اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۱۷ / ۴ / ۱۳۷۹
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 57
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۱۷ / ۴ / ۱۳۷۹ شامل 105 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۱۷ / ۴ / ۱۳۷۹ در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۱۷ / ۴ / ۱۳۷۹ با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۱۷ / ۴ / ۱۳۷۹ نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۱۷ / ۴ / ۱۳۷۹ هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۱۷ / ۴ / ۱۳۷۹ اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۱۷ / ۴ / ۱۳۷۹ :
خطبه اول
الحمد لله رب العالمین و الصلوه والسلام علی رسول الله و علی آله الائمه المعصومین، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
انک لعلی خلق عظیم
اوصی عبادالله بتقوی الله.
امیدوارم همیشه در زندگی خود از جوهر ارزشمند تقوا فاصله نداشته باشید وزندگی امت ما، آمیخته با مراعات وظایف اسلامی و انسانی باشد.
حتما یادتان هست که بحث من درباره قرآن است و در محتوای قرآن برروی فصل «اخلاق » کمی درنگ کردم چون در بین معارف فراوانی که در قرآن وجود دارد،توجه زیادی به اخلاق شده است.البته به سایر علوم هم اشاره دارد یا متونی دارد ولی به اخلاق به عنوان رسالت مهم انبیا و خود قرآن توجه ویژه مبذول گردیده لذا در بخشهای مختلف و در بحثهای احکام کوتاه صحبت کردم اما درمورد اخلاق هنوز هم چند خطبه خواهم داشت برای اینکه تصور می کنم قرآن این را از ما خواسته است.در آخرین خطبه هم به نکته مهمی رسیدیم که این بود،آنها در غرب آمدند مساله نسبیت اخلاق را مطرح کردند و اصول ثابت اخلاقی رامورد تردید قرار دادند و این باعث شد که ضربه بسیار کاری به کمال معنوی انسانها وارد شود.
اصول ثابت اخلاق مثلا عدل، انصاف، تواضع، وفا، شجاعت، صراحت، محبت، صبر،شکر، مقاومت و خیلی چیزهای دیگر که تعدادش بسیار فراوان است و نقطه مقابلش اصول رذیلت اخلاقی، اینها چیزهائی است که پایه سعادت و خوشبختی وپیشرفت جوامع انسانی را تشکیل میدهد.فکر اینکه اینها نسبی است و معنای معمول نسبی هم اینست که تابع شرایط زمان و مکان و تاریخ ثابت نیست، یکجاخوب است، یکجا خوب نیست و یا یک معنای دیگری که برای نسبیت اخلاق برخی ازفلاسفه غرب گفته اند اینستکه آنها حد دارد، یک حد آن خوب است و یک حد آن بدو از اینطور بحثها اول در غرب جا افتاد، بعد از طریق رسانه های غربی به همه دنیا منتقل شد و پایه های اخلاقی بسیاری از جوامع بشری را متزلزل کرد. واقعا ظلمی که اینهااز ناحیه شکستن عظمت و قداست اصول تقوا و اصول اخلاق مرتکب شدند، از استثمار و سلطه انحصاریشان کمتر نیست.و واقعا یک کاربزرگی روی دست بشریت گذاشتند و اگر انصاف داشته باشند باید دوباره یک تلاشی کنند که آنچه را که خراب کرده اند و بجایش چیزی هم که نگذاشته اند،بجایش بی بندوباری و لجام گسیختگی را آوردند به نام آزادی و حقوق بشر وامثال اینها، خوب اینها هم البته ارزشها هستند و خیلی از اینها می توانددر مقوله های همین اخلاق قرار بگیرند ولی اینطور غیرمتوازن برخورد کردند واین اتفاق در دنیا افتاده که ما، در همه جا مشاهده می کنیم که ملتهاگرفتار آن شده اند.
