📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
17ساعت
30دقیقه
14ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی، رژیم صهیونیستی و استراتژی جنگ پست مدرن

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 75

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی، رژیم صهیونیستی و استراتژی جنگ پست مدرن شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی، رژیم صهیونیستی و استراتژی جنگ پست مدرن در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی، رژیم صهیونیستی و استراتژی جنگ پست مدرن با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی، رژیم صهیونیستی و استراتژی جنگ پست مدرن نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی، رژیم صهیونیستی و استراتژی جنگ پست مدرن هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی، رژیم صهیونیستی و استراتژی جنگ پست مدرن اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی، رژیم صهیونیستی و استراتژی جنگ پست مدرن :

جنگ پست مدرن نبردی است که استراتژی مسلط و وجه غالب در آن، استفاده از ابزار و اقدامات نرم افزاری با بهره گیری از تکنولوژی پیشرفته می باشد. در این جنگ، از اقدامات سخت افزاری به صورت تاکتیکی و مقطعی در درون استراتژی های نرم افزاری استفاده می شود. از آنجایی که در برنامه های رژیم صهیونیستی سیاست و نظامی گری در خدمت امنیت ایدئولوژیکی و قومی است، مطالعات و تحقیقات تکنولوژی جهانی شدن، توسعه و پیشرفت های علمی، رایانه ای و رسانه ای و کلیه ی امکانات مربوط به دستاوردهای جدید در خدمت این اهداف قرار خواهد گرفت.

وارد شدن اسرائیل به عرصه ی جنگ پست مدرن، در حقیقت درگیر کردن غیر نظامیان در عرصه ی نبرد، به وجود آوردن محیط نظامی و آموزشی جدید با استفاده از فضاهای مجازی، گسترش سلاح های پیشرفته و غیر متعارف نظیر سلاح های اتمی، شیمیایی، بیولوژیک ودر راستای ایجاد ترس و وحشت برای اعمال سیاست بازدارندگی و تحمیل خواسته های خود می باشد.

از ویژگی های نبرد پست مدرن حضور در عرصه ی نبرد واژه ها و جنگ های مجازی و تأثیر رسانه ها بر سرنوشت نبرد، به کار گیری علوم رایانه ای و سرمایه گذاری وسیع در زمینه ی ایجاد مراکز انیمیشن سازی، تولید بازی های کامپیوتری و غیره است که در آن به نوعی چهره ی دشمن مخدوش و جبهه ی خودی مظلوم نشان داده می شود.

تحولات اخیر در حوزه های مختلف علوم و تکنولوژی که از آن تحت نام «جهانی شدن» یاد می شود تأثیرات مختلفی را در عرصه هایی نظیر اقتصاد، فرهنگ، اطلاعات و تکنولوژی، امنیت و محیط زیست و نفوذ سازمان های غیردولتی در زندگی مردم به وجود آورده است. این فضای جدید برای اسرائیل به عنوان کشوری پیشرفته و متأثر از کمک های مالی و تکنولوژیکی امریکا و سایر کشورهای اروپایی شرایط جدیدی فراهم ساخته است که بی تردید در این شرایط سیاست های تجاوزطلبانه و نظامی گری این رژیم نسبت به گذشته، تغییرات عمده ای خواهد کرد.

شناخت این تغییرات برای جمهوری اسلامی به عنوان پرقدرت ترین کشور اسلامی در مقابله با سیاست های رژیم صهیونیستی یک ضرورت تردید ناپذیر خواهد بود. نوشته ی حاضر در پی آن است تا با بررسی استراتژی های اسرائیل در جنگ پسا تجدد (پست مدرن)، ابعاد سیاست جدید این رژیم را در برخورد با جهان اسلام، مسائل منطقه و در رأس همه ایران، تا حدودی مشخص نماید و عرصه های جدیدی که به یمن فن آوری های نوین برای سیاست های اسرائیل گشوده شده است را تجزیه و تحلیل کند.

پسا تجدد و فضای عصر جدید

اگرچه ارائه ی تعریف دقیق از مفهوم پسا تجدد (پست مدرن) با توجه به برداشت های متنوع و وجود مجموعه ای از جریانات فلسفی، فرهنگی، سیاسی و کلامی، کار پیچیده ای است، اما اغلب متفکرینی که به این دوره معتقد بوده یا آن را به نقد کشیده اند، علائمی را برای عصر پست مدرن و تفاوت آن با دوره ی مدرنیته ذکر می کنند که عمده ترین این علائم عبارتنداز: ظهور دولت رفاهی در اقتصاد، ظهور کاتل ها و تراست های عظیم صنعتی و شرکت های چند ملیتی، تضعیف نقش دولت ملت در تعیین سرنوشت ملت ها، دگرگونی در فضاهای سنتی و اجتماعی و ظهور فرهنگ و روابط اجتماعی جدید، متزلزل شدن اقتصاد ملی و جایگزینی یک اقتصاد جهانی؛ تحقق انقلاب در فن آوری اطلاعات و ارتباطات، دگرگونی در محیط زیست جهانی، تعارض میان فرهنگ ها، جهانی شدن تکنولوژی ارتباطات و داده پردازی، ظهور چارچوب های نظارتی پرقدرت بین المللی مانند سازمان عفو بین الملل، حقوق بشر و

این علائم نشان دهنده ی گذار عصر به دوره ی جدیدی است که از دیدگاه بسیاری از متفکرین بن مایه های این دوره با دوره ی مدرنیته کاملاً متفاوت است. در رأس بن مایه ی عصر جدید گسترش فضاهای ذهنی و جایگزینی ذهنیت ها بر عینیت هاست. اگر در مدرنیته، عینیت و تجربه خمیرمایه ی بسیاری از دیدگاه های فکری، فلسفی و علمی بود، درپست مدرن این فضاهای مجازی است که اهمیت پیدا می کند، زمان و مکان جای خود را به فضا می دهد. اگر دولت ملت واحد سیاسی حقیقی برای بررسی های مدرنیته بود در عصر پست مدرن جهان به عنوان یک واحد سیاسی مورد توجه و برنامه ریزی قرار می گیرد.

در پست مدرن اصول و قواعد از پیش فرض شده و ثابت دیگر وجود ندارد. در این خصوص ژان فرانسوا لیوتار می نویسد:

یک هنرمند یا نویسنده ی پست مدرن در مقام یک فیلسوف، متنی که می نویسد و اثری که خلق می کند از نظر اصول تحت هدایت قواعد از پیش تثبیت شده قرار ندارد و نمی توان در مورد آنها مطابق با حکم ایجابی، یا به کار بستن مقولات آشنا در متن یا اثر هنری قضاوت نمود… بنابراین هنرمند و نویسنده، بدون قواعد برای تدوین قواعدی برای آنچه که انجام خواهد یافت، کار می کند… پست مدرن را می باید بر اساس پارادوکس آینده ی پیشین درک نمود.

