اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اسماء الهی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 51
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل اسماء الهی شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل اسماء الهی در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل اسماء الهی با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل اسماء الهی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل اسماء الهی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل اسماء الهی اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اسماء الهی :
چکیده:
ذات را با صفتی معین و به اعتبار تجلی، از تجلیات اسم می نامند . و هر مظهری که اسماء ذات در آن ظهور کند، تجلی ذاتی گویند . و حق را اگر با اسماء و صفات تجلی کند، تجلی اسمایی و اگر با اسماء فعلی تجلی کند، تجلی فعلی می نامند .
امام خمینی رحمه الله بر این عقیده است که سه آیه شریفه آخر سوره حشر به مقام «احدیت » ، «واحدیت » و «مشیت » با تجلی فعلی اشاره می کند که خود مشتمل بر سه جلوه است: جلوه ذات برای ذات، جلوه ذات در مقام اسماء و جلوه ذات در مقام ظهور .
مقاله حاضر این نظریه را با توجه به اختلاف نظر شیخ اکبر محی الدین بن عربی و امام خمینی رحمه الله از سه جهت مورد بحث و بررسی قرار می دهد:
۱- مقام «احدیت » و ارتباط آن با آیه شریفه ۲۲
۲- مقام «واحدیت » و ارتباط آن با آیه شریفه ۲۳
۳- مقام «مشیت » یا تجلی فعلی و ارتباط آن با آیه شریفه ۲۴
بنابراین آیه شریفه حاکی از این است که خدا ظاهر کننده همه حقایق از مقام ذات به مقام علم و از مقام علم به مقام تمیز و تعدد وجودی است . و چون اسماء و صفات الهیه به حسب مقام کثرت علمی ارتباطی با مقام غیبی ندارند، نمی توانند بدون واسطه از حضرت غیب مطلق کسب فیض نمایند . فیض اقدس همان واسطه است که از آن به حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله تعبیر نموده اند که به مقتضای «انا و علی من نور واحد» ، حقیقت علویه عین حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله است .
کلیدواژه ها:
اسم، تجلی، احدیت، واحدیت، مشیت
امام خمینی رحمه الله در فرازی از تفسیر سوره حمد می فرماید: «یکی از مسائلی که در اسم است، این است که یک وقت مال مقام ذات است که اسم جامعش «الله » هست، و دیگر اسماء ظهور به رحمیت و رحمانیت و . . . ; اینها همه از تجلیات اسم اعظم است . «الله » اسم اعظم و تجلی اول است، اسماء نیز سه قسم است: اسمایی در مقام ذات، اسمایی در مقام تجلیات به اسمیت و اسمایی در تجلی فعلی که اولی مقام «احد» ، دومی مقام «واحدیت » و سومی مقام «مشیت » نامیده می شوند; و شاید آیات شریفه آخر سوره حشر که سه آیه است، اشاره به همین باشد . شاید این سه نوع وارد شدن و ذکر کردن، همین مقامات ثلاثه اسماء باشد . اسم در مقام ذات مناسب با همان اسماء اولی است که در آیه وارد شده و اسم به تجلی صفاتی، مناسب با آن صفات و اسمایی است که در آیه دوم واقع شده است . تجلی فعلی هم «هو الله الخالق الباری ء المصور» است که آیه سوم مناسبت با همین تجلی فعلی دارد که سه نوع جلوه است: جلوه ذات برای ذات، جلوه در مقام اسماء و جلوه در مقام ظهور . شاید «هو الاول و الآخر» اول است، آخر هم اوست ; کانه دیگران اصلا نفی و منفی هستند «هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن » هرچه ظهور است اوست; نه اینکه از اوست «هو الظاهر و هو الباطن و هو الاول و هو الآخر» . (۱)
اسم و اقسام آن
اسم در لغت به معنی علامت و نشانه است و بر هر لفظ دال بر چیزی اطلاق می شود . در اصطلاح عرفان نظری، ذات رابه اعتبار صفتی معین و تجلی ای از تجلیات «اسم » می نامند و گاه «صفت » را اسم گویند . هر مظهری که اسماء ذات در آن ظهور و تجلی نماید، تجلی ذاتی گویند، و اگر حق با اسماء و صفات تجلی کند آن را تجلی اسمایی و اگر با اسماء فعل تجلی کند، آن را تجلی فعلی می نامند .
