اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظری بر جامعه شناسی دین
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 41
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل نظری بر جامعه شناسی دین یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل نظری بر جامعه شناسی دین شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل نظری بر جامعه شناسی دین را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل نظری بر جامعه شناسی دین با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل نظری بر جامعه شناسی دین بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل نظری بر جامعه شناسی دین با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نظری بر جامعه شناسی دین وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل نظری بر جامعه شناسی دین با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل نظری بر جامعه شناسی دین مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نظری بر جامعه شناسی دین :
چکیده:
فایل پاورپوینت کامل نظری بر جامعه شناسی دین، گفتاری است پیرامون رویکرد جامعهشناسی به یکی از مهمترین و کهنهترین نهادهای جامعه انسانی یعنی دین. پارهای روشنگریها درباره موضوع جامعهشناسی دین و تفاوت آن با سایر حوزههای تفکر انسان که با موضوع دین سروکار دارند بحثهای معرفت شناختی و روش شناختی پیرامون چگونگی مطالعه علمی دین، و تلاش در جهت ارائه تعریفی جامعه شناختی از دین، و وضعیت این رشته در جهان از جمله موضوعاتی است که در این مقاله بررسی میشود. نویسنده با طرح دشواریهایی که در زمینه پژوهش تجربی پدیدهها و رفتار دینی وجود دارد، نتیجه میگیرد که برای مطالعه این مقولات نمیتوان به روشهای تجربی – اثباتی موجود بسنده کرد و روشهای «تفسیری»، با توجه به حساسیتی که در زمینه دنیای معانی افراد مورد پژوهش نشان میدهد، امکان موفقیت بیشتری در درک معانی عمیق دینی و تجربههای خاص افراد خواهد داشت.
اگوست کنت، که او را پدر جامعه شناسی نوین میدانند، عقیده داشت که اندیشه بشرطی سه دوره تاکمل یافته است. مشخصه دوره اوّل، پرداختن به واقعیت متعالی است که علت یا منشاء همه پدیدههای هستی در نظر گرفته میشود. اندیشه الهی در تکامل خود در قالب فلسفه به متافیزیک یا شکل غیر الهی همان جستجو در علل اولیه و غایی تبدیل میشود. تنها با فرا رسیدن مرحله اثباتی یا علمی است که بشر برای نخستین بار از حصاری که به دور اندیشه خود کشیده است رها میشود و با اتکا به مشاهده و تجربه دست به کشف واقعیات هستی میزند. این مرحله ترجمان افول مذهب به معنای مجموعهای از احکام و آداب و آغاز اخلاقی نو بر پایه اصول علمی زندگی اجتماعی است. پیش بینی زوال دین در عصر اندیشه علمی به این بنیان گذار جامعه شناسی نوین محدود نمیشود. غالب اندیشه و ران اجتماعی قرن نوزده اروپا کم و بیش با نگرشی تکاملی به افول تدریجی مذهب شهادت دادهاند. تجربه تاریخی جوامع بشری در قرن اخیر به روشنی این پیشبینی را باطل کرده است.
دین نه تنها از زندگی انسان امروزی کنار نرفته بکه همچنان یکی از ارکان مهم اجتماعات بشری باقی مانده است. در پیشرفتهترین جامعه صنعتی جهان – ایالات متحده آمریکا – چیزی حدود ۸۱ درصد افرادی که در بررسیهای علمی نظر پرسی شدهاند خود را مذهبی معرفی میکنند(هیلد، ۱۳۷۳)، و برخی از سرشناسترین جامعه شناسان از قدسی شدن (Resacralization) دوباره جامعه در کشورهایی چون ایالات متحده آمریکا به جای روند دنیوی شدن (Secularization) سخن میگویند.
