خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دوستی الهی و …
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دوستی الهی و … قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
08ساعت
12دقیقه
08ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به مسئله برائت از مشرکین

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 54

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل نگاهی به مسئله برائت از مشرکین!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل نگاهی به مسئله برائت از مشرکین بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل نگاهی به مسئله برائت از مشرکین از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل نگاهی به مسئله برائت از مشرکین شامل 107 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل نگاهی به مسئله برائت از مشرکین استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل نگاهی به مسئله برائت از مشرکین با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل نگاهی به مسئله برائت از مشرکین قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل نگاهی به مسئله برائت از مشرکین حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل نگاهی به مسئله برائت از مشرکین به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی به مسئله برائت از مشرکین :

در میان سوره های قرآن یک سوره داریم که اول آن فاقد بسم الله است، و آن، سوره برائت است.قرآن را که می گویند ۱۱۴ سوره است به اعتبار این است که سوره برائت را هم سوره مستقل و جدا از سوره انفال شمرده اند.راجع به این که چرا این سوره «بسم الله » ندارد دو وجه است.یک وجه این است که اساسا «برائت » یک سوره مستقل نیست، تتمه سوره انفال است.اتفاقا آیاتش هم از سنخ مطالب آیات «انفال » است. ممکن است بگویید اثر این امر چیست که ما بگوئیم این دو تا یک سوره است یا دو سوره.البته اثرش در دو حالت مذکور فرق می کند.به عقیده ما شیعیان، در نماز، بعد از حمد یک سوره کامل را باید خواند.اگر بگوئیم «انفال » و «برائت » یک سوره است پس چنانچه کسی «انفال » را شروع بکند باید برائت را هم بخواند، و اگر بگوئیم «انفال » و «برائت » دو سوره است، یکی از این دو را که بخواند کافی است و بلکه دیگری را نمی تواند بخواند چون قران بین سورتین است و قران بین سورتین اشکال دارد.ولی قول دیگر این است که سوره برائت یک سوره مستقل است.اگر بگوئیم سوره مستقل چرا «بسم الله » ندارد، می گویند علتش این است که این سوره، سوره غضب است، سوره اعلام جنگ و اعلام خطر به کفار است.این سوره در سال نهم هجری نازل شده است.می دانید که پیغمبر اکرم در سن چهل سالگی مبعوث شدند.۱۳ سال در مکه بسر بردند و عده ای در مکه مسلمان شدند.آن سیزده سال فوق العاده برای پیغمبر و مسلمین رنج آور بود.ده سال آخر عمرشان در مدینه بودند(پنجاه و سه سالگی آمدند به مدینه، ده سال هم در مدینه بودند و در شصت و سه سالگی از دنیا رفتند).در این ده سال مدینه سالهای اول آن سختتر از سالهای پیش بود.

در سال هشتم هجرت مکه را فتح کردند.البته قبلا فتوحاتی نصیب مسلمین شده بود، ولی مکه که فتح شد دیگر اسلام قدرت خودش را در جزیره العرب تثبیت کرد. اذا جاء نصر الله و الفتح و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا فسبح بحمد ربک و استغفره انه کان توابا .بعد از فتح مکه، کفار قریش، هم پیمان با مسلمین بودند، یک پیمانکی با مسلمین داشتند گو اینکه آن را نقض کرده بودند.ولی هنوز قریش در حال شرک و بت پرستی بسر می بردند، مسلمین هم در حال خداپرستی، اما با همدیگر همزیستی داشتند.ایام حج پیش آمد.مسلمین برای انجام حج از مکه خارج شدند، قریش هم خارج شد، با تفاوتی که میان حج قریش و حج مسلمین بود.حج یک سنت ابراهیمی است ولی قریش بدعتهایی در آن به وجود آورده بودند که اسلام آمد آنها را نسخ کرد.از جمله اینکه وقتی به عرفات می رفتند دون شان می دانستند، تا حدود منی و مشعر می رفتند و از همان جا بر می گشتند.یک سال به همین ترتیب حج صورت گرفت یعنی مشرکین حج کردند، مسلمین هم حج کردند;مسلمین یک امیر الحاج داشتند، آنها هم یک امیر الحاج.در سال نهم هم ابتدا گمان می رفت همین جور خواهد بود یعنی مسلمین برای خودشان هستند و کفار برای خودشان.

