اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۳/۱۰/۱۳۷۹
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 66
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۳/۱۰/۱۳۷۹ یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۳/۱۰/۱۳۷۹ شامل 103 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۳/۱۰/۱۳۷۹ را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۳/۱۰/۱۳۷۹ با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۳/۱۰/۱۳۷۹ بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۳/۱۰/۱۳۷۹ با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۳/۱۰/۱۳۷۹ وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۳/۱۰/۱۳۷۹ با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۳/۱۰/۱۳۷۹ مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۳/۱۰/۱۳۷۹ :
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین، والصلاه والسلام علی رسول الله و علی آله الائمه المعصومین.
اوصی عبادالله بتقوی الله و اتباع امره.
ارزش تقوا و حفاظت بر وظایف، انجام فرائض و پرهیز ازمنهیات از صفات برجسته انسانهاست و امیدواریم که مردم ما این تقوا را که منشا خیر و برکت و سعادت برای همه است در همه ابعاد زندگی خودشان حفظ کنند.بحث مسلسل من در بحث اخلاقی قرآنی است.اما این هفته بخاطر اینکه در شب شهادت حضرت صادق(ع) هستیم فکر می کنم اهمیت دارد که خطبه را مستقل به زندگی ایشان اختصاص بدهم.علت این اهتمام هم این است که با اینکه ما همه می گوئیم و حقیقت هم همین است که دنیای اسلام ریزه خوار خوان گسترده مکتب امام صادق(ع) است اما اطلاعات و تحلیل ها در مورد زندگی امام صادق(ع) در میان مردم خیلی نیست.
مردم کلیات و روایاتی می دانند.با اینکه این قطعه تاریخ اسلام و شیعه بسیار مهم است و متاسفانه شرایط تاریخی آن زمان نگذاشته که این حقایق مربوط به امام صادق(ع) منتشر بشود.
بنی عباس که پانصد سال بعد از امام صادق خلافت و حکومتشان ادامه داشت مایل نبودند که حقایق تاریخ مکتب امام صادق(ع) نوشته بشود ولذا کتب رسمی تاریخی که در آن زمان نوشته شده از ذکر حقایق خالی است و واقعا ناجوانمردی کردند. شیعه البته خودش نوشته های فراوانی داشته و متاسفانه قسمت اعظم آن که آن اصول «اربعه » است یعنی چهارصد تالیف از شاگردان مستقیم امام صادق(ع)، آنها نیست و یا خیلی کم در گوشه و کنار نسخه هایی پیدا می شود و لذا این تاریخ مشعشع امام صادق(ع) از این بعدی که من امروز می خواهم صحبت بکنم حقیقتا در انبوه اسناد فراوان تاریخی آنزمان است.نکته دیگری که بسیار مهم است اینستکه مکتب و مدرسه امام صادق(ع) در آنزمان یکی از منابع مهم تمدن اسلامی بود. می دانید که اوج تمدن اسلامی بعد از امام جعفر صادق(ع) است و این تمدن بسیار بزرگ تا حدود زیادی بدهکار امام صادق(ع) است و این مسئله در تاریخ باز نشده است.البته منهم در یک خطبه کوتاه خیلی حرف زیادی نمی توانم بزنم اما فکر می کنم یک علامتها و راههائی را مشخص می کنم و انتظارمان از حوزه ها، علما و حکومت اسلامی، نویسندگان ومحققان اینستکه حقیقتا به این مسئله بسیار مهم بپردازند.