این بحث خطبه گذشته من بود و نمی خواهم تکرار کنم چرا که آنهائی که باید بشنوند، شنیده اند.قبلا گفتم که اخلاق از یک جهت در دو بخش مطرح است.«اخلاق نظری » که بحث نسبیت اخلاق و یا اطلاق اخلاق را در بحث نظری گفتم و بیشتر توجه ما اکنون به بعد عملی اخلاق است، اخلاق عملی که همان حکمت عملی است و از قدیم هم به نام کمت شناخته می شده است و در گذشته بخشی از فلسفه هم بوده یعنی قسمت هایی از علم اخلاق را فلاسفه ای متعهدبوده اند در بحثهایشان مطرح کنند.البته علوم زیادی وجود دارد که به این مسائل اخلاقی مربوط می شود و هر یک از آنها هم به یک دلیل علم اخلاق یک رسالت دارد و بقیه علوم رسالتی دیگر، در روانشناسی هم عمده مسائل اخلاقی مطرح می شود منتها آنها شبیه فلاسفه بحث می کنند.از اصل اینکه مثلا این صفت در انسان هست یا نیست و اگر هست غریزی و ثابت است یا اکتسابی است و آثارش چیست.در مقایسه با سایر صفات چه می کند و تاثیرش در حرکات روزانه انسان چیست، این بحثهای روانشناسی است که خیلی هم فراوان است و بسیار هم خوب است و خیلی از آنها هم با علم اخلاق مرتبط است که متاسفانه امروز علمای ما، اخلاقیون حوزه به علم روانشناسی کمتر مسلح هستند و اگر اخلاقیون روحانی با دانش های دانشگاهی روانشناسی هم مسلح باشند، خیلی بهتر می توانند هم خودشان به عمق مسائل برسند و هم بهتر می توانند مردم را هدایت کنند.
علم فقه هم به این چیزها می پردازد منتها آن از لحاظ حقوقی است، تکلیف چیست؟چه حقی می آورد و بحثهای دیگری در علم فقه است حتی فلسفه هم باز به بسیاری از این مسائل اخلاقی می پردازد ولی از بعد هست یا نیست و چگونه هست و معلول چیست و علتهای چه مسائل دیگری هست، به این مسائل می پردازد و علم اخلاق رسالت دیگری دارد که آن رسالت انسان سازی است و دادن سعادت به بشریت است.سعادت و شقاوت می تواند محصول علم اخلاق در جامعه باشد.رفع شقاوت وتثبیت سعادت.در تعبیرات خودمان تامین خوشبختی و خوشوقتی انسان از علم اخلاق است.خوشبختی را با اصول اخلاق نظری ما می توانیم تامین کنیم بنابر این با تاکیداتی که می کنم، توجه شما به مسائل اخلاقی قرآن بسیار جدی باشد.
دنبال مطالعه قرآن که می رویم و قرآن را که قرائت می کنیم و روایات وتاریخ را که بررسی و مطالعه می کنیم آن نقطه اساسی که باید دنبال آن باشیم، همین محصول علم اخلاق است که تامین کننده سعادت ماست یا تکامل مارا از این جهت و از این ابزار انسان ساز تامین می کند.با این مقوله که می خواهیم صحبت کنیم، بحث علم اخلاق از حیث بعد عملی و حکمت عملی قابل توجه است.
من این بحثی که طی دو، سه خطبه از این به بعد خواهم داشت مواردی مهمی ازعلم اخلاق را می خواهم مطرح کنم از دو، سه نظر و جهت، اولا محور بحث من قرآنی خواهد بود، چون من بحثم اکنون در مورد قرآن است لذا ترتیب بحثی هم که می کنم با ترتیب بحثی که در کتب اخلاق معمول است، نیست آنها یک تقسیم بندی دارند که از زمان سقراط و افلاطون و ارسطو بوده و بعد از اسلام هم تقریبا همانها را دوباره با شکل جدیدی آورده اند و عیبی هم ندارد که این بحثها با این ترتیب انجام شود.بزرگان و علمای اخلاق ما هم اینکار رامی کنند و اشکالی هم ندارد
اما قرآن اینطوری رفتار نکرده، قرآن اصولاباب بندی و فصل بندی در باب اخلاق ندارد، شیوه تربیتی قرآن، جامعه شناسی قرآن، روانشناسی قرآن و اصول اخلاقی که قرآن مطرح می کند با یک شکل خاصی است که در ضمن بیان کردن تاریخ، سرنوشت بشر، سرنوشت انبیا، برخورد حق وباطل و معرفی کردن چهره های حق و باطل و مسیرهای درست یا غلط، بر روی آن اصول اخلاقی تکیه می کند.ترتیب خاصی هم دارد یعنی اول که آفرینش را مطرح می کند از آفرینش انسان که گل سرسبد آفرینش است در اطلاعات و معلومات ما،وقتی که می رسد، بحثی بنام تکبر و حسد مطرح می شود که در مناقشه شیطان باخدا و معارضه شیطان با آدم و بشر با شیطان مطرح می شود.آنجا اصلا وقتی انسان قرآن را می خواند، داستان خلقت آدم را می خواند ولی وقتی که از دیدجامعه شناسی نگاه کند، می رود سراغ اینکه چرا شیطان آنطوری شد و آدم اینطوری شد.تاریخ، زندگی بشر است ولی فلسفه تاریخ در آن وجود دارد.قرآن معمولش نیست که فلسفه تاریخ را باب بندی کند.
