور و قضایای موجود در زمان و مکان، اعم از زن و مرد، موظف است که در مقابل اعمال خلاف قرآن عکس العمل نشان دهد و در کوتاهی از این وظیفه، زن و مرد، هر دو مورد بازخواست قرار می گیرند. (۸) گاهی نیز از آنان سلب مسئولیت می شود مانند مردی که به دلیل محجوریت مالی نمی تواند سرپرستی خانواده را بر عهده گیرد.

توهم برتر انگاری

آنچه گمان برتر بودن جنس مرد بر زن را قوت بخشیده، ساده انگاشتن وظیفه زنان است. به گونه ای که موجب می شود که این وظیفه در میان همه نقشهای برجسته و رنگارنگ، پنهان نگاه داشته شود. این ناشی از ضعف بینش اجتماع نسبت به وظایف کارآمد زن است که تأثیر وجودی زن را کم رنگ جلوه می دهد، در صورتی که وجود او جلوه ای از جلوات الهی است.

زمانی که مادر حضرت مریم علیهاالسلام از پروردگار عالم تقاضای پسری کرد که خادم بیت المقدس باشد ولی در عوض مریم علیهاالسلام راباردار شد، از دختر بودن فرزند نگران گردید و بیان داشت: «رب انی وضعتها اُنثی»(۹)، به تعبیر علامه متفکر طباطبایی (ره) خداوند با کلام خود بیان داشت: «لیس الذکر کالانثی»(۱۰) یعنی بااعطای فرزند دختر به او خواستیم آرزوی او را به بهترین وجه بر آوریم و اگر او می دانست که چرا فرزند او را دختر خلق کردیم، هرگز حسرت نمی خورد و اندوهناک نمی شد. زیرا ممکن نبود نتایجی را که در دختر شدن فرزند هست، در پسر شدن آن هم به دست آید. نهایت نتیجه ای که از فرزند پسر عاید می شود این است که فرزندی چون عیسی علیه السلام از او متولد شود که پیامبری باشد و شفا دهنده کوری مادر زاد و بیماری برص و زنده کننده مردگان، لکن در دختر بودن حملش، کلمه اللّه تمام می شود که پسری بدون پدر بدنیا می آورد و هم خود و هم فرزندش آیت و معجزه ای برای اهل عالم می شوند. فرزندی که مثلش نزد خداوند مثل آدم است و از او و مادرش، آثار و برکات دیگر نیز بروز می کند. (۱۱)

خداوند متعال در این قصه، نقش نهفته جنس زن را در عالم هستی آشکار می کند، جنسیت او را محل بروز معجزه ای از معجزات عالم می داند، نقش کار آمد او را بر خلاف تصور همگان به منصه ظهور می رساند و نشان می دهد که امتیاز و برتری، متعلق به کسی است که در جایگاه خویش عمل مناسب حال را انجام دهد.

علل برتر انگاری جنس مرد بر زن

با توجه به اینکه زنان بیشترین تلاش را در عرصه های مادی و معنوی کرده اند، اما در اغلب موارد شناخت و اهمیت وسعت اثر عمل آنان در نزد عموم مردم و حتی خود ایشان مغفول مانده است.

عدم شناخت جایگاه زن، گاه ناشی از عدم حضور او و پنهان ماندن استعدادهای نهفته درونی اوست. مثلاً جایگاه زن در اجتماع و کارآیی مؤثر او در میادین مختلف اجتماعی به دلیل فراهم نبودن حضور فعال او در جامعه و به ظهور نرسیدن توانائیهایش و گاه ناشی از عدم تبیین صحیح وظایف اوست. مثلاً در مکانی مثل خانه وجود زن همیشه در روابط عمیق افراد خانواده مؤثر بوده است. زیرا خانه بدون وجود مادر قوامی نخواهد داشت، لکن وظایف او در مقابل اعضای خانواده به خوبی تبیین نشده تا مورد سوء استفاده قرار نگیرد و حق او مراعات گردد.

