اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بایسته های کنونی ؛ دین پژوهی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 78
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بایسته های کنونی ؛ دین پژوهی، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بایسته های کنونی ؛ دین پژوهی شامل 87 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل بایسته های کنونی ؛ دین پژوهی:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل بایسته های کنونی ؛ دین پژوهی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بایسته های کنونی ؛ دین پژوهی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بایسته های کنونی ؛ دین پژوهی :
بایسته های دین پژوهی را از زوایای گوناگون می توان دید: ۱. از زاویه نظام دهی، برنامه ریزی و به سازی; ۲. از حیث محتوا و ساختار و روش شناختی علمی; ۳. از جهت عرضه و ارائه و ارتباط با مخاطب.
در زمینه نخست، ده ها مقوله و مساله در خور بررسی است; از قبیل مدیریت و سازمان، سیاست گذاری، هدف گزینی، رویکرد و جهت دهی، اولویت بندی، امکان سنجی، اطلاع رسانی، آسیب شناسی، هم آهنگ سازی و تقسیم کار، ابزاریابی، شیوه شناسی و روش گزینی، آموزش و دانش افزایی محققان، مقولات و مسائل بسیار دیگر.چنان که از زاویه محور سوم، یعنی صورت بندی و عرضه و ارتباط با مخاطب نیز می توان ده ها نکته و گفته را طرح کرد. در این جا، عمدتا از محور دوم، یعنی بایسته های دین پژوهی در زاویه محتوا و مضمون، ساختاردهی و روش شناسی بحث می شود; هرچند به اعتبار ترتیب، تقدم با محور نخست است و اهمیت محور سوم نیز کم نیست; ولی به نظر می رسد محور دوم اصیل تر و اساسی تر و طبعا مقدم بر دو محور دیگر است.
هرگاه مکتب و مرامی در معرض تجربه عملی قرار می گیرد و بر منصه اجرا می نشیند، کاستی های آن اگر ذاتا کاستی پذیر باشد – آشکار می شود، و هر زمان بینش و منشی علم ادعا برمی افرازد; هم توقعات از آن مضاعف می گردد، هم خصومت ها و دشمنی ها با آن فزونی می گیرد. امروز اسلام در ایران در بوته آزمون و اجرا و در جهان، در معرض داوری و ارزیابی قرار گرفته است. طبیعی ست برخی پی آمدها و تبعات به سراغ آن بیاید و بدین جهت رسالت متفکران اسلامی و روشنفکران مسلمان در تبیین و توسعه معرفت دینی و رفع نواقص و نقایص و تصحیح کاستی ها و ناراستی های تئوریک و ارائه پاسخ درخور به پرسش های نو پدید، و پیشنهاد مدل های کاربردی در زمینه تدبیر مناسبات اجتماعی متناسب با شرایط عصر حاضر -که مستمرا تحول یابنده است صد چندان شده که در این مختصر نیز به همین رسالت اشاره دارم.
اکنون بعد از دوره طولانی رکود فکری و فقهی، با شرایط جدیدی مواجه شده ایم و این شرایط، مطالبات بسیاری را پیش روی ما می نهد:در قلمرو حکمت، چهارصد سال است که ما بر یک مکتب فلسفی پای می فشریم و تنها ریزه خوار خوان پرنعمت صدرنشین شبستان حکمت الهی و معرفت شیعی، حضرت صدرالمتالهین شیرازی هستیم و طی این مدت به جای هرگونه تحرک و تحول، نوآوری و نظریه پردازی، تنها به تعلیقه نگاری و حاشیه زنی و شرح و بسط آنچه شخصیت های برجسته فلسفی این دوران پدید آورده بودند بسنده کرده ایم; درحوزه کلام نیز گامی فرا پیش ننهاده ایم، بلکه کوشش و جوشش در حوزه کلام بی رمق تر از فلسفه بوده; در فقه پژوهی هم وضع ما بهتر از حوزه فلسفه وکلام نبوده است; در حوزه اخلاق نظری نیز فقر دیرین و ضعف مزمن، ادامه پیدا کرده است; بلکه وضعیت اخلاق پژوهی ما،حتی قابل مقایسه با بخش فلسفه و کلام و فقه نیست; زیرا در این جا از آغاز یک سره مقلد بوده ایم. اصولا اخلاق نظری ما چیزی بیش از بازگویی اخلاق ارسطویی و اخلاق نیکوماخوسی نبوده است، البته این نوشتار، بیشتر ناظر به دین پژوهی معطوف به بخش فلسفه و کلام و فقه است.
