اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۴/۴/۱۳۷۸
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 55
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۴/۴/۱۳۷۸؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۴/۴/۱۳۷۸ انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 71 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۴/۴/۱۳۷۸:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۴/۴/۱۳۷۸ آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۴/۴/۱۳۷۸ با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۴/۴/۱۳۷۸ از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۴/۴/۱۳۷۸، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله طاهری خرم آبادی ۴/۴/۱۳۷۸ :
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله الذی لا یبلغ مدحته القائلون و لا یحصی نعماءه العادون و لا یؤدی حقه المجتهدون و الصلاه و السلام علی البشیر النذیر السراج المنیر العبد المؤید الرسول المسدد المصطفی الامجد الذی سمی فی السماء باحمد و فی الارضین بابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء، اوصیکم و نفسی بتقوی الله و اتباع امره، هم خودم و هم همه شما را به تقوای الهی توصیه می کنم، خطبه اول مبحثی را امروز شروع می کنیم و ممکن است که طول بکشد مبحثی است که ادامه دارد و آن انسان کامل است از دیدگاه اسلام و قرآن گاهی انسان کامل را در مکاتیب مختلف فلسفی و عرفانی جستجو می کنیم ولی در این بحث انسان کامل را از دیدگاه قرآن و اسلام می خواهیم بررسی و جستجو کنیم ببینیم چهره و سیمای انسان کامل در قرآن چه چهره ایست و چه صفاتی انسان کامل داراست ضرورت این مبحث از این نظر است که همه ما و همه انسانها به حکم فطرت دنبال کامل شدن هستیم و اسلام هم با تعالیم تربیتی اش می خواهد انسان کامل بسازد پس باید ما بررسی کنیم ببینیم که انسان کامل در دیدگاه اسلام و قرآن چه ویژگیهایی دارد، چه صفات و خصوصیاتی داراست تا در نتیجه انسان کاملی که قرآن معرفی می کند اسلام معرفی می کند برای ما الگو قرار بگیرد و خود را طبق آن چرا که اسلام و قرآن بیان فرموده است بسازیم البته در قرآن از انسان کامل تعبیر نشده است به انسان کامل با این واژه در قرآن نیامده است ولی صفاتی را در قرآن برای مؤمنین، متقین، صالحین، مخلصین، عباد الرحمن و نظائر این واژه ها ذکر شده که این همان انسان کاملی است از دیدگاه قرآن و اسلام یعنی کسی که واجد این صفات و ویژگیها باشد در پرتو ایمان و تقوی از نظر قرآن انسان کامل است قبل از آنی که وارد در این مبحث بشویم و آیات قرآن را در این زمینه بررسی کنیم، صفات و ویژگیهای مؤمنین و متقین را از نظر قرآن بررسی ما این است یک بحث مقدمی لازم است و آن این که اساسا دیدگاه قرآن و اسلام در باره انسان چه دیدگاهی است اول ببینیم انسان را قرآن چگونه معرفی می کند بعد به این بحث بپردازیم که انسان کامل چه کسی است چون این مطلب روشن است که تا دیدگاه یک مکتبی درباره اصل انسان ابعاد وجودی انسان مشخص و روشن نشود نمی شود از نظر آن مکتب انسان کامل را شناخت مثلا مکتبهای مادی که انسان را یک موجود یک بعدی می شناسند انسان را محصور در ماده و خواص ماده می دانند خوب قهرا کمال این انسان از دیدگاه این مکتب تفاوت دارد با آن مکتبی که انسان را یک موجود ابدی می شناسد یک موجودی که دارای ابعاد گوناگون مادی و معنوی است پس قهرا ما باید نخست ببینیم نظر اسلام و قرآن در باره انسان چیست انسان را چه جور معرفی می کند چه جور می شناسد بعد برویم سراغ این بحث اصلی خوب در این زمینه همیشه در گذشته بشر این سؤال مطرح بوده است که واقعیت انسان و حقیقت انسان چیست البته این جمله را عرض کنم که نمی خواهیم در این بحث انسان شناسی مباحث مفصلی که در این رابطه هست