خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی، جنسیت و ادیان الهی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی، جنسیت و ادیان الهی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حماسه حسینی۱
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حماسه حسینی۱ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
05ساعت
01دقیقه
14ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حماسه حسینی ۲

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 64

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل حماسه حسینی ۲؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل حماسه حسینی ۲ شامل 99 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل حماسه حسینی ۲ را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل حماسه حسینی ۲ با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل حماسه حسینی ۲ با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل حماسه حسینی ۲ تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل حماسه حسینی ۲ را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حماسه حسینی ۲ :


نهضت حسینی،حماسه ای مقدس

گفتیم یک سخن یا منظومه،یک شعر یا نثر حماسی آن است که در روح انسانی جولان و هیجانی در جهت سلحشوری و مقاومت و ایستادگی و دفاع از عقیده ایجاد کند،و یک خصیت حماسی آن کسی است که در روحش این موج وجود دارد،یک روحیه متموجی از عظمت،غیرت،حمیت،شجاعت،حس دفاع از حقوق و حس عدالتخواهی دارد.و باز عرض کردیم که تاریخچه عاشورا تاریخچه ای است که دو صفحه دارد.یک صفحه آن صفحه ای ست سیاه و تاریک،نمایشی است از جنایت بشریت،جنایت بسیار بسیار عظیمی،یک داستان جنایی و یک ظلم بی حد و حساب است و بنا بر این،داستان جنایی ما قهرمانانی دارد که قهرمانان جنایتند.پسر معاویه،پسر زیاد،پسر سعد و یک عده افراد دیگر،قهرمان این داستان جنایی هستند.اما تمام این داستان جنایت نیست،یعنی داستان ما یک صفحه ندارد،دو صفحه دارد.تنها این نیست که یک عده جنایتکار بر یک عده مردم پاک و بیگناه جنایت وارد کردند. بله،داستانهایی هست که فقط و فقط جنایی است،یک صفحه بیشتر ندارد و آن هم مملو از جنایت است.

مثلا داستان پسران مسلم بن عقیل فقط یک داستان جنایی است و بس،که دو تا طفل نا بالغ بیگناه پدر کشته غریب در یک شهر به دست یک آدم جانی می افتند و او به طمع اینکه به پولی برسد،به شکل فجیعی آنها را به قتل می رساند.وقتی ما این تاریخچه را مطالعه می کنیم، از یک طرف جنایت می بینیم و از طرف دیگر دو تا طفل معصوم نابالغ غریب که جنایت بر آنها وارد شده است که اینها حرفی هم نداشته اند و نمی توانسته اند حرفی داشته باشند چرا که بچه هایی در سنین ده ساله و دوازده ساله یا کمتر بوده اند.این فقط یک داستان جنایی است و از نظر آن دو طفل،رثاء است،مصیبت است،مظلومیت است.

اما داستان کربلا این طور نیست،یک داستان دو صفحه ای است که از نظر آن صفحه دیگر بیشتر قابل مطالعه است.از نظر آن صفحه،جنبه مثبت دارد،صورت فعالی دارد،نمایشگاهی است از عظمت و علو بشریت،از رفعت بشریت،نمایشگاه معالی و مکارم انسانیت است،سراسر حماسه است،عظمت و شجاعت و حق خواهی و حق پرستی در آن موج می زند.از این نظر، دیگر قهرمان داستان ما پسر معاویه و پسر زیاد و پسر سعد و دیگران نیستند.از این نظر قهرمان داستان پسران علی هستند،حسین بن علی است،عباس بن علی است،دختر علی زینب است،یک عده از مردان فداکار درجه اولی هستند که خود حسین که حاضر نیست یک کلمه مبالغه و گزاف در سخنش باشد آنها را ستایش می کند.

