خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کشکوئیه در انقلاب
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کشکوئیه در انقلاب قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی، رژیم صهیونیستی و استراتژی جنگ پست مدرن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی، رژیم صهیونیستی و استراتژی جنگ پست مدرن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
07دقیقه
03ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قیام مسلحانه ی علی پهلوی بر ضد محمد رضا پهلوی (قسمت آخر)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 54

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل قیام مسلحانه ی علی پهلوی بر ضد محمد رضا پهلوی (قسمت آخر) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل قیام مسلحانه ی علی پهلوی بر ضد محمد رضا پهلوی (قسمت آخر) شامل 103 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل قیام مسلحانه ی علی پهلوی بر ضد محمد رضا پهلوی (قسمت آخر):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل قیام مسلحانه ی علی پهلوی بر ضد محمد رضا پهلوی (قسمت آخر) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قیام مسلحانه ی علی پهلوی بر ضد محمد رضا پهلوی (قسمت آخر) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قیام مسلحانه ی علی پهلوی بر ضد محمد رضا پهلوی (قسمت آخر) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل قیام مسلحانه ی علی پهلوی بر ضد محمد رضا پهلوی (قسمت آخر) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل قیام مسلحانه ی علی پهلوی بر ضد محمد رضا پهلوی (قسمت آخر) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل قیام مسلحانه ی علی پهلوی بر ضد محمد رضا پهلوی (قسمت آخر) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قیام مسلحانه ی علی پهلوی بر ضد محمد رضا پهلوی (قسمت آخر) :

قیام ۱۵ خرداد، نقطه ی عطفی در تاریخ مبارزات ملت ایران بود. کشتار مردم در آن روز به دست ارتش شاه، مرحله ی نوینی در شیوه ی مبارزاتی ملت ایران پدید آورد و عدم کارایی مبارزات مسالمت آمیز و پارلمانتاریستی را به درستی آشکار کرد. این واقعیت اذهان و اندیشه ها را به سوی خود کشید که شاه و درباری ها، جز زبان زور نمی فهمند و با آنان تنها با زبان سرب و گلوله می توان سخن گفت. از این رو، اندیشه ی مبارزات قهرآمیز در میان اقشار و طبقات گوناگون جامعه رشد کرد و ریشه دوانید. از کسبه و بازاری تا طلبه و روحانی و دانشگاهی به قیام مسلحانه روی آوردند و جنبش های قهرآمیز یکی پس از دیگری پدید آمد. حرکت مسلحانه ی گروه بخارایی که به اعدام انقلابی حسنعلی منصور، نخست وزیر آن روز کشیده شد، خیزش خود جوش رضا شمس آبادی، آن فرزند رشید اسلام در کاخ مرمر در ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ که لرزه بر اندام شاه افکند، کشف گروهی زیر نام حزب ملل اسلامی که در تدارک اسلحه و مواد منفجره برای دست زدن به قیام مسلحانه بودند، نیز جنبش های چریکی از سوی گروه های مختلف مانند گروه سیاهکل، فدائیان خلق، مجاهدین خلق، گروه اباذر، مهدویون، منصورون و… از پدیده هایی بود که در پی قیام ۱۵ خرداد به وجود آمد و گسترش یافت.

به دنبال طرح حکومت اسلامی از سوی امام در سال ۱۳۴۸ در نجف اشرف، مبارزان مسلمان با انگیزه ی جدی تری به حرکتهای قهرآمیز برخاستند و مبارزه بر ضد رژیم شاه را پی گرفتند. بسیاری از آنان حتی در مرحله ی بازجویی و محاکمه نیز اعتراف کردند که هدف آنان از خیزش و جنبش تشکیل حکومت اسلامی بوده است.

چنانکه در شماره ی قبل هم آورده شد، حرکت مسلحانه بر ضد شاه و رژیم شاهی به دربار نیز سرایت کرد و عناصری از نورچشمی ها و جوانان درباری که از اوضاع ناخشنود بودند، به مبارزه با شرایط موجود برخاستند و به قیام مسلحانه دست زدند.

