خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۱۷ / ۴ / ۱۳۷۹
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله رفسنجانی ۱۷ / ۴ / ۱۳۷۹ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۳ / ۳ / ۱۳۷۹
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۳ / ۳ / ۱۳۷۹ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
04ساعت
59دقیقه
52ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۰ / ۴ / ۱۳۷۹

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 68

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۰ / ۴ / ۱۳۷۹؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۰ / ۴ / ۱۳۷۹، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۰ / ۴ / ۱۳۷۹ با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۰ / ۴ / ۱۳۷۹ آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۰ / ۴ / ۱۳۷۹ به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۰ / ۴ / ۱۳۷۹ ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۰ / ۴ / ۱۳۷۹، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۰ / ۴ / ۱۳۷۹ را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۰ / ۴ / ۱۳۷۹ :

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین باری ء الخلائق اجمعین والصلاه والسلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین و افضل السفراء المقربین و خاتم الرسل المنتخبین محمد و آله الطاهرین .

اوصیکم عباد الله و نفسی بتقوی الله فان خیر الزاد التقوی.

قال الله تعالی و اتقوا یوما ترجعون فیه الی الله ثم توفی کل نفس ماکسبت و هم لایظلمون.

خود و شما برادران و خواهران نمازگزار را توصیه و سفارش می کنم به رعایت تقوی و حدود الهی مراقبت نفس جلب رضایت خداوند که تقوی بهترین و عالیترین زاد و توشه ی راه قیامت است این آیه شریفه را که خواندم می فرماید که ای مردم بپرهیزید آن روزی که برمی گردید همه ی شما به خداثم توفی کل نفس ماکسبت بل آنچه را که انسان در طول زندگی خودش بدست آورده است آنجا به او داده می شود و در حقیقت بازپس می گیرد و هیچی اش هم کم و زیاد نمی شود تغییر نمی کند توفی به معنای گرفتن همه ی آن چیزی که مربوط به او هست چون روزی در پیش داریم همه ی ما که انالله و اناالیه راجعون

یکی از چیزهایی که خیلی موثر است در تقویت روحیه تقوی یاد قیامت و حساب و کتاب هست که این مسئله جزء ناموس آفرینش هست ودر جای خودش به تفصیل بحث شده رسیدن به یک روز پایانی که پایان هرحرکتی است و رسیدن به نقطه ای که هر تکاملی به آن نقطه منتهی می شود ودیگر حرکت آنجا نیست این لازمه ی نظام آفرینش است و آن روز هیچ چیز درنظام اصلی کم و زیاد نمی شود گم نمی شود و به همه ی انسانها آنچه که کسر کردند داده می شود بحث قیامت بحث مبسوطی است در باب خودش مسئله حساب کتاب شفاعت وساطت حق اعمال و دیگر مباحثی که در آنجا کم و بیش باید بحث بشود و شده الان مورد بحث ما نیست این آیه بما می گوید آن روز را یاد کنید از آن روز بپرهیزید مراقب باشید روزی در پیش هست که گفته های ما نوشته های ما حرکات ما و کارهای ما اشارات ما حتی خاطرات قلبی ما به حساب ما گذاشته می شود آنروز را ما هرگز از یاد نبریم

امیدواریم خداوند به همه ی ما توفیق بده بتوانیم این فضیلت را در خودتقویت کنیم بارها عرض شده است که این کار مشکل ولی آسان است اگر ازکارهای ریز و زندگی فردی و شخصی و برخورد با همسر و فرزند و زندگی داخلی شروع کنیم تا برسد به کارهای بزرگ انسان می تواند تقوی راپیشه ی خودش بکند در همه ی مراحل زندگی اش باز باید از خدا کمک گرفت که بشود این فضیلت را در خود تقویت کنیم.

