خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مردم چشم دارند!
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مردم چشم دارند! قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مردی در طوفان!
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مردی در طوفان! قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
20ساعت
43دقیقه
32ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تمنای روشنفکر دینی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 70

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تمنای روشنفکر دینی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تمنای روشنفکر دینی شامل 92 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل تمنای روشنفکر دینی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل تمنای روشنفکر دینی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تمنای روشنفکر دینی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تمنای روشنفکر دینی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تمنای روشنفکر دینی :

عصرها و نسل ها به کوتاهی هر چه بیشتر رو به اصلاح و دگرگونی دارند، اما مکتب ها و ادیان هر چند صد سال و هزار سال تغییر می کنند. اگر این موضوع به درستی بررسی می شد و علل و عواملش به دست می آمد، شاید بسیاری از بحث های مربوط به روشنگری و اصلاحات دینی، شکل دیگری به خود می گرفت.

اختلاف میان مقوله «امروز دینی» با «دین امروزی» که از زمین تا به آسمان است، به همین نکته اساسی باز می گردد. آنچه که در سیر تحولات تاریخی جوامع بشری گذشته، نمودار روشنی از این حقیقت است که ایدئولوژیک کردن یک روزگار، بسیار مسبوق تر از روزگاری کردن مکاتب و ایدئولوژی ها بوده است. بسیاری از کسانی که به عنوان روشنفکر دینی درصدد ارایه یک قرائت جدید از دین هستند یا به نحوی قصد سنجش گوهر مبانی دینی با دگرگونی های روزگار را دارند، در نهایت به ورطه نفی ضرورت های دینی فرو می روند. کار تقلای ایجاد دگرگونی های مدرن در بنیادهای ثابت دینی، چه مغرضانه صورت گیرد و چه محققانه، براساس تجارب عمده تاریخی، از بررسی و تحقیق، به نفی و انکار کشیده است. بررسی ریشه ها و علل این واقعیت تأنی و تامل بسیاری را طلب می کند.

سعی گروه ها و جریان های روشنفکری مختلف معاصر، هر کدام به نوعی با مقوله ایدئولوژی انقلاب اسلامی بر خورد کرده اند و برخی از این جریانات عمدتاً سعی در تقدس زدائی، سکولاریزاسیون و به تعبیری خنثی سازی اندیشه معنوی انقلاب داشته اند؛ در مقاله حاضر این موضوع مورد پژوهش قرار گرفته است.

برداشت های روشنفکری از اندیشه انقلاب اسلامی، تماماً از نسبتی متاثر است که با «تجدد غربی» برقرار کرده اند. به گمان غرب گرایان، غرب شکل عینیت یافته مدرنیته است؛ بنابراین، ضدیت انقلاب با الگوی «غربی شدن» به مثابه ضدیت با مدرنیته و عمده ترین مانع توسعه تلقی می شود. طبیعی است که روشنفکری غرب گرا با چنین برداشتی تاب تحمّل انقلاب اسلامی را نداشته باشد و به تکاپوی از میدان به در کردن آن برآید. این هدف در ابتدا با برنامه «حذف فیزیکی» انقلاب و سلطه بر مراکز تصمیم گیری و نهادهای مدنی تعقیب شد؛ لیکن نافرجامی در این برنامه، آنان را به کانون های اصلی انقلاب اسلامی معطوف کرد. مهمترین نیروی محرکه انقلاب اسلامی، اندیشه معنویت خواهی است که بعد از نافرجامی برنامه حذف فیزیکی، تمام توجه ها به آن معطوف شد؛ زیرا انقلابی که بتواند در برابر حجم گسترده ای از برنامه های براندازی مانند درگیری های فرقه ای و قومی ماجرای کردستان، گنبد و… و مبارزه مسلحانه گروهک های ضد انقلاب، کودتاهای نظامی، محاصره اقتصادی و جنگ تحمیلی عراق مقاومت کند، لاجرم از کانون فکری توانمندی بهره مند است. مادامی که اندیشه انقلاب در ذهن نیروهای انقلابی و مردم فعال باشد، راه بر غربی شدن مسدود است؛ بنابراین اندیشه معنویت خواهی باید «خنثی» شود تا انقلاب، پشتوانه فکری خود را از دست بدهد.

