اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۴/۱۰/۱۳۷۸
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 67
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۴/۱۰/۱۳۷۸؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۴/۱۰/۱۳۷۸ شامل 85 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۴/۱۰/۱۳۷۸ را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۴/۱۰/۱۳۷۸ با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۴/۱۰/۱۳۷۸ با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۴/۱۰/۱۳۷۸ تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۴/۱۰/۱۳۷۸ را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۲۴/۱۰/۱۳۷۸ :
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الذی لا یبلغ مدحته القائلون و لا یحصی نعماءه العادون و لا یؤدی حقه المجتهدون و الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا العبد المؤید الرسول المسدد المصطفی الامجد حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد .
– اوصیکم عباد الله بتقوی الله هم خودم و هم همه برادران و خواهران را به تقوای الهی توصیه می کنم بحث خطبه قبل ما در رابطه با فطرت خداشناسی بود که یکی از ویژگیهای انسان است و اقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها این آیه تصریح می کند به این که دین خدا فطری انسان است و روایات زیادی هم از رسول الله و از ائمه معصومین در این زمینه از طریق اهل سنت و از طریق شیعه رسیده است که پاره ای از آنها را در خطبه قبل به عرض رساندم حالا بحث در این است که معنی این که دین خدا یا معرفت خدا فطری انسان است چیه در اینجا بیانها و تفاسیر متعددی برای فطری بودن دین ذکر شده است یک بیان همان بیانی بود که در آن جمعه گذشته عرض کردم که پاره ای از لغویین این بیان را دارند و مرحوم مجلسی قدس سره الشریف در ذیل روایات فطرت است در کتاب بحار این بیان را ذکر می کند یعنی خلاصه این بیان این است که خداوند انسان را جوری آفریده است و جوری خلق کرده است که آمادگی پذیرش دین دارد و انسان در برابر دین در برابر معرفت خدا بی تفاوت نیست مثل یک موجود جماد یا حیوان یا نبات نیز بلکه این تهیؤ و آمادگی را در انسان خداوند قرار داده است که دین را پذیرا باشد این یک تفسیر بود که آن روز صحبت کردیم تفسیر دیگری که باز برای فطرت گفته شده است این است که منظور از این فطرت فطرت عقل است یعنی مدرکاتی که انسان دارد پاره ای از این مدرکات مدرکات فطری و بدهی است که حالا به جاههای دیگر می زنیم تا اینجا یک مقداری روشن می شود ببینید بعضی از مسائل هست که عقل در درک این مسائل و دریافت این مسائل نیاز به معلم و استاد و مدرسه و کتاب ندارد بلکه طبق فطرت اولیه اش مطلب را درک می کند که اینها را می گویند خلاصه امور فطری عقل مثلا فرض کنید به این که هر کسی بود این مطلب را درک می کند که عدد چهار بطور مساوی تقسیم می شود این دیگر احتیاج به درس خواندن ندارد هر کسی درک می کند که ده بیشتر از پنج است فرض کنید به این که ده تا آدم که کنار هم نشسته اند بیشتر از پنج تاست یک چیزی که دارای اجزایی هر کسی درک می کند که کل آن شی ء از جزئش بزرگتر است کل اعظم از جزء است و از این امور ما مدرکاتی داریم که درک اینها احتیاج به معلم و استاد ندارد و حتی برهان و دلیل هم نمی خواهد به محض این که انسان به حدی رسید که کل را تشخیص بدهد جزء را تشخیص بدهد عدد بیشتر را تشخیص بدهد عدد کمتر را تشیخص بدهد این را درک می کند که عدد بیشتر بزرگتر است و از عدد کوچکتر اینها را می گویند مدرکات فطری عقل و اصول مدرکات عقل هم می گویند فطری است یعنی بالاخره برمی گردد به امور فطری و امور بدیهی است حالا در مورد فطرت خداشناسی هم پاره ای اینجور می گویند که مساله درک خدا و