خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پرسش هایی درباره توانایی های خاص انسان[۱]
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پرسش هایی درباره توانایی های خاص انسان[۱] قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چیستی علم حضوری و کارکردهای معرفت شناختی آن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چیستی علم حضوری و کارکردهای معرفت شناختی آن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
54دقیقه
42ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل علم حضوری «نقد آرای معاصر در تعریف و کارایی علم حضوری»

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 45

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل علم حضوری «نقد آرای معاصر در تعریف و کارایی علم حضوری» یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل علم حضوری «نقد آرای معاصر در تعریف و کارایی علم حضوری» شامل 76 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل علم حضوری «نقد آرای معاصر در تعریف و کارایی علم حضوری» را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل علم حضوری «نقد آرای معاصر در تعریف و کارایی علم حضوری» با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل علم حضوری «نقد آرای معاصر در تعریف و کارایی علم حضوری» بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل علم حضوری «نقد آرای معاصر در تعریف و کارایی علم حضوری» با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل علم حضوری «نقد آرای معاصر در تعریف و کارایی علم حضوری» وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل علم حضوری «نقد آرای معاصر در تعریف و کارایی علم حضوری» با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل علم حضوری «نقد آرای معاصر در تعریف و کارایی علم حضوری» مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل علم حضوری «نقد آرای معاصر در تعریف و کارایی علم حضوری» :

اشاره

تقسیم علم به حضوری و حصولی، کارایی علم حضوری در حل مشکلات معرفت شناسی اخیراً بسیار جدی مطرح می شود. نویسنده این مقاله نظر خود را در تعریف علم حضوری و کارایی آن بیان داشته، با نقد دیدگاه های معاصر در کارایی معرفت شناختی علم حضوری، برای رفع ابهامات راجع به این نوع علم، تلاش می کند.

***

از دیدگاه مکتب های شهودی که عرفان اسلامی هم از آنها است؛ علوم و معارف انسان به دو قسم متفاوت تقسیم می شود:

الف علوم رسمی.

ب علوم حقیقی.

علوم رسمی آن گونه از علوم و معارف بشر را در برمی گیرد که دارای ویژگی های زیراند:

نخست آنکه با چشم و گوش و عقل و هوش بشر تولید شده و از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد. مانند ریاضیات، طبیعیات، فلسفه، منطق، علوم ادبی و اجتماعی و علوم دینی از قبیل اصول، فقه، تفسیر.

دوم آنکه هدف این گونه علوم و معارف، فهم جهان و تدبیر زندگی انسان و تسخیر طبیعت است.

سوم آنکه این گونه از علوم و معارف، بیان پذیر بوده و قابل تبیین، آموزش و تفهیم و انتقال به دیگران است.

و اما علوم و معارف حقیقی، عبارتند از همه یافته های معرفتی انسان با ویژگی های زیر:

نخست آنکه این گونه معارف در دسترس چشم و گوش و عقل و هوش انسان نمی باشد. بنابراین هر کس که علاقه مند دست یافتن به این گونه معارف باشد باید از راه و روش لازم بهره گرفته، به «بصیرت باطنی» دست یافته، با این بصیرت باطنی به آن گونه از معارف دست یابد.

این راه و روش، چیزی جز ریاضت و جذبه حق نیست. این جذبه و ریاضت باید تا آنجا ادامه یابد که انسان را به «فنا» رسانده، با درهم کوبیدن تعین، انیت و هویت انسان، او را در حقیقت هستی فانی سازد. چنین حالتی از بی تعینی و اطلاق و کلیت، او را با بصیرت باطن، به کشف شهود حقیقت هستی می رساند .

دوم آنکه هدف این گونه معرفت، نه فهم حقیقت، بلکه یگانه شدن با آن و فانی گشتن در آن است.

سوم آنکه این گونه معرفت، حالت یک تجربه شخصی را داشته و طبعاً بیان پذیر نخواهد بود. و چون بیان پذیر نیست، قابل آموزش، تفهیم و انتقال به دیگران نیز نخواهد بود .