در همین اوقات بود که گروه زیادی از قریش پیمان خود را شکسته بودند و به همین دلیل اسلام دیگر هم پیمانی با آنها را قبول نمی کرد.در اینجا بود که سوره برائت نازل شد اینجاست داستان معروفی که باز جزء مفاخر امیر المؤمنین است.فی الجمله اختلافی میان شیعه و سنی هست که سنیها یکجور نقل می کنند، شیعه ها جور دیگر، ولی بسیاری از سنیها مثل شیعه ها نقل کرده اند.قضیه از این قرار است:ابو بکر مامور شد که امیر الحاج مسلمین باشد.حرکت کرد با مسلمین و رفت.وحی نازل شد بر پیغمبر اکرم(این را اهل تسنن هم قبول دارند)که از این سال به بعد دیگر مشرکین حق ندارند در امر حج شرکت کنند بلکه شما با آنها هیچ پیمانی ندارید و در حال جنگ[هستید]و چهار ماه هم به آنها مهلت بدهید.در آن چهار ماه آزادند هر جا می خواهند بروند، و در این مدت تصمیم خودشان را بگیرند.این اعلام غضبناک را کی باید اعلام بکند؟وحی شد که تو خودت شخصا باید اعلام بکنی یا کسی از تو پیغمبر اکرم چون خودشان نمی خواستند بروند اعلام کنند، دادند به علی(ع).علی(ع)آمد و در بین راه به مسلمین رسید، در حالی که آن شتر معروف پیغمبر را سوار بود.ابو بکر در خیمه ای بود.ناگهان صدای شتر پیغمبر را شنید.مضطرب شد که شتر پیغمبر اینجا چه می کند؟!دید علی(ع)آمده است.ناراحت شد.گفت حتما خبر وحشتناکی است برای من.

در اینجا حدود نیمی از اهل تسنن می گویند:ابو بکر از علی(ع)پرسید آیا من حج را ادامه بدهم و تو فقط مامور ابلاغ سوره برائت هستی یا من باید برگردم؟و علی(ع) فرمود:تو کار حجت را ادامه بده، سوره برائت را من باید اعلام بکنم به حکم این که یا باید پیغمبر اعلام بکند یا کسی که از او است.عده ای دیگر از اهل تسنن مثل همه شیعیان می گویند:نه، ابو بکر به دستور پیغمبر برگشت و اساسا آن سال حج نکرد;علی(ع)، هم امارت حجاج را بر عهده داشت و هم سوره برائت را بر مردم خواند، که تفسیرش باشد ان شاء الله برای هفته آینده.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم برائه من الله و رسوله الی الذین عاهدتم من المشرکین فسیحوا فی الارض اربعه اشهر و اعلموا انکم غیر معجزی الله و ان الله مخزی الکافرین و اذان من الله و رسوله الی الناس یوم الحج الاکبر ان الله بری ء من المشرکین و رسوله فان تبتم فهو خیر لکم و ان تولیتم فاعلموا انکم غیر معجزی الله و بشر الذین کفروا بعذاب الیم الا الذین عاهدتم من المشرکین ثم لم ینقضوکم شیئا و لم یظاهروا علیکم احدا فاتموا الیهم عهدهم الی مدتهم ان الله یحب المتقین.فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم و خذوهم و احصروهم و اقعدوا لهم کل مرصد فان تابوا و اقاموا الصلاه و آتوا الزکاه فخلوا سبیلهم ان الله غفور رحیم و ان احد من المشرکین استجارک فاجره حتی یسمع کلام الله ثم ابلغه مامنه، ذلک بانهم قوم لا یعلمون .