تفاوت بنیادین مدرنیته و مابعد مدرنیته را می توان در جدول زیر تا حدودی نشان داد:

تفاوت مدرنیته و ما بعد مدرنیته[۲]

در فلسفه؛

مدرنیته مابعد مدرنیته (پست مدرن)

مونیسم (وحدت گرایی)پلورالیسم (کثرت گرایی)

ماتریالیسم (مادی نگری)نگرش نشانه شناختی

در رسانه ها؛

دنیای چاپ؛الکترونیک های باز تولیدی

تحول سریعنوری/تحول جهانی

در سیاست؛

دولت های ملی (ملت دولت ها)مناطق (پیکره ها) واحد های فراملی

اقتدارگرادمکراتیک

اجماعاجماع مورد مناقشه

برخورد طبقاتمسائل جدید در دستور کار، سبز ها

در فرهنگ؛

تأکید بر کاربرد کلمات صحیح (لفظ قلم نویسی)رمز گذاری مضاعف، زبان دوگانه

نخبه گرایینخبه/گفتگوی توده ای

با توجه به علائم مذکور و فروریختن ساختار ها و تحول در تصورات و مفاهیم قطعی تلقی شده و شکل گیری هویت جدید، عده ای معتقدند که درگیری های آینده از جنبه ی کلی در دو شکل عمده بروز خواهد کرد:

۱ درگیری های هویتی؛ این درگیری ناشی از تحولات گسترده در حوزه ی اطلاعات و گسترش روز افزون رسانه ها و رخنه ی آنان در زندگی خصوصی و خلوت انسان ها بوده و همین امر سبب گردیده تا هویت نیز مانند بسیاری از مسلمات زندگی گذشته، دست خوش بحران و در معرض چالش قرار گیرد. موضوع تابعیت، ارزش ها و باورهای شخصی و اجتماعی، خرده فرهنگ ها، سنت ها و هنجارها، دین و مذهب و بسیاری از مقولات مطرح در حوزه ی هویت فردی، اجتماعی و دینی و نقش های اجتماعی افراد، دچار دگرگونی های شدید شود.

به گونه ای که دیگر امکان جلوگیری از نفوذ فرهنگ های رسانه ای برای مقابله با فرهنگ های ملی و بومی ازطریق دولت به سختی میسر خواهد بود.

۲ درگیری های امنیتی؛ درگیری های امنیتی در عصر پسا تجدد، عموماً به حوزه ی مسائل امنیتی و اطلاعاتی و در رأس آن مقوله ی جاسوسی و ارسال اطلاعات و روش جمع آوری اطلاعات باز می گردد.

اگر حرفه ی جاسوسی و جمع آوری اطلاعات در گذشته از طریق نفوذ، استخدام جاسوس، خرید اطلاعات و مسائلی از این قبیل انجام می گرفت، امروزه با پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی و از همه مهم تر ظهور سایت های اینترنتی امکان ارسال اطلاعات دور از چشم شبکه های ضد جاسوسی کشور ها، به اشکال عادی، رمزی و غیره یک امر عادی تلقی می شود. با این تفاصیل، مسأله ی حیطه بندی اطلاعات و شیوه ی مقابله با جاسوسی های پست مدرن یکی از مسائل عمده ی امنیتی برای کشورهایی است که به دلایل مختلفی در معرض هجوم اطلاعاتی قرار دارند.

به کار گیری فن آوری های جدید از سوی سازمان های جاسوسی سبب گردیده تا ملزومات این فعالیت ها نیز دچار دگرگونی گردد. شیوه ی اتصال به شبکه های جاسوسی، حجم اطلاعات، کار تحلیل، سهولت دسترسی به جنگ افزارهای متکی به فن آوری عالی و تجهیزات ارتباطی به طور کلی نه تنها شیوه های مقابله با جاسوسی بلکه معضلات بزرگی چون، سازمان های تروریستی، باندهای مواد مخدر و خلاصه بسیاری از شبکه های براندازی که مخل امنیت ملت ها هستند را دچار دگرگونی نموده است.

این دو حوزه ی درگیری به ما نشان می د هد که عصر جدید را دیگر نمی توان با مفاهیم سنتی گذشته مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. استراتژی های جنگ ما بعد مدرنیته، استراتژی های پیچیده ای است که تاکتیک های آن مبتنی بر فن آوری جدید، جنگ های خیالی، جنگ های رایانه ای، جنگ سیبرنتیکی، جنگ های اطلاعاتی، جنگ های اینترنتی، درگیری مغز ها و مفاهیم اساسی چون اینترنت، ماهواره، رایانه، ژنتیک و امثال ذلک است.

در جنگ ما بعد مدرنیته، استراتژی مسلط و وجه قالب در آن استفاده از ابزار و قدرت نرم افزاری در فضاهای مجازی است. استفاده از سخت افزار ها، محدود و مقطعی بوده و صرفاً سیاست های موردی در دلِ استراتژی های کلی نرم افزاری است. اگر در جنگ های گذشته استراتژی مسلط، اقدامات سخت افزاری نظیر انهدام دشمن در روی زمین، تسخیر مواضع جغرافیایی و نابودی قدرت و توانایی مادی و سرنگونی یک حاکمیت از طریق عملیات نظامی یا براندازی بود، در عصر مابعد مدرنیته همه ی این استراتژی ها در سیاست های نرم افزاری ساماندهی خواهد شد.

چشم انداز های کلی جنگ مابعد مدرنیته به ما هشدار می د هد که رژیم صهیونیستی به عنوان بزرگ ترین خطر صلح و امنیت کشورهای منطقه ی خاورمیانه و در رأس آن ایران، در دهه های آتی، استراتژی های خود را در اجرای سیاست های نظامی گری برای حفظ هویت قومی مذهبی خود بی تردید دگرگون خواهد کرد.

در آینده ی بسیار نزدیکی باید شاهد ظهور تحولات جدیدی در سیاست های نظامی گرایانه ی اسرائیل باشیم، که ماهیت و کیفیت آن بی تردید با آنچه که در سیاست های گذشته ی این رژیم وجود داشته، متفاوت خواهد بود. این علائم را می توان در سیاست های دهه ی اخیر رژیم صهیونیستی به نحوی مشاهده کرد.

دگرگونی دیدگاه های رژیم صهیونیستی را با توجه به تحولات جهانی شدن می توان در چشم انداز های زیر مورد مطالعه و توجه قرار داد:

۱ چشم انداز های علمی و تکنولوژیکی،

۲ چشم انداز های مالی،

۳ چشم انداز های رسانه ای.

چشم اندازهای علمی و تکنولوژیکی

سرمایه گذاری در بخش تحقیقات و پژوهش های علمی و صنعتی و رشد و توسعه در حوزه ی علوم و تکنولوژی، از ویژگی های منحصر به فرد رژیم صهیونیستی نسبت به همسایگان خود می باشد. چنان که این رژیم در پژوهش های علمی ۷۰ برابر و در ثبت اختراعات، بیش از هزار برابر در مقایسه با اعراب کارایی دارد. حجم صادرات رژیم صهیونیستی از فن آوری های پیشرفته طی سال ۲۰۰۰ میلادی ۷ میلیون دلار بوده است[۳].

