خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدگاه های مختلف درباره ارتباط علم و دین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدگاه های مختلف درباره ارتباط علم و دین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مبناگروی تصدیقات و توجیه باورها در فلسفه اسلامی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مبناگروی تصدیقات و توجیه باورها در فلسفه اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
59دقیقه
17ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی شکاکیت معاصر و دیدگاه رابرت نوزیک

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 41

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی شکاکیت معاصر و دیدگاه رابرت نوزیک؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی شکاکیت معاصر و دیدگاه رابرت نوزیک، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی شکاکیت معاصر و دیدگاه رابرت نوزیک با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی شکاکیت معاصر و دیدگاه رابرت نوزیک آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی شکاکیت معاصر و دیدگاه رابرت نوزیک به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی شکاکیت معاصر و دیدگاه رابرت نوزیک ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی شکاکیت معاصر و دیدگاه رابرت نوزیک، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی شکاکیت معاصر و دیدگاه رابرت نوزیک را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی شکاکیت معاصر و دیدگاه رابرت نوزیک :

اشاره:

در طول تاریخ اندیشه و تفکر بشری، همواره در مقابل دیدگاه های واقع گرا و معتقد به یقین مطابق با واقع، نظریات مبتنی بر شکاکیت و تردید معرفت شناختی در این باب وجود داشته است. گرچه در دوره های مختلف، تقریرها و گونه های نسبتا متفاوتی از آن ارائه شده است. یکی از اینها، تقریر معرفت شناس معاصر رابرت نوزیک است که با توجه به موضوع رایانه و هوش مصنوعی، سامان یافته است که البته خود او درصدد پاسخ به آن برآمده است.

این مقاله ضمن بیان سابقه تاریخی بحث، به طرح سرچشمه هایی که نوزیک در این تقریر از آنها تأثیر پذیرفته می پردازد، عدم کفایت پاسخ او به این تقریر را تبیین کرده و سرانجام ضمن پرداختن به آرای برخی از دیگر معرفت شناسان معاصر، رخنه ها و مشکلات این تقریر را روشن ساخته است.

***

شکاکیت معرفت شناختی، پابه پای معرفت گام برداشته و در قلمرو اندیشه، مراحلی را پشت سر نهاده و امروز نیز در کوچه های فلسفه، در کمین معرفت نشسته است. «شکاکیت» نوعا در هر عصری، به گونه ای خاص تجلّی یافته و در قالب اصطلاحات، باورها و روح حاکم بر آن عصر نمودار می شود. بنابراین شکاکان نیز به تناسب هر عصری، با تدارک ابزارهای ویژه، در «میدان تصارع معرفت و شکاکیت» حضور می یابند. «ما در چه عصری زندگی می کنیم؟» می دانیم عصری که در آن به سر می بریم، «عصر کامپیوتر» نام دارد و امروزه با ابزار پیچیده و خیره کننده ای به نام «کامپیوتر»(۱) سرو کار داریم. ماشین هایی که در شکل پیشرفته آن، به کار فکری هم رو آورده و حتی گاهی در مسابقه مهارت در مسابقاتی مانند شطرنج از انسانها نیز پیشی می گیرند. از این رو چنین کامپیوترهایی را، به دلیل توانایی انجام کارهای فکری، «هوش مصنوعی»(۲) نام نهاده اند.

خمره نوزیک

شکاکیت معاصر و خمره نوزیک: رابرت نوزیک(۳)(

Robert Nozick

) ، با توجه به شرایط بحث، در کتاب «تبیینات فلسفی»،(۴) در راستای دفاع از «حق شکاک»(۵)، به تقریر نوعی از «شکاکیت» می پردازد که نه تنها «معرفت»(۶)، یعنی «باور صادق موجّه»(۷) را از مدعیان معرفت، بلکه حتی «باور موجّه» باور عُقلایی را هم از آنان باز می ستاند. بنابراین این نوع شکاکیت از آن رو هولناک است که برای نبرد با «باور صادق موجه» معرفت عقلانی و نیز «باور موجّه» معرفت عقلایی به میدان اندیشه آمده است، و نه تنها معرفت باور عقلانی را تهدید می کند، بلکه حتی معرفت متعارف و عقلایی مبتنی بر «عقل(۸) سلیم(۹)» را نیز از گزند خود مصون نمی گذارد. نوزیک، بعد از تقریر این نوع شکاکیت، درصدد برآمده است تا با ارائه «نظریه شرطی در باب شناخت»(۱۰)، دست کم، از سنگر «باور موجّه» دفاع کند، ولی ناقدان افکار وی، او را در این سنگر هم مورد تهاجم قرار داده و دفاع او از «باور موجه» را نیز در هم شکستند.(۱۱)