چرا سوره برائت فاقد بسم الله است؟

سوره برائت است.در هفته گذشته اجمالا عرض کردیم یک مطلب مسلم است که سوره برائت در میان همه سوره های قرآن این وضع استثنائی را دارد که فاقد «بسم الله » است، «بسم الله » در اول این سوره نیست.حالا چرا این سوره فاقد «بسم الله » است؟آیا این سوره یک سوره مستقل است و یا دنباله سوره انفال است و سوره جداگانه ای نیست و از این جهت «بسم الله » ندارد، زیرا در احادیث وارد شده که وقتی آیات قرآن نازل می شد، مسلمین، این مطلب را که آیا یک سوره تمام شده است و سوره دیگری است یا دنباله سوره پیشین است، با «بسم الله الرحمن الرحیم » می فهمیدند یعنی اگر وقتی که آیه نازل می شد، با «بسم الله الرحمن الرحیم » شروع می شد، این امر علامت این بود که این آیات یک سوره مستقل است.پس بعضی ها می گویند «برائت » از این جهت «بسم الله » ندارد که سوره مستقلی نیست، و بعضی دیگر می گویند علت این که «بسم الله » ندارد این نیست بلکه این آیات، سوره مستقلی است لیکن چون این سوره، سوره اعلام خشم و اعلام غضب است و «بسم الله » آیه رحمت است، از این جهت «بسم الله » در اول این سوره نیامده است.

در این سوره ما به مسائل زیادی برمی خوریم که این مسائل بیشتر در اطراف دو سه مطلب است:یکی درباره روابط مسلمانان با مشرکان. مشرک یعنی کسی که در پرستشهای رسمی غیر خدا را پرستش می کند مثل همان بت پرستهای عربستان یا ستاره پرستان یا خورشیدپرستان یا انسان پرستها، یا آتش پرستها که در دنیا بوده اند، و واقعا انسان یا ستاره یا آتش یا خورشید و یا دریا را پرستش می کرده اند.مشرکین از نظر قرآن با سایر غیر مسلمانان یعنی افراد موحد و خداپرست مخصوصا آنها که به یکی از ادیان آسمانی که ریشه ای دارد معتقدند حسابشان فرق می کند.

«مشرک » از نظر روابط مسلمان با غیر مسلمان یک وضعی دارد و غیر مشرک که در قرآن آنها را اهل کتاب می گویند وضع دیگری دارد که بعد ان شاء الله در همین سوره توضیح خواهیم داد.پس یک قسمت از بحث، مربوط به مشرکین است و ابتدا هم از مشرکین شروع می شود.

قسمتی از آیات این سوره مربوط به اهل کتاب است، غیر مسلمانانی که خود را پیرو یکی از کتابهای آسمانی سابق می دانند یعنی یهودیها و مسیحیها و حتی مجوسیها.یک قسمت از این سوره بحث درباره منافقان است.درباره منافقان هم در این سوره زیاد بحث شده است.منافقان یعنی کسانی که متظاهر به اسلامند ولی در قلبشان و در عمق روحشان مسلمان نیستند، کافرند، غیر مسلمانند، و در نتیجه مردمی هستند دو چهره:یک چهره شان چهره مسلمانی و چهره دیگرشان چهره کفر است.وقتی با مسلمانان می نشینند اظهار مسلمانی می کنند و عمل مسلمانی انجام می دهند، و وقتی با کافران می نشینند مانند آنها هستند و خودشان را از آنها به حساب می آورند.آیات اول این سوره تا نزدیک چهل آیه مربوط به مشرکین است.

اینجا یک تاریخچه ای هست که ما باید متوجه آن باشیم تا اینکه مفهوم سوره برائت برایمان روشن بشود:

تاریخچه نبرد مسلمین و کفار قریش

می دانیم که اسلام دین توحید است و برای هیچ مسئله ای به اندازه توحید یعنی خدای یگانه را پرستش کردن و غیر او را پرستش نکردن اهمیت قائل نیست و نسبت به هیچ مسئله ای به اندازه این مسئله حساسیت ندارد.مردم قریش که در مکه بودند مشرک بودند.

این بود که یک نبرد پی گیری میان پیغمبر اکرم و مردم قریش که همان قبیله رسول اکرم بودند در گرفت.سیزده سال پیغمبر اکرم در مکه بودند.

بعد آمدند مدینه و در مدینه بود که مسلمین قوت و قدرتی پیدا کردند.

جنگ بدر و جنگ احد و جنگ خندق و چند جنگ کوچک دیگر میان مسلمین که در مدینه بودند با مشرکین قریش که در مکه بودند در گرفت.در جنگ بدر مسلمانها فتح خیلی بزرگی نمودند. در احد بر عکس شکست خوردند یعنی اول پیروز شدند ولی بعد در اثر یک اشتباه شکست خوردند و بعد دو مرتبه خودشان را جمع و جور کردند.پای هم مسلمین در احد شکست خوردند.در خندق باز مسلمین فاتح شدند.