این رقم ناشی از ساخت متفاوت اقتصادی و صنعتی و نیز دورنمایی است که رهبران این رژیم ترسیم نموده اند.

رهبران رژیم صهیونیستی از بدو اشغال فلسطین در پی آن بودند تا این کشور را متفاوت با کشورهای عربی منطقه ساخته و آن را همسان کشورهای پیشرفته در آورند. لذا تمام سعی خود را در ایجاد خود باوری و تلاش در جهت رشد و توسعه مصروف نمودند. تشویق به کار در مزارع کشاورزی و سرمایه گذاری در حوزه ی صنعت، از عواملی نبودند که صهیونیست ها را از وارد شدن در زمینه ی ی های تحقیقات کشاورزی و صنعتی و سایر حوزه های پژوهشی غافل نماید.

صهیونیست ها، پس از پشت سر گذاردن جنگ های متعدد بر آن شدند تا با سرمایه گذاری در بخش فن آوری های نوین، علاوه بر کاهش هزینه های نظامی، ماشین را جایگزین انسان نموده و هر چه بیشتر تلفات خود را به دلیل محدودیت های نیروی انسانی، نسبت به اعراب کاهش داده و تلفات بیشتری را به دشمنان تحمیل نمایند. در حوزه ی امنیتی نیز آنها سعی می کنند تا تکنولوژی پیشرفته را در سازمان های امنیتی خود به کار گیرند و در این راستا در طی ادوار مختلف، سازمان جاسوسی رژیم اشغال گر قدس موساد، در صدد استخدام گسترده ی متخصصان رایانه ای بر آمده است. رژیم اشغال گر قدس برای تقویت توان اطلاعاتی در فن آوری های مرتبط با اینترنت و داده پردازی سیستم های موساد، به روش های مختلف، اقدام به جذب نیروهای جدید کرده است.[۴]

پیشرفته کردن صنایع و تجهیزات داخلی، ساخت و فروش قطعات سخت افزاری و برنامه های نرم افزاری و کسب در آمد سرشار در این حوزه ها و حضور در بازارهای بین المللی از دیگر اهداف رژیم صهیونیستی در سرمایه گذاری در بخش فن آوری های نوین می باشد. در حال حاضر سرمایه گذاری در بخش فن آوری رایانه ای سبب گردیده تا بیش از ۴۸۰۰ شرکت متخصص در فن آوری مدرن و نرم افزاری پیشرفته در خدمت رژیم صهیونیستی باشند، که بیشتر این شرکت ها در مجتمع صنعتی تکنیون[۵] در حیفا و وایزمن[۶] واقع در تل آویو فعالیت دارند که مطابق با آمار منتشره توسط رژیم صهیونیستی ارزش صادراتی و نسبت رشد سالانه ی آنها در سال های اخیر بالغ بر ۶ درصد می باشد. این شرکت ها بیشترین فعالیت خود را به طور مستقیم در زمینه ی فن آوری نظامی و برنامه ریزی برای ایجاد شبکه های ارتباطی نظامی و شرکت های داخلی و خارجی و همچنین ساخت سلاح های مدرن و عملیات جاسوسی در سطوح بین المللی متمرکز کرده اند.[۷]

صهیونیست ها با سرمایه گذاری بر فن آوری نوین و فعال نمودن شرکت های متعدد در زمینه ی تکنولوژی جدید علاوه بر کسب در آمد، توانسته اند اهداف نظامی و امنیتی خود را پیگیری نموده و سطح علمی کشور را نیز در مقایسه با سایرین، حتی کشورهای توسعه یافته بالاتر برند چنان که در این زمینه انریکو لتا وزیر صنایع و تجارت خارجی ایتالیا در نخستین اجلاس همکاری های علمی و فن آوری ایتالیا و اسرائیل، در خصوص توانایی های آن رژیم بیان می دارد: اسرائیل در بسیاری از موارد مربوط به اقتصاد جدید از ما جلوتر است.[۸] برخی از توانایی های رژیم صهیونیستی در حوزه ی تکنولوژی عبارتند از: الکترونیک ارتباطات راه دور، مواد اولیه برای بخش های مربوط به فضانوردی، تولید خودرو، همچنین نرم افزار برای امنیت و سیستم های کنترلی.

توجه ویژه ی رژیم صهیونیستی به موضوع استفاده از فن آوری در راستای نظامی تا بدانجا امتداد یافته است که آن رژیم قبل از حمله ی امریکا به عراق که به سقوط صدام منجر گردید، از بیم حملات احتمالی عراق، نسبت به ایجاد مدارس مجازی در تل آویو اقدام نمود. تا در صورت آغاز جنگ علیه عراق آموزش را از طریق رایانه ادامه دهند.[۹]

این اقدام، نمادی از توسعه استفاده از رایانه و فراگیر بودن این صنعت در سرزمین اشغالی می باشد. اما فن آوری های نوین علاوه بر آنکه فرصت های پیشرفت صنعتی و اقتصادی را در اختیار اشغال گران گذاشت، تهدیدات جدیدی را نیز متوجه این رژیم نموده است. رژیم صهیونیستی در طول نبردهای پیدا وپنهان خود با فلسطینی ها توانسته بود با استفاده ازروش های سانسور خبری و در اختیار داشتن رسانه های متعدد دولتی و فرامرزی به شیوه دلخواه خود، چهره ای منفی از مبارزان فلسطینی در نزد اذهان عمومی در داخل و خارج آن کشور ایجاد نماید و علاوه بر آن، اقدامات خشن نظامیان خود را نیز پنهان نماید. اما به یمن فن آوری جدید، سازمان های مبارز فلسطینی نیز با ایجاد سایت های اینترنتی، اقدام به روشن ساختن مواضع خود و نیز چگونگی اقدامات رژیم صهیونیستی در عرصه ی مقابله با فلسطینیان نمودند و این اقدامات در حوزه «جنگ پست مدرن» بر صهیونیست ها بسیار گران آمده و آنان را وادار نمود تا به پایگاه های اینترنتی جنبش جهاد اسلامی فلسطین حمله و آن را از کار اندازند. به گفته ی منابع جنبش، سایت اینترنتی جهاد اسلامی به آدرس: www.JIhadislami.com در یک اقدام همسو با دیگر فعالیت ها، جهت خاموش نمودن صدای آزادی خواهی مردم مسلمان فلسطین مورد حمله قرار گرفته است. اشاره می شود پایگاه اینترنتی: www.qudsway.com یکی دیگر از پایگاه های اینترنتی جنبش جهاد اسلامی فلسطین به رغم آنکه تاکنون چندین بار مورد حمله ی صهیونیست ها قرار گرفته و گروه فشار صهیونیستی جنجال گسترده ای را علیه آن به راه انداختند. همچنان به فعالیت خود ادامه می دهند.[۱۰] این گونه اقدامات نشان از گشوده شدن جبهه ای جدید در مقابل رژیم صهیونیستی دارد که تاکنون آن رژیم در آن کمتر درگیر بوده و از این ناحیه احساس خطر می نموده است. همچنین رفتار آن رژیم در بستن سایت مبارزان فلسطینی گویای تأثیری است که رسانه های جدید الکترونیکی در سرنوشت نبرد دارند.