این نوع شکاکیت عصری را می توان «شکاکیت کامپیوتری»، یا به تعبیر «پوتنم»(

Hilary

Putnam

)، در کتاب «دلیل، صدق و تاریخ»(۱۲)، «مغز در خُمره»(۱۳) نام نهاد. وجه تسمیه این نوع شکاکیت به این نام، به هنگام تقریر اشکال روشن خواهد شد. به هرحال این نوع شکاکیت «هویت عصری» دارد. به گونه ای که می توان گفت «روح شکاکیت معاصر» در «تقریر نوزیک از شکاکیت»، که ما آن را «خمره نوزیک» نام نهادیم، تجلّی می یابد. نوزیک، در تقریر این نوع شکاکیت، از دکارت (

Descartes

) الهام گرفته است(۱۴)، ولی آن را با تصویر نوینی، عرضه می دارد. ما در مطالعه سیر تفکر ابوحامد محمد غزالی (۵۰۵-۴۵۰ ه . ق) نیز با رگه هایی از چنین شکاکیتی مواجه می شویم. فخرالدین رازی (۶۰۶-۵۴۴ ه . ق) نیز به نحو دیگری به این مسأله پرداخته است. بدین ترتیب ما با گونه ای از شکاکیت مواجهیم که فراز و نشیب هایی داشته و اکنون با تقریر نوینی به صحنه آمده است.

حلقه استلزام در خمره نوزیک: تقریری که نوزیک از شکاکیت ارائه می دهد، مبتنی بر «اصل انحصار»(۱۵)، یعنی «اصل ماندن در محدوده استلزامات معلومه» است.این اصل را می توان برای سهولت تعبیر، «حلقه استلزام» نامید. این حلقه بیانگر این است که: اگر ما به ملازمه دو چیز با هم علم داشتیم، به «ملزوم» هم علم داشته باشیم، بالضروره به «لازم» هم علم خواهیم داشت. مطلب را با ذکر مثال، توضیح می دهیم: فرض کنید کسی ملازمه «دانایی» و «توانایی» را بداند، و نیز بداند که «دانایی» حاصل است، پس نتیجه را هم باید بپذیرد. مثلاً بداند «اگر زید عالم باشد، آنگاه «وی تواناست» و نیز بداند که «زید عالم است»، پس نتیجه می گیرد که «زید تواناست.» عکس نقیض این جریان هم، چنین است: اگر کسی نداند که «زید توانا است»، پس آنگاه نخواهد دانست که «زید عالم است» و یا این که اصلاً علم به ملازمه ندارد. یعنی نمی داند که اگر «زید عالم باشد»، آنگاه «زید تواناست.» این همان نکته ای است که نوزیک از «اصل ماندن در محدوده استلزامات معلومه» مراد می کند. این نکته به زبان فرمول چنین است:

فرمول حلقه استلزام:

بیان فرمول: [ اگر شخص

a

بداند

K

که «اگر

p

، آنگاه

q

» و بداند که [

P

، پس آنگاه می داند که

q

.

فرمول عکس نقیض حلقه استلزام:

بیان فرمول عکس نقیض: اگر شخص

a

بداند که

q

، پس آنگاه می داند که [ یا نمی داند که «اگر

p

آنگاه

q

» یا نمی داند که [

p

.

تبیین: در فرمول مذکور، با عکس نقیض حلقه استلزام، ما به این فرض رسیدیم که: اگر کسی به ملازمه بین دو قضیه علم داشت، و نیز علم به قضیه اوّل هم برای او حاصل شد، پس باید برای او نسبت به قضیه دوم هم معرفت حاصل شود. بنابراین هم اکنون که علم به قضیه تالی، برای او حاصل نیست، چند فرض متصور است. یکی اینکه

KaP

~ صادق باشد، و دیگر اینکه

تا اینجا «اصل انحصار»(۱۶) یعنی «اصل ماندن در محدوده استلزامات معلومه» را با ذکر چند مثال توضیح دادیم. نوزیک با اتکا بر این اصل، درصدد ارائه تقریری از شکاکیت برآمد که اکنون به تشریح آن می پردازیم.

