اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی، جنسیت و ادیان الهی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 43
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آزادی، جنسیت و ادیان الهی؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی، جنسیت و ادیان الهی با 118 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی، جنسیت و ادیان الهی:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی، جنسیت و ادیان الهی به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی، جنسیت و ادیان الهی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی، جنسیت و ادیان الهی تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آزادی، جنسیت و ادیان الهی :
چکیده
رابطه آزادی و جنسیت از پرنزاع ترین مباحثی است که در طول تاریخ، به دلایل گوناگون، کانون توجه متفکران بوده است.
ادیان الهی به عنوان برترین مرجع تفسیر مفاهیمی مانند آزادی و برابری، بهترین ملجأ برای پاسخ گویی به مسائل فرهنگی اجتماعی می باشند که در هر زمان به صورتی نو مطرح می گردند و به اقتضای رخدادهای جدید، پاسخ های متفاوتی می طلبند. نوشتار حاضر برای فهم حدود آزادی جنسیتی در برخورداری از حقوق گوناگون در ادیان بزرگ وحیانی اسلام، یهودیت و مسیحیت، برابری در مسئله خلقت را به عنوان ریشه اختلافات مورد بررسی قرار داده است. فرعیت و فروتر بودن زن در خلقت و گناه اولیه حضرت حوّا، بر اساس باورهای دینی یهودیان و مسیحیان، نزد برخی از آن ها، عامل توجیه بعضی نابرابری ها تلقّی گردیده است. قرآن در این رابطه، پرده از بسیاری حقایق برمی دارد.
کلید واژه ها: اسلام، یهودیت، مسیحیت، آزادی، جنسیت، برابری.
مقدّمه
مفاهیمی مانند «آزادی» و «برابری» از مشتبه ترین مفاهیمی هستند که پیوسته در جوامع و فرهنگ های گوناگون مورد بررسی و نقد قرار گرفته اند. مفهوم «آزادی» زن و مرد، مصادیق و محدوده آن و نحوه ظهور آن در جامعه، گاه به دلیل اختلافات مبنایی نزد نظریه پردازان و گاه به اقتضای تحولات تاریخی و ویژگی های خاص جوامع، جلوه های متفاوتی داشته اند.
گذشته از تحوّلات مربوط به تفسیر این مفاهیم و صحّت یا خطای کاربرد آن ها در طول تاریخ، برخی از صاحبان قلم بحث از آزادی و برابری جنسیتی را با نهضت فمنیستی گره می زنند که از اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ برپا گردید. بعضی از جامعه شناسان و نویسندگان غربی بر این گمانند که آزادی در برخورداری از حقوق طبیعی را فقط می توان در قالب نهضت فمنیستی جست وجو کرد که با فریاد علیه ظلم اعمال شده در حق زنان، در طول تاریخ، از غرب آغاز گردید و در موج اول، با اخذ جواز حق رأی به زنان به پیروزی نسبی ختم شد.(۲)
بررسی مفاهیم «آزادی» و «برابری» در موج های دوم و سوم، در گرایش های مختلف رادیکال، لیبرالیسم، مارکسیسم، اگزیستانسیالیسم و مانند آن، معنا و مصداق ویژه ای دارد که بحث درباره آن مجال دیگری می طلبد.
تتبّعات تاریخی و جامعه شناسانه مربوط به حوادث این دوران(۳) و مطالعه آثار پیشتازان این نهضت(۴) به انضمام پیامدهای اجتماعی اخلاقی این جنبش، که به بهانه و یا به قصد آزادی زنان و رهایی از ظلم و ستم آغاز شد و به تدریج، به آزادی های جنسی و فسادهای اخلاقی منتهی گردید، تردیدی در بی پایه بودن و انحراف نهضتی که به ظاهر درصدد رهایی زنان برآمده بود، باقی نمی گذارد.
