خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل لمعه در نجعه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل لمعه در نجعه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بایسته های کنونی ؛ دین پژوهی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بایسته های کنونی ؛ دین پژوهی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
52دقیقه
27ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گفتگو با حجه الاسلام و المسلمین سید محمد غروی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 68

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل گفتگو با حجه الاسلام و المسلمین سید محمد غروی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل گفتگو با حجه الاسلام و المسلمین سید محمد غروی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل گفتگو با حجه الاسلام و المسلمین سید محمد غروی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل گفتگو با حجه الاسلام و المسلمین سید محمد غروی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل گفتگو با حجه الاسلام و المسلمین سید محمد غروی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل گفتگو با حجه الاسلام و المسلمین سید محمد غروی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل گفتگو با حجه الاسلام و المسلمین سید محمد غروی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل گفتگو با حجه الاسلام و المسلمین سید محمد غروی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گفتگو با حجه الاسلام و المسلمین سید محمد غروی :

پژوهش و حوزه: با تشکر از جناب عالی که در این مصاحبه شرکت کردید اولین سؤال را چنین مطرح می کنم: از آن جا که یکی از اهداف مجله، معرفی دین پژوهان و محققان حوزوی است لطفا اشاره ای به زندگی علمی خود داشته باشید.

حجه الاسلام والمسلمین غروی: بسم الله الرحمن الرحیم. من هم از شما تشکر می کنم. در مورد سوابق علمی که اشاره فرمودید، هرچند چیزی نیست که قابل طرح باشد ولی، اجمالا عرض می کنم که از حدود سال ۴۱، طلبه شدم و تا سال ۴۸ مقدمات را تا اواسط سطح و مقداری از سطح عالی را تهران در مدرسه آقای مجتهدی و یا خدمت برخی بزرگان گذراندم. سال ۴۸ به قم آمدم و بقیه دروس سطح را خدمت آیه الله فاضل و مرحوم آیه الله سلطانی به اتمام رساندم. سال ۵۰ وارد درس خارج شدم که البته غیر از درس فقه و اصول – که درس اصلی تلقی می شد – درس فلسفه هم داشتم. مجموعا درس هایی که در زمینه فقه و اصول بود -که فقه را تا الان هم رها نکرده ام و در خدمت بزرگان گذراندم -به این شرح است: حدود دو سال، مقداری از خارج فقه حج را خدمت مرحوم آیه الله العظمی گلپایگانی و حدود ۴ – ۵ سالی خدمت مرحوم آیه الله شیخ کاظم تبریزی، بخشی از مباحث طهارت، و نزد آیه الله شاه آبادی، مقداری فقه -قسمت مکاسب را گذراندم و در حدود ۲۰ سال هم، خدمت آیه الله وحید بحث های فقهی: مکاسب محرمه، صلات، مکاسب خیارات، قضاء را دنبال کردم. ضمنا مقدار مختصری برای تتمیم بحث فقهی طهارت در درس آیه الله آمیرزا جواد تبریزی شرکت جستم. نزدیک یک دوره اصول خدمت آیه الله شاه آبادی بودم که تکمیل و تتمیم آن ها سال ۵۹ بود. چند سالی هم در اصول خدمت آیه الله وحید خراسانی بودم. یکی از علایقی که همواره داشته ام، الان هم دارم بحث های فقهی بوده است، در قسمت اصول هم همین طور. در این مدت معمولا یک مباحثه فقه یا اصول یا هر دو را در خلال این سی سالی که در قم بودم داشته ام. البته این، بخشی از زندگی علمی مرا تشکیل می دهد. همواره هم، فلسفه و عرفان مورد علاقه ام بوده و هست.