ما در صددیم تا این حقوق و یکی از رفتارهایی که باید در خانواده حفظ شود و زن سهم بیشتری در این نوع از حق دارد را تشریح کنیم که آن «عمل به معروف» است. اما از آنجا که معروف در واقع عمل مورد پسند عموم مردم است و این نظر نباید از حدود مقرر در شریعت خارج باشد، لازم است ابتدا رئوس کلی و وظایف اصلی هر یک از زن و مرد در قانون اسلام را معین نماییم و سپس به تبیین معروفات مورد نظر شرع در آن حیطه بپردازیم.

اصول کلی در وظایف خانوادگی زن و شوهر

بعد از پیوند ازدواج، حقوق و اخلاق، دو اصلی هستند که همزمان با هم در زندگی خانوادگی وارد شده و از یکدیگر تفکیک ناپذیرند، به گونه ای که خانواده با مهر و محبت، قوام یافته و با رعایت حقوق یکدیگر از افراط و تفریطهای احتمالی جلوگیری می نماید در آیه شریفه قرآن می فرماید:

«الرجال قوامون علی النساء، بمافضل اللّه بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم…. فالصالحات قانتات و حافظاتٌ للغیب بما حفظ اللّه »(۱۲)

این آیه با بیان یک وظیفه مشخص برای مرد (نفقه) و یک وظیفه خاص برای زن (حفظ حرمت خانواده) در طول زندگی، مقرر می کند که وقتی مرد در خدمت زن قرار می گیرد، مخارج او را تأمین نموده و مشکلاتی چون آب و هوا، سختی کار، نامساعد بودن شرایط اجتماعی و فرهنگی و… مانع از برآورده نمودن این احتیاج زن نمی گردد و قانونگذار اسلامی قبول این مسئولیت را به عنوان یک تکلیف از سوی مرد و حقی برای زن مقرر داشته است. زن هم در این ارتباط باید حافظ منافع خانوادگی در بعد مادی، معنوی و اخلاقی باشد. یعنی هر دو در خدمت یکدیگر، در ارتباط با حفظ علقه ایجاد شده تلاش کنند و در این کوشش، برتری یکی بر دیگری مطرح نیست، زیرا با این پیوند از دایره «خودخواهی» خارج شده و عشق و عاطفه، تعاون و همکاری و فانی شدن در هدف، مقصود و مراد آنان می گردد، چنانچه پیامبر اکرمصلی اللّه علیه وآله، در هنگام ازدواج فاطمه زهرا علیهاالسلام و علی علیه السلام ، این دو زوج حقیقی عالم، چنین دعا فرمودند:

«اللهَّمَ هذِه ابنتی و اَحَبُّ الخَلْقِ اِلَیَّ، اللهَّمَ و هذا اخی و اَحَبُّ الخَلْق اِلَیَّ، اللهَّمَ اجْعَلْه وَلِّیا». (۱۳)

پروردگارا! این دختر، محبوبترین انسانها نزد من است، پروردگارا! علی نیز گرامی ترین مردم نزد من است. خداوندا، رشته محبت آن دو را استوار فرما.

بنابراین در همه مراحل زندگی زن و شوهر، رابطه سرشار از محبت که نقشی پنهان، اما کارآ و مؤثر دارد، حکومت می کند و این سلاح زیبنده ای است که زنان از آن بهره مند و فرصتی در اختیار دارند تا دائما مسیر انس و الفت را در زندگی پیدا و در جهت وصول به آن تلاش بنمایند. هم چنین در توصیه های اخلاقی به مردان با عباراتی چون:

«و لا جناح علیکم فیما فعلن فی انفسهن بالمعروف» (۱۴)