البته همه تجلیل می کنیم و عظمت امام صادق(ع) برایمان روشن است و کسی شکی ندارد و این فرق می کند با اینکه ریزه کاریها و دقتهائی بشود تا اینکه بطور عینی مشخص شود که امام صادق(ع) چه کرده اند. خب مقدار چیزهائی که روشن است اینستکه امام جعفر صادق(ع) در سال ۸۲ یا ۸۳ در زمان حکومت مروانیان متولد شدند و۱۲ سال از عمرشان را با جد بزرگوارشان حضرت سجاد بودند، در زمان امامت حضرت سجاد و ۱۷ و ۱۸ سال را هم از عمرشان در زمان امامت پدرشان حضرت باقر(ع) بودند یعنی حدود ۳۰ سال مثلا مجموعا از لحاظ طبیعی و عادی دو نفر از بزرگترین و عالیترین مقامات الهی، معلم و مربی ایشان بودند.البته ما وقتی این مسائل را بازگو می کنیم برای افکار عمومی است، از لحاظ واقعی عقاید ما اینستکه علوم ائمه ما لدنی بوده و پرورششان با توجه ویژه خداوند همراه بودند و مساله معلم و شرایط زمان و امثال اینها به طور طبیعی مطرح می شود.البته از بعد دیگری چون امام صادق(ع) تنها که نیستند با مجموعه کسانیکه با ایشان همکاری می کردند، شرایط زمانی در آن مجموعه موثر بوده و لذا وقتی با شرایط زمانشان را تشریح می کنیم، می فهمیم که همکاران امام صادق(ع)چگونه تربیت شدند و در چه شرایطی رشد کردند و برخوردشان با مسائل جاری چه بوده است.پنجاه سال از عمر امام صادق(ع) تقریبا در حکومت مروانیان یعنی بنی امیه گذشته و ۱۵ و ۱۶ سال هم در حکومت عباسیان گذشته و هر دو حکومت و هردو سیستم با اهل بیت و ائمه معصوم ما بد بودند و بدرفتاری می کردند و دلیل آنهم روشن است چون به حق نبودند، غاصب بودند و صاحبان حق آنها را قبول نداشتند و این باعث شده بود که همیشه حکومتهای وقت نگران این مرکز حق مدیریت و ولایت باشند و بودند.اینها باعث شد که دوره ای سخت داشته باشند فقط این وسط چند سال، چهار، پنج سال از آخر دوره بنی مروان که حکومتشان رو بزوال بود و در نزاع و جنگ و مواجه با انقلاب بودند وپنج سال اول حکومت بنی عباس، دوره سفاح که نسبتا دوره خوبی است و خلیفه مهربانی بود نسبت به دیگران، امام صادق(ع) فرصتی پیدا کردند که بنیان مکتب خودشان را تقویت کنند ولی در هر دو مقطع، یعنی سالهای قبل از این ده سال و سالهای بعد از این ده سال، امام صادق(ع) آن مشی خودشان را توانستند خوب اجرا کنند.مشی امام صادق(ع) هم این بود در مجموعه حرکاتشان و اعمالشان و گفته هایشان انسان می فهمد که امام صادق برایشان روشن بوده که نمی گذارند در آن شرایط ولی واقعی زمان وامام معصوم، مرکز حکومت باشد و این اتفاق نمی افتد چون چنین چیزی حالا یا با علم الهی و یا با مشاهده شرایط زمان برایشان روشن بود، رفتارشان آنقدر تند و انقلابی نبود و ضد حکومت بود اما نه بصورت انقلابی و براندازی که حکومتها بهانه ای داشته باشند و آنها را مثل مثلا حضرت زید یا بنی الحسن آنطور فجیع سرکوب کنند فقط با محاصره و تحت فشار قراردادن و تبعید و زندان و تهدید و اینطور چیزها اکتفا می شد نسبت به آنها و بهرحال امام صادق(ع) در این مقطع یعنی در این دوره امامتشان کاری کردند که ما نمونه آنرا در سراسر تاریخ اسلام نمی بینیم.