به نظر می رسد به ترتیب، چهار حرکت اساسی در باب دین پژوهی اسلامی از زاویه توسعه و تکامل درمحتوا، و تحول و تغییر در ساختار و روش بایسته است: نخستین قدم و اقدام، بازپژوهی نقادانه، منصفانه وعالمانه، و نوعی آسیب شناسی و آفت زدایی جدی از دانش های دینی است; مرحله بعدی تنقیح و باز پیرایی دقیق دانش ها و متون دینی است; آن گاه تنسیق، بازسازی و ساماندهی جدید علوم اسلامی; و واپسین اقدام، نظریه پردازی و نوآوری دربخش های گوناگون اندیشه دینی واحیانا تاسیس و تدوین برخی علوم تازه و ضروری، با توجه به نظرها ونیازهای نوپیداست.
طی قرون اخیر، در حوزه های علمی ما، برخی دانش ها مانند فقه، به لحاظ کمی، بیش از حد مورد اهتمام واقع شده هرچند به لحاظ کیفی، چنان که خواهد آمد، سخت نیازمند عطف توجه ارباب فضل و اصحاب فکر و فرهیختگی است – و برخی دانش ها، مانند فلسفه و کلام، قرآن پژوهی نیز بسی مورد بی مهری قرار گرفته و برخی دیگر، مانند علوم حدیثی، تاریخ، ریاضیات و… مطلقا مهجور و متروک واقع شده است.
در علوم و دانش های اصلی اسلامی، مانند فلسفه و کلام، فقه و اصول، از سویی زوایدی راه یافته است که ربطی به این دانش ها ندارد; از دیگر سو تورم و فربهی هایی پدیدآمده که هم تناسب و تعادل را در این دانش ها به هم زده است و هم به جای گره گشایی خود باعث پیچیدگی مضاعف در عرصه نظر و عمل شده است; و از سوی سوم خلاها و کاستی هایی در آن ها وجود دارد که بدان هیچ پرداخته نشده است، و این همه موجب شده است هندسه دانش های اسلامی، بی قواره و ناموزون واحیانا این علوم، چند رگه و ناکارآمد جلوه کند. البته این نقایص و ناراستی ها در فقه و اصول آشکار تر است.
برخی مباحث انضمامی که احیانا ربطی به ذات و غایت دانش های اسلامی ندارد، یا فلسفه انضمام خود را از دست داده است، در آن ها راه یافته و همچنان منضم آن هاست،و رفته رفته فربه و فربه تر شده و امروز مانند زایده ای بر اندام برخی علوم خودنمایی می کند. گاه مباحثی از یافته های دانشمندان و متخصصان دیگر رشته ها، مانند بخش طبیعیات در فلسفه وام گرفته شده و اکنون بطلان بسیاری از مباحث و مناظر مطرح شده در این بخش، بر آفتاب افتاده است; اما هنوز و همچنان وبال فلسفه اسلامی است و لاشه لخت فرضیات و نظریات فرسوده و پوسیده آن بر گرده فلسفه، سنگینی می کند.
