خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق نسبی است یا مطلق (۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق نسبی است یا مطلق (۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شهید ثانی و زندگی در دولت جائر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شهید ثانی و زندگی در دولت جائر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
54دقیقه
24ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امامت؛ روش شناختی و چیستی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 48

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امامت؛ روش شناختی و چیستی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل امامت؛ روش شناختی و چیستی با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل امامت؛ روش شناختی و چیستی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل امامت؛ روش شناختی و چیستی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل امامت؛ روش شناختی و چیستی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل امامت؛ روش شناختی و چیستی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل امامت؛ روش شناختی و چیستی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امامت؛ روش شناختی و چیستی :

عضو هیات علمی دانشگاه تهران

چکیده :

گزارشی اجمالی از پیشینه امامت پژوهی نزد شیعه، بیان روی آوردهای متنوع در امامت
پژوهی؛ مانند: روی آورد فقهی، تحلیلی – کلامی، عرفانی، تفسیری – روایی، تاریخی و
میان رشته ای و پرداختن به اهمیت و جایگاه روش شناختی امامت در اندیشه دینی، از
مباحث بخش اول (درآمد روش شناختی بر امامت پژوهی) است. از مهمترین موضوعات بخش دوم
(چیستی و حقیقت امامت) می توان به موارد زیر اشاره کرد: گزارش تاریخی تعاریف امامت،
امامت و واژه های وابسته، تمایز امام از غیر امام، تفاوت شیعه و سنی در تعریف
امامت، مراتب امامت و نسبت بین نبوت و امامت.

کلید واژگان: کلام، امام، امامت، روش شناختی امامت، تعریف امامت، چیستی
امامت، حقیقت امامت، مراتب امامت، ولی، ولایت، نبی، نبوت.

درآمد روش شناختی بر امامت پژوهی

مطالعه در حقیقت و حقانیت امامت، سابقه ای بسیار طولانی در تاریخ اندیشه اسلامی
دارد. آثارگوناگون، بویژه رساله های مستقل درامامت ومسائل فرعی آن، نشانگر اهمیت
مسأله، نزد دانشمندان مسلمان است. علاوه بر شیوه های نگارشی گوناگون در آثار مربوط
به امامت، روشهای متعددی نیز درامامت پژوهی وجود دارد که در شش روی آورد عمده فقهی،
تحلیلی و کلامی، عرفانی، تفسیری و روایی، تاریخی و میان رشته ای، قابل تقسیم بندی
است. در میان روی آوردهای یاد شده، مطالعه درون دینی یا روی آورد تفسیری و روایی،
نقش محوری و مؤثری دارد. امامت برای دانشمندان شیعه، خود نقش روش شناسی در باورهای
دینی دارد و فهم توحید و نبوت، مبتنی بر آن است.

طرح مسأله

مورخان اندیشه اسلامی بر آنند که نزاع بر سر جانشینی پیامبر گرامی اسلام
صلی الله علیه و آله وسلم از نخستین مباحث کلامی است که پس از آن حضرت، نزد امت وی
رواج یافت. مواجهه شیعه با مسأله جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ارائه
نظریه امامت به عنوان استمرار نبوت بود که آن را جزو تعالیم و آموزه های دینی اسلام
می دانستند. به این ترتیب، امامت، نه صرفا به عنوان نظریه سیاسی، بلکه به عنوان
دیدگاه کلامی و یکی از اصول اعتقادی به میان آمد و مخالفتهای فراوانی را نیز
برانگیخت.

موافقان و مخالفان نظریه امامت، به بحث و تحقیق پرداخته، مواضع یکدیگر را نقد
کردند. تاریخ پرماجرای امامت در اندیشه دینی نزد مسلمانان، پربار از پژوهشهای
گرانقدر در ساحت امامت است. این پژوهشها با روی آوردها و روشهای مختلفی ارائه شده
است. تأمل در هر یک از روی آوردها و بهره جستن از آنها در برنامه مطالعات میان
رشته ای، می تواند ابعاد مختلفی از حقیقت امامت را نشان دهد.

پیشینه امامت پژوهی نزد شیعه

دانشمندان شیعه در آثار تفسیری، شرحهای نهج البلاغه، کتابهای تاریخی و رساله های
کلامی و عرفانی خود، به بحث از امامت پرداخته اند. مؤلف معجم ما کتب عن الرسول و
اهل البیت علیهم السلام تعداد ۱۳۰۵۹ اثر درباره امام و امامت از شیعه را فهرست کرده
است.(۱) آقابزرگ تهرانی (۱۲۹۳ ۱۳۸۸ه .ق) کتاب شناس بزرگ شیعی، فهرست
بالغ بر ۱۲۰ تک نگاره (رساله مستقل ومختص) دانشمندان مسلمان درباره امامت را گزارش
کرده است.(۲)

امامت پژوهی، سابقه ای طولانی دارد و شیعیان که به فضل
و قرآن آگاهی، شهره بودند، در مواجهه با انحراف امامت به خلافت، به بحث و نقد و نظر
در مسأله پرداختند. ابن ندیم، فهرست نگار و کتاب شناس معروف، علی بن اسماعیل بن
میثم تمّار را نخستین کسی می داند که در باب امامت، رساله ای نوشت و نام دو
تک نگاره از وی را به نامهای «الامامه» و «الاستحقاق» نیز به میان می آورد. وی
همچنین هشام بن حکم، صحابی و شاگرد معروف امام صادق علیه السلام را نیز از جمله
دانشمندانی می داند که در امامت، رساله های متعددی نگاشت. ابن ندیم، دو رساله
«الامامه» و «امامه المفضول» را از جمله تألیفات هشام بن حکم دانسته
است.(۳)

