اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی غُلوّ
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 72
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی غُلوّ شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی غُلوّ:
فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی غُلوّ با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی غُلوّ با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی غُلوّ را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
یکی از آفاتی که بدون استثنا گریبانگیر همه ادیان و مذاهب و مکاتب، اعمّ از الهی و غیر الهی، در طول تاریخ شده است، پدیده غلوّ و افراط گرایی است؛ غلوّ درباره عقاید، بنیانگذاران، قهرمانان و یا پیروان یک دین و مکتب.
عوامل این افراط گرایی را می توان به دو بخش «عوامل درون دینی» مانند ملموس نبودن معارف بلند یک دین برای پیروان، عشق فراوان، جهل و نادانی پیروان، استفاده مادّی بعضی از منتسبین به دین از راه رواج عقاید غلوّآمیز و… و «عوامل برون دینی»، مانند ترویج عقاید افراطی از سوی دشمنان یک دین برای هموار نمودن راه محکوم کردن آن دین (از طریق اجرای اصل مؤثرِ حمله به یک عقیده از راه دفاع بد از آن) تقسیم نمود.
اما در هر دو بخش، نتیجه یکسان است و آن ارائه چهره ای تحریف شده و آلوده و به دور از اعتدال از دین می باشد.
متأسفانه در همان قرون اولیّه اسلام، این دو دسته از عوامل، دست به دست هم داده و در راه کوبیدن مذهب حق شیعه که مبتنی بر اصول و عقاید متعارف و توجیه پذیر اسلامی بود، همّت گماشتند و سعی در ارائه چهره ای وارونه از این مذهب نمودند.
آتش بیاری اصلی معرکه را عواملی برون مذهبی همانند افراد دنیاپرست و شیّاد به عهده داشتند که برای فریب توده ها چند صباحی خود را در داخل شیعیان جا زده بودند. آنها از احساسات و عواطف پاک و بی شائبه مردم و نیز ناآگاهی آنان استفاده نموده و با رواج عقاید غلوّ آمیز خود، شروع به بنیانگذاری فرقه ها و گروهکهایی منتسب به شیعه نمودند؛ به گونه ای که تا نیمه قرن چهارم هجری به نام حدود ۶۰ فرقه از این گونه گروهکها برخورد می نماییم.
خوشبختانه هوشیاری و درایت کامل ائمه معصومین علیهم السلام اجازه نداد که این فرقه ها و گروهکها به صورت دیرپا باقی بمانند.
امامان معصوم از راه بیان عقاید صحیح و غیر افراطی، افشاگری پیرامون رؤسای غلات و اهداف و توطئه های آنها، بیان نتایج عقاید غلوّ آمیز، و سرانجام صدور فرمان قتل بعضی از رؤسای غلات، تلاش عظیم و پرثمری را در راه اضمحلال این پدیده آغاز نمودند؛ به گونه ای که مشابه این تلاش را از سوی آنان در مقابله با هیچ یک از مذاهب دیگر اسلامی و حتّی ادیان غیر اسلامی و بالاتر از همه مکاتب الحادی سراغ نداریم.
نتیجه این تلاش بابرکت آن شد که هنوز قرن چهارم هجری به پایان نرسیده بود که همه این فرقه ها به کلّی مضمحل شده و از میان رفتند؛ نتیجه ای که امکان تحصیل آن جز از این راه فراهم نمی گشت.
اما در این میان، این گروهکها آثار شومی از خود به جای گذاشتند که بعضی از آنها، هنوز به صورت دیرپا وجود دارد که به نمونه هایی از قرار ذیل اشاره می کنیم:
۱ چهره ای تحریف شده و آلوده از مذهب شیعه ترسیم نمودند؛ به گونه ای که در طول تاریخ و حتی در این زمان، هنوز برخی از اهل سنّت و مستشرقین، تفاوتی میان بعضی از عقاید شیعه و عقاید غلات قائل نمی شوند.