علی پهلوی پسر شاهپور علیرضا پهلوی، همراه بهمن حجت کاشانی از ناراضی های دربار و هیأت حاکمه ی آن روز ایران بودند که در سال ۱۳۵۰ برنامه ای را برای براندازی رژیم پادشاهی تدارک دیدند و تا مرحله ی برخورد مسلحانه پیش رفتند. آنها نخست به خرم دره که منطقه ای کوهستانی در نزدیکی زنجان و ابهر می باشد کوچ کردند و پس از مدتی تبلیغات در میان روستائیان بر ضد شاه، حجت کاشانی، همراه همسر و فرزندان خود به ارتفاعات خرم دره صعود کرد و در میان یک غار سنگر گرفت. تلاش ساواک و دربار برای بازگردانیدن او از کوه و کشانیدن او به زندگی عادی نتیجه ای نداد. درباری ها و مقامات ساواک با آگاهی از روحیه ی دینی علی پهلوی و حجت کاشانی به برخی از روحانیان منطقه که از افراد ساده اندیش و یا خود باخته بودند، متوسل شدند و ملای روستای خرم دره را برای مذاکره و پند و اندرز به پناهگاه حجت کاشانی فرستادند و به گفتگو با نام برده واداشتند. لیکن از این ترفند نیز طرفی برنبستند. در یکی از گزارش های ساواک زنجان درباره ی حجت کاشانی و علی پهلوی آمده است:

تحقیقات انجام شده حاکی است بهمن حجتی کاشانی از مدتها قبل [ درصدد] مبارزه با افراد بی دین بوده و عقیده مند است که مانند پیامبر اسلام وظیفه دارد مردم را به راه راست هدایت و از گمراهی آنها جلوگیری کند و چندین بار نیز در مورد عدم ارشاد مردم به [وسیله] روحانیون اعتراض و از جمله خاطر نشان ساخته که رادیو و تلویزیون و چای حرام است و باید توسط روحانیون تحریم گردد و حتی سماورها و رادیوهای کارگران خود را معدوم نموده است.

یاد شده، کلیه ی درآمد مزرعه و مستمری اهدائی پرفسور عدل (ماهانه ۱۵۰۰۰۰ ریال) را صرف کمک به افراد مستمند نموده و از این طریق بین آنان محبوبیتی کسب نموده است. یاد شده از چندی قبل به اطرافیان خود خاطرنشان ساخته چون در طول اقامت خود در خرم دره نتوانسته مردم را به راه راست هدایت و آنها را مجبور به اطاعت از مبانی اسلامی نمایم لذا مانند پیامبر هجرت نموده و در فرصتی مناسب جهاد خواهم نمود.

وی در محل اقامت خود در کوه از کمک روستائیان بهره مند شده و برابر اطلاع واصله همسر خود را که افلیج است روی دستها بلند کرده و یا حسین می گوید و به سه فرزند خود تلقین نموده چنان که شما و همسرم بمیرید به بهشت می روید

بهمن حجت کاشانی پس از مدتی زیستن در ارتفاعات یاد شده در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۵۴ بنا بر گزارش ساواک تنها و بدون همسر و فرزندان وارد کشتزار خود در خرم دره می شود و چند تن از کارگران خود را به گلوله می بندد که دو تن از آنان به نام های غلام و عین الدوله از پای در می آیند، یک تن زخمی می شود و یک تن دیگر آسیبی نمی بیند. به نظر می رسد علت دست زدن او به این عمل روی ذهنیت نسبت به کارگران بوده است که از سوی ساواک به عنوان منبع و به نام کارگر در کنار او گماشته شده بودند.

نام برده پس از به گلوله بستن چند تن از کارگران با وسیله ی نقلیه ای که علی پهلوی در اختیار او قرار می دهد، به جانب تهران حرکت می کند تا به ترور چند تن از مقامات دولتی مانند امیر عباس هویدا نخست وزیر، امیر اسدالله علم، خسرو جهانبانی، عبدالعزیز فرمان فرمائیان، قره گوزلو و پرفسور عدل دست بزند. اینکه نام شاه در لیست او نیامده است، شاید به علت عدم دسترسی او به کاخ سلطنتی و شخص شاه بوده است. در یکی از گزارش ها در میان کسانی که قصد ترور آنان را داشته نام فرح دیبا نیز آمده است.