معرفت خدا برای انسان یک درک فطری است احتیاج به مقدمات بعیده و برهان و صغری و کبری ندارد هر کسی به فطرت اولیه خودش درک می کند که این عالم آفریننده ای دارد و پدیده ها به طور جدی آفریننده ای دارند این یک مساله ایست که هر کسی این مطلب را درک می کند و یک امر فطری است احتیاج به برهان ندارد مثلا اگر یک کسی در یک بیابانی برخورد کند با یک ساختمان عظیمی که این ساختمان همه چیزش روی حساب است و روی مهندسی است و روی میزان است و تمام این ساختمان روی خلاصه یک اصول منظمی ساخته شده است خوب اینجا وقتی که این ساختمان را می بیند چی به ذهنش می آید جزء این که به ذهنش می آید که این ساختمان با این عظمت یک مهندس و یک معمار باشعوری او را ساخته است این یک چیز قهری است یک چیز فطری است و هرگز فکر نمی کند که مثلا باد و عوامل طبیعی این سنگها و آهن ها و خاک ها و آجرها را کنار هم قرار داده و تصادفا یک همچین ساختمان با این عظمت پدید آمده است فطرت انسان این مطلب را درک می کند که سازنده این ساختمان یک فکر و مغز باشعوری بود همانطوری که ما در مورد یک ساختمان به طور فطری این قضاوت می کنیم و به امر بدیهی است به نظر ما در مورد پدیده های هستی و آفرینش هم این فکر را می کنیم البته این امر فطری در صورتی است و این درک فطری در صورتی است که فطرت منحرف نشده باشد بله گاهی فطرتهای پاک بر اثر یک عواملی منحرف می شود و آن درک فطری خودش را از دست می دهد در هر حال پاره ای مساله فطری بودن خدا و دین را اینجور بیان می کنند که عقل بدون نیاز به این که مقدمات بعیده ای و صغری و کبرایی را ترتیب بدهد عقل درک می کند که این عالم آفریننده ای دارد و جهان خدایی دارد این یک مطلبی است که حالا اگر هم مثل آن مثالی که عرض کردم واضح و بدیهی نباشد بالاخره یک مطلبی است که دلیلش با خودش است چون در امور فطری اهل منطق می گویند امور فطری آن اموری است که یا از بدیهیات اولیه است و امر واضع و روشنی است یا این که دلیلش همراه خودش هست احتیاج ندارد به برهان احتیاج ندارد به معلم به دانشگاه به درس خواندن یک مطلبی است که عقل خیلی زود درک می کند قرآن هم به این مطلب اشاره فرموده است می فرماید «ا فی الله شک فاطر السموات و الارض » آیا در مورد خدا شکی هست خدایی که خالق آسمان و زمین است یا فرض کنید به این که در آیات عدیده ای قرآن می فرماید «و لئن سئلتهم من خلق السموات و الارض » اگر سئوال کنید که کی آسمان و زمین را آفریده است «لیقولن الله » می گویند خدا و اتفاقا در یک روایتی و در یک حدیث صحیحی از امام صادق علیه السلام همین مطلب را همین آیه را بر مساله فطرت تطبیق کرده است، زراره از امام صادق علیه السلام نقل می کند که قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم «کل مولود یولد علی الفطره یعنی علی المعرفه و ان الله عز و جل خالقه فذلک قوله ولن سالتهم من خلق السموات و الارض لیقولن الله » هر مولدی بر فطرت خداشناسی آفریده شده است و این همانی است که قرآن می فرماید اگر از انسان سئوالی کنی کی آسمان و زمین را خلق کرده می گوید خدا یعنی طبق فطرتش طبق آفرینشش طبق آن فطرت خدادادی و درک فطریش می گوید آفریننده خداست خوب تفسیر سومی که برای مساله فطری بودن بیان کردند این است که یک رابطه معنوی بین انسان و خدا هست یعنی انسان بدون این که خودش هم از این رابطه آگاهی داشته باشد در اعماق دلش این معنا را می یابد که علاقه و محبت به خدا دارد ارتباط با خدا را خودش انسان درک می کند و نظیر این که مثلا فرض کنید به این که میل و علاقه ای که فرزند به مادر دارد فرزند حتی کودک بدون این که توجه داشته باشد دنبال مادر می گردد علاقه به مادر دارد این علاقه یک امر فطری است این گرایش یک امر فطری است که مولوی هم همین مطلب را در شعرش ذکر می کند و می گوید:
– که همچو میل کودکان با مادران سر میل خود نداند.
