خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غریزه جنسی و ازدواج
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غریزه جنسی و ازدواج قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حرص
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حرص قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
57دقیقه
20ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کلیات

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 41

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل کلیات؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کلیات، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل کلیات با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل کلیات آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل کلیات به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل کلیات ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل کلیات، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل کلیات را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کلیات :

۱.نفس و ابعاد بنیادین آن

پیش درآمد

روح انسان، هر چند موجودی واحد و بسیط است، شؤون و ابعادی گوناگون و مرتبط با یکدیگر دارد.روابط مختلف ابعاد نفس با یکدیگر زمینه طرح مسایلی را در اخلاق فراهم می سازد که در این فصل فایل پاورپوینت کامل کلیات آن بیان می شود.از این جا دانسته می شود عنوان «رابطه انسان با خود» در حقیقت ناظر به رابطه ابعاد نفس انسان با یکدیگر است.

روانشناسان درباره ویژگی های ذاتی و جنبه های غریزی و ابعاد فکری نفس، بسیار سخن گفته اند؛ اما از آن جا که در هیچ مکتب روانشناسی انگیزه های ذاتی و امور غریزی نفس به طور کامل و جامع نظریه پردازی نشده است، در این فصل طرحی بر اساس مشاهدات درونی و تجارب باطنی سامان داده شده که فقط می تواند راهنمایی برای تنظیم و دسته بندی مباحث این فصل باشد .البته برای اثبات این که چنین انگیزه هایی در انسان وجود دارد، می توان شواهدی از آیات قرآن نیز به دست آورد؛ هر چند الگو و مدل این طرح را نمی توان به قرآن نسبت داد.شاید همین اندازه در ارائه این بحث به عنوان تبیینی برای ساختار اخلاقی اسلام کافی باشد.

در این طرح ابتدا ساختمان نفس بررسی می شود، تا ابعاد آن معلوم گردد؛ ابعادی که می تواند به عنوان چهره ها و شؤون خود نفس تلقی شوند.سپس به انگیزه هایی که از ابعادگوناگون نفس پدید می آیند و به منزله ثمره های پیوند این ابعاد با یکدیگرند، اشاره می شود.

نفس، هرمی سه بعدی

از باب تشبیه معقول به محسوس، نفس دارای سه بعد و همانند هرمی با سه سطح جانبی است. (۱)

در رأس این هرم، وحدت مقام نفس است که با یک نگاه، همه سطوح مفصل و متعدد به اجمال در آن نقطه متحد می شوند، یا به وحدت می رسند از آن نقطه واحد، با همان مقام وحدتی که دارد، شؤون مختلفی پدید می آید، یا ظاهر و متجلی می شود.در حقیقت، همه آن چهره ها در حاق وجود نفس و ژرفای آن یکی هستند، یا یک چیزند.سه سطح جانبی این هرم شؤون و ابعاد سه گانه نفس را به تصویر می کشد.این ابعاد عبارتند از:

۱.آگاهی؛ علم و آگاهی از ابعاد روشن نفس است.در ذات نفس، با آن که یک حقیقت واحد است، علم نهفته است و علم، عین وجود نفس می باشد.سراسر نفس ما علم به خود است و وجود نفس، وجودی علمی است.

۲.قدرت؛ هر یک از ما در وجود خود توانایی هایی را می یابیم.توانایی یعنی آنچه مبدأ فعالیت ما می شود؛ اعم از فعالیت های جسمانی و آشکار، و فعالیت های درونی و پنهان، از قبیل تصور کردن، تصدیق کردن و تصمیم گرفتن.اراده ای که از نفس بر می خیزد مبدیی دارد که سرچشمه کارها و خاستگاه فعالیت ها و تحرک نفس است.این مبدأ حقیقتی نهفته در ذات نفس و درون روح می باشد.