در پی حرکت او به جانب تهران یکی از کارگران کشت زار او در خرم دره بی درنگ ماجرا را به شهربانی گزارش می کند. شهربانی خرم دره نیز به وسیله ی بی سیم، شهربانی و ژاندارمری ابهر را در جریان قرار می د هد و بی درنگ به بستن راه ها دست می زنند. حجت کاشانی که راه ها را در کنترل و محاصره ی مأموران می بیند، ماشین را در میان راه رها می کند و از بیراهه خود را به تهران می رساند و به منزل یکی از دوستان دیرینه ی خود به نام تاجدار می رود و قصد خود را برای ترور شماری از مقامات دولتی با او در میان می گذارد و از او برای اجرای این نقشه کمک می خواهد. نام برده به بهانه ی اینکه با یک نفر انگلیسی قرار ملاقات دارد، از منزل بیرون می آید و جریان را به پرویز ثابتی (رئیس وقت ساواک تهران) و برخی ازمقامات دربار خبر می دهد. مأموران ساواک و نیروهای انتظامی و مأموران کمیته ی مشترک ضد خرابکاری، بی درنگ منزل تاجدار را در آریا شهر محاصره می کنند و با حجت کاشانی درگیر می شوند. او در برابر مأموران، به مقاومت مسلحانه دست می زند و پس از ساعتی درگیری و تبادل آتش بنا بر گزارش ساواک در ساعت ۱۲:۱۵ روز ۱/۲/۵۴ بر اثر تیراندازی مأمورین کشته می شود و دو قبضه سلاح کمری و یک قطار فشنگ از او به جای می ماند. آقای تاجدار که خود از منابع ساواک و رئیس قسمت اقتصادی بانک مرکزی بوده است، در مصاحبه ای با مقامات ساواک پیرامون بهمن حجت کاشانی چنین اظهار نظر کرده است:

بهمن حجت کاشانی در این اواخر خیلی افراطی شده بود و مرتب از دین و خدا و قرآن صحبت می کرد و می گفت معامله با دولت حرام است. حتی من برای او حواله ی بذر [بزر] یونجه گرفتم لیکن او از بازار آزاد بذر [بزر] خرید آن هم به قیمت گران تر. درست پانزده روز بعد بود که بهمن به منزل من آمد و گفت من به اتفاق کاترین و بچه ها تصمیم دارم به غار بروم شما هم بیایید با ما در غار زندگی کنیم که من پاسخ مخالف دادم و مدتی در این زمینه با هم بحث نمودیم. در پایان، بهمن به من گفت من هجرت می کنم و سپس در فرصت مناسب جهاد خواهم نمود… تا روز ۱/۲/۵۴ که صبح زود برای راه پیمایی از منزل خارج شدم. در ساعت ۶:۳۰ به منزل مراجعت نمودم دیدم در منزل من است. گفت من ۴:۰۰ صبح به تهران رسیدم و در مسجد آریاشهر نماز خواندم و از من خواست که با هم در تراس منزل خصوصی صحبت کنیم سپس اضافه نموده دوشب قبل از خرم دره آمدم ابهر که بیایم تهران و بین راه مأمورین چند مرتبه آمدند ماشین ما را بازدید نمودند و مرا ندیدند و یک شب در یک غار ماندم و امروز صبح به تهران رسیدم و موضوع کشتن چهار نفر را شرح داد و گفت اول رفتم به طرف ابهر و چون دیدم ژاندارم ها جمع هستند من راهم را تغییر دادم. سپس گفت هم اکنون نوبت شما است.

متعاقب آن گفت من این اشخاص را خواهم کشت. شما را، پرفسور عدل، پدرم، خسرو جهانبانی، عبدالعزیز فرمانفرمائیان، مهندس مجد، آقای علم، آقای نخست وزیر، قره گوزلو، فرهاد وارسته رئیس دفتر والاحضرت شهناز و اشاره نمود از بچه هایم خبر ندارم که مرده یا زنده اند.

من گفتم با یک انگلیسی ملاقات دارم باید بروم و گفت به پرفسور عدل بگو من اینجا هستم من آمدم بانک سکرتری روزنامه ای آورد و گفت حجت کاشانی را بخوان دیدم بله سرهنگ رضائی نیز کشته شده است.

که من به بازرس شاهنشاهی و آقای ثابتی تلفن زدم و موضوع را گفتم حدود ساعت ۰۹:۰۰ بود که آقای ثابتی گفتند بهتر است خانم و بچه ها را به طریقی از منزل خارج کنید که من به وسیله ی خواهر خانم این کار را کردم و در هنگام عملیات کسی در خانه نبود من در اداره تصمیم داشتم ظهر بروم منزل مادر بهمن و او را که بهمن از وی شنوائی دارد، به منزل خود ببرم.

بهمن آن روز به من گفت حزب رستاخیز درست می کنید و به مردم با زور می گوئید بیائید عضو شوید گفتم چرا نخست وزیر را می خواهی بکشی گفت نخست وزیر عامل دست است و در مورد طرح خود بسیار مصمم بود. کاترین عدل نیز در مذهب افراطی بود و می توانست جانی ترین فرد باشد. ضمناً بهمن و کاترین توطئه چیده بودند که شهبانو را ترور کنند.