تقریر شکاکیت خمره ای: این نوع شکاکیت را می توان در دو مرحله تقریر کرد. اقتضای تقریر مرحله اوّل از شکاکیت خمره ای، ایجاد تردید در هویت آدمی و تبدیل او به ابزاری در دست نیروی قاهر است که او را همانند چیزی که شأنی جز شأن آلی و ابزاری ندارد، در راستای اهداف خود به کار می گیرد. شکاک در این مرحله از مدعی معرفت می خواهد تا اثبات کند یک ماشین نیست، اما اقتضای مرحله دوم از تقریر شکاکیت خمره ای، ایجاد تشکیک در درستی ادراکات آدمی است. پس مقتضای مرحله اول از تقریر شکاکیت خمره ای، «سلب هویت آدمی» و تبدیل او به یک ماشین، کامپیوتر و…، است، و اقتضای مرحله دوم آن، «سلب صحت ادراکات آدمی» است. اکنون، با این توضیح، به تقریر شکاکیت خمره ای در دو مرحله، با استفاده از «حلقه استلزام» می پردازیم.

مراحل تقریر شکاکیت خمره ای: شکاکیت خمره ای را می توان در دو مرحله تقریر کرد:

مرحله اوّل: بر اساس «اصل ماندن در محدوده استلزامات معلومه» (اگر کسی ملازمه بین دو قضیه را بداند، یعنی هم به ملازمه بین آنها و هم به مقدم قضیه استلزام، علم داشته باشد، بالضروه به آنچه از این دو علم حاصل می شود، نیز علم خواهد داشت. فرض می کنیم قضایایی با این مشخصات، در اختیار داریم:

P

= «من در حال خواندن کتاب فلسفی هستم»

q

= «من مغزی در خمره نیستم»

a

= شخص خاص

بیان قضیه: در این مسأله فرض بر این است که جمع بین «بودنِ مغزی در خمره» و «در حال مطالعه بودن» ممکن نیست. اگر کسی مدعی باشد که اکنون در حال خواندن یک کتاب فلسفی است، پس چگونه ممکن است مغزی در خمره باشد که با ابزار الکتریکی تحریک می پذیرد؟ ادعای گزاره «من در حال خواندن کتاب فلسفی هستم» این است که من انسانم و با این فرض مشغول مطالعه کتاب فلسفی هستم. پس مفاد قضیه مذکور این است، «در صورتی که من بدانم: اگر در حال مطالعه کتاب فلسفی هستم، پس مغزی در خمره نیستم، و از طرفی من می دانم که «در حال مطالعه کتاب فلسفی هستم»، پس با وجود این دو فرض، خواهم دانست که «من مغزی در خمره نیستم.»

اکنون به عکس نقیض قضیه مذکور توجه می کنیم:

نتیجه ای که از این مرحله از تقریر شکاکیت خمره ای می گیریم، این است که ما نمی توانیم ثابت کنیم، ماشین نیستیم. پس چگونه می توانیم «معرفت» و حتی «باور موجه»، و حتی بالاتر، «باور» هم داشته باشیم؛ زیرا «باور» کار انسان است نه ماشین. پس فرمول مذکور برای «باور» را می توان چنین نوشت:

نتیجه فرمول نیز این خواهد بود که بر اساس مرحله اوّل از تقریر شکاکیت خمره ای، نه تنها «معرفت»، یعنی «باور صادق موجه» معرفت عقلانی مورد مناقشه قرار گرفت، بلکه «باور موجّه» معرفت عقلایی نیز مورد تردید واقع شد، و در نهایت اصل «باور» فهم و ادراک نیز از گزند شکاکیت مصون نماند و حتی «هویت انسانی» هم با فرضیه «ابزار انگاری» در هاله ای از ابهام فرو رفت.