مطالبات نامتعادل و غیر جامع جامعه از فقیهان و نیز عرف و عادت فقیهان ومدرسان ، موجب شده به برخی از ابواب، بیشتر پرداخته شود و بر اثر تکرار تدریس و تحقیق آن ابواب، هر کس چیزی بر آن بیفزاید و رفته رفته آن ابواب، متورم و حجیم شوند و بخش های دیگر لاغر و نحیف بمانند و یا حتی به مرور زمان از علم فقه حذف شوند; مثلا چون گذشتگان نوعا همه تدریس و تبویب فقه را از باب طهارت آغاز کرده اند، متاخرین نیز چنان کرده اند! و همین سبب شده باب طهارت حجیم تر بشود; آیا هیچ مساله و مقوله ای در فقه به اندازه این باب حایز اهمیت و ضرورت نیست؟ آیا پس از قرن ها فحص و بحث، باز هم ابهام در خور اعتنا و مطالب کشف نشده ای در این باب باقی مانده است که باید بدان ها اهتمام شود؟ این باب چه میزان قابلیت نوآوری دارد؟ و چرا باب طهارت؟ آیا این انتخاب به جهت تقدم مسائل شخصی و تکالیف فردی بر وظایف اجتماعی است یا بدین جهت است که طهارت، مقدمه عبادات است و عبادات مقدم بر سایر تکالیف دینی و طبعا مقدم بر دیگر بخش های فقه است؟ اما آیا این نکته ها و امثال آن برای توجیه رفتار و روش فعلی کفایت می کند؟ آیا این نکات به حدی مهم است که سبب شود آموزه های اساسی دین، مغفول و مهجور و بخش های بسیار مهم فقه، ضعیف و نحیف بمانند و در نتیجه پرسش های حیاتی و نیازهای اساسی امت بی پاسخ رها شود؟
باید در این بهانه ها و مسائل اندیشید. وانگهی اگر سیر آموزشی احکام باید چنین باشد و طبعا ساختار تدوینی متون فقهی نیز چنین شود آیا لزوما سیر تدریس علمی و تحقیقاتی هم باید به همین گونه باشد؟ آیا انتخاب عناوین مورد تدریس و تحقیق نباید با لحاظ وضع زمانه و حاجات منظور و متغیر مکلفین صورت بندد؟ مگر فقه برای پاسخگویی جامع به نیازهای روزمره و نوشونده و فزاینده امت تاسیس نشده است؟ مگر فقه، فلسفه ای غیر از این دارد؟ اگر پاسخگویی جامع و جدی به نیازهای جاری و جدید امت مطرح نبود، آیا فقهی لازم بود؟ آیا اجتهاد معنا پیدا می کرد؟ به هر حال، علل و عوامل فراوانی موجب این وضعیت شده است و بررسی آن ها از حوصله این نوشتار خارج است; اما مبحثی است بس در خور مطالعه و بررسی.
حکمت ما نیز وضع بهتری ندارد، البته در کلام زواید کمتری به چشم می خورد; اما کاستی و کسری در آن فراوان است. خلاهای فلسفی کلامی و فقهی در گذشته نیز بسیار بوده; اما امروز جستارها و چالش های جدید باعث شده که خلل و خلاها آشکارتر گردد.
در گذشته -در بسیاری از مقاطع تاریخی شیعه فرقه ای مردود قلمداد می شد و تنها در برخی از نقاط عالم و جهان اسلام حضور داشت; اما اکنون شیعه پرآوازه ترین مذهب اسلامی در جهان است. در گذشته تشیع نوعا حاکمیتی نداشت و مانند امروز در قبال مکاتب فکری جهانی علم ادعا بر نیفراشته بود. مردم ما در اکثر مقاطع و مناطق، فقط به فقه فردی نیازمند بودند و بیشتر از این هم متوقع و ممکن نبود; فقها هم بیشتر به این بخش اهتمام می کردند، اما امروز دیگر این چنین نیست. برای من این واقعه و نکته بسیار زیبا و دل پذیر بود که، چند سال پیش وقتی یکی از فضلای قم به نجف مشرف شد، خدمت حضرت آیه الله سیستانی نیز می رسد. ایشان از اوضاع و احوال قم و دروس حوزه پرسش می کنند. او پاسخ می دهد: بحمدالله درس و بحث رونق خوبی دارد; مثلا ۱۰۰ یا ۲۰۰ حلقه کرسی درس خارج دایر است. ایشان می پرسند: چه مباحث و ابوابی مورد تدریس واقع می شود؟ او پاسخ می دهد: طبق عرف، ابوابی مانند طهارت، صوم، صلات و…. ایشان با تعجب می گویند: هنوز هم این بحث ها مطرح می شود؟ موضوعات دروس فقه حوزه علمیه قم باید از مجلس شورای اسلامی بیاید! باید مجلس بگوید که نیاز فقهی کشور چیست و چه موضوعاتی را بحث کنید! خیلی نکته ظریفی است. ما به دانشگاه ها ایراد می گیریم که بین تحقیق و تئوری پردازی در رشته های فیزیک و شیمی و ریاضیات و مهندسی با عمل صنایع و عمران و دستگاه های عامل رابطه ای نیست!
