خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب : درآمدی بر کتاب ایمان عقلانی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب : درآمدی بر کتاب ایمان عقلانی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل «محتوای نفسانی»*
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل «محتوای نفسانی»* قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
05ساعت
18دقیقه
15ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل درباره قراردادگرایی پوپر*

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 47

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل درباره قراردادگرایی پوپر* – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل درباره قراردادگرایی پوپر* شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل درباره قراردادگرایی پوپر* گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل درباره قراردادگرایی پوپر* با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل درباره قراردادگرایی پوپر* از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل درباره قراردادگرایی پوپر* با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل درباره قراردادگرایی پوپر* را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل درباره قراردادگرایی پوپر* :

درآمد

فلسفه پوپر و خصوصا بحث قراردادگرایی وی انتقاداتی چند در فلسفه معاصر آلمان برانگیخته است. سخن ناقدین پوپر این است که وی در این بحث اصول عقلانیت انتقادی خود را زیر پا می گذارد. آنها او را به یک «جزم اندیشی غیرانتقادی» و «تصمیم گرایی کور» متهم می کنند که تصور می شود پنهان ماندن آنها زیر نقاب این ادعا که نظریات فلسفی درست همچون نظریات علمی تجربی همواره در معرض خطر شکست قرار دارند، خطرناکتر است. به هر حال، بدون شک عقلانیت به اصطلاح انتقادی پوپر، تنها عقلانیتی کاذب یا حداکثر نیمه عقلانیتی محسوب می شود که توانسته است با «تأملی بی حاصل» براساس پیش فرضهایش فقط خطا و اشتباهاتش را توجیه کند.

این نوع انتقاد از فلسفه اجتماعی ای سر برآورده است که خود را برآمده از نظریه انتقادی می داند**.

این نظریه از سنت هگلیان چپ و مارکس نشئت می گیرد و خود را از فهم نظریه فلسفی دور می کند، از این حیث که موجود را نه تنها به عنوان پیامد آراء فلسفی و علمی تجربی مورد بررسی قرار می دهد و در صدد فهم آن به ماهو موجود برمی آید، بلکه تا آنجا تلاش می کند که آن را در بیرون یا درون بافت اجتماعی و سیاسی اش نیز درک کند.

* * *

یکی از وظایف این انتقاد آن است که پیش فرضهای نهان و ملازمات اجتماعی ضمنی در فلسفه تحلیلی علم تجربی، به ویژه در فلسفه پوپر را وضوح بخشد. از این لحاظ احکام نظریه انتقادی، در این نظریه متبلور می شوند که نظریه های علمی تجربی جز فرآورده ها و ابزارهای عمل اجتماعی نمی توانند چیز دیگری باشند. هسته اصلی انتقاد مذکور، این نظر است که به خصوص علوم تجربی طبیعی منحصرا در علاقه فناورانه ریشه دارند، و به عبارت دیگر علاقه ای که دانش علم تجربی را هدایت می کند تنها علاقه به در دسترس بودن امکانات فنی است.(۱) این که علم تجربی خود را در خدمت معرفت می داند، یک خودفریبی است که منافع راستین علم تجربی را پنهان می سازد. این نوع انتقاد مخصوصا فلسفه پوپر را نشانه رفته و معتقد است این فلسفه نه تنها به خودفریبی دوام می دهد، بلکه حتی آن را مشروع می سازد.

به منظور آمادگی برای ورود به بحث درباره این انتقاد، ابتدا تقریر عمومی از قراردادگرایی پوپر را مشخص کرده و سپس سه بخش اصلی متفاوت در مفهوم پوپری قراردادگرایی را تمییز می دهیم. بنابراین، مقاله حاضر دارای سه بخش خواهد بود:

بخش ۱: قراردادگرایی پوپر درباره مبنای تجربی علم تجربی (با علامت اختصاری «قراردادگرایی. م»)؛

بخش ۲: قواعد روش شناختی به عنوان قراردادها در فلسفه پوپر (با علامت اختصاری «قراردادگرایی. ق»).

بخش ۳: «تصمیم» عام پوپر برای عقلانیت انتقادی (با علامت اختصاری «قراردادگرایی. ت»).

