اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی ۱۱ / ۹ / ۱۳۷۹
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 50
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی ۱۱ / ۹ / ۱۳۷۹؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی ۱۱ / ۹ / ۱۳۷۹ با 74 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی ۱۱ / ۹ / ۱۳۷۹:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی ۱۱ / ۹ / ۱۳۷۹ به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی ۱۱ / ۹ / ۱۳۷۹ با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی ۱۱ / ۹ / ۱۳۷۹ تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی ۱۱ / ۹ / ۱۳۷۹ :
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم
نحمده و نستعینه و نشکره و نتوکل علیه و نستغفره و نعوذ به تبارک و تعالی من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا و نشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له و ان محمدا عبده و رسوله «صلوات نمازگزاران » صلی الله علیه و آله سیما بقیه الله فی ارضه.
قال الله العظیم فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیاو حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا.
بحثم در خطبه اول پیرامون صدق بود عرض کردم صدق دارای مراتبی است مرتبه اول صدق در سخن است و مرتبه دوم صدق در رفتار است و مرتبه سوم تصمیم و عزم بر این صدق است که با هیچ عاملی انسان برنگردد وآنچه صدق است باشد و مرحله دیگر این است آنچنان در صدق ثابت قدم باشد که اصلا از مصادیق صادقین قرار بگیرد و موصوف به صفت صدق باشد تاریخ می تواند بسیاری حقایق اخلاقی را روشن کند تاریخ انبیا و اولیا صلوات الله علیهم اجمعین و یاران آنان و رفتار آنان می تواند برای ما درسی باشد حالا امروز به گوشه ای از تاریخ اشاره می کنم که ببینیم چگونه افرادی در صدق قدم برداشتند و چگونه در صدق راسخ و ثابت بودند ابوالفرج اصفهانی در کتاب معروفش به نام الاغانی در جلد ۱۹ درباره پدر فرزدق و جد فرزدق صحبت می کند یک نکته درباره پدر بزرگ فرزدق است و نکته دیگر درباره پدر فرزدق اما درباره پدر فرزدق جمله ایست در نهج البلاغه از امیرالموءمنین علیه السلام پدر فرزق غالب نام داشت غالت بن صعصعه، غالب مردی سرمایه دار بود و شتران فراوان داشت پیرمردی سالخورده و در عصر پیامبر اکرم با پیامبر اکرم زیاد نشسته بود دخل علی امیرالموءمنین علیه السلام فی ایام خلافته در عصر خلافت امیر سلام الله علیه وارد بر آن حضرت شد و سلام کرد امیرالموءمنین نظر کرد و دید پیرمردی سالخورده و قدخمیده گفت من غالب بن صعصعه هستم امیرالموءمنین سلام الله علیه فرمود صاحب الابل الکثیره تو همان کسی هستی که شتران فراوان داشتید و دارید گفت بلی، نعم، فرمود مافعلت ابلک الکثیره این همه شترها چه شد گفت ذعذعتها الحقوق یا امیرالموءمنین حقوق شتران را همه را پراکنده کرد ادا حقوق شترها را همه را از دستم بیرون کرد انجام وظیفه شترها را در مسیر آن تکلیف خرج و هزینه کرد یاامیرالموءمنین انی حملت حمالات البته در نهج البلاغه همین است ذعذعتها الحقوق یاامیرالموءمنین ولی ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه این جمله را نقل می کند که بعد بنده که نگاه کردم در اغانی ابوالفرج دیدم از الاغانی نقل کرده است امیرالموءمنین علیه السلام به او فرمود تو این شترها را چه کردید او گفت انی حملت حمالات، حمالات یعنی من تعهدها کرده بودم ضمانتها کرده بودم توانها خوبهاها بدهیهای مردم من در راه این گرفتاریها دادم در راه نوائب مردم و مشکلات مردم همه را خرج کردم امیرالموءمنین سلام الله علیه فرمود ذلک احمد سبلها این بهترین راه خرج کردن آفرین بر تو که در راه حقوق خرج کردید آنگاه نظری کرد به بغل دست غالب فرمود من هذا الغلام این پسر کیست گفت هذا ابنی این پسر من است فرمود مااسمه گفت همام است که فرزدق هم لقب یافت امیرالموءمنین سلام الله علیه فرمود چه یاد او دادید گفت شعر یاد او دادم ادب شعر را خوب می داند