اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۲ / ۵ /۱۳۸۰
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 52
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۲ / ۵ /۱۳۸۰!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۲ / ۵ /۱۳۸۰ بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۲ / ۵ /۱۳۸۰ از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۲ / ۵ /۱۳۸۰ شامل 101 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۲ / ۵ /۱۳۸۰ استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۲ / ۵ /۱۳۸۰ با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۲ / ۵ /۱۳۸۰ قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۲ / ۵ /۱۳۸۰ حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۲ / ۵ /۱۳۸۰ به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی ۱۲ / ۵ /۱۳۸۰ :
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلوه والسلام علی رسول الله و علی آله و الائمه المعصومین.اعوذبالله من الشیطان الرجیم.الا بذکرالله تطمئن القلوب.
اوصی عبادالله بتقوی الله و التباع اوامره.
خداوند به ما توفیق بدهد که راهمان را با پناه بردن به تقوا و پرهیز از محرمات به سوی خداوند نگهداریم و از شر شیطان جن وانس, خداوند به ما پناه بدهد.
یکی از فصل های مهم علم اخلاق از دید قرآن که فوق العاده قرآن به آن توجه دارد که شاید مبنائی ترین فصل اخلاق است, مساله ذکر و یقظه و بیداری و در مقابلش غفلت و از خودبیگانگی است.
گرچه معمولا در اخلاق کلاسیک ما این بحث خیلی باز نشده و به اختصار عبور شده و شاید بیشتر این بحث را در علم عرفان و در مقدمات حرکت به سوی خدا و سلوک بشود پیدا کرد و آنجا در نظر علمای علم عرفان, بعضی از مواقع به عنوان منزل اول و گاهی به عنوان منزل دوم روی یقظه و ذکر و یا ذکر حساب می کنند اما واقعا یکی از بحثهای کاملا جدی و مادر است در زندگی خود ما و همه, و یکی از معجزات قرآن است.اینکه قرآن چطور می رود سراغ آن نقاط حساسی که زندگی بشریت را در همه شرایط می تواند تحت تاثیر قرار دهد.یک تعریف مختصری از ((ذکر)) بکنیم, بعد نکاتی را عرض می کنم و باز تاکید می کنم که بحثهای اخلاقی که می کنم فقط فهرست است که اینجا صحبت می کنم و امیدم از این بحثها این بود که درجامعه, این حالت را در جامعه به وجود بیاورند که جویندگان احساس نیاز بکنند و سراغ بحثهای اخلاقی بروند.
این امکان برای ما مثلا نیست که وقتی بحث ذکر رااینجا مطرح می کنیم, همه ابعاد این بحث را توضیح بدهیم.اگر بخواهیم اینکار رابکنیم خطبه های طولانی وقت می گیرد.خوبم هست, هر بحث و هر گوشه ای هم خوبه ولی حالا اینجا, این بحثها, در این مقدار زمان نمی گنجد.فقط راهی است که بنده نشان می دهم چون بحث قرآنی است و دارم قرآن را و آن نقاط حکمت عملی اش را در جامعه مطرح می کنم.ذکر و ذکر هم می تواند به لفظ توجه داشته باشد هم به قلب, به زبان مربوط باشد و یا به دل.آن که من الان بحث می کنم, نوعا آن ذکری است که بیشتر قلب است.ذکری که در زبان است, تنها یک ورد و دعا و خواندن و قرائت و اینهاست.اما آن که محتوای اصلی ذکر است, آن در دل انسان است که یاد است, توجه است , هوشیاری است, بیداری است.