امام حسین در شب عاشورا اصحاب خودش را ستایش کرد،نگفت یک عده مردم بیگناه و بیچاره فردا کشته می شوید و به عمر شما خاتمه داده می شود،بلکه آنها را ستایش کرد و فرمود:«فانی لا اعلم اصحابا اوفی و لا خیرا من اصحابی » (۱) من یارانی در جهان بهتر از یاران خودم سراغ ندارم،یعنی من شما را بر یاران «بدر»(که یاران پیغمبر بودند)ترجیح می دهم،بر یاران پدرم علی ترجیح می دهم،بر یارانی که قرآن کریم برای انبیاء ذکر می کند و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و ما استکانوا و الله یحب الصابرین (۲) ترجیح می دهم،یعنی اعتراف می کنم که همه شما قهرمان هستید.سخنش این طور آغاز می شود:«مرحبا،مرحبا به گروه قهرمانان!»بنا بر این حالا که فهمیدیم این داستان دو صفحه دارد،می خواهیم صفحه دوم آن را هم مورد مطالعه قرار دهیم و اعتراف کنیم که ما در گذشته این اشتباه را مرتکب شده ایم که این داستان را فقط از یک طرف آن مطالعه کرده ایم و غالبا آن طرف دیگر داستان را مسکوت عنه گذاشته ایم،یعنی ما نمایشگر قهرمانیهای جنایتکارانه پسر معاویه و پسر زیاد و پسر سعد بوده و هستیم.

من برای این دسته ها (۳) حقیقتا احترام قائل هستم چون ابراز احساسات است،احساساتی صد در صد طبیعی ناشی از عقیده و ایمان.آنهایی که می دانند اگر در یک ملت احساسات طبیعی ناشی از عقیده و ایمان در باره قهرمانان بزرگ آن ملت وجود داشته باشد چقدر ارزش دارد، می دانند که من چه می گویم.نباید اینها را نسخ کرد،نباید با اینها مبارزه کرد،باید اینها را اصلاح کرد.باید این احساسات بسیار بسیار عظیم را که فقط ناشی از قدرت عقیده و ایمان است،اصلاح کرد.آیا اگر شما میلیاردها دلار خرج کنید،می توانید یک چنین احساساتی در ملت به وجود بیاورید؟!

اینکه آن بابا از جیب خودش پول خرج می کند،خودش را بیکار می کند،زنجیر بر می دارد پشت خودش را سیاه می کند و اشک او هم متصل جاری است،ارزش دارد و نباید با آن مبارزه کرد و گفت این کارها وحشیگری است.ابراز احساسات برای قهرمانان بزرگ تاریخ وحشیگری نیست.فقط اشتباه او در این است که وقتی می خواهد ابراز احساسات کند،به شکلی ابراز احساسات می کند که نمایشگر قهرمانی جنایتکارانه جنایتکاران و نمایشگر مظلومیت آن کسی است که به او عشق می ورزد و علاقه دارد.او نمی داند حالا که می خواهد نمایشگری بکند باید طوری نمایشگری بکند که نمایشگر حماسه حسینی باشد،نمایشگر آن جنبه نورانی و روشن تاریخ عاشورا باشد،نمایشگر روح حسین بن علی باشد.خوشبختانه کم و بیش این بیداری پیدا شده است و گاهی انسان به چشم می بیند که بعضی از دستجات توجه کرده اند که چه باید بکنند و چه می کنند.

مرد بزرگ،روحش صاحب حماسه است،خواه برای خودش کار کرده باشد یا برای یک ملت و یا برای بشریت و انسانیت کار کرده باشد و یا حتی بالاتر از انسانیت فکر کند و خودش را خدمتگزار هدفهای کلی خلقت بداند،که اسم آن را«رضای خدا»می گذارد،بدین معنی که خداوند این خلقت را آفریده و برای آن یک مسیر و هدف کلی قرار داده است،این راه،راه رضای خداست.

مرد بزرگ کسی است که در روحش حماسه وجود داشته باشد،غیر از این نمی تواند باشد. نادرشاه افشار اگر یک حماسه در روحش وجود نمی داشت،نمی توانست افاغنه را از ایران بیرون کند و نمی توانست هندوستان را فتح کند،این خودش یک حماسه است.اما اینکه بعد کارش به یک مالیخولیا کشید و خودش دشمن جان ملت خودش شد،مطلب دیگری است.