مفاد کنوانسیون «رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان»،(۵) که حکایت از ناآگاهی و جهالت بشر از درک صحیح مفاهیمی همانند آزادی، عدالت، برابری و خواسته های به حق زنان دارد، به عنوان ثمره این جنبش، نمادی از شکست فمنیسم در دست یابی به برابری هایی است که شایسته شئون انسانی زن می باشد.
شاید امروزه این سؤال بیش از پیش منطقی و معقول به نظر برسد که چرا وجود نابرابری های اجتماعی باید راه را برای حرکت هایی باز کند که نتیجه ای جز نقض حرمت و ارزش انسانی زنان ندارد، حتی اگر برای برخی جوامع، از نظر ظاهری آثار مثبتی نیز به بار آورده باشد؟
به راستی، چه کسی در این زمینه مقصّر است؟ آیا متون دینی ادیان، گویای نابرابری جنسیتی در برخورداری از حقوقند؟ یا زنان و مردانی که در جوامع گوناگون دینی و غیردینی زندگی می کنند و به دلیل ناآگاهی یا دلایل روان شناسی و به عمد یا به سهو، نابرابری را در جامعه گسترش داده اند، باید بار تقصیر را بر دوش بکشند؟
برخی از نویسندگان غربی(۶) برخورد ناصحیح سنّت یهودی مسیحی با مسئله زنان و وجود آیات حاکی از نابرابری در متون دینی و یا متون مورد تأیید و تمسّک دینداران ادیان یهودی و مسیحی را از جمله عوامل نابرابری جنسیتی در جوامع غربی می دانند و عالم نبودن یا عامل نبودن به فرامین دینی اسلام را در کشورهای مسلمانی مانند عربستان، عامل نادیده گرفتن حقوق زنان تلقّی می کنند.
چاره اندیشان برای حل معضل نابرابری در جوامع دینی و غیردینی راه حل های متفاوتی پیشنهاد می کنند: گروهی معتقدند که مدرنیزه کردن زنان و غربی نمودن آن ها بدون هیچ تقیّدی به آداب دینی، تنها راه چاره آنان برای احقاق حقوق از دست رفته شان می باشد.
گروهی دیگر آمیزه ای از تفکرات و رفتارهای دینی فمنیستی را راه نجات زنان می دانند.
این نوشتار راه حل سومی را پیشنهاد می کند، و آن رجوع مجدّد به متون دینی و استنباط مفاهیم و مصادیق آزادی، استقلال و برابری بر اساس آیات قرآن و آموزه های پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمّه اطهار علیهم السلام می باشد؛ زیرا گرچه ممکن است زنان مسیحی و یهودی غربی با پناه بردن به جنبش هایی، به حدی از آزادی و استقلال هم دست یافته باشند، اما نتایج حاصل از آن حرکت ها قطعا به منفعت آن ها و جامعه آن ها نیست. شکستن حریم خانواده، مسائل و مشکلات جنسی بهداشتی و بحران های روحی حاصل از آن، همه نشانگر این واقعیت هستند که پاسخ حقیقی را باید در جای دیگری جست وجو کرد.
مقایسه ادیان در این مورد، بیانگر این حقیقت است که دین اسلام به عنوان آخرین و جامع ترین دین، علاوه بر احترام به شخصیت انسانی زن، بهترین پاسخ و راه حل را در رابطه با حقوق انسانی و طبیعی زنان و مردان پیشنهاد کرده است، گرچه یهودیت و مسیحیت نیز به عنوان ادیان الهی در برخی موارد، به ذکر حقایقی پرداخته است که با حقایق موجود در دین اسلام شباهت دارد.
بی تردید، شناخت آموزه های دینی و عمل به آن ها برای یافتن هویّت انسانی خود و اجرای حقوق فردی و اجتماعی، امری ضروری و منطقی به نظر می رسد، به ویژه امروزه که مسائل زنان به حوزه سیاست نیز راه یافته و گاه دولت ها برای پیشبرد اهداف سیاسی خود، با ترفندهایی از جمله تشویق آثاری که به گونه ای تأیید حکومت هایی است که در واقع، نه به زن بها می دهند و نه به دین، به این مسائل رنگ و بوی سیاسی می دهند و حرکت زنان را برای اجرای سیاست های خود به بازی می گیرند.