آماده باش است در ذهن انسان که این خیلی اهمیت دارد.که نقطه مخالف آنهم غفلت است انسان گاهی از حقایق آنچه که در اطرافش می گذرد, حتی خودش و شرایطی که محفوف به آن است عفلت می کند و در غفلت به سر می برد و این بدترین حالت است و از نظر قرآن, حالت خوب این است که انسان همیشه توجه داشته باشد که در چه شرایطی هست این یک درس مهم اخلاقی, سیاسی, اجتماعی است و واقعا می تواند یکی از پایه های علوم تربیتی باشد.ما اگر می توانستیم این حالت را و مردم را حساس کنیم, حالت هوشیاری و یقظه و بیداری را در جامعه مان به روز نگهداریم, خیلی کار با ارزشی بود.در قرآن حدود سیصد مورد با لفظ ذکر و مشتقات ذکر, این مضمون آمده است.حالا هر صفحه ای شما می توانید یکی, دو مورد در قرآن پیدا کنید.غفلت هم که نقطه مقابلش است, چهل, پنجاه مورد آمده البته الفاظش والا محتوای این مضمون در هر آیه ای و در اکثر آیات انسان می تواند پیدا کند.اصولا می دانید یکی از اسامی قرآن ذکر است, خود قرآن ذکر است, مجموعه قرآن ذکر است و نماز ذکر است.هدف انبیا از بسیاری همین آیات استفاده می شود که ذکر است, توجه دادن و هوشیار کردن است چون در فطرت ما, راه خدا هست.اشکالی که پیدا می شود این است که مااین فطرت خدائی مان رابا غفلت می پوشانیم, فراموش می کنیم و گرد و غبار نفسانیات و شهوات و تمایلات و تعصبات و آن انگیزه های شیطانی, می پوشاند آن نورانیت را و ضعیف می کند و وظیفه مهم انبیا این است که بیایند این حالت هوشیاری و بیداری را در انسان دوباره تجدید کنند و جالب است برای ما که خیلی روشن از فلسفه عبادات می توانیم بفهمیم که اصولا عبادات.برای ذکر است.ذکر به معنای محتوائیش عرض می کنم.یعنی برای این است که انسان حالت بیداری و هوشیاری نسبت به شرایطی که دارد, پیدا کند.نماز, یکبار شما از اول الفاظ اقامه تا سلام نماز را مرور کنید.می بینید که همه آن یادآوری است.و انتخاب آن کلمات و جملات و حرکات نماز نظیر قیام و قعود, سجده و رکوع و حالاتی که در نماز هست, همه اینهایک مجموعه ای است که خداوند طراحی کرده برای هوشیاری و بیداری و ذکر.
ذکر محصول ذکر است.یعنی اگر ما یاد داشته باشیم, آن چه که بدست میآوریم ذکر است.ولی غفلت نقطه مقابل آن است که انسان بکلی یک واقعیت را فراموش کند.حالا چه چیزی را بیاوریم.خیلی چیزها هست منتها حالا من چند نکته مهم آن را عرض می کنم.انسان خودش را ارزیابی کند که کی هستم, در این دنیا یک انسان اگر خودش را ارزیابی کند, همین کافی است که راه خودش را گم نکند.از کجا آمده ایم پیچیدگی های وجود خودمان راکه می توانیم آن را بفهمیم دیگر, بیداریمان, خوابمان را, نیازهای جسمیمان را و چیزهایی را که خداوند در جهان گذاشته برای اینکه این نیازهای ما را تامین کند, توالد و تناسل را و همه حرکاتی که انسان در زندگیش دارد و خودش را مطالعه کند, آنهایی که با سواد هستند خیلی عمیق می توانند مطالعه کنند و آنهایی هم که سطحی هستند باز حداقل می توانند خودشان را ارزیابی کنند ما از کجا آمده ایم و به کجا می خواهیم برویم.مقایسه خود انسان باجهان, این جهان با این عظمت, آسمانها, زمین, دریاها, کوهها و اسراری که ما نمی فهمیم, ذراتی که میلیونهای آنها را جمع کنیم, تازه قابل رویت نمی شود از آنجایی که خیلی ریز است و در هریک از این ذرات چه اسراری خوابیده است, شکافتن چند تا از اینها تبدیل می شود به بمب اتمی که دو شهر ژاپن را آنطور ویران کرد.