اسکندر،خواه ناخواه در روحش یک حماسه،یک موج وجود داشته است،شاه اسماعیل همین طور،ناپلئون همین طور.اسکندر،نادرشاه و شاه اسماعیل،همه اینها یک اراده بزرگ هستند، یک همت بزرگ هستند،یک حماسه بزرگ هستند ولی حماسه مقدس نیستند،برای اینکه هر یک از اینها می خواهد شخصیت خودش را توسعه بدهد،می خواهد همه چیز را در خودش هضم کند،می خواهد ملتها و مملکتهای دیگر را در مملکت خویش هضم کند،و لذا از نظر یک ملت،یک قهرمان ملی است ولی از نظر ملت دیگر یک جنایتکار است.اسکندر برای یونانیان یک قهرمان است و برای ایرانیان یک جنایتکار،برای یونانی یک قهرمان است چون به یونان عظمت داد،چون قدرتهای دیگر،ثروتهای دیگر،عظمتهای دیگر را خرد کرد و پرچم یونان را در مملکتهای دیگر به اهتزاز در آورد.اما از نظر قوم مغلوب،او نمی تواند یک قهرمان باشد. ناپلئون برای فرانسویها قهرمان است،اما آیا برای روسیه یا برای انگلستان هم قهرمان است؟ البته نه.آنها حماسه هستند،ولی یک حماسه فردی از نوع خود خواهی.یک حماسه بزرگ است یعنی یک خود خواهی بزرگ است،یک خود پرستی بزرگ است،یک جاه طلبی بزرگ است.(در مقابل جاه طلبی های کوچک،جاه طلبی های بزرگ هم در دنیا پیدا می شود.)اما این حماسه ها حماسه های مقدس شمرده نمی شوند.

مشخصات حماسه مقدس

حماسه مقدس مشخصات دیگری دارد که عرض می کنم،مشخصاتی که به موجب آنها دیگر ناپلئون و اسکندر نمی توانند حماسه مقدس باشند.حماسه مقدس آن کسی است که روحش برای خود موج نمی زند،برای نژاد خود موج نمی زند،برای ملت خود موج نمی زند،برای قاره یا مملکت خود موج نمی زند،او اساسا چیزی را که نمی بیند شخص خود است،او فقط حق و حقیقت را می بیند و اگر خیلی کوچکش بکنیم باید بگوییم بشریت را می بیند.این آیه قرآن یک آیه حماسی است: قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله (۴) ای اهل کتاب،ای کسانی که ادعای مذهب دارید!بیایید با همدیگر یک سخن داشته باشیم،بیایید خودمان را فراموش کنیم و فقط عقیده را ببینیم،بیایید در راه یک عقیده خود را فراموش کنیم،بیایید یک سخن را ایده خودمان قرار بدهیم:«الا نعبد الا الله »جز خدا هیچ موجودی را قابل پرستش ندانیم، و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله بیایید استثمار را ملغی کنیم،استعباد را ملغی کنیم،بشر پرستی را ملغی کنیم،عدل و مساوات را در میان بشریت بیاوریم.نگفت قوم من،قوم تو،با هم همدست شویم و پدر یک قوم دیگر را در بیاوریم،این حرفها نیست.

پس یک جهت که این حماسه مقدس می شود این است که هدفش مقدس و پاک و منزه است، مثل خورشید عالمتاب است که بر همه مردم و بر همه جهانیان می تابد.

دومین جهت تقدس این گونه قیامها و نهضتها این است که در شرایط خاصی که هیچ کس گمان نمی برد قرار گرفته اند،یعنی یکمرتبه در یک فضای بسیار بسیار تاریک و ظلمانی یک شعله روشن می شود،شعله ای در یک ظلمت مطلق،فریاد عدالتی است در یک استبداد و ستم مطلق،جنبشی است در یک سکون و در حالی که همه ساکن و مرعوبند،کلام و سخنی است در یک خاموشی مرگبار.