۱ تعریف علم حضوری

پیش از هر چیز باید به کاربرد دوگانه این واژه توجه کنیم. این واژه را اخیراً به دو معنی به کار می برند که کاملاً متفاوت اند:

الف به معنی معرفت شهودی یعنی علوم حقیقی. مثلاً مکاشفه و شهود یک عارف را علم حضوری می نامند. معرفت شهودی به حقیقت و باطن هستی تعلق دارد که در آن کثرت و تمایز، راه ندارد.

ب به معنی معرفتی که در حوزه علوم رسمی ماست، اما نه با واسطه صورت، بلکه خود آن چیزی که معلوم ما شده با ذهن و قوای ادراکی ما در ارتباط است. مانند آگاهی ذهن ما نسبت به صورت های ذهنی؛ و نیز توجه ما به خودمان به عنوان «من»؛ و نیز علم و آگاهی علت فاعلی، مانند خدا و عقول، به معلول خودشان.

در فلسفه و منطق وقتی که علم را به دو قسم تصور و تصدیق یا حصولی و حضوری تقسیم می کنند، منظورشان، جز علم به معنی عادی و معمولی کلمه نیست. یعنی همان علمی که با قوای ادراکی ظاهری و معمولی ما قابل کسب وتحصیل است، نه آن معرفت شهودی که محصول ریاضت و جذبه و فنا می باشد. باید توجه داشت که علم حضوری به معنی نخستین آن، در برابر علوم رسمی بوده و به معنی دوم آن، در برابر علم حصولی قرار می گیرد. و در متون فلسفی و کلامی، در این تقسیم یعنی در تقسیم علم به حصولی و حضوری، منظور از علم، همین علوم رسمی است و منظور از حضوری، هم، همان معنای دوم است.

۲ نقش علم حضوری در معرفت شناسی

بعد از این منظور ما از علم حضوری معنای دوم آن است و همیشه هم اگر کسی از علم حضوری و حصولی سخن گفته، منظورش همین بوده است، برای اینکه :

اولاً این تقسیم را همه گروه ها (فیلسوف، منطقی، متکلم) مطرح می کنند، در صورتی که اگر منظور از حضوری، معرفت شهودی بود، باید کسانی که به عرفان باور نداشته و مکاشفه های عرفا را جدی نمی گیرند، این تقسیم را نپذیرند. در حالی که حتی یک مورد اشاره هم در بحث علم حضوری به این موضوع نشده است.

ثانیاً مصداق های تعیین شده برای علم حضوری، از قبیل: علم ما به صورت های ذهنی خودمان؛ و خودمان؛ و نیز علم علت فاعلی به معلولش؛ همه از نوع علم غیر شهودی اند. حتی علم خداوند به جهان و علم انسان به خودش، از نوع علوم رسمی به شمار می روند که اساس اشکال به دیدگاه ابن سینا و نیز لزوم استدلال به اینکه علم ما به خودمان به وسیله صورت نیست، همین است که این علوم را از نوع علوم معمولی می دانیم.

از آنجا که هدف من از نوشتن این مقاله، بررسی و ارزیابی آرای برخی از صاحب نظران معاصر در فلسفه اسلامی است، به برخی از دیدگاه ها در این زمینه اشاره می کنیم:

الف استاد مصباح یزدی، از بعضی محققان نقل کرده اند که «علم به ماهیت اشیا، علم حصولی و علم به وجودشان علم حضوری است» (محمد تقی مصباح ۱۳۷۹: ۱۷۱ – ۱۷۲)

سپس به این ملاک تفاوت اعتراض کرده اند که علم ما به معقولات ثانیه، علم حضوری است، در حالی که معقولات ثانیه، از سنخ ماهیت اند و نه از سنخ وجود ! از طرف دیگر علم ما به وجود و واجب الوجود، علم حصولی است، در حالی که علم به ماهیت نبوده؛ بلکه علم به وجود است ! (همان)