بعد همه این دنیا با این ذرات و با این کراتش در مقابل آخرت به تعبیر قرآن, یک چیز کوچک است.جمعیت دنیا, تاریخ دنیا, گذشتگان دنیا, آیندگان دنیا, بعد آنهایی که ایمان دارند و خدا را قبول دارند از این راهها, به خدا هم می رسندو عظمت خدا و ضعف انسان را به عنوان یک موجود بسیار ضعیف, بعد زندگی دنیا و آخرت را که همه عمر مثلا هشتاد ساله ما, به اندازه یک لحظه و چشم به هم زدن اگر بخواهیم مقایسه کنیم, نسبت به زندگی آخرتمان نخواهد بود.یک زندگی ابدی و لذات و زجرهای آخرت هم قابل مقایسه با این دنیا نیست.بسیار عمیق تر است, بسیار شدیدتر است هم چهره هایش و هم عقب ماندگی هایش و عذابش, جهنم را و بهشت را, ملائکه را و انسان اینها را برای همه ما مقدور است, فکر کند وخودش را ارزیابی کند و ببیند که ماچه هستیم.چرا آمدیم, چرا هستیم, کجا می خواهیم برویم, عاقبت چه می شود و اگر انسانی با اینها خودش را ارزیابی کند و خدا و خودش را و آخرت را و شیطان را و وسوسه هایی که در وجود خودمان می بینیم حالا یا از درون خودمان و یا از القا شیاطین خاصی که خداوند آنها را معرفی کرده و بما دست می دهد یک مجموعه این مسائل را با هم ببینیم, یک حالتی باید به انسان دست بدهد که این حالت همان ذکر است و سازنده است و ما با این حالت می توانیم خودمان را اصلاح کنیم و خودمان را رو به خوبی داشته باشیم و جلوگیری کنیم از تبعات سوئی که غفلت از آن حالت برای انسان پیش میآید.الا به ذکر الله, من از آن سیصد مورد قرآن, چندتایش را بخوانم.الا به ذکر الله تطمئن القلوب که اول صحبتم آنرا خواندم.این ذکر خداست و با همین ویژگی هایی که عرض کردم.این یاد از خداوند است که قلب انسان را مطمئن می کند و انسان را آسایش و آرامش می دهد.قد افلح من تزکی و ذکر اسم ربه فصلی.با ذکر خدا, انسان به سعادت می رسد.آنطور نیست که فقط با یک الله و یا تسبیح بگوییم, به سعادت می رسیم.این ذکر همان حالتی است که عرض می کنم.اگر ما با این حالت, خودمان را تنظیم کنیم به سعادت می رسیم و توجه کنیم به امروزمان و آینده مان و سعادتمان و دنیایمان و آخرتمان و دشمنمان و دوستمان و دوست ما واقعا کیه, آیا خداست, آیا پیغمبر است, آیا قرآن است, آیا این نماز است, آیا مساجدند یا نه, شیاطینند, مراکز فسادند و آنهائی که ما را دائما می کشانند به طرف فساد و دعوت می کنند به نکبت و بدبختی آیا اینها دوست ما هستند.به اینها دل ببندیم یا به خدا دل ببندیم.علی بن ابیطالب(ع) می فرماید:((غفلت, بدترین دشمن است)) خب غفلت که یک حالت عدمی است اما هیچ دشمنی از این برای آدمی بدتر نیست که فراموش کند که چی هست, کجا هست و چه موقعیتی دارد و آینده اش چه می خواهد باشد و در مقابل یاد و بیداری یقظه بهترین دوست صمیمی انسان است که انسان را به آن راهی که خداوند خواسته می برد.داستان معروفی است که تقریبا همه مومنین و مسجدیها می دانند از فضیل بن عیاض که در بدترین حالی که بنا بود, بدنرین نوع گناه را مرتکب بشود, در شرایط بدی, با یک آیه قرآن که از خانه همسایه که صدائی بلند شده بود, به گوشش رسید, تغییر حالت داد و راه خدا را انتخاب کرد که همین آیه ایست که داستان را می گویم که الم یان للذین آمنو, ان تخشع قلوبهم لذکرالله.