فلسفه تاریخ علم بسیار خوبی است.اتفاقا برای حوزه ها و دانشگاههای ماامروز بسیار مهم است.در دانشگاهها، نظمی دارد ولی تحصیل فلسفه تاریخ درحوزه چنین نظمی ندارد ولی باید آنرا پیش بیآوریم.خب قرآن با یک شیوه ای بامردم حرف می زند و فلسفه تاریخ را هم همینجا مطرح می کند.حسد را همین جامطرح می کند آنچه که شیطان را از پای در آورده و به این روزگار سیاه انداخت همان نقطه تاریک ضداخلاق حسد است که در وجودش بوده و یا تکبر است خب این دو تا فصل از فصول و از اصول اخلاقی است و اگر در باب بندی علم معمول اخلاق ما حساب کنیم، باید برویم اواسط بحث تا یکجائی به اینها برسیم اما فکر می کنم اگر براساس قرآن بخواهیم بحث کنیم باید ترتیب را به گونه دیگری پیش بیآوریم.
خود این تکبربحثهای بسیار مهمی دارد و بیسار جالب است که شما ببینید قرآن هزارو چهارصد سال پیش نازل شده، حادثه اول خلقت انسان را مطرح می کند که ما نمی دانیم از چه زمانی است.زمان اینجا هرچه هست،چیزهای نقلی است. خود قرآن که زمانی را مشخص نکرده و بعضی از روایات یک چیزهائی گفته اند و خب تاریخ هم اصلا نمی رسد و ما هم که نمی دانیم، ولی می دانیم که اول شروع چیزی به نام انسان اگر در زمین بخواهد زندگی می کند،از آنجاست.آن مضمونی که قرآن آورده است بعنوان بلای آنروز که هم بر سرشیطان آمد و هم بر سر آدم آمد و هم بشریت را تا امروز دچار مشکل کرد، همین تکبر و استکبار است.یعنی بلائی که در بدو آفرینش بشر، مهمترین مساله روزگار بود، امروز هم مهمترین مساله روزگار است یا استکبار غرب یا روزی شرق و این برتری جوئی که یک عده انسانها برای خودشان دارند و آنچیزی که ازاین ناحیه بر سر مردم می آید.خوب این یک مساله کوچکی نیست.ما چون خیلی عادی همیشه با این مسائل برخورد کرده ایم، برایمان یک چیز معمولی است ولی خب بله، از کودکی شنیدیم، بزرگ هم شده ایم، شنیده ایم، در مدرسه هم می گویند، در مساجد هم می گویند اما این یک بحث اساسی است و امروز جزومهمترین عوامل گرفتاری و مشکلات بشریت است و تا قیامت هم همین است.
واقعا تعبیر مهمی است، در یکی از آیات وقتی که در مورد استکبار صحبت می کند و می گوید که اینها با روحیه تکبرشان حاضر نشدند حق را بپذیرند،می فرماید که آنهایی که گرفتار این روحیه هستند دربهای آسمان به روی آنهابسته است و باز نمی شود، تعلیق بر محال می کند که ابواب آسمان روی انسانهای دچار استکبار باز شود که منظور از آسمان همان تعالی و تکامل است و راههای تکامل برای آنها بسته است.این یعنی مشکل دست وپاگیر بشر و زمین گیر کردن بشر است. قرآن می خواهد بگوید که روحیه استکباری و تکبر با تکامل بشر درضدیت است و شیطان از همینجا گرفتار شد و این بلا بر سر بشر از همینجاآمد.آدم، مظلوم آن صحنه است و شیطان، ظالم آن صحنه می باشد.خوب این یک بحث کاملا اخلاقی است اگر ما بخواهیم فلسفه تاریخ هم بخوانیم و تاریخ رانخواهیم مادی تحلیل کنیم، اینجا یک بحث مهم فلسفه تاریخ است.