از سوی دیگر نیروهای نظامی و انتظامی پیش از آنکه از حادثه ی تهران باخبر شوند، به گمان اینکه حجت کاشانی در ارتفاعات کوه خرم دره به سر می برد، پناهگاه او را در محاصره قرا می دهند و به طرف آن تیراندازی می کنند. همسر حجت کاشانی نیز متقابلا به آتش آنان پاسخ می د هد و بنابر گزارش ساواک، سرهنگ دوم رضایی فرمانده ی منطقه ی ژاندارمری قزوین بر اثر گلوله ای که از پناهگاه شلیک می شود، به هلاکت می رسد.

ساواک زنجان در پی کشته شدن دو تن از کارگران و حرکت حجت کاشانی به جانب تهران، حادثه را این گونه به تهران گزارش می کند:

یاد شده ساعت ۲۳:۰۰ مورخه ۳۰/۱/۵۴ از پناهگاه خود به اصطبل مزرعه ی شخصی مراجعت و چهارنفر از کارگرانش را احضار و آنها را دعوت به جهاد می نماید لیکن افراد مزبور تقاضای وی را رد و اظهار می نمایند افکار شما درست نبوده و این عمل صحیح نمی باشد. مشارالیه که همراه خود دوقبضه اسلحه ی کمری و یک تفنگ دولول و یک ساک فشنگ داشته، یکی از کارگران را به محل اقامت والاگهر علی پهلوی نیا اعزام و پیغام می د هد ماشین مرا روشن کرده و جلوی اصطبل بیاور که والاگهر نیز ماشین را به جلوی اصطبل آورده و بلافاصله به محل اقامت خود مراجعت می نمایند.

یاد شده چهار کارگر مزبور را جلوی دیوار قطار کرده و اظهار می دارد حال که دستور مرا اجرا نمی کنید، روح شما باید مانند روح فرزندان من به آسمان پرواز کند و شما نیز به پیش آنها خواهید رفت و من هم به تهران رفته و بعد از تصفیه حساب به آسمانها پرواز خواهم نمود. سپس کارگران مزبور را به گلوله بسته در نتیجه دو نفر از کارگران به نام های غلام و عین اله (اهل قریه قازقالو) کشته و یکی از آنها به نام اصغر خلجی مجروح و چهارمی برای اینکه نشان دهد تیرخورده خود را به زمین می اندازد. در این هنگام حجت کاشانی سوار ماشن خودش شده که به طرف تهران حرکت کند. بلافاصله نفر چهارمی که زنده بوده خود را به شهربانی خرم دره رسانده واقعه ی امر را بازگو میکند.

شهربانی خرم دره وسیله بیسیم شهربانی ابهر و ژاندارمری ابهر را از چگونگی مطلع و اقدام به بستن راه ها می نمایند.

حجت کاشانی که راه را مسدود می بیند بلافاصله به مخفی گاه خود در کوه های خرم دره مراجعت و در حال حاضر نیروی کمکی منطقه ی ژاندارمری که بر طبق تقاضای این ساواک روز جاری از قزوین به محل اعزام شده اند، وی را در محاصره قرار دادند.

با توجه به اظهارات حجت کاشانی احتمال دارد فرزندان خود را به قتل رسانیده باشد و در حال حاضر تا دستگیری وی نمیتوان راجع به فرزندان و همسرش اظهار نظر سریع نمود.

ساواک در گزارش دیگری آورده است:

نام برده ی بالا از چندی قبل محل سکونت خود را ترک و با خانواده اش به ارتفاعات قریه ی خرم دره از توابع شهرستان ابهر زنجان رفته و در آنجا به سر می برده در تاریخ ۳۰/۱/۵۴ از پناهگاه خارج و مقابل اصطبل مزرعه ی شخصی به چهار نفر از کارگران خود با اسلحه تیراندازی که دو نفر از آنان کشته و یک نفر زخمی می شوند. متعاقب آن به پناهگاه رفته و در برابر مأمورینی که ارتفاعات را محاصره نموده بودند مقاومت و به سوی آنان تیراندازی می نماید (مراتب قبلاً به استحضار رسیده است). سرهنگ ۲ رضایی فرمانده ی منطقه ی ژاندارمری قزوین بعد از ظهر روز ۳۱/۱/۵۴ که با عده ای کمکی از قزوین به خرم دره عزیمت نموده بوده در ساعت ۱۷:۴۵ در اثر شلیک گلوله ای که از پناهگاه به سوی وی تیراندازی شده بود شهید می شود.

