اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مردی در طوفان!
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 69
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مردی در طوفان!؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مردی در طوفان! با 98 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مردی در طوفان!:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مردی در طوفان! به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مردی در طوفان! با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مردی در طوفان! تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مردی در طوفان! :
تاریخ معاصر ایران، حاج شیخ فضل اله نوری را به پایمردی در راه عقیده و تشخیص سیاسی و دینی خویش به خوبی می شناسد و مخالفان وی، هر نوع اتّهامی به وی وارد کنند، او را عنصری زمانه باز و مُذَبذَب نمی شمرند. صلابت و مقاومتی که شیخ در برابر مرگ از خود نشان داد، شائبه هرگونه سست عنصری و تَذَبذُب سیاسی را از وی می زداید. افزون بر این، دوست و دشمن معترفند که شیخ از هوشی سرشار و فوق العاده برخوردار بود. مهدی ملکزاده، با وجود سَرگِرانی بسیاری که با شیخ دارد، در باره اش می نویسد: «گفته می شود از حیث معلومات و تبحّر در علوم دینی، از همه همگُنانش برتری داشته و بسیار فهیم و باهوش بوده و در قدرت استدلال در میان طبقه خود نظیر نداشته» است.(۱)
مقاله حاضر، جلوه هایی از آگاهی و درایت شیخ فضل اله را در عرصه پیچیده و پر سنگلاخ سیاست ایران در عصر مشروطیت، بازمی کاود.
می دانیم که شیخ، شاگرد برجسته دو فقیه بزرگ قرن سیزدهم: میرزای شیرازی و میرزا حبیب اله رشتی است. مورخان، میرزای شیرازی (پرچمدار نهضت تحریم) را «عقل حادی عشر»(۲) خوانده و بزرگترین کرامت وی را «عقل» او شمرده اند.(۳) توجه خاص میرزای شیرازی به شیخ فضل الله، و نیز تعریف شگفت محقق رشتی از دانش و دقت شیخ(۴)، مؤیّد عقل و اندیشه والای شیخ فضل اله است.
پرونده شیخ، نمونه های زیبا و شگرفی از دقت نظر وی را به نمایش می گذارد: عین السلطنه، از رجال مطلع قاجار، که شاهد نگارش یک مورد جواب استفتا توسط شیخ بوده می نویسد: «شیخ… قلم دست گرفته، با وجودی که خودش صحبت می کرد و دیگران هم صحبت می کردند، به قدری خوش مضمون و قشنگ نوشت که حقیقتاً تعریف و تمجید داشت و مثل این بود مدت ها روی کتاب نگاه کرده و از روی دقت و صبر بسیار نوشته باشد… خیلی زرنگ و متین است.»(۵)
این ویژگی، خصوصاً در بُعد سیاسی زندگی شیخ، برجستگی خاصی دارد. نمونه بسیار جالبی از دقت و احتیاط او در امور سیاسی اجتماعی را، می توان در تلگراف زیر دید که وی و سید عبداله بهبهانی در بحبوحه مشروطه اول، به آیت اله جوباره ای (از علمای اصفهان و دوستان شیخ) زده و طی آن، حلّ غائله وقت اصفهان (شورش مردم علیه حاکم وقت آن شهر: ظل السلطان) را از علمای بزرگ آن سامان خواسته اند.