بعد جریان حدیبیه پیش آمد که در جلسه قبل عرض کردم:ایام حج و ماههای حرام بود و همه مردم مجاز بودند برای انجام عمل حج بروند به سوی کعبه.و طبق قانون جاهلیت، قریش باید به دشمنان خودشان هم اجازه بدهند ولی به پیغمبر و مسلمین اجازه ندادند.پیغمبر از نزدیک مکه برگشت در حالی که قرارداد صلحی با قریش امضا کرده بود.این قرارداد، بعد، از طرف قریش نقض شد و چون نقض شد از طرف مسلمین هم دیگر نقض شده بود.جریان حدیبیه در سال ششم هجری است.در سال هشتم هجرت، پیغمبر اکرم مکه را فتح کرد، فتحی بدون خونریزی.فتح مکه برای مسلمین یک موفقیت بسیار عظیم بود چون اهمیت آن تنها از جنبه نظامی نبود، از جنبه معنوی بیشتر بود تا جنبه نظامی. مکه ام القراء عرب و مرکز عربستان بود.قهرا قسمتهای دیگر تابع مکه بود و به علاوه یک اهمیتی بعد از قضیه عام الفیل و ابرهه که حمله برد به مکه و شکست خورد پیدا کرده بود.بعد از این قضیه این فکر برای همه مردم عرب پیدا شده بود که این سرزمین تحت حفظ و حراست خداوند است و هیچ جباری بر این شهر مسلط نخواهد شد.

وقتی پیغمبر اکرم به آن سهولت آمد مکه را فتح کرد گفتند پس این امر دلیل بر آن است که او بر حق است و خدا راضی است.به هر حال این فتح خیلی برای مسلمین اهمیت داشت.مسلمین وارد مکه شدند.

مشرکین هم در مکه بودند.تدریجا از قریش هم خیلی مسلمان شده بودند.

یک جامعه دو گانه ای در مکه به وجود آمده بود، نیمی مسلمان و نیمی مشرک.حاکم مکه از طرف پیغمبر اکرم معین شده بود یعنی مشرکین و مسلمین تحت حکومت اسلامی زندگی می کردند.بعد از فتح مکه مسلمین و مشرکین با هم حج کردند با تفاوتی که میان حج مشرکین و حج مسلمین وجود داشت.آنها آداب خاصی داشتند که اسلام آنها را نسخ کرد.گفتیم حج یک سنت ابراهیمی است که کفار قریش در آن تحریفهای زیادی کرده بودند. اسلام با آن تحریفها مبارزه کرد.پس یک سال هم به این وضع باقی بود.

ابلاغ سوره برائت به مشرکین توسط علی (ع)

سال نهم هجری شد.در این سال پیغمبر اکرم در ابتدا به ابو بکر ماموریت داد که از مدینه برود به مکه و سمت امیر الحاجی مسلمین را داشته باشد، ولی هنوز از مدینه چندان دور نشده بود (۱) که جبرئیل بر رسول اکرم نازل شد(این را شیعه و سنی نقل کرده اند) و دستور داد پیغمبر، علی(ع)را ماموریت بدهد برای امارت حجاج و برای ابلاغ سوره برائت.این سوره اعلام خیلی صریح و قاطعی است به عموم مشرکین به استثنای مشرکینی که با مسلمین هم پیمان اند و پیمانشان هم مدتدار است و بر خلاف پیمان هم رفتار نکرده اند;مشرکینی که با مسلمین با پیمان ندارند یا اگر پیمان دارند بر خلاف پیمان خودشان رفتار کرده اند و قهرا پیمانشان نقض شده است.اعلام سوره برائت این است که علی(ع)بیاید در مراسم حج در روز عید قربان که مسلمین و مشرکین همه جمع هستند، به همه مشرکین اعلام کند که از حالا تا مدت چهار ماه شما مهلت دارید و آزاد هستید هر تصمیمی که می خواهید بگیرید.اگر اسلام اختیار کردید یا از این سرزمین مهاجرت کردید، که هیچ، و الا شما نمی توانید در حالی که مشرک هستید در اینجا بمانید.

ما دستور داریم شما را قلع و قمع کنیم به کشتن، به اسیر کردن، به زندان انداختن و به هر شکل دیگری.در تمام این چهار ماه کسی متعرض شما نمی شود.این چهار ماه مهلت است که شما درباره خودتان فکر بکنید.