به طور تفصیل بحث کنیم این خودش یک بحث مستقل انسان از نظر خلقت انسان از نظر جامعه شناسی انسان از ابعاد گوناگون نه اینجور نمی خواهیم بحث کنیم آن است که ارتباط پیدا کند با کمال انسان با شناخت انسان کامل آن فرازهایی که ارتباط پیدا بکند با انسان کامل و شناخت انسان از نظر قرآن و اسلام و کمال انسان از این نظر. ما دنبال این فرازها و این سرفصلها هستیم یکی از سرفصلهایی که با این مطلب ارتباط دارد این است که حقیقت انسان چیست بشر همیشه این سؤال برایش مطرح بوده که آیا انسان همین هیکل مادی و جسمی است که دارای اعضا و جوارح و قواییست انسان همین است یا این که وراء این هیکل و این اعضاء و جوارح مادی یک حقیقت دیگری هم وجود دارد مکتبهای مادی به این سؤال پاسخ داده اند که انسان خلاصه می شود در همین جسم و قوای مادی چرا چون هستی از دیدگاه آنها مطابق با ماده است و آثار ماده از نظر مکتبهای غیر الهی مکتبهای مادی هستی و وجود مساوی است با ماده و خواص ماده لذا قهرا از آنها اگر سؤال بشود حقیقت انسان چیست پاسخ آنها روشن است که همین جسم است و هیکل مادی است و قوا و آثاری که دارد اگر یک مسائلی از قبیل ذکر و شعور و اراده و آثار معنوی داشته باشد بشر آن هم از خواص ماده است اما مکتبهای الهی مکتبهای انبیاء بلا استثناء اینها به این سؤال چنین پاسخ نمی دهند از دیدگاه مکتبهای الهی و همه انبیاء انسان مرکب است از جسم و جان انسان همین هیکل مادی نیست بلکه بالاتر. عرض کنم از نظر مکتبهای الهی و قرآن و اسلام حقیقت انسان و شخصیت انسان به نفس و روح انسان است نه این که مثلا تصور می شود که مرکبی است انسان از این جسم و جان وقتی که مرد جسمش مثلا فرض کنید به این که خاک می شود و از بین می رود جان و روحش که نیمی از اوست باقی می ماند این تصور تصور غلطی است آنچه که شخصیت انسان را تشریح می دهد واقعیت و حقیقت انسان را تشکیل می دهد آن نفس انسان است روح انسان است این بدن ابزاری است در دست نفس و الا اگر اینطور باشد که وقتی آدم می میرد باید بگوییم نیمی از انسان مانده است و باقی است و نیمی از او هم از بین رفته است در حالی که قرآن غیر از این مطلب را بیان می کند حالا ان شاء الله در ضمن عرایضم این مطلب روشن می شود که حقیقت انسان واقعیت انسان آنی که انسانیت به او بستگی دارد نفس انسان است روح انسان است بدن ابزار اوست خوب این همان است که شما در زندگانی شبانه روزیتان به طور ناخودآگاه همه ابعاد را به خودت نسبت بدهید من دیدم من شنیدم من رفتم من آمدم این من چیه؟ این من همان حقیقت و شخصیت انسان است که عبارت است از جان و نفس انسان است شما یک انسانی هستید که دورانهای مختلفی را به خود دیدید یک دوره طفل یک دوره کودک بودید یک دوره جوان بودید یک دوره میان سال بودید یک دوره هم پیرمرد بشوید این افعالی که در تمام این دوره های مختلف انجام بدهید همه به خودت نسبت بدهید می گویی من در کودکی چنین کاری را انجام داده ام من در جوانی این حرف را زدم این کتاب را نوشتم این مطلب را گفتم خوب اگر انسان همین هیکل و جسم مادی باشد آن که در دوران کودکی این کار را انجام داده آن نیست که در دوران پیرمردی یا جوانی بارها سلولهای بدن انسان عوض می شوند اگر انسان همین هیکل و همین جسم باشد این کذب و دروغ است که شما بگویید من در کودکی این حرف زدم در جوانی این حرف زدم تو نیستی آن که در جوانی گفته است این حرف را زده این کتاب را نوشته این عمل را انجام داده است او از نظر جسم یک جسم دیگر بود سلولهای دیگر داشت حالتهای دیگر داشت تو نیستی این حرف باید دروغ باشد ولی در عین حال می بینیم حرف درست است و راست است و به طور ناخودآگاه همه همین حرف را می زنیم یک جهتش این است که وراء این جسم وراء این سلولهای بدن یک حقیقت ثابتی وجود دارد که آن حقیقت ثابت است که شخصیت آدمی را و حقیقت انسان را تشکیل می دهد و الا اگر