غرب گرایان، زمانی دریافتند که پروژه خنثی سازی اندیشه انقلاب، از سنخ دیگری است که با شکست پروژه حذف فیزیکی مواجه شدند. آنان به این نتیجه رسیدند که پایه های فکری انقلاب، ریشه دارتر از آن است که بتوان آن را از طریق کودتای نظامی و درگیری مسلحانه و ایجاد هرج و مرج، بر هم زد؛ افزون بر این که بر ناتوانی فکری خود نیز بیشتر واقف شدند و بر لزوم کار فکری گسترده تاکید کردند:

«جریان روشنفکری ایران از سال های ۶۳ ۱۳۶۲ [یعنی بعد از دوره حذف فیزیکی انقلاب [یک نوع باز اندیشی و روی آوردن به کار فرهنگی را آغاز کرد. اینها را شما در مجموعه کتاب هایی که بیرون آمد، روزنامه ها و مجلاتی که زمانی احتمالاً ادواری بود، آرام آرام می بینید؛ یعنی شما اگر بیایید از سال ۱۳۶۳ عناوین کتاب هایی [را [که در ایران درآمده نگاه کنید، اصلاً با آن چیزی که در گذشته وجود داشته قابل مقایسه نیست.»(۱)

مجریان پروژه خنثی سازی

پرسش اساسی آن است که انجام پروژه خنثی سازی اندیشه انقلاب توسط کدام جریان روشنفکری ممکن خواهد بود؟ کهنسالی و ضعف قوای عاقله لائیک ها که تا پیش از انقلاب، جریان مسلط بودند و نخبگان سیاسی دولت مدرن پهلوی از میان آنها انتخاب می شدند، توان برداشتن چنین گامی را نداشتند:

«این فقر تئوریک بود که در آستانه انقلاب، مثلاً روشنفکر لائیک جامعه نمی دانست چکار باید بکند. شاید خیلی حرف های اساسی هم داشت؛ ولی نتوانسته بود هیچ جریان فکری در جامعه راه بیندازد.»(۲)

انجام پروژه خنثی سازی توسط آن دسته از گروه های روشنفکری ممکن خواهد بود که به اندیشه معنویت خواهی نزدیک ترند؛ لیکن به دلیل داشتن بنیاد فکری سکولاریستی، دل در گرو غربی شدن و معنویت زدایی دارند. این گروه «روشنفکری دینی» است. روشنفکری دینی، پدیده مدرن بعد از انقلاب است و آنچه در گذشته وجود داشت، غیر از روشنفکری لائیک (غیر مذهبی)، جریان روشنفکری اسلامی بود. روشنفکر دینی برخلاف روشنفکر اسلامی که در مقام روی آوردن مردم به آموزه های اسلامی بود درتکاپوی گذارجامعه به دنیای مدرن است. دغدغه او نه اسلام که مدرنیته است و وظیفه و کارکرد اصلی خود را در قالب پروژه «تحقق و بسط مدرنیته» معرفی می کند. او اگر به مباحث دینی می پردازد از روی دغدغه دینداری نیست؛ بلکه چون در جامعه دین مدار زندگی می کند و به گمان او «دین مداریِ» جامعه، مانعی برای بسط مدرنیته است، می کوشد این مانع مرتفع شود. به این ترتیب، راه برای سکولاریزه کردن (گریز از معنویت گرایی) جامعه ایرانی هموار می شود. روشنفکر دینی، وجه سلبی مدرنیزاسیون را که خنثی سازی اندیشه دینی است، بر عهده دارد و راه را برای بازگشت لائیک ها و تفکر غیر دینی باز می کند؛ اما وجه اثباتی آن بر دوش سکولارهای غیرمذهبی است. بنابراین بیشترین چالش های فکری در باب اندیشه معنویت خواهی از ناحیه روشنفکری دینی است.

«در یک جامعه دین مدار یعنی جامعه ای که دین در گستره عمومی نقش مهم و تعیین کننده ایفا می کند و برای مثال منبع مشروعیت، قانون گذاری و غیره است، روشنفکران به دلیل این که روشنفکرند، لاجرم باید به دین عطف نظر کنند، چرا که رسالت روشنفکر «نقادی» است و روشنفکر لاجرم باید ایده ها و ساختارهای موضوع نقادی خویش را از جامعه خود و به تناسب اهمیتی که در حیات فکری و اجتماعی جامعه مربوطه دارند، برگیرند. بنابراین، توجه روشنفکر به دین، توجهی بالعرض و ناشی از مقتضیات تاریخی جامعه اوست؛ یعنی روشنفکر از آن حیث که روشنفکر است به دین به منزله جزئی از اجزای فرهنگ یا سنت می نگرد و توجه او به دین در ذیل پروژه اصلی وی، یعنی تحقق و بسط مدرنیته صورت می گیرد…؛ حال آن که «روشنفکر دین، بالذات روشنفکر است و در مقام بسط پروژه مدرنیته است؛ بنابراین، فرایند بازخوانی و بازسازی دین، برای او از فروع پروژه «بسط مدرنیته» است. او سنت را مورد بازخوانی و بازسازی قرار می دهد تا یکی از موانع تحقق پروژه مدرنیته را مرتفع کند.»(۳)

در این نوشتار پاره ای از پروژه خنثی سازی (پروژه رفع موانع و بسط مدرنیته) که عمدتا از ناحیه روشنفکری دینی طرح شده، بررسی می شود. تمام چالش های فکری این گروه از غرب گرایان، معطوف به خنثی کردن کارکردهای اندیشه معنویت خواهی در ایران امروز، و استفاده ابزاری از آن برای گذار به مدرنیته است.