ما در خطبه ی اول یک بحثی داشتیم به نام شکل حکومت اسلامی از دیدقانون اساسی این بحث در جلسات گذشته یا در خطبات گذشته منتهی شد به بند ۸ از اصل ۳ قانون اساسی که اصل ۳ می گوید دولت موظف است برای رسیدن به اهداف مذکور در اصل دوم همه ی تلاش خود را بکار ببرد برای بندهای ذیل، و بندهای ذیل را یک یک بحث کردیم و هر کدامش را توضیح دادیم تا رسید به بند ۸ قبلا هم گفتیم که دولت در اینجا منظور کل نظام هست نه قوه مجریه چون در قانون اساسی کلمه ی دولت در مواردمختلف که استعمال شده برخی جاهها در برابر قوه ی مقننه یا قوه ی قضائیه است و در بعضی جاهها مقصود کل نظام حاکم است در این اصل که می گوید دولت باید تلاش خود را به کار ببرد مقصود مجموعه ی نظام حاکم است دلیلش را هم قبلا توضیح دادیم که بسیاری از مواردی که در این بندها یک یک گفته شده است بند ۸ می گوید که مشارکت عامه ی مردم درتعیین سرنوشت سیاسی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی خویش این باید زمینه ای فراهم کند که همه ی مردم بتوانند در تعیین رنوشت سیاسی خود درسرنوشت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خود شرکت داشته باشند

اینجا یک بحث نسبتا مبسوط و مفصلی وجود دارد که شرایط زمانی و مکانی اجازه نمی دهد که من بخواهم این بحث را به تفصیل بررسی کنم ولی بهرحال چون متن قانون اساسی هست نمی شود همینطور هم از آن گذشت من سعی می کنم خیلی خلاصه و مختصر توضیح بدهم که مقصود چیست مشارکت عامه ی مردم درتعیین سرنوشت سیاسی خوب یعنی همه باید برای مسائل سیاسی کشور مشارکت داشته باشند شرکت بکنند خوب مشارکت مستقیم معلوم است که امکان نداردو عملی نیست و منتهی به هرج و مرج خواهد بود که هر کسی هست در هر جاکه هست در هر پایه و مرحله ای که هست مستقیم بخواهد در همه مسائل سیاسی شرکت بکند این عملی نیست هیچ کجای دنیا هم چنین چیزی نگفتندچنین برداشتی هم نداشتند و چنین چیزی را نخواستند بلکه از راه انتخاب کسانی که شایستگی های لازم را برای به دستگیری امور سیاسی کشوردارند این مشارکت انجام می گیرد یعنی عامه ی مردم شرکت می کنند و کسانی را انتخاب می کنند و امور سیاسی را یا سرنوشت سیاسی کشور را و همچنین اقتصادی اجتماعی فرهنگی کشور را بدست آن اشخاص می دهند و می گوینداینها باید اداره کنند و مقصود از مشارکت عامه ی مردم از طریق انتخاب یعنی فرد فرد افراد یک جامعه حق دارد در انتخاب کسی که در اداره ی کشور نقش دارد شرکت داشته باشد و فرد دلخواه خودش را انتخاب بکند وآن که انتخاب شد طبعا مسائل سیاسی کشور را اقتصادی اجتماعی فرهنگی کشور را اداره می کند این انتخاب تنها راه ممکن هست برای مشارکت عامه و دولت را هم موظف کردند یا حکومت را هم موظف کردند که وسائل وابزارهای لازم را برای یک کار که همه بتوانند شرکت کنند باید فراهم بکند یعنی با انتخاب افرادی مسئولیت می گیرند که امور سیاسی کشور رااداره بکند یعنی مردم پایه ی اصلی امور سیاسی کشور خواهند بود خوب معلوم است در انتخاب هم سلیقه های گوناگون مختلف است هر کسی، کسی راانتخاب بکند با صفتها و خصوصیتهایی انتخاب بکند اشخاص بر انتخاب هم دارای افکار و نظرات و سلیقه های مختلف هست و یکسان نخواهند بود