این سوره با کلمه «برائه » (۲) شروع می شود: برائه من الله و رسوله الا الذین عاهدتم من المشرکین .اعلام عدم تعهد است از طرف خدا و از طرف پیغمبر خدا در مقابل مردم مشرک-و در آیات بعد تصریح می کند-همان مردم مشرکی که شما قبلا با آنها پیمان بسته اید و آنها نقض پیمان کرده اند.

علی(ع)آمد در مراسم حج شرکت کرد.اول در خود مکه این [عدم تعهد]را اعلام کرد، ظاهرا(تردید از من است)در روز هشتم که حجاج حرکت می کنند به طرف عرفات (۳) در یک مجمع عمومی در مسجد الحرام سوره برائت را به مشرکین اعلام کرد ولی برای اینکه اعلام به همه برسد و کسی نباشد که بی خبر بماند، وقتی که می رفتند به عرفات و بعد هم به منا، در مواقع مختلف، در اجتماعات مختلف هی می ایستاد و بلند اعلام می کرد و این اعلام خدا و رسول را با فریاد به مردم ابلاغ می نمود.نتیجه این بود که ایها الناس!امسال آخرین سالی است که مشرکین با مسلمین حج می کنند.دیگر از سال آینده هیچ مشرکی حق حج کردن ندارد و هیچ زنی حق ندارد لخت و عریان طواف کند.

یکی از بدعتهایی که قریش به وجود آورده بودند این بود که به مردم غیر قریش اعلام کرده بودند هر کس بخواهد طواف بکند حق ندارد با لباس خودش طواف بکند، باید از ما لباس عاریه کند یا کرایه کند، و اگر کسی با لباس خودش طواف می کرد می گفتند این لباس را تو باید اینجا صدقه بدهی یعنی به فقرا بدهی.زورگویی می کردند.یک سال زنی آمده بود برای حج و می خواست با لباس خودش طواف بکند.گفتند این کار ممنوع است. باید این لباس را بکنی و لباس دیگری در اینجا تهیه بکنی.گفت آخر من لباس دیگری ندارم، لباس من منحصر به همین یک دست است.گفتند دیگر چاره ای نیست.

باید از ما لباس کرایه بکنی.گفت بسیار خوب، پس لخت و عور طواف می کنم.گفتند مانعی ندارد.آنوقت بعضیها که نمی خواستند با لباس قریش طواف بکنند و از لباس خودشان صرف نظر بکنند، لخت و عور دور خانه کعبه طواف می کردند.

جزء اعلامها این بود که طواف لخت و عریان قدغن شد;

هیچکس حق ندارد لخت و عور طواف بکند و این حرف مهملی هم که قریش گفته اند باید از ما لباس کرایه کنید غلط است.این هم که اگر کسی با لباس احرام خود یا غیر لباس احرام(لباس احرام را شرط نمی دانستند)طواف کرد باید آن را بدهد به فقرا، لازم نیست، باید نگه دارد برای خود.

به هر حال امیر المؤمنین آمد و مکرر در مکرر و در جاهای مختلف این اعلام را به مردم ابلاغ کرد.نوشته اند آنقدر مکرر می گفت که صدای علی(ع)گرفته بود، از بس که در مواقع مختلف، هر جا اجتماعی بود این آیات را می خواند و ابلاغ می کرد تا یک نفر هم باقی نماند که بعد بگوید به من ابلاغ نشد.وقتی که علی(ع)خسته می شد و صدایش می گرفت، صحابه دیگر پیغمبر می آمدند از او نیابت می کردند و همان آیات را ابلاغ می نمودند.

یک اختلافی میان شیعه و سنی در ابلاغ سوره برائت موجود است و آن اینکه اهل تسنن بیشترشان به این شکل تاریخ را نقل می کنند که پس از آنکه وحی خدا به رسول اکرم رسید که این سوره را یا باید خودت ابلاغ کنی یا کسی از خودت، و پیغمبر علی(ع)را مامور ابلاغ سوره برائت کرد، علی به سوی مکه آمد.تا آمد، ابو بکر مضطرب شد، پرسید آیا امیری یا رسول؟یعنی آیا آمده ای امیر الحاج باشی یا یک کار مخصوص داری؟ فرمود:نه، من یک رسالت مخصوص دارم، فقط برای آن آمده ام.پس ابو بکر از شغل خودش منفصل و معزول

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.