به عنوان مثال نمرودی پیدا می شود که یک مرد باقی نمی گذارد،و در همین زمان نهضت مقدس ابراهیم صورت می گیرد: ان ابراهیم کان امه قانتا (۵) .یا فرعونی پیدا می شود و همان طوری که قرآن می فرماید: ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفه منهم یذبح ابنائهم و یستحیی نسائهم (۶) و در همین عصر موسایی پیدا می شود.و یا در عصر عثت خاتم الانبیاء که تمام دنیا در ظلمت و خاموشی و هرج و مرج و فساد فرو رفته است ناگهان فریاد«قولوا لا اله الا الله تفلحوا»بلند می شود.

دولت اموی است،تمام نیروها را به نفع خودش تجهیز کرده است حتی نیروی مذهب را،به این ترتیب که محدثین از خدا بی خبر را استخدام کرده و به آنها پول می دهد تا به نفع او حدیث جعل کنند.می گویند یک عالم اموی گفته است:«ان الحسین قتل بسیف جده » (۷) حسین با شمشیر جدش کشته شد،و منظور او این بوده است که حسین به حکم دین جدش کشته شد.ولی من می گویم این حرف به معنی دیگری درست است و آن اینکه بنی امیه توانسته بودند اسلام را آنچنان استثمار و استخدام و منحرف کنند که یک عده مردم از خدا بی خبر به عنوان جهاد و خدمت به اسلام،به جنگ حسین بیایند(و کل یتقربون الی الله بدمه) .بعد از شهادت ابا عبد الله به شکرانه این عمل چندین مسجد ساخته شد.ببینید ظلمت و (۸) تاریکی چقدر بوده است!

آن وقت شعله ای مانند شعله حسینی در یک چنین شرایطی پیدا می شود،شرایطی که نوشته اند اگر یک نفر می خواست یک جمله در باره علی علیه السلام روایت بکند مثلا بگوید من از پیغمبر چنین چیزی را در باره علی شنیدم یا می خواهم فلان قضیه یا فلان خطبه را از علی نقل بکنم،می رفتند در صندوقخانه ها،درها را از پشت می بستند،بعد کسی که می خواست جمله را نقل کند،طرف را قسمهای مؤکد می داد که من به این شرط برای تو نقل می کنم که آن را برای احدی نقل نکنی مگر برای کسی که به اندازه خودت قابل اعتماد باشد، و تو هم او را به همین اندازه قسم بدهی که برای شخص غیر قابل اعتماد نقل نکند.

سومین جهت تقدس نهضت حسینی این است که در آن یک رشد و بینش نیرومند وجود دارد، یعنی این قیام و حماسه از آن جهت مقدس است که قیام کننده چیزی را می بیند که دیگران نمی بینند،همان مثل معروف:«آنچه را که دیگران در آینه نمی بینند او در خشت خام می بیند»، اثر کار خودش را می بیند،منطقی دارد ما فوق منطق افراد عادی،ما فوق منطق عقلایی که در اجتماع هستند.ابن عباس،ابن حنفیه،ابن عمر وعده زیادی در کمال خلوص نیت،حسین بن علی را از رفتن به کربلا نهی می کردند.آنها روی منطق خودشان حق داشتند،ولی حسین چیزی را می دید که آنها نمی دیدند.آنها نه به اندازه حسین بن علی خطر را احساس می کردند و نه می توانستند بفهمند که چنین قیامی در آینده چه آثار بزرگی دارد،اما او به طور واضح می دید.چندین بار گفت:به خدا قسم اینها مرا خواهند کشت،و به خدا قسم که با کشته شدن من اوضاع اینهازیر و رو خواهد شد.این بینش قوی اوست.