عسی ان یکون شاعرا مجیدا به نظرم شاعر زبردستی خواهد شد امیرالموءمنین سلام الله علیه فرمود لو قراءته القرآن خوب بود حفظ قرآن را به او یاد می دادید و فرزدق قرآن را از همان لحظه تصمیم گرفت و حفظ کرد این یک قطعه ای از تاریخ که در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید در حکمت البته شرح نهج البلاغه ها فرق دارد در بعضی نهج البلاغه ها این حکمت ۴۴۶ است ولی نهج البلاغه ابن ابی الحدید در حکمت ۴۵۲ است در هر حال این نکته ایست که عرض بنده الان دور این نکته است این یک جمله که غالب پدر فرزدق گفت ذعذعتها الحقوق حقوق جامعه بدهیم را همه را از پولهایم همه را از دستم داد این یک جمله، یک جمله هم باز از پدر غالب عرض کنم همین را ابوالفرج در اغانی می نویسد پدر غالب صعصعه بود صعصعه نه صعصعه بن صوحان، صعصعه دیگری است این، این صعصعه دارای شترهای زیادی بود در عصر جاهلیت هم بود اسلام هم نیامده بود آمد بگذرد« مر برجل وله امراءه تبکی »گذشته بر مردی زنی داشت که این زن گریه می کرد آمد جلویش گفت «ماتبکیک » چه شده که تو زن اشک می ریزید گفت « هذه ابنتی » این دختر من است و پدرش می خواهد زنده به گور او را دفن کند آمد جلویش صعصعه به او گفت چرا این را می خواهی به خاک کنید «وعد یعد کاذا المووءده سئلت مووءده » یعنی بچه زنده زیر خاک کردن و «وعد یعد» یعنی دفن کردن آدم در دل خاک زنده. به او گفت چرا می خواهی دفنش کنی گفت الفقر ندارم از شدت فقر گفت من دو شتر به تو می دهم هر دو باردار می شوند و از این دو شتر استفاده کن و از شیرش هم استفاده کن این دختر را رها کن «اشتریها منک » ولی نه «اشتریها برقبتها» نه این که دختر را به خرم نه «اشتریها بدمها» خونش محفوظ باشد «لاتقتلها» پیش خودت باشد و مادرش ولی این دو شتر را بگیر و خوشحال شد گفت این دو شتر خیلی برای من ثروت است این یک مورد صعصعه می گوید در خودم احساس فرح کردم که چه کار پاکیزه ای کردم بعد همینطور دنباله هم افتاد و دربرابر این کار دخترانی که می خواستن زنده به گور کنند این صعصعه می آمد شتر می داد و دختر را آزاد می کرد تا اسلام آمد، آمد جلوی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم «صلوات نمازگزاران » گفت یارسول الله من تا کنون ۳۶۰ دختری که می خواستند زنده به خاک کنند همه را خریدم با شترهایم و در راه خدا آزاد کردم حالا اسلام آمده و تحریم کرده آیا برای من اجری است رسول اکرم فرمود برای تو اجر فراوانی است صعصعه آفرین بر تو با این خدمات تو حالا این قصه تاریخ یک جمله آخر دارد عرض می کنم برای این جمله بعد صعصعه به نظرم رفت در نوبت دیگری برگشت از چهره تاریخ پیداست در آن جلسه نبوده رفت و فکر کرد بعد برگشت گفت یارسول الله آنچنان که به شما عرض کردم ۳۶۰ دختر خریدم خونش را و به پدر و مادرش سپردم و در برابر هزار شتر تعهد کردم ولی از این هزار شتر ۷۰۰ شتر دادم به بعضی پدرها سه شتر می خواستند من دو شتر دادم یکی وعده دادم بعدا خواهم داد حالا با توجه به این که من وعده دادم دو شتر دادم دخترش آزاد شده و یک شتر ندادم آیا این کار من درست است و یا باید به پردازم نکته اینجاست اصلا آنجا که اساس این غزل و قصه و تاریخ این نکته است رسول اکرم به او فرمود صعصعه «الاسلام امر بالوفاء و نهی عن الغدر» اسلام گفته باید باوفا بود اسلام می گوید نباید کلک زد نباید حیله کرد تو عده داده ای سه شتر ولو آن پدر اصل کار غلط بوده طمع هم کرده دوتا گرفته یکیش را بعد گفتی می دهم ولی اگر ندهی این غدر است این مکر است اسلام دستور داده است به وفا تا این جمله را گفت صعصعه برخواست گفت یارسول الله « حسبی حسبی »همین جمله برایم کافی است رفتم پدرها را پیدا کنم بقیه شترها را هم بدهم عجیب ماه مبارک رمضان است عزیزان خواهران برادران اسلام این است قانون خدا این است که اگر کسی وعده می دهد با یکی ولو این که آن طرف چنین جنایتی را می کند ولی در عین حال باید به وعده وفا کند اگر کمتر بدهد غدر است اگر کمتر بدهد مکر است پس مکرهای ما مسلمانها چیست غدرهای ما چیست حیله های ما چیست تخلف