از همان آغازی که قم آمدیم خدمت آیات: محمدی گیلانی، انصاری شیرازی و بعد شاه آبادی،جوادی و مصباح درس های فلسفه داشتم و دو دوره هم عرفان خدمت حضرت آیه الله جوادی، شرح تمهید القواعد و شرح فصوص را گذراندم که آن علایق هنوز هم هست. الان هم بحث های فلسفی دارم این طور نیست که علایقم به بحث های فلسفی قطع و یا گرایشم کم شده باشد.در زمینه تفسیر هم از محضر آیه الله مصباح یزدی و هم آیه الله جوادی استفاده کرده ام. البته در کنار درس های حوزه در برنامه آموزشی مؤسسه که اولین گروه، گروه ما بود شرکت داشتم; برنامه ای که مربوط به سال های ۵۳ و ۵۴ به بعد بود. چند سالی طول کشید که به انقلاب برخورد کرد و به دنبال آن برنامه، کم کم وارد فعالیت های دفتر همکاری حوزه و دانشگاه شدم.از این رو از آغاز تشکیل دفتر همکاری حوزه و دانشگاه; با آن همکاری پژوهشی داشتم که دو سال اول مسؤولیت این کار به عهده جناب آقای مصباح بود، ولی به عللی ایشان دیگر آن مسؤولیت را از خودشان سلب کردند. البته ایشان هم بیش از دو سال یا یک سال و نیم قول نداده بودند; اما بعد چون دوستان استمرار کار این دفتر را وظیفه می دانستند و تشکیل آن برای بازسازی علوم انسانی بود، به این کار ادامه دادند. البته در بعضی مقاطع، مقداری فعالیت دفتر – که امروزه به عنوان پژوهشکده معروف است کند شد; ولی بعد کم کم بحمدالله با ورود نیروهای جدید و برنامه های آموزشی، کار گروه ها از جمله گروه روان شناسی -که در خدمت آن بودم شتاب بیشتری پیدا کرد.

غیر از این زمینه هایی که اشاره شد، یعنی فقه، اصول، فلسفه، عرفان، طبعا آشنایی اجمالی به روان شناسی داشتم که از سال ۶۱ به بعد، این هم یکی از علایق ما شد که در بعضی از مقاطع خودمان درگیر کارهای تحقیقاتی بودیم. این اواخر که مقداری کارها زیادتر شده معمولا اشراف بر یک سری کارهای تحقیقاتی دارم. البته تقریبا از سال ۶۰ در دانشکده ها و دانشگاه های مختلف: تهران، شهید بهشتی و علوم پزشکی ایران تدریس داشتم که حدود ۱۲ – ۱۳ سال آن در دانشگاه شهید بهشتی بود و در آغاز در زمینه معارف اسلامی و بعد زمینه های تخصصی فلسفه و کلام، فقه و اصول یا مباحث فلسفی مربوط به روان شناسی و برخی از مباحث معارف اسلامی در مورد خانواده یا زمینه های روان شناسی، در سطح کارشناسی، کارشناسی ارشد و احیانا در سطح دکترا بوده است. در سمینارهای علمی نیز در حد وسع شرکت کرده و می کنم.

پژوهش و حوزه: با توجه به سوابق علمی خوب شما در سه حوزه علوم عقلی، نقلی و علوم تجربی،با مقایسه این سه حوزه، کارهای پژوهشی خود را هم توضیح بدهید.

حجه الاسلام والمسلمین غروی: هر کدام از این دانش ها روش خاص به خود را دارد. در حوزه علوم عقلی طبعا روش ما روش، استدلال عقلی است. طبعا رشته هایی مثل فقه یا تفسیر که می خواهیم معارف الهی را در زمینه های مختلف کشف کنیم روش خاصی دارد که در این مورد باید از اصول فقه که به یک معنا منطق استفاده از معارف اسلامی است – استفاده کرد; همچنان که باید از رجال بهره برد تا با روش فقاهتی – به روشی که مورد اتقان هست – بتوانیم به مرادهای صاحب شریعت پی ببریم. لازمه این کار بهره گیری از اصول فقه، مبانی عقلی، رجال و دیگر علومی هستند که ابزار کارند.

باید گفت روز به روز این روش ها -برای این که انسان بتواند مفاهیم دینی را در زمینه های مختلف از کتاب و سنت استخراج کند و نیز مبانی این ها، که در زمینه های مختلف اصول فقه مطرح است – استوارتر شده و قوت بیشتری یافته است. اگر کسی غور کند و توجه کاملی داشته باشد متوجه می شود که چقدر مسائل در فقه، قوی و متقن مطرح می شود و مورد تحقیق قرار می گیرد تا یک مطلب فقهی استنباط شود. در تفسیر هم معتقدیم که اگر بخواهیم برخورد سالمی با قرآن داشته باشیم، راهش این است که این روش را به کار بگیریم. همچنان که اگر بخواهیم یکی از معارف اسلامی را در زمینه های دیگر بررسی کنیم طبعا باید از این روش استفاده کنیم. اگر کسی بخواهد در هر زمینه ای از زمینه های معارف اسلامی تحقیق کند، به این روش نیاز دارد; نیاز به این که عملا بداند چگونه باید از آیات و روایات استفاده بکند و چگونه روایات را بسنجد و سقم و ضعف بعضی از آن ها را تشخیص دهد تا حکم اسلام را، در مورد مسائل جدید و یا قدیم، از کتاب و سنت استخراج کند.لذا در هر زمینه ای ما بخواهیم کار تحقیقی بکنیم; به این معنا که معارف الهی و اسلامی را بخواهیم کشف کنیم باید از این مبانی فقهی استفاده بکنیم و الهام بگیریم.