۳.محبت؛ در مرتبه ذات نفس، محبت به خود (خود دوستی و حب ذات) وجود دارد و این محبت به خود، عین ذات نفس است. (۲)

ارتباط مستمر ابعاد نفس با یکدیگر

ابعاد سه گانه نفس (علم، قدرت و محبت) ارتباطی ناگسستنی و پیوندهای پیچیده و تأثیر و تأثری ژرف بر یکدیگر دارند.برای تبیین این پیوند از انگیزه ها آغاز می کنیم که از فروع و شاخه های حب نفس به شمار می روند.همان گونه که حب نفس از دو بعد دیگر نفس (علم و قدرت) جدا نیست، انگیزه های متفرع از آن نیز ارتباطی قوی با علم و قدرت دارند؛ زیرا انگیزه های انسانی کشش های کور و تاریک نیستند، بلکه جاذبه هایی هستند که کم و بیش، بهره ای از ادراک و آگاهی دارند و پیوسته به چیزهایی تعلق می گیرند که به نحوی هر چند ضعیف برای انسان شناخته شده باشند.در واقع، علم و آگاهی است که به انگیزه ها و امیال فطری جهت می دهد و موجب خیزش، رشد و باروری آنها می گردد.از سوی دیگر، این انگیزه ها در واقع مجاری حرکت ها و تلاش های انسان هستند، که به نوبه خود مظاهر قدرت اند.

بنابراین پیوند میان علم، قدرت و محبت در نفس انسان، تا آخر و در همه فروع و شاخه ها به گونه ای وجود دارد؛ هر چند ممکن است در هر زمینه ای یکی از این سه بعد نسبت به دو بعد دیگر تجلی بیشتری داشته باشد.همان گونه که علم و قدرت در تجلی جهت دهی بیداری و رشد حب نفس و در تکثیر فروع و شاخه های آن تأثیر چشم گیری دارند، نسبت به هر یک از دو بعد علم و قدرت نیز همین پیوند و ارتباط با ابعاد دیگر نفس برقرار است.

نفس در مقام اجمال، عین علم به خود است؛ اما به تفصیل که می آید علوم متنوعی تحقق پیدا می کنند: علم به قوا، افعال و انفعالات و سرانجام همه علومی که به اشیای خارجی برای انسان حاصل می شود، در درون خود نفس تحقق می یابند.قدرت و حب نفس دو عامل نیرومند در تفصیل یافتن این علم بوده، موجب رشد و بالندگی و تکثیر فروع آن می شوند، چنان که با تأثر از همین علم روز به روز قدرت نفس افزایش یافته تمایلات پیچیده تری در انسان ظاهر می گردد.

آنچه درباره حب نفس و علم بیان شد، در مورد قدرت نیز صادق است.قدرت انسان همواره رو به فزونی و شکوفایی است و هر روزی که بر انسان می گذرد، توان انجام کارهایی را پیدا می کند که پیش تر قادر به انجام آنها نبود.تأثیر علم و حب نفس در این تحول عظیم، چندان روشن است که مجالی برای انکار باقی نمی گذارد.

۲.انگیزه ها و گرایش های بنیادین نفس

حب نفس و فروع آن

هر چند ابعاد سه گانه نفس در ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگرند، اما کانون توجه بحث حاضر بعد محبت و خود دوستی انسان است.این بعد از نفس انسان به صورت انگیزه ها و گرایش های متعدد و متنوع جلوه می کند.در نفس کشش هایی برای به دست آوردن چیزهایی که انسان فاقد آنها است وجود دارد که با نام هایی چون غریزه (۳) و سائقه به آنها اشاره می شود.

این گرایش ها البته در عرض یکدیگر نیستند، بلکه ابتدا چند گرایش در نفس ایجاد می شود که گذرگاه های اصلی برای ظهور فعالیت های انسان اند و می توان آنها را غرایز اصلی به شمار آورد.سپس سایر گرایش های انسان که از نظر کمی بسیار و از جهت کیفی پیچیده اند و منشأ رفتارهای متنوع و پیچیده التذاذی، مصلحتی، عاطفی، فردی، اجتماعی، مادی و معنوی انسان هستند همگی از این شاخه های تنومند، جوانه می زنند.این گرایش ها عبارتند از : حب بقا؛ حب کمال و لذت جویی.

