خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مبانی روش شناسی علوم قرآنی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مبانی روش شناسی علوم قرآنی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علامه شعرانی و جمع قرآن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علامه شعرانی و جمع قرآن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
01ساعت
46دقیقه
21ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عشق الهی در منظر قرآن کریم

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 52

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل عشق الهی در منظر قرآن کریم شامل 79 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل عشق الهی در منظر قرآن کریم در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل عشق الهی در منظر قرآن کریم با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل عشق الهی در منظر قرآن کریم نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل عشق الهی در منظر قرآن کریم هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل عشق الهی در منظر قرآن کریم اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عشق الهی در منظر قرآن کریم :

استادیار دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد

چکیده

عشق رابطه ای قلبی میان دو موجود است که چون به نحو اعم برقرار شود، عاشق را در معشوق فانی می سازد و در قرآن اگر چه

لفظ عشق نیامده، ولی از معنای آن با الفاظ دیگر مانند حب و ود سخن رفته است . از لوازم عشق آن است که عاشق را تابع و تسلیم

اراده و فرمان معشوق می گرداند; به طوری که جز وصل به او و کسب خشنودی او هیچ هم و غمی ندارد . مهمترین ستونی که

خیمه عشق را برپا می دارد، نماز و عبادت عاشقانه و عارفانه است; نماز و عبادتی که جز از روی حب و عشق به خدای تعالی گزارده

نشود

.

کلید واژه ها: عشق الهی، حب الهی، نماز عارفانه، عبادت عاشقانه

۱ .

مقدمه

در این مقاله نخست از مفهوم عشق و آثار آن سخن می رود; سپس عشق الهی در آیات قرآن و پاره ای از روایات بررسی می شود و

سرانجام نماز و آثار و اقسام آن به عنوان یکی از برترین اعمال عاشقانه معرفی می گردد

.

۲ .

معنای عشق و عاشق

تا انسان عاشق نشود، عشق را به نحو حضوری درک نمی کند; پس عشق یافتنی است، نه بافتنی و امر صرف و خالص و بسیط تحت

اسم و رسم و لقب و وصف درنیاید; از این رو عشق قابل تعریف نیست . سنایی چنین سروده است

:

ای بی خبر از سوخته و سوختنی

عشق آمدنی بود; نه آموختنی

مولوی نیز چنین انشاد کرده است

:

گر چه تفسیر زبان روشنتر است

لیک عشق بی زبان، روشنتر است

مفهوم آن هم یک امر ذهنی است، پس آن خود عشق نیست . آنچه مهم است این که انسان باید به خود عشق برسد . اساسا انسان

آن سان انسان است که به عرفان و کتمان نزدیک و از نسیان و عصیان به دور باشد

.

لغت نویسان عشق را اینگونه معنا می کنند: در گذشتن از حد دوستی، اعم از اینکه در پارسایی باشد یا در فسق و آن ماخوذ از

عشقه است و آن گیاهی است که بر درختی بپیچد و آن را خشک کند و خود با طراوت باقی بماند; لذا اگر گیاه عشق روح انسان،

درخت تن او را احاطه کند، او را نسبت به زرق و برق دنیا خشک و بی حرکت و نسبت به محبوب و معشوق شیفته و بی قرار می کند

.

اگر عشق انسان به شهوات به فعلیت درآید، روح تابع تن می گردد و اگر روح انسان و عشق معنوی او رشد کند، جسم و تن بناچار

تابع روح می گردد و تن به زحمت و رنج می افتد . در این زمینه متنبی گوید

:

و اذا کانت النفوس کبارا

تعبت فی مرادها الاجسام

وقتی نفس کسی بلندمرتبه شود، تن او در راه نیل به مراد آن به زحمت می افتد [۱] و مولوی هم در این بابت می گوید

:

خشم و شهوت، وصف حیوانی بود

مهر و رقت، وصف انسانی بود

این چنین خاصیتی در آدمی است

مهر، حیوان را کم است، آن از کمی است

عرفا معتقدند: بنیاد هستی، بر عشق به یک مرکز به نام خدا نهاده شده است و آن یک نوع جنب و جوششی است که سراسر وجود

را فرا گرفته است [۲

].