بدیهی است که اصطلاحات «قرارداد» و «تصمیم» فعلاً در اینجا دو معنای متفاوت دارند، بنابراین در هر یک از این بخشها، به صورت جداگانه در موارد زیر تحقیق می کنیم:

۱. معنای دقیق «قرارداد» و «قراردادگرایی» به ترتیب [در هر یک از سه بخش مذکور] چیست؟

۲. خود پوپر تا چه حدّی وضعیت مسئله را به گونه شایسته و بایسته ای توصیف و تحلیل کرده است؟

۳. انتقاد از پوپر تا چه حد و تا کجا اعتبار دارد؟

۱. مسئله «قراردادگرایی. م» پوپر

۱. از حیث نوآوری، فلسفه پوپر طی یک مجادله انتقادی با نواثباتگرایان حلقه وین قاطعانه مشخص می شود. در مقابل تلاش بی ثمر آنها برای ابتنای استقرایی علم تجربی بر گزاره های پایه (

protocol scentences

)، پوپر بر بصیرت (

insight

) پیشینی از نظریه تأکید می کند، چون مشاهدات فقط در یک چارچوب نظریه ای به گونه ای لفظی (

verbally

) «ساخته» می شوند.

بنابراین از نظر پوپر مشاهدات در علم تجربی تنها در این حد نقش دارند که آزمونی برای نظریه ها باشند. این نقش در اینجا چگونگی حصول مشاهدات نیست، بلکه نحوه توجیه گزاره های مربوط به اشیاء مشاهده پذیر است و این همان مسئله ای است که پوپر با عنوان «مسئله مبنای تجربه» مورد بحث قرار می دهد.

پوپر صرفا در منطق اکتشاف علمی این کار را به گونه ای گسترده انجام داد. اما مسئله مبنای تجربه نه تنها با ابطالگراییِ (

fallsificationism

) اوّلیه او هماهنگ باقی می ماند که در اصل، مواجهه مستقیم نظریه با داده مشاهدتی را در نظر داشت بلکه همچنین در گسترش اخیرش به حوزه عقلانیت خطاپذیرانه (

fallibilistic rationality

) باقی می ماند، چون مشاهده نیز یک نمونه آزمون درجه اوّل را در معیار سنجش پوپر برای ارزیابی نظریه ها نمایش می دهد.

شایان ذکر است که پوپر در برخورد با گزاره های پایه، نه فقط سؤال روش شناختی درباره کارکرد منظم مشاهدات برای نظریه ها در علم تجربی، بلکه سؤال معرفت شناختی در مورد زمینه های اعتبار گزاره های مشاهدتی را نیز مطرح می کند.(۲) تا آنجا که من می دانم، این تنها جایی است که پوپر به این تمایز مهم دست می یابد و بلکه باید گفت این مسئله، از انکار فلسفه پوزیتیویستی جدید توسط وی قابل فهم و استنباط است. این نکته به خوبی دریافته شده است که کارناپ و نویراث ابتدا بر این گمان بودند که گزاره های مشاهدتی می توانند «مبتنی بر» یا «براساس» ادراکات باشند چراکه آنها نه مقتضی ابتناء بر امر دیگری اند و نه قادر به آن. اما پوپر این نظریه را اینگونه مورد انتقاد قرار می دهد:

الف) او به این نظر به عنوان یک روانشناسیگری غیرقابل قبول می نگرد. گذشته از این واقعیت که نسبت بین ادراک (

perception

) و گزاره های مطابَق با أشیاء مُدرَکْ، مبهم و تار دیده می شود، پوپر چنین استدلال می کند که ممکن نیست اشیاء لفظی از اشیاء غیرلفظی منتج شوند، زیرا بنابراین برهان جملات فقط با جملات می توانند توجیه منطقی شوند.

ولی این اعتراض به دلایلی چند صحیح نیست. (من در اینجا همه آنها را ذکر خواهم کرد؛ بعدا من به اعتراض دوّم و مهمتر پوپر کمی کاملتر می پردازم.) اوّلاً، سؤال از نسبت بین ادراک و گزاره های ادراکی، سؤالی روانشناختی نیست، بلکه سؤالی معرفت شناختی است. البته این نکته به دلیل صورتبندی غیردقیق مسئله پنهان می ماند تا پوپر بر حلقه وین غلبه کند. اما، درواقع منظور پوپر نسبت بین جمله ادراکی و واقعیتِ مشاهده شده است. به علاوه، با این استدلال که جملات منطقا فقط می توانند بر جملات مبتنی شوند، پوپر اعتراضی را بر روانشناسیگری حلقه وین متوجه نمی کند، زیرا این مطلبی پیش پا افتاده است که حتی پوزیتیویستهای جدید نیز با آن موافقند و می توان اضافه کرد که هیچ کس نگفته است نسبت بین جملات ادراکی و ادراک به عنوان یک فرایند ذهنی، یک نسبت منطقی است.