این سه گرایش یا غریزه، همگی از شعبه های حب ذات بوده و هر یک به نوبه خود فروع متعددی دارند و تحت تأثیر عوامل مختلف، منشأ رفتارهای گوناگون می گردند، مثلا کمال جویی انسان در فعالیت های حقیقت جویانه و قدرت طلبانه، ظاهر می شود، و پیداست که این دو، رفتارهای خاصی را تجویز می کنند.

۱.حب بقا و فروع آن

حب بقا و میل به جاودانگی به تأثیر پذیری از عامل آگاهی به دو گونه کاملا متمایز ظهور می کند:

گونه نخست: اگر انسان در بعد علم به این باور دست یابد که حقیقت نفس همان بدن مادی انسان بوده، زندگی انسان در همین حیات دنیوی او خلاصه می گردد و مرگ پایان او است، در این صورت غریزه حب بقا به شکل آرزوهای دراز زندگی دنیوی و علاقه شدید به برخورداری از عمر طولانی در این نشأه مادی ظهور می کند.انسانی با چنین باور، علاقه دارد در این دنیا جاودان باشد و وجود چنین علاقه ای در یک فرد، خود نشانه ای است از وجود آن باور.به گفته قرآن کریم، چنین کسانی حریص ترین مردم بر زندگی دنیا بوده دوست دارند که سالیان دراز در این دنیا بمانند. (۴)

گونه دوم: اگر انسان به شناختی عمیق درباره خود و جهان دست یابد و بداند که زندگی دنیوی مرحله گذرایی از حیات انسان و مقدمه ورود به جهانی عظیم و جاودانه است، از علاقه اش به زندگی دنیوی کاسته و توجه اش بیشتر به آخرت معطوف می گردد و به کارهایی دست می یازد که برای آن نشأه او سودمند است.روشن است که در این صورت نیز همان انگیزه حب بقا همراه با گرایش به لذت و سعادت است که وی را به انجام عبادت ها و مجاهدت ها واداشته سبب می شود شخص در همه موارد معارض روی به آخرت آورد.

از این جا دانسته می شود که یک میل و غریزه فطری می تواند دو نتیجه متضاد به بار آورد .این بدان خاطر است که شکل گرفتن و جهت یابی آن غریزه در گرو یک عامل بیرونی و غیر فطری، یعنی علم و شناخت انسان است.در هر دو فرض پیشین، آنچه انسان را به فعالیت وا می دارد، توجه به آینده و آینده نگری انسان است آدمی چون می خواهد همیشه باقی باشد، برای آینده اش فکر و تلاش می کند.

۲.حب کمال

کمال طلبی آمیخته با حب بقا است؛ زیرا تکامل بدون بقا ممکن نیست.اما بقا می تواند همراه با تکامل یا بدون آن نیز باشد.در کمال خواهی، انسان در پی آن است که چیزهایی را به دست آورد و بهره وجودی اش بیشتر گردد و این امری است جدای از بقا و استمرار اصل حیات.

کمال خواهی انسان دو شعبه اصلی دارد: قدرت طلبی و حقیقت جویی.

۱ ۲.قدرت طلبی

قدرت طلبی از جمله گرایش های فطری و ذاتی آدمی است.طبیعی است انسان که خود را دوست می دارد، توانمند شدن خود را نیز دوست بدارد؛ زیرا چنان که گذشت قدرت یکی از ابعاد اصلی هرم نفس است که در مقام اجمال با نفس یکی است.