این نقد بر سخن فوق وارد است که علم به معقولات ثانیه با علم به ماهیات و مفاهیم دیگر در حضوری بودن فرقی ندارند. مفهوم علیت هم مانند ماهیت یک پدیده خارجی، مثلاً اسب، برای ذهن ما بی واسطه صورت معلوم است و این جای تردید نیست. برای اینکه علم ما به هر گونه صورت ذهنی، علم حضوری است. خواه آن صورت، ساخته خود ذهن باشد، مانند علیت، یا ازیک پدیده خارجی کسب شده باشد، مانند اسب. یا مربوط به افسانه و خرافات باشد مانند صورت ذهنی غول یا شانس.

و اما علم ما به واجب، و وجود های دیگر، علم حصولی است. برای اینکه ذهن ما به وسیله مفهوم، به آن حقایق علم پیدا می کند.

ب استاد جوادی آملی نوشته اند که به صورت های ذهنی علم حضوری داریم، چون بدون واسطه معلوم ما هستند؛ ولی علم به تصورات و تصدیقات کسبی هم حضوری است، در حالی که با واسطه یعنی با وساطت معلومات دیگر ما حاصل می شوند. ( عبدالله جوادی آملی ۱۳۷۴: ۷۹)

در مقام نقد می توان گفت که واژه «واسطه» دو معنای متفاوت دارد. علم حضوری بی واسطه صورت دیگر قابل درک اند، اما این به آن معنی نیست که ما در کسب و تحصیل آن نیازمند واسطه های تصوری یا تصدیقی نباشیم. به عبارت دیگر واسطه کسب را با واسطه تصور نباید اشتباه کرد.

ج استاد مصباح یزدی، فرق میان علم حضوری و حصولی را بر اساس متعلق ومصداق، از بیش تر حکمای اسلام چنین نقل می کنند که: متعلق علم حصولی صورت ذهنی اشیا خارجی است، در حالی که متعلق علم حضوری وجود اشیا است که متشخص وجزئی است، نه ماهیت و صورت ذهنی آنها. (محمد تقی مصباح ۱۳۷۵: ۲۳۱ – ۲۳۲؛ علی مدرس زنوزی ۱۳۷۶: ۳۱؛ مهدی آشتیانی ۱۳۷۷: ۲۷۷؛ ملاهادی سبزواری بی تا: ۷۶ و میرسید شریف جرجانی ۱۳۲۵) در این برداشت هم، علم حضوری که از مصداق های مورد اتفاقش، همین صورت های ذهنی است با معرفت شهودی آشکارا اشتباه شده است .

اما اینکه بیش تر حکمای اسلام چنین گفته اند، مستندی ندارد. برای نمونه مشاییان اسلام، معرفت شهودی را به این سادگی در تقسیم علم قرار نداده و جایی سراغ نداریم که آنها علم را به حصولی وشهودی تقسیم کرده باشند.

و حکمای غیر مشایی هم، چنین چیزی نگفته و علم حضوری را علم بی واسطه صورت دانسته اند که مصداق بارز آن خود صورت های ذهنی است که بی واسطه صورت معلوم ما هستند .

د در آن مقاله فصلی به ویژگی های علم حضوری اختصاص یافته و نویسنده، موارد زیر را از ویژگی های علم حضوری شمرده اند: (عبدالحسین خسروپناه ۱۳۸۲).

۱- عدم احتیاج به صور ادراکی حکایتگر از معلوم.

۲- وحدت علم و معلوم .

۳- خطا ناپذیری .

۴- تقسیم ناپذیری به تصور و تصدیق.

۵- وحدت علم و عالم.

۶- فقدان وساطت.

۷- عدم حاجت به آلت و قوه ادراکی.

۸- همراهی علم حصولی با علم حضوری.

۹- قابلیت شدت وضعف.

۱۰- عدم اتصاف به قواعد منطقی ومفهومی .

۱۱- توصیف ناپذیری.