– در لبان کودک با لبهایش دنبال بستان مادر می گردد.
و مادر را طلب می کند این یک میل فطری است یک غریزه ایست در کودک این میل در انسان نسبت به خدا و خالق هست منتهی وقتی انسان سرگرم دنیا و مادیات و اینهاست و با این اسباب و وسائل مادی است سر و کار دارد توجه پیدا نمی کند به این میل به این خواسته درونی مگر بعضی از انسانها معمولا انسانها به خاطر سرگرم بودن در مسائل دنیا و مادیات توجه به این رابطه معنوی بین خود و خالق ندارد اما وقتی انسان دستش از همه اسباب و وسائل کوتاه شد آنوقتی که دیگر خودش را می بیند و خودش دیگر همه وسائل مادی در واقع نمی تواند هیچ به او کمک کند اینجاست که آن میل باطنی آن علاقه زنده می شود قرآن هم باز به این مطلب در ضمن آیاتی اشاره فرموده است می فرماید به این که «واذا غشیهم موج کالزلل دعووا الله مخلصین له الدین فلما نجاهم الی البر فمنهم مقتصد» وقتی که موجهای دریا انسانها را در بر می گیرند و از همه جا مایوس می شود آنوقت خدا را می خواند با اخلاص می رود در خانه خداست اما وقتی ما اینها را نجات دادیم باز برمی گردند به همان حالت اولیشان بعضیها برمی گردند به همان حالت اولیشان بعضیها به همان حال یک مقداری توجه دارند بعضیها همان حال را انکار دارند و باز در آیه دیگر می فرماید «و جائهم الموت من کل مکان و ظنوا انهم احیط بهم دعووا الله مخلصین له الدین » وقتی امواج از هر سو آنها را احاطه می کند خدا را با اخلاص می خوانند این حالت حالتی است که در انسان هست منتهی در آن وضع زنده می شود در مواقع دیگر غفلت دارد انسان در مواقع دیگر توجه ندارد اما در آن حالت این حس این حس خداجویی این حس خداخواهی در او زنده می شود.
در روایتی است از امام صادق علیه السلام در توحید صدوق رسیده است که مردی خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد «یابن رسول الله دلنی علی الله » مرا به خدا راهنمایی کن فقد اکثر علی المجادلون منکرین و معاندین خیلی به من در این مساله ایراد و اشکال می کنند مرا به خدا راهنمایی کن فقد اکثر علی المجادلون فحیرونی حضرت با این فرد نیامد استدلال کند با قرآن و استدلال صحبت کند آمد با آن فطرتش حرف زد یعنی با فطرت و آن حالتی که در درون هر انسان حرف زد فرمود به این که آیا هیچ گاه در کشتی نشسته اید گفت شده است که کشتی شکسته بشود و از همه جا مایوس بشوید به جوری که دیگر نه کشتی ای است که تو را نجات بده نه راهی است برای نجات تو در این حال واقع شده اید گفت بله حضرت فرمود به این که آیا در این حال که قرار گرفتید قلبت به یک چیزی متوجه بود یک چیزی را می یافتی در دلت که او نجاتت بدهد حالا ببین با یک آدمی صحبت می کند که خیلی پایه های استدلالیش محکم نیست و الا در مقابل مجادلین اینطور جوابش لنگ نمی شد یک فرد عادی است می فرماید هیچ وقت شده در آن حالت این مطلب را احساس کنی و درک کنید توی این عالم غیر از این اسباب و وسائل این بیان من است غیر از این اسباب و وسائل عادی غیر از کشتی غیر از عرض کنم که اینها یک چیزی هست که تو را می تواند نجات بدهد «فهل تعلق قلبک هنالک ان شیئا من