اهمیت یابی مذهب در جمهوریهای وارث شوروی و نیز در اروپای شرقی، رشد اسلامگرایی در سراسر سرزمینهای اسلامی، گرایش فزاینده کلیسای کاتولیک به دخالت در مسائل سیاسی و اجتماعی شواهد دیگری در زمینه تداوم اهمیت اعتقادات دینی در آستانه قرن بیست و یکم میلادی به دست میدهد. جان کلام این که دین درتمامی جنبههای آن – از اعتقادات و احکام گرفته تا شعائر و مناسک – همچنان در مرکز زندگی اجتماعی و فرهنگی بشریت قرار دارد و صرفاً بازماندهای از تاریخ ماقبل مدرن جوامع بشری نیست. با توجه به نقش دین در زندگی اجتماعی انسان مدرن، مطالعه دین و رفتار دینی یکی از جنبههای مهم پژوهش و نظریهپردازی در جامعهشناسی معاصر را تشکیل میدهد. از همان ابتدای پیدایش جامعهشناسی مدرن مطالعه دین به لحاظ نقشی که در ایجاد و حفظ ساختارهای اجتماعی و حفظ تعادل روان شناختی افراد دارد، مورد توجه بوده است. از سوی دیگر، مردم شناسان در تبیین سازوکارهای اجتماعی جامعههای نامانوسی که به تدریج به آنها دسترسی یافتهاند، جایگاهی مهم برای مذهب قائل بودهاند؛ و مطالعه میدانی ادیان غیر اروپایی و نقش آنها در تداوم فرهنگهای بومی همچنان در مرکز توجه این گروه از عالمان اجتماعی قرار دارد.
تعمق درباره پدیدههای دینی طبیعتاً در دستور کار فلسفه به طور عام و الهیات به طور اخص بوده است، اما رویکرد این دو به مقولات دینی، با رویکرد جامعه شناختی تفاوتهای معرفت شناختی، روش شناختی و گفتمانی (discursive) قابل توجهی داشته است. جامعه شناسی دین از همان ابتدا ریشه در این باور اثبات گرایانه داشته که ادعاهای دینی را نمیتوان در دستور کار مطالعه تجربی قرار داد و جامعه شناس صرفاً میباید به مطالعه آن دسته از پدیدهها و رفتار دینی بپردازد که در زندگی اجتماعی تجلی مشهود داشته و بر سایر نهادها و روابط اجتماعی اثر میگذارد. در جایی که الهیات به توصیف، تجزیه و تحلیل و تفسیر اصول و قواعد یک دین خاص میپردازد یا، با اتکا به اصول فلسفی و روشهای ادارکی الهیات یک دیانت مشخص، اعتقادات و رفتار مذهبی مردم را تبیین میکند، جامعه شناسی دین در قالب گفتمان عمومی جامعهشناختی و در پرتو سنتهای نظری این رشته به تبیین اصول عام رفتار مذهبی و نقش باورها و مراسم دینی در زندگی اجتماعت اجتماعات بشری نظر دارد. جامعهشناسی دین مدعی است که بر خلاف الهیات از یک «حقیقت» خاص دفاع نمیکند. البته جامعهشناسی دین در اروپا و آمریکا را منتقدان اساساً نوعی «جامعه شناسی مسیحی» لقب دادهاند و چرا که به اعتقاد آنان این گرایش به شدت با اتکا به مفروضات دیانت مسیحی به دیگر مذاهب و مبانی اعتقادی آنان پرداخته است، درست مانند مردم شناسان اروپایی که جهان غیر اروپایی را با معیارهای ارزشی فرهنگ خود سنجیدند و متهم به قوم مداری (ethnocentrism) شدند و نظیر پژوهشگران تاریخ تحولات جوامع غیر اروپایی که نقطه اتکای تبیینهای خود را اروپا و تحولات آن قرار دادهاند و اروپا مدار (Eurocentrist) شناخته شدند. البته باید توجه داشت که نقد فزاینده روشهای اثباتی علوم اجتماعی و رو آوردن به انواع مکاتب «تفسیری» نظر «هرمنوتیک» در بسیاری موارد مرز بین جامعه شناسی دین و الهیات (لااقل در سنت مسیحی) را کمرنگتر کرده است. در هر حال، جامعهشناسان دین، حتی کسانی که قویاً مدعی برتری و حقانیت دیانت خاصیاند و در نتیجه نوعی جامعهشناسی «دینی» را تجویز میکنند، معتقدند که رهیافت متالهان در نهایت فرا جامعه شناختی (extra sociological) است و با چارچوبهای نظری و روشهای جامعه شناسی تفاوت دارد.