ناچار قانونی تنظیم می شود که چه کسانی می توانند خودشان کاندیدهاکنند برای پذیرفتن این مسئولیتها و چه کسانی می توانند رای بدهند وبعد اشخاص رای بدهند و طبعا این مشکل از طریق اکثریت حل می شود یعنی هر کس دارای اکثریت شد طبعا او احراز کرده است این شایستگی را که بتواند مسئولیت اداره ی امور سیاسی کشور را به عهده بگیرد همینطور که می دانید با حل به اصطلاح آراء اکثریت حق اقلیت تقریبا پایمال شده است یعنی اقلیت دیگر نظری ندارند چون اکثر می گویند چنین یا اکثر چنین خواستند بقیه دیگر هرچه خواستند باید تسلیم اکثریت بشوند و الانمی شود اداره کرد بهرحال باید با اکثریت مشکل را حل کرد البته اینجامن بحث حقوقی ندارم که آنزمان که این اکثریت رای داده اند به یک فردی یا به یک سری افرادی برای یک سری مسائلی و ۵ سال بعداش ۱۰ سال بعداش ممکن است افراد جابجا شده است سلیقه ها جابجا شده است فرهنگ عوض شده است تکاملی پیش آمده است اگر مجددا بخواهد عمل بشود ممکن است همین اکثریت تبدیل به اکثریت بشود اقلیت کثریت بشوند این یک بحث بسیار مهم و حقوقی است و بسیار درست هم هست و خیلی جاهها عملاهمین جور هم می شود از این جهت معمولا برای منتخبین زمان می گذارندمی گویند منتخبین در فاصله ی زمانی حالا زمان ۴ ساله ۵ ساله ۶ ساله دردنیا مختلف هست برای رئیس جمهور برای نماینده مجلس برای کسی که مثلامجلسشان برای وزارت انتخاب می کند برای یک دوره ی معینی بهرحال زمان می گذارند

فلسفه ی زمان گذاشتن برای این انتخاب یا منتخبین از نظرحقوقی همین نکته است که ممکن است در فاصله ی زمانی تکاملی پیدا بشودجامعه وضعش عوض بشود مردم نظراتشان تغییر بکند و این فردی هم که انتخاب شده و تصور می کردند چنین و چنان عمل می کند در عمل نشان داده شده که آن شایستگی مورد تصور را مثلا نداشته یا کمتر داشته یا بیشترداشته و برای دوره ی دوم مجددا انتخاب بشود با مسئله اکثریت یک مشکل را حل کردند و با مسئله ی تعیین زمان و محدود کردن دوره ی مسئولیت منتخب این مشکل دوم را حل کردند این روش همه ی جای دنیا معمول هست نکته ی اصلی و مهمی که اینجا باید به آن توجه کرد در دنیا و بخصوص دنیای امروز که دم از دمکراسی می زند دم از حقوق بشر می زند دم ازحاکمیت مردم می زند و کلیه انواع حکومتها را محکوم می کند و می گویدفقط حکومت مردم بر مردم معتبر است بر همین اساس حرکت می کند بر اساس انتخابات و اکثریت و خواسته های این اکثریت و عمل کردن منتخب خواسته های اکثریت را از این راه کارها را حل و فصل می کنند یعنی محوراصلی کار حکومت خواسته های مردم و این خواسته ها از تظاهرات اجتماعات راهپیمائیها روزنامه ها مجلات صدا و سیما و کلیه ی ابزارهای تبلیغی این خواسته ها منتشر می شود و معلوم می شود که جامعه چه چیز را می خواهند ومردم چه چیز را می خواهند و آن خواسته های مردم را خودبخود منعکس می کنند و در انتخاب براساس آن خواسته ها حرکت می کنند و گاهی می بینیدکه این خواسته ها منتهی می شود بهرحال تهیه یک لایحه توسط دولت یا تهیه یک طرح توسط نمایندگان مجلس و بهرحال می آید در پارلمان و می شود یک قانون و آن قانون بعد به دولت ابلاغ می شود برای اجراء با مشکلات روبرومی شود

