📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
14دقیقه
05ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گرانیگاه مشروعه ؛ سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 80

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل گرانیگاه مشروعه ؛ سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل گرانیگاه مشروعه ؛ سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی شامل 88 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل گرانیگاه مشروعه ؛ سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل گرانیگاه مشروعه ؛ سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل گرانیگاه مشروعه ؛ سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل گرانیگاه مشروعه ؛ سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل گرانیگاه مشروعه ؛ سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل گرانیگاه مشروعه ؛ سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل گرانیگاه مشروعه ؛ سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گرانیگاه مشروعه ؛ سیری در زندگی آقانجفی اصفهانی :

مشروعه و شریعت و تشرع، برای برخی از منسوبین به این وادی فراتر از یک اندیشه یا احساس سطحی یا فرهنگ موروثی است. بعضی از مردان روزگار هستند که وجودشان مدعایشان راثابت می کند، بی آنکه بر سبیل ادعا رفته باشند. مرحوم آقانجفی اصفهانی(ره) در زمره رجالیست که نه تنهااز لحاظ نسب دارای عالیترین انساب علمی و معنوی است و با سلسله ای از علمای بزرگ به مالک اشتر نخعی نسب می برد، بلکه در سیر و سلوک علمی و عملی هم از مکملین روزگار خویش است.

او از استادان بزرگ و برجسته زمانه خویش بهره برد و جایگاه ممتازی در میان رجال عصر خویش یافت به درجات بالایی از مراتب روحی و معنوی، علمی و اجتهاد رسید.

آیت الله العظمی شیخ محمدتقی نجفی (اعلی الله مقامه الشریف) در میان علمای عصر خویش به صفات عالی روحی و عرفانی معروف و صاحب مدارج و معارف و کرامات بود و توانسته بود تحت عنایت ائمه معصومین(علیهم الصلوه و السلام) و با تحمل ریاضات شرعیه به فضایل بسیاری دست یابد. افزون بر اینها در زمینه فعالیتهای سیاسی اجتماعی نیز محور تحولات و اصلاحات بود و رهبری جنبش تنباکو را در اصفهان به عهده داشت. وی به همراه برادر ارزشمند و مبارز خویش حاج آقا نورالله(ره) مرحوم سیدحسن مدرس(ره) اصفهان را به مرکز مهم تحولات سیاسی و مجاهدات دینی مبدل ساخت و انقلاب مشروطه و بسیاری دیگر از جریانات اجتماعی را راهبری نمود. مقاله زیر آشنایی اجمالی با زندگی و شخصیت آن مرد الهی است که توجه تان را بدان جلب می کنیم.

آیت الله شیخ محمدتقی اصفهانی مشهور به آقانجفی در شب هفدهم ربیع الثانی سال ۱۲۶۲ ه.ق پا به عرصه وجود نهاد. پدرش مرحوم آیت الله حاج شیخ محمدباقر نجفی، فرزند مرحوم آیت الله حاج شیخ محمدتقی صاحب کتاب هدایت المسترشدین و داماد مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطا است.

زمزم بیگم مادر آقا نجفی دختر دوم مرحوم آیت الله سیدصدرالدین صدر از علما و مراجع بزرگ بوده است. پدر آقانجفی، در علم و عمل، از افراد برجسته زمان خود بوده است. شیخ انصاری(ره) در اجازه نامه ای که برای ایشان صادر کرده؛ آورده اند:

«… به تحقیق، من به عزیزترین و بزرگوارترین و باتقواترین و یگانه عالِم عالَم، عامل فاضل، کامل، صاحب دقت های فراوان فکری و تحقیقات دقیق، با فکر سلیم، سلاله دانشمندان، حافظ فروع و اصول، موید و علامه بزرگوار جناب شیخ محمدباقر وفقه الله الرضا و بلغه اقصی مناه اجازه دادم…»(۱)

و این در حالی است که تنها ۲۷ بهار از عمر شریف شیخ محمدباقر گذشته است.

آن بزرگوار، افزون بر فضایل علمی و عملی، روحیه ای مردمدار و اجتماعی داشت و در شداید و مشکلات، فریادرس مظلومان و در اجرای حدود شرعی بسیار جدی بود.

تحصیلات

آقا نجفی، سال های نخستین زندگی را در خاندانی مشهور به علم، تقوا و مجاهدت سپری کرد و پس از گذراندن مراحل نخستین تحصیل، رهسپار عتبات عالیات شد. او در این سفر همراه و همسفر مرحوم آیت الله سیدمحمد کاظم یزدی(۲) صاحب عروه الوثقی بود که با هزینه و یاری پدر آقا نجفی برای ادامه تحصیل، راهی نجف اشرف شده بود.