۲ عقایدی را در میان توده های شیعیان رواج دادند که هنوز آثاری از آنها باقی مانده است.
۳ احادیث جعلی فراوانی را در لابلای روایات شیعه، جای دادند؛ به گونه ای که گرچه بزرگان و قهرمانان حدیث شیعه، سعی فراوانی در پالایش کتب روایی شیعه از خود بروز دادند، اما هنوز نمی توان مطمئناً حکم به زدوده شدن آن روایات از کتب شیعه نمود. بعضی از اختلافات عقیدتی میان علمای شیعه را می توان مستند به وجود این گونه روایات دانست.
۴ عقاید افراطی این گروهها موجب شد تا گروهی تفریطی که احیاناً با عنوان «مقصّرین» (کوتاهی کنندگان) از آنها یاد می شود، با عقایدی در جهت عکس، پدید آیند. این گروه، بخشی از روایات حاوی فضایل ائمه معصومین علیهم السلام را که به نظرشان از آن بوی غلوّ و افراط به مشام می رسید، از کار انداختند.
۵ و در آخر شاید بتوان گفت مهمترین اثر منفی این گروهکها، در علم رجال شیعه ظاهر گشت که در آن، عدّه فراوانی از راویان به غلوّ متهم گشتند؛ راویانی که در مجموع، در سلسله اسناد هزاران حدیث شیعی واقع گشته بودند.
در این میان، تیغ تیز اتهام غلوّ، سینه پاک بعضی از استوانه های علم حدیث شیعه را نیز درید و مباحث رجالی فراوانی را در طول تاریخ این علم، ایجاد نمود.[۱]
مقاله حاضر که در دو بخش تنظیم یافته است، ابتدا به ذکر مباحثی کلّی پیرامون غلوّ در بخش اوّل و آنگاه به بحث و بررسی یکی از آثار غلوّ در علم رجال، یعنی به تحلیل اتّهام به غلوّ در نظر «ابن غضائری» خواهد پرداخت.
بخش اول: کلیاتی درباره غلوّ
۱ غلوّ در لغت
غلوّ در لغت به معنای تجاوز و بالاتر رفتن هر چیز از اندازه خود معرّفی شده است. این لغت، مصدر «غَلی یَغْلو» از باب نَصَرَ یَنْصُرُ و ناقص یایی است. غَلَیان که به معنای جوشش مایعات و بالاتر رفتن دمای آنها از حد متعارف می باشد، نیز از همین ریشه است.
همچنین «غَلاء» به معنای گرانی و بالاتر رفتن قیمت کالاها از حدّ متعارف نیز با این لغت هم ریشه می باشد.
«غُلُوان الشباب» به اوّل جوانی گفته می شود که نیروهای انسانی در اوج خود قرار دارد.[۲]
نکته قابل تذکّر اینکه گرچه هر دو لغت غلوّ و تعدّی، تجاوز از حدّ در ناحیه افراط را نشان می دهند، اما هنگامی از لغت غلوّ استفاده می شود که بخواهیم مراتب بالای تجاوز را برسانیم، در حالی که لغت تعدّی مراتب پایین تر و ضعیفتر را می رساند.[۳]
۲ غلوّ در نگاه قرآن و روایات
قرآن مجید در دو سوره نساء و مائده، مسأله غلوّ در دین را مطرح نموده و با خطاب «یا اَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُو فی دینِکُمْ»[۴] از مسیحیان می خواهد که دست از غلوّ دینی خود برداشته و حضرت عیسی علیه السلام را از حدّ، بالاتر نبرند و او را پسر خدا ندانند.
همچنین کتب روایی اهل سنّت و شیعه، حاوی روایاتی است که حاکی از مذموم بودن غلوّ و نهی از آن است، که به عنوان نمونه تنها به ذکر چند مورد بسنده می نماییم.