قبل از گزارش اجمالی از سایر تک نگاره های دانشمندان شیعی در باب امامت، این
نکته لازم به یادآوری است که به موازات تألیفات شیعیان در تبیین حقیقت و حقانیت
امامت، مخالفان آنها نیز در مقام رویه نویسی و نقد نظریه امامت برآمدند. گفته اند
ابوبکر اصم و هشام قوطی از نخستین کسانی بودند که در این مقام به بحث پرداختند. یکی
از معروفترین رویه نویسیها، کتاب تحفه اثنی عشریه است که در روزگاران متأخر و به
زبان فارسی نوشته شد و میرحامد حسین، دایره المعارف کم نظیر خود، عبقات الانوار را
در پاسخ به آن آفرید.(۴)

سابقه تک نگاره نویسی درباره امامت نزد دانشمندان شیعی، به اصحاب ائمه اطهار
علیهم السلام برمی گردد. برای مثال، ابوجعفر احمد بن حسین بن عمر بن یزید الصیقل
کوفی، ثقه از اصحاب امام صادق علیه السلام و امام کاظم علیه السلام و نیز مولی ابی
الصفا خلیل بن احمد بصری (متوفی ۱۶۰ یا ۱۷۰ ه .ق) از اصحاب امام صادق علیه السلام
رساله ای در امامت نوشته اند.

یکی از رساله های مستقل در باب امامت که از قدمت زیادی برخوردار است، به
ابی محمد الحکم بن هشام بن الحکم منسوب است که پدر وی (هشام) در سال ۱۹۹ ه .ق
درگذشته است. دیگر رساله قدیمی در این موضوع، از آنِ شیخ ابوالقاسم سعد بن
عبداللّه بن أبی خلف اشعری قمی (متوفی ۲۹۹ ه .ق) است.

یکی از نکات مهم در تاریخ امامت پژوهی در دوره های اولیه فرهنگ اسلامی، وجود
تک نگاره های متعدد از یک دانشمند است که اهمیت، حیات و پویایی پژوهش در این موضوع
را نشان می دهد. معمولاً وقتی دانشمندی در موضوعی، چند رساله می پردازد، آنها را به
ترتیب قدیم، جدید و اجد می نامد؛ مانند حواشی دوانی و دشتکی بر شرح جدید تجرید
الاعتقاد و خواجه طوسی و رساله های اثبات الواجب آن دو؛ اما کسانی که در امامت،
رساله های متعددی نگاشته اند، برای تمایز رساله ها، به جای تعبیرهایی چون قدیم،
جدید و اجد، از تعابیر کبیر، صغیر و مانند آنها استفاده کرده اند.

برای نمونه، ابراهیم بن محمد بن سعید ثقفی (متوفی ۲۸۳ ه .ق) و سیدشریف ابی محمد
ناصر الحق (متوفی ۳۰۴) الامامه الصغیر و الامامه الکبیر را نگاشته اند. ابوجعفر
محمد بن علی شامغانی، معروف به ابن ابی العزافر (شهید به سال ۳۲۲ ه .ق) نیز
رساله های متعددی درباره امامت نوشته است. دانشمندان بزرگ در تاریخ شیعه، غالبا
تک نگاره هایی درباره امامت دارند که به برخی از اهم آنها اشاره می کنیم:

رساله الامامه و التبصره من الحیره از صدوق اول؛ یعنی شیخ ابی الحسن علی بن حسین
بن موسی بن بابویه قمی (متوفی ۳۲۹ ه .ق)؛ رساله الامامه از شیخ صدوق (متوفی ۳۸۱ ه
.ق)؛ رساله الارشاد فی معرفه حجج اللّه علی العباد از ابی عبداللّه محمد بن محمد
بن النعمان العکبری، معروف به شیخ مفید (۳۳۶ ۴۱۳ ه .ق)؛ رساله دایره المعارف گونه
الشافی فی الامامه و ابطال الحجج العامه از سیدمرتضی علم الهدی (۳۵۵ ۴۳۶ ه .ق) و
تلخیص آن از شیخ طوسی؛ رساله الامامه شیخ قاضی اشرف الدین بریدی آبی از متکلمان
معروف شیعه در سده ششم؛ رساله الامامه خواجه نصیرالدین طوسی؛ رساله الامامه شیخ
زین الدین بیاض نباطی، صاحب کتاب گرانقدر الصراط المستقیم (متوفی ۸۷۷ ه .ق)؛ رساله
الامامه شیخ عبدالنبی بن سعدالدین جزائری (متوفی ۱۰۲۱)؛ رساله شیخ ابن الحسن سلیمان
بن عبداللّه الماحوزی (۱۰۷۰ ۱۱۲۱ ه .ق) و دهها رساله دیگر از متأخران.

یکی از نکات قابل تأمل در تاریخ امامت پژوهی، وجود تک نگاره ها در تحلیل مسائل
فرعی مربوط به امامت است. متکلمان شیعه، نه تنها در امامت، بلکه در مباحث و مسائل
فرعی آن نیز به تألیف رساله های مستقل پرداخته اند و این، اهمیت و بالندگی چنین
پژوهشهایی را در تاریخ تفکر اسلامی نشان می دهد.

تأمل در این که چنین تک نگاره هایی، در چه سده هایی و در چه مسائلی رواج یافته
است، در فهم تطور اندیشه دینی در فرهنگ اسلامی، مؤثر است. در این جا تنها به ذکر
چند رساله مهم بسنده می کنیم: رساله عصمت از سیدمرتضی(۵)، رساله فرق بین
نبی و امام از شیخ مفید(۶) و رساله مسأله ضرورت وجود امام در هر زمان از
شهید محراب، مرحوم قاضی طباطبایی رحمه الله (۷) نمونه هایی از چنین
تک نگاره هاست.