آنان را به عملی فراتر از وظیفه خویش دعوت می نماید، اما در خانه ای که محبت بخواهد کم رنگ و یا مخفی گردد و علاقه مرد نسبت به خانواده صرفا تحت الشعاع قوامیت او قرار گیرد و با این وسیله از وظایف خود عدول کند، قانونگذار مرد را موظف به رعایت حدود نموده و متذکر می گردد فرصتهایی که در اختیار او قرار داده شده محدود به حدود الهی است و قرآنی که باید بر بشر حکومت کند برای اقامه قسط و عدل نازل شده(۱۵) و عمل هر شخصی که از این حیطه خارج باشد، مذموم است. به عنوان مثال عدالت در ارتباطات خانوادگی ایجاب می کند که مرد، مخارج زندگی زن و فرزندان را تأمین نموده و زن هم در غیاب او حریم خانواده را محافظت نماید. بنابراین از میان معروف و تکالیف شرعیه (اخلاق و حقوق)، معروف از جهت رتبه، مقدم بر تکلیف است، اما در مرحله عمل هر دو اخلاق و تکلیف با هم سامان می یابند، چون در به انجام رساندن تکلیف، باید وجوه اخلاقی رعایت شود بنابراین تفکیک حقوق از اخلاق، خصوصا در خانواده شایسته نیست.

تأمین معاش یکی از وظایف مهم و یکی از ضروریات زندگی انسان است و انسان بدون آن قدرت بر ادامه حیات ندارد، قرآن هم در موارد متعددی برای تأمین مخارج زندگی زن، فرزند و سفیه (یتیم، خویشاوند مسکین و محجور) به مسئله معروف اشاره نموده است، بنابراین ابتدا به بررسی معروفات قرآنی می پردازیم.

عمل به معروف در عدم پرداخت نفقه به زن

روایتی است که هند، زن ابوسفیان نزد پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآلهآمد و عرضه داشت: ابوسفیان بخیل است و نفقه من و فرزندم را نمی پردازد، به همین جهت من مخفیانه چیزی از اموال او را برمی دارم، آیا بر من گناهی است؟ حضرت فرمودند: به مقداری که تو و فرزندت را کفایت کند و معروف باشد اشکال ندارد.(۱۶)

در اینجا به زن اجازه داده شده است در صورتیکه مرد نفقه او را نپردازد، به مقدار نیاز خود از اموال مرد برداشت نماید، اما به قید معروف. لذا عمل به معروف در روایت چنین تبیین می شود:

۱ – زن در برداشت از اموال شوهر، علاوه بر رعایت میزان نیاز خود و فرزندان باید توجه داشته باشد که موجبات ضرر و زیان مرد را فراهم نیاورد و به تعبیر قرآن کریم: «در بر آورده نمودن این احتیاج، به وسعت مالی و تنگدستی مرد هم بیاندیشد.» (۱۷)

۲ – به زن توصیه شده که با نگاه صحیح و منطقی به وضعیت خانه و خانواده خویش نگریسته و در نظر داشته باشد که هدف والای زندگی فراهم آوردن سکون و آرامش است(۱۸) و امنیت روحی اعضای خانواده در اولویت می باشد. بنابراین اسلام با دادن یک مجوز به زن (نه دیگران) در برداشتن نفقه خویش، در حقیقت بنا دارد که شخصی غیر از اعضای خانه از نابسامانی احتمالی درون خانه مطلع نگردد و بدین وسیله خانه از تعرضات غیر خودی مصون بماند. بعلاوه خطای شوهر موجب نشود اجلال و احترام او در نزد دیگران از بین برود. زیرا زیبندگی خانه به این است که غیر قابل نفوذ باشد و آنقدر استحکام یابد که حتی با طوفانهای سهمگین و ناملایمات از پا در نیاید و این وظیفه زن است که با توجه به مسئولیت اصلی خود که حفظ حریم خانواده است تا آنجا که قابلیت درمان از طرف اعضای خانه وجود داشته باشد، کاستیها و کمبودهای مالی را از دیگران بپوشاند و حصن محکمی را پدید آورد.

عمل به معروف در تأمین رزق مادر فرزند از جانب همسر

با باروی زن و تغییر شرایط جسمی و روحی، تأکید شریعت برای تهیه مخارج زندگی زن تغییر می کند و با لفظ «رزق» به وظیفه مرد اشاره می نماید. زیرا خدمت به زن، خدمت به فرزندی است که ثمره زندگی آنهاست. بنابراین شریعت اسلام، بوجود آوردن حیات طیبه و اعطای حق تعلیم و تعلم به مادر نسبت به فرزند را که از مصادیق معنوی «رزق» است، بر عهده شوهر گذاشته تا با کلام و عمل آرامش بخش خود شجره طیبه ای را که شاخ و برگهای متعدد و پر ثمر آن فرزندان است، سامان دهد. و حق تعلیم و تعلم را که به تعبیر امام خمینی (ره) شغل انبیاست، برای مادر محفوظ بدارد و همواره یار وفادار مادر باشد.