در عرفان نظری، اسماء به اعتباری به چهار قسم تقسیم می شوند که امهات اسماء نامیده می شوند: «الاول و الآخر و الظاهر و الباطن » که اسم جامع جمیع اینها «الله » و «الرحمن » است . «قل ادعواالله او ادعوا الرحمن ایاما تدعوا فله الاسماء الحسنی » . یعنی هر یک از اسماء حسنی داخل حیطه اسم الله و الرحمن هستند، پس مظهر هر اسمی ازلی و ابدی است و ازلیت او ناشی از اسم اول است و ابدیتش از اسم آخر و ظهورش از اسم ظاهر و بطونش از اسم باطن . بنابراین اسماء متعلق به ابداء و ایجاد داخل در اسم اول و اسماء متعلق به اعاده و جزاء، داخل در اسم آخرند و آنچه متعلق به ظهور و بطون است، داخل در اسم ظاهر و باطن می باشد . و اشیاء خالی از این اسماء اربعه نیستند .
تجلی و اقسام آن
تجلی در لغت به معنای ظاهر شدن، روشن و درخشنده شدن و جلوه کردن است . و در عرفان نظری و حکمت اشراقی و ذوقی تجلی حق است که همه چیز را آفریده است .
تجلیات الهیه بر حسب نوع نگرش به دو قسم تقسیم می شوند:
۱- تجلیات الهیه که موجب بروز و ظهور وجود حقایق وجودیه است .
۲- تجلیات الهیه تابیده بر قلوب ارباب سلوک که نتیجه مشاهدات اصحاب مشاهده است .
و هر یک به تجلیات ذاتی، تجلیات اسمایی و صفاتی و تجلیات فعلی تقسیم می شوند . در قسم اول حرکت از تجلی ذاتی آغاز شده به تجلی افعالی می رسد . در دومی بعکس است; یعنی اول تجلی که در مقامات سلوک بر سالک جلوه می نماید، تجلی افعالی، آنگاه تجلی صفاتی و پس از آن تجلی ذاتی است; زیرا افعال، آثار صفاتند و صفات مندرج در تحت ذات; پس افعال به خلق نزدیکتر از صفاتند و صفات نزدیکتر از ذات; لذا شهود تجلی افعالی را محاضره و شهود تجلی صفاتی را مکاشفه و شهود تجلی ذات را مشاهده می نامند . (۲)
آنچه در این مقاله مورد بحث است، قسم اول می باشد که در کتاب تجلیات الهیه محی الدین بن عربی آمده است: «تجلیات وجودیه منحصر در حضرات ثلاثه است: حضرت ذات که تجلیات وجودیه ذاتیه، و حضرت صفات به تجلیات وجودیه صفاتیه، و حضرت افعال که تجلیات وجودیه فعلیه نامیده می شوند; زیرا طبیعه الحق من حیث هو، ذات و صفات و افعال است .
تجلیات وجودیه ذاتیه عبارت است از تعنیات «بنفسه لنفسه فی نفسه » حق تعالی، مجرد از هر مظهر و هر صورتی است و عالم این تجلیات – یعنی افق خاصی که این تجلی از او منبعث می شود عالم «احدیت » است . و در این عالم ذات حق تعالی از هر صفت و اسم یا نعت و رسمی منزه است; زیرا عالم ذات من حیث هو سر الاسرار و غیب الغیوب است، همانگونه که او مظهر تجلیات ذاتیه است; یعنی مرآتی است که حقیقت وجودیه مطلقه در او منعکس می شود . تجلیات وجودیه صفاتیه عبارت است از تعینات بنفسه لنفسه حق تعالی در مظاهر کمال اسمایی و مجالی نعوت ازلی خویش، و عالم این تجلیات عالم «واحدیت » است . در این عالم، حقیقت وجودیه مطلقه در حلل کمالاتش بعد از کمونش در اسرار غیب مطلق بواسطه فیض اقدس ظاهر می شود; همانگونه که در این عالم وحدت است که موجودات و صور اعیان ثابته آغاز می شود .