پیش از ذکر تلگراف، توضیح این نکته ضروری است که، ایجاد دفعیِ مجلس شورا و مشروطیت در جامعه بسته و استبداد زده آن روز ایران که استعداد و ظرفیت کافی برای هضم رژیم دمکراسی پارلمانی را نداشت (در کنار فوایدی که داشت یا می توانست داشته باشد)، اختلاف ها و تضادهای کهنه افراد و گروه ها و همچنین احساسات خفته و بی مهار عناصر تندرو و آشوبگر را بیدار کرده و کشور را به سوی هرج و مرج و اغتشاش روزافزون سوق می داد. در چنین شرایطی، هم آوایی با شهرآشوبان و ناو راندن در دریای طوفانی احساسات (خام یا مغرضانه و سوداگرانه) گروه های خلق الساعه (که در پوشش آزادی خواهی و ستیز با استبداد عمل می کردند)، برای شخصیت هایی چون شیخ فضل اله منافع شخصی زیادی دربرداشت و احیاناً از آنها یک «قهرمان ملّی» می ساخت، اما مصلحت عمومی ملت و کشور اقتضا می کرد که مسائل مهم کشور، و از آن جمله: عزل و نصب حکام و مسؤولین دولتی، بسیار سنجیده و دور از احساسات انجام گیرد و درگیری ها و کشاکش های بلاد، با ظرافت و پختگی لازم حل و فصل شود، تا کشور در اثر توقّعات و فشارهای بی حساب این یا آن شخص و گروه، هر روز دچار مشکل و بلوایی تازه نشود، و در عین جلوگیری از مظالم و تعدّی حاکمان، حرمت و صلابت دولت برای انجام خدمات عمومی و ایجاد نظم و آرامش، حفظ شود.
متن تلگراف شیخ و بهبهانی به مجتهد جوباره ای، و مفاد توصیه ها و احتیاط هایی که در آن شده، حاکی از اندیشه و تدبیر بسیار پخته ای است که در حل معضلات سیاسی اجتماعی، می کوشد از احساسات غیر منطقی دور بوده و همه جوانب و زوایای پیچیده مسائل را در نظر بگیرد، تا به اصطلاح «نه سیخ بسوزد و نه کبابْ خام بمانَد»!
قرائن گوناگون، همچون انتخاب یکی از دوستان شیخ به عنوان مخاطب تلگراف مزبور و واسطه ابلاغ پیام به علمای اصفهان، و نیز مقایسه کلّی منش و روش شیخ و بهبهانی در سایر مقاطع و جریانات (که نشانگر تبعیّت بهبهانی در برخی موارد از جریانات افراطی و گروه های فشار، و امتناع همیشگی شیخ از دنباله روی گروه ها و جریان های مزبور است)، مجموعاً حاکی از نقش عمده و اساسی شیخ در تهیه متن تلگراف فوق و اتخاذ این روش پخته است. متن تلگراف به این شرح است:
«خدمت جناب مستطاب شریعتمدار آقای حاجی میرزا محمدمهدی سلّمه الله تعالی، چون حضرت حجه الاسلام آقای شیخ [فضل الله] دام افضالُه در بین ما ها سمت سلیقه سابقه شناسایی کامل به حالت بیغرضی و اصلاح و ملاحظات عمیقه جناب عالی دارند، محرمانه جناب عالی را برای عنوان این مطلب منتخب کرده تصدیع و زحمت می دهیم. خودتان ملتفت هستید در کارهای مشکل و بزرگ باید ملاحظه اطراف کار را کرده و ما را که امروز قصد داریم تقویت امور ملت به قوّت دولت کامل شود، سزاوار نمی دانیم بی تامّل در کاری اقدام شود که بعد ندامت بیاورد. وضع کار اصفهان مشکل شده، این دو روزه ماها تامّل و تفکر و ملاحظات و مذاکرات زیاد محرمانه فیمابین خودمان کرده ایم و می بینیم اگر قراری در این باب داده نشود که صحیح باشد، اسباب دلتنگی برای دولت فراهم می شود. می خواهیم مقام جناب مستطاب شریعتمدار آقای نجفی سلّمه الله را محفوظ بداریم که خدا نخواسته وهنی وارد نشود و خودمان دچار اشکال و زحمت کار ایشان نشویم. این طور خیال کردیم که ان شاءالله اگر بتوانیم از اعلی حضرت شاهنشاه استدعا بنماییم به ملاحظه این که حضرت والا ظل السلطان عزیمت فرنگ دارند و اگر به فرنگ هم نروند وجودشان در طهران برای کارهای دولت و ملت انفع و اَولی و اصلح است، کلیّهً از عزیمت انصراف به اصفهان منصرف باشند و برای عمل حکومتی اصفهان از اینجا و از دربار، نایب الحکومه به تصویب خودشان معیّن و روانه شود، که هم مقصود حضرات حاصل شده باشد، هم مقام ملاحظه سلطنت و دولت محفوظ مانده باشد، و هم در انظار ملاحظات اطراف کار شده باشد. مردم شکایت از حکومت حضرت والا دارند، در صورتی که خودشان مراجعت نکنند و از اینجا کسی معیّن شود بیاید رفع حاجتشان شده و دیگر اگر مردم باز حجه بگیرند لجاج خواهد بود و [از [قبیل این است کسی را از خانه خود بیرون کنند و بیرون هم که می رود بگویند حتماً باید اسم مِلکیّت را از او بردارند!
