اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غالیان، تاریخچه و مناسبات فکری با شیعه امامیه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 67
فرمت فایل پاورپوینت
تاریخ و فرهنگ اسلامی
استادیار دانشگاه فردوسی مشهد
غلو در لغت و اصطلاح
واژه غلو در لغت به معنای فراتر رفتن از اندازه و زیاده انگاری است و در مباحث فرقه شناختی هنگامی که این واژه مطرح می شود به زیاده انگاری نسبت به افراد نظر دارد. آنان را که به چنین زیاده انگاریی در مورد رهبران دینی خود یا کسان دیگر گرفتار آمده باشند اهل غلو یا غالی گویند و جمع این واژه غلات یا غالیان است.
اما در کاربرد اصطلاحی و اختصاصی تر، مقصود از این واژه، آن کسانی است که در باره امامان خود از اندازه فراتر رفتند و آنان را از حدود آفریدگانی الهی فراتر بردند و در باره آنان به احکامی که ویژه خداوند است گراییدند،(۱) یا به دیگر سخن، درباره امامان از مرز عقل و ایمان تجاوز کردند و امامان را خدا پنداشتند، یا بدان اعتبار که آنان انسانهایی متّصف به صفات الوهیت هستند و یا بدان اعتبار که خداوند در نهاد بشری آنان حلول کرده است.(۲)
هر چند جدای از کاربرد تاریخی این اصطلاح درباره کسانی که در مورد امام علی علیه السلام عمدتا و سپس فرزندان آن حضرت غلو کردند، می توان واژه غالیان را در خصوص همه کسانی که رهبران دینی خود را فراتر از اندازه بشری پنداشتند و صفات خدایی را به آنان دادند به کاربرد، اما تعریف اصطلاحی دقیق این واژه همان چیزی است که شیخ مفید در این باره آورده است(۳)، آنجا که می نویسد:
«غالیان که از تظاهرکنندگان به اسلام هستند، کسانی اند که به امیرموءمنان علیه السلام و امامان دیگر از نسل آن حضرت نسبت خدایی دادند و آنان را به چنان فضیلتی در دین و دنیا ستودند که در آن از اندازه بیرون رفتند و از مرز اعتدال فراتر رفتند».(۴)
از دیدگاه نگارنده همین تعریف با واقعیت تاریخی کاربرد واژه غلو و غالیان در منابع فرقه شناختی و تاریخی سازگارتر به نظر می رسد و بر این پایه غالیان به عنوان یکی از شاخه های شیعه موضوع بحث و بررسی قرار گرفته اند. آنچه فراروی دارید، جستاری محدود در حد آشنایی با این طیف از جامعه شیعه است.
پیدایی و دیگرگونی جریان غلو
هر چند در منابع فرقه شناختی گرایشی عمومی به قلمداد کردن غالیان و پدیده غلو به عنوان یکی از لوازم یا پیامدهای رویکرد شیعی وجود دارد، و البته به رغم آنکه بیشترین بروز و ظهور غلو و غالیان نیز در شیعیان نخستین بوده است، اما با نگاهی به منابع تاریخی این حقیقت آشکار می شود که غلو نسبت به کسان، به ویژه نسبت به رهبران دینی به زمانی پیش از ظهور نخستین گروههای غالی در میان شیعه بازمی گردد. چنان که شیبی می نویسد، عمر که خود در روزگار خلافتش یکی از مخالفان سرسخت پدیده غلو بود، پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله ، مرگ آن حضرت را باور نداشت و گویا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را فراتر از آن می پنداشت که به سان دیگر انسانها بمیرد. از همین روی بود که ابوبکر او را به بشر بودن پیامبر صلی الله علیه و آله و این آیه قرآن که «اِنَّکَ مَیِّتٌ وَاِنَّهُمْ مَیِّتُونَ»(۵) توجه داد.(۶) از دیدگاه شیبی، پدیده غلو پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز در جامعه مسلمانان به حیات خود ادامه داده و زیاده روی کتابهای کلامی در ردیف کردن معجزات و کرامات پیامبرخدا صلی الله علیه و آله یکی از گواههای این حقیقت است.(۷)
گاه کار این زیاده انگاری نسبت به اشخاص چنان بالا می گیرد که هر چه را اندک تعلقی به آنان دارد نیز در بر می گیرد، چونان که برای نمونه کسانی از سپاهیان نبرد جمل بر پیرامون شتر عایشه گرد می آیند و سرگین شتر را تنها از آن روی که شتر به همسری از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله تعلق دارد می بویند و می گویند: «بوی سرگین شتر مادر ما بوی مشک و عنبر است».(۸)
اما در گذر تاریخ، غلو نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله چندان عرصه ای برای ظهور و گسترش نیافت و آنچه بیشتر در جوامع مسلمانان رخ نمود، غلو نسبت به شخصیت بزرگ و ستودنی اسلام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله یعنی حضرت علی علیه السلام بود و از همین هنگام بود که غلو در جامعه شیعه یا گروههای منتسب به شیعه رخ نمود.