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

عشق آخرین مرحله محبت است . شعله ای است که در دل آدمی افروخته می شود و بر اثر آن آنچه جز خداست، می سوزد و نابود

می گردد، یعنی عاشق، شهید می شود و به حیات خالص و جاویدان نیل پیدا می کند . روایت می کنند: من عشق وعف و کتم و مات،

مات شهیدا [۳] ; هر که عاشق شود و عفت نفس پیش بگیرد و رازدار باشد و بمیرد، شهید مرده است

.

عشق جنون الهی است که بنیان بدن را ویران می سازد، یعنی زندان و قفس تن انسان را می شکند و با معشوق مطلق، اتصال

برقرار می کند; در نتیجه، تن عاشق گم و متلاشی، و روح او، منور می گردد و آخرالامر با معشوق اتحاد پیدا می کند که این همان

وحدت عشق و عاشق و معشوق است

.

ابن فارض می فرماید

:

بینی و بینک انی ینازعنی

فارفع بلطفک انی من البین

میان من وتو، «من » نزاع می کند، خداوندا به لطفت، «من » را از میان بردار

!

حجاب چهره جان می شود غبار تنم

خوشا دمی که از این چهره پرده برفکنم

که این قفس نه سزای چو من خوش الحانی است

روم به روضه رضوان که مرغ آن چمنم

به قدری انسان به معشوق یعنی خداوند نزدیک می شود که در او فانی گشته، به او باقی می گردد; به همین دلیل حلاج گفت: انا

الحق، یعنی من خدایم و این نیست، جز این که حضرت حق در قلب عارف نفوذ می کند و در حدیث آمده است: «قلب المؤمن عرش

الرحمن; دل مؤمن تخت خداست » . چرا درخت طور به حضرت موسی (ع) بگوید: انی انا الله لا اله الا انا [طه/۱۳] و آدمی نگوید: انا

الحق؟

موسیی نیست که دعوی انا الحق شنود

ورنه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست

بعضی، خود خدا را عشق می دانند، براین اساس توحید در نظر عرفا عشق است و در نظر فلاسفه وجود حضرت احدیت . حافظ

می فرماید

:

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم

بنده عشقم و از دو جهان آزادم

سفارشهای یوحنا نیز همین است: «یکدیگر را دوست بدارید، زیرا عشق، اصلی خدایی دارد . هر که دوست بدارد، فرزند خداست و

خدا را شناخته است و آنکه دوست نمی دارد، خدا را نشناخته است، چون خداوند، عشق است » [۴

].

بهترین عاشقان و هنرمندترین هنرمندان و زیباترین موجودات خداست; زیرا دارای جمیع کمالات است; چه او بسیط مطلق و

عین هستی است . به این ترتیب او مصداق اتم عشق و عاشق و معشوق صرف و خالص است

.

ابن سینا در این زمینه می فرماید: «عاشق ترین کس نسبت به چیزی، اول بالذات (خدا) است; زیرا چیزهایی بیشتر درک می شوند

که کاملتر باشند» [۵

].

از فروغ عشق، جذب و انجذاب طبیعی یا عزیزی یا فطری است که خداوند در میان موجودات قرار داده است که جلوه های آن در

صنایع ظریف و هنر و عشق به تشکیل خانواده، جهت بقای نوع و تعلیم و تعلم و به طور کلی روابط انسانها با هم به چشم می خورد

;

حتی در حرکات کرات و ترکیب اجسام، جاذبه عمومی و کشش فراگیر وجود دارد که همه بر پایه پرمایه عشق است

.

ذره ذره کاندر این ارض و سماست

جنس خود را همچو کاه و کهرباست

نقل می کنند که وقتی حضرت ختمی (ص) از کوه احد می گذشت با چشمان پرفروغ و نگاه از محبت لبریزش، کوه احد را مورد

عنایت قرار داده، فرمود: «جبل یحبنا و نحبه، یعنی کوهی است که ما را دوست دارد و ما نیز آن را دوست داریم » [۶

].

عشق انسان، لب عقل و عقل، لب روح و روح لب تن و تن، لب اجسام است; چنانکه عرفان، لب برهان است; بنابراین با همدیگر

متضاد نیستند; بلکه در طول یکدگر قرار دارند . خاقانی چنین سراید

:

دولت عشق تو آمد، عالم، جان تازه کرد

عقل کافر بود، آن رخ دید و ایمان تازه کرد

۳ .