البته ممکن است کسی بگوید که در این مبانی جای بحث است و در قسمت های مختلف آن جای تحقیق بیشتری است. این را کسی منکر نیست ولی باید از آن روش استفاده بکنیم تا بتوانیم به معرفت های متقن و صحیحی راه پیدا کنیم; معرفت هایی که دست کم بتوانیم بگوییم که ما را در ۸۰-۹۰ درصد موارد به واقع و مراد شارع برساند اگر بخواهیم از روش های دیگری استفاده بکنیم چنین درصدی وجود ندارد.

اعتقادمان این است که اسلام در این زمینه ها معارفی دارد که این طور نیست که راه تحقیق تنها روش های تفسیری باشد; در عین حالی که به آن روش ها اهمیت می دهیم اما این راه را هم به روی خودمان گشوده می بینیم که می توانیم معارف اسلامی را در زمینه روان شناسی از آیات و روایات استفاده و استخراج کنیم و این برای ما، که به حقانیت اسلام اعتقاد داریم می تواند اعتبار لازم را داشته باشد. از این رو لازمه آن، این است که اول ما موضوع شناسی بکنیم. موضوعات را درک بکنیم. سؤال هایمان را داشته باشیم، اگر چه از حوزه های دیگر علمی، مثل روان شناسی. هرچند با روش های تجربی هم آن سؤال ها پاسخ گفته شده یا پاسخ گفته خواهد شد; ولی طبعا اگر ما بخواهیم دیدگاه اسلامی را در این مورد استخراج بکنیم مستلزم آن است که همان روش های اجتهادی را به کار بگیریم. این یک مقطع کار بود و من نمی خواهم بگویم این ارتباط فقط در این حوزه هست; ولی می خواهم عرض بکنم ممکن است کسی بگوید دین چه ارتباطی با علم دارد؟ حوزه دین یک حوزه است و حوزه علم حوزه دیگری . حوزه دین، اعتقادات و مربوط به مسائل جهان بینی و باید و نبایدهاست; چه در حوزه های رفتار فردی یا رفتار اجتماعی و نیز باید و نبایدهایی که در حد الزامی نیست و جنبه اخلاقی دارد.

البته در زمینه فعالیت فقهی و اصولی، مقداری از بحث های فقهی را کار کرده و نوشته ام و مقداری از آن تقریبا برای چاپ و نشر آماده است و بعضی از قسمت های دیگر به کار جدی احتیاج دارد در زمینه فقهی و اصولی بیشتر تدریس و آموزش بوده است و احیانا نوشته هایی که وجود داشته و داعی برای انتشار آن ها نبوده است; ولی در زمینه فلسفی مطالبی راجع به مباحث نفس بوده که نوشته شده و فرصت بیشتری می خواهد برای این که آن ها چاپ شود. در واقع آن مباحث، همان علم النفس فلسفی است که در آن، مباحث مختلف مربوط به نفس از دیدگاه بزرگان اسلامی و به خصوص صدرالمتالهین بررسی شده است. اولین کار کتاب مکتب های روان شناسی و نقد آن بود که در حقیقت در مسیر اهداف تشکیل دفتر حوزه و دانشگاه برای بازسازی علوم انسانی بود و ما بستر مکاتب روان شناسی را بستر مناسبی برای نقدهای نظری خودمان می دیدیم و ال آن هم اگر روی آن کار بشود و با شیوه بهتری ارائه شود -به نظر خود من می تواند کارآمدی بسیار خوبی در این زمینه ها داشته باشد که البته این مکاتب هم معمولا با مبانی فلسفی اش مطرح و به همه آن ها پاسخ گفته شده و آن جاهایی که نقد روان شناسی داشته، معمولا ما منبعی در این مورد نداشتیم. این طور نبوده است که صرفا یک کار کتابخانه ای باشد; بلکه بحث های تحلیلی خودمان در این زمینه بوده است. البته در این باره باید بگویم از دیدگاه های حضرت آقای مصباح، واقعا استفاده می کردم.

