📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
42دقیقه
59ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل توپهای خالی (سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی) (قسمت دوم)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 60

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل توپهای خالی (سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی) (قسمت دوم) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل توپهای خالی (سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی) (قسمت دوم) شامل 85 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل توپهای خالی (سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی) (قسمت دوم):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل توپهای خالی (سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی) (قسمت دوم) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل توپهای خالی (سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی) (قسمت دوم) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل توپهای خالی (سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی) (قسمت دوم) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل توپهای خالی (سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی) (قسمت دوم) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل توپهای خالی (سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی) (قسمت دوم) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل توپهای خالی (سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی) (قسمت دوم) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل توپهای خالی (سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی) (قسمت دوم) :

«حرارتی به کله اش دیدم که در بیسمارک نبود و راستی اگر وزارت اعظم ایران را داشت مانند امیرکبیر حفظ حدود مملکت را می نمود.» این توصیف را کسی از مرحوم آقانجفی اصفهانی(ره) کرده است که خودش از نوا در تاریخ اسلام بشمار می رود و در جدّ و جهد علمی و عملی مقام و رتبه ای عظیم دارد. آری وقتی مرحوم سیدجمال الدین اسدآبادی که خود شرق و غرب عالم را سیر نموده و در تاریخ معاصر ایران و اسلام جایگاه ممتازی دارد در مورد آقانجفی (رحمه الله علیه) چنین گفته است؛ ما دیگر چه می توانیم بگوییم.

مرحوم آقانجفی اصفهانی(ره) در عرصه های مبارزه با استعمار، استبداد، و سلطه بازار خارجی بر کشورهای اسلامی، نقشی محوری ایفا کرد و در عین کوشش برای اتحاد مسلمین و مکاتبه و دیدار با رجال و برجستگان سیاسی جهان اسلام پیرامون اصلاح امور، ارتباط صمیمانه و نزدیکش با توده های مردم و دستگیری از ضعفا و مظلومان وجاهت و منزلت خاصی بدو بخشیده بود.

در شماره قبل با شمه ای از زندگی و شخصیت عالم مجاهد و عارف مبارز آیت العظمی شیخ محمدتقی نجفی (اعلی الله مقاصد الشریف) آشنا گشتید؛ اینک و در این شماره با گذری بر کارنامه سی ساله مبارزات سیاسی اجتماعی آن بزرگ مرد تاریخ معاصر و دقت در سلوک علمی و عملی او شما را به ادامه بحث دعوت می کنیم.

۲. رهبری در جنبش مشروطه

یکی از ویژگیهای این نوع رهبری، نگاه فقیهانه به مسایل جاری در جامعه می باشد. هر چند آقانجفی به عنوان مصلحی سیاسی شناخته شده است؛ اما نوشتارهای ماندگار وی نمایانگر این نکته می باشد که نظریات فقهی ایشان با نگرش و عمل سیاسی وی ارتباط تنگاتنگی دارد. به خصوص که آن مرحوم تعدادی از نظریات فقه سیاسی خود را پیش از شروع جدی مبارزات سیاسی به سال ۱۲۹۷ ق مطرح نموده است. در این راستا، می توان به رساله با ارزش وی به نام ولایت الحاکم الفقیه اشاره کرد.(۱)

جنبش مشروطه خواهان در اصفهان که توسط، آقانجفی و حاج آقانورالله (۲) برادرشان رهبری می شد؛ علاوه بر در هم شکستن فشار استعمار و استبداد، نوعی برداشت مذهبی و آرمانهای دینی را جست وجو می کرد، بدون آن که با جناحهای مشکوک سیاسی و محافل غیردینی و غربگرا ائتلافی داشته باشد. انطباق موضع گیریهای سیاسی بر موازین دینی، زمینه احیا بر پایه فرهنگ شیعی و نه تقلید از غرب و نه نفی دین از سیاست و حکومت، از جمله ویژگیهایی بودند که پایه گذاران اصلی جنبش را در اصفهان و حومه گسترده آن، از پختگی سیاسی، محبوبیت و مردم پسندی عمیق همراه با اعلام وفاداریهای پرشور برخوردار می کرد و از سویی مورد غضب کسانی قرار می داد که طرفدار مشروطیت با آرمانهای غربی و ضدمذهبی بودند.