چشم انداز های مالی

همان گونه که ذکر شد مسائل مالی از آن جهت در یک جنگ پست مدرن حائز اهمیت می باشد که بررسی آن می تواند از سویی عمق و سرعت پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی را هویدا ساخته و از سوی دیگر نوسانات، اختلالات و وابستگی به در آمد خاص را که می تواند آینده ی کشور را در برابر مشکلات و فشارها دچار آسیب نماید، نشان می دهد. اما اقتصاد رژیم صهیونیستی در میان کشورهای منطقه و نیز بسیاری از کشورهای خارج از منطقه، دارای شکوفایی منحصر به فردی است. این موضوع شامل تولید ناخالص ملی و رشد قدرت خرید اشغال گران می باشد. تا جایی که در مقاطع خاص زمانی؛ اقتصاد آن رژیم همتای اقتصاد امریکا رشد داشته و توانسته جایگاه مناسبی را در لیست درجه بندی توسعه اقتصادی به خود اختصاص دهد. آخرین گزارش برنامه ی رشد سازمان ملل موسوم به «گزارش رشد بشری سال ۲۰۰۱» نشان می د هد که رژیم صهیونیستی در سطح اقتصادی بسیار بالایی قرار دارد و تولید ناخالص ملی آن در سال ۱۹۹۹ به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار (دقیقاً ۸/۱۰۰ میلیارد) رسیده است که قدرت خرید کلی را به ۶/۱۱۲ میلیارد دلار ارتقا داده، تا قدرت خرید فردی از این تولید، بر اساس معادله ی مربوطه به ۱۸۴۴۰ دلار برسد. میانگین رشد سالانه ی فردی از تولید ناخالص ملی، بین سال های ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۹ یعنی در دوره ای که اقتصاد جهانی از رکود رنج می برد، ۲ درصد عنوان شد. میانگینی که هم تراز با میانگین رشد ایالات متحده ی امریکا قرار دارد. رژیم صهیونیستی در لیست درجه بندی توسعه ی بشری، رتبه ی بیست و دوم را بین ۱۶۲ کشور جهان در اختیار دارد.[۱۱]

توسعه و شکوفایی اقتصاد رژیم صهیونیستی در چارچوب مرزهای این کشور محصور نشده و آن رژیم توانسته است با حضور قدرتمند در بازارهای تجاری دنیا، رقیب قابل ملاحظه ای برای کشورها و شرکت های بزرگ دنیا در عرصه های مختلف کشاورزی و صنعتی باشد. علاوه بر آن توانسته است با توسعه ی روابط تجاری و سرمایه گذاری در اقصی نقاط دنیا، سود سرشاری را از ناحیه ی اعزام کارشناسان و انتقال دانش فنی و صدور فن آوری نصیب خود نماید. برای مثال طی دهه های شصت و هفتاد میلادی ۱۵۰۰ کارشناس رژیم صهیونیستی در کشورهای آفریقایی حضور داشتند. رژیم صهیونیستی ۶۲۰۰ کار آموز آفریقایی را در زمینه ی ی های مختلف برای آموزش در فلسطین اشغالی پذیرفت. همچنین شرکت های مهندسی و صنعتی رژیم صهیونیستی هم با امضای قرارداد های تجاری در آفریقا، صدها میلیون دلار سود بردند. به نحوی که حجم واردات رژیم صهیونیستی از آفریقا از ۴۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار در سال ۱۹۷۰ به ۱۹۰ میلیون و ۹۰۰ هزار دلار در سال ۱۹۸۰ و به ۲۴۶ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار در ۱۹۹۳ رسید. حجم صادرات رژیم صهیونیستی به آفریقا نیز طی سال های فوق الذکر طی سیر صعودی از ۳۰ میلیون و ۱۰۰ هزار دلار به ۱۳۷ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار و دست آخر به ۳۳۵ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار رسید.[۱۲] روند صعودی رشد سرمایه گذاری رژیم صهیونیستی در کشور های آفریقایی همسو با دیگر تحولات مثبت اقتصادی آن رژیم نشان گر چشم انداز مثبت مالی است. اما اگر بخواهیم نگاهی همه جانبه به مسائل اقتصادی و مالی رژیم صهیونیستی داشته باشیم ضرورت دارد تا به وابستگی اقتصاد آن رژیم به کمک های خارجی نظری بیفکنیم چنان که وابستگی به یک محصول و یا در آمدی خاص خود می تواند آسیب پذیری کشور را در حوزه های مختلف سبب گردد. برای مثال رشد مثبت اقتصادی عربستان سعودی در صورتی که ناشی از وابستگی شدید به فروش نفت باشد و یا برزیل به شکر و دیگری به کاکائو و….. می توانند این کشور هارا در فراز و نشیب های بازار های بین المللی آسیب پذیر نمایند. وابستگی اقتصاد رژیم صهیونیستی نیز به کمک های خارجی علاوه بر آنکه رشد واقعی اقتصاد آن کشور را به زیر سؤال می برد، می تواند این کسور را در صورتی که به هر دلیلی این کمک ها قطع گردد در معرض آسیب قرار دهد. اقتصاد رژیم صهیونیستی اصولاً بر اساس کمک های اروپا و امریکا قدرت گرفت. از خسارت های دریافتی از آلمان رشد و نمو یافت و از ادامه ی کمک های امریکایی و جمع آوری اعانه توسط سازمان های صهیونیستی در جهان ادامه ی حیات می دهد.[۱۳]

روژه گارودی با بیانی دیگر برای روشن ساختن چگونگی قوام یافتن اقتصاد صهیونیست ها و نشان دادن وابستگی این اقتصاد به کمک های خارجی، در کتاب خود تحت عنوان« تاریخ یک ارتداد، اسطوره های بنیانگذار سیاست اسرائیل» بیان می دارد، کشورهایی نظیر آلمان به دلیل خساراتی که در جریان جنگ جهانی دوم به یهودیان وارد آوردند (گذشته از این موضوع که گارودی این خسارات را تا چه میزان منطبق بر واقیعت می داند) ملزم به جبران خسارات به اسرائیل گردیده است. همچنین کمک های ایالات متحده ی امریکا نیز برای اقتصاد اسرائیل همچون دارویی شفا بخش عمل نموده که به آن به صورت مفصل در ادامه خواهیم پرداخت و در آخر گارودی پرداخت های داوطلبانه ی یهودیان سایر کشورها، تحت عنوان «دیاسپورا» را از جمله منابع مالی اسرائیل می داند. وی در دسته بندی خود در خصوص جریانات مالی که از خارج به سوی رژیم صهیونیستی سرازیر شده است موارد زیر را ذکر می کند:

۱. جبران خسارات از جانب آلمان و اتریش.

۲. از طریق دست و دل بازی های بی قید و شرط ایالات متحده.