از دیگر نکات قابل تأمل در تاریخ رساله نویسی در امامت، تنوع سبکها و
جهت گیریهای کتابهاست که اگر به نحو تاریخی، به دقت، توصیف و تبیین گردد، تطور و
بالندگی اندیشه شیعی را نشان می دهد که خود محتاج بررسی و پژوهش مستقلی است؛ گاهی
کتاب آموزشی و متن درسی نوشته اند که کاملاً جهت گیری تعلیمی دارد، و گاهی به شرح و
بسط آن متنها پرداخته اند و به شرح، حاشیه و تعلیقه نویسی روی آورده اند. برای
نمونه، می توان از رساله قاضی زاده کرهرودی نام برد که از مفصلترین این گونه آثار
است. عده ای به آفرینش متون در جامه نظم، بویژه در قالب ارجوزه روی آوردند؛ مانند
ارجوزه المنهج القویم فی تسلیم التقدیم ابن داوود حلّی(۸) (۶۴۷ ۷۰۷ ه
.ق) معاصر علامه حلی. این ارجوزه، در اثبات برتری و شایستگی امیرمؤمنان علیه السلام
برای امر امامت و خلافت است که در واقع، به امامت خاصه تعلق دارد.

نگارش نقد، پاسخ به رویه و نقد نقد نیز در تاریخ امامت پژوهی، ماجرای مفصّل
وقابل تأملی دارد. گاهی نیز کتابهایی در اسلوب گفتمان و یا مناظره تألیف شده است که
نمونه آن، شبهای پیشاور(۹) است.

روی آوردهای متنوع در امامت پژوهی

دانشمندان مسلمان، در بحث از مسأله امامت، روی آوردهای متعددی دارند. یکی از
اختلافهای اهل سنت و شیعه در مسأله امامت، به همین امر بر می گردد. دانشمندان اهل
سنت، در بحث از امامت، روی آورد فقهی را اخذ کرده اند، در حالی که از نظر شیعه، اخذ
این روی آورد، تفسیری ناقص و تحویلی انگارانه (مبتنی بر مغالطه کنه و وجه) از امامت
به دست می دهد. به اختصار، اهم روی آوردهای دانشمندان مسلمان در تحلیل امامت را
گزارش می کنیم:

۱. روی آورد فقهی

دانشمندان اهل سنت، مسأله امامت را صرفا به عنوان نظریه ای سیاسی انگاشته اند و
آن را به عنوان یکی از مباحث فروع و متعلق به دانش فقه تلقی کرده اند. آنها بر اساس
چنین تلقی ای، اگر چه به تبع دانشمندان شیعه، در مباحث کلامی به بحث از امامت
می پردازند، و لکن روی آورد فقهی اخذ کرده و انتخاب امام را به عنوان واجب شرعی و
پذیرش آن را به عنوان واجب کفایی، مورد تحلیل و پژوهش قرار
می دهند.(۱۰)

۲. روی آورد تحلیلی کلامی

متکلمان شیعه بر اساس این دیدگاه که نظریه امامت، از ارکان آموزه های دینی است،
بحث از آن را در آثار کلامی طرح می کنند. روش متکلمان شیعه در بحث از امامت عامه،
روش تحلیلی و منطقی است. آنها با ابزارهای منطقی، به تحلیل شرایط استمرار نبوت و
چگونگی عدم نفی غرض از نبوت پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام
صلی الله علیه و آله وسلم می پردازند و ضرورت عقلی نصب امام به وسیله خداوند و
شرایط امام؛ همچون عصمت و سایر مباحث مربوط به آن را طرح می کنند.

روش متکلمان در این روی آورد، پای بندی به اصل «نحن ابناءالدلیل، نمیل حیث یمیل»
و البته مراد از استدلال (justification) در این روی آورد، انحصارا استدلال برهانی
نیست، بلکه مفهوم اعمی است که آنتونی کنی به صورت روشن، آن را در کتاب ایمان چیست
ترسیم کرده است.(۱۱)

متکلمان، هم در مقام اثبات و تبیین و هم در مقام
دفاع و نقد، روشهای متنوعی دارند. آنها بر خلاف فیلسوفان که تک روشی
«monomethodic»اند و «نحن ابناء الدلیل» را به معنای «نحن ابناء البرهان» تلقی
می کنند، از تعدد روش در استدلال «polymethodic» برخوردار هستند. به همین دلیل است
که در بسیاری از مباحث امامت خاصه، بر خلاف امامت عامه، به جای شیوه های تحلیلی
برهانی، از روشهای نقلی و درون دینی بهره می جویند.(۱۲)

خواجه نصیرالدین طوسی، متکلم مؤثر شیعی که او را مؤسّس کلام فلسفی شیعه
نامیده اند، در رساله الامامه سعی کرده است تا بیش و کم، شبیه روش وی در قواعد
العقاید، ساختار منطقی به مباحث امامت دهد و آنها را با شیوه ای تحلیلی منطقی،
مورد پژوهش قرار دهد. وی بر اساس تقسیم بندی منطقی پرسشها و مطالب، تمام مباحث
امامت را در پنج مسأله: «ما»، «هل»، «لم»، «کیف» و «مَن» نظام بخشیده است.

۳. روی آورد عرفانی

انسان کامل، در عرفان نظری و عرفان عملی، جایگاه معرفتی بسیار مهمی
دارد(۱۳) و نظریه انسان کامل، نزد عرفا با ولایت و امامت، ارتباط وثیق و
همبستگی دقیقی دارد. در واقع، روی آورد عرفانی به مسأله امامت، تحلیل ضرورت وجود
ولی و امام را به عنوان انسان کامل و نقش او را در سلوک الی الحق، مورد بحث قرار
می دهد. به تعبیر استاد مطهری، عالیترین مرتبه امامت، آن است که به انسان کامل
مربوط می شود و عرفا به آن نظر دارند.(۱۴)

بنابراین، امامت در
روی آورد عرفانی، تصویر خاصی می یابد. این تصویر در عرض تصویرهای مأخوذ از سایر
روی آوردها نیست و مانع جمع با دیگر تفاسیر از امامت البته به جز تفسیر فقهی اهل
سنت نمی باشد، بلکه همان گونه که ملاصدرا تحلیل کرده(۱۵) و استاد
مطهری، مورد تأکید قرار داده است، تصویر عرفانی، ابعاد ژرفتری از حقیقت امامت را
نشان می دهد و آنچه با چنین روی آوردی به دست می آید، از نگرش اصیل شیعی بیرون
نیست.