مشروطه ای که آقانجفی در پی آن بود، با مشروطه ساخته و پرداخته برخی محافل غربگرای تهران تفاوتهای بسیاری داشت. هر چند که هر دو در لفظ مشروطه، برای اداره کشور مشترک بودند، اما در معنا و ماهیت آن تفاوت آشکاری دیده می شد. همین امر، باعث گردید تا نویسنده ای همچون کسروی مشروطه اصفهان را با نام «جنبش ملایان» یاد کند و چنین بنویسد:

«چنانکه گفتیم؛ جنبش مشروطه خواهی در شهرهای ایران به یک گونه نمی بود و در هر شهری از روی کمی یا بیشی آگاهیها و سستی یا استواری خویها و بودن و نبودن پیشروان شاینده، جنبش رنگ دیگری می داشت و در اسپهان پیش از جنبش ملایان به ویژه حاجی آقانورالله و آقانجفی بسیار چیره می بودند و در همه چیز، مردم را به دلخواه خود راه می بردند. از این رو، مشروطه خواهی در اسپهان رویه ملابازی داشت.»(۳)

۳. استعمار و استبداد ستیزی

اگر کسی کارنامه سی ساله مبارزات آقانجفی را بررسی کند؛ درمی یابد که او شیوه و روش مشخصی در برخورد با حوادث و اشخاص مختلف داشته است. برای آقانجفی فرقی نمی کرد که طرف مقابل او، وابسته به کجا و به چه جریانی است، گاهی با حاکم مستبدی مانند ظل السلطان درمی افتاد که حتی ناصرالدین شاه نیز از قدرت روزافزون او بیمناک بود و گاه دیگر، در زمان قدرت مشروطه، با حاکم بختیاری مشروطه خواه مشکل پیدا می کرد. به هر حال، هدف او تنها ادای تکلیف و مبارزه با جور و ستم بود.

مبارزه با اقبال الدوله کاشی حاکم محمدعلی شاه که منجر به جنگ مسلحانه شهری و شکست حاکم شد و نیز مبارزه با برخی حکام مستبد پس از مشروطه دوم (۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲ ق) که بیشتر از سران بختیاری بودند، از دیگر مبارزات وی با مظاهر فساد و ستم دستگاه به شمار می رود.

آقانجفی حساسیت ویژه ای به استقلال کشور و ممانعت از نفوذ بیگانگان داشت و اگر احساس می کرد؛ استقلال کشور در معرض خطر قرار گرفته، با هر وسیله ای به مقابله با آن برمی خاست. به استناد مدارک موجود، حتی در روزهای پایانی حیات خود با آن که در بستر بیماری افتاده بود؛ دست از تلاش و مبارزه برنداشت.

وی همچون پدر خویش، به شدت با بدعت و انحرافات سیاسی فرهنگی بابیت برخورد می کرد و در همین دوران بود که بهاییت به سختی سرکوب گردید. البته، این سرکوب عواقب تلخی را برای آقانجفی به همراه داشت؛ زیرا افزون بر حمله به شخصیت و افکار ایشان در قالب کتاب و نوشتار، دیپلماتهای انگلیس و روس نیز به نوبت در سالهای ۱۳۰۷ و ۱۳۲۰ به وقایع بابی کُشی اصفهان و اطراف آن، اعتراض نمودند و سرانجام دو سلطان قاجار ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه او را به اصفهان تبعید کردند.

۴. مبارزه علیه سلطه بازار خارجی

فعالیتهای آقانجفی تنها در جنبه های سیاسی خلاصه نمی شود، وی با تحریم بافته ها و کالاهای خارجی و ترویج تولیدات داخلی و تشویق مردم بر خودکفایی هر چه بیشتر، به مبارزه با سلطه بازار خارجی پرداخت و با صبر و استقامت، تمام فشارهایی که از ناحیه دولتهای روس و انگلیس و حتی دولت ایران بر او وارد می شد را تحمل کرد و بر اعتقاد خویش ایستاد.

در قسمتی از اعلامیه ده ماده ای آقانجفی چنین آمده است: «… چون اجانب چند سال است، به ترتیب معامله به بلاد محروسه مسلمین پیدا نموده اند و البسه و امتعه خود را رواج دادند، حالا راجح و صلاح آن است که مسلمانان به قدر امکان سعی در ترویج و معاملات در ملبوسات اسلامیه و امتعه ایرانیه نموده باشند که مهماامکن حاجت مسلمین به ملبوسات و اموال خارجی کم شود و این مطلب تدریجی الحصول است. باید هر کس بر حسب وسع در امانت خودش در این ترتیبات حسنه جد و جهد نمایند.»(۴)