قدرت طلبی به گونه های مختلفی ظهور می کند.از تلاش کودک برای روی پا ایستادن تا سعی یک جوان برای توفیق در ورزش و هنر و مبارزات سیاسی برای کسب موقعیت های اجتماعی و کوشش های متنوع بین المللی برای ابرقدرت شدن از همین غریزه سر می زنند.برخی نیز قدرت های مادی را کنار نهاده، در پی دست یافتن به قدرت نفس یا قدرت اراده و تسلط بر خویشتن و یا قدرت بر کنترل خواهش های نفسانی و یا قدرت روحانی هستند.کسانی نیز با عبادت و بندگی و تقرب به خداوند، شعاع و پرتوی از قدرت خداوند را نشانه می گیرند.

آنچه موجب می شود قدرت طلبی با آن که یک میل فطری است، در شکل های متنوعی ظهور یابد، دو عامل است که یکی در اختلاف مراتب گوناگون یک نوع قدرت نقش دارد و دیگری در تنوع و صور گوناگون قدرت های مختلف که در عرض یکدیگرند.

مراتب گوناگون قدرت به گونه ای است که هر مرتبه ای از آن که متعلق قدرت طلبی انسان باشد، پس از تحقق در خارج، عامل آن می شود که قدرت طلبی انسان آن مرتبه را رها ساخته به مرحله پس از آن تعلق گیرد.بنابراین، هر مرتبه از قدرت که فعلیت یافت، باعث می شود که آدمی مرتبه پس از آن را طلب نماید.اگر کسی توانست وزنه ۱۲۰ کیلوگرمی را بردارد، تلاش می کند پس از آن وزنه سنگین تری را نیز بالا برد و…

در ارتباط با تنوع و صور گوناگون قدرت، عامل مؤثر همان مراتب مختلف علم و آگاهی است .آگاهی انسان از مظاهر مختلف قدرت، برتری برخی از آنها بر برخی دیگر و راه دستیابی به آن، قطعا در شکل دهی میل فطری انسان به کسب قدرت مؤثر است.

این که برخی تنها قدرت های مادی و جسمانی را ارج نمی نهند و تنها در جست و جوی تحصیل قدرت روح اند و در این راه ریاضت های دشوار و طاقت فرسایی را تحمل می کنند، از آن رو است که اینان قدرت دیگری را کشف کرده اند که بر قدرت های مادی نیز چیره می گردد.کسانی نیز هستند که حقیقت انسان و جهان را این گونه شناخته اند که همه چیز مسخر قدرت نامحدود و بی انتهای خدای متعال اند و انسان هنگامی قدرت حقیقی را به دست می آورد که شعاعی از قدرت خدا گردد و قدرت خداوند در او تجلی کند.چنین انسانی برای کسب قدرت، به عبادت و بندگی خدا می پردازد و راه طاعت او را پیش می گیرد تا به او تقرب یابد، چرا که قدرت حقیقی را آن جا یافته است.

رمز پیدایش جلوه های گوناگون قدرت طلبی در انسان آن است که در نظر هر فرد یا گروهی از انسان ها، یکی از اقسام قدرت مطلوبیت بیشتری یافته و آن را مفیدتر دانسته است.طبیعی است که شناخت دقیق انسان از قدرت مورد نظر خود، در تشخیص فواید زیاد و پیدایش مطلوبیت بیشتر آن نقش مؤثری دارد.

از دیگر جلوه های قدرت طلبی انسان، شخصیت طلبی، استقلال خواهی و میل به حفظ احترام خود است.میل به آزادی نیز از فروع میل به قدرت است؛ زیرا انسانی که تحت فرمان دیگری است، خود را مغلوب و مقهور می یابد و از این حالت رنج می برد.

۲ ۲.حقیقت جویی

علم نیز همانند قدرت، از ابعاد هرم نفس است و انسان چون خود را دوست دارد، این بعد وجود خود را نیز دوست دارد هر یک از ما با تأمل در خود می تواند به وجود این گرایش اصیل پی ببرد.افزون بر آن می توان آثار فعال و زنده بودن این میل را در رفتار دیگران نیز مشاهده کرد؛ از پرسش های گوناگونی که کودک مطرح می کند، تا تلاش هایی که بسیاری از افراد تاسال های پایانی حیات خود برای دستیابی به حقایق بیشتر از خود نشان می دهند.رشد و شکوفایی دانش بشری و پیدایش رشته های تخصصی فراوان، شاهد دیگری بر وجود این میل در نهاد انسان است .