کوفه و پیدایش غلو شیعی
کوفه شهری که در روزگار عمر به عنوان مرکز فرماندهی فتوحات شرق پایه گذاری شد و روزبه روز بر اهمیت و جایگاه آن افزوده گشت، خاستگاه اصلی غلو و مهد ظهور غالیان در سده های اول و دوم بود. کوفه همان اندازه که به تشیع نامور است با پدیده غلو و ظهور غالیان نیز آشناست و طوایف مختلفی از غالیان در این شهر ظهور کردند که در دوره های پسین حتی رو در روی شیعیان امامی معتدل که از امامت فرزندان امام حسین علیه السلام طرفداری می کردند ایستادند. این پرسش که چرا اصولا پدیده غلو رخ می نماید، چرا این پدیده در میان شیعه بیش از دیگران مجال ظهور می یابد و چرا کوفه پایگاه همیشگی این نوع گرایش می شود، خودپرسشی دیرین و ژرف است که در باره آن تحقیقی فراتر از اندازه و توان این نوشتار لازم است؛ اما در همین مجال محدود بایسته است به شماری از این عوامل اشاره شود:
۱ زیاده روی در علاقه و دوستی: شاید گویاترین گواه بر تاثیر زیاده روی در دوستی و اظهار آن در پیدایش غلو و در نتیجه تباهی دینی، این سخن امیر مومنان علیه السلام باشد که فرمود:
«هلک فیّ رجلان: محبّ غالٍ و مبغض قال»(۹)؛ دو تن به خاطر من تباه شدند: دوستی که اندازه نگه نداشت و دشمنی که بغض مرا در دل کاشت.
این حقیقتی پذیرفته است که اصولا عشق و علاقه به دیگران هنگامی که از اندازه فزون شود اسطوره می آفریند و زیاده انگاری و افسانه و خرافه را درباره آنان در پی می آورد. شاید از سر همین محبت بوده است که در پی درگذشت رهبران دینی بزرگ شیعه، گروههایی از پیروانشان مرگ آنان را باور نمی داشته و آنان را موعودهایی می پنداشته اند که به آسمانها یعنی جایگاه نخستین خویش در پندار غالیان باز گشته اند. در همین نقطه است که گروههایی از غالیان شیعه و واقفه با همدیگر تلاقی می یافته و انشعابهایی را در بدنه شیعه پدید می آورده اند.
به هر روی، این علاقه افراطی که خود تا اندازه ای نیز در نفوذ معنوی و عمق تحسین برانگیزیِ شخصیت و رفتار رهبران بزرگ ریشه دارد، هنگامی که با نادانی و نگاه سطحی هم درآمیزد سبب می شود علاقه مندان، رهبران دینی یا اجتماعی خود را در حدی «فراتر از انسانها» بپندارند و آنها را تا مرز خدایی بالا ببرند.
شاید این روایت علامه مجلسی از امام رضا علیه السلام تأییدی بر اثر این دو عامل در کنار هم باشد، آنجا که بنابر روایت، امام علیه السلام به نادانی کسانی که علی علیه السلام را خدا پنداشتند و به تأثیر این نادانی در تحلیل نادرست آنان از فضایل و رفتارهای شبه معجزه امام توجه می دهد و سرانجام این حقیقت را یادآور می شود که «علی علیه السلام و فرزندانش بندگان گرامی خداوند و آفریده او و مسخّر تدبیر اویند».(۱۰)
هم در روایتی دیگر منقول از احمد بن حنبل است که پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود:
«حکایت تو در میان مسلمانان همانند حکایت عیسی بن مریم است. گروهی او را دوست داشتند و در آن دوستی افراط ورزیدند و گروهی او را دشمن داشتند و در این دشمنی زیاده روی کردند».(۱۱)
این عامل یعنی دوستی فراتر از اندازه درباره هر کس دیگری نیز ممکن است به غلو و مبالغه و خداانگاری بینجامد، چونان که از سر همین انگیزه نسبت به دیگر خلفای چهارگانه نیز غلو شده است. بنابر این، همچنان این پرسش بر جای می ماند که چرا نسبت به امامان شیعه پدیده غلو بیش از دیگر کسان ظهور یافته و چرا شیعیانی که به طور طبیعی دوستدار پیامبر صلی الله علیه و آله نیز بوده و وظیفه داشته اند هیچ کس را بر پیامبر صلی الله علیه و آله برتری ندهند انحصاراً نسبت به امامان گرفتار افراط شده اند.