از جمله مهمترین مشاهداتی که در تاریخ مطالعه دین از سوی پژوهشگران اجتماعی صورت گرفته این است که در طول تاریخ و در همه جوامع بشری شکلی از دین موجود بوده و معتقدات دینی در مرکز باورهای انسان قرار داشته است. دومین مشاهده مهم، اشکال متنوعی است که دین در طول تاریخ و در عرصه فرهنگهای مختلف به خود دیده است. از این رو جامعهشناسی دین بر آن است که نقش دین در جامعه را دریابد، اهمیت و تاثیر آن بر تاریخ بشر را تحلیل کند، گونهگونی عقاید و مراسم مذهبی در فرهنگهای مختلف را باز شناسد، و نیروهای اجتماعی ای را که در شکلگیری آنان مؤثرند معین کند (Hamilton 1995,P.1)
مباحث معرفتشناختی و روششناختی پیرامون چگونگی مطالعه علمی پدیدههایدینی
مشکلات مربوط به مطالعه تجربی رفتار و پدیدههای دینی که با موضوعات مافوق حسی و کاملاً نمادین سروکار دارند و نیز حساسیتهای عقیدتی پیروان ادیان سبب شده است که دیدگاههای گوناگونی در باب چگونگی مطالعه دین در جامعه پدید آید. یکی از متخصصان این رشته، سه رویکرد کلی به مطالعه دین را از یک دیگر تمیز داده است (Hill,1973)، گرچه نمیتوان مدعی بود که این تفکیک جامع و مانع است. رویکرد اول به مطالعه جامعه شناختی دین پدیدههای مذهبی را به دلیل نگرش تجربی غالب در جامعهشناسی، قابل بررسی و تفهیم از سوی پژوهشگر علوم اجتماعی نمیداند. مطالبق با این نگرش، هر نوع اظهار نظری پیرامون یک دیانت خاص بیرون از چارچوب مفهومی و اعتقادی آن دین مردود شمرده میشود و در نتیجه شاخهای از معرفت چون جامعهشناسی دین عملاً امکان نخواهد داشت. در یک تعبیر ملایمتر از این رویکرد جهتگیریها و روشهای علوم اجتماعی چندان هم نامربوط تلقی نمیشود، و به جامعهشناس رخصت داده میشود تا درمحدوده خاصی به مطالعه تاثیرات اجتماعی دین بپردازد. البته آموزههای کلامی دیانت مورد قبول چون اصولی خدشهناپذیر بر نوع سؤالهای ممکن و بر قلمروی تحقیق سایه خواهد افکند این رویکرد در واقع موید نوعی جامعه شناسی دینی (religious sociology) است تا جامعه شناسی دین (sociology of religion) .
رویکرد دیگر که در عمل نقطه مقابل دیدگاه اول محسوب میشود باورها و رفتار مذهبی را نه تنها دور از دسترس بررسی و تفهیم پژوهشگر نمیداند، بلکه آنها را در نهایت محصول محیط اجتماعی و عملکرد خود انسانها میپندارد. در نتیجه همه پدیدههای مذهبی را میتوان به تبیینهای اجتماعی – اقتصادی فروکاست، بی دغدغه از ادعای پیروان دین مبنی بر منشاء مابعدالطبیعی اعتقاداتشان. در این نگرش، مذهب نمیتواند «واقعی» باشد زیرا مدعیات آن مبادی غیر تجربی دارد و با ابزارهای متعارف «علمی» قابل ارزیابی نیست. بنابراین پژوهشگر باید به جوهر یا محتوای مادی یا «حقیقی» مذهب که در ساختارهای اجتماعی و روانشناختی نهفته است رجوع کند. این دیدگاه را در سنت جامعهشناسی و مردمشناسی قرن نوزده اروپا وضوح میتوان دید، چه اغلب بنیانگذاران علوم اجتماعی جدید اثباتگرا بوده و تنها ابزار معتبربرای شناخت را مشاهده و تجربه میدانستند. در واقع مشکله اصلی این متفکران این بود که چرا دین در جامعه به وجود میآید و در خدمت چیست.