تجلیات وجودیه فعلیه یا افعالیه عبارت است از تعینات بنفسه لنفسه حق تعالی در مظاهر اعیان خارجیه و حقایق موضوعیه است . عالم این تجلیات همان عالم «وحدانیت » است . و در این عالم است که حقیقت وجودیه مطلقه بذاتها صفاتها و افعالها، بواسطه فیض مقدس ظاهر می شود . یعنی در این عالم است که حق تعالی در صور اعیان خارجیه اعم از نوعیه یا شخصیه، حسیه یا معنویه تجلی می نماید . (۳)
تقسیمات ثلاثه اسماء
چنانچه بیان گردید اعتبار ذات با صفتی از صفات را «اسم » می نامند و هر تعینی از تعینات کلیه و جزئیه مظهر اسمی از اسماء کلیه و جزئیه می باشد . جهت ربط حق با اشیا نیز همین اسم است . تعینات اسمائیه را «اسماء ذات » نامیده اند که به اعتبار دلالت آنها بر ذات به سه قسم اسماء ذات و صفات و افعال تقسیم شده اند; اگرچه جمیع اسماء به اعتباری اسماء ذاتیه اند و به ذات منتهی می شوند، اما به اعتبار ظهور ذات در این اسماء «اسماء ذات » و به اعتبار ظهور صفات «اسماء صفات » و به اعتبار ظهور افعال «اسماء افعال » می باشند .
اکثر این اسماء که به سه قسم تقسیم می شوند به اعتباراتی جامع اسماء ذات و صفات و افعالند; بنابراین ممکن است یک اسم به اعتبار جهات متعدد داخل در هر سه قسم باشد; مانند اسم «رب » که به اعتبار معنای ثابت اسم ذات و چون معنی مالکیت می دهد، اسم صفت و به اعتبار آنکه به معنای مصلح آمده، اسم فعل می باشد .
در تعریف فایل پاورپوینت کامل اسماء الهیه گفته می شود که اگر این اسماء عام و مستعد قبول تعینات متقابله و صفات متباینه باشند، «اسم ذات » نامیده می شوند . این اسماء حقایق لازم وجود حقند; یعنی از جهت ظاهریت فی نفسه من حیث هی هی از اسماء ذات و از جهت تعینات و تعلقات متعدد از اسماء صفات می باشند . این صفات بما هی هی بدون ملاحظه مظاهر و تقید به قیود، بنحو اطلاق در قدیم، قدیم و در حادث، حادث و در متناهی، متناهی و در متحیز، متحیزند . این صفات چون از شؤون ذاتی وجودند نظیر وجود، سریان در اشیاء دارند; یعنی در مجرد، مجرد، در عقل، عقل و در نفس، نفسند .
و آن دسته از صفات الهیه که مشعر به نوعی تکثر است، از «اسماء صفات » به شمار می رود . و اگر از اسماء معینی تاثیر و ایجاد و احیاء و اذهاب و امامه و تجلی و حجاب و کشف و سر و غیره مفهوم گردد، «اسماء افعال » است .