تک نگاره پرارج سیدحیدر آملی، عارف شیعی معروف در قرن ششم؛ یعنی رساله الأمانه
فی بیان الإمامه و تحقیقها، نمونه بارزی از رهیافت عرفانی به مباحث امامت است.

این نکته نیز نباید مورد غفلت واقع شود که رهیافت عرفانی به مباحث امامت، منحصر
به امامت عامه نیست، بلکه عرفا، بویژه در عرفان عملی، در خصوص امامت خاصه و مخصوصا
امام نخست، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نیز تأملات فراوان داشته اند. مولانا
جلال الدین محمد بلخی، معروف به مولوی، نمونه ای از این حقیقت است. وی امام علی
علیه السلام را خسرو دین می داند که ناظر به تصویری شیعی از امامت
است.(۱۶)

چون که ایشان خسرو دین بوده اند
وقت شادی شد، چو بگسستند
بند

(۶:۷۹۸)

مولوی، راز هستی را از علی مرتضی می جوید که به تصویری ژرف از توقع ما از امامان
اشاره دارد و او را حسن القضای پس از سوءالقضا نمی خواند که به رغم برخورداری از
اندیشه اشعری، بر شایستگی انحصاری امیرمؤمنان علیه السلام بر ولایت اشاره ای صریح
می کند.

راز بگشا ای علی مرتضی
ای پس از سوءالقضا، حسن القضا

(۱:۳۷۵۷)

در ادامه همین ابیات، بر عصمت و ایمنی بخشی امام علی علیه السلام از خطای در فکر
و سخن اشاره های لطیفی دارد.

۴. روی آورد تفسیری و روایی

یکی از مهمترین روی آوردها در امامت پژوهی، روی آورد درون دینی است که با مراجعه
به نصوص دینی، آیات وحی منزل و سنّت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و
ائمه اطهار علیهم السلام می کوشد تا حقیقت و حقّانیّت امامت را بیان کند.

جستار در آیات و روایات برای تبیین امامت، سابقه بسیار طولانی در ادبیات تفسیری
و روایی دارد. مفسّران و محدّثان، آثار گرانبهایی در تحلیل مسائل امامت آفریده اند.
کتاب شریف الغدیر علامه امینی، در این میان، برنامه پژوهشی بی سابقه ای را به میان
آورده است. مهمترین برنامه پژوهشی در این روی آورد، از آن میرحامد
حسین(۱۷) (۱۲۴۶ ه .ق) است؛ دایره المعارفی عمیق و پر درر عبقات به زبان
فارسی و در ردّ تحفه اثنی عشریه نوشته شده است. بخش اول آن به بحث از حقیقت و
حقّانیت امامت در قرآن و با روی آورد کاملاً درون دینی می پردازد و بخش دوم آن به
تحلیل امامت در اخبار و احادیث، اختصاص می یابد. این بخش، متضمن پژوهشی سترگ در
حدیث شناسی است که به تحلیل احادیث غدیر(۱۸)، منزلت، ولایت، طیر (طیر
مشوی)، مدینه العلم، اشباه، مناصبت، نور، علی مع الحق، ثقلین و… پرداخته است. از
این کتاب پرارج، خلاصه ای نیز به نام نفحات الازهار فی خلاصه عبقات الانوار تدوین و
منتشر شده است.(۱۹)

۵ . روی آورد تاریخی

رهیافت تاریخی در امامت پژوهی، غالبا به امامت خاصه متعلق است. مورخان فرهنگ و
تمدن اسلامی، مسأله امامت را نخستین مسأله سرنوشت ساز در تاریخ اسلام می دانند و بر
اساس این نگرش، سعی دارند با ابزارها و روشهای رایج در دانش تاریخ، به تحلیل آن
بپردازند. مسأله اساسی دانشمندانی که با روی آورد تاریخی به تحلیل امامت
پرداخته اند، این است که آیا پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم برای پس
از رحلت خود، شخص معینی را برای تصدی امر امامت معین فرموده اند یا نه. و شیوه
آنها، نه تحلیل کلامی است که منطقا به دلیل اهمیت امر امامت در استمرار نبوت، پاسخ
مثبت به سؤال، اجتناب ناپذیر است و نه تحلیل درون دینی است که به نقد و تحلیل
روایات می پردازند، بلکه شیوه آنها، مراجعه به اسناد و دلایل تاریخی است که از صدر
اسلام به جای مانده است. پرداختن به ماجرای مواجهه امت با مسأله خلافت پس از رحلت
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و نقد و تحلیل این ماجرا، یکی از
عمده ترین مباحث روی آورد تاریخی است.(۲۰)

مورخان در این رهیافت،
آثار متعددی پرداخته اند و نمونه ای از آن، کتاب السقیفه و الخلافه استاد عبدالفتاح
عبدالمقصود (۱۲۹۱۱۳۷۲ ه .ق) است.(۲۱)

۶ . روی آورد میان رشته ای

مطالعه میان رشته ای، مولود بصیرت دانشمندان به آفات حصر توجه به روی آورد خاص و
غفلت از سایر روی آوردهاست؛ غفلتی که موجب خطای کنه و وجه (در تعبیر منطق دانان
مسلمان) وخطای تحویلی نگری (در تعبیر دانشمندان مغرب زمین) می شود.