همه حوادث تاریخ را می توانیم اینگونه تحلیل کنیم.اگر جامعه شناسی را بخواهیم بخوانیم این بحث را نمی توانیم در جامعه شناسی نبینیم والبته در فلسفه هم می توانداز روحیه تکبر در انسان بحث بکند، روانشناسی هم می تواند همین را بحث کندو جهات مختلف و آثار آن را هم بیاورند.به هر حال من در بحثهایی که درخطبه اول بنا دارم برای یک مدتی هنوز درباره قرآن بحث کنم و خیلی هم فاصله داریم با آن اهدافی که در بحث قرآنی آورده بودم بعضی از این نکات مهم را می گویم ولی هدفم این نیست که همه آن بحث ها اینجا گفته شود هدفم اینست که راههایی باز شود برای جوانها و بخصوص طلاب جوان که وارد یک بحث های دیگری شوند که همین بحث های بسیار قدیمی که در اخلاق و اسلام و درقرآن بوده اینها همین امروز می تواند راهگشای مشکلات ما باشد و می تواندبرای بشریت راهنما باشد.خوب متاسفانه آنها نمی خواهند ما از دیدگاه اسلام وقرآن به این راه برسیم.عرض کردم که ما در بحث اخلاق عملی در صدر اسلام درمتون اسلامی، قرآن بخصوص یک نظم باب بندی شده ای نیست،
یک روایتی که باز هم اشاره کرده ام هست که یکی از اصحاب بسیار باسواد و مخلص امام صادق(ع) خدمت ایشان می رسد و سئوالاتی را مطرح می کند که امام صادق در آن روایت این راه جدید را باز کرده اند و بعد از آن هم ما می بینیم که در کتب اخلاقی بیشترآمده است.ایشان می فرمایند که اول عقل وجهل را در مقابل هم قرار می دهند،عقل ۷۵ لشگر دارد و جهل هم ۷۵ لشگر.اینجا عقل وجهل در مقابل هم است وقتی که سربازهای آنها را امام صادق می شمارد همین بحثهای اخلاقی است. می فرماید که هر یکی از اینها در مقابل خودش می ایستد.
من چند مورد رامی خوانم ببینید اینها که در مقابل هم قرار می گیرند حالا آن نقطه ای که درآن قسمت از بحثم که باز می کنم اینست که اینجا عقل و جهل در مقابل هم هستند ما این بحثهای اخلاقی که می کنیم اینطور نیست که بصورت تعبدی و اینکه فکر کنیم که چون اینطور به ما گفتند ما هم همین را می گوییم البته حرفی نداریم که چیزی اگر قطعی به ما قرآن و یا سنت بگوید همان را قطعی بگوییم ولی عقل خودمان نرسد.ولی من می خواهم بگویم این بحث عقل وجهل است.عقل ایجاب می کند، تفکر ایجاب می کند و محاسبه ایجاب می کند که مسیر اخلاقی را مادر جامعه مان تحکیم کنیم.
عدل در مقابلش ظلم است، شکر در مقابلش ناسپاسی است.رافت در مقابلش خشونت و کینه توزی است.عفت در مقابلش بی بندوباری است.زهد در مقابلش زیاده روی وافراط در بهره گیری از نعمتهای خداست.تواضع در مقابلش تکبر می تواندباشد.حلم در مقابل غضب است و بی تابی و ضعف و شکست و عقب روی در مقابل صبراست.مواسات و همکاری چیزی است که در مقابلش با هم درگیر شدن، به همین کاری که امروز گروهها و احزاب در جامعه ما می کنند اینهاست، وفا در مقابلش عهدشکنی است.صدق در مقابلش کذب و دروغ گویی است.امانت در مقابلش خیانت است.اخلاص در مقابلش شرک و ریا است.انصاف، تعبیر بی انصافی در جامعه ماشناخته شده مقابلش، و…گفتم البته ۷۵ مورد می شمارند.