۱ اهل سنّت از پیامبر اکرم ص چنین نقل کرده اند:
«ایاکم و الغلوّ فی الدین فانما هلک من کان قبلکم بالغلوّ فی الدین».[۵]
در این روایت، پیامبر اکرم ص ضمن بازداشتن مسلمانان از غلوّ دینی، آن را به عنوان علّت نابودی امّتها و ادیان پیشین معرفی نموده است.
۲ کتب روایی شیعه از قول پیامبر اکرم ص چنین نقل کرده اند:
«صنفان من امتی لانصیب لهم فی الاسلام، الناصب لاهل بیتی حرباً و غال فی الدین مارق منه…[۶]
در میان امّت من، دو گروه نصیبی از اسلام ندارند، (اوّل) کسانی که عَلَم جنگ و مخالفت با اهل بیت من برافرازند و (دوّم) آنان که در دین غلوّ نمایند و از حدّ آن تجاوز کنند».
این روایت، منتهی الیه تفریط و افراط دینی را مطرح نموده و هر دو گروه (مفرط و مفرّط) را از اسلام حقیقی به دور دانسته است.
۳ حضرت علی علیه السلام درباره خود و خاندانش چنین می فرماید:
«ایاکم و الغلوّ فینا…[۷]
از غلوّ و زیاده روی درباره ما (اهل بیت ع ) بپرهیزید».
۳ تأثیر غلوّ بر علوم اسلامی
بحث غلوّ و بالتبع معرّفی غلات، لااقل در هشت علم اسلامی مطرح گشته یا امکان طرح دارد؛ بدین معنی که نتایج این بحث، در آن علوم کاربرد عملی دارد.
نخست در علم «تاریخ اسلام» که به ذکر حوادث مربوط به گروههای مختلف غلات مانند مغیریه و خطّابیه پرداخته و سرنوشت آنان را بیان نموده است.
اگر در آینده علمی به نام «فلسفه تاریخ اسلام» پدید آید، می توان مباحثی همچون علل پدید آمدن غلات، علل انتساب آنان به شیعه و بررسی مقدار درستی این انتساب، علل رشد این گروهها و سرانجام، عوامل اضمحلال آنها را در این علم جدید الظهور بررسی نمود. متأسفانه علم تاریخ اسلام که بیشتر پدید آورندگان آن از میان اهل سنّت می باشند، به این پدیده توجّه کمتری مبذول داشته و از ذکر بسیاری از حوادث مربوط به غلات ساکت مانده است.
دومین علم، علم «مِلَل و نِحَل و فرقه شناسی» می باشد که برخلاف علم تاریخ، راه افراط را پیموده و به بزرگنمایی فرقه های مختلف غلات از جهت کیفیت و کمیّت پرداخته است.[۸] تعداد فرقه های غلات در کتب این علم، از «نُه» تا بیش از «صد» فرقه ذکر شده است.
در میان کتب این علم که بر خلاف علم تاریخ اسلام و علم حدیث، از ذکر سند در مطالب خود بیگانه است ، به نام فرقه هایی با عناوین زُراریه یا تمیمیه (منسوب به زراره بن اَعین)[۹]، هشامیّه (منسوب به هشام بن حکم)[۱۰]، نعمانیه یا شیطانیه (منسوب به ابوجعفر محمد بن علی بن نعمان احول مؤمن الطاق)[۱۱]، جوالیقیه (منسوب به هشام بن سالم جوالیقی)[۱۲]و یونسیّه (منسوب به یونس بن عبدالرحمن)[۱۳] برخورد می نماییم که به بزرگان اصحاب ائمه علیهم السلام نسبت داده شده است و برای آنان عقاید سخیفی برشمرده اند که به نظر می رسد ذکر این گونه افراد در عداد غلات، تلاشی از سوی مخالفان و دشمنان شیعه در راه بد جلوه دادن مذهب شیعه و کوبیدن امامان معصوم از راه کوبیدن اصحاب آنان بوده است.