قرآن و عشق

در قرآن کلمه عشق استمعال نشده است . شاید به این دلیل که در زمان نزول، کلمه عشق، به وسیله شعرا تنها در خدمت فسق و

فجور و شهوترانی قرار گرفته بود; چنانکه اشعار شعرای آن زمان محتوایی جز دنیاپرستی و زرق و برق زندگی زودگذر دنیای دنی

نداشت که نمونه آن اشعار سبعه معلقه است و همین باعث شد که خداوند شعرای آن زمان و زمین را گمراه معرفی کند و در سوره

شعرا می فرماید: والشعراء یتبعهم الغاوون [۲۲۵] الم ترانهم فی کل واد یهیمون [۲۲۶] و انهم یقولون ما لا یفعلون [۲۲۷] الا الذین

آمنوا و عملوالصالحات; گمراهان از شعرای (بی ایمان) پیروی می کنند . آیا ندیدی که آنها در هر وادی سرگشته می روند و آنچه را

عمل نمی کنند می گویند; مگر کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند

.

با توجه به اینکه خود آیات مسجع و با وزن و آهنگ خاصی است، باید گفت: منظور آیه این نیست که هر شاعری متبوع گمراهان

است; به همین دلیل پیامبر فرمود: ان لمن البیان لسحرا [۷] بعضی از بیانها سحر هستند

.

در روایات کلمه عشق آمده است . در حدیث معروف قدسی آمده است: من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی

احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من علی دیته فانا دیته [۸] ; (خداوند

فرمود:) هر کس مرا طلب کند، مرا می یابد و هر که مرا بیابد، مرا می شناسد و هر که مرا بشناسد، مرا دوست می دارد و هر کسی

مرا دوست بدارد، عاشقم می شود و هر کس عاشقم بشود، عاشقش می شوم و هر کس را عاشق بشم، او را می کشم و هر کس را

بکشم،

دیه او به گردن من است و هر کس که به گردن من دیه دارد، من خودم دیه او هستم

.

در قرآن به جای کلمه عشق «حب » آمده است . آنجا که می فرماید: و الذین آمنوا اشد حبا لله; کسانی که ایمان آوردند، شدیدترین

محبت (آنها) برای تنها حضرت رب العالمین است

.

بنابراین اساس پرستش، عشق است; چنانکه دین هم جز محبت چیزی نیست و از امام باقر (ع) روایت شده است: هل الدین الا

الحب [۹

].

علامه طباطبائی در مورد آیه مذکور می فرماید: «از مجموع مباحث در مورد آیه چند نکته به دست می آید

:

۱ .

حب یک نوع ارتباط وجودی و جاذبه خاص میان علت و معلوم است; لذا مثلا دانشجو استادش را که علت باسواد شدنش است،

دوست می دارد و استاد هم شاگر خود را که درس می خواند، دوست می دارد و از همه بهتر و مهمتر خداوند است که چون خالق و

رازق و مدبر ماست، همه باید به او علاقه داشته باشیم; چنانکه خداوند هم مخلوقاتش را دوست می دارد; چون آنها آثار اویند

.

۲ .

محبت دارای شدت و ضعف و در یک نظام طولی است، نه عرضی

.

۳ .

خداوند از هر جهت شایسته و بایسته محبت ذاتی و حقیقی و خالص و شدید و دائمی موجودات نسبت به او است

.

۴ .

اساس محبتها، به محبت خود، یعنی حب ذات بر می گردد و اگر غیر خود را هم دوست می داریم، برای این جهت است که به ما

وابسته است; لذا خدا که خود را دوست می دارد، مخلوقاتش را هم که از آثار اوست، دوست می دارد . ۵ . محبت اعم از آگاهانه و

ناآگاهانه است; بنابراین هر موجودی بهره ای از عشق و محبت دارد» [۱۰

].

۴ .

جلوه های عشق به مادیات و معنویات

عشق آدمی به هر چیزی اعم از امور مادی و معنوی جلوه ها و آثاری دارد که اینک برخی از مهمیرین ذکر می شود

:

۱ .