«والوالدت یرضعن اولادهن حولین کاملین لمن اراد ان یتم الرضاعه و علی المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف لاتکلف نفس الا وسعها لاتضار والده بولدها و لامولودٌ له بولده و علی الوارث مثل ذلک فان ارادا فصالاً عن تراض منهما و تشاور فلا جناح علیهما و ان اردتم ان تسترضعوا اولادکم فلا جناح علیکم اذا سلمتم ما آتیتم بالمعروف». (۱۹)

نقش پدر در رابطه با مادر و کودک

تا زمانی که کودک دوره نوزادی را طی می کند، مادر نقش اول را در زندگی او دارد و پدر نقش دوم را ایفا می کند و تا طی شدن این دوران، پدر به عنوان حامی مادر و کسی که آسایش مادر را در زندگی تأمین می کند، روی زندگی کودک اثر می گذارد. پدر با تأمین زندگی مادر، موجب آسایش خیال او می شود تا مادر بهتر بتواند به طور نامحدودی خود را وقف کودک سازد. اما نیازهای مادر فقط مادی نیست، او نیازهای عاطفی و روانی هم دارد که تأمین آنها هم بر عهده پدر است که می تواند با ابراز علاقه و محبت و حق شناسی و سپاس نسبت به مادر، او را از نظر روحی در یک وضعیت متعادل نگاه دارد(۲۰) و به رشد عاطفی مادر و طفل او بیانجامد.

با توجه به آیه «و علی المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف…..» و «والوالدت یرضعن اولادهن حولین کاملین» بعد از مسئولیت پدر و مادر در دوران شیردهی فرزند، به پدر سفارش می کند که در این دوران، رزق مادر را فراهم آورد، یعنی نه تنها تأمین کننده معاش عادی او که خوراک و پوشاک و مسکن است، بلکه فراهم کننده احتیاجات معنوی مادر هم باشد و در حقیقت طفل روح و جانی است که متعلق به پدر و مادر است و این روح، علاوه بر تغذیه جسمی، تغذیه معنوی هم نیاز دارد. تنها حلقه اتصال پدر با طفل در دوران شیرخوارگی مادر است که با حمایتهای همه جانبه پدر می تواند استعدادهای فرزند را شکوفا سازد. مادر به مثابه رابطی است که با مباشرت خود، جسم و جانش را در اختیار فرزند قرار می دهد و در سلسله روابط خانوادگی این جسم و جان باید حمایت شود. کوتاهی در این پشتیبانی مستقیما متوجه فرزند خانواده خواهد شد و رابطه این سه عنصر اصلی خانواده با هم، رابطه ای خاص و غیر قابل اجتناب است و تغذیه مادر، تغذیه کودک و عدم حمایت از مادر، عدم حمایت از فرزند است.

رزق مادر، رزق کودک

مهمتر از تغذیه صحیح مادر در دوران شیرخوارگی، حفظ روحیه مادر است. به طوری که اشتیاق زیاد مادر به تغذیه نوزاد از شیر خود، شیر او را افزایش می دهد و بی میلی به شیر دادن یا خستگی، عصبانیت و اضطراب مادر، شیر او را کم می کند. پیوند روحی مادر با کودک به گونه ای است که با گرسنگی فرزند، جسم او آماده تغذیه کودک می گردد. برای استمرار این ارتباط در دو سال شیرخوارگی، کودک متعلق به مادر و در پناه اوست و مادر هم نیاز دارد که خود را متعلق به طفل بشناسد و از این تعلق خاطر، لذت ببرد. عشق مادرانه باعث تکامل عاطفی و رشد خصلتهای انسانی در وجود مادر می شود و به این ترتیب مناسبات مادر و کودک با عشق شروع می شود و با صمیمیت و رضایت خاطر ادامه می یابد. علاقه ای که شوهر در این دوران به همسر خود نشان می دهد، بر روی شیری که مادر با آسایش و آرامش به فرزند خویش می دهد، اثر زیادی دارد. زیرا به فرمایش رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله، فرزند با همان شیر مادر رشد می کند و جوان می شود.(۲۱) بنابراین صفات و حالات جوانی او به نشاط و شادابی و صحت عمل مادر که او را تغذیه کرده است، بستگی دارد و به همین جهت است که ابوجعفر علیه السلام می فرمایند: فرزندت را با غذایی نیکو پرورش بده و از شیر نامطلوب پرهیز کن. بدرستی که شیر وسیله انتقال نیکی ها و زشتی ها است.(۲۲)