طی سال های اخیر در هر وزارت خانه دفتری برای ارتباط با دانشگاه دایر شد و در دانشگاه ها هم دفتری برای ارتباط با صنایع. اخیرا هم آمدند دستگاه ذی ربط مطالعه علمی، آموزش و پژوهش عالی را ادغام کردند و وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری را بنیان نهادند. این اقدام امیدوارکننده است و ان شاءالله در آینده در مقام عمل هم نتیجه بخش خواهد بود. البته کاستی و ناراستی در زمینه تعامل تئوری و تجربه و علم و اجرا، وسیع تر از این حدود است که بتوان تنها با این دست اقدامات، امید به رفع مشکل بل مشاکل برد. این مشکل مزمن دستگاه و سامانه آموزشی جدید و دانشگاهی هم هست و هنوز ادامه دارد. این نوع مشکل در قلمرو علوم دینی در گذشته کمتر بود; چون توقع و مطالبه هم از ما کمتر بود و در آن بخشی که از ما مطالبه می شد; یعنی احوال شخصیه و تکالیف فردی، کم وبیش کار کرده ایم. اما در مباحث سیاسی، اجتماعی، اقتصادی کار درخوری نکرده ایم و امروز عذر و بهانه های قبلی از حوزه و نظام پذیرفته نیست! امروز چه نسبتی بین حوزه و سازمان برنامه و بودجه هست؟ چه رابطه ای میان حوزه و وزارت ارشاد، کشور، اقتصاد، نفت، نظام بانکی هست؟ چه ارتباطی بین حوزه و مجلس وجود دارد؟ چه نسبتی بین حوزه و قوه قضائیه وجود دارد؟ چرا باید قوه قضائیه، جدای از حوزه، دانشکده قضایی تاسیس کند؟ مگر از جمله رسالت های اساسی حوزه، تربیت قاضی نیست و مگر منصب قضا، علی الاجماع متعلق به فقها نیست؟ آیا قوه قضائیه این مسؤولیت را از حوزه نمی طلبد یا حوزه پاسخگوی نیازهای قوه قضائیه نیست؟
امروز ذهن ها و زبان ها پر است از پرسش، به چه دلیلی این همه پرسش باید بی پاسخ بماند؟ من وقتی این همه سؤال های بی جواب را در قلمرو فلسفه، کلام و فقه ملاحظه می کنم و می بینم کمتر کسی خود را موظف به پاسخگویی می داند تعجب می کنم! امروز کارآمدی حوزه در حد انتظار نیست; زیرا مطالعات و تحقیقات کاربردی نیست، تعلیم و تربیت نیازنگرانه نیست، انتشارات نیاز سنجانه نیست.
از این رو، فقیهان و عالمان باید به پاسخ پرسش های زنده و مورد نیاز روز بپردازند و در این مورد سرمایه گذاری کنند. این حدی که اکنون در حوزه هست، رضایت بخش و پاسخگو نیست، زیرا اجتهاد دو رسالت عمده و اصلی را به عهده دارد:
ابداع و اصلاح: پرداختن به مباحث و موضوعات مستحدثه، تصحیح آرای پیشین و پیشینیان. اگر این دو رسالت بر زمین بماند فقه، فلسفه خود را از دست خواهد داد و اجتهاد، تقلیدی و کلیشه ای خواهد شد و تقلید در اجتهاد هیچ ارزش علمی و عملی ندارد. آنچه برخی مدرسان فقه می کنند چیزی بیش از تقلید در اجتهاد نیست و در حالی که بنا به رای مشهور فقهای ما، تقلید مسلمان هم باید اجتهادی باشد! در این جا باید از فیلسوف متفکر و فقیه بصیر و اندیشور مسؤولیت پذیر، حضرت علامه آیه الله جوادی آملی یاد کنیم که به دوستان ما فرموده بودند: اگر شما در مسائل اقتصادی و اجتماعی موضوع به من بدهید من آن را موضوع دروس فقهم قرار می دهم. چه مانعی دارد فقیهی موضوع دروس خود را فقه سیاست قرار دهد؟ فقیه دیگری موضوع بحث خود را فقه هنر قرار دهد؟دیگری و دیگران هم فقه ارتباطات، فقه بین الملل، فقه حقوق معنوی اثر، فقه بانکداری، فقه حقوق انسان و صدها موضوع و مساله مبتلا به دیگر را موضوع تدریس خود قرار دهند؟ چه می شود اگر متفکران ما تدریس و تحقیق خود را به سمت دانش های نوبنیاد جهت دهند؟ یا کسانی در صدد باشند که با تدبیر و تلاش خود دانش های جدیدی را در قلمرو اندیشه اسلامی بنیاد نهند؟ تاسیس و تدوین دانش هایی چون فلسفه معرفت اسلامی، انسان شناسی اسلامی، فلسفه دی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