ب) اما پوپر برهانی مهمتر علیه پوزیتیویستهای جدید دارد: او می گوید که هر جمله ادراکی شامل «کلّی ها (

universals

)» است و بنابراین تا حدی از دریافت حسّی تجاوز می کند. ولی کلّی ها قابل تحویل به دسته هایی از فرایندهای ذهنی نیستند. پوپر می گوید که بنابراین گزاره های مشاهدتی شخصیه نیز فرضیه هایی اند که «ویژگی یک نظریه» را دارند.(۳) آنها از آن جهت که فرضیه اند، در نهایت اثبات پذیر نیستند و نیاز به آزمایش بیشتر دارند. اما از آنجا که این آزمایشها نمی توانند تا ابد ادامه یابند، باید بعد از زمان معینی، از آزمون بیشتر آنها صرف نظر کرد. بدیهی است که گزاره های پایه فقط می توانند «بازبینی» شوند و بنابراین ثابت می شود که آنها نتیجه قراردادها و حتی «تصمیمها»یند.(۴) پوپر با یک استدلال پراگماتیستی، از این نظریه دفاع می کند که آنها [قراردادها و تصمیمهای مذکور] در مبنای علم تجربی اجتناب ناپذیرند. آشکار است که معظله بازگشت تا بیکران (

infinite regress

) وی را به این کار مجبور ساخته است، چون نمی توان تا پایان جهان، دست به امتحان زد، بلکه علیرغم نیازی که به نتایج آزمونها برای ارزیابی نظریه ها وجود دارد تا در هر حالی قابلیت تحقیقات علمی تجربی را داشته باشند، جز بازبینی گزاره های پایه معین راهی بدان نیست و این به مثابه قطع فرایند آزمون است. اما چون آنها گزاره های پایه ای هستند که در تحلیل نهایی، یک نظام علمی تجربی را تأیید یا ابطال می کنند، علم تجربی تماما بر قراردادها مبتنی می شود.

بویژه «قراردادگرایی. م» در فلسفه پوپر به انتقادی علیه خودش منجر می شود، به این ترتیب که او عامل دلبخواهی را در روشهای علمی تجربی وارد می کند که در هر حال با عقلانیت انتقادی ای که وی آن را اصل موضوعه می گیرد، تضاد دارد.

در ابتدا، ما اثبات کردیم که نمی توان برضد انتقاد فوق به این مطلب استناد کرد که پوپر تأکید دارد گزاره های پایه هرگز نمی توانند با آن قراردادها «بنا» شوند، بلکه همواره موافق با آن قراردادند و چنین موافقتی همواره ابتدایی است و اصولاً قابل انتقاد. زیرا گزاره های پایه را هرگز نمی توان به طور کامل مورد انتقاد قرار داد، چراکه این صورت علم تجربی به وجود نمی آید، و نیز به عقیده منتقدان، با توجه به این که گزاره های پایه پذیرفته شده، درواقع بدوا نقد نمی شوند، کاملاً روشن است که پوپر با مسلّم انگاشتن قراردادهای. م از تقریر استدلالهای «راست» برای پذیرش آنها خود را مستغنی می یابد.

۲. برای امتحان این نقادی ما ابتدا درباره این مسئله بحث می کنیم که آیا شرح پوپر از مسئله مبنا (

basis-problem

) در هر حال کافی است؟ (البته ضرورت ندارد نفی نهایی این مسئله متضمن بی کفایتی قراردادگرایی. م و عقلانیت انتقادی باشد.) درواقع، نهایتا محقق می شود که قراردادگرایی. م پوپر از ابهامهای خاصی رنج می برد. به نظر من آن ابهامها نتایج ضروری این واقعیت اند که پوپر به نحو غیرقابل توجیهی بین مسائل روانشناسانه و معرفت شناسانه خلط می کند، اگرچه صریحا ادّعای تمییز آن دو از یکدیگر را دارد. من به سه نکته انتقادی درباره روشی می پردازم که پوپر مسئله گزاره های پایه را به آن مستند کرده است:

الف) پوپر تأکید دارد که قراردادهای پایه اصولاً موجه نیستند، زیرا کلّی ها در آنها واقع شده اند. بنابراین حتی گزاره های مشاهدتی شخصی، «فرضیه» محسوب می شوند. بی تردید حقیقت دارد که بداهت ادراک حسی به تصحیح نیاز دارد، زیرا فقط یقینی نفسانی (

subjective certainty

) به وجود واقعیتی معین است. این مسئله مورد تردید نیست. با این حال وقتی پوپر این نیاز را برای نقادی دست آویز خود قرار می دهد، ظنّ مرا بر وجود اشکالی در ساختار استدلالش برمی انگیزد.

اوّلاً ما بر این عقیده ایم که تنها اگر خلاف بداهتی به ظهور نرسد، هرگونه تردید در مورد صدق گزاره های شخصیه که مضمون آنها «بدیهی» تلقی می شود فاقد ارزش است، مگر این که واقعا به چنان مشاهداتی بدگمان باشیم. این یک واقعیت ساده است که گزاره های شخصیه بر مبنای بداهت ادراک حسی پذیرفته شده اند و به سبب همین بداهت، نه تنها «انگیخته» (

motivated

)شده اند، چنانکه پوپر گاهی بیان می کند، بلکه حتی موجه اند. برای نمونه، در مثال مشهور پوپر؛ «اینجا یک لیوان آب است» استدلالِ «من آن را می بینم» استدلالی کاملاً با کفایت تلقی می شود و استدلال دیگری نمی توان طرح کرد. سخن گفتن از «قرارداد» در این موقعیت، آن هم فقط با این استدلال که ساختار قیاس منطقی را ندارد و دو جمله مورد استشهاد، ربط منطقی به یکدیگر ندارند، مضحک است. با این همه، وقتی پوپر در این خصوص از «قرارداد» یا حتی از «تصمیم» سخن می گوید، نه تنها از بافت موقعیتی که در آن از چنین جمله ای صحبت شده است و شاید، حتی به آن حمله شده است تغافل می کند، بلکه از این حقیقت شناخت شناسانه نیز چشم می پوشد که امکانهای دیگری برای مشروعیت گزاره ها، غیر از استنتاجهای منطقی وجود دارد.

علاوه بر این، اشاره پوپر به «استعلایی بودن بیان لفظی» نیز ضعیف است. البته این اشاره چیزی مشابه «استعلاء» است، امّا نکته مهم آن است که این، نه تنها در گزاره هایی واقع می شود که درباره موضوع مُدرَک هستند، بلکه قبلاً در خود ادراک رخ داده است؛ ادراک فقط یک فرایند ذهنی به منزله یک داده ساده شعور (

consciousness

) نیست، بلکه همچنین و همیشه ادراک چیزی است [به اصطلاح ما، علم هویت مرآتی دارد]. با این وجود عین یا واقعیت مُدرَک، اگرچه وجود جزئی شی ء، به صورت یک «مورد» یا یک «نمونه» از چیزی کلی (

general

)، مثلاً طبقه ای از اعیان ادراک می شود، چون نه تنها (در جمله مذکور) واژه های «آب» و «لیوان» کلی (

universal

)، هستند بلکه همچنین ادراک اعیان آب و لیوان تحت امور کلّی (

general

) حاصل می شود، تا جایی که من این را «به عنوان» آب و آن را «به عنوان» لیوان درک می کنم. چون پوپر از یک طرف به خطا فرض می کند ادراکات صرفا به منزله رخدادهای روانشناختی فردی اند و از طرف دیگر می پندارد گزاره ها فقط با واژه های کلی همراهند و نیز چون کاملاً از عین مُدرَک چشم پوشی می کند، در فهم ساختار التقاتی (

intentional

structure

) ادراک شکست می خورد. پوپر با جدا کردن ادراک و گزاره ادراکی از یکدیگر، البته قادر به یافتن رابطه مشروعی بین آنها نیست، لذا ناچار است قراردادها را جانشین عدم ارتباط منطقی زبان و ادراک سازد.(۵) اما این تنها آن نوع طرد مسئله ساز است که پوپر قادر به حل آن نیست. او از پیش فرضهای ناکافی شروع کرد و در نتیجه در توجیه واقعیات شناخت شناسانه و پدیدارشناسانه ادراک، شکست خورد.