مرحله دوّم: در دومین تقریر از شکاکیت خمره ای، متغیر دیگری به میدان منازعه وارد می شود که موجودی شریر، فریبکار و حیله گر است و القائات او موجب می شود تا ما در حوزه اندیشه به خطا رفته، مجالی برای دستیابی به صدق نداشته باشیم. شاید بگویید: ما هنوز احراز نکرده ایم که موجود شریری ما را فریب داده باشد، ولی باید گفت احتمال وجود چنین موجود شریر و فریبکاری امکان ادعای برخورداری از معرفت را از شما خواهد گرفت؛ چرا که: «إِذْجَاَءالْإِحْتِمالُ بطَلَ الْإِسْتِدْلال.» پس احتمال موجود شریری مانند شیطان و…، می تواند ضربه ای مهلک به کیان «معرفت» زده، و هویت «صدق» را از آن باز ستاند.

خمره نوزیک در کلام نوزیک: رابرت نوزیک(

Robert Nozick

) ، در کتاب «تبیینات فلسفی»، تحت عنوان «احتمالات شکاکانه»،(۱۷) چنین می نگارد:(۱۸)

«شکاک غالبا به اموری اشاره می کند که شخص، به آنها معتقد است هرچند که باطل باشند. پس در واقع چنین شخصی شاید فریب «شیطان» را خورده باشد، یا در حال رؤیا به سر برد، و یا در مخزنی در جایی شناور بوده و مغزش از ناحیه عوامل بیرونی تحریک شود، اما در هر صورت او به قضیه

P

معتقد است، هرچند که قضیه مزبور کاذب باشد.»(۱۹)

خواب دکارت و خمره نوزیک: پیشتر اشاره کردیم که نوزیک، در تقریر شکاکیت کامپیوتری، از دکارت الهام گرفته است. اکنون مناسب است که آنچه را دکارت درباره رابطه ارزش ادراک و احتمال تحقق چنین فرایندی در خواب، در نخستین تأمل از کتاب تأملات آورده، مورد مطالعه قرار دهیم.

دکارت در کتاب «تأملات در فلسفه اولی» می نویسد:

«با این همه، دراینجا باید در نظر داشته باشم که من انسانم و در نتیجه عادت به خواب دارم و همین چیزهایی را که این دیوانگان در بیداری می بینند و حتی گاه چیزهایی را که واقعیت کمتری دارند در خواب می بینم. بارها شب خواب دیده ام که همین جا لباس پوشیده و کنار آتش نشسته ام، در حالی که… در درون بستر آرمیده بودم. هم اکنون برای من به خوبی نمودار است که با چشم های خفته به این کاغذ نگاه نمی کنم، این سری که می جنبانم در خواب نیست، این دست را از روی قصد و آگاهی کامل می گشایم و این را ادراک می کنم. حوادثی که در خواب اتفاق می افتند هیچ کدام این طور واضح و متمایز به نظر نمی آیند، اما وقتی به دقت می اندیشم، به یاد می آورم که در خواب، فراوان بااین قبیل اوهام، فریب خورده ام و چون در این اندیشه درنگ می کنم، با وضوح تمام می بینم که هیچ علامت قطعی در دست نیست که بتوان به دقت میان خواب و بیداری فرق نهاد. دراینجاست که سخت سرگردان می شوم و این سرگشتگی به حدی است که تقریبا می توانم قانع شوم که در خوابم.»(۲۰)

دکارت نیز در واقع از «اصل ماندن در محدوده استلزامات معلومه» استفاده کرده است. بنابراین می توان گفت «خمره نوزیک» بیان دیگری از «خواب دکارت» است. دکارت در پایان تأمل اول از کتاب تأملات، با طرح «فرضیه فریب شیطانی» در فرایند ادراک، چنین می نگارد:

«بنابراین فرض می کنم که نه یک خدای واقعی که سرچشمه اصلی حقیقت است بلکه شیطانی شریر و بسیار مکّار و فریبکار تمام مهارت خود را در فریفتن من کار بسته است. فرض می کنم که آسمان، هوا، زمین، رنگها، اشکال، صداها و تمام أشیاء خارجی که می بینم، اوهام و فریب هایی باشد که این شیطان برای صید خوش باوری من از آنها استفاده می کند…»(۲۱)

خمره نوزیک و رؤیای غزالی: ابوحامد محمد غزالی، (۵۰۵-۴۵۰ ه . ق)، در کتاب «المنقذمن الضلال»، سالها پیش از نوزیک و دکارت، فرض «هویت رؤیایی» ادراکات آدمیان را مطرح و این گونه تقریر کرده است:

«أما تراک تعتقد فی النوم امورا و تتخیل احوالاً، و تعتقد لها ثباتا و استقرارا، أولاتشک فی تلک الحاله فیها ثم تستیقظ فتعلم انه لم یکن لجمیع متخیلاک و معتقداتک اصل و طائل، فبم تأمن أن یکون جمیع ما تعتقده فی یقظتک بحس أو عقل هو احق بالاضافه الی حالتک؟ لکن یمکن ان تطرأ علیک حاله، یکون نسبتها الی یقظتک، کنسبه یقظتک الی منامک، و تکون یقظتک نوما، بالاضافه الیها، فاذا أوردت تلک الحاله، تیقتت ان جمیع ما تو هّمتَ بعقلک خیالات لاحاصل لها.»(۲۲)

«آیا نمی بینی که در خواب به چیزهایی معتقد می شوی و حالاتی را تخیل می کنی با این باور که از ثبات و استقرار برخوردارند یا اینکه نسبت بدانها شک روا نمی داری، اما پس از بیداری درمی یابی که هیچ یک از متخیلاّت و معتقداتت نه اصلی داشته اند نه سودی؟ پس چگونه ایمنی از اینکه تمامی آنچه در بیداری، با حس یا عقل، معتقدی که نسبت به این حالتت حقّ است [اینگونه نباشد؟] با اینکه امکان دارد برایت حالتی پیش آید که نسبتش به بیداری تو همچون نسبت بیداری است به خوابت باشد یعنی بیداریت نسبت بدان، خواب محسوب شود و در چنین حالتی است که یقین خواهی کرد تمامی آنچه با عقل خویش توّهم کرده ای خیالاتی بی اساس بوده اند.»

از عبارت غزالی نیز این نکته مستفاد می شود که ما تا به مرحله ای از ادراک نرسیده ایم که اگر وضعیت فرق می کرد، ادراک ما هم تغییر می یافت، هنوز به «ادراک مضمون الصدق» نرسیده ایم. اگر ما ادراکات کنونی را در صورتی که در خواب هم به سر می بردیم، یا کامپیوتر و…، بودیم نیز می داشتیم، پس از کجا معلوم که ما هم اکنون نیز ادراکاتی مطابق با واقع داریم؟

فخررازی و خمره نوزیک: فخرالدین رازی، معروف به امام المشککین، (۶۰۶-۵۴۴ ه . ق)، نیز تقریر عالمانه ای را از خمره نوزیک (ماندن در محدوده استلزامات معلومه) ارائه کرده است. وی در کتاب «محصّل افکار المتقدمین و المتأخرین» چنین می نگارد:

«انّ النائم یری فی النوم شیئا و یجزم بثبوته، ثم یتبین له فی الیقظه أن ذلک الجزم کان باطلاً، و اذا جاز ذلک فَلِمَ لا یجوز أن یکون هنا حاله ثالثه یظهر لنا فیها کذب ما رأیناه فی الیقظه… انّ صاحب البرسام قد یتصور صورا لاوجود لها فی الخارج، و یشاهدها و یجزم بثبوتها و وجودها و یُصیح خوفا منها، و هذا یدل علی أنه یجوز أن تعرض للإنسان حاله لأجلها یری ما لیس بموجود فی الخارج موجودا، و إذا جاز ذلک فلم لا یجوز أن یکون الأمر کذلک فیما یشاهده الأصحاء. فإن قلت: الموجب لتلک الحاله هو المرض فعند الصحه لا یوجد، قلت: إنتفاء السبب الواحد لایوجب انتفاء الحکم…»(۲۳)