حقیقت جویی نیز، همانند قدرت طلبی، جلوه های گوناگونی دارد: یکی را به تحقیق در فلسفه و علوم عقلی وا می دارد و دیگری را به کسب علوم نقلی فرا می خواند و گروه سومی را به پژوهش در علوم تجربی و شاخه های ریز و درشت آن؛ عوامل متعددی در شکل گیری این میل فطری و تجلی آن در زمینه های گوناگون نقش دارند، که مهم ترین آنها عبارتند از:

۱.توجه به این که در زمینه خاصی حقیقت یا حقایق مجهولی نهفته است.روشن است که بدون این توجه، انسان هرگز برای یافتن آن حقیقت یا حقایق مجهول تلاش نمی کند.

۲.آگاهی از آثار و ثمرات برکت خیز علومی خاص.انسان همیشه حقیقت را تنها برای خود حقیقت نمی خواهد، بلکه اکثر افراد در جست و جوی حقیقتی هستند که تشخیص داده اند دانستن آن، فایده هایی را برای بهبود زندگی آنها در پی دارد.این بدان معنا است که تمایلات دیگر، مانند قدرت طلبی، لذت طلبی و سودجویی، با میل به حقیقت جویی ترکیب شده انگیزه نیرومندی برای جستن حقیقت خاصی در انسان ایجاد می کنند.

۳.اهمیت یافتن برخی از انواع حقایق با توجه به دانسته های قبلی.گاهی یک سری شناخت های اصولی برای انسان حاصل می گردد که معیارهایی را به دست انسان می دهد و بر اساس آن معیارها و به تناسب آن شناخت های پیشین، برخی از انواع حقیقت در نظر انسان اهمیت ویژه ای می یابد .برای مثال، یک مسلمان بر اساس جهان بینی توحیدی خود، حقایقی را دنبال می کند که علاوه بر فطرت حقیقت طلب او، حس خدا پرستی وی را نیز اقناع کرده بتواند پاسخ گوی عقایدش باشد .به عکس کسی که مادی مسلک است، علومی را مفید تشخیص می دهد که مثلا در کسب قدرت مادی اجتماعی یا کامجویی های وی تأثیر مثبت داشته باشد.

۳.لذت جویی

میل به کامجویی، رفاه و سعادت نیز دارای شعبه های بسیار است که می توان آنها را در سه گروه جای داد: الف.آنها که تنها به بدن انسان مربوط می شوند؛

ب.آنها که به رابطه روح با بدن و پیوند آن دو مربوط می شوند؛

ج.آنها که مخصوص روح آدمی هستند.

در این جا به برخی از جلوه ها و مظاهر گوناگون این میل اشاره می کنیم.

۱ ۳.غرایز

مقصود از غرایز در این جا تمایلات ویژه ای است که به بدن مربوط می شوند و هدف آنها تأمین نیازهای مادی و جسمانی انسان است.مهم ترین غرایز عبارتند از: غریزه تغذیه و غریزه جنسی، که هر کدام از آنها اندام مخصوص و جهاز ویژه ای در بدن دارند و به شعبه های گوناگون تقسیم می شوند؛ مانند تمایلات گوناگون به چشیدنی ها و مزه های شیرینی، شوری، ترشی و غیر آن و طعم های مختلف غذاهای مطبوع و یا تمایلات مربوط به بوها و رنگ های مطبوع غذا .

از دیگر غرایز انسان، غریزه دفاع از خود در برابر مهاجم است.غرایز دیگری نیز در انسان وجود دارد که مجموعا نیازهای مادی و جسمانی انسان را تأمین می کنند.