از گفتارهای ما چیست اسلام اینه یارسول الله اسلام اینقدر ظریف است اسلام اینقدر برنامه و تابلویی عالی است در دنیا انسانیت را توجه می دهد این است دین خدا پس این چه وضعی است در بین مسلمانها چقدر اموال چقدر بدهیها چقدر قراردادها چه پولهای غلط چه پولساندها در معاملات دولتی چه پولساندها در معاملات خصوصی چه توجیه شرعیها چه لقمه حرامها چه زندگی غلطها این چه وضعی است جامعه ما را و دامنه ما را گرفته است می ترسم همان جمله ای که در سحرگاهان به همراه امام زین العابدین من و شما عرض می کنیم در درگاه خدا در دعای ابوحمزه ثمالی الهی «لاتعذبنی به عقوبتک »این ادب و این عقوبت ما را بگیرد خدایا مرا ادب نکن به تازیانه ات ادبم نکن به نقمتها و غضبهایت خدایا ماه رحمت توست ماه مرحمت و لطف توست به ما این تصمیم بده مسلمان باشیم «ان الاسلام امر بالفاء و نهی عن الغدر» به ما این اراده را بده که موءمن بمیریم خدا امام عصر که چنین نیست امام عصر باوفاست امام زمان امین است عادل است راستگو است پارسای حق مردم را ملاحظه می کند اگر ما اوییم علی که این است امیرالموءمنینی که ماهش در آن قرار گرفتیم و در سالش قرار گرفتیم ببینید به پسر صعصعه چه می گوید پسر صعصعه غالب است غالب مقداری از شترهای پدر برایش مانده آن هم مرد سرمایه داریست آمده خدمت امیرالموءمنین پیرمردی با قد خمیده امیرالموءمنین فرمود «غالب مافعلت ابلک الکثیره » این شترهای فراوانت چه شد گفت «ذعذعتها الحقوق » یعنی «فرقتها الحقوق » یعنی حقوقی که بر گردنم بود از جامعه موجب شد همه را دادم یاامیرالموءمنین، امیرالموءمنین فرمود ذلک احمد سبلها آفرین بر تو ای غالب اینجور با امیرالموءمنین صحبت کردید نگفتی احسان کردم نگفتی انفاق کردم گفتی ذعذتها الحقوق بارهای سنگین وظائفی که تکلیف بود تکالیف موجب شد وظائف موجب شد آری برای بنده و شما وظیفه هاست چقدر حقوق بر گردن ما چقدر حقوق این حقوقها را چه جور می خواهیم از بارش دربرویم و بمیریم حقوقهای مالی حقوقهای عرضی حقوقهای اجتماعی چه جور می خواهیم عزیزم چه جور از زیر بارش امیرالموءمنین فرمود نخواه مرگ را الا بعهد وثیق مگر محکم باشی که آنور جلوی راهت را نگیرند چه طور جلوی ما را نخواهند گرفت ذعذتها الحقوق یاامیرالموءمنین حالا حقوق این مردم حقوق این جامعه این انقلابی که به اینجا رسید این همه خون دادن حقوق این همه شهدا حقوق همسران و فرزندان شهدا حقوق پدران و مادرانی که شبهااشک ریختن در فراق بچه هایشان این حقوقها بر دوش بنده سنگینی می کند عزیزم بر دوش بنده سنگینی می کند برادرم و خواهرم بر دوش شما هم سنگینی می کند قطعا چه گونه باید پاسخ داد چه گونه باید ادا کرد حقوقی که حقوق این انقلاب است حفظ انقلاب نگهداشتن این نظام عظمت این نظام حرکت در راه مجد و اعتلای جمهوری اسلامی در دنیا حالا اگر انسان ضربه زد چه کرده از حقوق آه ذعذتها الحقوق آه چقدر حقوق حقوق مردم چه پولها که حقوقها بر اوست چه پولها که حقوقها بر اوست چه مقامها که حقوقها بر اوست چه راءیهایی که مردم دادند من را به مجلس بردند و شما چه راءیهایی که ما را به دولت و مقام رساندند و مدیر کل رساندند و به یک مقامی رساندند به پول رساندند کسب و کار و تجارت و دانشگاه و استاد و شاگرد عزیزم همه پر از حقوق همه بافته شده از حقوق مردم تار و پود تمام زندگی ما با حقوق مردم بافته شده با حقوق مردم بافته شده عرضشان جانشان مالشان ناموسشان چه جور می خواهیم بدهیم یک مقداری آدم بیاید ببیند امیرالموءمنین چه بود علی فرمود سلام الله علیه فرمود غالب ذلک احمد سبلها این زیباترین راهش است ولی خدا هم به او چه مقامی داد کسی اگر گرفتار می شد می رفت خیمه می زد سر قبر غالب بن صعصعه مشکلش حل می شد این فرزدق پسرش بله خدا هم این پسر را داد به اش عزیزم اگر کسی پولش را در راه خدا داد اگر کسی مقامش را در راه خدا خرج کرد اگر کسی فرصتش را در راه خدا مصرف کرد خدا هم به او پسری می دهد مثل فرزدق که عزت دنیا و آخرت پدر و جد و همه دودمانش است آن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