این دو مسافر گمنام و جویای علم، در حوالی کرمانشاهان خبر فوت استاد الفقها و المجتهدین، شیخ اعظم، حاج شیخ مرتضی انصاری را شنیده و در چهلمین روز وفات شیخ انصاری در عتبات، در مراسم سوگواری وی شرکت می کنند. بنابراین نقل، می توان تاریخ ورود آقانجفی به عتبات را ۱۲۸۵ ه.ق دانست.

عنایت حسینی و صعود پله های ترقی

آقانجفی در ابتدای تحصیل، آن چنان که خود در خاتمه کتاب مفتاح السعاده نقل می کند؛ ترقی چندانی در درس و بحث نداشته و برخلاف کوشش در این زمینه، به نتیجه مطلوبی نمی رسد و برای حل این مشکل بزرگ، دست به دامان اهل بیت(ع) می شود و با توسل به محضر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به سرعت پله های ترقی را یکی پس از دیگری پشت سر می گذارد.

«در اوقات تحصیل، مدت مدیدی مشغول تحصیل و مباحثه دروس بودم و به هیچ وجه ترقی حاصل نمی شد و بسیار بطیی ءالذهن و قلیل (الفهم) بودم. در شب عرفه در رواق مطهر حضرت سیدالشهداء روحی لتربته الفداه تا وقت سحر استغاثه نمودم و حضرت حبیب بن مظاهر را به درگاه آن جناب شفیع گردانیدم. چون وقت سحر شد؛ بعد از تهجد گریه بسیار کردم. در همان جا به خواب رفتم. در عالم خواب دیدم؛ حبیب از ضریح بیرون آمد و بعضی از مصایب امام حسین(ع) را ذکر می نمود و گریه می کرد و وارد حرم شد. دیدم در ضریح گشوده شد و حضرت امام حسین(ع) ظاهر شدند. پس حبیب زیارت وارث را خواند و من نیز همان زیارت را می خواندم. حضرت امام حسین(ع) جواب سلام حبیب را فرمودند. چون لمحه ای گذشت؛ نظر شریف به جانب من فرمودند و [سپس] نظر به جانب آسمان فرمودند و این دعا را خواندند: اللهم یا مسبب الاسباب و یا مفتح الابواب و یا قاضی الحاجات و یا سامع المناجات و یا کافی المهمات اسئلک بحق من حقه علیک عظیم ان تصلی علی محمد و آل محمد و ان تقضی حاجته.

چون از خواب بیدار شدم؛ مکرر این دعا را با کمال تضرع و زاری و خضوع و خشوع می خواندم و به جای «ان تقضی حاجته» «ان تقضی حاجتی» می خواندم تا آنکه صبح شد. روز عید، بعد از فراغ از زیارت، روانه نجف اشرف شدم و مشغول تحصیل فقه شدم و به مطلوب فایز شدم و بسیار تفکر و تدبر در معانی قرآن و اخبار می نمودم و آنچه تدبر و تفکر من زیاد می شد؛ بر علوم مطلع می شدم و مشغول استنباط احکام و نوشتن فقه شدم. الحمدالله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله.»(۳)

وی از استادان برجسته و بزرگی در فقه، اصول، عرفان و دیگر علوم شرعی بهره برد و به مراتب بالایی از علم و عمل رسید. در این باره مرحوم معلم حبیب آبادی می نویسد:

«… و در نتیجه مذاکرات در فقه و اصول، از جمله فحول گردید و به مقام اهل توحید و عرفان رسید. و در برخی از علوم دیگر چون: حکمت و کلام و بعضی از ریاضیات و غیره نیز از اطلاع وافی برخوردار بود و در اثر حافظه محیّرالعقولی که دارا بود، از رئوس مسایل فقهیّه استحضاری تمام فراهم آورد.»(۴)

علامه محمدباقر الفت(۵) که خود از خواص، نزدیکان و شاگردان آقانجفی بوده اند؛ در زمینه قدرت علمی ایشان می نویسد:

«… تدریس و تعلیم او هیچ سابقه مطالعه و مراجعه به کتب سابقین را نداشت؛ چون که در خانه او تقریبا هیچ یک از آن کتابها نبود و به علاوه، هر شب از مراجعه به محفوظات خود مقداری جزوه می نوشت… این مرد، علاوه بر علم فقه، علم تفسیر قرآن مفصل و مشروحی نیز داشت و می آموخت و یک علم کلام و بحث در اصول دین هم گاهی بر آن می افزود و علاوه بر اینها یک داستان نهایت ناپذیری به نام اثبات امامت در علم فضایل ائمه و اهل بیت(ع) که در سینه خود محفوظ می داشت که این علم، علاوه بر آنچه سابقین گفته و نوشته اند؛ اختراع خودش بود و هرگز به پایان نمی رسید. در هوش ذاتی و در وسعت فکر روشنی آن و مخصوصا در قوه حافظه بی نظیرش تردیدی نیست…. هر چه را یکبار شنیده و هر کتابی را یک بار خوانده یا مطالعه کرده هرگز فراموش ننموده است.»(۶)

مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی می نویسد:

«… و استحضار لرووس المسائل الفقهیه مما اهله لان یعد فی الفحول و الاجلاء»(۷)

استادان

آقا نجفی، در مدت تحصیل خود، افزون بر پدر بزرگوارش، از محضر استادان بزرگی بهره برد که در شکل گیری و تکوین شخصیت علمی و معنوی وی نقش موثری داشته اند. از این رو، به فرازهای کوتاهی از زندگی و شخصیت استادان ایشان اشاره می شود:

۱ میرزا محمدحسن شیرازی

ابو محمد، حاج میرزا محمدحسن حسینی شیرازی، فرزند میرزا سیدمحمود، معروف به میرزای مجدّد یا میرزای شیرازی در ۱۵ جمادی الاولی ۱۲۳۰ ه.ق در شیراز به دنیا آمد و با استعداد سرشار و همت بلندی که داشت؛ به مراتب بالایی از علم و عمل رسید. در عظمت و بزرگی او همین بس که شخصت بزرگی چون مرحوم صاحب جواهر درباره میرزا چنین می گوید:

«خدا وی را بر اعلمیت مردمان و امانت در شهرها و ترویج مذهب شیعه و کفالت اهل آن برگزیده.»

همچنین از شیخ انصاری(ره) نقل شده که من برای سه نفر مباحثه می کنم: میرزای شیرازی، میرزا حبیب الله رشتی و آقای حسین تهرانی.(۸)

مرجعیت عامه ای که این بزرگوار به دست آورد؛ برای کمتر کسی از علما پیش آمده است. میرزا با آنکه مشغله بسیاری چون اداره حوزه، درس، تحقیق و اموری از این دست داشت؛ لحظه ای از رسیدگی به مسایل و مشکلات طبقات گوناگون مردم و جهان اسلام غافل نبود و هنگام لزوم، از هیچ اقدامی کوتاهی نمی کرد. مرحوم آقابزرگ در این باره می نویسد:

«از میان اصحابش عده ای را برای مشاوره و کارهای عمومی مردم برگزیده بود تا در شهرها نماینده او باشند. از همین طریق مسایل مهمی همچون تحریم تنباکو، تاراج چهارمحال، قضیه یهود همدانی ها، گرفتاری شیعیان به دست افغان ها، خریداری زمینهای طوس به وسیله دولت روسیه و امثال اینها را به بهترین وجه حل و فصل کرد.(۹)

خلاصه آنکه مرحوم میرزا، علم، تقوا، تدبیر و بینش سیاسی را یکجا در خود جمع نموده بود.(۱۰)

در حالی که ۸۲ سال از عمر پربرکت میرزای شیرازی نمی گذشت؛ در ۲۴ شعبان ۱۳۱۲ ه.ق دار فانی را وداع گفت. در سوگ وی هنگامه ای بر پا گشت. انبوه مشتاقان دل سوخته، جنازه وی را دوش به دوش به نجف اشرف انتقال داده، در مقبره کنار صحن شریف به خاک سپردند.(۱۱)

آقانجفی همواره مطیع اوامر این استاد بود که نمونه کامل آن را می توان در واقعه تحریم تنباکو دید.

۲ شیخ مهدی آل کاشف الغطا

الشیخ مهدی بن الشیخ علی بن الشیخ جعفر کاشف الغطاء نجفی، عالمی فقیه، ادیب، شاعر، زاهد و محقق در سال ۱۲۶۶ ه.ق در نجف دیده به جهان گشود. پس از درگذشت شیخ انصاری(ره)، وی مقدّم عالمان و رییس فقیهان بود و بسیاری از بزرگان اهل حلّ و عقد، به مقام شامخ او اذعان داشتند. شیخ انصاری نیز در روزگار حیات، وی را بزرگ می داشت و در بسیاری از امور شرعی و عرفی او را مقدّم می دانست.