اگر این استدعا را دولت از ما قبول کند کاری بزرگ انجام داده ایم. جناب عالی بدون این که بدانند از جانب ماها اشاره شده، مذاکره کرده در صورتی که مطمئن شدید تلگراف فرمایید تا به مقام سوال و جواب و استدعا برآییم، و بهتر از این شِقّی به نظر نمی آید. فضل اله النّوری، محمدحسین، عبداله الموسوی.»(۶)
همین دقت نظر و ملاحظه جوانب کار، بلکه بسیار بیشتر، در پیشنهاد ابتکاری اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه (نظارت فائقه مجتهدین طراز اول بر مصوّبات مجلس) از سوی شیخ و همفکرانش اِعمال شد. در گزارشی که همان ایام پیرامون این امر به عضدالملک (رییس ایل قاجار، واسطه عرایض ملت و دولت) ارسال شد، می خوانیم:
«حضرت آقای حاجی شیخ فضل اله می فرمایند با حجج الاسلام جمیعاً در مجالس متعدده گفت وگوها کردیم و عقول و افکار فقیهانه ی خودمان را استعمال نمودیم. بعد از… تدبّر و تامّل، متفق القول و الکلمه صورتی املا و تقریر نمودیم وجرح و تعدیل ها و اصلاحات کامله به عمل آوردیم. مُحَصَّلِ آن مجالس و مقاولات(۷) را در صفحه [ ای [بیرون نویس نمودیم و ما حجج اسلام که حاضر بودیم و جمعی معتنابه(۸) از وکلای عظام و رییس معظّم مجلس محترم اتفاق کردیم بر آن صورت.
مطلب صمیمی من آن است که آن صفحه به همان صورت [در متمم قانون اساسی [مندرج شود، نه به تغییرات و تعبیراتی که داده اند و یا بدهند. حضرات آقایان عظام و حجج اسلام هم که، البته از قول و قرار و تعهّدی که آن مجلس با هم کردیم بر درج آن فصل بعینه، منصرف نخواهند گردید. هر وقت آن فصل قبول شد من در مقام امتثال اراده دوستاران و اوامر مطاعه ایشان حاضر هستم. والسلام»(۹)
شیخ، در عرصه اجتماع و سیاست، هرگونه تحرّک دشمن را در جبهه های فرهنگی و سیاسی، با درایت، زیر نظر داشت و به دیگران نیز توصیه می کرد: چشم سَر باز کنند، گوش قلب فرا دارند، و مُصلح را از مُفسد تمیز دهند!(۱۰) او، معتقد به «پیشگیری» از خطرات و به اصطلاح «علاج واقعه قبل از وقوع» بود و به ویژه «بر طبقه علما، خاصّه آنهایی که مبسوط الید باشند و زمام مهامّ جمهور به موجب [حدیث [«مجاری الامور» به یدِ آنهاست» فرض و «لازم» می شمرد که «حتّی المقدور، قبل از ابتلای به واقعه، علاج فرمایند.» این سخن شیخ به ناظم الاسلام کرمانی، که: «…ملای امروز باید عالم به مقتضیات وقت باشد، باید مناسبات دُوَل [سیاست جهانی [را نیز عالم باشد»(۱۱) دقیقاً نشانگر چهره یک شخصیت بلند نظر و «استراتژیست» است که می کوشد مسائل را در سطحی عمیق و کلان ببیند.