روزنامه زاینده رود در مورد حکم تحریم آقانجفی و اثرات آن می نویسد: «حضرت آیت الله آقانجفی (دامت برکاته) که یکی از بزرگ ترین علمای بانفوذ ایران و مرجع تقلید مسلمانان می باشند اغلب اوقات را در تلگرافخانه حاضر و به ارشاد مسلمانان و راهنمایی در حفظ بیضه اسلام می پرداختند و نیز حکم کتبی راجع به حرمت امتعه روس از قند و چای و امتعه و اقمشه مرقوم فرموده و تجار اصفهان هم نظر به احساسات اسلامیه، اولین اشخاص بودند که این حکم محکم را اطاعت نموده، متحدا به طرفهای خود تلگراف نمودند که از این تاریخ به بعد امتعه روس را نه به طور امانت و نه به طور خالصه برای آنها خریداری و حمل نکنند… هیات اهالی اصفهان همه روزه در تزایّد و به دفاع اقتصادی که ترک اجانب باشد! شروع کرده اند. بلی! این آخرین امتحان ایرانیان است که بایستی در این مرحله کمال لیاقت و استعداد خویش را به عالمیان مسلم دارند. ملت ایران به مقتضیات دیانت خود یا بایستی زندگی کند؛ با سیادت و عزت یا بمیرد به سعادت و شهادت. ملت ایران به حکم هوشیاری فطری و تعلیمات مذهبی، ملتی نیست که تن به اسارت دهد و تسلیم خواهش اجانب گردد.»(۵)

اگرچه آقانجفی همواره پیشرفت و ترقی جامعه اسلامی را در نظر داشت و برای رسیدن به این هدف نیز گامهایی برداشته بود؛ اما به شدت و با شکلی معقول و منطقی، با ورود و نفوذ فرهنگ غرب به جوامع اسلامی مبارزه می کرد. چنان که در مقابل مبلغان مسیحی که در آن مقطع زمانی تبلیغات گسترده ای را ضداسلام آغاز نموده بودند؛ با هم فکری حاج آقانورالله و رکن الملک شیرازی، آقای داعی الاسلام را برای مناظره و مباحثه با آنها تعیین کرد. سپس با همراهی حاج آقانورالله دست به تشکیل انجمنی به نام صفاخانه در محله جلفا زد و به منظور مقابله عقیدتی و مناظره مذهبی روزنامه ای با نام الاسلام منتشر کرد که سخنگوی انجمن صفاخانه هم باشد. وی در کنار انجام این گونه فعالیتها، برای جلوگیری هر چه بیشتر از نفوذ فرهنگ غرب، شرکتهای خارجی را هم به رعایت ضوابط مسلمانان ملزم نمود.

۵. سیاست اتحاد اسلامی

آقانجفی، با پایبندی شدید به مبانی مذهب شیعه و پافشاری در اصول و فروع آن از وحدت بین گروه های اسلامی غافل نبود و برای رسیدن به این هدف، مکاتباتی با سلطان عثمانی و شیخ الاسلام ممالک عثمانی نیز انجام داد. مبارزات آقانجفی علیه اخطار روسها در سالهای پس از مشروطیت و تلاش برای ایجاد روحیه مقاومت در مسوولان کشور برای مقابله و رد اخطار روسیه، در همین راستا صورت گرفت.

۶. اهتمام به امور مردم

بدون تردید سراسر زندگانی این مرد الهی در جهت خدمت رسانی به مردم بوده است. هر کس به درِخوان وی جهت حاجتی می آمد؛ می دانست که آقانجفی پیگیری خواهد کرد.

محقق تاریخ کافی است، به اسناد بر جای مانده از مشروطه نظری گذرا داشته باشد، خواهد دید که بیشتر دغدغه آقانجفی زندگی مردم بوده است. در اندیشه وی مردم ودیعه الهی هستند که باید با آنان به مدارا رفتار شود.