تا کنون ۳۳ جزوه از گروه روان شناسی چاپ شده است. اگر مباحث تابستان ۱۳۶۲ به صورت جزوه درآید، چیزی حدود ۴۰ جزوه در زمینه های مختلف روان شناسی می شود. این فرصت، فرصت بسیار خوبی بود که خود ما بیشتر با روان شناسی آشنا شویم و در این زمینه ها بیشتر سرمایه گذاری و کار بکنیم و معمولا هم در آن جلسات، نقد و بررسی انجام می گرفت.یکی از آن زمینه هایی که آن موقع تشخیص داده شد که در آن کار تطبیقی انجام بگیرد، زمینه روان شناسی رشد بود که کسانی که یک مرحله از مراحل آموزشی شان را در مؤسسه امام خمینی(ره) گذارنده بودند و افراد بسیار مستعدی بودند مشغول نوشتن کتاب روان شناسی رشد شدند. البته بعضی از اساتید دانشگاه هم ناظر بودند و بخشی از کارهایی که بیشتر در تخصص آنها بود و انجام می شد، می دیدند و اظهار نظر می کردند.نقادی می شد و کارهای اسلامی هم، که در این مورد لازم بود انجام بگیرد و به صورت تطبیقی در کتاب آورده شود تا حدی آورده می شد و به صورت کتاب روان شناسی رشد با نگاهی به مفاهیم اسلامی در این زمینه و با نام نگرشی به منابع اسلامی در دو جلد کتاب تهیه شد. اشراف کل کار، به خصوص بخش اسلامی آن – که از حساسیت ویژه ای برخوردار بود – به عهده بنده بود.یکی از کارهایی که بر آن اشراف داشتم مباحث اسلامی کتاب روان شناسی سلامت بود که در دو جلد منتشر شده است و نیز دو جلد روان شناسی اجتماعی که آخرین مراحل تالیف را می گذارند و مقالات در زمینه های علمی در برخی مجلات، و اشراف بر پایان نامه ها در زمینه های مختلف فلسفی، روان شناسی ، کلامی، تفسیری و غیره نیز جزء حوزه دیگر کار این جانب بود.

پژوهش و حوزه: فرمودید کارهای پژوهشی در زمینه روان شناسی صورت دادید و شما روش صحیح تحقیق را روش فقهی و اجتهادی می دانید; اما به نظر می رسد تفاوتی وجود دارد. هدف ما در روش فقهی، استخراج بایدها و نبایدها و تکالیف است و در این جا ادله ظنی به همین اندازه که معذریت و منجزیت بیاورد، کفایت می کند. اکنون در متونی که ما می خواهیم تدوین کنیم و دیدگاه هایی که می خواهیم در زمینه هست ها،یعنی آن واقعیت های موجودی که اسلام درباره انسان بیان کرده، استخراج کنیم با توجه به تفاوتی که در این دو مورد وجود دارد، چطور روش اجتهادی را توصیه می کنید؟

حجه الاسلام والمسلمین غروی: حقیقت این است که این روش، روشی است که به ما مراد شارع را نشان می دهد. یک وقت در زمینه باید و نباید است، یک وقت در زمینه های هستی و معرفت های اعتقادی; به عبارتی شما اگر بخواهید بحثی درباره توحید، معاد، توکل و… داشته باشید، که این مقولات، مقولات اعتقادی است و یا یک سلسله مفاهیمی که به سایر ادیان ارتباط دارد، تاریخ پیامبران الهی است، یا کشف خود مفاهیمی است که خود آن ها به امت هایشان ارائه کرده اند;در این موارد، روش باید روش اجتهادی باشد که بفهمیم نظر خدا و پیامبر(ص) چیست.البته در مواردی از اعتقادات که یقین لازم است باید این کار به یقین بینجامد، تا مفید باشد و در مواردی که یقین لازم نیست، بلکه اعتقاد اجمالی کفایت می کند این روش می تواند برای ما معتبر باشد و به نظر این جانب – این چنین نیست که مفاد ادله حجیت خبر واحد، مثلا مربوط به باید و نبایدها باشد، «عمروی وابنه ثقتان ما ادیا عنی فعنی یؤدیان » و یا ادله دیگر مثل سیره و …. -به نظر نمی رسد آن ها به احکام عملی مختص باشد. البته این بحث، بحث دراز و دامنه ای داری است باید در جای خود از آن سخن گفت.