سومین رویکرد تلاشی است در جهت تعدیل مواضع دو رویکرد پیشین. این دیدگاه از یک سو این بحث را که مذهب را نمیتوان با اتکا به روشهای جامعه شناختی مطالعه کرد نمیپذیرد، و از سوی دیگر به شدت با موضع تقلیلگرای جامعهشناسانی که رفتار و پدیدههای مذهبی را یکسره در قالب مبانی اجتماعی آن تبیین میکنند مخالفت میورزد. پیروان این دیدگاه قدم به عرصه روشهای بدیل جامعهشناختی نظیر «هرمنوتیک»، «روشهای تفاهمی،» روشهای تفسیری» و غیره گذاشته و مدعیاند با اتکا به این روشهای «غیر تجربی» میتوان پدیدههای مذهبی را شناخت و توضیح داد. در واقع، جهت غالب در جامعهشناسی دین در آمریکا و تا حدودی در اروپا، پذیرفتن پدیدههای دینی به عنوان پدیدههایی کاملاً منحصر به فرد و قابل ارزیابی از راه ابزارهای خاصی در علوم اجتماعی است که در بسیاری موارد با روشهای متعارف تجربی در این دسته از علوم سازگار نیست.
جامعه شناسانی که کم و بیش رویکرد اخیر را اتخاذ میکنند، معمولاً باورها و رفتار مذهبی گروههای موضوع مطالعه خود را با حسن نیت ارزیابی کرده و از اظهار نظرهای مغایر با شئونات و حساسیتهای دین باوران جداً پرهیز میکنند (مثلاً ر.ش. Eliade , 1959. and 1969 ). برای این گروه از جامعهشناسان توصیف و تفسیر دوستانه نظامهای اعتقادی گوناگون بدون توسل به تعمیمهای علّی نهایتی است که جامعهشناس میتواند در مطالعه دین نائل آید. مقایسه تا جایی ممکن است که فراتر از فهم خود معتقدان نرود. مذهب را تنها میتوان بر حسب مقولاتی که در درون خود آن هست فهمید، یعنی به عنوان پدیدهای با ذات مستقل (Sui generis) آنان مدعیاند که پدیدههای مذهبی را از راه تقلیل آنان به واقعیتهای اجتماعی یا روان شناختی نمیتوان دریافت. این پدیدهها را تنها میتوان در قالب شرایط خود به مثابه تجربه انسانها از مقوله قدسی فهمید.
اگرچه رهیافت پدیده شناختی و هرمنوتیک به مطالعه مسائل فرهنگی، اجتماعی و دینی سنت دیرپایی در اروپای غیر انگلوساکسون دارد، اما درجامعه شناسی انگلوساکسون نیز در سالهای اخیر این گونه رهیافتها، به ویژه تحت تاثیر پست مدرنیسم و سایر مکاتب ضد پوزتیویستی، به سرعت رو به گسترش بوده است. در جامعه شناسی دین، به طور اخص، رویکردهای روش شناختی بدیل به مطالعه مذهب مقام بسیار مهمی یافته است. درعین حال جامعهشناسانی که رویکرد جریان مسلط را اتخاذ میکنند و ابزارهای متعارف تجربی در علوم اجتماعی را کماکان معتبر و قابل اتکا میدانند، معتقدند به رغم وجود عناصر غیر قابل تقلیل چندی در تجربه مذهبی، اشکال مشخصی که دین میگیرد، ممکن است به میانجی فرایندهای روان شناختی و جامعه شناختی تحقق یابد. در حدی که باورها و اعمال مذهبی را بتوان بر حسب این فرایندها تفهیم کرد، موضوع مطالعه پرسشی تجربی است و رشتههای مربوط محقند که روابط و انگارههای موجود و نیز تاثیرات اجتماعی روان شناختی مربوط به آن را کشف کنند. (Hamilton,1995,p.3)
در هر حال رهیافتهای چندگانه جامعه شناسی دین به مطالعه دین در کنار سایر رهیافتها، نظیر الهیات. عرفان، و غیره، در پرتو روشهای خاص خود، و درحوزهای که برای تحقیق بر میگزیند. میتواند معتبر و سودمند باشد. در جایی که جامعهشناس از برخی داوریها احتراز میکند و موضع «لاادریگری روش شناختی» (Methodological agnosticism) را برمیگزیند و فی المثل از طرح این سؤال که آیا میتوان اعتبار گفتههای پیروان دین را مبنی بر وحی و الهام یا تناسخ پذیرفت یا خیر سرباز میزند، این نه بدان معناست که امکان چنین قضاوتی را منتفی میداند، بلکه صرفاً به این دلیل است که به عنوان یک جامعهشناس این نوع پرسشها را به حال موضوعات مود مطالعه خود سودمند ندانسته و در بسیاری موارد صلاحیت چنین قضاوتی را در خود نمیبیند. نکته مهمی که برای شمار بیشتری از جامعهشناسان دین، به طور روزافزونی در حال تبدیل به یک پیش فرض قابل قبول است، این است که باورها و مراسم دینی ولو این که ریشه در فعالیت ذهنی انسان داشته باشد یا محصول فرافکنی (Projection) او باشند، هنگامی که اجتماعاً ساخته شدند و سپهر انسان را معنادار کردند دیگر تبدیل به «واقعیت» شدهاند. بر این اساس نمیتوان آسودهخاطر به تبیین مذهب به عنوان یک توهم (Ferud, 1975) یا از خود بیگانگی (Feuerbach,1954) دست زد، یا آن را بازماندهای از دوران ما قبل صنعتی دانست که در جریان راهپیمایی شکوهمند علم و تکنولوژی به مرگی محتوم دچار خواهد شد.