عده زیادی از بزرگان و فضلا همچون شیخ حسن مامقانی، حاج سیداسماعیل صدر، شیخ اسماعیل تنکابنی، شیخ عبدالله مازندرانی، سیدمحمدکاظم یزدی صاحب عروه الوثقی و شیخ فضل الله نوری از جمله شاگردان ایشان بودند.(۱۲)

مرحوم شیخ مهدی آل کاشف الغطا در شب سه شنبه ۲۴ صفر ۱۲۸۹ ه.ق در نجف چشم از جهان فرو بست و در مقبره نیای بزرگ خویش، شیخ جعفر کبیر، پدر و عموهایش به خاک سپرده شد.(۱۳)

۳ شیخ راضی نجفی

وی از سرشناسان علما و فقهای قرن سیزدهم و از شاگردان صاحب جواهر بود. بسیاری از علمای اعلام که از مراجع بزرگ هستد، مانند آقاسیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، آخوندخراسانی، شیخ محمدحسین کاظمینی از شاگردان وی به شمار می روند.(۱۴)

علامه امینی صاحب الغدیر در کتاب ارزشمند شهداء الفضیله وی را چنین معرفی می کند:

«شیخ راضی… پرچمدار فقه و مرجع عظیم الشان نجف اشرف که افتخارات علمی و مقامش را در تقوا نمی توان به وصف آورد… در ۱۲۹۰ ه.ق در گذشت.»(۱۵)

۴ آقا سیدعلی شوشتری

اگر نگاهی کوتاه به عرفای صد سال اخیر حوزه های علمیه بیندازیم؛ درخواهیم یافت که بیشتر بزرگان و افراد شاخص طریق عرفان، به صورت مستقیم و یا با واسطه، ریزه خور خوان عرفانی آن بزرگوار بوده اند.

موقعیت مرحوم شوشتری در عرفان به گونه ای است که دم مسیحایی اش به هر کس خورده، حیاتی نو یافته است. شیوه و سبک تربیتی آن بزرگوار به گونه ای بوده که به هر فرد، متناسب با وضعیت روحی و حالاتش دستور انجام اعمال و اذکار خاصی را می داد. گاه خود متصدی حل مشکلات آقانجفی می شد و گاه او را مامور به انجام ختومی می نمود تا به خدمت یکی از اولیا الله برسد و حل مشکل خود را از او درخواست کند. از این رو، مرحوم شوشتری در ترقی و پیشرفت اخلاقی عرفانی آقانجفی سهم بسزایی داشته است.(۱۶)

صاحب الماثر و الاثار درباره مرحوم شوشتری می نویسد:

«به زهد، ریاضت های شرعیه و مخالفت نفس، مشهور است و در بین مذهب جعفری، از کسانی است که صیت علو مقامش تا همه جا رسیده است. شیخ الطایفه، استادالکل، شیخ مرتضی انصاری او را بر جمیع اصحاب خویش، علما و عملا، ترجیح می داد؛ بلکه می گویند؛ استاد مذکور با وی در مقام ارادت بود.»(۱۷)

مولف لولوالصدف نیز گوید:

«… از جمله سید جلیل القدر، صاحب کرامات متواتره، حاج سید علی شوشتری و ایشان از زهاد علما محسوب می شدند. شیخ انصاری مرحوم، با آن نهایت زهد و ورع و کرامات، مع ذالک نهایت ارادت را نسبت به این سید جلیل داشته است و نهایت احترام از ایشان می نمود،… و چنین می دانسته اند که آن جناب خدمت امام زمان می رسیده اند.»(۱۸)

در دارالسلام آمده است:

«مرحوم حاج سیدعلی شوشتری که از اولاد سیدنعمت الله جزایری و از مجاورین نجف اشرف و در ورع و زهد و تقوا، سلمان عصر و مقداد دهر خود بود،… و بعد از وفات شیخ، تا یک سال تقریبا که زنده بود، امور خلق به او راجع بود، بر اعتکاف مسجد سهله و کوفه بسیار مواظبت می کرد و مردم را در حق او چنان گمان بود که شرفیاب خدمت امام عصر می شود و معروف به کرامات بود.»(۱۹)

مرحوم شوشتری پس از تحصیل مراتب علم و تکمیل اجتهاد، از علمای نجف اشرف اجازه گرفته، به وطن باز می گردد و به تدریس و امر قضا مشغول می شود تا آنکه در پی واقعه ای معنوی با یکی از اولیای الهی آشنا می شود و مسیر زندگی ایشان به طور کلی تغییر می کند. علامه طباطبایی ماجرا را چنین شرح داده است:

«در حدود متجاوز از یکصد سال پیش در شوشتر، عالمی جلیل القدر، مصدر قضا و مراجعات عامه بوده است به نام آقا سیدعلی شوشتری؛ ایشان مانند سایر علمای اعلام به تصدی امور عامه از تدریس و قضا و مرجعیت اشتغال داشته اند. یک روز ناگهان کسی در منزل را می زند. وقتی که از او سوال می شود؛ می گوید: در را باز کن؛ کسی با شما کاری دارد. مرحوم آقاسیدعلی وقتی در را باز می کند؛ می بیند؛ شخص جولایی (بافنده) است. می گوید: «چه کار دارید؟» مرد جولا در پاسخ می گوید: «فلان حکمی را که نموده اید؛ طبق دعوی شهود به ملکیت فلان ملک برای فلان کس صحیح نیست، آن م

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.