۲ ۳.زیبایی دوستی

با توجه به انواع گوناگون جمال و زیبایی، میل زیبایی دوستی به نوبه خود دارای شعبه های گوناگون است.از جمله:

زیبایی های طبیعی جمادات، مانند کوه، دریا و چشمه سار؛

زیبایی های موجود در گیاهان، مانند مناظر زیبای گلستان ها و بوستان ها؛

زیبایی های موجود در حیوان ها و انسان ها؛

زیبایی های خیالی، که شاعران، نقاشان، مجسمه سازان، تصویر برداران و دیگر گروه های اهل ذوق و هنر با آن سرو کار دارند.در واقع اینان تلاش می کنند زیبایی هایی را که در قوه خیال خود بدان رسیده اند، به دیگران منتقل کنند.

زیبایی های عقلی که نیروی اندیشنده و تعقل کننده در آدمی آن را از نظم و کمال موجودات ادراک می کند. زیبایی عرفانی و وجودی، با این بینش که همه هستی زیبا است و هرچه موجود کامل تر و بهره وجودیش بیشتر باشد، زیبایی و جمال او بیشتر است.از همین رو است که ذات الهی که کامل ترین موجود است.زیباترین موجودات نیز هست و کسانی که مشاهدات توحیدی دارند، از بالاترین مرتبه سرور ممکن نیز برخوردارند.

۳ ۳.عواطف

عواطف، احساس هایی هستند که در ارتباط با یک موجود زنده دارای شعور دیگر، در نفس انسان تحقق یافته و او را وامی دارند تا به نفع آن موجود گامی بردارد یا دست کم با وی اظهار همدردی یا احساس ترحم و یگانگی کند؛ مانند احساس مادر نسبت به فرزند، احساس همسران به یکدیگر و حس همدردی انسان ها نسبت به بیماران و مستمندان.

۴ ۳.احساس ها و انفعال ها

احساس ها و انفعال ها، سطحی ترین و آشکارترین مرتبه نفس را تشکیل می دهند، که تحت تأثیر سایر شؤون و خواست های نفس می باشند.برخی از این احساس ها عبارتند از: حزن، ترس، شادی و امید.

نکات تکمیلی

۱.ارتباط و آمیزش انگیزه ها

انگیزه های گوناگون نفس، جدا از یکدیگر باقی نمی مانند، بلکه با هم آمیزش و اشتباک یافته، در هم فرو می روند و به یکدیگر مربوط می شوند.گاهی چند انگیزه انسان را به انجام یک کار واداشته یا به چیزی علاقه مند می سازند؛ مانند غریزه جنسی که غالبا با زیبایی طلبی همراه است و به کمک هم انسان را در یک مسیر خاص تحریک می کنند.از این رو انسانی که در پی ازدواج است، تلاش می کند همسری زیبا برای خود برگزیند.در مورد حقیقت طلبی نیز دانستیم که غالبا با انگیزه دیگری، مانند تحصیل قدرت، ثروت و موقعیت اجتماعی، همراه است.در حقیقت، انگیزه های متنوع و پیچیده انسان با ایجاد عشق و نفرت به متعلق یکدیگر در ترتیب اثر دادن و یا رها کردن و نیز تأکید و تضعیف یکدیگر تأثیر می گذارند.این رابطه درصورت توافق انگیزه ها قدرت انسان را بر انجام کارهایی که متعلق چند انگیزه است، می افزاید و در صورت تعارض انگیزه ها از آن می کاهد؛ مگر آن که انسان با تدبیری عالمانه؛ این تعارض را به گونه ای که در کل برای او سودمند باشد، حل کند و انگیزه ای را برگزیند که وی را به کاری مفیدتر و ماندنی تر وادارد و از طریق حل این تعارض دوباره قدرت او بر انجام آن کار افزوده گردد.

۲.تأثیر انگیزه ها در ارزش اخلاقی

انگیزه انجام یک کار در ارزش دادن به آن کار نقش چشمگیری دارد.از این رو، برای ارزیابی اخلاقی یک کار، توجه به انگیزه اصلی صدور آن ضروری است.نقش انگیزه در ارزش اخلاقی کارها، به ویژه در کارهای عبادی آشکارتر است.عبادت اگر به انگیزه کسب جاه و مقام و محبوبیت نزد مردم و مانند آن باشد، ارزش و اثر اخلاقی خود را از دست داده موجب دوری او از خداوند می گردد (۵).