همین جسم باشد آن جسمی که در کودکی فعلی انجام داده غیر از آن جسمی است که در جوانی است و غیر آن جسمی است که در پیرمردی است. ۵۰ سال قبل یک فعلی انجام داده تمام مجازاتها و قوانینی که در دنیا برای مجازات اشخاص وجود دارد همه باید بگوییم غلط است به چه مناسبت یک فردی را مجازات می کنند در پیرمردی در جوانی زندانش می برند به اعتبار این که در ۵۰ سال قبل مثلا فلان تخلف کرده خوب در ۵۰ سال قبل این نبوده است دهها سلولهای بدن این عوض شده ما در عین حال می بینیم مجازات صحیح است از آن وقتی که شخص در حدی است که قانون شامل او بشود و می شود او را مجازات کرد اگر او یک تخلفی کرد ولو ۵۰ سال بعد او را به تخلفش برسند و محاکمه می کند و ثابت بشود پس معلوم می شود وراء این جسم وراء این سلولهای بدن یک حقیقت ثابتی هست که از او حقیقت ثابت ما تعبیر کنیم به من من رفتم من آمدم گاهی اعضای و جوارح را او نسبت بدهیم می گوید دست من پای من مغز من چشم من آن حقیقت ثابت آن همان نفس و جان آدمی است. اگر من الان نمی خواهم ادله اثبات روح و نفس را اینجا بحث کنم می خواستم خودم اشاره کنم رد این مطلب و بعد می بینیم قرآن چه می گوید در این ولایت قرآن در آیات متعددی مساله اصالت روح و و نفس آدمی را مطرح کرده است که ظاهرا نرسیم ما همه این آیات در این خطبه اول و آن وقت کوتاه بررسی کنیم اینجا هم سخن از خلقت آدم و بشر او فضلی در قرآن بیاد می آید می فرماید : «و اذ قال ربک للملائکه انی خالق بشرا من طین و اذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین و سجد الملائکه اجمعون الا ابلیس استکبر و کان من الکافرین » خداوند وقتی که به ملائکه فرمود من می خواهم بشری را خلق کنم از طین از گل می خواهم بشر را بیافرینم وقتی که او را ساختم و پرداختم و کامل کردم و همه اعضا و جوارح او را مساوی و متعادل قرار دادم بعد نفخت فیه من روحی و از روح خودم در او دمیدم آنگاه در برابر او سجده کردند همه ملائکه، سجده کردند الا ابلیس فاستکبر و کان من الکافرین. حالا اینجا نکاتی که توی این آیه و آیات مشابه این آیه است اولا این است که می فرماید نفخت فیه من روحی همانطوری که مفسرین فرمودند این یک تعبیر کنایی است کنایه از خلقت و نفس و جان آدمی است بعد تعبیر می کند به روحی خوب می توانست می فرماید که نذر کردم در او دمیدم در او ایجاد کردم در او روح را، اما تحلیل می کند و نفخت فیه من روحی این کنایه از این است که این انسان تنها این آب و گل نیست این انسان یک جنبه ملکوتی و الهی دارد و این هشداری است به انسان که ای بشر آن جنبه الهی و ملکوتی خودت را از یاد مبر تو آفریده شده اید من روحی در چند آیه که این مساله را مطرح می کنند چه در اینجا و چه در صورت دیگر «اذ قال ربک للملائکه انی خالق بشرا من صلصال من حما مسنون و اذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین » این تعبیر اشاره به همین مطلب است که این انسان جان و روحش و نسلش و حقیقتش از یک روح خداییست و جنبه ملکوتی دارد همین آب و گل و نقش صورت و نقش زیبایی جسم مادی نیست ، نکته دیگر این است که وقتی این انسان مسجود ملائکه قرار می گیرد یعنی قبله قرار می گیرد و ملائکه در برابر او خدا را سجده می کند اینجا باید مطلبی است که تصور نشود که ملائکه مامور شدند که آدم را سجده کنند ملائکه مامور شده است که آدم قبله آنها قرار بگیرد و خدا را سجده کنند سجده اختصاص به خدا دارد سجده برای غیر خدا شرک است همانطوری که مثلا فرض کنیم الان ما در برابر خانه خدا می ایستیم و خدا را سجده می کنیم خانه خدا سجده نمی کنیم خدا را سجده می کنیم در آنجا هم ملائکه مامور می شوند فرمان داده می شود به ملائکه فقعوا له ساجدین یعنی سجده کنید خدا را اما در برابر او خوب این آدم تا وقتی که آن جنبه ملکوتی را پیدا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