۳. به دلیل پرداخت، «دیاسپورا» مجموعه ی جماعات یهودی که از زمان ایجاد اسرائیل در خارج از آن به سر می برند.[۱۴] در زمینه ی سازمان دهی پرداخت کمک به اسرائیل از سوی یهودیان می توان برای مثال به اقدامات سازمان مگبیت در این راستا اشاره داشت. این سازمان که در کشورهای مختلف دفاتر مخصوص به خود را اداره می نماید هدف خود را جمع آوری اعانه برای ارتش رژیم صهیونیستی و ترغیب جوانان یهودی ایران برای کمک و پشتیبانی از اسرائیل قرار داده است.[۱۵]

همان گونه که بیان شد، اگر بخواهیم به دلایل کمک های امریکا به رژیم صهیونیستی اشاره داشته باشیم می توانیم از دلایلی چون ایجاد مسابقه ی تسلیحاتی در منطقه و فروش تسلیحات، ایجاد امکانات لازم جهت مداخله در امور منطقه با کمک آن رژیم، استفاده از صهیونیست ها در راستای حضور امریکا در منطقه و نزدیک شدن به منابع نفتی منطقه، اجرای سیاست سد نفوذ در مقابل شوروی سابق، استفاده از صهیونیست ها به عنوان حافظ منافع امریکا در منطقه، اجرای سیاست های امنیتی و نظامی امریکا در منطقه و…. نام برد. اما به نظر می رسد علی رغم وجود دلایل فوق که به نوعی کمک های امریکا به رژیم صهیونیستی را از وجوه امنیتی سیاسی و… توجیه می کند، دلیلی ایدئولوژیک نیز در ارسال این گونه کمک ها وجود دارد که آن حمایت مسیحیت صهیونیستی مستقر در امریکا از اشغال گران فلسطین است. که به دلیل اهمیت این دیدگاه در حمایت از آنان این موضوع را به صورت دقیق تر در فصل بعدی موشکافی خواهیم نمود. اما علاوه بر حمایت مسیحیت صهیونیستی مستقر در امریکا از رژیم صهیونیستی، فعالیت لابی قدرتمند طرفدار صهیونیست در امریکا نیز در راستای همسو کردن منافع امریکا با آنان و نیز متقاعد کردن سیاستمداران امریکایی به کمک به صهیونیست ها قابل توجه است. البته شاید در وهله ی اول این نکته متبادر به ذهن گردد که چگونه سیاستمداران کشور قدرتمندی چون امریکا می توانند از یک اقلیت کوچک یهودی متأثر گردند؟! در این زمینه لازم به ذکر است که در ایالات متحده که در آن ۶ میلیون یهودی زیست می کنند رأی یهودیان می تواند تعیین کننده باشد زیرا که اکثریت انتخاباتی به (دلیل نرخ بالای امتناع و نبود طرح های فراگیر مغایر میان دو حزب) به عوامل اندکی بستگی دارد و پیروزی می تواند با اختلاف کمی به دست آید. به علاوه سیاست آرای عمومی که بخش مهمی از آن به جلوه ی نامزد یا به مهارت او در هنر نمایی های تلویزیون بستگی دارد تابعی از بودجه های کمیته های انتخاباتی او و امکانات بازاریابی سیاسی وی می باشد. در ۱۹۹۸ انتخابات امریکا برای عضویت در سنا یک بودجه ی تبلیغاتی ۵۰۰ میلیون دلاری طلب می کند. گروه فشاری که بیش از همه قدرتمند است و در capitoloe دارای اعتبار می باشد.[۱۶]

قدرت ایپک[۱۷] در امریکا به نحوی مؤثر است که حضور در سلسله مراتب قدرت در این کشور را در همراهی و همنوایی با صهیونیست ها قرار داده است و در همین راستا گارودی لیست بلند بالایی از اظهار نظر رؤسای جمهور امریکا در خصوص حمایت از صهیونیسم را در کتاب فوق الذکر خود آورده است که گویای قدرت ایپک در امریکا است. علاوه بر این نفوذ لابی اسرائیل در امریکا بیش از آنچه تصور می شود سیاست واشنگتن را در خاورمیانه به نفع این رژیم به انحراف کشانده است. به حدی که در صورت تعارض منافع دو طرف در خاورمیانه، در بسیاری از موارد، تأمین منافع اسرائیل بر منافع امریکا اولویت دارد.[۱۸] در خصوص در اختیار قرار دادن تسهیلات مالی توسط دولت امریکا که در غالب کمک های نظامی و کمک های اقتصادی به صورت وام و یا کمک بلاعوض به رژیم صهیونیستی صورت گرفته است از سال ۱۹۴۹ تا سال ۱۹۹۹ در مجموع نشان دهنده ۱/ ۷۸۶۶۵ میلیون دلار کمک در طول این سال ها به آن رژیم است که شامل ۵/۱۱۲۱۲ میلیون دلار وام و ۹/ ۲۳۱۲۲ میلیون دلار کمک بلا عوض در زمینه ی کمک های اقتصادی به آن کشور است.[۱۹]

در اشاره به کمک های دیاسپورا نیز ضروری است ذکر گردد که این کمک ها ابعاد مختلفی داشته و اهداف چند منظوره ای را تأمین می نمایند. از سویی این کمک ها به اقتصاد رژیم صهیونیستی کمک می نماید و از سوی دیگر بین یهودیان اقصی نقاط دنیا و رژیم صهیونیستی یک رابطه ی معنوی ایجاد می کند. که به مرور تبدیل به نوعی وابستگی و حساسیت به سرنوشت این رژیم است. یکی دیگر از ابعاد این کمک ها، حمایت های مالی است که از ناحیه عناصر قدرتمند و متمول یهودی که ثروت های فراملی دارند به رژیم صهیونیستی می شود. از جمله این افراد می توان به خانواده ی روچیلد اشاره داشت. در خصوص معرفی این خانواده دایره ی المعارف یهود ذکر می نماید:

روچیلد از خانواده های سرمایه دار و بشر دوست و از حامیان امور هنری و علمی که در قضایای یهودی مخصوصاً ایجاد سرزمین اسرائیل و تشکیل دولت آن سهم عظیمی داشتند. با گذشت سال ها نام آنان ضرب المثل ثروت و سخاوت شد که هم با دید مثبت و همچون مظهر ثروت نفوذ و بشر دوستی در میان توده های یهودی مخصوصاً اروپایی شرقی و هم با نظر منفی به مثابه مظهری منحوس در نوشته و تبلیغات ضد سامی که به عنوان نشانه ملموس وجود یک حکومت بین المللی ثروتمند به کار می رفت، تلقی می شد.[۲۰]

در زمینه ی کمک های این خانواده به اسرائیل باید عنوان داشت، این کمک ها از بدو پیدایش اسرائیل با کمک ادموند روچیلد به تأسیس اسرائیل و کمک های مالی وی در جهت خرید زمینهای اعراب و ایجاد اردوگاه مهاجرین یهودی در فلسطین آغاز گردید. و با کمک های جیمز روچیلد اول به اسرائیل ادامه یافته است. ادموند روچیلد به پاس سهم تعیین کننده اش در تأسیس دولت اسرائیل توسط حییم وایزمن پیشوای سیاسی صهیونیست و از سوی صهیونیست ها پدر پیشرو لقب گرفت.