پژوهش و حوزه: مطلبی که فرمودید در مورد بخش مشترک است. در این مورد ما چه دیدگاه های اعتقادی را استخراج بکنیم یا دیدگاه های فقهی احکام را یا مسائل اخلاقی یا حتی معارف را -همان طور که فرمودید باید آن قدر روشمند باشد که بتوان این نتیجه را به شارع نسبت بدهیم; یعنی روشمند بودنش لحاظ شود; اما در بحث احکام به یک خبر واحد هم اکتفا می کنیم; یعنی به منجزیت یا معذریت اکتفا و آن حکم فقهی را استنباط می کنیم و بر اساس آن، وظیفه را انجام می دهیم در صورتی که در اعتقادات این مقدار کافی نیست.پس غیر از آن بخش مشترک که مورد قبول است می بینیم که تفاوتی در بین این دو حوزه وجود دارد. حالا آیا به نظر شما درمورد معارف علوم انسانی، مثل روان شناسی در روش اجتهادی باید به ادله ظنی اکتفا کرد یا بیش از آن ها لازم است؟ مثلاآیا در روان شناسی که منسوب به دین است و در منابع دینی یافت می شود، فرقی با آن روش های اجتهادی مرسوم در فقه می یابیم یا نه؟

حجه الاسلام والمسلمین آقای غروی: ادله ای که خبر واحد را حجت می داند و می گوید خبر واحد هست، چیزی حدود ۷۰ – ۸۰ درصد می تواند واقع را کشف کند; یعنی در واقع می تواند ما را به معرفت هایی برساند، حال این اگر در حوزه عمل باشد دلیلی داریم بر این که باید طبق آن عمل شود و در حوزه التزام باشد، که التزام حاصل می شود. حال گاهی التزام ظنی کفایت می کند و همان مقدار کافی است و اگر التزام قطعی لازم دارد، این التزام قطعی باید تتمیم شود، یا با دلیل عقل و یا با خود آیات و روایات، به طوری که مجموعه این ها برای ما یقین آور باشد.

پژوهش و حوزه: یعنی در حوزه معارف روان شناختی و…، مثلا خبر واحد را کافی می دانید؟یا این که به نظر شما به همان حوزه اعتقادی بیشتر نزدیک است که باید از مجموعه قراین و شواهد به یقین یا ظن نزدیک به علم برسیم؟

حجه الاسلام والمسلمین غروی: البته مطلبی که یقینی است یا نزدیک به یقین، اعتبار بیشتری دارد; مثلا به روایتی که از نظر سند تمام است یا روی هم رفته، انسان به صدور آن از معصوم(ع) علم داشته باشد، می توان استناد کرد; چون اعتقاد ما در بحث های اصولی این نیست که تنها باید روایت از نظر سند یا بعضی چیزهای دیگر درست باشد تا بتوان به محتوای آن عمل کرد; بلکه اگر روایتی از نظر سند معتبر هم نباشد ولی بر طبق، آن فتوا داده شده و در کتاب های معتبر فقهی آمده – که اصلا بعضی این کتاب ها (اصول کافی و…) را معتبر می دانند و تفحص سندی را لازم نمی دانند – می توان به آن استناد جست. چون از مجموع قراین مختلف – اگرچه یقینی نباشد – می توان علم اجمالی پیدا کرد که امکان اخذ بدین روایت هست. پس چرا بی جهت خودمان را از معارفی محروم کنیم; به عبارت دیگر گاهی روایتی از نظر سند معتبر است و متن هم، با اصول پذیرفته شده مخالفتی ندارد یا مجموع قراین می رساند که روایت اعتبار دارد. در این صورت، آن روایت برای ما مفید است و از آن در باب علوم انسانی استفاده می کنیم. برای این که نتیجه دست برداشتن از این روایات، محرومیت از معارف الهی است. به هر حال، درصدی که در این مورد احتمال خلاف می دهیم بیشتر از آن درصدی نیست که در علوم احتمال دارد برخلاف واقع باشد.