همچنین به نام فرقه هایی مانند «سبأیه» (منسوب به عبدالله بن سبأ) برخورد می کنیم که اصولاً وجود خارجی رهبر آن ثابت نشده است و بلکه نبود وی ثابت گردیده است[۱۴].
همچنین بسا که از عقیده منتسب به یک شخص، فرقه ای به نام او ساخته اند، بدون آنکه هوادارانی برای آن ذکر نمایند. به نظر می رسد، علّت همه این اشتباهات، ریشه در منبع این علم داشته باشد که همان زبان مردم و شایعات رایج در میان آنان بوده است[۱۵].
علم سوّم، علم «کلام و عقاید اسلامی» است که بحث غلوّ در محورهای زیر با آن ارتباط پیدا می کند:
اوّلاً از آنجا که بخشی از بحث غلوّ درباره صفات و فضایل و کرامات ائمه معصومین علیهم السلام می باشد، این علم موظّف است با استفاده از دلایل محکم و متقن و قطعی، حد و حدود قطعی این ویژگیها را مشخص نماید تا بتواند معتقد به فراتر از آن را غالی بنامد. بخش دوّم بحث غلوّ که درباره ذات معصومین علیهم السلام و رساندن آنها به حدّ خدایی و نیز اعتقاد به حلول و تناسخ است نیز بحثی کلامی است. و از اینجا روشن می شود که تعریف دقیق معنای غلوّ تنها در علم کلام امکان پذیر است.
ثانیاً عقاید کلام شیعه را می توان با توجّه به مستند آنها به سه قسم تقسیم نمود:
بخشی از این عقاید مانند اصل اثبات توحید، از راه عقل ثابت می گردد.
بخش دوّم مانند اعتقاد به کیفیت معاد، وجود فرشتگان و… از راه نقل قطعی مانند قرآن کریم و روایات قطعی اثبات می گردد.
و بخش سوّم این عقاید، از راه خبر واحد عرضه می شود. و از آنجا که در این نوع خبر، ممکن است افراد متهم به غلوّ وجود داشته باشند، از این رو اثبات یا ردّ این اتّهام، در پذیرفتن یک عقیده یا ردّ آن بسیار مؤثر می باشد.
برای یادآور شدن اهمیّت این بحث، ذکر این نکته کافی است که با استقصایی که به وسیله نگارنده در میان سلسله سند حدود ۲۵۰ حدیث وارد در کتاب «الحجه» کافی صورت گرفت، این نتیجه به دست آمد که حدود ۲۰ درصد اسناد این روایات یعنی حدود ۵۰ روایت مشتمل بر افراد متهم به غلوّ می باشد.
چهارمین علم مرتبط با بحث غلوّ، علم «درایه الحدیث» می باشد.
در این علم که عهده دار بحث از صفات حدیث می باشد، باید این نکات روشن شود که:
اولاً: آیا غلوّ باعث از دست رفتنِ وِثاقت راوی می شود یا خیر؟ که این بحث یکی از صغریات بحث اعتبار یا عدم اعتبار صحّت عقیده در راوی می باشد.
ثانیاً: آیا در این جهت، فرقی بین غلوّ در ذات و غلوّ در صفات می باشد یا خیر؟
ثالثاً: اگر راوی قبل از گرایش به غلوّ، دارای صفت استقامت (یعنی عقیده درست داشتن) بود، آیا احادیث حال الاستقامه او مقبول است یا خیر؟ احادیثی که شک داریم آیا در حال استقامت روایت کرده یا بعد از آن، چطور؟
رابعاً: اگر شخص غالی توبه نموده، آیا احادیث او که بعد از توبه روایت می کند، مقبول است یا خیر؟
خامساً: به الفاظی که در هنگام وارد آوردن اتهام به غلوّ از سوی اتهام وارد کنندگان ابراز می شود، دقت شود و مقدار دلالت آنها مشخص گردد؛ مثلاً باید بحث شود که آیا لفظ غالی با لفظ مرتفع در یک مرتبه است یا خیر؟
پنجمین علم که ارتباط تنگاتنگ و مستقیمی با بحث غلوّ دارد، علم «رجال» شیعه می باشد.