ب) این طرد، پوپر را به ابطال نتایج رهنمون می سازد. در پی این توصیف غلط از ادراک، او معتقد می شود که گزاره های شخصیه، صرفا فرضیه اند، به همان معنایی که گزاره های فرضیه ایِ کلّی، فرضیه اند. لکن از مطلب زیر روشن می شود یک تمایز بنیادی بین این دو، وجود دارد.

ویژگی فرضیه ای گزاره های کلّی (نظیر قوانین علمی تجربی) از نِسَب تابع ارزشی (

thruth-functional relations

) بین گزاره ای کلّی و پیش بینی هایی (

predictions

) نشأت می گیرد که می توان از آن گزاره کلی، دستکم با استفاده از شرایط تصادفی معین استنتاج کرد. اثبات (

verification

) یک فرضیه کلی معادل است با اثبات همه پیش بینیهای استنتاج شده از آن، زیرا در مفاد پیش بینی آنها که یقینا بی پایان است مضمون فرضیه کلی مستحیل است. نتیجه بدیهی این که ویژگی فرضیه ای گزاره های کلی بر اثبات ناپذیری آنها متوقف است و بنابراین معادل با امکان آزمون پذیری (

testability

) بی پایان آنها است، یعنی امکان پذیربودن اثبات گزاره های مشاهدتی دیگر که با فرضیه کلی معارض باشند.

اما به نظر پوپر، حتی گزاره های شخصیه، متضمن مسائلی بیشتر از آن چیزی است که عمل ادراکی شخصیه می تواند حاوی آن باشد. او معتقد است تنها دلیل این نکته، این است که از گزاره های شخصیه نیز می توان پیش بینیهایی «استنتاج» کرد که باید با مشاهداتِ پایان ناپذیرِ جدید امتحان شوند.

لیکن آزمون پذیری گزاره های مشاهدتی بکلی از نوعی دیگر است و به نِسَب منطقی وابسته نیست. صدق پیش بینیهای یک گزاره مشاهدتی شخصیه منطقا برای صدق گزاره شخصیه امتحان شده نه لازم است، نه کافی. این مطلب با این واقعیت همخوانی دارد که گزاره های مشاهدتی شخصیه تابعی از ارزش گزاره های مشاهدتی دیگر نیستند. اگر آن گونه که پوپر استدلال کرده است، ویژگی فرضیه ای گزاره های شخصیه شبیه به گزاره های کلی می شد، در آن صورت ابطال ناپذیری نظریه ها از اثبات ناپذیری گزاره های مشاهدتی استنتاج می شد. اما، با این نتیجه، استدلال قاطع در تأیید روش شناسی خطاپذیرانه پوپر بیش از این نمی تواند دوام آورد. زیرا ادعای آن دقیقا بر این پیشفرض مبتنی است که گزاره های مشاهدتی شخصیه، برخلاف فرضیه های کلی، اثبات پذپرند. پوپر با ادعای آزمون پذیری بی پایان گزاره های مشاهدتی نظریه اش را بی مبنا کرد.(۶)

ولی گزاره های شخصیه برخلاف گزاره های کلی، به نحوی بی پایان آزمون پذیر نیستند. نیازی به گفتن این نکته نیست که آنها اصولاً به وسیله گزاره های مشاهدتی دیگر قابل نقد هستند. ولی چنین نقادی ای ساختار احتجاجی دیگری غیر از آزمون گزاره های قانون دارد. به این دلیل گزاره های مشاهدتی شخصیه نباید «فرضیه ای» قلمداد شوند، بلکه بهتر است برای پرهیز از دلالتهای ضمنی گمراه کننده، فقط همانند «اِخبارها» شمرده شوند.(۷) به این دلیل است که گفته می شود گزاره مشاهدتی شخصیه فقط خبر می دهد که چیزی چنان است و برخلاف گزاره کلّی، چیزی بیش از این نمی گوید. یک گزاره مشاهدتی تنها می گوید که شرط صدقِ آن تحقق یافته است، یعنی واقعیت مورد نظر وجود دارد؛ اما نمی گوید که این واقعیت چگونه با واقعیات دیگر مرتبط است: فقط نظریه ها این کار را انجام می دهند. به ویژه گزاره مشاهدتی هیچ خبری از آینده نمی دهد، چراکه پیش بینی نیز ابتدا با قوانین و نظریه ها صورت می گیرد. بنابراین پوپر نیز اگر پذیرش گزاره های مشاهدتی شخصیه را به قراردادها یا حتی به تصمیمها تنزیل می دهد، در اشتباه است، زیرا گمان می کند چون کلی ها در آن واقع می شوند، نظیر گزاره های کلی اعتبارشان فرضی است.