جامعهشناس دین امروزه بیش از هر چیز متوجه تنوع و گستردگی تجبه دینی در جهان است. محدود کردن دامنه مطالعه به یک مذهب خاص (که معمولاً مذهبی است که جامعه شناس خود در آن پرورانده شده و بیش از همه با آن آشناست) نتایج مطلوبی در پی نخواهد داشت. شناخت ما از پدیده دین زمانی تعمیق خواهد یافت که بتوانیم به انواع تجربههای مذهبی که از سوی معتقدان به ادیان گوناگون عنوان میشود دست یابیم و آنها را در معنا بخشیدن و شکل دادن به زیست جهان این افراد جدی تلقی کنیم. در عین حال باید توجه داشت که بررسی جامعه شناختی دین را نمیتوان محدود به دینهایی کرد که رسما تشکل یافتهاند و کم و بیش به مثابه یک دین شناخته میشوند. چه بسیاری از تجربههای دینی و محفلها و کیشهایی که رسماً چون یک دین یا شعبهای از یک دین شناخته نمیشوند، میتوانند در دستور کار جامعهشناسان قرار گیرند و به پیشرفت دانش آنان در این حیطه از دنیای اجتماعی انسان مدد رسانند. به قول یکی از صاحب نظران، «محدود کردن حوزه مطالعه جامعهشناسی دین به مشاهده رفتار گروههای سازمان یافتهای که مذهبی لقب گرفتهاند و در تقسیمبندیهای مبتنی بر احکام دینی، شعب مذهبی، مناطق جغرافیایی، یا طبقات اجتماعی تعمیم یافتهاند به منزله مطالعه بخش چنان کوچکی از معنای دین در زندگی اجتماعی است که تقریباً آن را عاری از فایده خواهد کرد.»(Hargrove. 1989,p.19)
با توجه به کثرت رویکردهای روش شناختی در جامعهشناسی امروز و معلوم شدن محدودیتهای روشهای تجربی، برخی ادعاها را در مورد مطالعه جامعه شناختی دین دیگر نمیتوان پذیرفت. یکی از ادعاهای رایج که از سوی برخی جامعهشناسان تجربی و نیز دین باوران بدبین به مطالعات جامعهشناختی دین عنوان میشود این است که ابزارهای تجربی علوم اجتماعی در امر مطالعه دین، که موضوعی است مربوط به رابطه انسان با مابعدالطبیعه، اصولاً کاربردی ندارد، فلذا جامعهشناسان بهتر است به موضوعات مربوط به دین نپردازند. گروهی دیگر از جامعه شناسان مدعی اند که چون پژوهش اجتماعی صرفاً بر پایه مشاهده رفتار مشهود انسانها تحقق مییابد. جامعهشناسان باید بر تاثیر اجتماعی دین و رفتار مشهود دینی که قابل مشاهده و سنجش است توجه کنند. در پاسخ به چنین ادعاهایی باید گفت، اولاً میتوان فرضیههای پژوهشی را به گونهای طرح کرد که بر پایه مفروضات مختلف درباره ماوراء الطبیعه، قابل بررسی تجربی باشند ( ر.ب:Hodges:1974 ) . ثانیاً همه روشهای جامعه شناختی محدود به روشهای تجربی نمیشود و جامعهشناسان امروز از انواع روشهای غیر تجربی چون هرمنوتیک و تحلیل متون و روشهای تفسیری (Interpretive) دیگر بهره می گیرند . در واقع نظری که در بین بسیاری از جامعه شناسان دین جا افتاده است این است که در مطالعه پدیدههای دینی جامعهشناس ناگزیر از اتخاذ روشهایی است که با راه بردن به دنیای معانی مؤمنان، وی را به درک بهتر پدیدههای دینی قادر سازد.