حجت کاشانی هنگام شب از تاریکی استفاده و از محاصره خارج و به تهران عزیمت و ساعت ۰۶:۳۰ روز ۱/۲/۵۴ به خیابان آریا شهر خیابان ۱۱ پلاک ۱۶ به منزل شخصی به نام تاجدار کارمند بانک مرکزی که قبلاً در دفتر والا حضرت شهناز پهلوی خدمت می کرده و با بهمن حجت کاشانی آشنا بوده مراجعه ، ابتدا قصد کشتن وی را داشته سپس از کشتن او منصرف و اجازه می د هد از منزل خارج شود. تاجدار پس از خروج از منزل مراتب را به بازرس شاهنشاهی و ساواک اطلاع می دهد. مأمورین کمیته ی مشترک ضدخرابکاری منزل مذکور را محاصره و چون حجت کاشانی مقاومت مسلحانه می نماید در اثر تیراندازی مأمورین در ساعت ۱۲:۱۵ روز ۱/۲/۵۴ کشته می شود و دو قبضه سلاح کمری و یک قطار فشنگ که همراه وی بوده به وسیله ی مأمورین ضبط می گردد. ضمنا همسر و فرزندان نام برده در پناهگاه خرم دره می باشند و این پناهگاه در محاصره مأمورین ژاندارمری بوده و از شب گذشته تیراندازی از طرف پناهگاه به مأمورین قطع گردیده است.

در مورد نحوه و ساعت خروج مشارالیه از غار و ترتیب رسیدن وی به طهران تحقیقات ادامه دارد.

به دنبال کشته شدن سرهنگ رضایی فرمانده ی منطقه ی ژاندارمری قزوین، سرلشگر قاسمی (فرمانده ی لشگر ۱۶ زرهی قزوین) و سرتیپ سلحشور (معاون لشگر قزوین) و سرتیپ خالصی (معاون ناحیه ژاندارمری مرکز) همراه با یک گروهان سرباز، با ادوات کامل جنگی، شماری زره پوش چرخ لاستیکی و نفربر از قزوین به خرم دره لشگرکشی کردند و از زمین و هوا (با هلیکوپتر) پناهگاه حجت کاشانی را که تنها یک زن و سه دختر خردسال در آن به سر می بردند. به زیر آتش گرفتند و چندین نارنجک دستی به درون غار انداختند و کاترین عدل (همسر حجت کاشانی) بر اثر اصابت نارنجک کشته شد. دختر او به نام مریم نیز به شدت جراحت برداشت. بنابر گزارش تأئید نشده، دختر دو ساله ی حجت کاشانی به نام فاطمه نیز آسیب دید و بینایی خود را از دست داد.

بنابر گزارش ساواک، ارتش به گمان اینکه حجت کاشانی در پناهگاه به سر می برد فرمان شلیک با توپ ۱۰۵ به طرف غار صادر کرده بود که از مرکز گزارش رسید که بهمن حجت کاشانی در یک درگیری در تهران کشته شده است و از شلیک به طرف غار خودداری شود و ادوات جنگی نیز بازگردانیده شود.

ساواک زنجان به صورت لحظه به لحظه رویدادهای خرم دره را به مرکز گزارش می کرد. در یکی از گزارش های خود در ساعت ۱۸ روز ۱/۲/۵۴ خبر داده است:

طبق اطلاعی که هم اکنون واصل شد، دختر بزرگ حجت کاشانی در ساعت ۱۸ از غار خارج و با گریه و زاری، التماس می کرد که ما و مادرم زخمی هستیم دکتر به کمک ما بشتابد. به طوری که اظهار شده است دختر در کمال سلامت بوده و هرچه به وی تأکید می شود که از محل پایین بیاید، امتناع [ می کند ] و به داخل غار می رود

ساواک در گزارش دیگری به زخمی شدن کودک ۸ ساله ی حجت کاشانی چنین اعتراف کرده است:

از فرزندان بهمن حجت کاشانی به اسامی فاطمه ۲ ساله، معصومه ۴ ساله و مریم ۸ ساله که در وضع بسیار نامناسبی بوده اند، در محل (درون غار) عیادت به عمل آمد. وضع روحی، گرسنگی، بی خوابی، گریه و زاری آنها، اجازه ی تحقیق زیادی از آنان نمی داد. معهذا از مریم (۸ ساله) که سمت راست بدن وی بر اثر انفجار نارنجک دستی مجروح شده بود سئوالاتی به شرح زیر در حضور سرتیپ خالصی (معاون ناحیه ی ژاندارمری مرکز) به عمل آمد:

۱. طفل اظهار داشت پدرم نیمه شب از پناهگاه خارج شد و خیلی خیلی از شب گذشته بود.

۲.

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.