اما به نظر من استدلال پوپر نه تنها دچار نقص معرفت شناسانه است، بلکه همچنین بین مشکلات معرفت شناختی گزاره های پایه و مسائل روش شناختی آنها خلط کرده است. این نکته مرا به سوّمین معیار نقّادی راهنمایی می کند.

ج) خلط مذکور از این واقعیت آشکار می شود که در استدلال پوپر حقیقتا روشن نیست که چه چیزی واقعا بر قراردادها مبتنی است. آنطور که از مثال لیوان و آب مشهود است، تاکنون به نظر واضح می رسید که قراردادهای مزبور باید در مورد تحقق شرایط صدق گزاره های مشاهدتی باشند و آن فقط می تواند به این معنی باشد: در مورد واقعیت مشاهدتی خبر داده شده است. اما مهمل بودن یک چنین «قراردادگرایی» از این واقعیت نتیجه می شود که پوپر تمایز واضحی، به معنای دقیق کلمه، بین مسائل شاخت شناسانه مضمون گزاره های مشاهدتی، از یک طرف و مسائل روش شناسانه مناسب آن گزاره ها، از طرف دیگر مشخص نکرده است. به یقین در علم تجربی این دو مسئله استقلال کامل از هم ندارند و واژه «مضمون» خودش در اینجا دوپهلو است.

یک «معنا» می تواند به آنچه مستقیما یا صریحا درک می شود، نظیر لیوان آب، اشاره داشته باشد. این معنای «محتوای مشاهدتی» (

observation content

) در علم تجربی برای مثال با حرکت ذره ای روی سندان، یک علامت نوری، مسیری در اتاق ابر ویلسون و خلاصه با هر چیز قابل مشاهده در مدّت یک آزمایش معادل است. اما «محتوای» یک مشاهده علمی تجربی به معنای و مخصوصا به معنای تفسیر شده (

interpreted

) «به عنوان» فلان و بهمان است. برای مثال، آیا حرکت یک ذره مادی به یک شارژ الکتریکی اشاره دارد، یا آیا چیز دیگری را به طور کامل اندازه می گیرد؟ آیا آن، اگرچه به عنوان یک پیشامد بی اهمیت، باید تفسیر شود؟

این گونه تفسیر علمی تجربی همواره در چارچوب نظریه ها (و نیز نظریه های مربوط به ابزارها) قرار دارد. محتوای مشاهده تنها تا آنجا که به نظریه ها مربوط است، می تواند یک امر قراردادی باشد. بنابراین باید دانست، این مسئله که: آیا چیزی مستقیما در آزمایش مشاهده شدنی است، و چه چیز در آزمایش مستقیما مشاهده شدنی است، نمی تواند قراردادی باشد. این مطلب دقیقا همانند صدق گزاره ای راجع به لیوان آب است. مسئله قراردادی فقط این مورد است که مُدرَک در آزمایش چگونه تفسیر شود و علاوه بر این، آیا این تفسیر در آزمایشِ یک نظریه معین دخیل است یا خیر؟ گزاره های پایه علم تجربی را نباید معادل با گزاره های مشاهدتی گرفت؛ بلکه آنها فقط در بافت اوضاع و احوال آزمایش برای نظریه ها، معادل با گزاره های مشاهدتی اند. البته این نکته برای پوپر بخوبی شناخته شده است؛ امّا مع الأسف از این تفاوت، در استدلالش بهره کافی نمی گیرد.