باز مردم درصدد برمی آیند برای حل این مشکلات دنبال می کنند که باید این مشکل چنین و چنان حل بشود مجددا تظاهرات راهپیمائیها گفتگوو بالاخره درخواست جدید که باید قانون جدید بیاید و این مشکل را حل بکند این روند و این تسلسل در دنیا بوده و هست و ظاهرا به همین شکل خواهد بود مثلا در آزادی اسلحه در آمریکا و در برخی جاههای دیگر همین وضعیت را دارد که خواسته مردم بوده و امروز خواسته آهسته آهسته بایدعوض بشود و مردم می گویند این آزادی اسلحه برای ما مشکل ایجاد کرده وباید محدودش بکنید و جمعیت هایی تشکیل شدند تظاهرات، بحثها که بایداین اسلحه باید محدود بشود که در بعضی جاهها از اول محدود بوده وآزادی اسلحه وجود نداشته یا فرض کنید آزادی مشروبات الکلی در خیلی جاهها یک خواسته عمومی بوده و آزادی داده شده و بعد هم آمدند آهسته آهسته می گویند این جرائم و تصادفات و بسیاری از مشکلاتی که پیش آمده در سایه آزاد بودن مشروبات الکلی که باید این را محدود کرد یا ممنوع کرد یا محدود کرد و بالاخره با اثبات یا احراز برخی مفاسد دنبال محدود کردن یا تغییر دادن قانون برمی آیند و مجددا همان مسیر باید طی بشود و مجلسشان بیاید قانون را اصلاح بکند بهمین ترتیب آزادی مباشرت یا همراهی یا اختلاط دختر و پسر در سنین خاصی چون این آزادی خواسته ی مردم بوده و مردم می خواهند فلسفه ای برایش ذکر کردند آشنایی بامسائلی رشدی چنین و چنانی خیلی حرفها را در راه خواسته ی این آزادی اختلاط گفتند و می گویند بعد هم می بینید با مفاسدش روبرو می شوند مجدداجامعه می آید یک پیشنهادهایی می کند و می گوید که باید یک مقدار محدودبشود در سن خاصی در شرایط خاصی ولی اصولا ممنوع بشود و دنبال این قضیه هستند