اینجاست که باید به عوامل دیگر نیز توجه کرد.
۲ احساس کوتاهی و تقصیر نسبت به گذشته: عراقیان و به ویژه مردمان کوفه، آن هنگام که علی علیه السلام بر آنان حکومت می کرد درباره او بی مهری و بی وفایی روا داشتند و آن هنگام که در رویارویی خلیفه مسلمانان با معاویه که از حکومت مرکزی اعلام انشعاب کرده بود به یاری عراقیان چشم امید بود از یاری خودداری ورزیدند. آنان چنان که وردی می نویسد «با این گمان که مسئله پیش آمده مسئله ای بسیار ساده است و فراتر از اختلاف میان دو رهبر که هر دو یک دین دارند و به یک گونه نماز می خوانند و کتابی واحد را تلاوت می کنند علی علیه السلام را واگذاشتند، اما پس از گذشت مدتی برای آنان روشن شد که مسئله ژرف تر از این بوده و سیاست علی علیه السلام در دراز مدت برای آنان سودمندتر بوده است. مردم در حالی در روزگار علی علیه السلام زیستند که قدر او را ندانستند و چون درگذشت و در پی او حکمرانانی قلدر و ستمگر بر کرسی حکومت نشستند، آن مردم دریافتند که با مرگ علی علیه السلام خسارتی جبران ناپذیر دامنگیر آنان شده است…».(۱۲)
در چنین شرایطی بود که عراقیان و به ویژه کوفیان نسبت به گذشته سخت پشیمان شدند و در جبران همه آن کوتاهیها که روا داشته بودند اینک به دام افراط گرفتار آمدند و غلو ورزیدند؛ و این طبیعت کنشها و واکنشهای عاطفی و احساسی است و این نوع کنش و واکنش با طبع عراقیان سازگارتر می نماید که گاه به تفریط گرفتار می آید و گاه به افراط در می غلتد.
این غلو و افراط عراقیان همان چیزی است که طه حسین از آن با عنوان «تسلای دل خود نسبت به بدیهایی که در روزگار حیات علی علیه السلام با او روا داشته بودند»(۱۳) یاد می کند و دیگر کسانی هم که به نوعی به مسئله غلو و غالیان پرداخته اند از آن سخن به میان آورده اند؛(۱۴) اما این یگانه عامل نبود، بلکه از دیگر سوی فشار مخالفان علی علیه السلام نیز بر آماده تر شدن اوضاع برای پدیده غلو می افزود.