برابری، جنسیت و داستان خلقت
به نظر می رسد رویکرد ادیان یهود و مسیح در ارتباط با حقوق زنان و برخورداری از آزادی های اجتماعی و سیاسی، چندان مطلوب نبوده و با توجه به حقوق مردان، تبعیض های بسیاری اعمال کرده اند. عهد عتیق و عهد جدید به انضمام آراء مفسّران این دو کتاب مقدّس، حاوی شواهد فراوانی در این رابطه می باشند. وجودِ نابرابری های جنسیتی در سنّت یهودی مسیحی نه به معنای نابرابری مطلق است و نه بدین معنا که می توان با توجه به تلاش هایی که توسط متدیّنان یهودی و مسیحی و یا مدافعان حقوق زنان برای توجیه این تبعیض ها صورت گرفته است، برابری را استنباط نمود.
به دلیل اینکه در بخش های گوناگون تورات و انجیل و تلمود و تفاسیر عهد جدید، نابرابری حضرت حوّا و حضرت آدم در خلقت، عاملی برای توجیه تبعیض ها و مبنایی برای صدور احکام متفاوت حقوقی و اجتماعی تلقّی گردیده، بهتر است داستان خلقت را در سه دین الهی اسلام، یهودیت و مسیحیت، به عنوان ریشه برخی اختلافات، با هم مقایسه نماییم. در این رابطه، در دو دین بزرگ یهودیت و مسیحیت به دو دیدگاه مختلف اشاره خواهد شد: موافقان برابری و مخالفان برابری.
داستان خلقت حضرت آدم و حوّا بیش از همه جا در سفر «پیدایش» در عهد عتیق، که مورد تأیید یهودیان و مسیحیان، هر دو می باشد و در قرآن در سوره های اعراف، حجر، طه و جز آن مطرح شده است. در باب اول و دوم سفر «پیدایش»، داستان خلقت به اجمال و تفصیل بیان شده است و باب سوم درباره «هبوط» و علت آن سخن می گوید.
در باب اول، بی آنکه به خلقت حضرت آدم و حوّا به طور مجزا اشاره شده باشد، از خلقت آدم یا انسان می گوید و از اینکه خداوند او را به صورت خود آفرید و آن گاه وی را بر زمین مسلّط گردانید: «پس خدا آدم را به صورت خود آفرید، او را به صورت خدا آفرید، ایشان را نر و ماده آفرید…»(۷)
کتاب مقدّس در این باب، تفاوتی بین خلقت زن و مرد قایل نشده است و تصریح می کند که هر دوی آن ها به طور یکسان به صورت خدا خلق شدند. اما در باب دوم،(۸) اشاره می کند که پس از اتمام خلقت حیوانات، ابتدا حضرت آدم خلق شد.