ملاحظه می کنید در دنیا وضعیت به همین شکل هست این تسلسل وپیشنهاد یک قانون و تصویب یک قانون و ابلاغ و اجراء توسط دولت ومتوجه شدن مشکلات عام و بازخواستن اصلاحات بر اساس خواسته مردم حرکت می کند هیچ چیز دیگری وجود ندارد در نظام اسلامی من خواهش می کنم آن آقایی که با من دو سه بار مکاتبه کرده و درباره شکل حکومت و درباره وضعیت حکومت ما چون اینجا چندین بار درباره حکومت بحث کردیم و همین بحث ادامه دارد تا پایان نهایی نامه هایی هم نوشته ولی نمی دانم چراآدرسشان را ننوشته معلوم می شود آدم فاضلی هم هست من خواهش می کنم هم دقت کند و باز هم ادامه بدهد تا من هم بتوانم اگر نکته ای هست به اواطلاع بدهم در نظام اسلامی بحث یک مطلب دیگر هم دارد خواسته ی مردم مقدس است مردم آنچه که می خواهند باید به آنها داد مردم می خواهندزندگی کنند باید امکانات زندگی برایشان فراهم کنند حکومت و دولت موظف است امکانات زندگی برایشان فراهم بکنند اما مردمی که اسلام راانتخاب کردند و مسلمانند و به عنوان مسلمان زندگی می کنندخواسته هایشان در چارچوب اسلام قرار می گیرد یعنی آن مردم خواسته هایشان باید با خواسته های کلی اسلام تطبیق بکند اگر مردم چیزی می خواستند که اسلام به دلیل فسادی که آن چیز می بیند او را رد می کند ولو مردم می خواهند در نظام اسلامی آن خواسته مورد اعتماد مورد توجه نخواهد بودو نه دولت و نه مجلس و نه تهیه کننده لایحه یا پیشنهاد دهنده ی اصلاحی نمی تواند یک چیزی که علنا و آشکارا خلاف اسلام است پیشنهاد کنندمی گویند مردم می خواهند جوانها می خواهند وسط خیابان برقصند دلشان می خواهد دوست داشته باشند برقصند حالا یا هر وقت و یا هر چند وقت یک بار و یا در مراسمی شمااین خواسته ی جوانان باید به آنان بدهید خوب جوانها می خواهند واقعا هم می خواهند خواسته شان هم ریشه دارد درست هم هست شرایط جوانیش هم ایجاب می کند شرایط سنش هم ایجاب می کند به قول شما اگر هم بشنوی این خواسته را چنین و چنان از راههای دیگرسردرمی آورد یک سری حرفها و استدلالهایی که می گویید خوب حالا اگر اسلام می گوید که این خواست زیانبخش است ضرر دارد گناه ست حرام است معصیت است مفسد است فاسد است اینجا باید گفت چون جوانها خواستند باید به آنها داد یا نه فرق همینجاست در یک جامعه ی اسلامی من هنوز به شکل حکومت نرسیدم در یک جامعه ی اسلامی که مردم مسلمانند قبل این که خواسته های زندگی روزمره اشان می خواهند دینشان در حقیقت چارچوبه ی خواسته هایشان قرار دادند و لذا در زندگیهای شخصیشان می بینید از حرام اجتناب می کند ذبیحه ی غیر حلال را نمی خورد ذبیحه ی غیر مسلم را نمی خوردچیزی که نجس است نمی خورد چیزی که حرام است نمی خورد با این که کسی نمی داند این چیه در زندگی شخصیش می بینید از حرام اجتناب می کند ازنجس اجتناب می کند از مال غصبی اجتناب می کند چون مسلمان ست یعنی خودش را محدود می کند از چیزهایی را با این لذت جسمانی و منفعت طلبی طبیعی اجازه به آن می دهد دینش را اجازه بهش نمی دهد عمل نمی کند همه ی حالت در جامعه هم می آید می گوید در جامعه هم اگر دین یک چیزهایی راممنوع می کند نه من این خواسته را نمی توانم بپذیرم حالا اگر کسانی آمدند گفتن این خواسته خواسته ی یک قشری از جامعه است خوب چون اسلام او را رد کرده نمی شود پذیرفت این فلسفه ی قضیه با جاهای دیگر دنیانکته ی اصلی این است که غیر از خواسته ی مردم همین خواسته ی مردم وهمین مبنای دمکراسی در چارچوب اسلام قرار دارد و مردم مسلمان قبل ازداشتن حکومت و خواستن حکومت و مسائل حکومتی دینشان را می خواهند و به این دلیل بود که با شاه مبارزه می کردند و با شاه مبارزه کردند خوب چرا با شاه جنگیدند می گفتند شاه مثلا حجاب را احترام نمی کند شراب راحلال می داند قمار را حلال می داند فحشاء و فساد را توسعه می دهد این چه حکومتی ما مسلمانیم در کشور ما این کارها چه می کنند ولی شاید خیلی از مردم در آن زمان مسائل مثلا سیاسی و پیچیده ی مهم بین المللی راولو غارتها را از سرمایه های کشور می شد توجه نداشتن بیشترشان به دنبال همین بودند که آقا این چه جور کشور اسلامی است که شاید آنوقت فقط قم بروید زیارت کنید یا مشهد بروید زیارت کنید که خیال می کنددین یعنی زیارت خواندن هرکی زیارت رفت متدین هست هرکی زیارت نرفت متدین نیست حالا مردم روزه نگیرند مردم شراب بخورند مردم بی حجاب باشند مثلا فحشاء و فساد رسمی باشد در همین شهرهای بزرگ شماشرابفروشیها و کارخانه های شرابسازی نمی دانم بی حجابی و چیزهایی که وکسانی که سنشان ایجاب می کند کاملا یادشان هست که کشور چه رنگ داشت وچه وضعیت داشت و امروز بحمدالله اسلام بر این مملکت حاکم شده یعنی انقلاب اسلام به خاطر اسلام بود انقلاب اسلامی به خاطر دین بود این که همه ی مردم آمدند باسوادش و بی سوادش و دانشگاهیش و روحانیش و بازاریش و اداریش و زنش و مردش و روستائیش و شهریش همه آمدند به خاطر اسلام آمدند به خاطر دین آمدند حالا اگر فلان نویسنده دانسته یا نادانسته می خواهد بگوید نه خیر این انقلاب برای این که چنین و چنان بود و حاضرنیست اسم دین را ببرد آن نادانی خودش را نمی دانم و یا بهر کیفیت یک صفت زشتی در مغزش وجود دارد که نمی خواهد یک واقعیت و حقیقت رابپذیرد اسلام این انقلاب را بوجود آورد و انقلاب اسلامی بود و مردم مسلمان بودند و بر اساس اسلام انقلاب کردند

و رهبر انقلابشان حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه همه جا دم از اسلام می زد از روزهای اول تا روزهای آخر همه جا سخن از اسلام بودآن روزی که بر سر علماء فریاد زد و گفت ای قم ساکت ای نجف ساکت ای مشهد ساکت نمی دانم ای اصفهان و تبریز ساکت شما چطور ساکتید می گفت چرا حرف دین نمی کردید به مراجع خطاب می کرد به علماء خطاب می کردآنروزی که رهبر کشور بود و تمام مقتدرین حضورش حاضر بودند و مثلانظامیان کشور ارتش کشور به حضورش حاضر بودند آن روز هم باز سخن ازاسلام بود و سخن از دین خدا بود آنها را نصیحت می کرد موعظه می کردمی گفت شما ارتش اسلامید شما باید دین را پاسداری کنید باید کشوراسلامی پاسداری کنید .