برای مثال، حصر توجه به روی آورد تاریخی و بی توجهی به روی آوردهای دیگر، تنها
بُعدی از حقیقت امامت را نشان می دهد و محقق را به خطاهایی می اندازد. نمونه بارز
حصرگرایی روش شناختی، متکلمانند که در غالب مسائل اعتقادی، به تحلیلهای کلامی حصر
توجه دارند و از روی آورد اصیل و غنی تفسیری، غفلت می ورزند. قاعده «اهل البیت ادری
ما فی البیت» در اندیشه های اعتقادی و دینی نیز جاری است. حقیقت توحید، حقیقت عصمت
و دامنه آن و دیگر مسائل اعتقادی را باید از وحی و سنّت؛ یعنی معارف اهل بیت فرا
گرفت.

در روی آورد میان رشته ای، سعی می شود حقیقت امامت با نگرش تفسیری، روایی،
کلامی، تاریخی و عرفانی شناخته شود و این به معنای جمع جبری و التقاط و درآمیختن
دیدگاهها نیست.(۲۲)

اهمیت روش شناختی امامت در اندیشه دینی

یکی از مباحث مهمی که متکلمان شیعه بر آن تأکید فراوان دارند، نقش و اهمیت
روش شناختی نظریه امامت در معرفت دینی است. این مسأله، در اساس، به بحث از ضرورت
شناخت امام برمی گردد؛ مسأله ای که یکی از محوری ترین مباحث در روی آورد تفسیری و
روایی است و در احادیث، مورد توجه فراوان قرار گرفته است، زندگی بدون شناخت امام،
زندگی جاهلانه است و از حیات طیبه اسلام، برخوردار نیست: «من مات و لم یعرف امام
زمانه مات میته جاهلیه.»(۲۳)

در بحث از ضرورت شناخت امام، دو رهیافت
وجود دارد: رهیافت نخست آن که تبعیت از امام و برخورداری از هدایت امام، منوط به
شناخت اوست و رهیافت دوم، چیزی است که آن را نقش و اهمیت روش شناختی امامت در معرفت
دینی می نامیم.

شیخ مفید، فهم عمیق و راستین از توحید را منوط به امامت دانسته است. خلاصه
دیدگاه وی این است که شناخت «من وجهٍ» در توحید، با جهل فاصله ای ندارد و شناخت
کامل برای بشر و به روشهای بشری، قابل حصول نیست و تنها طریق شناخت کامل، شناخت از
طریق امامت است.(۲۴)

شیخ طوسی نیز در دیباچه ای که بر تلخیص الشافی
(شافی از سید مرتضی علم الهدی) نوشته است، بر این نکته تأکید کرده است.

شناخت امامت، اشتغال به پژوهش درباره اموری است که اگر مکلّف در این امور اهمال
بورزد، در واقع، خداشناسی او مختل می شود؛ زیرا اگر در آن امور اخلالی ایجاد شود،
در واقع، خداشناسی وی عاری از شبهه و خلل نخواهد بود و این امر که اخلال در آن،
مستلزم اخلال در خداشناسی است، امامت می باشد. سرّ این که اخلال در امام شناسی،
مستلزم اخلال در خداشناسی است، دو امر می باشد:

اولاً، امامت، لطف در تکالیف عقلی است و اگر تفصیلاً شناخته نشود، هرچند که
اجمالاً لطف بودن آن شناخته گردد، ممکن است فرد در عدل الهی شک کند و به تدریج، سر
از کفر درآورد.

ثانیا، در شریعت، افعالی وجود دارد که تا روز رستاخیز، الطاف شرعی برای مکلفان
است و اگر به یقین معلوم نباشد که فراتر از این افعال، حافظی وجود دارد که از شریعت
نگهداری می کند، مکلّف، از این که همیشه بهره مند از تکالیف شرعی باشد، مطمئن
نخواهد بود و این نیز وی را به تردید و کفر می رساند.(۲۵)

بنابراین،
امامت، شاخص فهم راستین عقاید دینی است و تمایز بین فهم درست از قرائتهای نادرست از
اصول عقاید دینی، به وسیله امامت حاصل می شود.

امامت در تفسیر اهل سنت، چنین تصویر نمی شود، اما در نگرش شیعی، امامت، استمرار
نبوت و هادی و مهتدی است.

مؤلف زادالمسافر (تک نگاره ای در معرفت امام) بیان قابل توجهی در این باره
دارد:

بدان که معرفت امام علیه السلام اصل ایمان و دروازه اسلام است و بلکه معرفت
اللّه و [شناخت] اسماء اللّه و معرفت رسول اللّه و [فهم] معنی صفات و اسماء
الهی، بدون معرفت امام، حاصل نمی شود. محبّت، فرع معرفت است و هر کس، به قدر معرفت
خود محبّت پیدا می کند و جمیع اعمال و عبادات، بدون محبت و معرفت، لغو و هباء
منثورا است.(۲۶)

مراد از این که هر کس به قدر معرفت خود، محبت پیدا
می کند، نزد این دانشمندان به معنای کثرت گرایانه نیست، بلکه همان گونه که شیخ مفید
تأکید دارد، ذومراتب بودن معرفت و محبت، در نهایت به معرفت ناقص ومعرفت کامل
برمی گردد که معرفت ناقص در حکم جهل و عدم شناخت است. به همین دلیل، مؤلف زاد
المسافر گوید: «مراد آن است که معرفت خدای سبحان و معرفت رسول، بدون معرفت علی
علیه السلام حاصل نمی شود.»(۲۷)

چیستی و حقیقت امامت

سخن از حقانیت امامت و ادله ضرورت آن، از چند جهت، مسبوق به تصور روشن و کامل از
آن است. اولاً، مقام تصور، منطقا مقدم بر مقام تصدیق است و اقامه ادله در مقام نفی
و اثبات، مسبوق بر تحریر محل نزاع و طرح مسأله است. ثانیا، برگرفتن هر دلیلی در
مقام اثبات مدعا، مشروط به سنخیت دلیل و مدعاست. اگر دلایل مدعا با تصوری که از آن
داریم، منطبق نباشد، استدلال را منطقا «اخذ ما لیس بعله عله» (دلیل پنداری امری که
دلیل نیست) می خوانند.