من حالا آن چند موردی که بنا دارم در خطبه ها از دیدگاه قرآن مطرح کنم و دو سه هدف در آن دارم.یکی اینست که اولا مفهوم اینها را روشن کنیم.مثلا مفهوم صبر، شکر،مقاومت، اینها بطور ابتدایی برای ما روشن است ولی فکر می کنم باید یک مقدار اینها را باز کنم ببینیم آنکه اسلامی است و آنکه از ما خواستند آن چیست.و بحثی همینجا مطرح می شود که در مواردی اتفاق می افتد که ضد اینهاممکن است عمل شود یا چیزی برخلاف این اصول در یک مورد وظیفه شود، که من همینجا را می خواهم عرض کنم این نقض مطلق بوده، این ارزشها نیست.این ارزشها مطلق است اگر یک جایی شرایطی، مصلحت اقوایی پیش بیاید و بخواهدجلوی یک خطر بزرگی را بگیرد و جامعه ای تهدید شود مثلا نظام تهدید شود.درجنگی اگر یک کسی بخواهد راست بگوید آنجا چه خطری برای دیگران پیش می آید.یا کسی از یک جریان حقی، مبارزی بازداشت شده و در اختیار یک جریان ستمگری است اگر آنجا بخواهند تمسک کنند به اینکه باید هرچه می دانی راست بگویی، این چگونه باید بشود.اینها شکستن اصل اطلاق اصول اخلاقی نیست.گاهی دو اصل با هم در تعارض قرار می گیرند یک اصل اهمیت بیشتری پیدا می کند،مصلحت اقوایی پشت سرش است و خطر بزرگتری می تواند پیش بیاورد در مقابل اصل دیگر.و این اصل کسر وانکسار مصالح و تزاحم منافع از اصول مهم اجتهادی ماست.اینطور نیست که بصورت یک حرکت بسیار بدیهی و بصورت یک پیشامدانفرادی بخواهیم با این مسائل برخورد کنیم.خود اینها درجایگاه بحث های اجتهادی ما، حوزه ما و استنباطها وفتواها نمونه های فراوانی دارند و باوضعی که این مسائل اخلاقی دارند ما می توانیم یک روش در چند بحثی که خواهم کرد از مباحث قرآنی می توانیم چیزهایی را تنظیم کنیم که راهنما باشد وخواهشم از برادران و محققین دیگر اینست که این بحثهایی که مطرح می شودبعنوان یکی از مباحث مهم روز مورد توجه قرار دهند.مثلا از دانشمندان روانشناس بخصوص روانشناسان اسلامی که قائدتا آنها در جریان این بحث ها قرارمی گیرند ما انتظار داریم کمک کنند که این مسائل اساسی اخلاق عملی را بااصول روانشناسی و مسائل روانشناسی توام کنند.ما امروز نباید وقتی که مواجه می شویم با قشر جوان و نوخواه با الفاظی صحبت کنیم که در قاموس وادبیات آنها نامانوس باشد.اگر بتوانیم محققان، نویسندگان و مبلغان ما بازبانی صحبت کنند که او در جامعه شناسی خوانده، در روانشناسی خوانده، ازاصطلاحات باارزش دانشگاه است برای او، در واژه ها او سواد و علم و پیشرفت می بیند بخاطر مسیر تحصیلاتش.ما اگر این مسائل را به هم نزدیک کنیم و باادبیات امروز اما این حقایق ثابت و انسانی و ریشه دار که همیشه جز مقدمات سعادت بشر بوده و آن چیزهایی است که هر وقت هر ملتی از اینها فاصله گرفته، با تعبیر قرآن گرفتار مشکلات شده، همین مساله تکبری که عرض کردم عجیب است که قرآن از آدم که شروع می کند این مساله را در زمان حضرت نوح،در زمان حضرت هود، در زمان حضرت ابراهیم، در زمان حضرت موسی، در زمان حضرت عیسی، تا زمان پیغمبر خودمان این محور بحث را از دست نمی دهد.یعنی همیشه محور این است.
در این محور که حرکت می کنیم خوب این یک مساله کوچکی نیست خداوند عالم خالق فطرت، خالق این زمینه های مختلف در وجود انسان به این نکات اساسی توجه دارد و تاکید دارد و اصرار دارد، ما اینها را ب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