و امهات اسماء اگر بنحو کلیت لحاظ شوند و امتیاز نسبی در آنها ملاحظه نشود، از «اسماء ذات » به شمار می روند . و اگر تعلق آنها به غیر لحاظ شود، یعنی اگر با نسبت و امتیازات ملاحظه شوند، از «اسماء صفات » اند ; مثل اسماء قادر و قدیر که از سدنه اسم قهار و قاهرند; و محصی از سدنه اسم علیه که به اعتبار تعلق به غیر از اسماء صفات می باشند . (۴)
اسماء ذاتیه
اسماء ذات دو قسمند:
۱- حکم و اثر برخی از آنها در عالم ظاهر است و از ناحیه اثر و حکم شناخته می شوند; زیرا جمیع تعنیات خارجیه مظاهر اسماء ذاتیه اند و از این جهت حقایق وجودیه بر وحدت ذات حق تعالی دلالت می کنند و فیض اطلاقی حق با وحدتش در جمیع مظاهر وجودیه ساری است و همه کثرات از این وحدت نشات یافته اند: «و فی کل شی ء له آیه تدل علی انه واحد» و وجود منبسط و موجودات خاصه به اندازه اصل وجود افاضه شده شامل جمیع صفات ذاتیه وجودند .
۲- حکم و اثر برخی از اسماء ذاتیه در مظاهر خلقی ظاهر نمی شود; مثل اسماء مستاثره که اختصاص به غیب ذات دارند و علم به اسماء مستاثره از مختصات حق تعالی است و فقط خداوند به آن عالم است مگر کسی که مورد تجلی ذاتی واقع گردد . این اسماء مفاتیح غیب وجودند و منشا تعین وجود . این اسماء مستاثره که مکنون در غیب وجودند داخل در حیطه اسم اول و اسم باطن هستند و چون داخل در اسم باطن هستند هرگز ظاهر نمی شوند اما مبدا تعین اسماء و صفات در مقام واحدیت وجود می باشند . (۵)
مراتب سه گانه احدیت
۱- احدیت ذات: در این مرتبه به هیچ وجه کثرت اعتبار نمی شود و آیه شریفه «قل هو الله احد» بیان این مرتبه است که مرتبه «احدیت – ذاتیه مطلقه » نامیده می شود . و وحدت در اینجا نعت و صفت واحد نیست بلکه ذاتی است .
۲- احدیت اسماء و صفات: همه اسماء و صفات با کثرت غیر قابل شمارششان با ذات یکی هستند; یعنی جمیع اسماء و صفات مستهلک در ذات و عین ذاتند . و این مرتبه «احدیت الهیه » است . و وحدت در اینجا نعت و صفت واحد است ; نه ذات . و به اعتبار تعدد نسبی از آن جهت که متعدد عین واحد است، وحدت نسب و اضافات یعنی وحدت تعدد نامیده می شود; اما نه به اعتبار وجود متعدد و تمیز حقیقی; لذا همه اسماء از این حیث واحدند .
۳- احدیت افعال و تاثیرات و مؤثرات: یعنی آن ذات متعالی که در حقیقت مصدر جمیع افعال و مؤثر در منفعلات می باشد و به حسب استعداد و قابلیتشان به ترتیب آنان را به طرف حضرت ذات می کشاند; چنانچه حق تعالی می فرماید: «ما من دابه الا هو آخذ بناصیتها ان ربی علی صراط مستقیم » (۶) و این مرتبه «احدیت ربوبیه » است . (۷)
اکنون که مقدمات لازم دانسته شد، درجهات سه گانه به بحث می پردازیم .
۱- مقام «احدیت » و آیه ۲۲ سوره حشر
فایل پاورپوینت کامل اسماء الهیه که ربط میان اعیان ثابته و حقیقت حقند، واسطه ارتباط بین حق و اسماء ربوبی حضرت اسم اعظم است که هر اسمی را به مظهر خود متصل می کند; پس اسم اعظم متجلی در جمیع اسماء است . اولین مظهر از مظاهر اسم اعظم، مقام رحمانیت و رحیمیت ذاتی است . این دو اسم از اسماء جمالیه ذات مقدس حقند که شامل جمیع اسماء می باشند . بنا بر فرمایش حضرت امام خمینی رحمه الله آیه شریفه «هو الله لا اله الا هو عالم الغیب و الشهاده هو الرحمن الرحیم » اشاره به مقام ذات دارد و حاکی از اتحاد و یگانگی صفات اعم از جلالیه و جمالیه و اسماء ذاتیه و صفائیه و افعالیه با ذات مقدس احدیت است .