در روش های علمی و تجربی و حتی آزمایشی باز چون احتمال دارد همه متغیرها را کنترل نکرده باشیم یا ابزارهای آزمایش به شکلی، خودشان به عنوان یک متغیر عمل کنند و نتوانسته باشیم در واقع آن متغیرها را کاملا کنترل کرده باشیم، ممکن است جواب مثبت دریافت نکنیم.در نتیجه درصدی که احتمال برود این مطلب، مطابق به واقع نباشد، در علوم هم هست، چطور آن جا می گوییم که نمی باید به آن درصد مخالف با واقع نگاه کنیم; زیرا از برکت خود این علوم باز می مانیم – و حقیقت هم همین است – و در مورد معارف اسلامی چنین چیزی نگوییم!

به نظر بنده، خبر واحد موثوق به، معتبر است، چه در حوزه عمل و چه در غیر عمل، که البته در هر حوزه ای اثر این اعتبار، مختلف است و در حوزه عقایدی که یقین بخواهد تا به حد یقین نرسد، نمی تواند کافی باشد، مگر با امور دیگری تتمیم شود.

پژوهش و حوزه: پس ما می توانیم دیدگاه های جناب عالی را در مورد روش پژوهش در مناسبات روان شناسی و دین، چنین جمع بندی کنیم که ما باید معارف روان شناختی را با توجه به روش های اجتهادی متعارف استخراج کنیم; یعنی در این جا هم باید روشمند بر روی مدالیل آیات و روایات به همان صورتی که ما یک دیدگاه فقهی را می خواهیم استخراج کنیم، کار و آن گاه آن ها را استنباط نماییم.

حجه الاسلام والمسلمین غروی: البته در این جا یک نکته را باید عرض کنم که در این مورد طبعا مفاهیم انسان شناختی و مواضع قطعی فلسفی دست به دست هم می دهد و در نتیجه، نقش دارد; در این که مجموعااز این ها استفاده کنیم و برآیند کارمان چنین چیزی خواهد شد. ولی باید توجه داشت که از آن ها که استفاده می کنیم از قطعیات آن باید استفاده کنیم تا بتواند در این باره به ما کمک بدهد; یعنی این طور نیست که روایات روان شناختی را تنها در آن حوزه ببینیم، بلکه در حوزه های مرتبطی می بینیم و در نتیجه، تحلیلی با توجه به مبانی یاد شده ارائه خواهیم داد.

گاهی انسان با ذهن بسیط، با متون دینی، اعم از کتاب و سنت، برخورد می کند که مقداری استفاده می کند;گاهی ذهنش درگیر موضوعات و مسائل مختلف است; مثلادر زمینه کلام توجه کنید. یک وقت کسی با مسائل کلامی، سؤال های کلامی، موضوعات کلامی آشناست; این شخص در میان روایات، بسیاری از مفاهیم را می بیند که می توان از آن ها استفاده کرد و سؤال ها، سؤال های بسیار خوبی است که باید به آن ها پاسخ داده شود. یک وقت هم، کسی از علم کلام آگاهی اجمالی دارد که بالفعل، برای او، موضوعات مطرح نیست; طبعا سؤال هایی هم برایش مطرح نیست; این شخص اگر بخواهد از آیات و روایات استفاده کند، خیلی ذهنش بسیط است; چه بسا ممکن است یک سوره را نگاه کند و بگوید در این سوره، تنها خدا و یا معاد مطرح شده و دیگر به جزئیات پی نمی برد.

در زمینه دیگر معارف بشری هم اعتقاد ما این است; به عبارتی اگر به کسی که اصلاآشنا به روان شناسی نباشد بگویند از این آیات قرآنی در این باره چه استفاده می کنی؟ ذهن بسیط چیزی می فهمد و ذهن درگیر، چیز دیگری. ذهن درگیر وقتی می نشیند سر این سفره، چشمش چیزهایی را می بیند که دیگران نمی بینند. این مهم است، اگر چه همان روش اجتهادی را به کار بگیرد و هرچند نمی خواهد صرفا ذوقیات خودش را در این زمینه به کار برد و در مورد کشف مطالب از آیات و روایات به طور استحسانی برخورد کند، بلکه فقیه پسند باشد; ولی این شخص می بیند مطالبی از این آیات و روایات، در حوزه علوم انسانی و روان شناسی استفاده می کند که اگر این سؤال ها را قبلا نداشت، نمی توانست این طور مسائل را در کتاب و سنت دنبال کند. خلاصه هر کسی به هر اندازه ای سؤال و موضوع دارد، می تواند از این سفره گسترده کتاب و سنت بهره بگیرد.