۳ فشارو ستم امویان: امویان که پس از کناره گیری امام حسن علیه السلام از خلافت (سال ۴۱ق/ ۶۶۱م) قدرت مطلق را از آنِ خود ساختند، در ستم راندن بر علویان و به ویژه رهبران این خاندان و بر جای ماندگان اهل بیت هیچ مرزی نشناختند و ستم روزافزون و پرده دری آنان بر ضد این خاندان و بر ضد شیعیان احساسات و عواطف را به مظلومیت اهل بیت متوجه ساخت و هر چه حکمرانان اموی بر ستم خویش افزودند و هر چه ناخرسندی خود را از نام و یاد علی علیه السلام و شیعیان او آشکارتر ساختند آن مظلومیت آشکارتر گشت و خود زمینه را برای بروز و ظهور رویکردهای غلوآمیز نسبت به صاحب حقانی که بر آنان ستم رانده شده بود فراهم تر ساخت و کار بدان جا رسید که علی علیه السلام و نام او نماد مخالفت با دولت حاکم شد.(۱۵)
بدین سان، ستمی که بر خاندان علی علیه السلام رفته بود و ممنوعیتی که نسبت به یاد و نام او وجود داشت، خود یکی از عوامل زمینه ساز غلو در باره آن حضرت بود و این نکته است که روشن خواهد ساخت چرا مردم با آنکه به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نیز اعتقاد داشتند و او را هم دوست داشتند درباره او غلو اظهار نکردند. وِردی این حقیقت را این گونه بیان می کند:
«آنان [عراقیان] بر خلاف آنکه در دوستی علی علیه السلام غلو کردند در دوستی پیامبر صلی الله علیه و آله غلو نورزیدند. علت این امر بدان باز می گردد که از دوستی محمد صلی الله علیه و آله منع نشده بودند و حکمرانانشان نیز در اظهار این دوستی با آنان شریک بودند».(۱۶)
در واقع، وردی با این سخن، مسئله غلو و عامل موثر در آن را به نوع روابط میان حکمرانان و مردم و تاثیر این رابطه در نوع برخورد و نگرش آنان باز می گرداند و ما را به این اصل مهم در جامعه شناسی سیاسی توجه می دهد که «وقتی شکاف میان حاکم و محکوم عمیق شود محکوم می کوشد درست بر عکس هر دعوت و تبلیغی که حاکم او را بدان فرا می خواند عمل کند. در چنین شرایطی محکوم می بیند که خود به خود به سوی غلو در دوستی هر کسی رانده شده است که حاکم او را خوش ندارد یا خواهان ناسزاگویی به اوست».(۱۷)
بدین سان بخشی از عوامل دست اندرکار در بروز غلو در کوفه و عراق به شرایط اجتماعی، سیاسی آن روزگار و آن سرزمین باز می گردد و در چنان شرایط و روزگاری است که کسی چون مختار ثقفی با دعاوی و فضای مطلوب غالیان همراه می شود و از «کرسی علی علیه السلام » سخن به میان می آورد.
اما آنچه در این میان باز هم بر آمادگی اوضاع می افزود، روحیه عراقیان و کوفیان بود. این خود عاملی دیگر در بروز پدیده غلو در میان شیعیان عراقی است.
۴ عراقیان و روحیه و بافت اجتماعی آنان: بر خلاف آنچه وِردی بر آن تاکید می کند، کسانی چون نشار، امین و فیاض تأثیر بافت اجتماعی عراق، ضعف عنصر قبیله ای در بافت کوفه، حضور قبایل یمانی در این شهر، و آشنایی مردم عراق با ادیان و مذاهب غیر اسلامی و تاثیر این ادیان بر آنان و در کنار آن حضور و جایگاه موالی را که درصدد یافتن زمینه ای برتر بودند از عوامل بروز غلو دانسته اند.(۱۸)
آنچه در تحلیل این گروه مهم به نظر می رسد، استنادی است که نشار به سخنی از ابن ابی الحدید کرده است. او از شارح نهج البلاغه نقل می کند که از تفاوت میان عراقیان و اعراب معاصر رسول خدا صلی الله علیه و آله سخن به میان می آورد که بر خلاف مردمان حجاز که سرشت آنان سرشت بادیه نشینان بوده و هیچ حکیم، فیلسوف، صاحب نظر و متکلم یا صاحب شبهه و یا بر سازنده یک نحله در میانشان نبوده، مردم عراق اهل تأمل و تدقیق و نظر و جست و جوی در آراء و عقاید و حتی شبهه بر اندیشه ها بوده اند و در این میان با ادیان پیشین نیز آشنایی داشته اند. این آشنایی همان چیزی است که نشار شکل گیری کانونهای تفکر گنوسی را بدان باز می گرداند و صاحبان این نوع از تفکر را خاستگاه غالیان معرفی می کند.