نظریات بیان شده در این باب عبارتند از:
۱- شاید «هو» اسم اعظم باشد . (۸)
۲- «هو» اشاره به ذات و حقیقت تامه بسیطه حق دارد که غایب از همه چیز و همه کس است و دلالت بر هویت من حیث هو دارد; لذا اشرف اذکار است و به همین دلیل سالک طریق برای رهایی از حجب کلانیه «یا هو» و «یامن لا هو الا هو» می گوید . (۹)
۳- به تصریح امام صادق علیه السلام «هو» ضمیر شان نیست بلکه عنوان مشیر به مقام «غیب هویت الهیه » است . (۱۰)
۴- در تفسیر عبدالرزاق کاشانی در تفسیر سوره اخلاص آمده است: «هو عباره عن الحقیقه الاحدیه الصرفه الی الذات من حیث هی بلا اعتبار صفه لا یعرفها الا هو، و الله بدل منه » . (۱۱)
۵- حضرت امام خمینی رحمه الله در خصوص آیه شریفه «قل هو الله احد» بر این عقیده است که ممکن است «هو» اشاره به مقام «فیض اقدس » باشد که تجلی ذات به تعین «اسماء ذاتیه » است و «الله » به مقام احدیت جمع اسمایی اشاره دارد که حضرت «اسم اعظم » است . (۱۲) و شاید «هو» اشاره به مقام ذات باشد . چون «هو» اشاره غیبیه است و در حقیقت اشاره به مجهول است و به همین دلیل دور از دسترس معرفت اهل الله و عالم عالمین بالله است . (۱۳) و در اربعین حدیث نیز در شرح حدیث چهلم در بیان همین آیه شریفه تاکید می فرماید: «و این کلمه شریفه به اشاره به مقام هویت مطلقه است من حیث هی هی بدون آنکه متعین به تعین صفاتی یا متجلی به تجلیات اسمایی باشد; حتی اسماء ذاتیه که در مقام احدیت اعتبار می شود .» (۱۴)
۶- و در تفسیر ابن عربی در خصوص آیه شریفه ۲۲ آمده است که «هو» اشاره به مقام غیب مطلق و اعم از کلمه «الله » است; چون فانها تدل علی الله و علی کل غائب و کل من له هویه، فکان «هو» ختم الاسماء الالهیه و هو عین سابقتها» . (۱۵)
الله
اسم ذات، متصف به صفات و اسماء است و بنابر تعبیر ابن عربی در تفسیر آیه شریفه: «در عالم کلمات و حروف، اسم جامد علمی است که حکایت از ذات دارد و معصوم از اشتراک اسمی است که «ینعت و لا ینعت به » بر این اسم که به اعتبار اصل هویت، جامع جمیع اسماء است، اسم اعظم اطلاق می شود . و حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله به اعتبار اصل وجود و حقیقت، عین این اسم است . حضرت امام خمینی رحمه الله می فرماید: «این اسم تمام مشیت است به حسب مقام ظهور و مقام فیض اقدس است به حسب تجلی احدی; مقام جمع احدی اسماء است به حسب مقام واحدیت و الوهیت و جمیع عالم است به اعتبار احدیت جمع که کون جامع باشد و در سلسله طولیه صعودیه و نزولیه، مراتب وجود است و در سلسله عرضیه هریک از هویات عینیه; بنابراین «الله » به حسب هو اعتباری در اسم، از آن جهت که مسمای آن اسماء است، فرق می کندو در هو مقامی حتی مقام لفظ و عبارت حقایق جداگانه ای دارد . (۱۶)
عالم الغیب و الشهاده