این اوصاف ویژه که هر یک جداگانه در آن مقاله مورد بحث قرار گرفته اند، از چند جهت محل تامل بوده و نشان دهنده آن هستند که ما در طرح مسایل و مباحث به خود بحث اهمیت می دهیم، بی آنکه بدانیم چه سؤالی را پاسخ داده وکدام مشکل هستی شناختی، معرفت شناختی، یا منطقی را باتبیین و توجیه حل می کنیم.

این ویژگی ها، کلاً از سه دسته بیرون نیستند:

یا جزو تعریف اند و بار دیگر به عنوان ویژگی مطرح شده اند و در واقع قسمتی از بحث با عنوان ویژگی ها، تکرار همان مطالب بحث تعریف است مانند شماره های ۱و۲. و یا ناشی از اشتباه علم حضوری با معرفت شهودی اند. مانند شماره های ۴، ۶،۱۰، ۱۱. و یا ناشی از عدم دقت در معنی علم حضوری اند، مانند شماره های۳، ۷، ۸ ، ۹.

برای نمونه از هر یک از سه دسته یاد شده نمونه ای را مورد بررسی قرار می دهیم:

در دسته نخست، «عدم احتیاج علم حضوری به صورت های حکایتگر از معلوم» (شماره۱) و «وحدت علم و معلوم» (شماره۲) هر دو یک مطلب اند و نیز مضمون هر دو، چیزی جز همان تعریف علم حضوری نمی باشد.

در دسته دوم، مثلاً «فقدان وساطت» (شماره۵) که در آن دو اشتباه است: یکی اینکه فقدان واسطه، همان تعریف علم حضوری است، نه ویژگی دیگر. و دیگر اینکه اعتراض استاد جوادی آملی به این ویژگی، محل بحث است. ایشان گفته اند: گاهی دو تصور یا تصدیق در ذهن تحقق می یابند، در حالی که یکی از آنها واسطه فهم دیگری است؛ در صورتی که هردو، علم حضوری اند». (عبدالله جوادی آملی ۱۳۷۴: ۶۷)

با اندکی دقت معلوم می گردد که استاد جوادی توجه نکرده اند که آنچه در علم حضوری وجود ندارد، واسطه در ادراک است، نه واسطه در کسب. اگر مثلاً صورت اسب به وسیله صورت دیگری در ذهن ما پدید آید، علم ما به صورت اسب علم حضوری است، یعنی اکنون ما آن را بدون وساطت صورت دیگر درک می کنیم، اگر چه آن را قبلاً به وسیله صورت دیگر کسب کرده و به دست آورده ایم. به عبارت دیگر علم ما به صورتی که واسطه در کسب نخواهد، بدیهی است، و اگر واسطه در درک نداشته باشد، حضوری است.

در دسته سوم، مثلاً «خطا نا پذیری علم حضوری». بر اساس این ویژگی،چنین می اندیشیم که علم حضوری، همیشه صادق است و هرگز خطا نمی پذیرد. (محمد مصباح ۱۳۷۹: ۱۷۵) این گونه حکم ناشی از بی دقتی بسیار آشکار است. برای اینکه:

اولاً علم حضوری اگر به معنی علم ما به صورت های ذهنی خودمان باشد، اصلاً در اینجا خطا و صواب مطرح نیست؛ برای اینکه خطا و صواب به حکایت صورت ها ازخارج ذهن و تطابق آنها با واقعیت ها مربوط است نه به ارتباط آن صورت ها با ما ! مثلاً ما صورت غول، روح، درخت و … همه را یکسان بی واسطه صورت درک می کنیم و علم ما به این صورت ها، علم حضوری است. و این علم، یعنی اینکه چنین صورت هایی در ذهن داریم، جای بحث از خطا و صواب نیست. خطا و صواب در آنجا مطرح می شود که بخواهیم بدانیم که این صورت ها، با واقعیت و جهان خارج از ذهن مطابق اند، یا نه.

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.