در این مورد هم همین است. در زمینه های علوم انسانی، چه روان شناسی یا جامعه شناسی یا هر رشته دیگر، اگر افراد درگیر موضوعات و مسائل و سؤالات شوند، در مقابل قرآن و روایات زانو بزنند، مطالب زیادی در می یابند. این جا البته قدری آسیب پذیری نیز دارد; یعنی نباید آنچه را ما از دیگران گرفته ایم، بر قرآن و روایات تحمیل کنیم و یا یکی از تحمیلات را صرفا برای این که مؤید علمی دارد برگزینیم. موضوع را باید از آن علم بگیریم و محمول آن را با روش قابل اعتماد از منابع دینی به دست آوریم; یعنی در واقع سؤال را داشته باشیم و ببینیم در مورد این سؤال ها چه پاسخی از متون قرآنی و یا روایی وجود دارد.

مطلبی که لازم است توضیح بدهم این که چرا علوم انسانی احتیاج به بازسازی دارد؟ این خودش خیلی مهم است; چون اصولااین علوم انسانی این طور نیست که ما بگوییم صد در صد تجربی است و خود انسان در آن نقش نداشته است. نه، انسان در این مورد (علوم انسانی) هم بازیگر است و هم تماشاچی. در علوم طبیعی این طور نیست. معمولا می تواند تماشاچی خوبی باشد ولی در این جا خودش بازیگر است. دیدگاه هایی که درباره خود انسان هست، در تحقیقات و روش ها و تحلیل ها و قلمروهای تحقیق درباره انسان اثر می گذارد. از این روی این علوم نیاز به بازسازی دارد و شاهدش هم این است که شما می بینید دیدگاه های مختلفی مثلا در روان شناسی وجود دارد که تفکر پوزیتویستی و یا دیدگاه اگزیستانسیالیستی و… بر آن حاکم است و بحمدالله این روش را که دوستان در علوم انسانی گرفته اند روش خوب و مطمئنی است که در کل می توان این را برخورد متعادلی دانست که نه از حقایق علمی سرباز زده می شود و نه چشم بسته هرآنچه تحت عنوان علم القا می شود، پذیرفته می شود.

پژوهش و حوزه:آیا سیاست گذاری هایی که در این زمینه می شود و دیدگاه هایی که وجود دارد در آن جایگاه بایسته خودش قرار دارد؟ شما آینده را چگونه می بینید؟

حجه الاسلام والمسلمین غروی: فعلا در حوزه آن جایی که متکفل این رشته کارها هست و در این زمینه ها کار می کند و سرمایه می گذارد، یکی پژوهشکده حوزه و دانشگاه است که واقعا اکثر قاطع اعضای این جا از فضلای حوزه هستند و دوره های علمی خوبی را هم گذرانده اند و دیگری مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) . این ها در واقع به یک معنا بخشی از حوزه هستند و این علوم را خوب دریافت کرده اند و به یک معنا خوب جا افتاده و من احساسم این است که در واقع جایگاه خوبی دارند و این جایگاه رو به رشد است و البته هنوز آن طور که باید در همه قسمت های حوزه جا بیفتد، جا نیفتاده است.برای این که در عین حالی که جوان ترها تا یک اندازه ای، با روان شناسی آشنا هستند; اما به طور لازم یا کامل آشنایی وجود ندارد. البته با بعضی همایش هایی که خود مدیریت حوزه در این باره گذاشته و می گذارد می توان این علم را بیشتر در متن حوزه برد، گرچه این دو تشکیلات را خارج از متن حوزه نمی دانیم; ولی به هر حال، در عین حالی که از حوزه هستند نوعی استقلالی هم دارند; اما آن طور که باید، برای دیگران مکشوف نیست. البته این همایش ها می تواند تا اندازه ای برای کل حوزه روشنگری داشته باشد و به نظر من روند، روند خوبی است و لذا الان استقبال نسبت به این رشته زیاد هست. الان ما در مؤسسه امام خمینی(ره) دو گروه در سطح کارشناسی داریم: یک گروه فارغ التحصیل کارشناسی ارشد هست و گروه دیگر، مشغول گذراندن دوره کارشناسی ارشد و نوشتن رساله هستند.نیروهای بسیار خوبی هستند که وقتی افتادند توی زمینه های پژوهشی می توانند بسیار مفید باشند و اصلا می توانند به بخش های دیگر حوزه سرویس بدهند. فرض کنید حوزه در گروه تخصصی تبلیغ، درس روان شناسی را پیش بینی کرده است. یا آنان در کلام، تفسیر و … می توانند خدمت رسانی کنند. این ها کم کم جایگاه خودش را می یابد و از آن طرف می تواند توجه بسیاری از کسانی را که به این زمینه ها علاقه دارند جلب کند که روان شناسی جایگاه خودش را در حوزه پیدا کند; چرا که به نظر من حوزه از روان شناسی خیلی می تواند استفاده بکند. حقیقت این است که امروز در تبلیغ نیاز جدی به روان شناسی است برای این که ما ارتباطمان، با ذهن و روان مردم است و در تبلیغ با مردم ارتباط داریم; طبعا باید مردم را بشناسیم و خصوصیات ذهنی آنان را درک کنیم. بالطبع اگر بخواهیم در آن زمینه ها کارآیی لازم را داشته باشیم از این تجاربی که امروزه به دست آورده اند و موفق بوده و جواب هم داده است بهره بگیریم.