غیب در برابر شهادت و عالم غیب در برابر عالم شهادت است . عالم غیب، جهان ارواح و عقول مجرد و عالم شهادت پرتو و فیضی از عالم غیب است . غیب حاکم بر شهادت و شهادت به معنای حضور و مشهود بودن چیزی نزد مدرک است ; بنابراین هر چیزی ظاهری دارد که همان صورت و شهادت اوست و باطنی دارد که همان روح و معنا و غیب اوست; پس جمیع صور، با توجه به اختلاف نوعی آنها منسوب به اسم «الظاهر» منعوت به شهادت است و جمیع معانی و حقایق مجرده، به غیب و اسم «الباطن » . و هو شی ء موجود از جهت معنا یا روحانیت یا هردو، مقدم بر صورتش است به تقدم بالمرتبه و بنا بر اعتباری اولویت دارد . و از جهت دیگر صورت بر معنا و روحانیت تقدم دارد; اگرچه این تقدم، تقدم علمی باشد; بنابراین هریک از صور و حقایق باطنه از جهتی و به اعتباری اول است و از جهت و به اعتبار دیگر آخر است . روشن است که حق تعالی علما و وجودا من حیث ذاته و من حیث اسمائه الکلیه، محیط بر جمیع اشیاء موجود است ; در نتیجه هرچه ظاهر و مشهود باشد بواسطه بطون، مقدم بر ظهور است ; یعنی تقدم غیب بر شهادت; خواه این تقدم و اولویت، تقدم بالوجود یا بالمرتبه و یا بالوجود و المرتبه باشد . پس اسم ۰الظاهر» و صوری که به واسطه آن ظاهر می شوند در غیب حق غایب بوده و مستهلک در وحدانیتی است که نزدیکترین صفات به غیب الهی است و حجاب وحدانیت و استهلاک به قرب مفرط، مانع از ادراک ذاتش و پروردگارش می شود; هنگامی که حق تعالی به نور تجلی خویش ظاهرش ساخت و مستنیر به نور حق و ظاهر به ظهور حق تعالی شد، مشهود و موجود گردید . این مرتبه از حیث نسبت ظهورش «شهادت » نامیده می شود; چنانکه مرتبه باطنه متقدمه را «غیب » می نامند .
غیب بر دو قسم است: غیب اضافی و غیب حقیقی .
غیب حقیقی عبارت است از حضرت ذات و هویت حق تعالی که بدان «غیب مکنون » و «غیب مطلق » گویند و جز او احدی از آن آگاه نیست: «عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا الا من ارتضی من رسول » . (۱۷)
غیب اضافی: مقابل شهادت است، یعنی غیب امکانی که سبب بروز و ظهور و تعین عوالم هستی است که چیزی جز نفس تجلی متعین از حضرت غیبیه غیر متعینه نیست که اقرب مراتب منتسب به این غیب «عماء» نامیده می شود که همان نفس رحمانی است که نسبت به غیب الهی مذکور، اولین مرتبه شهادت است و کثرت شهود در عالم منبعث از این احدیت و به اعتباری ظاهر از اوست .» (۱۸)
از آنجا که عوالم حضرات خمسه الهیه، محل ظهور و بروز حق به صفتی از صفات خویش است و نیز توجه به مراتب سه گانه احدیت و سایر مراتب وجودی، می توان گفت: حق تعالی به اعتبار تعین ذات در مراتب، شهادت به اعتبار لا تعین آن، غیب، به اعتبار ظهور در کثرت، خلق و به اعتبار احدیت در تعین و لا تعین، حق است . پس عالم سراسر اسم ظاهر حق است، چنانچه در معنا حق، حقیقت و روح عالم و اسم باطن اوست . (۱۹)
بنابراین اسم ظاهر، اقتضای ظهور عالم و اسم باطن اقتضای بطون حقایق را دارد . اگرچه مقتضی به اعتباری غیر مقتضی است – چون ربوبیت غیر از مربوبیت است – اما به اعتبار احدیت حقیقه الحقایق مغایرتی در کار نیست . پس عالم، عین اسم ظاهر و روح عالم، عین اسم باطن می باشد و چون عالم صورت حق است و حق روح او، نسبت حق به هرچه از صور عالم ظاهر می شود، بعینه نسبت روح جزئی است با صورتش، لذا حق مدبر صورت عالم است: «یدبر الامر من السماء الی الارض » . (۲۰)