او «مرد بحران ها» بود و در نشیب و فرازِ امواجِ سهمگینِ اجتماعی و سیاسی نیز دقت نظر و دوربینیِ ویژه ی رهبری را از دست نمی داد. به گفته یک شاهد عینی: در لحظاتی که تفنگچیان مسلّح مشروطه، وی را به پای دار می بردند و انبوه مخالفین در میدان توپخانه هلهله می کردند، ناگهان خادمش را صدا زد و از او خواست که مُهرهای وی را در برابر چشم همگان، خورد کند! تا مبادا آن مُهرها، که نزد مردمْ اعتباری کلان داشت، پس از مرگش به دست شیّادان بیفتد و با آنها، علیه دیگران سَنَد سازی کنند!(۱۲)
بر آگهانِ به تاریخِ یک قرن اخیر، پوشیده نیست که: سیْرِ تاریخ مشروطه را، نه آخوند خراسانی و میرزای نائینی و سید عبدالحسین لاری و سید محمد طباطبایی و دیگر مشروطه خواهانِ مستقلّ و دینْ باور، بلکه عناصرِ سکولار و وابسته چون یپرم و حسینقلی خان نواب رقم زدند. شیخ، از همان آغاز این حقیقت تلخ را فهمیده و لبه تیزِ حمله و افشاگریِ خود را متوجه این گروه ساخته بود: «منشا این فتنه، فِرَقِ جدیده و طبیعی مشرب ها بودند که از همسایه ها [روس و انگلیس [اکتساب نمودند.»(۱۳) شیخ، در این زمینه سخنان بسیاری دارد. او مخالفان اصلی خود و مخرّبان واقعی نهضت را، عمدتاً در بین این دو گروه جست وجو می کرد، و امروزه نیز تحقیقات عمیق تاریخی بر درستی نظر وی مُهر تاکید می گذارد.
پیشنهاد «نظارتِ فایقه رسمی جمعی از مجتهدین طراز اول بر مصوَّبات مجلس» از سوی شیخ، که در اثر مبارزات خونبار او (با تغییراتی) به عنوان اصل دوم، در متمّمِ قانون اساسیِ مشروطه درج شد، و نقشی که این اصل در طول هفتاد و اندی سال پس از مشروطه، در بسترِ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران بازی کرد، بهترین شاهد بر دورنگری و تدبیرِ حساب شده و بموقعِ شیخ شهید است. می دانیم که شیخ فضل اله نوری، به «عدالتخانه» می اندیشید، اما وقتی که دریافت موجِ سهمگینِ مشروطه وارداتی، آن چنان نافذ و فراگیر شده که به هیچ وجه او را یارایِ مقابله با اساسِ آن نیست، در فکرِ «مهارِ» این موج افتاد و اصل مزبور را به صورت لگامی بر گردن «پارلمانتاریسم غربی» افکند. منطق شیخ در پیشنهاد این اصل، آن بود که:
«مملکت ایران، از هزار و سیصد و چند سال قبل که از آیین زردشتی به دین محمّدی (ص) شرف انتقال پذیرفته است، مجلس دارالشورای قائم دائم که امور جمهور اهالی را همواره اداره بکند نداشته است. امروز که این تاسیس را از فرنگستان اقتباس کرده، به همین جهت که اقتباس از فرنگستان است، باید علمای اسلام که عندالله و عند رسوله مسؤول حفظ عقاید این ملّت هستند، نظری مخصوص در موضوعات و مقرّرات آن داشته باشند که امری بر خلاف دیانت اسلامیه به صدور نرسد، و مردم ایران هم مثل اهالی فرنگستان بی قید در دین، و بی باک در فحشا و مُنْکَر، و بی بهره از روحانیّات واقع نشوند. این ملاحظه و مُراقبه، حسب التکلیف الشرعی، هم حالا که قوانین اساسی مجلس را از روی کتب قانون اروپا می نویسند لازم است، و هم… در جمیع قرن های آینده…»
شیخ از پا ننشست تا این اصل را از تصویب مجلس گذراند و چنانکه در «آخرین آواز قو» آوردیم، هنگام تصویب آن فرمود: «الآن طاب لی الموت!» یعنی: حالا دیگر مرگ بر من گواراست! جالب است که: با مرور بر تمامیِ نهضت های مرجعیت شیعه در ایران در فاصله قتل شیخ تا پیروزی انقلاب اسلامی می بینیم که «دستمایه قانونیِ» فقهای مبارز برای ورود «مقتدرانه» به عرصه مبارزات اجتماعی و مطالبه قانونیِ اصلاحات در نظام سیاسی کشور، همواره همین اصلی بوده است که شیخ شهید به عنوان اصلی جاوید و حاکم بر مواد دیگرِ قانون اساسی، در پگاهِ مشروطه پیشنهاد داده و با مبارزات خونبارش مایه درج آن (هرچند با تغییراتی) در متن قانون شده است.