یعنی همین حالتی که همراه ذکر و یاد, قلب انسان هم خاشع و خاضع می شود و آماده پذیرش حق می شود و جلوی کارهای انحرافی را می گیرد, در عوامل غفلت معمولا آنهایی که می شمارند می گویند یکی از آن غرور است, تکبر است, خودخواهی است, جهل به واقعیات جهان است, و این چیزها را انسان از خودش دور کند, حالت خشوع و حالت ذکر و یاد و قرب به خداوند پیدا می کند.این که عرفا تکیه می کنند, نظر امام راحلمان این بود که یقظه اولین گام سلوک است ولی بعضی از عرفا نظرشان این بود که نه, اول خداشناسی و خودشناسی است و بعد نوبت یقظه می رسد که قابل جمع این نظر, یعنی این ها با هم است.انسان اگر خدا را و خودش را یک قدری که مقدورش است بشناسد, حالت ذکر و یقظه به وجود میآید و اینها از هم جدا نیست.نمی شود انسان خدا را بشناسد و خودش را نشناسد و حالت هوشیاری و بیداری و آماده باش در وجودش پیدا نشود.و نمی شود این حالت پیدا بشود و انسان خدا را نشناخته باشد این ها با هم هستند حالا بعضی از عرفا جدا کرده اند, ریز کرده اند و امام راحل در اظهاراتشان معمولا اینطوری بود که می فرمودند یقظه اولین گام است وقتی که ما هوشیار شدیم, آماده شدیم و خودمان را شناختیم و جهان بینی درستی پیدا کردیم, جهان بینی هم مخصوص حکما و فلاسفه و بزرگان نیست.همه می توانند این جهان بینی را داشته باشند, منتها هرکسی در محدوده تفکرات خودش و سطح علم خودش, راه رسیدن به خداوند به اندازه عدد همه موجودات است و محدود نیست.هرکسی از طریق وجود خودش می تواند به خداوند برسدو این حالت یقظه را پیدا کند, بیداری را پیدا کند.بهرحال بنده فکر می کنم یکی از بحثهای بسیار بسیار مهم علم اخلاق که انتظار داریم برادران واعظمان و کسانی که مسئولیت تربیت بچه ها را برعهده دارند چه در دانشگاهها و چه در مدارس و مساجد سعی کنند در وجود خود انسان این واعظ بزرگ را خلق کنند این حالت وجدانی اگر خلق شد در انسان, خودش انسان را هدایت می کند.برای چنین کسی نماز یک طور معنا دارد, همه کلمات نماز, همین موقعیت را تشریح می کند, تحرکات نماز رکوعش, سجده اش, آرامش و اطمینانش و تحریمش یعنی وقتی که تکبیره الاحرام می گویید دیگر خودتان را از جاهای دیگر قطع می کنید و در یک محوطه خاص نگهمیدارید که هرکاری غیر از نماز را منافی با این حالت می دانید و این حالت ویژه ای که نماز برای نمازگزار گذاشته است, انسان را در آن وضعی قرار می دهد که خداوند می خواهد.روزه همین است, حج همین است, جهاد همین است, انفاقات همین است, تمام اینها انسان خودش را درست ارزیابی کند و گام مناسب را در مسیری که خداوند برای سلوک و رسیدن به مقام قرب الهی قرار داده برساند.
بسم الله الرحمن الرحیم
انا اعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر ان شانئک هو الابتر
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین والصلاه والسلام علی رسول الله و علی علی الامیرالمومنین و علی صدیقه الطاهره و سبطی الرحمه و علی بن الحسین و محمدبن علی و جعفربن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمدبن علی و علی بن محمد والحسن بن علی والخلف الهادی المهدی(عج) صلوات الله علیهم اجمعین.
با تاکید بر حفظ جوهره تقویت نکات قابل توجهی را در رابطه با مناسبتهای هفته عرض می کنم.