پس از شرح کوتاه و بسیار مختصر عالم غیب و شهادت روشن می شود که بنابر فرمایش حضرت امام خمینی رحمه الله غیب و شهادت از اسماء باطنه و ظاهره هستند، و چون این دو اسم شریف از اسماء ذات می باشند، غیب و شهادت نیز از جمله اسماء ذاتند . در اطلاق «هو» و «الله » به مقام ذات و احدیت اختلاف نظری مشاهده نمی شود; اما در اطلاق بقیه آیه شریفه بر مقام ذات با تقسیم بندی محی الدین بن عربی در کتاب انشاء الدوائر (۲۱) نظریات متفاوتی مشاهده می شود . حضرت امام خمینی رحمه الله اسماء الملک، القدوس، السلام، المؤمن، المهیمن، العزیز، الجبار، المتکبر را جزء اسماء صفات و اسماء «الرحمن » و «الرحیم » را جزء اسماء ذات می داند . (۲۲)
هو الرحمن الرحیم
حضرت امام خمینی رحمه الله ضمن بیان این موضوع که میزان در تقسیم بندی ابن عربی تجلیات الهیه تابیده بر قلوب ارباب سلوک است که نتیجه مشاهدات اصحاب مشاهده است نه تجلیات الهیه به حسب ترتیب حقایق وجودیه، می فرماید که چون: الف) غیب و شهادت از اسماء باطنه و ظاهره اند; و ب) رحمانیت و رحیمیت از تجلیات فیض اقدس است نه مقدس، آیه شریفه دلالت بر مقام ذات دارد و در اثبات آن توضیح می دهند که رحمان و رحیم ممکن است صفت «اسم » و یا صفت «الله » باشد، اگرچه مناسبتر آن است که صفت «اسم » باشد; زیرا آنها در تحمید صفت «الله » هستند . در صورت اول تاییدی است بر اینکه فرد از «اسم » اسماء عینیه است; زیرا تنها اسماء عینیه اند که متصف به صفات «رحمانیه » و «رحیمیه » است . پس اگر منظور از «اسم » اسم ذاتی و تجلی به مقام جمعی باشد «رحمانیت » و «رحیمیت » از صفات ذاتیه است که در تجلیات به مقام واحدیت برای اسم الله ثابت بوده و رحمت رحمانیه و رحیمیه فعلیه از تنزلات و مظاهر آنهاست . و اگر مراد از «اسم » تجلی جمعی فعلی باشد که مقام مشیت است «رحمانیت » و «رحیمیت » از صفات فعلند . (۲۳)
شایان ذکر است که حضرت امام خمینی رحمه الله رحمانیت و رحیمیت را به ذاتی و فعلی تقسیم کرده، می فرماید: «رحمت رحمانیه ذاتی و رحیمیه ذاتی عبارت است از تجلی ذات بر ذات که در اثر این تجلی، صفات و فایل پاورپوینت کامل اسماء الهیه و لوازم آنها یعنی اعیان ثابته به ظهور علمی ظاهر می شوند و در عین علم اجمالی در حضرت واحدیت کشف تفصیلی حاصل می شود . رحمت رحمانیه فعلی و رحیمیه فعلی تجلی ذات در ملابس افعال است که اعیان را مشمول فیض و کمال نموده و فیض منبسط، اعیان را بر طبق غایت کامل و نظام اتم به ظهور می رساند . یکی از اسرار اینکه دو نام مبارک «رحمن » و «رحیم » در فاتحه الکتاب تدوینی، تکرار شده، آن است که کتاب تدوین با کتاب تکوین مطابقت نماید; زیرا ظاهر عین باطن است و لفظ و عبارت، عبارتی از تجلی معنا و حقیقت در لباس صدها و شکلها و پوشش پوستها و هیاته
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