ناگفته نماند در کنار این ترکیب باید از حضور موالی نیز یاد کرد که به گفته فیاض بخش عمده ای از گردن نهادگان به تشیع را در نخستین مراحل تاریخی این مذهب در بر می گرفته(۱۹) و همین گروه بوده اند که به تعبیر ولهوزن به شیعیان غالی بدل شده اند.(۲۰)
از دیدگاه برخی از جمله فیاض در تاریخ الامامیه، عناصر ایرانی تباری که به تشیع غالی گرویدند از محیط قدیم خود اندیشه پرستش پادشاهان و خدا شمردن آنان را به ارث برده بودند و در دوره اسلام نیز امامان در دیدگاه این گروه «همان جایگاهی معنوی را پر می کردند که در روزگار بت پرستی پادشاهان ایرانی آن را پر کرده بودند».(۲۱)
هر چند در پاره ای از عوامل یاد شده ملاحظاتی نیز وجود دارد و هر چند نمی توان دخالت همه این عوامل را در بروز پدیده غلو در میان شیعیان امامی یکسان دانست، اما چهارچوب کلی عوامل موثر در رخ نمودن این پدیده همان نکاتی است که از آنها سخن به میان آمد. تا جایی که نگارنده اطلاع دارد، منابعی که بدین بحث پرداخته اند(۲۲) بر این عوامل نوعی اتفاق نظر دارند و این به رغم آن است که در یکی از جستارهای جدید در آن باره، مولف کوشیده است شمار زمینه ها و عوامل پیدایی غلو را به دوازده مورد برساند و به نقد برخی از عوامل پیشگفته در نوشتار حاضر نیز بپردازد.(۲۳)
به هر روی، غلو و پدیده ای به نام غالیان، اثر پذیرفته از عوامل یاد شده و عواملی دیگر از این دست، برای نخستین بار در کوفه رخ نمود و خود را در حرکت مختار و برخی از شعارهای او و کیسانیانِ نخستین نشان داد. از آن پس با انتقال کانون مبارزات شیعی به زیدیان و همزمان با آن، تکامل و استمرار حیات شیعیان میانه رو یعنی همانها که سلف دوازده امامیها بودند غالیان به عنوان یک جریان تندرو شیعی در کنار بدنه شیعه به حیات و فعالیت خود ادامه داد. هر چند بخشی از غالیان پیرو محمد بن حنفیه یعنی دنباله جریان کیسانیه بعدها در شیعیان غالی عباسیه حل شدند، اما در جوامع عراق همچنان کسانی از قبیل بیان بن سمعان پرچمدار جریان غلو بودند و پس از او نیز مغیره بن سعید بجلی این جریان را استمرار بخشید و همچنان غلو در عراق و کوفه به حیات خود ادامه داد. سردمدار بعدی غالیان در عراق ابومنصور عجلی بود و در پی مرگ او (سال ۱۲۱ق)، ابوالخطاب اسدی (م ۱۳۸ق) این جریان را پیش برد. همین ابوالخطاب است که با اسماعیل بن جعفر فرزند امام صادق علیه السلام ارتباط داشت و همین ارتباط سبب کنار زدن او از جانشینی امامت دوازده امامیها شد. از هشدارهایی که امامان شیعه در دوران پیش از غیبت داده اند و از گزارش راویان این هشدارها پیداست که طرفداران غلو در دوران حضور امامان علیهم السلام در عراق و افزون بر آن در مناطقی چون خراسان فراوان بوده اند. در آغازین دهه های عصر غیبت نیز غالیان در جوامع شیعه حضور داشته اند و بعدها هر چند به طور رسمی به حیات آنان خاتمه داده شده، اما مفردات یا تاثیراتی از اندیشه های آنان در بدنه شیعه دوازده امامی بر جای مانده است. طایفه نصیریه نیز دنباله جریانی از غالیان که از عصر امام هادی علیه السلام و عسکری علیه السلام آغاز شده بود معرفی می شوند.
اما از زاویه تکامل و تحول عقیدتی، غالیانِ نخستین، ظاهرا به طور عمده کسانی بوده اند که به غیبت و رجعت محمد بن حنفیه گراییده بودند، چنان که مدرسی طباطبایی می نویسد همین «اعتقاد در میان سواد اعظم مسلمانان با نام غلو شناخته شده و هواداران آن به عنوان غلات خوانده می شدند، و این مفهوم نخستین آن کلمه بود».(۲۴)
اما بعدها و از اوایل سده دوم هجرت کسانی پیدا شدند که فردی از اهل بیت را خدا دانستند. معمولاً در دعوی این گونه کسان، آن مدعی خود پیامبری بود برای همان خدای ادعایی، چنان که برای نمونه حمزه بن عماره بربری بر خلاف دیگر کیسانیان که محمد بن حنفیه را موعود منتظر می پنداشتند او را خدا خواند و خود را نیز پیامبر او دانست.