۳.خارج بودن انگیزه از حوزه ارزش اخلاقی

نفس وجود میل، گرایش و انگیزه ای خاص در کمون نفس انسانی، معیار ارزش اخلاقی نیست و کسی را نمی توان بر آن نکوهش یا ستایش کرد.هیچ کس را نمی توان به سبب وجود میل جنسی، قدرت طلبی و مانند آن مذمت کرد؛ زیرا بود و نبود این امیال در اختیار انسان نیست.این انگیزه ها غریزی هستند و به طور جبری و تکوینی در وجود انسان سرشته شده اند و چنان که گذشت، متعلق ارزش اخلاقی، تنها فعل اختیاری انسان است. (۶)

ارزش اخلاقی مربوط به دو امر است: ترتیب اثر به انگیزها و رعایت اندازه در ارضای آنها، تقویت و تضعیف انگیزه ها و جهت دهی به آنها.اینها اموری هستند که در قلمرو اختیار انسان و در نتیجه موضوع ارزش اخلاقی خواهند بود.برای مثال اصل وجود حالت بخل و میل به نگاهداری مال برای خود در اختیار انسان نیست و از این رو از حوزه ارزش های اخلاقی بیرون است.اما انسان می تواند در مقام عمل بر این میل غالب آید و با بخشش های پیاپی، که البته ابتدا دشوار و کم کم آسان می شود، این گرایش را در خود ضعیف سازد و اندک اندک از بین ببرد و یا به عکس، با عمل کردن طبق مقتضای آن، به مرور زمان نهال بخل را چنان در جان خود ریشه دار سازد که بر آوردن آن به این آسانی ها ممکن نباشد.این مراحل، که همه در حوزه اختیار آدمی است مشمول ارزش های اخلاقی بوده مراتب قرب و بعد انسان به خداوند را معین می سازد. (۷)

۴.تزاحم انگیزه ها

انسان در حیات مادی نمی تواند به همه خواست ها، امیال و گرایش های خود پاسخ داده آنها را به طور کامل ارضا کند.ناگزیر در میان آنها دست به انتخاب می زند و برخی را بر برخی دیگر ترجیح می دهد.این انتخاب در یک نگاه کلی به دو صورت ممکن است صورت پذیرد:

۱.این که آدمی به طور طبیعی از میان چند چیز، یکی را به دلیل آن که انگیزه قوی تری نسبت به آن دارد، برگزیند.در این فرض، غلبه انگیزه قوی تر بر دیگر انگیزه ها شبیه غلبه نیروی فیزیکی قوی تر بر سایر نیروهای معارضی است که هر کدام جسم را به سویی می کشند.

۲.این که آدمی با استمداد از عامل شناخت و از طریق ارزیابی انگیزه ها و تشخیص این که کدامین آنها ارزشمندتر، بهتر و ماندنی تر است، دست به انتخاب زند.در این جا است که ارزش های اخلاقی مطرح می شود.

سلوک انسان باید به سوی یک هدف ارزشمند باشد و در این مسیر باید کمیت و کیفیت خاصی را در ارضای انگیزه ها رعایت کند؛ به گونه ای که او را به آن هدف نهایی نزدیک سازد.در این جا است که اولا پای شناخت به میان می آید؛ زیرا لازم است آن هدف ارزنده و اقتضاهای آن را بشناسیم و چند و چون انگیزه ها را بررسیم، تا بتوانیم به گزینش آزاد دست زنیم.ثانیا پای ارزش های اخلاقی به میان می آید؛ زیرا رعایت این حدود کمی و کیفی در ارضای انگیزه ها در اختیار ما است، اگر آنها را رعایت کنیم، کار ما دارای ارزش اخلاقی مثبت خواهد بود و در غیر این صورت به میان ارزش های منفی می رود.بنابراین میان آن هدف نهایی و انگیزه ها و هدف های پایین تر نیز نوعی تزاحم وجود دارد، ولی رسیدن به آن هدف نهایی باید تعیین کننده کمیت، کیفیت و جهت ارضای سایر خواست های آدمی باشد.