نکته بعدی که برای این نویسنده ی نامه دارم به آن اشاره می کنم که امام را مردم مستقیم انتخاب کردندیعنی گفتن این فقیه بزرگوار شایسته است برای رهبری این کشور کم نبودند کسانی که از مراجع دیگر تقلید در مسائل نماز و روزه اشان تقلید می کردند ولی در مسائل انقلاب و حکومت می گفتند که امام شایسته است باید از ایشان تبعیت کرد مقلد دیگران بود ولی اعلامیه های امام راترویج می کرد دنبال می رفت جانش را به خطر می انداخت حمایت می کردباجانش آمده بود و حمایت می کرد با این که شاید در بعضی مسائل نماز وروزه اش از دیگران تقلید می کرد امام را مردم مستقیم انتخاب کردندیعنی آن فلسفه ی دمکراسی و مردمی و انتخاب درباره ی امام مستقیم انجام گرفت که در قانون اساسی هم به این اصل توجه شده و در مرحله ی بعد بایک واسطه یعنی وقتی قانون اساسی خبرگان تنظیم کرد و مردم خبرگان راانتخاب کردند همینطور که همه می دانید عرض کردم بحث خیلی دامنه داراست و من می خواهم خیلی خلاصه و جمع بکنم مردم خبرگان را انتخاب کردندو خبرگان مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای را انتخاب کردند

بنابراین این مردمند که انتخاب کردند یک فقیه شایسته را برای بدست گرفتن اداره ی کشور و حکومت اسلامی و ایجادحاکمیت این کشور بر اساس اسلام و احکام اسلامی امام را مستقیم و رهبری را با وساطت خبرگان و بعد از خبرگان هم در فاصله های زمانی دیدارهااجتماعات به اصطلاح معروف تجدید بیعت کردند و مردم هم آمدند و رهبری ایشان را تایید کردند و ایشان با انتخاب مردم مسئولیت رهبری را هم بعهده دارد یعنی آن دمکراسی که شما می گویید اینجا انجام گرفته است آن انتخابی که شما می گویی انجام گرفته است واما این که می گویی اینجاکشور به اصطلاح اسم حاکمیت باید از مبنای حکومت گرفته شود بله همینطور است اسم حاکمیت از مبنای حکومت گرفته شده است اینجا جمهوری اسلامی است جمهوری است یعنی همه مردم خواستند ۹۸ و دو دهم درصد مردم رای دادند به این قانون اساسی و به این عنوان و به این اسم جمهوری یعنی همه ی مردم جمهور مردم اکثریت کجا جای این اکثریت وجود داردرای دادند و اسلامی یعنی رای دادند که اسلام باشد رای دادند که حاکمیت اسلام باشد رای دادند به اصل ۴ این قانون اساسی و دهها اصل دیگری که فرصت خواندنش اینجا نیست وقت زیاد گرفته می شود که همه جااصل چهارم می گوید همه ی قوانین مقررات آیین نامه ها ضوابط دستورالعملهاهمه باید بر اساس اسلام تنظیم باشد و اگر خلاف اسلام باشد نافذ نیست وناظر را شورای نگهبان قرار داده است که شورای نگهبان می تواند بگویداین خلاف اسلام است یا خلاف اسلام نیست و در تعداد زیادی از اصول هم قیدذکر کرده است که بر اساس موازین اسلام بر اساس قوانین اسلام در آن اصل مربوط به مطبوعات هم همینطور که بارها اینجا صحبت شده است تصریح کرده است که تا جایی که آزادند تا جایی که مخل به مبانی اسلامی وحقوق عمومی نباشد ولی اگر اخلال به مبانی اسلام شد یا اخلال به حقوق عمومی شد یعنی افتراء بود تهمت بود دروغ بود نشر اکاذیب بود وچیزهای دیگری که در ذکر جرائم ذکر شده است و عناوینش هم آمده است خوب طبعا آزادی محدود می شود قانون اساسی محدود کرده این تا اینجا که می بینید این مساله ی مشارکت عامه ی مردم در تعیین سرنوشت سیاسی که دراین بند از قانون اساسی آمده است به همین ترتیبی که من عرض کردم ودر کشور ما همینطور بوده است و همینطور هست طبعا بعد از مسئله رهبری رئیس جمهور مردم انتخاب می کنند بطور مستیقم نمایندگان مردم انتخاب می کنند بطور مستقیم وزرای محترم دولت را مردم انتخاب می کنند به یک واسطه یعنی نمایندگان مجلس هستند که وزراء را انتخاب می کنند رای اعتماد می دهند یا نظارت می کنند و دیگر جریانهایی که اینجا جای بحث تفصیلیش نیست بنابراین مشارکت عامه ی مردم در تعیین سرنوشت سیاسی که در این بند هشتم از اصل سوم هست بطور اجمال این شرح را دارد همه ی مردم هم مشارکت داشتند دارند و باید داشته باشند و شاید واقعا کدام کشوری هست که این همه انتخاب داشته باشد همین الان که من باشما دارم صحبت می کنم در این کشور انتخابات میاندوره ای در مرکز کشور در تهران برگزار می شود زمان زیادی نگذشته است از انتخابات که برای نمایندگان محترم مجلس برگزار شد و همینطور تقریبا بطور متوسط در طول این ۲۱سال ما هر سال اقلا یک انتخابات داشتیم یعنی ۲۰ انتخابات ۲۱ انتخابات داشتیم کجای دنیا چنین انتخابات و مردمی بودن حکومت وجود دارد من دیگر این بحث را اینجا می بندم