اولین مناسبت مساله تنفیذ حکم ریاست جمهوری است که دیروز توسط رهبر معظم انقلاب انجام شد که مرحله مهمی در مدیریت کشور است و در قانون اساسی براساس دیدگاه مکتب اهل بیت(ع) تعیین شده است.
و مشروعیت مدیریت و ولایت مجریان و مدیران را ناشی از اختیاری که پیامبر اکرم(ص), از طرف خداوند این حق را برای افرادی خاص در یک مقطع در مقطع حضور ائمه اهل بیت ائمه منصوص و در غیبت آنها بصورت عمومی و کلی با شرایطی برای افرادی قرار داده است.
و ما بنا داریم بر معیار فقهی و کلامی به عقیده مکتب اهل بیت که هم توجه به مردم دارند و حقی است برای مردم و مردم, مسئولان و مدیران خودشان را انتخاب می کنند و هم حقی برای معارف دینی و عقائدمان می باشد که این در چارچوب همان معیارهایی است که در مکتب ما جزو عقاید ماست.و این مقوله تنفیذ از زمان حضرت امام(ره) در قانون اساسی براین اساس تنظیم شده و کاملا یک حرکت عقیدتی, ایمانی, اسلامی, انقلابی و مردمی است.
نکته دیگری که در مراسم تنفیذ اظهارات رهبر انقلاب بود که انصافا با همان سیاستهای کلی مشخصشان اولویت های کار مسئولان کشور اعم از دولت, مجلس, قوه قضائیه و دیگران را مشخص کردند و توجه به مراعات حدود و ثغور اسلامی و احکام اسلام را که انقلاب ما برای همین بوده و مردم ما از اول به این دلیل وارد میدان شده اند و هستند و مساله معیشت مردم, چیزی است که قرآن و اسلام و همه معارف تکیه دارد بر آن باید دنیای مردم را براساس معیارهای دینی آباد کنیم و زندگی مردم را با شرایط زمان متناسب گردد و هم مسائل اخلاقی و اجتماعی جامعه را که مبارزه با فکر اباحی گری و آلوده کردن محیط زندگی اسلامی به وارداتی که معمولا از مکاتب فاسد مادی غرب و الحادی به ایران میآید و آمده به مبارزه بپردازیم تا انشاالله شاهد تحقق نظرات ایشان و سیاستهائی که حق مکتب ولایت می باشد و تکلیف ایشان است تا مشخص کنند, مشخص کرد.
یکی از مناسبتهای دیگر این هفته سالگرد نهضت مشروطه است و به نظر ما یکی از کارهای خوبی که مشروطه را اینگونه به وجود آمد, تضعیف شد و تحقیقا معدوم شد و مردم ما باید این تاریخ را بدانند این تاریخ آموزنده ای برای جامعه خواهد بود و در این مقطع کم صحبت شده است و باید قدری بیشتر باز صحبت شود البته بعضی ها قصد دارند آنچه که در مشروطه گذشت و در انقلاب اسلامی می گذرد را کاملا منطبق کنند, اما اینجوری نیست و تفاوتهای بسیار اساسی وجود دارد.
انقلاب اسلامی را شما خودتان دیدید و می دانید واقعا مردم نظراتی پیدا کردند و براساس محوریت دین مردم به صحنه آمدند و علما پیشتاز آن بودند و مردم رژیم پهلوی را ساکت کردند و آنها را بیرون راندند و به کلی از تاریخ ایران حذف شدند و یک نظام ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ارثی خاص را منسوخ کردند و این انقلاب کامل بود در صورتی که مشروطه چنین نبود.
مشروطه فشاری بر گرده سلاطین قاجار آوردند و آنها خودشان تسلیم شدند و شباهتی که وجود دارد آنجا هم علما و روحانیت پیشتاز بودند و مردم هم مقداری آنها را همراهی می کردند به تحصن در شاه عبدالعظیم و جاهای دیگر کشید ولی خوب بیشتر حالت حرکت از بالا بود نه موج عظیم مردمی که شما در انقلا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