۱. بازخوانی برای سازگاری با زمانه

«بنیاد گرایی اسلامی» برای معنویت خواهان، به مثابهِ روشی برای تفسیر جدید از زیست بشری است. مقتضیات زمان، واقعیتی انکارناپذیر است و باید بر مبنای آموزه های دینی در آن تصرف کرد تا راه گذار معنوی جامعه هموار شود. به تعبیر دیگر، آنان در پی «امروزِ دینی» هستند نه «دین امروزی». برای روشنفکر غرب گرا، امروزی شدن اهمیت دارد و امروزی بودن هم به معنای «غربی شدن» است. امروز هم برایِ جامعه ما مساله ای که مطرح است، همین «امروزی بودن» است؛ چون وقتی درباره تجدد فکر می کنیم، باید ببینیم این مفاهیمی که امروز با آن زندگی می کنیم، چه قدر امروزی اند؛(۴)

بنابراین اگر دین بخواهد در فرآیند امروزی شدن ایرانیان باقی بماند، باید با زمانه و مقتضیات آن سازگار شود.(۵) سازگاری دین هم در آن است که مبنایی برای مشروعیت نهادهای سیاسی و اجتماعی نباشد و بسیاری از کارکردهایش را به عقلانیت مدرن واگذارد. جز این چاره ای برای دین در دنیای جدید نیست و این مطلب یک ضرورت زمانه است که باید دینداران انقلابی بپذیرند.

«بنابراین به بسیاری از کسانی که هنوز در عهد کلینی و مجلسی ها سیر می کنند و به قول شریعتی اسلام شناسند، اما متعلق به این قرن نیستند، باید از قول مصلح بزرگ دنیای اسلام، علامه اقبال نهیب زد که: دیدن دگرآموز و شنیدن دگرآموز.»(۶)

به این ترتیب، پروژه بازخوانی، برای غرب اندیشی جامعه انقلابی، کوتاه آمدن از معنویت خواهی است. دنیای جدید، زبان دین مدارانه کلینی و مجلسی ها را درک نمی کند. آن چه قابل فهم است، زبان ما کیاولی و هابزی است. افق دنیای جدید با افق دنیای کلینی و مجلسی تفاوت های بنیادی دارد.

۲. تئوریزه کردن دگر اندیشی

لزوم دگراندیشی و این جهانی فکر کردن، بدون توجیه عقلانی در برابر اندیشه معنویت خواهی، سست و بی اساس است. پیش از انقلاب، این توجیه از طریق ایدئولوژیک کردن دین (کار دکتر شریعتی) اتفاق افتاد؛ ولی دینِ ایدئولوژیک نتوانست در برابر موج بنیادگرایی اسلامی مقاومت کند؛ لذا دگراندیشی و غرب اندیشی از جامعه ایرانی پس زده شد. پس از انقلاب، ضرورت دگراندیشی در قالب جدیدتری وارد میدان شد. این بار از زاویه فلسفه علم و معرفت شناسی، یعنی از طریق تئوریزه کردن و نظریه پردازی، بر لزوم دگراندیشی تاکید کردند. مطابق این رویکرد برای فهم دینی به فهم معرفت های عصری نیازمندیم؛ زیرا میان فهم ها، اولاً ارتباط دوطرفه برقرار است و ثانیاً فهم ها عصری اند. فهم دین به فهم های برون دینی نیازمند است و فهم برون دینی هم چیزی غیر از دگراندیشی نخواهد بود؛ بدین ترتیب، اندیشه معنویت خواهی از رجوع مستقیم به آموزه های اسلامی باز می ماند.

رویکرد جدید، درقالب نظریه «قبض و بسط تئوریک شریعت» تبیین شده است. نظریه پرداز آن با وجود اعتقاد به عدم ارتباط بایدها و توصیه ها با هست ها، از بنیاد گرایان می خواهد که به دلیل عصری بودن معرفت ها (مقوله هست)، عصری فکر کنند و دگراندیش باشند (مقوله باید). او می پذیرد که کار معرفت شناسی توصیف است، نه توصیه:

«معرفت شناسان، فتوا نمی دهند که خوب است رو به کمال آورید یا شتاب خود را بکاهید یا بیفزایید و نیز داوری نمی کنند که فلان رای خطاست و فلان رای دیگر صواب. آنان فقط توصیف می کنند.»(۷)

با این وصف، بر مبنای یک اصل معرفت شناسانه، از دینداران می خواهد که عصری بیندیشند و عصراندیشی هم در غرب اندیشی است و در غرب اندیشی هم معنویت خواهی جایگاه عقلانی ندارد.