دایره المعارف یهود معرفی مشروح خود را درباره ی ادموند روچیلد آغاز می کند: (انسان دوست مدافع استقرار یهود در ارض اسرائیل و کلکسیونر آثار هنری). ادموند روچیلد بنیانگذار نخستین حرکت های عملی صهیونیستی شناخته می شود زیرا با سرمایه ی او بود که به سال ۱۸۸۳ نخستین اردوگاه های یهودیان مهاجر در سرزمین فلسطین ایجاد شد. نقش اساسی شاخه ی فرانسوی امپراتوری روچیلدها در صهیونیست جهانی با مرگ بارون ادمون روچیلد پایان نمی یابد. پس از او نوه های جیمزروچیلد اول در نیمه ی دوم قرن بیستم، حامیان درجه اول دولت اسرائیل و از رهبران تراز اول صهیونیست جهانی محسوب می شوند.[۲۱]

چشم انداز های رسانه ای

در بیان چشم انداز های رسانه ای جنگ پست مدرن رژیم صهیونیستی، در ابتدا باید ذکر نمود که جنگ پست مدرن در فضای مجازی در ابعاد مختلفی در جریان است که از آن جمله رویارویی در عرضه ی واژه ها و اصطلاحات است. این نبرد در دوسوی جبهه ی صهیونیستی و اسلامی دارای خواص خود است. ایجاد واژه های جدید و یا منتسب نمودن یک واژه به طرف مقابل و مستند سازی آن و یا حتی ایجاد و زمینه سازی جهت تطبیق برخی از مفاهیم به حریف، از آن جمله هستند. این موضوع سبب گردیده تا هر یک از جبهه ی اسلامی و صهیونیستی بعضاً دارای دو فرهنگ متفاوت اصطلاحات باشند. برای نمونه واژه ای چون قدس در طرف صهیونیستی «یروشالم» ذکر شود «مبارزات جهادی» در طرف آنان به عنوان تروریسم و از عملیات استشهادی تحت عنوان عملیات انتحاری یاد شود. همچنین به وجود آمدن اصطلاحات جدیدتری نظیر اصطلاح عرب اسرائیلی که به اعراب سال ۱۹۴۸ که در اسرائیل اقامت دارند اطلاق می گردد از آن جمله هستند. از دیگر واژگانی که در این حوزه قرار دارند می توان از تروریسم دولتی که در طرف اسرائیلی تحت عنوان تدابیر امنیتی به کار می رود و یا از انتفاضه به درگیری مسلحانه و… نام برد. واژه ها و اصطلاحات تبلیغاتی سیاسی و نظامی و اجتماعی در چارچوب مبارزه ی اسلامی با صهیونیسم پاسخگوی تحولات و تفسیر های این مبارزه در واقعیت است. قاموس این اصطلاحات متنوع نه تنها از افزایش و اضافه و حذف و تغییر و تبدیل چارچوب تحولات و تغییرات اوضاع در امان نیست بلکه چند بار طی دوره ی مبارزه از سال ۱۹۴۸ تاکنون تحولاتی را در خود دیده که می توان این مراحل را مراحل تحول در مبارزات اسلامی صهیونیستی هم نامید. در این راستا دو واژه نامه شکل یافت واژه نامه ای فلسطینی و در طرف مقابل واژه نامه ای صهیونیستی که در مقدم ترین سنگر ها رو در روی همدیگر صف آرایی نموده اند.[۲۲] این تحولات مفهومی بعد از وقایع ۱۱ سپتامبر (۲۰ شهریور) در امریکا از شدت بیشتری برخوردار گشت و دگرگونی های بنیادینی در عرضه ی واژه ها اتفاق افتاد که از مهم ترین ابهامات این دوران می توان از تداخل واژه ی تروریسم و نبردهای رهایی بخش نام برد.

البته اگر در پی ریشه یابی این نبرد برآئیم به این نکته برخورد خواهیم نمود که جنگ پست مدرن کنونی در حوزه ی وسیع تری از نبرد مفهومی قرار دارد و ریشه ی آن در شکل گیری صهیونیست ادبی است. برخی آن را مقدم بر شکل گیری صهیونیزم سیاسی می دانند. جنبش صهیونیستی در مبارزات خود سلاح ادبیات را چنان به کار گرفته است که جز سلاح سیاست هیچ سلاحی نمی تواند با آن برابری کند. ادبیات صهیونیسم بخشی ناگسستنی بود که صهیونیسم سیاسی نه فقط در ستیزهای تبلیغاتی بلکه در ستیزهای سیاسی و نظامی نیز از آن استفاده برد. اگر ادعا کنیم که صهیونیسم ادبی پیشینه ی دورتری از صهیونیسم سیاسی دارد سخنی گزاف نگفته ایم. صهیونیسم ادبی، صهیونیسم سیاسی را در دامن خود پرورش داد و سپس به خدمت آن در آمد و در آن دستگاه گسترده که هدف واحدی دارد به ایفای نقش پرداخت. اگر صهیونیسم سیاسی دستاورد تعصب و نژاد پرستی است، صهیونیسم ادبی نخستین تمایلات این تعصب و نژاد پرستی به شمار می آید. جرقه ی این دو بر اثر فشار رشد نژاد پرستی در قرن های ۱۸ و ۱۹ به عنوان دستور کار گروهی از یهودیان افراطی در آمد و چندی نگذشت که در یک جنبش سیاسی صهیونیستی متبلور شد.[۲۳]

به هر ترتیب در پی بروز صهیونیسم ادبی گذار ه ها و واژه های خاصی بروز نمودند که در عرصه ی نبرد پست مدرن حاوی نکات و مفاهیم عمیقی بودند و دلالت بر شکل خاصی از سیاست و ایدئولوژی داشتند. اما این عبارت های جدید نیازمند محملی بودند تا آنها را اشاعه و گسترش دهند و این اقدام توسط رسانه ها صورت گرفت. که همزمان رسانه های صهیونیستی و رسانه های متعلق به فلسطینیان را شامل می شد. «نهمان شای» رئیس رادیو و تلویزیون صهیونیست ها در زمینه ی جنگ پست مدرنی که بین طرفین جریان دارد بیان می دارد که رسانه ها در نبرد بین ما و فلسطینی ها جبهه ای ضروری می باشد.[۲۴] در خصوص نبرد رسانه ای نتایج تحقیقات خانم دکتر لورا کینگ عیرانی پژوهشگر کانادایی که در همایش گفتمان در بیروت مطرح گردیده دلالت بر آن دارد که حامیان رژیم صهیونیستی تحت عنوان مسیحیان امریکایی صهیونیست گرا، با بهره گیری از رسانه های گروهی آن کشور، بدون کمترین اشاره به جنایت هایی که در مناطق فلسطینی روی می دهد، اسرائیل را کشور کوچک اما شجاع معرفی می کنند. که در برابر همسایگان شرور عرب خود توانسته در سرزمین مقدس پا بر جا باقی بماند. امروز بیشترین نویسندگان مطبوعات امریکایی واژه ی تروریست را مترادف با عرب ها و مسلمانان به کار می گیرد که این پدیده تا پیش از رویدادهای ۱۱ سپتامبر نمود نداشت.[۲۵]

در طرف مقابل نیز رسانه های متعلق به فلسطینیان قرار دارد که در انعکاس اخبار اقدامات رژیم صهیونیستی در سرزمین های اشغالی، فعال بوده ولی در این نبرد پست مدرن به دلیل جایگاه ویژه از گزند محفوظ نبوده اند.