فراتر از آنچه بیان شد، یکی از مهمترین مواضع خلاف بین شیعه و اهل سنت در مسأله
امامت که سایر مواضع خلاف، به نحوی به آن برمی گردد، تصوری است که آنها از امامت
ارائه می کنند. منشأ بسیاری از اختلاف نظرها در باب امامت، در واقع به اختلاف در
مقام تصور برمی گردد. این که بحث از امامت، به اصول مربوط است یا به فروع امامت،
مسأله ای فقهی است یا کلامی؟ نصب امام، واجب است یا نه؟ وجوب نصب امام، بر خداوند
است یا مکلفان؟ و اوصاف و شرایط امامت، کدام است؟ همه بر تصور ما از امامت استوار
است.

عده ای از دانشمندان در مواجهه با تعریف، به طور کلی، راه افراط گرایانه
پیموده اند و در تعریف، چنان دچار مداقّه ها و نازک بینی ها و مناقشات منطقی
شده اند که فراتر از تعریف نرفته اند و گروهی دیگر، به تفریط رفته اند و در برابر
مناقشات بی حاصل گروه نخست، دست از تعریف شسته و نسبت به هرگونه تعریف، بی اعتنا
شده اند. طریق اعتدال، آن است که قبل از چون و چرا و نقد و استدلال، از تعریف و
تصور امر مورد نزاع سؤال کنیم و سعی نماییم به تصوری روشن و واضح از مدعا دست
یابیم.

بر مبنای آنچه بیان شد، هم ضرورت تعریف امامت روشن می شود و هم جایگاه و ارزش
بحث از تعریف معلوم می گردد. روش ما در تعریف امامت، این است که ابتدا به اختصار،
توضیح شرح اللفظی واژه امامت و دیگر واژه های مربوط به آن؛ چون «ولایت» می آید و
سپس به تعریف حقیقی امامت می پردازیم و به تفاوت دیدگاه شیعی و اهل سنت در حقیقت
امامت، اشاره می کنیم. مراتب سه گانه امامت، هویت آن را بیشتر نشان می دهد و بیان
نسبت بین نبوت و امامت نیز تصویر شیعی از امامت را روشنتر بیان می کند.

اهمیت بحث از تعریف امامت

سؤال از چیستی، مقدم بر دیگر سؤالهاست؛ چرا که با این سؤال، ابتدا تصور روشنی از
موضوع می یابیم، آنگاه از وجود، احکام و خواصش بحث می کنیم. اما ابهامهای گوناگونی
وجود دارد که موجب می شود نسبت به ضرورت طرح بحث از تعریف امامت، تردید داشته باشیم
که به برخی از این ابهامها اشاره نموده، پاسخ می دهیم.

۱. ممکن است پرسیده شود که اگر پرداختن به تعریف امامت، تا این حد، ضرورت و
اهمیّت دارد، چرا خواجه نصیر طوسی در تجرید الاعتقاد و دیگران به آن
پرداخته اند؟

در پاسخ گوییم: آثار متکلمان، دو گونه است: آثار تحقیقی و مفصّل و آثار مختصر و
موجز. خواجه در مسأله امامت، تک نگاه ای مفصّل و تحقیقی دارد که در آن، پرداختن به
چیستی و تعریف امامت را نخستین مسأله امامت دانسته است که دیگر مباحث، بر آن استوار
است. وی در برخی از آثار مختصر خود نیز به تعریف امامت پرداخته است؛ از جمله، در
فصول نصیریه و قواعد العقائد. نبود تعریف امامت در تجرید الاعتقاد، ایجاز و اختصار
بیش از حد آن است که طرح برخی از مباحث را بر عهده کسانی می گذارد که به شرح، تدریس
و بحث از آن می پردازند. به همین دلیل، برخی از شارحان وی؛ همچون اسفراینی (متوفی
749) در تعزیر الاعتماد(۲۸) و قوشچی در شرح تجرید این نقصان را برطرف
کرده اند.

البته این واقعیتی تاریخی است که متکلمان، به تدریج، به اهمیّت تعریف
امامت نسبت به سایر مباحث آن، وقوف بیشتری یافته اند، و لکن این نکته نیز از
واقعیّات انکارناپذیر تاریخ علم کلام است که کمتر متکلم صاحب نظری را می توان یافت
که تعریف مدوّنی از امامت ارائه نکرده باشد. فهرست مهمترین تعاریف متکلمان اهل
تشیّع و تسنّن را در همین فصل خواهیم آورد.

۲. ممکن است تصوّر شود که پرداختن به تعریف، در واقع، اشتغال به نزاع لفظی است.
تعاریف، الفاظ اعتباری است و هر کس مجاز است به تعریفی اکتفا کند. شأن محقق و
متعلّم علوم حکمی، اقتضا می کند که از پرداختن به منازعات لفظی و امور اعتباری
بی فایده و یا کم بهره، دوری کند.