عشق به مادیات، عشق حقیقی و دائمی و کلی و عمیق نیست; زیرا آن، معشوق واقعی انسان نیست; بلکه آن مربوط به قوای

غضبی و خواهشهای نفسانی و حیوانی است; لذا وقتی انسان در شهوت و شکم غرق شد، یک حالت تنفر و دلزدگی و خستگی و

سستی به او نسبت به آنها دست می دهد; ولی عشق به امور معنوی مثل عشق به خدا و معصومین (ع) و مردان ربانی و علم و فلسفه،

عامل شور و شوق و گرمی و امید است و هر چه در این موارد ترقی کند، عشق قویتر می گردد; چون روح انسان با این امور سنخیت

دارد; به همین دلیل در فلسفه اثبات شده است: علت پیوند و اتصال انسان به خدا و اولیای او سنخیت و مناسبت داشتن حقیقت

روح انسان با آنهاست

.

از امام حسین (ع) روایت شده است: ان الله یحب معالی الامور و یبغض سفسافها; خداوند کارهای بلند و گرامی را دوست و کارهای

پست و زبون را دشمن دارد [۱۱

].

۲ .

انسان از کسی که به او ارادت و محبت داشته باشد، الگو می پذیرد: لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و

الیوم الاخر و ذکر الله کثیرا [احزاب/۲۲] ; بدون شک رسول خدا برای شما که به خدا و روز قیامت امید دارید و خدا را بسیار یاد

می کنید، اسوه و مقتدا و الگو و انگاره خوبی است

.

خواجه نصیرالدین در شرح متن شیخ الرئیس می فرماید: «بیشتر خشنودی عاشق به رفتارهای معشوق و آثاری است که از نفس

وی صادر می گردد . این عشق رقتی ایجاد می کند که عاشق را از آلودگیهای دنیایی بیزار می گرداند» [۱۲

].

۳ .

عشق به خدا و اولیای او انسان را مهذب می کند و تابع پیر و مراد و قطب می گرداند: قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم

الله [آل عمران/۲۹] ; پیامبر (به کفار) بگو اگر خدا را دوست می دارید، از من (پیامبر) اطاعت کنید تا خدا دوستتان بدارد و به

همین دلیل محبت و مودت اهل بیت خواسته پیامبر (ص) از ماست: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی [شوری/۲۳

] ; (

ای پیامبر) بگو: برای آن (نبوت و رسالت) اجری جز مودت و محبت به خویشاوندان نزدیکم مسالت نمی کنم

.

در آیه دیگر آمده است که آن اجر و مزد هم به نفع شماست: قل ما اسئلکم من اجر فهولکم [سبا/۴۷] ; بگو مزدی را که درخواست

می کنم، به نفع شماست

.

عکس مطلب هم صادق است; یعنی هر چه ایمان و عمل انسان بیشتر شود، محبوب شدن او نزد مردم بیشتر است: ان الذین آمنوا

و عملواالصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا [مریم/۹۴

].

اطاعت خدا به نسبت عشقی است که انسان دارد; همچنانکه امام صادق فرمود

:

تعصی الا له و انت تظهر حبه

هذا لعمری فی الفعال بدیع

لو کان حبک صادقا لاطعته

ان المحب لمن یحب مطیع [۱۳

]

خدا را نافرمانی می کنی و اظهار دوستی او می کنی؟ به جان خودم، این رفتاری شگفت است . اگر دوستیت راستین بود، اطاعتش

می کردی; زیرا دوستدار، مطیع کسی است که او را دوست دارد

.

نتیجه این که شخص در اثر عشق به کسی، ناخودآگاه، در تفکر و تغذیه و پوشش و رفتار و حتی قیافه ظاهری وصدا و . . . مثل او

می شود [۱۴

].

البته ممکن است برای عشق معایبی هم ذکر کنند; از جمله آنها این که در اثر استغراق در حسن معشوق، عیب او از طرف عاشق

مورد غفلت واقع شود; به همین رو است که گفته اند: «حب الشی ء یعمی و یصم; حب هر چیزی عاشق را کور و کر می کند» یا گفته اند

: «

و من عشق شیئا اعمی بصره و امرض قلبه [۱۵] ; هر کس چیزی را دوست

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.