روزنامه ی گاردین فعالیت مرکز مستقل رسانه ای در فلسطین موسوم به ای. ام.سی در انعکاس اخبار جنایات صهیونیست ها را چشمگیر توصیف کرد. به نوشته گاردین «ای. ام.سی» موفق شد از طریق شبکه ی اینترنت بیشترین اخبار از مناطق دوباره اشغال شده را در اختیار جهانیان قرار دهد. گاردین افزود، فعالیت های مرکز مستقل رسانه ای با چنان توفیقی همراه بود که تنها اندکی پس از شروع حملات ارتش رژیم صهیونیستی و ممنوع شدن حضور خبرنگاران در مناطق اشغالی این مرکز به یک دفتر خبر رسانی بین المللی مبدل شد. این نشریه نوشت پایگاه اینترنتی مرکز رسانه ای در اوج خبر رسانی مورد حمله ی راهزنان رایانه ای اسرائیل قرار گرفت و موقتاً از کار افتاد و نیز تلفن های زیادی را اسرائیل، امریکا و انگلیس حاوی اطلاعات و اخبار نادرست به مرکز صورت می گرفت تا به این ترتیب در کار آن خلل ایجاد کنند.[۲۶]

با روشن شدن جایگاه رسانه ها در جنگ پست مدرن رژیم صهیونیستی، ضرورت دارد تا به چشم اندازهایی که این رسانه ها تعقیب می نمایند اشاره شود، رسانه ها در عرصه ی این نبرد اهداف متعددی را تعقیب می نمایند ولی دو هدفی که به نظر می رسد نسبت به سایر اهداف اصلی تر می باشند عبارتند از: «انجام عملیات روانی و تحقق تهاجم فرهنگی». در خصوص تعریف و هدف عملیات روانی اشاره می گردد که هدف و مأموریت اساسی و اصلی جنگ روانی این است که خواست ما را به دشمن تحمیل کند. به طوری که بدون اعمال روش های نظامی و اقتصادی به دشمن، اعمال او را کنترل نماییم.[۲۷] کنترل نمودن رفتار دشمن در حین نبرد از اهم اقداماتی است که می تواند به فرمانده میدان نوید پیروزی دهد ایجاد تزلزل در روحیه ی دشمن، ایجاد تردید نسبت به پیروزی، تشدید اختلافات درونی و… این اقدامات از جمله اهداف و شیوه ی جنگی روانی اسرائیلی بود که در طی جنگ های اعراب و اسرائیل به کار می بست. که غالباً بر اصول زیر متکی بود:

الف: ایجاد تردید در پیروزی قطعی اعراب بر اسرائیل

ب: تظاهر به شکست ناپذیر بودن ارتش اسرائیل

ج: ایجاد شک در افراد ارتش نسبت به فرماندهان و در مردم نسبت به رهبران سیاسی و نظامی آنان[۲۸] اما با متحول و فراگیر شدن نقش رسانه ها در اوضاع کنونی و در پی تحولات موسوم به جهانی شدن و پر رنگ شدن نقش NGO ها و یا سازمان های غیر دولتی، رژیم صهیونیستی سعی نمود تا تأثیر گذاری بر اذهان عمومی را از طریق این گونه نهادها نیز صورت دهد. برای مثال همان گونه که اشاره شد از ابزار تبلیغاتی که در اختیار ایپک (لابی یهودیان در امریکا) است بهره برداری نمود و یا سازمان های دوستدار صهیونیست ها را در سایر کشور ها از طریق پشتیبانی های مادی و معنوی، نظیر استفاده از متخصصان در تبلیغات و بهره گیری از فن آوری پیشرفته قدرتمند تر سازد. رژیم صهیونیستی برای تأثیر گذاری در اذهان عمومی نیازمند تلاش های بی وقفه ی سازمان های غیر دولتی است. بنابراین چنین اهدافی تنها با به کار گیری محافل سیاسی و دیپلماسی و رسمی میسر نبوده بلکه نیازمند سازمان های رسانه ای و متخصصان در تبلیغات گسترده با فن آوری مدرن است. در نتیجه جنگ و جدال در این عرصه نیازمند تکنولوژی الکترونیک و دیجیتال است.[۲۹] در یک عملیات روانی برنامه ریزی شده که از همه ی امکانات بهره برداری مناسب صورت می گیرد رژیم صهیونیستی هم عملیات تهاجمی دارد و هم عملیات تدافعی. در همین جهت است که آن رژیم به نقشی که رسانه های خارجی بر خلاف سیاست های تبلیغاتی اسرائیل ایفا می کنند معترض شده و دست به محدود سازی های این رسانه ها می زند و در مقاطع مختلف نیروهای امنیتی این رژیم تعداد زیادی از تجهیزات خبر نگاری و کامپیوترهای شخصی خبرنگاران به ویژه خبر گزاری های معتبر و معروف جهان همچون: فرانس پرس، رویتر و… را توقیف کرده و آنها را به صاحبانشان بازنگردانده یا به شکل ناقص بازگردانده است. برخی خبرنگاران در این خصوص اظهار داشتند که نیروهای امنیتی این رژیم آنان را بازداشت خواهد کرد.[۳۰] هنگامی که رژیم صهیونیستی زمزمه های مخالفت های تبلیغاتی علیه سیاست های خود را از بین برد آنگاه می تواند آنچه که مورد نظرش است به مخاطب عرضه نماید. هرچند که آن رژیم در برنامه ریزی های خود غالباً به این نکته توجه می نماید که قبل از هر عملیات، سیاست های رسانه ای منطبق با آن را فراهم سازد. همان گونه که پیش از انجام عملیات نظامی باید اطلاعاتی درباره ی آمادگی نظامی دشمن جمع آوری شود. به همین نسبت نیز باید درباره ی پیش بینی استراتژی رسانه ای آن نیز تلاش شود.[۳۱] اما این امری بدیهی است که مخالفان آن رژیم نیز در نبرد پست مدرن ساکت نمی نشینند و از حداکثر توانایی که در پی تحولات در فن آوری های رسانه ای رخ داده به نفع اهداف خود بهره برداری می نمایند. و بعضاً رژیم صهیونیستی در این عرصه دچار شکستی فاحش می گردد چنان چه وزیر تبلیغات لبنان غازی عریضی بیان می دارد، نقش تبلیغات مقاوم در کنار مردم مقاوم (مقاومت ملی و اسلامی) و مبارزه ی مسلحانه ی آنها نقش مهمی در تغییر موازنه ی سیاسی و نظامی در برابر دشمن داشت و تبلیغات مقاوم توانست با تضعیف هرچه بیشتر روحیه ی اسرائیلی ها، کارایی بسیاری در شکست نظامی، امنیتی و سیاسی دشمن داشته باشد. تبلیغات مقاوم با تصویر برداری از صحنه ی عملیات نظامی و ارائه ی وقایع داخل جبهه، همه ی ادعاها و تلاش های اسرائیل برای سرپوش گذاشتن بر واقعیت ها را نقش بر آب کرد.[۳۲] اما برای روشن نمودن برد مؤثر این گونه تبلیغات کافی است که به اظهار نظر یک دانشجوی «اسرائیلی» به نام «گابی فردمن» که در روزنامه ی یدیعوت احرونوت در خصوص تأثیر رادیو «النور» که متعلق به حزب الله لبنان بوده ودر فلسطین اشغالی صدای آن قابل استماع است توجه شود وی می گوید: «شنیدن صدای رادیو النور ترسناک است زیرا با پخش برنامه های تحریک آمیز، اسرائیل را یک رژیم جنایتکار و صهیونیست می نامد.»[۳۳] و به لحاظ قدرت تأثیر فوق العاده ی رسانه ها در این نبرد است که در جریان انتفاضه، رژیم صهیونیستی در پی تهاجم به کرانه ی باختری رود اردن، مراکز و تأسیسات تلویزیونی و رادیویی دولت خودگردان را منهدم کرد و چند ماه بعد از آن پلیس و مأموران وزارت ارتباطات اسرائیل با یورش به مرکز فرستنده ی رادیویی ام الفحم، تجهیزات آن را مصادره و مدیر آن را بازداشت کردند.[۳۴] این اقدام پس از آن صورت گرفت که رژیم صهیونیستی چندی قبل در یورش به الخلیل دو شبکه ی تلویزیونی بخش خصوصی «النورس» و «المستقبل» را تعطیل و مسئولان آن را بازداشت کرده بودند و این امر نشان از درک عمیق آن رژیم از نقش رسانه ها دارد تا جایی که شارون در خصوص عمق تأثیر رسانه ها، در پی عملیات شهادت طلبانه ی «علی الجولانی» در تل آویو اعلام می نماید: «الجولانی به هیچ تشکیلات سیاسی فلسطینی وابسته نیست و این دلیلی بر تأثیر خطرناک و خرابکارانه ی وسائل اطلاع رسانی فلسطینی است.»[۳۵] و اگر بخواهیم به تأثیر رسانه ها در داخل سرزمین های اشغال شده نیز اشاره داشته باشیم کافی است از جلوگیری پخش برنامه ی «ارهابیات» که توسط شبکه ی ماهواره ای ابوظبی پخش می شود اشاره داشته باشیم که در آن «آریل شارون» به عنوان آدمکش خونخوار که خون فلسطینی ها را می مکد نشان داده می شد.[۳۶]