«شخص خوابیده، در خواب خویش چیزی می بیند و به تحقّق آن جزم می ورزد، اما پس از بیداری درمی یابد که آن جزم، باطل بوده است. وقتی چنین چیزی امکان دارد، چگونه امکان نخواهد داشت که حالت سومی باشد که در آن، کذب آنچه در بیداری دیده ایم برایمان آشکار شود؟… آنکه به بیماری ذات الجنب مبتلا است گاهی صورتهایی تصور می کند، که در خارج وجود ندارند، اما او آنها را مشاهده می کند، به تحقّق و وجودشان جزم می ورزد، و از بیم آنها فریاد می کشد. این امر دلالت می کند بر اینکه امکان دارد برای انسان حالتی پش آید که به واسطه آنچه را در خارج وجود ندارد موجود بینگارد. حال که چنین است، به چه دلیل آنچه افراد سالم می بینید این گونه نباشد؟ اگر بگویید که آنچه موجب چنین حالتی می شود، بیماری است و هنگام سلامت چنین چیزی پیش می آید در پاسخ خواهم گفت که از میان رفتن سبب واحد، موجب از بین رفتن حکم نمی شود…»

فخر رازی در این نوشته که در باب اندیشه شک نگاشته است، این فرض را مطرح می کند که ممکن است آدمی نسبت به اموری جزم داشته باشد که در عین حال که فی الواقع بهره ای از حقیقت ندارند، ولی جزم او به آنها تحقق دارد. بدین ترتیب فخر رازی نیز به تقریر دیگری از «خمره نوزیک» پرداخته است.

مولوی نیز به مناسب دیگری به همین خمره اشاره می کند. آنجا که در تعریض به فلاسفه ای که منکر شیطانند، می گوید:

فلسفی مر دیو را منکر بُوَد

خود در آن دَم، سُخره دیوی بُوَد

آنچه گذشت گزارشی اجمالی از «تقریر نوزیک از شکاکیت» بود که ما آن را «خمره نوزیک»، و همچنین تقاریر دیگری از آن را نیز از زبان دیگران شنیدیم. گرچه این نوع تقریر از شکاکیت، سابقه دیرینه دارد، اما بیان نوزیک از آن، ممتاز و یگانه است و شاید به همین لحاظ است که چنین مورد توجه معرفت شناسان واقع و در باب آن، به نقد و تأیید سخن گفته شده است.

معرفت و خمره نوزیک (

Nozick

)

تا اینجا به تقریر «خمره نوزیک» پرداختیم و اکنون تلاش خواهیم کرد تا از این خوان عبور کرده و امکان تحقق معرفت را در «خمره نوزیک» به نظاره بنشینیم. در اینجا ذکر این نکته لازم است که وضعیت «خمره نوزیک» در ساحت معرفت شناسی معاصر به گونه ای است که اگر بخواهیم تمام ابعاد و جوانب آن را به طور گسترده بررسی کنیم، سخن به درازا می کشد. از این رو ما در حل مسأله «خمره نوزیک» راه اختصار را می پوییم؛ چرا که تفصیل بحث دراین باره، در خور رساله ای مستقل است، ولی با این حال می کوشیم تا «نقطه ثقل خمره نوزیک» را شناسایی کرده و پاسخی نسبتا دقیق برای آن تدارک ببینیم.

در اینجا برای آن که با آگاهی بیشتری به نقد و بررسی «خمره نوزیک» بپردازیم، ابتدا به تحلیل «لایه های خمره نوزیک» می پردازیم.

لایه های خمره نوزیک: با بررسی و تأمل درباره «خمره نوزیک» می توانیم برای آن سه لایه تشخیص دهیم.

الف) لایه رؤیایی: این لایه در واقع توضیح دهنده «اصل انحصار»، یعنی «ماندن در محدوده استلزامات معلومه» بر اساس خواب و رؤیاست. به عبارت دیگر این لایه، بیانگر فرض وجود هویت رؤیایی ادراکات آدمیان است. اصولاً بحث درباره رابطه بین رؤیا و معرفت، بحث دامنه داری است که پیشینیان به آن توجه داشته اند. چنانکه نمونه هایی از این فرض را از غزالی، فخررازی، و دکارت نقل کردیم، و هم اکنون نیز همین فرض، که مناقشه ای است در باب معرفت، در محافل فلسفی و معرفت شناختی تحت عنوان «رؤیا و شکاکیت»(۲۴) به حیات خود ادامه می دهد.(۲۵)

لایه رؤیایی خمره نوزیک، در واقع درصدد تشکیک در وثاقت ادراکات، بر اساس فرض رؤیایی بودن موقعیت ادراکی است. یعنی چون شما نمی دانید که هم اکنون خواب نیستید، پس نمی دانید که اکنون روز است، یا ۴ = 2 + ۲، و…