این نوع از تفکر غالی چندان پایدار نماند، اما در دهه های سوم و چهارم سده دوم هجری گروه دیگری از غالیان رخ نمودند که به سان بخش عمده کیسانیان امامان را موجوداتی فراتر از بشر می خواندند که دارای علم نامحدود از جمله علم به غیب و قدرت تصرف در کائنات بودند و عقیده داشتند «که خداوند کار جهان از خلق و رزق و اختیار تشریع احکام را به آنان تفویض فرموده است».(۲۵)
بدین سان سده دوم با دو جریان غالی مواجه بود: جریانی که امام را خدا می پنداشت و جریانی که به تفویض خلق و رزق و حساب و کتاب بندگان به امامان اعتقاد داشت. در متون شیعی به طور معمول بر جریان نخست نام غلات طیاره یا به طور خلاصه طیاره نهاده شده و جریان دوم به نام «مفوضه» مشهور شده است. به نظر می رسد بخش عمده تری از احادیث و متون شیعی حاکی از نکوهش غالیان به همین جریان دوم نظر داشته باشد که خود حضوری در خور توجه و هشدار در جوامع شیعی داشته است.
مفوضه که بعدها با نام غالیان نیز از آنان سخن به میان آمده است هر چند در سده دوم از سوی امامان شیعه و متن جامعه شیعه به حاشیه رانده شدند، اما از دوره پس از رحلت امام رضا علیه السلام این گروه توانستند بر تلاش خود بیفزایند و در گسترش آموزه های خود از مجموعه ای از روایتهایی که بخشی نیز برساخته غالیان پیشین بود بهره جویند. تلاش گسترده این گروه در سده سوم و ستایش آنان از زبان ائمه علیهم السلام از کسانی چون مفضل جعفی بدان هدف انجام می گرفت که در بدنه شیعه و اندیشه های شیعه نفوذ کنند و حتی خود را نماینده تفکر شیعی قلمداد نمایند. تلاش قمیین (که از سوی غالیان مقصره خوانده شدند) در سالهای پس از غیبت در برابر این گروه، و حساسیتی که در آثار این دوره قمیین در برابر عقاید غالیان دیده می شود، نشان از آن دارد که تلاش و اندیشه گروه یاد شده دست کم در آن دوران توانسته بود در اندیشه شیعه جای پایی بیابد. مواضع سرسختانه شیخ صدوق در آثاری چون الاعتقادات و من لایحضره الفقیه و لعن غالیان و مفوضه نمونه ای از حساسیت قمیین در برابر این جریان تندرو شیعی است.
مفوضه در دوران غیبت صغری به تلاش خود برای تصرف کرسی نمایندگی شیعه اثنی عشری ادامه دادند و در دوره های متاخرتر نیز به کلی خود را از عنوان مفوضه تبرئه کردند، «به گونه ای که گویی ائمّه در روایات حاکی از نکوهش غالیان از یک فرقه که تنها در زمان آنان وجود داشته و سپس در صفحات تاریخ ناپدید شده است سخن می گفته اند».(۲۶)
به نظر می رسد تلاشهای مفوضه در اواخر سده سوم و از آن پس سده چهارم بی ثمر نیز نبود و کار بدان جا رسید که حتی برخی متکلمان قدیم شیعه مثل نوبختیان در مبحث علم امام و ذاتی بودن شرایط امامت از دیدگاههای مفوضه پشتیبانی کردند. علاوه بر اینها دیدگاههای غالیان در دوره های پسین از رهگذر نوشته های شیعی دوازده امامی نیز به نسلهای بعد رسیده است. مدرسی در این باره می نویسد:
«در دوره های متاخرتر بسیاری از نوشته های مفوضه حتی آثار افرادی مانند حسین بن حمدان خصیبی که از تفویض نیز پا فراتر نهاده و بسیاری از مبانی غلات ملحد را در انوار و ادوار و نظائر آن پذیرفتند از راه نوشته هایی که برخی از دانشمندان شیعه برای مراجعه عوام و به شیوه عصری دوره های خود نوشتند به سنت شیعی راه یافت. در این نوشته ها هدف کلی آن بود که اعتقاد مردم عادی به مقامات ائمه اطهار علیهم السلام و مبانی مذهب هر چه بیشتر تقویت و تحکیم شود و از افتادن آنان به دام مذاهب دیگر جلوگیری گردد. پس بسیاری از منقولات و روایات مربوط به معجزات و مطالب شگفتی انگیز که در هر گونه کتابی برای ائمه یافت می شد در آن آثار نقل شده تا با مطالب مشابه در کتب فرق دیگر هم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