بعد دیگر فعالیت های رسانه ها در جنگ پست مدرن که تحقیقاً مهم تر از انجام عملیات روانی است تهاجم فرهنگی می باشد که ابتدا با تعریفی از آن به چگونگی استفاده ی رژیم صهیونیستی از رسانه ها در این عرصه می پردازیم. تهاجم فرهنگی به این معنی است که یک مجموعه ی سیاسی یا اقتصادی برای اجرای مقاصد خاص خود…، به بنیان های فرهنگی آن ملت هجوم می برد. در این هجوم باورهای تازه ای را به زور و به قصد جایگزینی با فرهنگ و باورهای ملی آن ملت وارد کشور می کنند.[۳۷] صهیونیست ها در این عرصه به مواجهه با دشمنان خود توجه کافی و دقیق داشته و در این راستا از هیچ اقدامی فروگذار نمی کنند. برای نمونه در جهت سرنگون نمودن جمهوری اسلامی ایران بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی حمله ی فرهنگی به ایران از طریق ارسال برنامه های ماهواره ای را به اعضای کمیته ی اصلاحات دولتی مجلس نمایندگان امریکا پیشنهاد می کند و بیان می دارد: ارسال برنامه های ماهواره ای حاوی تصاویر زنان زیبا با بدنهای برهنه و نیمه برهنه و پرداختن به امور دنیوی از قبیل زندگی تجملی و البسه زیبا، و صحنه های جنسی و مشاهده امور کاملاً انحرافی باعث می شود کودکان ایرانی خواستار لباسهای زیبا، زندگی تجملی و استخر و امثال آن شوند و با این امر می توان در ایران انقلابی به راه انداخت.[۳۸]

این گونه اقدامات در نهاد خود جنگی پست مدرن است که بر اندازی از نوع مخملی و یا فروپاشی از درون را تعقیب می نماید و همان گونه که خانم نادیا خوست نویسنده و ادیب سوری بیان می دارد خطرناک ترین جنگ ها، تهاجم فرهنگی است. زیرا اراده ی مردمی را از بین می برد و تلاش می کند ذهن را به جای سرزمین اشغال کند.[۳۹] البته این اقدام از سوی رژیم صهیونیستی فقط علیه ایران استفاده نگردیده است. چنان چه روزنامه ی لبنانی الکفاح العربی می نویسد: افراد یک شبکه ی اسرائیلی جاسوسی و ترویج فحشا در شهرک العین در بقاع شمال شرق لبنان شناسایی و دستگیر شدند. این شبکه که اعضای آن ده ها نفر هستند همچنین به منظور گسترش بیماری های واگیردار از جمله ایدز روسپیگری را رواج می دادند. و درهمین جهت است که روشن می گردد رهبر انقلاب اسلامی ایران این مفهوم را به درستی درک کرده اند که تهاجم فرهنگی برای بی اعتقاد کردن نسل نو انجام می گیرد، هم بی اعتقاد کردن به دین، هم بی اعتقاد کردن به اصول انقلابی و هم بی اعتقاد کردن به آن تفکر فعالی که امروز استکبار و قلمرو قدرت های استکبار را به خطر و وحشت انداخته است.[۴۰]

حد و مرز تهاجم فرهنگی برای اسرائیل و طرفداران آن تا جایی امتداد می یابد که غیر یهودیان به معتقدات اسرائیلی پیوند بخورند و این نکته ای است که در بیانیه ی سومین کنگره ی بین المللی مسیحیت صهیونیستی عنوان گردیده است. هنگامی که غیر یهودیان به خانواده معتقدات اسرائیلی پیوند خوردند دیگر تلاش برای تغییر الهیات و خداشناسی آنها ضرورتی ندارد. هر چند که الهیات آنها با اهداف مبتنی بر کتاب مقدس (درباره ی اسرائیل و یهودیان) مغایرت داشته باشد.[۴۱]

اما اگر پیوند صورت نگرفت تلاش در جهت تغییر الهیات و خداشن

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.