زمان هم بسیار مهم است که من یکمقدار دلم می خواهد شما فضای زمان را اول درک بکنید.اگر نمی دانید آنهائی که می دانند، خب خودشان صاحب نظرند.در این مقطع، اسلام بر اکثر معموره زمین مسلط شده بود، از شرق تا هند رفته بود و در شمال شرق به آسیای میانه رسیده بود، در غرب از مصر هم عبور کرده بود و در شمال هم به مرز اروپا رسیده بود و به خصوص در شامات که معمولا منطقه حت سلطه یونانی ها و رومی ها بوده در آنجا مستقر شده بود و اقوام زیادی که تمدنهای بسیار نیرومندی در آنزمان داشتند، در محدوده جغرافیائی اسلام قرار گرفته بودند.ایران، مصر، هند،یونان، اقوام ترک، سریانی ها و قبطی ها و نبطی ها همه صاحبان تمدن و علوم زمان خودشان بودند که با این مجموعه که در قلمرو اسلام قرار گرفته بود خب دانشمندانشان، علماشان و محققانشان در این محدوده قرار گرفته بودند حالا یا مسلمان شده بودند ویا نشده بودند که عمدتا هم شخصیت ها علمی آنها مسلمان نشده بودند. درآن شرایط که بنی عباس مرکز حکومتشان را در عراق قرار می داد و بغداد مرکزحکومت می شود، تعداد زیادی دانشمندان و شخصتی های علمی، فنی و صنعتی آمده بودند در مرکز حکومت و خب در آنجا کار بود و مدارس بود، تحقیق بود، ترویج بود و طبیعی بود که دانشمندان دنیا را جذب بکند و زمانی است که تقریبا همه افکار فلسفی، ادبی و اجتماعی دنیای متمدن آنروز در مرکز قلمرو حکومت اسلامی بهم رسیده و یکنوع آزادی هم بوجود آمده اولا بخاطر آن ده سالی که گفتم که شرائط، شرائط کنترلی نمی توانست باشد و به علاوه خود بنی عباس هم برای اینکه بتوانند تنفسی بکنند، میدان می دادند به افکار الحادی و غیردینی که آنها را در مقابل مکتب هائی که از اسلام مزاحم آنها بودند، جلوی آنها می ایستادند، آنها را قرار بدهند.یعنی یک مشغولیت برخورد افکار و عقاید بوجود آورده بودند و فضای آزاد علمی مباحث سیاسی و مشاجرات، فلسفی و ادبی بود ودنیای اسلام در چنین شرایط بود. الان موقعیتی است که امام صادق(ع) اینجا باید مهمترین کار رابکند.دفاع از اسلام ناب و خالص و از معارف آسمانی اسلام در مقابل برخورد با این اندیشه های عجیب و غریب، کار بسیار دشواری بود و امام صادق(ع) این را به عهده گرفتند.مکتب امام صادق(ع) هم در مدینه است.مدینه هم با کوفه، بغداد، بصره، شام که آنروزها اینها مرکز تجمع و دانشمندان متفرق بود و تازه عصر ترجمه هم آغاز شده بود، خب آنهائی که آمده بودند.همه زبانهای ملت خودشان را بخوبی می دانستند و کتابهائی آورده بودند و ترجمه می کردند. مترجمین و نویسندگان افکار را به سرعت در اختیار مجامع قرار می دادند و بازار مباحثات و مناظرات و بحثهای گوناگون معارف مختلف ادیان گرم بود. امام صادق(ع) مهمترین وظیفه شان این بود که در این مقطع، شاگرد تربیت کنند، دانشمند پرورش بدهند و این موج عظیم را هدایت کنند به طرف راهی که اسلام از دست نرود و لذا اگرمنصفانه برخورد کنیم، سهم امام صادق(ع) در اوج تمدن اسلامی باید خیلی زیاد باشد و این اصلا در تاریخ تمدنها نیست. بسیاری به این نمی پردازند.یک کار مهم اکنون اینستکه ما مشغول تحقیق بشویم، مستقیم و غیرمستقیم شاگردان امام صادق(ع) چه نقشی داشتند در تمدن اسلامی که در نیمه اول دوره خلافت عباسی، آنقدر اوج گرفت، این نقششان را روشن بکنیم در خود مسلمانها هم اختلافات جزئی بوجود آمده بود.دو مکتب اساسی در زمان امام صادق(ع) در بین اهل سنت بود حالا مکتب شیعه مساله دیگری است.خود اهل سنت یک مکتبشان، مکتب رای وقیاس بود و یک مکتبشان مکتب حدیث بود که این دو مکتب، ما هم بعدا اخباری و اصولی داریم. شبیه این هم در مکتبهای زمان امام صادق(ع) در بین اهل سنت بود.
ابوحنیفه، امام حنفی ها که از موالی است، عرب نیست در مرکزیت کوفه و عراق، طرفدار و امام مکتب رای و قیاس بود و مالک، امام مکتب مالکیه، مالک بن انس در مدینه مکتب وسیعی داشت و او طرفدار مکتب حدیث بود.