در روز ششم، «خداوند آدم را از خاک زمین سرشت و در بینی وی روح حیات بدمید و آدم نَفْس زنده شد … .»(۹) «خداوند آدم را در بهشت جای داد و مسئولیت حفاظت از آن را بر عهده او نهاد»(۱۰) و قبل از خلقت حوّا فرمود: «از همه درختان باغ آزادانه بخور، بجز از درخت معرفت نیک و بد؛ زیرا روزی که از آن بخوری حتما خواهی مرد.»(۱۱)
در این زمان، هنوز آدم تنها بود و «خداوند خواست یاوری برای آدم بیافریند که موافق او باشد»(۱۲) و چون در بین حیوانات یاور و موافقی برای آدم نیافت، حوا را از دنده آدم خلق کرد.(۱۳) حوّا مانند آدم می دانست که خداوند مرگ را با خوردن میوه منع شده گره زده است، ولی مار (شیطان) او را فریب داد و پیوند بین مرگ و خوردن میوه را انکار کرد و به زن گفت: «هر آینه نخواهید مرد، بلکه خداوند می داند در روزی که از آن بخورید چشمان شما باز می شود و مانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود.»(۱۴) بدین سان، حوّا فریب شیطان را خورد، از میوه ممنوع تناول کرد و آدم را نیز بر این امر اغوا نمود(۱۵) و آن گاه خداوند آن ها را از باغ عدن بیرون کرد.(۱۶)
با توجه به آیات مذکور در سنّت و فرهنگ یهودی مسیحی به دلیل فرعیت حوّا نسبت به آدم در خلقت، زن موجودی فروتر محسوب می شود و به خاطر اغوا شدن توسط شیطان و فریب دادن آدم(۱۷) و خوردن از میوه منع شده، که باعث هبوط آن ها از بهشت گردید، زن بودن عامل و نشانه شر بودن تلقّی می گردد. درد زایمان، اشتیاق به همسر و حکمرانی مرد بر زن، از نخستین مجازات هایی هستند که حوّا به واسطه خوردن میوه منع شده متحمّل گردید(۱۸) و زمین نیز به سبب گناه آدم لعن شد.(۱۹)
در بخش های گوناگون تورات و انجیل، از جمله در «جامعه سلیمان»، «سفر پیدایش»، «سفر خروج»، «رساله پولس» و مانند آن، می توان این نوع نگرش پست نگرانه و نتایج حاصل از آن را مشاهده کرد. در ذیل، به چند مورد اشاره می شود:
«زنی که دلش دام ها و تله هاست و دست هایش کمندها می باشد، تلخ تر از مرگ است. هر کس که رضایت خدا را طلب کند او را رها خواهد کرد، اما گناه کار در دام او گرفتار خواهد شد.»(۲۰)
«پس از جست وجو در میان هزار مرد، یک درست کار را یافتم، اما در میان جمع زنان، حتی یک زن درست کار یافت نشد.»(۲۱)
و در جایی دیگر، شرارت زن را برتر از همه شرارت ها می بیند و مرگ آدمی را نتیجه شرارت و گناه حوّا می داند: «هیچ زهری تلخ تر از زهر مار و هیچ شرارتی بزرگ تر از شرارت یک زن نیست.»(۲۲) «گناه با یک زن شروع می شود و به دلیل وجود اوست که همه ما باید بمیریم.»(۲۳) «یک مرد برده است، باعث بی آبرویی و شرمساری اوست اگر یک زن از او حمایت کند.»(۲۴)
پولس در رساله اول خود به تیمو تائوس، بدین دلیل اجازه تعلیم دادن زن به مرد و یا تسلط وی بر شوهر را نمی دهد که «آدم اول ساخته شد و بعد حوّا، و آدم فریب نخورد، بلکه زن فریب خورد و در تقصیر گرفتار شد.»(۲۵)
برخورد منفی سنّت یهودی مسیحی با زنان، محدود به آیات کتاب مقدّس نمی باشد، بلکه با توجه به اینکه در دین یهود، علاوه بر تورات، به تدریج، تلمود و آموزش خاخام ها، جزو منابع مهم دینی یهود تلقّی گردیدند و در مسیحیت نیز تفاسیر برخی از آباء کلیسا مانند ترتولیان مورد اعتنای مسیحیان قرار گرفتند، فرازهایی از این نوع، بسیار به چشم می خورند.
مسیحیان باور دارند که انسان از طریق زندگی، مرگ و احیای حضرت مسیح علیه السلام از حالت گناه آزاد می شود، اما بار گناهی که حوّا انجام داد بر دوش همه زن ها سنگینی می کند؛ گناهی که باعث شد تا حضرت مسیح علیه السلام برای نجات بشر از آن به صلیب کشیده شود.