بنابراین برای تثبیت صفات نیک در روح و فکر اولاد، لازم است به مادر او توجه شود و پدر درصدد تهیه غذایی حلال و پاکیزه باشد. یعنی علاوه بر اینکه غذاهای مورد نیاز مادر چون لبنیات، گوشت و … نیاز جسم او را تأمین می نماید، باید برای پاکی روح و طینت او و فرزند آنان نیز به کسب حلال همت بگمارد تا بهداشت جسم و روح مادر و فرزند را سبب شده و برکت شیر مادر که پاکترین و سالمترین غذا برای کودک است حفظ نموده و طبیعت سالم او را با روزی ناپاک، غبار آلود نگرداند. (۲۳)

سکونت مادر، سکنای کودک

سکنی و مسکن یکی از مواردی است که «رزق» در آیه به آن اشاره دارد. یعنی مادر فرزندی که تازه متولد شده در شرایط خاص روحی قرار دارد و نیازمند خانه ای است که بتواند در آن استقرار یافته و آن را متعلق به خود بداند(۲۴) تا آرامش نفس را به او باز گرداند. توجه به او و مولودش در حقیقت پاسداری از حریم نفس و مال و عرض اوست که او را تسکین می دهد. او به محیطی احتیاج دارد که با تعاون و همکاری، زندگی مشترک خویش را ادامه دهد. او اهمیت وجود خویش را با ارزش نهادن شوهرش به او و طفل شیرخوارش می یابد و سپس خود را آماده وظایف مادری می نماید. او نیاز دارد الفت و محبت اعضای خانواده، بخصوص شوهر خویش را بعد از تولد فرزندش حس بکند (۲۵) و نهایتا باور کند زمانی که محتاج یاری بیشتر است (۲۶) نگاهی متوجه او است و از او مراقبت می نماید و در تهیه طعام و خوراک مناسب حال او کوشا است. (۲۷) بالاخره پس از تهیه طعام و خوراک سالم و سکنای سکون بخش پدر به مادر (۲۸) شاکله وجودی فرزند شکل می گیرد و گوشت و استخوان او با روح و جان مادر ساخته و صفحات نمایش آن، در طول زندگی فرزند ظاهر می شود.

بنابراین صحت عمل پدر، عافیت مادر و فرزند را که عامل حیات طیبه است بوجود می آورد و حیاتی جاودان را نوید می دهد.

طیب خاطر مادر، تربیت کودک

قرآن کریم با مطرح کردن مسئله انفاق بر خانواده، در واقع بر شئونات تعلیم و تربیت آنان تکیه دارد. برای کودکی که در نهایت ضعف و ناتوانی بسر می برد در مرحله شیرخوارگی تا یک سالگی احتیاج به رابطه مداوم با مادر دارد و در مرحله ۱ تا ۳ سالگی هم مادر را به عنوان یک مونس و همدم همیشگی خود می شناسد،(۲۹) تغذیه او در مرتبه اول اهمیت است. تغذیه کودک در ۲ سال اول تولد و همراه بودن او با مادر موجب می شود که علاقه او به مادر بیشتر از هر شخص دیگر باشد، بنابراین وقتی بچه در دامان مادرش است و می بیند که مادر اخلاق خوش، اعمال صحیح و گفتار خوب دارد، به تقلید از مادر که از همه تقلیدها بالاتر است و با تزریق مادر که از همه تزریق ها

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.