نکته ی آخر این است که تنها سرنوشت سیاسی نیست مردم تنها برای سرنوشت سیاسی کسانی انتخاب نمی کنندمنتخبین باید در سرنوشت اقتصادی مردم هم نقش داشته باشند مردم برای زندگی اقتصادیشان هم افرادی انتخاب کردند نمی شود که به مردم توجه نکنید همه امور اقتصادی می شود دولتی خوب این عملی نیست البته قانون اساسی هم گفته است چه چیزهایش دولتی چه چیزهایش غیر دولتی یک مواردی مشخص دولتی نمی شود غیر دولتی مثلا مثل هواپیمایی راه آهن بانکداری نمی دانم چی که در برنامه ی سوم اخیرا که آمده در شورای نگهبان یک بحث مفصلی بین شوری و بین مجلس وجود داشته که بحمدلله در خیلی جاهها به تفاهم رسیدند و مشکلها را حل کردند و بعضی جاهها بالاخره مجلس قبول کرد که قانون اساسی همین است و باید رعایت بشود و در جاههای دیگرمردم هم باید باشند در بخش خصوصی هم در مسائل اقتصادی بتواند حضورداشته باشند بخش تعاونی هم بتواند حضور داشته باشد پس از پیروزی انقلاب هرچه امام می فرمود مردم، مردم هی تفسیر می کرد مقصود از مردم این هست ولی دولتی دولتی حالا تقریبا دارد از این طرف می گردد که من نه فرصت هست و نه کار من هست که بخواهم این بحث را باز کنم بهرحال این اصل می گوید نه تنها سرنوشت سیاسی سرنوشت اقتصادی هم باید مردم مشارکت داشته باشند بخش خصوصی بخش تعاونی هم باید حمایت کرد تقویت کرد در مسائل اجتماعی هم همینطور است و مهمتر مسائل فرهنگی فرهنگ کشور اختصاص ندارد به یک حزب و یک جمعیت و یک وزارتخانه فرهنگ کشورمال همه ی مردم است مردمی که در این کشور زندگی می کنند چه فرهنگی می خواهند و چه فرهنگی مورد علاقه شان است همینطور که گفتم وقتی مردم مسلمانند قطعیات اسلام را می خواهند یک سری فرهنگهایی هم دارند که مخالف با اسلام نیست به قول ماهها تا وقتی اسلام رد نکرده است این

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.