از سوی دیگر، یهودیان و مسیحیانی که مدافع تساوی حقوق زن و مرد می باشند، برای توجیه آیات کتاب مقدّس، دست به توجیهاتی زده اند و برخی بر این باورند که در متون اصلی یهودیت و مسیحیت، هیچ تفاوتی بین زن و مرد، از لحاظ انسانیت و دیگر حقوق، وجود ندارد، بلکه انحرافاتی که به واسطه خاخام های یهودی و تلمود دست نوشته بشر و تفاسیر کتاب مقدّس به وجود آمده، اسباب این توهّم را پدید آورده اند و انحرافاتی که در انجیل مکتوب پس از حضرت عیسی علیه السلام رخ داده، در رساله های پولس به خوبی نمایان هستند.(۲۶)
از دگرسو، شواهد بسیاری، هم در کتاب مقدّس و هم در تاریخ یهودیت و مسیحیت وجود دارند که گویای این هستند که نه از نظر حضرت موسی علیه السلام و نه در نگاه حضرت عیسی علیه السلام زن هیچ فرعیتی نسبت به مرد ندارد و این دو در انسانیت و حتی آزادی در برخورداری از حقوق فردی و اجتماعی، یکسان می باشند. تاریخ یهود درباره اعمال شجاعانه زنان مؤمنی که مستقل از مردان، در مقابل رهبران مرد مانند فرعون قیام کردند، داستان هایی دارد که مورد تأیید خداوند می باشد. ماجرای خواهر و مادر حضرت موسی علیه السلام و نجات حضرت موسی علیه السلام توسط همسر فرعون، و حتی زنانی که فرعون دستور قتل پسران آن ها را داده بود، در تاریخ مشهودند. سفر «داوران» از زنی به نام دبوره (Deborah) نام می برد که در بین داوران آن زمان، تنها کسی است که سنّت حضرت موسی علیه السلام را دنبال می کرد و بر بنی اسرائیل به عنوان قاضی حکم می راند.(۲۷) پولس در رساله خود به غلاطیان نجات یافتن از طریق حضرت مسیح علیه السلام را نه به گروه خاصی منحصر می کند و نه جنبش خاصی، بلکه زن و مرد و غلام(۲۸) و آزاد از این نظر با هم برابرند: «همه شما که در مسیح تعمید یافتید، مسیح را دربرگرفتید. هیچ ممکن نیست که یهود باشد یا یونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن؛ زیرا که همه شما در عیسی مسیح واحد می باشید.»(۲۹)
اما یهودیت خاخامی و تلمودی، که بعدا توسعه یافت، تأثیر خود را بر زندگی یهود، مطالعه تورات و عبادت روزانه گذاشت. با رایج شدن یهودیت خاخامی، زنان به تدریج، از مطالعه تورات و عبادت روزانه معاف شدند. اما این معافیت از تعلیم و تعلّم، به تدریج در آیین یهود خاخامی حرام و ممنوع اعلام شد. الیزر (Eliezer) خاخام قرن اول می گوید: «کلمات تورات سوخته شوند بهتر از آن است که به یک زن آموخته شوند … هر کس که تورات را به دختر خود بیاموزد، مانند کسی است که شهوت رانی را به او آموخته است.»(۳۰) و تلمود لعن و نفرین را نثار مردی می کند که زن و بچه های او بگویند: رحمت خدا بر او!(۳۱)
یهودیان در ادعیه روزانه این دعا را زمزمه می کنند که «سپاس خدایی که مرا یک غیریهودی خلق نکرد! سپاس خدایی که مرا یک زن خلق نکرد! و سپاس او را که مرا یک جاهل و نادان خلق ننمود!»(۳۲)
نویسندگان بسیاری، به ویژه از مسیحیان، درصدد توجیه آیات مربوط به خلقت و دیگر آیات برآمده اند و سعی دارند تا با استناد به آیاتی که به نوعی، به حمایت از زنان می پردازند یا آن ها را با مردان یکسان می بینند، از شدت این نابرابری بکاهند.