۵.انگیزه های پنهان

انگیزه های انسان در کارها و فعالیت هایش همیشه به صورت آشکار ظهور نمی کند.انسان موجودی پیچیده و دارای لایه های وجودی تو در تو است.بسا در مراتب عمیق تر نفس انسان که کمتر در معرض آگاهی او قرار می گیرد فعل و انفعال هایی صورت گرفته، انگیزه های نهان و ناپیدا؛ بی آن که خود شخص متوجه آن شود، او را به انجام کارهایی وادارد؛ به گونه ای که خود او انگیزه کار خویش را شفاف نبیند.عالمان اخلاق در مواردی حیله های نفس را باز گفته، هشدار داده اند که مبادا در تشخیص انگیزه کارهای خود خطا کنید.این حیله ها در واقع همان فعالیت های پنهان نفس است که در ژرفای نفس و پنهان از نظر انسان انجام می گیرد. (۸)

۳.ارزش های اخلاقی در بعد بقا و کمال یابی هوشیاری و توجه به خود، نخستین منزل سلوک

در قلمرو اخلاق فردی و رابطه انسان با خود، همانند قلمرو اخلاق الهی، نخستین گام غفلت زدایی و توجه یابی است.قرآن کریم در بیش از بیست مورد، ریشه شقاوت و رذیلت های اخلاقی را در غفلت نشان داده است.غفلت چنان در شقاوت آدمی مؤثر است که قرآن مجید تنها در یک سوره (انبیا) سه بار به طور پیاپی و با تعبیرهای گوناگون این حالت را نکوهش کرده است :

اقترب للناس حسابهم و هم فی غفله عنه معرضون ما یأتیهم من ذکر من ربهم محدث الا استمعوه و هم یلعبون لاهیه قلوبهم ؛ (۹) برای مردم وقت حسابشان نزدیک شده است و آنان در بی خبری روی گردانند.هیچ پند تازه ای از پروردگارشان نیامد، مگر این که بازی کنان [و در حالی که غرق در اوهام و تخیلات هستند] آن را شنیدند، در حالی که دل هایشان [به امور پست دنیوی ] مشغول باشد.

از این آیات می توان دریافت که توجه و التفات که در برابر غفلت است، مایه سعادت انسان می باشد.اما غفلت از چه چیز به شقاوت می انجامد و توجه به چه چیز انسان را به سعادت رهنمون است؟ روشن است که هیچ انسانی در حالت بیداری، در غفلت مطلق به سر نمی برد و ناگزیر به چیزی توجه دارد.غفلت های متعارف ما از یک چیز در واقع حاصل توجه ما به چیز دیگر است .وقتی توجه انسان بر چیزی متمرکز شد، به طور طبیعی از بسیاری از حقایق دیگر بی توجه خواهد شد.

فطرت انسان و توجه به خود

صرف نظر از آیات قرآن (۱۰) و دلایل عقلی، می توان با مراجعه به فطرت انسان، پی برد که از چه غفلت هایی باید گریخت .چنان که گذشت، حب ذات و خود دوستی، فطری آدمی است.مقتضای این حب، آن است که انسان به خود توجه کند؛ زیرا توجه اختیاری بیشتر زاییده دوستی و یا دشمنی شدید نسبت به یک چیز است و انسان این قدرت را دارد که توجه اش را به خود معطوف کند. (۱۱)

مع الاسف انسان در اثر توجه و پرداختن بیش از اندازه به امور مادی، چنان مسخ می گردد که حتی خود را نیز فراموش کرده گرفتار خود بیگانگی می گردد و گاهی تا سرحد مستی و جنون پیش می رود؛ مانند رباخواری که پیوسته در حال محاسبه دارای

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.