در پاسخ باید گفت که در این تصور، دو خطای عمده وجود دارد: خطای نخست، تصور
نادرست از اصل اعتباری بودن تعریف است که به آن خواهیم پرداخت و خطای دوم، خلط شرح
اللفظ و شرح الاسم و تعریف حقیقی است. آنچه نزاع لفظی است، شرح اللفظ است که به علم
لغت و سماتیک مربوط است و جزو مطالب (پرسشهای علمی) ششگانه (مای شارحه و مای حقیقی،
هل بسیطه و هل مرکبه، لم ثبوت و لم اثبات) نیست البته پرداختن به شرح اللفظ نیز همه
جا بی فایده نیست، بلکه در مواضعی که ایهام در لفظ و اشتراک در اسم، موجب خطا
می شود، پرداختن به شرح اللفظ، واجب است؛ زیرا:

اشتراک لفظ دائم رهزن است
اشتراک گبر و مؤمن در تن است

خلط شرح اللفظ و شرح الاسم از همین اشتراک لفظ ناشی شده است. شرح الاسم، تحلیل
مفهومی است که تفاوت آن با تعریف حقیقی، به اعتبار است.(۲۹) کسانی که با
تاریخ علم اصول و یا با فلسفه تحلیلی آشنایی داشته باشند، به اهمیّت تحلیل مفهومی
در حل منازعات متعلق به تصدیق، وقوف دارند.

۳. ممکن است گفته شود که تعریف، امری اعتباری است و هر کسی تعریفی از یک امر
ارائه می کند و هیچ تعریفی مستند به برهان و دلیل نیست؛ زیرا «الحد لایکتسب
بالبرهان»(۳۰) و لذا روش معینی برای نقد تعاریف و برگزیدن تعریف کامل و
درست، در دست نیست. بنابراین، پرداختن به بحث از تعریف، در شأن طالب علم حقیقی
نیست.

در پاسخ باید گفت که اعتباری بودن تعریف، خود محتاج تعریفی روشن است در این که
«الحد لایکتسب بالبرهان و لا بالاستقراء و لا بالتمثیل»، شکی نیست، امّا اعتباری
بودن تعریف، به معنای تعدّدپذیری تعریف است که مختص تعریفهای غیر تام است که نه به
معنای نقدناپذیری تعریف و نه مستلزم چنین مدعایی است.

امور ماهوی، تنها به یک حدّ تام، قابل تعریف است و نه بیشتر، لکن در تعاریف غیر
حدّ تام، می توان با استفاده از عناصر مختلف تعریفی؛ اعم از اجزای ماهوی و
مؤلفه های مفهومی و یا خواص و آثار ویژه تعریف را ارائه کرد. در این موارد، انتخاب
یک تعریف و فرونهادن تعریف دیگر، بستگی به موضع نگرش فرد و اطلاعات پیشین او دارد،
و لکن هر تعریفی که به هر دلیل انتخاب شود، نقدپذیر است.

قواعد یاد شده در خصوص اکتساب حدّ، تنها بیانگر این است که شیوه اکتساب و روش
نقد تعریف، غیر از شیوه اکتساب و روش نقد تصدیق و ادلّه آن است. منطق دانان در منطق
تعریف، ضوابط و قواعد معینی را ارائه کرده اند که بر اساس آنها می توان تعریف را
نقد کرد. آنان شرایط اعتبار تعریف را ارائه کرده اند. این شرایط، عمدتا به دو نکته
اصلی برمی گردد: نخست، شرایط مربوط به خود مفهوم، فی نفسه و دوم، شرایط مربوط به
صدق مفهوم بر مصادیق. از حیث اوّل، روشن بودن، شرط تعریف است و از حیث دوم، انطباق
جامع و مانع؛ یعنی این مفهوم، فراگیر همه مصادیق باشد و مصداق مبانی را نیز شامل
نگردد.

حکیم سبزواری در مصراع نخست بیت زیر، هر دو شرط را بیان کرده است.

مساویا صدقا، یکون اوضحا
الاتری سمّی قولاً شارحا

قول شارح (تعریف) باید به لحاظ انطباق و صدق، مساوی باشد (نه مباین و نه اخص)
والاّ یا جامع نخواهد بود و یا مانع، به لحاظ مفهوم نیز باید روشن و واضح باشد.
بنابراین، تعریف شی ء به خود، یا تعریف شی ء به اخصّ از خود، یا تعریف به امری مبهم
و… با وضوح تعریف، ناسازگار است.

این شرایط عمده، کم و بیش، نزد همه دانشمندان، مورد قبول است. دکارت نیز که
سرآغاز فلسفه جدید انگاشته می شود، بر دو ملاک وضوح و تمایز، تأکید
می کند(۳۱) که مراد از تمایز، تفکیک این مفهوم از اغیار است و مقصود از
وضوح نیز دلالت روشن بر همه هویت شی ء است.

یکی از مشکلات روش شناختی در تعریف امامت، این است که تعریف امامت، به لحاظ
منطقی، تعریف پیشینی است یا پسین؟ آیا ابتدا با ملاکهای قبلی مأخوذ از عقل و یا
مستنبط از وحی به تعریفی دست می یابیم و آنگاه به مقام تعیین مصداق می پردازیم، به
نحوی که اِسناد معرِّف بر معرَّف به نحو قضایای حقیقیه صادق است؛ حتی اگر مصداق
خارجی برای مفهوم، وجود نداشته باشد؟ و یا این که روش اخذ تعریف، معکوس است؟ یعنی
در واقع، تعریف، ناظر بر مصادیق اخذ شده است. ابتدا مصادیق را بررسی کرده و وجه
جامعی برای آنها اعتبارسازی نموده ایم، به گونه ای که اِسناد معرِّف به معرَّف،
صرفا به نحو قضایای خارجیه صادق است.

وقتی می گوییم: «الحدّ بالماهیّه و للماهیه»، مراد، قسم نخست است، لکن تعریف
رسمی، غالبا از قسم دوم است.