سویل(۳۳) در توجیه داستان خلقت در «سفر پیدایش»، داستان اول را با مشکل مواجه نمی بیند؛ زیرا در این داستان، زن و مرد کاملاً با یکدیگر برابرند و هر دو به صورت خدا و همراه با هم و همزمان خلق می شوند. اما در داستان دوم، که به نظر می رسد وجود زن وابسته به وجود مرد است، وی سعی می کند تا این تفاوت را به کمک اسطوره «لیلیث» (Lilith) توجیه نماید. بر اساس این اسطوره، خداوند دو زن را برای آدم خلق کرد: لیلیث و حوّا. خداوند ابتدا همسر اول آدم یعنی لیلیث را خلق کرد که با آدم یکسان و همسان بود. اما به دلایل ناشناخته، وی آدم را ترک کرد و تلاش خداوند برای بازگرداندن وی تأثیری نداشت. در نتیجه، آدم بدون یار و همسر باقی ماند. خداوند همسر دوم آدم یعنی حوّا را خلق نمود. این بار، زن آدم فروتر از آدم بود؛ چون از او و برای او خلق شده بود. باب دوم سفر «پیدایش» از این ماجرا پرده برمی دارد.
به گفته سویل، کسانی که از ایده مساوات طلبانه در یهود دفاع می کنند، معتقدند که در داستان دوم خلقت هم زن و مرد در انسانیت، کاملاً مساوی اند؛ زیرا وجود حوّا جدای از وجود آدم نیست، بلکه هر دو از جوهره واحدی خلق شدند و ذات آن ها یکی است و این در واقع، اقتضای سبک شاعرانه عبری است که عناصر مساوی و مشابه را به عنوان عنصر اول و دوم مطرح می کند.(۳۴) علاوه بر این، خداوند در باب دوم، حوّا را یاور آدم می داند، نه موجودی که نازل تر از او باشد، و در کتاب «عبریان» حتی خود را نیز «یاور» می نامد(۳۵) و بدیهی است که این نام، حاوی هیچ بار منفی نمی باشد.
در بین نویسندگان مسیحی، کسانی که مخالف برابری زن و مرد در انسانیت و حقوق می باشند، با اشاره به نظریه «هبوط»، تأکید می کنند که گرچه آدم و حوّا در ابتدا مساوی بودند، اما به خاطر هبوط، نابرابر شدند. در مقابل، برخی از کسانی که مدافع نظریه برابری اند، ادعا می کنند که گرچه زن پس از هبوط، واقعا مطیع مرد شد، اما به دلیل آنکه به واسطه احیای مجدّد حضرت مسیح علیه السلام دگرباره همان نظریه خلقت ابتدایی مطرح گردید، زن و مرد دوباره با یکدیگر مساوی شدند.(۳۶) بعضی دیگر تبعیت حوّا از آدم را پس از خروج از بهشت، به عنوان مجازات گناه حوّا تلقی نمی کنند، بلکه این تبعیت و فرعیت را لازمه بقای زندگی و امری ضروری می دانند.(۳۷)
در دفاع از این گروه، می توان به داستان پطرس در کتاب «اعمال رسولان» اشاره کرد که از تجلی روح القدس بر پیروان حضرت عیسی علیه السلام سخن می گوید، زن باشند یا مرد، پیر باشند یا جوان؛ چرا که همه از این حیث نزد روح القدس مساوی اند:
«… خدا می گوید: در ایام آخر، چنین خواهد بود که از روح خود بر تمام بشر خواهیم ریخت و پسران و دختران شما نبوّت کنند و جوانان شما رؤیاها و پسران شما خواب ها خواهند نمود …»(۳۸)
گرچه بنا به باور مسیحیان، بیشتر دیدگاه های مربوط به فروتر بودن و فرعیت زن نسبت به مرد را فقط در متون منتسب به پولس قدیس می توان یافت که پس از مرگ او نوشته شده اند، ولی با این حال، وی در رساله به غلاطیان، بر یکسانی رابطه همه مردم با روح القدس تأکید دارد و بر اینکه فضایل مسیحیت، که شامل محبت و خوشی و عشق و صلح و دل سوزی و مهربانی و ایمان و تواضع و پرهیزگاری می شوند، برای همه انسان ها یکسان هستند.(۳۹)
به هر حال، آیاتی که بر نابرابری جنسیتی دلالت دارند، اندک نیستند و مقصّر را در این ق
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