۳. در حقیقت، گزاره های مشاهدتی را باید در شرایط آزمون برمبنای قراردادها بازبینی و مقید کرد. قراردادگرایی. م پوپر اینجا باید مشروعیت خود را نشان دهد زیرا درباره این مسئله که به هر حال آیا واقعیت مورد نظر نسبت روش شناختی با نظریه دارد و همچنین چگونه باید تفسیر شود، فقط با نظریه تصمیم گرفته می شود.(۸)

در سالهای اخیر، همه پوپر را در مورد پایان دادن به تأمّل فلسفی درباره مسئله مبنا و جایگزینی تصمیمهای کور به جای آنها متهم می کنند؛ اگر بر «قراردادگرایی» پوپر به عنوان یک فرار از پذیرش اعتبار گزاره های جزئیه تکیه کنیم، این اتهام صحیح است ولی در این صورت باید از این حقیقت آگاه باشیم که فرار به هرحال قراردادگرایی نیست، بلکه فقط از منظر معرفت شناختی بی معنا است.

با وجود این باید گفت که قراردادگرایی. مِ روش شناختی پوپر نه تنها با مسلّمات عقلانیت انتقادی او هماهنگ است، بلکه حتی جزء لاینفکّ آن نیز به شمار می آید. دو استدلال در تأیید این حکم می توان اقامه کرد: اوّلاً قراردادگرایی. م پوپر بسیار انتقادی است، زیرا (نظیر قراردادگرایی سنتی) به نظریه ها رجوع نمی کند، بلکه برعکس، به مبنای تجربی علم تجربی که نظریه ها را با طاقت فرساترین آزمونهای ممکن عرضه می کند، رجوع می کند. تا این حد، قراردادگرایی. م پوپر برنامه خطاگیرانه عقلانیت وی را با دقت به انجام می رساند. ثانیا قراردادگرایی. م پوپر از این اشتباه تجربه گرایان خام خلاص شده است که معتقد بودند گزاره های پایه، یکبار و برای همیشه، اگر این تعبیر مجاز باشد، در دسترس فرض می شوند، که طبیعتا با سازمانمندی هر یک از اعضاء حسی ما یا طبیعت به مفهوم دقیق کلمه یا هر دو با هم، شکل داده می شود.

در حقیقت، مشاهده هرگز ما را مجبور به پذیرش یک گزاره پایه در علم تجربی نمی کند؛ چراکه این امر باید در متن نظریه ها و اهدافی که با آنها دنبال می شود، مقید گردد. بنابراین پوپر با قراردادگرایی.م خود، نیاز بیشتر عقلانیت انتقادی را به آشکار ساختن ویژگی تصمیم در انتخاب گزاره های پایه برآورده کرد. به این منظور زمان تصمیم در همه مشاهدات علمی تجربی می تواند مورد بحث آزاد قرار گیرد و در نتیجه با بحث انتقادی قابل دستیابی می شود.

من هنوز اشکال نظریه انتقادی به پوپر را مبنی بر این که قلمرو چنین تصمیمهایی با مصلحت فناوری تعیین نمی شود، مورد بحث قرار نداده ام و می خواهم بحث درباره این اشکال را تا پایان به تأخیر بیندازم، زیرا این نقادی همچنین در أشکال تعدیل شده در بخشهای مشکل دار دیگر از قراردادگراییِ فلسفه پوپر مطرح می شود. بنابراین من تاکنون نگفته ام که فرضیه اساسی نظریه انتقادی در مقابل پوپر ضعفی از خود نشان داده است. نظر من این است که قراردادگرایی. مِ روش شناختیِ پوپر با اصول عقلانیت انتقادی او تعارضی ندارد، بلکه برعکس، بخشی مهم از آن به شمار می آید. علاوه بر این، استدلالهایی که در نظریه انتقادی علیه قراردادگرایی. م می آورند، ناکافی است زیرا آنها توجه نکرده اند که شرح خود پوپر از مسئله مبنا، گمراه کننده است.

۲. قراردادگرایی در قواعد روش شناختی در فلسفه پوپر (قراردادگرایی .ق)

۱. این یک قضیه پیش پا افتاده است که تحقیقات علمی تجربی نیاز به قواعد روش شناختی دارند. اگرچه کندوکاو در منزلت روش شناختی آن قواعد چندان پیش پا افتاده نیست اما سؤال اینجاست که آیا آنها قواعدی اند که در جریان رشد علمی تجربی با توجه به شیوه های واقعی کار دانشمندان تجربی، حاصل آمده و برای بکارگیری فراهم می شوند؟ یا آن که قواعدی اند که به عنوان موازینی مفروض معین می کنند چگونه شیوه های علمی تجربی بر طبق آن قواعد، باید داوری شوند، تا بتوان درباره باید و نبایدهای چگونگی جریان علم تجربی تصمیم گرفت؟

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.