روش نقد هر دو قسم، متفاوت است. متکلمان شیعه و اهل سنّت درست بر خلاف روش
یکدیگر به تعریف امامت رسیده اند؛ اگرچه در ظاهر، الفاظ تعاریف آنها، بیش و کم شبیه
یکدیگر است.

اهل سنّت در مقام خارج با کسانی مواجه بوده اند که به هر دلیل، حکومت بر امت
مسلمان داشته اند و حکومت خود را مستند به حکومت نبوی می کردند؛ حتّی اگر آنها از
قهر و غلبه و بدون بیعت، چنین حاکمیتی را به دست آورده باشند.(۳۲) آنگاه
در مقام ارائه مفهوم جامعی بودند که بر چنین مصادیقی، صدق کند و بنابراین، امامت را
تعریف می کنند و به همین دلیل، به رغم وضوح و تمایز مفهومی، در انطباق مفهوم بر
مصادیق، دچار تناقض می شوند.(۳۳)

در حالی که متکلمان شیعه، همان گونه
که وجوب نصب امام را عقلی می دانند، به نحو پیشینی و با استناد به ملاکهای عقلی،
تعریف امامت را ارائه کرده اند و بر آن بوده اند که باید مصداق کامل این مفهوم را
یافت. اگرچه از برهان، حاصل نمی شود، لکن بر اساس قاعده «الحدّ و البرهان قد
یشترکان»، حد و برهان می تواند اجزای مشترک داشته باشد. متکلمان شیعی بر آن هستند
که بر اساس ادله عقلی، در تداوم نبوت، نصب امام، واجب است، حد اوسط این استدلال،
مؤلفه فهم تعریف امام است که به نحو پیشین حاصل می آید.

گزارش تاریخی تعاریف امامت

نقد و تحلیل تصویرهای گوناگونِ امامت و گزینش تصویر روشن و متمایز، مسبوق به
آشنایی متکلمان، نسبت به امامت است. وقوف به سیر تاریخی و تطور تعریف امامت نزد
متکلمان، تفاوت و تشابه بین دیدگاههای مختلف در احکام امامت را روشن می سازد به
همین دلیل، گزارش تاریخی از اهم تعاریف ارائه شده از امامت را با ترتیب تاریخی
ارائه می کنیم که در سراسر این فصل، به این گزارش تاریخی ارجاع و اسناد خواهد شد.
لذا برای سهولت مراجعه و دقّت توأم با اختصار در گزارش، آن را به صورت جدول ارائه
می کنیم.

در گزارش تعریفهای امامت، به این نکته توجه شده است که هرگونه خبری در خصوص
امامت، هرچند در ظاهر، ساختار نحوی قول شارح را داشته باشد، لزوما تعریف نیست، بلکه
ممکن است مقصود گوینده، صرفا بیان حکمی درباره آن باشد مواردی به عنوان تعریف
انتخاب شده است که گوینده آن، در مقام بیان تعریف بوده باشد. برای مثال، تعاریف
بیان شده در منابع اصطلاح شناسی و هرآنچه به عنوان تعریف، مورد بحث قرار گرفته است،
در این گزارش آمده است.

شرح اللفظ امامت و واژه های وابسته

در این بخش، به بیان معنای لغوی واژه امام و امامت و واژه های وابسته به آن که
توجه به آنها در فهم مفهوم امامت روشنگر است، می پردازیم.

امامت و امام

واژه امام از ریشه «ام م» مهموز الفاء و مضاعف است و در لغت، به معانی زیر آمده
است:

الف) آنچه مورد اقتدا و تبعیّت قرار گیرد؛ طریحی گوید: امام به کسر الف، بر وزن
فعال به معنای کسی است که مورد پیروی است: مؤلف معانی الاخبار نیز در توضیح وجه
تسمیه امام گوید: امام را امام نامیدند، به دلیل این که او پیشرو و مردم،
پیرواند.(۳۴)

ب) مقدّم(۳۵)

ج) قیّم و سرپرست

د) طریق و راه(۳۶)

ه ) ناحیه(۳۷)

در خصوص سه معنای نخست (الف، ب و ج) که بی ارتباط با هم نیستند، گفته شده
است که مفاد لغوی واژه، مطلق است و شامل هر فردی می شود که نسبت به عده ای، مقدم،
مقتدا و سرپرست است؛ چه او مستحق چنین تقدم و رهبری ای باشد یا نه.(۳۸)

ابن منظور در لسان العرب معتقد است که أَمام (جلو و مقدم) با اِمام (پیشوا)
هم ریشه است هر دو از ریشه «أمَّ یؤمّ» به معنای قصد کردن و پیشی گرفتن
است.(۳۹)

واژه امام در قرآن در غالب معانی لغوی آن به کار رفته است. تفلیسی در وجوه
القران، بر آن است که «امام» در قرآن بر پنج وجه و معنی به کار رفته است:

وجه نخستین امام به معنای پیش رو است؛ چنان که خدای متعال در سوره بقره آیه ۱۲۴
فرموده است «انی جاعلک للناس اماما» و نیز در سوره فرقان، آیه ۷۴ فرموده است: و
جعلنا للمتقین اماما؛ یعنی قائدا فی الخیر.

وجه دوم به معنای «نامه» است؛ چنان که در سوره بنی اسرائیل، آیه ۷۱ فرموده است:
«یوم ندعوا کل اناسٍ بامامهم»؛ یعنی بکتابهم الذی عملوا فی الدنیا.

وجه سوم به معنای «لوح محفوظ» است؛ چنان که در سوره یس، آیه ۱۲ فرموده است: «کل
شی ء احصیناه فی امام مبین»؛ یعنی فی اللوح المحفوظ.

وجه چهارم به معنای «توریه» است چنان که در سوره هود، آیه ۱۷ فرموده است: «و من
قبله کتاب موسی اماما»؛ یعنی التوریه، و در سوره احقاف، آیه ۱۳ فرم

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.