حکومت، دولت عباسی از طرفداران مکتب حدیث دل خوشی نداشت چون آنها خیلی جدی برخورد می کردند با بدعتها و پیشآمدهائی که با رای و قیاس بنا بود حکومت اجرا بکند.اما با مکتب قیاس و رای سازگار بود که معمولا هم مکتب حنفی را، تقویت می کرد.نکته دومی که خیلی مهم است، همینجا مساله موالی و اعراب است.از اول دوران خلافت یک بحث جدی بوده که یک امتیازاتی برای اعراب اصیل قائل بودند و موالی یعنی جدیدالاسلام ها و از اعجم حالا از هر زبانی، از فارس و ترک و سایر زبانها که مسلمان می شدند، آنها را موالی می گفتند.آنها شهروند درجه دوم به حساب می آمدند و احساس مظلومیت می کردند و همین ها بودند که در رکاب مختار علیه بنی امیه جنگیدند حتی در لشگر مختار گاهی می گویند که زبان عربی مفهوم نداشته بیشتر فارسی حرف می زدند و اینها بیشتر تمرکزشان در عراق بود. بنابر این موالی و طرفداران مکتب قیاس و رای، بیشتر در خدمت حکومت بودند ومکتب حدیث که مالک رهبری آنرا داشت، بعدا هم شافعی ها و حنبلی ها که دو مکتب بعدی اهل سنت هستند، تقریبا دنباله رو اهل حدیثند ومالکند.خب این اختلافات عجیب و غریب بود.اولا مکتب تشیع یک چیزی بود معتدل بین مکتب حدیث و قیاس و رای، اجتهاد را پذیرفته بود ولی اجتهادی که نه مزاحم اسناد حقیقی، حدیث و قرآن باشند، سنت که بیشتر در شیعه از منابع خود ائمه است.با هر دو مکتب سازگاری داشت و لذا می بینیم هم ابوحنیفه در مکتب امام جعفر صادق(ع)درس می خوانده و هم مالک و بعدا هم شافعی و هم حنبلی و تقریبا همه بزرگان ائمه اهل سنت آنزمان، اعتراف می کردند به شاگردی امام صادق(ع)و این بسیار مهم است.شما الان می بینید چقدر تقدس در دنیای اسلام در اهل سنت برای ائمه اربعه شان قائلند.خب اینها همه مریدان امام صادق(ع) بودند.من چند تا جمله فقط نوشته ام که نمونه هایش را شما ببینید و می خواهم عین حرفهای آنها را شما بشنوید که آنها امام صادق(ع) را چگونه می شناختند.قبل از اینها حضرت زید است. زید بن علی که عموی امام صادق هستند، خودشان دارای مکتبی بوده اند که همین حالا مکتب زیدیه در یمن و در برخی از نقاط دنیای اسلام و مصر و آنجاها طرفداران بسیاری دارد.چند تا اعتراف را ببینید. حضرت زید می گویند که «و حجه زماننا ابن اخی جعفر لایضل من تبعه ولا یهتدی من خالفه »می گوید حجت زمان ما، امام صادق(ع) است و اگر کسی از او تخلف بکند، راه هدایت ندارد و هر کس با او باشد، گمراه نمی شود.مالک بن انس که گفتند رهبر و امام آن مکتب حدیث است در مدینه، می گوید «ما رات عین و لا سمعت اذن و لا خطر علی قلب بشر افضل من جعفر بن محمد الصادق(ع) علما و عبادتا و ورعا».
مالک رهبر بخش عظیمی از دنیای تسنن کنونی هم هست.امامشان است.می گوید هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به قلب بشری خطور نکرده، کسی که افضل باشد از حضرت امام صادق(ع) از لحاظ علم و عبادت و ورع. اینهم آن امام.
ابوحنیفه، دو اعتراف و دو قضاوت از او نوشته اند، یکی اینست که می گوید که من هیچکس را فقیه تر و داناتر از حضرت صادق ندیدم.حالا خود حضرت صادق در مقابل او رئیس یک مکتب بود.او هم رئیس یک مکتب بود.