شهید مدرّس، به استناد همین اصل بود که از سوی علمای نجف برگزیده شده، از اصفهان به تهران آمد و با حضور مقتدرانه در مجلس شورا، فعالیت سیاسی خویش را در پایتخت آغاز کرد. حاج آقا نوراله اصفهانی و همفکران مبارز وی، با تکیه بر همین اصل بود که در اوایل سلطنت پهلوی، درفش قیام اسلامی را بر ضدّ رژیم دیکتاتوری برافراشتند و شاه و دولت را مجبور به پذیرش درخواست های اصلاحی خویش نمودند (که البته با مرگ مشکوک حاج آقا نوراله و نبودنِ بدیل مناسبی برای رهبریِ آن حرکت پرشکوه، پس از وی چراغ قیام فرو مرد). همچنین، پس از خروج رضا خان از کشور، این اصل، مورد استفاده دو مرجع گرانقدر، حاج آقا حسین قمی و حاج آقا حسین بروجردی قرار گرفت و با استناد به آن، لغو دستور منع حجاب رضا خانی و نظارت فقهای طراز اول را بر مصوَّبات مجلس از دولت خواستار شدند.
این ماجرا در دوران نهضت و انقلاب اسلامی اخیر نیز تکرار شد. امام خمینی، خود در طول دوران پهلوی (و حتی پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی) کراراً برای نفی مشروعیت رژیم پهلوی و مصوّبات مجلسین شورا و سنا در عصر ستم شاهی، به عدمِ اجرایِ اصل طراز اول استناد می کردند. حتی خسرو روزبه، مبارزِ مشهور چپ، نیز زمانی که می خواست مبارزاتِ حادّ خود بر ضدّ رژیم شاه را توجیه کند، از غیر قانونی بودنِ قوانینِ کشور به علتِ عدمِ اجرایِ اصل طراز اول سخن گفت و به نقش مجتهدینِ ناظر به قوانین مجلس در ردّ لوایح استعماری اشاره کرد.(۱۴) این بذری بود که شیخ پاشیده و نهالی بود که او غرس کرده بود.
بی جهت نیست که دشمن نیز در ترفندها و اقدامات خود، بیش و پیش از همه شخصیت شیخ فضل اله را هدف گرفته و می پایید، چنانکه، در جریان حذف توطئه آمیزِ قید «اسلامی» از عنوان مجلس شورا (که کاردار سفارت انگلیس «مستر گرانت داف» در آن دست داشت) استدلالِ توطئه پردازان، این بود که: «شاید یک زمانی مانند شیخ فضل اله ملایی پیدا شود که… همه اهل مجلس را تکفیر و لااقل تفسیق کند، آن وقت محرّک مردم شود که کافر و فاسق را به مجلس اسلامی چه کار است….»(۱۵)
میرزای نائینی نیز، همچون شیخ فضل الله، «مشروعیتِ» کارِ مجلس و اعتبارِ «شرعیِ» مصوّباتِ آن را برپایه منطقِ ولایت فقیه د
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