«لذا نهایتاً به عنوان یک حکم کلی می توان چنین گفت که تمام معارف دینی به معرفت های بیرونی مستند است و هیچ فهم دینی وجود ندارد که از فهم غیر دینی در سطوح مختلف، مستقیم و غیر مستقیم کمک نگیرد و ثبات و تحول فهم دینی به ثبات و تحول فهم های بیرونی مستند است(۸) و چون دعوت به تجدید و تخلیه ذهن، دعوتی عبث و زیانمند است، محققان را به جای دعوت به بی عصری و بی نظری، باید به عصری شدن و نظر ور شدن ترغیب و توصیه کرد. از یک سو عصر باید دینی شود؛ یعنی آداب و آمال مردم عصر باید جامه دین بپوشد و از سوی دیگر، دین باید عصری شود؛ یعنی معارف عصر در حفاری معانی شریعت به کار گرفته شود.»(۹)

در پشت این نگاه ایدئولوژیک به اصول معرفت شناسی، عصبیت غرب زدگی نهفته است و از جامعه ایرانی می خواهد، خواسته یا ناخواسته دگراندیش باشند. آن هم نه هر نوع دگراندیشی، بلکه فهم بیرونی که از سنخ مدرنیستی باشد، نه فهم پست مدرنی که به نفی مدرنیته روآورده است. نگاه ایدئولوژیک معرفت شناسانه، نمی خواهد بپذیرد که معرفت عصری به دگراندیشی و معرفت مدرنیستی منحصر نیست. اندیشه معنویت خواهی که توانسته است در دنیای جدید نهضت فکری به راه اندازد، جزئی از فهم های عصری است. به هر حال، نگاه ایدئولوژیک «قبض و بسطی»، به دلیل جدید بودنش، دوره ای دارد و چند صباحی دینداران انقلابی را به خود مشغول می کند؛ گذر زمان و تکاپوی معنویت خواهی، حقیقت این نگاه را آشکار خواهد ساخت.

۳. شریعت زدایی

بنیاد اندیشه معنویت خواهانه معطوف به دین وحیانی، بر شریعت است؛ زیرا دین وحیانی از پیروان خود، عبودیت و بندگی خداوند را خواستار است و آیین عبودیت را شریعت بیان می کند. شریعت اسلامی، مومن مسلمان را در متن جامعه قرار می دهد و او را به عنصری فعال و تأثیر گذار تبدیل می کند. آنچه یک عالم مسلمان را درباره رویدادهای سیاسی و اجتماعی جهان اسلام حساس می کند، شریعت اسلامی است؛ زیرا شریعت اسلامی برای مومن مسلمان، آیین چگونه زیستن توام با عبودیت را به ارمغان آورده است؛ بنابراین، نهضت اسلامی ایران بدون شریعت اسلامی، معنای محصّلی پیدا نمی کند. از این رو، یکی از تلاش های روشنفکری، کم رنگ کردن و به حاشیه بردن عنصر شریعت از ایمان اسلامی است. این رویکرد به اشکال گوناگون بیان شده است. گاه گفته شده که شریعت اسلامی، گوهر دین نیست؛ بنابراین، می توان دیندار غیر متشرع بود؛ حال آن که هر دین وحیانی، یا شریعت جدید آورده، یا مردم را به شریعت دین گذشته تبلیغ کرده است. ترجمه «دیندار غیر متشرع»، دینداریِ عاری از عبودیت است. دینی که مردم را به بندگی خداوند دعوت نکند، پیام دیگری ندارد و از دینی که عاری از شریعت باشد، چیزی باقی نمی ماند؛ بلکه شریعت، مانع تحریفات و تصرفات دنیا طلبان در دین می شود؛ چنان که از هنگام نفی شریعت در مسیحیت به وسیله پولس، دینِ نصارا در تاریخ خود همواره دستخوش تغییرات جدی بوده است.

گاه، شریعت را جزئی از گوهر دین دانسته اند؛ لیکن، گوهر دین را به قدری تقلیل داده اند که چیزی از آن باقی نمی ماند. مهمتر آن که چنین تقلیلی، نه از روی آموزه های اسلامی که بر مبنای اندیشه مدرن اتفاق افتاده است. بنابراین می توان گفت که گوهر دین به قدر فراخی ا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.