پژوهش و حوزه: درباره تمهید نیروی انسانی مساعد برای پژوهش در علوم انسانی به خصوص روان شناسی با توجه به خوانندگانی که علاقه مندند در این زمینه مشغول شوند شما چه توصیه ای دارید؟ یعنی طلاب عملا چه مراحلی را باید طی کنند تا آماده پژوهش در این زمینه شوند؟

حجه الاسلام والمسلمین غروی: حقیقت این است که باید تحصیلات حوزوی خوبی داشته باشد. من اعتقادم این است که در هر زمینه ای که بخواهیم محققانه با منابع دینی مان برخورد کنیم مایه علمی می خواهد. طبعا باید تحصیلات خوب حوزوی داشته باشند.سطح را خوب خوانده باشند. دست کم قسمت های معتنابهی از درس خارج اصول را در مباحث الفاظ و قسمت های دیگر باید دیده و خوب فهم کرده باشند. چند سالی نحوه اجتهاد را در همان زمینه هایی که در گذشته مطرح بوده است که مسائل عملی بوده ببینند که فقها چگونه اجتهاد می کردند و می کنند و یک مساله ای را چگونه از کتاب و سنت استخراج می کنند.این یک طرف مساله است. طرف دیگر آن هم این است که تا حد معتنابهی هم، با فلسفه اسلامی آشنایی داشته باشند. این هم مهم است. تا این که بتوانند تحلیل های دقیقی در ارتباط با مبانی روان شناسی داشته باشند.حتی مطالعه هایی که در زمینه های علمی ست بتوانند کشف کنند. در نتیجه ما نیاز به فلسفه داریم و با فلسفه غرب هم باید آشنا بود. برای این که در غرب، مادر این علوم – به خصوص علوم انسانی – همین فلسفه غرب بوده است و ال آن هم به گونه ای از آن الهام می گیرد. غیر از همه این ها باید روان شناسی را به عنوان علم، جدی تلقی کنند.حقیقت این است که نمی توانیم فرض کنیم با دیدن یک روان شناسی عمومی و مطالعه آن، به روان شناسی پی برده ایم. دست کم باید واحدهایی زیادی را انسان ببیند و از استادش استفاده کند تا این که با روان شناسی به طور عمیق آشنا شود. از جمله زمینه هایی که در کارهای تحقیقی مان لازم است، این است که دست کم یک زبان خارجی را بلد باشیم; زیرا همچنان که در علوم اسلامی،زبان عربی زبان علمی آن است در روان شناسی هم، مثلا زبان انگلیسی زبان علمی است.اگر ما بخواهیم کار تحقیقاتی بکنیم و بخواهیم از متون علمی استفاده کنیم به زبان علمی آن نیاز داریم همچنان که اگر بخواهیم در زمینه های پژوهش حوزوی وارد شویم باید به زبان علمی علوم حوزوی و اسلامی مسلح باشیم.

پژوهش و حوزه: جهت آشنایی بیشتر خوانندگان مجله، لطفا در مورد حوزه های پژوهش روان شن

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.