«اقدام و اهتمام بی نظیرش در اصلاح مفاسد و انجام مقاصد خلق از عالی و دانی، از هر طبقه و کیش، نه تنها نسبت به مریدان و مسلمانان بلکه نسبت به جمیع طوایف و افراد، از خویش و بیگانه، دوست و دشمن، کلیمی، مسیحی، زرتشتی و غیره (سوای بهاییان) و هر مظلومی را پناه دادن و به حد کمال از او حمایت کردن و دایما در معارضه و جدال با استبداد شاه و حکام و دولت و دولتیان بودن تا حد فداکاری و جان فشانی، حمایت از جمیع طبقات ملت نمودن، در حوادث ناگوار یگانه پشت و پناه ستمدیدگان گردیدن و خود را سپر بلای مردم ساختن، جمله قدم، قلم، زبان، مال و جان خود را وقف بر خدمت به خلق داشتن و التزام و آراستگی به این اطوار ستوده اش نیز موثرترین عوامل نفوذ و قدرت اجتماعی و سیاسی او بود.»(۶)

«وی در رفع ظلم حکام و قضا حوایج مردم کوشا بود. عالمی فاضل و محققی کامل بود. در تمام ایام شب و روز حاضر به پذیرایی واردین می بود و در مقابل مظالم ظل السلطان حاکم ظالم و جابر اصفهان سدی سدید و تا آن اندازه که قدرت داشته؛ در رفع ظلم وی و عمّالش سعی داشته و الحق پشت و پناه مردم اصفهان بوده است.»(۷)

حکایت شنیدنی آقانجفی و ناصرالدین شاه

در تاریخ اصفهان و ری آمده است:

آقانجفی را به طهران خواستند؛ روزی که به مجلس ناصرالدین شاه رفته بود، برای بی اعتنایی، روی نیمکتی دراز شده و سپس سلام کرده و به تجاهل از خود ناصرالدین شاه پرسیده بودند: «قبله عالم کجا تشریف دارند، چرا نمی آیند؟»

ظاهرا اطرافیان به آقا گوشزد می کنند که شاه خود اوست و کسی است که روبروی تو قرار دارد. آن وقت آقا گفته بودند: «پس شاه تویی.»

شاه تغییر کرده بود و گفته بود: «آخوند! برای کشتن هفت نفر بابی، هفت دولت مدعی هستند.»

آقانجفی دست در عمامه کرده، کاغذی بیرون آورده که اسامی چندین نفر بابی دیگر در آن نوشته و گفته بودند: «این اشخاص را هم باید کشت.»

بعد از آن که این برخورد اهانت آمیز را با شاه قاجار انجام می دهد، وی را تهدید و سرزنش می کنند که چرا این برخورد را با شاه کردید؟ امروز اختیار جان و مال تمام مملکت در اختیار اعلیحضرت است و این عمل اگر برای شما فرضا خطر نداشته باشد؛ برای ما بسیار خطرناک است. ممکن است، الساعه شاه در اثر غضب امر فرمایند که تمام ما را به قتل رسانند و خود شما را هم ممکن است، مجازات خطرناکی بفرمایند.

آقانجفی که به در خروجی نزدیک می شد و این کلمات تهدیدآمیز صدراعظم را می شنید؛ ناگهان در هشتی بزرگ شمس العماره که امروز موجود است، چشمش به توپی که در آن جا کار گذاشته بودند؛ افتاد. بدون توجه به تهدیدات صدراعظم کلام او را قطع کرد و با لحن تمسخرآمیز گفت: «آقای صدراعظم باشی این دم در دروازه چی است؟

این توپ است.

توپ چی است؟ از همان توپهایی که بچه ها بازی می کنند؟

نه خیر! این توپی است که در آن باروت می ریزند و آتش می زنند.

باروت چی است؟ در قرآن فقط هاروت و ماروت هست، ولی باروت نیست.

باروت دانه های سیاهی است که وقتی آتش به آن برسد؛ منفجر می شود.

وقتی توپ آتش گرفت؛ چطور می شود؟

اگر به هر که گلوله اش برسد؛ قطعه قطعه خواهد شد.»

آقانجفی پیش رفت و جلو توپ ایستاد و گفت: «آقای صدراعظم بفرمایید که آن توپ در برود و مرا قطعه قطعه کند.»

اتابک گفت: «این توپ خالی است.» آقانجفی نگاه تمسخرآمیزی به اتابک کرد و در جواب تهدیدهای او گفت: «برو به شاه بگو که تقی از این توپهای خالی شما نمی ترسد.»(۸)

جمع بندی و نتیجه گیری

با این مختصر، سخن خود را از مردی تاریخ ساز، پایان برده و جمع بندی پیرامون شخصیت آن مرحوم را به علامه الفت وا می گذاریم:

«اما درباره شخصیت اجتماعی و نفوذ فوق العاده و نباختن قافیه در طوفانهای حوادث، نگارنده بر آن است که افزون بر مقتضیات آن عصر، بیشتر پیشرفت او به جهات ذیل بوده است:

۱. بی غرضی، صلح جویی، تحمل و گذشت نسبت به دوست و بدخواه

۲. حمایت از مظلوم در برابر ظالم از هر طبقه و هر کیش (سوای بهاییان)

۳. حسد نبردن به قدرت و ریاست همکاران روحانی خود، بلکه تقویت آنان

۴. طمع نداشتن به مِلک و مال مردم

۵. ثروت زیاده به قدرت حاجت که از عواید املاک (بیشتر خالصه دولت) بود که به تدریج خریده و بدست آورده بود

۶. اعانت به فقرا(۹)

و می توان اضافه کرد،

۷. توکل و اتکا به خداوند متعال

۸. تکیه بر اجتهاد و مبانی دینی در مواجهه با مسایل و جریانها

۹. روحیه استقلال طلبی

۱۰. احساس هویت دینی در مواجهه با بیگانگان و ریزه خواران خوان آنان

و…»

آقانجفی در آیینه تاریخ

هر چند به دلیل مخالفت با دستگاه حاکم، بیگانگان و روشنفکران فرنگی مآب چهره حقیقی ایشان آن گونه که شایسته وی بود، منعکس نشد، با این حال، به بیان چند نمونه از نظرات افرادی که به طور مستقیم با آقانجفی در ارتباط بودند، می پردازیم تا به پوچی ادعای دولت آبادی ها بیشتر واقف شویم.

مستر گراهام کنسول انگلیس در اصفهان درباره آقانجفی می گوید:

«همانا اگر این مرد در انگلیس بود، ما او را وزیر خارجه می ساختیم.»(۱۰)

میرزاحسن خان انصاری در جلد سوم تاریخ اصفهان و ری می نویسد:

«یاد دارم یکی از سیاسیون درجه اول اروپا به اصفهان آمده بود، خدمت آقانجفی می گفت: این آقا که خود را به صداقت می نمایاند، اگر اول نمره سیاسی لندن و پاریس بیاید؛ آقا او را مانند دستمال پیچیده و در جیب خود می گذارد.»(۱۱)

سیدجمال الدین اسدآبادی پس از ملاقاتی که با آقانجفی داشته است، می گوید:

«حرارتی به کله اش دیدم که در بیسمارک (بیزمارک) نبود و راستی اگر وزارت اعظم ایران را داشت؛ مانند امیرکبیر حفظ حدود مملکت را می نمود که بیگانه از آن یک وجب نبرد.»(۱۲)

حسن ختام

تجلیل آیت الله شیخ محمدحسین کاشف الغطا(ره) از آقانجفی

آیت الله شیخ محمدحسین کاشف الغطا، در قسمتی از نوشتار خود درباره آقانجفی آورده است:

«الشیخ الهمام، مبین الاحکام، ملاذالانام، عمادالشیعه و مروج قوانین الشریعه، حامل ولایه الاسلام و فقیه اهل البیت (علیهم السلام) سمی جده و حاکیه فی مجده وجده، ابوالحسن محمد التقی (ادام الله عمره و شد علی نصرالدین از ره): حضر مذه علی والده ثم سافر الی العراق و حضر علی الفقیهین الشیخ مهدی و الشیخ راضی و علی المیرزا حسن الشیرازی و اشتغل هناک بالطاعات و المجاهدات الشرعیه، حتی فتح الله علیه ابواب العلوم المعنویه، ثم رجع الی اصفهان و اشتغل بالتصنیف و التالیف و ترویج الدین الشریف و قلده جم غفیر فی حیاه والده و حضر علیه من الفضلاء جمع کثیر و اهتم بترویج الدین و دفع کید المبتدعین و لما انتقل والده الی رحمه الله قام فی محله و صار مدار عقد الفصل والحل و لکن کثر اعدائه و حساده لما کان یتشدد علی المبدعین و القاسقین باقامه الحدوده الشرعیه، و النهی عن المنکرات و الافعال الردیه، و قتل من اهل المذهب الجدید جماعه کثیره مع ان لهم عده، فهد وده کما فعلوا مع ابیه فما ازداد الاجراه و شده حتی کان سنه ۱۳۰۷ ه.ق حکم ایضا علی جماعه منهم بالقتل فقتلوا شر قتله، مع کونهم آوین الی رکن شدید فاوجب قصه طویله مشهوره مضی الی طهران فبقی الی ان اصلح الله ذلک الامر احسن اصلاح ثم رجع الی محله مویدا منصورا و الیها یشیر السید الادیب السید جعفر الحلی حیث یقول من قصیده:

 

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.