روح بزرگ

حسین بن علی علیه السلام یک روح بزرگ و یک روح مقدس است.اساسا روح که بزرگ شد تن به زحمت می افتد،و روح که کوچک شد تن آسایش پیدا می کند.این خود یک حسابی است. ابن عباس ها بیایند نهی کنند،مگر روح حسین اجازه می دهد؟!متنبی،شاعر معروف عرب شعر خوبی دارد،می گوید:

و اذا کانت النفوس کبارا تعبت فی مرادها الاجسام (۹)

می گوید وقتی که روح بزرگ شد جسم و تن چاره ای ندارد جز آنکه به دنبال روح بیاید،به زحمت بیفتد و ناراحت شود.اما روح کوچک به دنبال خواهشهای تن می رود،هر چه را که تن فرمان بدهد اطاعت می کند.روح کوچک به دنبال لقمه برای بدن می رود اگر چه از راه دریوزگی و تملق و چاپلوسی باشد.روح کوچک دنبال پست و مقام می رود و لو با گرو گذاشتن ناموس باشد.روح کوچک تن به هر ذلت و بدبختی می دهد برای اینکه می خواهد در خانه اش فرش یا مبل داشته باشد،آسایش داشته باشد،خواب راحت داشته باشد.

اما روح بزرگ به تن نان جو می خوراند،بعد هم بلندش می کند و می گوید شب زنده داری کن. روح بزرگ وقتی که کوچکترین کوتاهی در وظیفه خودش می بیند،به تن می گوید این سر را توی این تنور ببر تا حرارت آن را احساس کنی و دیگر در کار یتیمان و بیوه زنان کوتاهی نکن! (۱۰) روح بزرگ آرزو می کند که در راه هدفهای الهی و هدفهای بزرگ خودش کشته شود،فرقش شکافته می شود،خدا را شکر می کند (۱۱).روح وقتی که بزرگ شد،خواه ناخواه باید در روز عاشورا سیصد زخم به بدنش وارد شود.آن تنی که در زیر سم اسبها لگد مال می شود،جریمه یک روحیه بزرگ را می دهد،جریمه یک حماسه را می دهد،جریمه حق پرستی را می دهد، جریمه روح شهید را می دهد.

وقتی که روح بزرگ شد،به تن می گوید من می خواهم به این خون ارزش بدهم.

شهید به چه کسی می گویند؟روزی چقدر آدم کشته می شوند؟مثلا هواپیما سقوط می کند و عده ای کشته می شوند،چرا به آنها شهید نمی گویند؟چرا دور کلمه «شهید»را هاله ای از قدس گرفته است؟چون شهید کسی است که یک روح بزرگ دارد،روحی که هدف مقدس دارد، کسی است که در راه عقیده کشته شده است،کسی است که برای خودش کار نکرده است، کسی است که در راه حق و حقیقت و فضیلت قدم برداشته است.

کار«شهید»

شهید به خون خودش ارزش می دهد.یک نفر به ثروت خودش ارزش می دهد و به جای آنکه ثروتش در بانکها ذخیره باشد،آن را در یک راه خیر مصرف می کند که هر یک ریالش با مقیاس معنا بیش از صدها هزار ریال ارزش داشته باشد،ثروت خود را به صورت یک مؤسسه عام المنفعه مفید فرهنگی،مذهبی و اخلاقی در می آورد و با این عمل به آن ارزش می دهد. دیگری به فکر خودش ارزش می دهد،به خودش زحمت می دهد و یک کتاب مفید و اثر علمی به وجود می آورد.دیگری به ذوق فنی خودش ارزش می دهد و صنعتی را در اختیار بشر قرار می دهد.دیگری به خون خودش ارزش می دهد،در راه بشریت خون خودش را فدا می کند. کدامیک بیشتر خدمت کرده اند؟شاید خیال کنید علما یا مخترعین و مکتشفین و ثروتمندان بیشتر به بشر خدمت کرده اند،خیر،هیچ کس به اندازه شهدا به بشریت خدمت نکرده است،چون آنها هستند که راه را برای دیگران باز می کنند و برای بشر آزادی را به هدیه می آورند،آنها هستند که برای بشر محیط عدالت به وجود می آورند که دانشمند به کار دانش خود مشغول باشد،مخترع با خیال راحت به کار اختراع خودش مشغول باشد،تاجر تجارت کند،محصل درس بخواند و هر کسی کار خودش را انجام بدهد.اوست که محیط

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.