الاشیاء قادر علی ان یخلصک من ورطتک » آیا دلت متوجه به این مطلب شد که یک چیزی هست که می تواند تو را نجات بده اما نمی شناسی نمی دانی این دلت متوجه شد گفت بله فرمود همان خداست پس ببینید این ارتباط معنوی و این جاذبه ای که بین کانون دل و کانون هستی هست این همان فطرتی است که خدا قرار داده یعنی خدا قرار داده است که انسان را به نحوی که دلش متوجه به خداست منتهی گاهی غفلت می کند و یکی از رسالتهای بزرگ انبیاء همین است که بیایند و این جاذبه را زنده کنند و این انسان را متوجه به این حالت درونی و فطری کنند این یکی از رسالتهای انبیاست و هرچه قدر انسان با عبادت با اعمال صالحه این نفس را تکامل بدهد اینجا دل در او قوی بشود یعنی هر چه انسان عبادت کند توجه به خدا پیدا کند دعا کند با اعمال صالحه نفسش تکمیل کند این جاذبه معنوی این جاذبه فطری این حالت درونی در انسان قوی می شود و یکی از فلسفه های بزرگ عبادات همین است چون عبادت ما می کنیم که به خدا نزدیک می شویم به خدا قرب پیدا کنیم این عبادات این جاذبه معنوی و فطری و درونی را در انسان زنده می کند این میل درونی انسان به خدا مانند میل طفل به مادر با این عبادتها قوی می شود آنوقت همینطور قوی می شود می رسد به جایی که دیگر خدا را حاضر می بیند این در واقع یک مرتبه بسیار خفیفه از علم حضوری است که در انسان هست که اگر انسان عبادت کند تقوی داشته باشد خودش را بسازد توجه پیدا کند این جاذبه در او شعله ور بشود می رسد به آنجا که دیگر غیر از خدا نمی بیند می رسد به آنجا که می گوید «ما رایت شیئا الا و رایت الله قبله و بعده و معه » چیزی را ندیدم جزء این که خدا را قبلش و بعدش و با او دیدم می رسد به آنجا که امام حسین سلام الله علیه در دعای عرفه می فرماید بله «ا یکون لغیرک من الظهور ما لیس لک حتی یکون هو المظهر لک » آیا این موجودات این آثار ظهورشان از تو بیشتر است اینقدر خدا در نظر او ظاهر است اینقدر حضور در برابر خدا دارد که می گوید اینها از تو روشنتر نیستند آنها می خواهند تو را روشن کنند حتی یکون هو المظهر لک «متی بعدت حتی تکون الاثار هی التی توصل الیک الیک عمیت عین لا تراک علیها رقیبا» کور باد آن چشمی که تو را مراقب خودش نبیند تو را حاضر نبیند «و حسرت صفقه عبدا لم تجعل له نصیبا» آن کسی که از حب تو در دلش هیچ نصیبی نیست این در خسران و زیانکاری است وای بر او پس بنابراین این هم تفسیر دوم که خلاصه اش این بود که انسان را خداوند جوری آفریده یک میل طبیعی و ذاتی و یک کشش و جاذبه ای نسبت به خدا در او هست که در مواقع حساس این جاذبه و این میل شعله ور شود.
الحمد لله نحمده و نستعینه و نؤمن به و نتوکل علیه و نشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان محمدا عبده و رسوله اوصیکم عبادالله بتقوی الله و اتباع امره.
باز مجددا همه را توصیه می کنم به تقوی و متابعت از امر پروردگار.
اللهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات الاحیاء منهم و الاموات.
بسم الله الرحمن الرحیم
قل هو الله احد الله
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