رفتار مذهبی در انسان بر یکی از صفاتی مبتنی است که، به اعتقاد برخی، منحصراً در انسان دیده میشود: نمادین سازی. انسان به وسیله نمادها رابطه برقرار میکند. یعنی از طریق لغات، نشانهها، رنگها، علائم، تصاویر، و خلاصه هر آنچه در ارتباط گیری حاوی معناست. تا زمانی که پژوهشگر به معنای یک نماد یا عمل نمادین که از سوی کنشگری سرزده پی نبرده است، ادعای فهم رفتار باطل است. برای پی بردن به معنای عمل نمادین باید آن را از درون تفهیم کند، یعنی از دریچه دید کنشگر؛ و این جز با همدلی (empathy) ممکن نیست.
این شیوهء «وبری» بررسی کنش انسانها به انحای گوناگونی توسط مردم شناسان و جامعهشناسان بسط داده شده و یکی از حداقل روشهایی است که جهت مطالعه رفتار و پدیدههای مذهبی به کار رفته است. در هر صورت، نمادین بودن رفتار مذهبی انسان جامعهشناس دین را ملزم میکند که به نظامهای معنایی گروهها و افراد مورد مطالعه خویش وارد شده و در پرتو آن به فهم رفتار مذهبی بپردازد. این گونه رفتارها، به دیگر سخن، قابل مطالعه و طبقهبندی بر پایه رفتار آشکار افراد و یا پژوهشهای تجربی برکنده (detached) و عینی (Objective) نیست. جامعهشناس دین با توجه به این ملزومات علاوه بر مطالعه فلسفه، کیهان شناسی، الهیات و اسطورهشناسی سوژههای خود، به جدّ میکوشد تا به دنیای معانی آنان راه یابد و معنای تجربه تجربه دینی آنان را بفهمد.
مباحث مربوط به تعریف دین
یکی از دشوارترین مباحث پایه در جامعهشناسی دین ارائه تعریفی مناسب از دین است. البته میتوان کلاً از درگیر شدن در مباحث مربوط به تعاریف اجتناب کرد و به سبک برخی از جامعهشناسان تجربی دین در اوایل قرن حاضر در آمریکا – که کار خود را صرفاً در انجام مطالعات پیمایشی و سایر مطالعات آماری مربوط به رفتار مذهبی در جامعه آمریکا میدیدند – دین را مطابق با درکی که عامه از آن دارند فرض کرد. روش دیگر این است که با توجه به جلوههای گوناگون مذهب در فرهنگها و اعصار مختلف، در پی عناصر مشترکی بود که در همه ادیان دیده میشود و سپس بر پایه این «مشترکات» دین را تعریف کرد. ارائه تعریفی مناسب از دین محدوده مورد بررسی جامعهشناسی دین را روشن کرده و از ابهام و سردرگمی در مطالعه این پدیده جلوگیری میکند. در هر صورت، هر تعریف از دین احتمالاً در برگیرنده نکاتی خواهد بود که در این یا آن گرایش مذهبی موجود نبوده و یا برعکس مفهومی را که در دیانت دیگری اساسی است، دربرنخواهد داشت. در تعریف دین معمولاً دو مشکل عمده پدید میآید: اولاً، چگونه دین را تعریف کرد که مبتنی بر مفروضات و مفاهیم فرهنگ خودی نباشد؛ یا به عبارت دیگر تعریفی قوم مدار نباشد. ثانیاً، تعاریف موجود از دین به شدت به تئوریهای خاصی که تعریف کنندگان درباره دین ساختهاند وابسته است؛ لذا دو نظریه پرداز گوناگون که در قلمروی جامعهشناسی دین کار میکنند، با توجه به ملزومات تئوریک خود ممکن است دین را چنان متفاوت تعریف کنند که مقولههایشان به درستی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