او اصلا مکتب عظیمی در کوفه و عراق داشت که حکومت هم خیلی از او حمایت می کردند و رقیب بود برای حضرت صادق(ع) و این جمله را هم می دانید کجا گفته، این جمله را موقعی گفته که منصور برای اینکه حضرت صادق را شرمنده بکند، دعوتی کرد به مشاجره و از ابوحنیفه خواست مسائل مشکلش را جمع کند در یک جلسه رسمی از امام صادق بپرسد وامام صادق را خجل بکند.
امام صادق در آن جلسه حاضر شدند و چهل مساله را ابوحنیفه مطرح کرد و امام صادق به گونه ای جواب دادند که مبهوت شدند همه جلسه و ابوحنیفه بعدا یک جمله ای گفت که برایتان خواندم و جمله دومش اینست که می گوید اگر دو سال از عمر من نبود و من هلاک و منحرف شده بودم.و آن دو سال هم همان دو سالی است که در خدمت حضرت صادق(ع) درس می خوانده است.این هم ابوحنیفه.
یکی از کارهای مهم امام صادق(ع) این بود که مباحثه ومشاجره داشتند خودشان و شاگردانشان با «زنادقه » من گفتم در این مقطع فلاسفه فراوان آمده بودند، از همه بلاد مختلف آمده بودند و خیلی هایشان هم از اصل زندیق و ملحد بودند.«ابن ابی الاوجا» که یک زندیق معروفی است می گوید که این امام صادق به گونه ای است که آدم در مورد او فکر می کند که اگر یک موجود روحی در دنیا باشد که هر وقت می خواهد متجسد می شود این امام صادق است و یا اگر یک موجود جسمی هر وقت می خواهد روحی شود، می شود امام صادق است. «ابن ابی الاوجا» یک زندیق ملحدی بود و مباحثات و مشاجراتش معروف است.
«جاهز» که شخصیت بزرگ ادبی آن زمان است می گوید که حضرت صادق کسی است علمش دنیا را پر کرده است.در این دوران اخیر خود ما، دکتر احمد امین مصری که دانشمند بزرگی است می گوید حضرت صادق از اعظم شخصیات در عصر خودش و بعد از عصر خودش بود.حالا من یک مسیری را گفتم.
امام صادق با این ویژگیها این مکتب را داشتند.قدر مسلم چهار هزار شاگرد مستقیم داشتند.که اینها از اطراف دنیا به مدینه می آمدند و در مکتب ایشان درس می خواندند و غیر مستقیمش معلوم نیست و حدی ندارد.مکتبهای فرعی از بزرگان و شاگردان امام صادق دائما در سراسر دنیا کار می کردند.با این وسعت دانشگاهشان، با این وسعت علم و شخصیتشان و با آن مشی سیاسی که داشتند یعنی می دانستند و می گفتند به مریدانشان و شخصیتهای انقلابی شیعه که آن روز در یک جهاد بسیار جدی بودند هم با بنی مروان و هم با بنی عباس به آنها می فرمودند که این کومت به دست شما نمی افتد.مشی معتدلی داشتند و بارها و بارها منصور آزمایش کرد امام را که ببیند آیا در خفا برنامه براندازی دارد یا ندارد.احساس کردند که ندارد.یک بار ماموری را فرستادند و پول زیادی را به او دادند و گفتند برو به شخصیتهای انقلابی مدینه من جمله حضرت صادق بده و بگو من اینها را برای جهاد و مجاهده آوردم و این رفت و به خیلی ها داد که خدمت امام صادق رسید، حضرت نگرفتند وگفتند ما در این راه نیستیم و نصیحتش کردند وفرمودند نکن این کارها را.خون فرزندان پیغمبر را این طوری به باد نده، از خدا بترس، فهمیدند و یا می دانستند و یا اذن الهی می دانستند که این برای چی آمده است.امام صادق(ع) در چنین شرائطی این کار عظیم را به عهده گرفتند و مخصوص روایت و حدیث و فقه و این چیزها نیست.مسائل اجتماعی سیاسی بسیار فراوان است که امام صادق راهنمایی کرد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