این ارتباط وقتی ملموس تر می شود که دریابیم در موسوعات رجالی شیعه، به نام بیش از ۱۵۰ نفر برخورد می نماییم که از سوی افراد و گروههای مختلف متهم به غلوّ شده اند.[۱۶]
در این علم، اوّلاً باید از مقدار کارآیی این اتّهام بحث شود که آیا باعث تضعیف راوی می گردد یا خیر؟
ثانیاً: مقدار اعتبار این اتهام از جهت افراد و گروههای مختلف وارد کننده آن مشخص گردد. فی المثل، باید بحث شود که آیا اتهام قمی ها یا ابن غضائری به یک راوی، با اتهام نجاشی یا شیخ طوسی به وی، در یک سطح است یا خیر؟
ثالثاً: تکلیف موارد تعارض بین اتهام و توثیق مشخص گردد.
رابعاً: مواردی که اتهام از روی اجتهاد و عقاید شخصیِ وارد کننده اتهام، ابراز شده است، مشخص گردد.
ششمین علم که نتایج بحث غلوّ در آن کاربرد دارد، علم «حدیث» است.
برای درک اهمیّت این مطلب، فقط تذکّر این نکته کافی است که در میان سند حدود سه هزار حدیث شیعی، افراد متهم به غلوّ واقع شده اند.[۱۷]
علم هفتم علم «فقه شیعه» است که در آن اوّلاً: حکم فقهی غلات از جهت کفر یا اسلام بیان شده است. وثانیاً: نتیجه (بحث متهمین به غلوّ)، در مورد روایات فقهی یی که در سند آنها، این گونه افراد واقع شده اند، دارای کاربرد می باشد.
هشتمین علم مرتبط با بحث غلوّ، علم «تفسیر» می باشد. این علم از آن جهت با غلوّ ارتباط می یابد که در بعضی از اسناد روایاتی که در تفسیر آیات قرآن وارد شده است، افراد متهم یافت می شوند.[۱۸]
۴ غلوّ در ذات و غلوّ در صفات
تفکیک میان غلوّ در ذات و غلوّ در صفات، یکی از مباحث لازمی است که گرچه محتوای آن، مدّ نظر علمای شیعه قرار داشته است، امّا کمتر اقدام به تفکیک عنوانی و عملی بین این دو نموده اند. در حالی که این تفکیک، دارای آثار فراوان فقهی، رجالی و درایه ای می باشد.
در پایان این بحث، روشن خواهد شد که منظور بسیاری از علمای شیعه از غلوّ، برخلاف تصوّر رایج کنونی، غلوّ در ذات می باشد نه غلوّ در صفات.
الف غلوّ در ذات
منظور از غلوّ در ذات آن است که شخص یا گروه غالی، قائل به نبوّت ائمه معصومین علیهم السلام یا الوهیت معصومین علیهم السلام یا حلول و یا تناسخ و یا تفویض باشد؛ به عبارت بهتر، ذات معصومین علیهم السلام را از مرتبه خود بالاتر بَرَد.
مراد از اعتقاد به حلول، آن است که شخصی معتقد به حلول روح خدایی در بدن افراد انسانی گردد.
و منظور از تناسخ، انتقال روح از بدنی به بدن دیگر در همین جهان می باشد.
بعضی از گروههای معتقد به حلول و تناسخ، ابتدا قائل به حلول روح خدایی در آدم ع یا پیامبر اکرم ص یا امام معصوم می شدند و پس از آن به وسیله تناسخ، این حلول را ادامه می دادند تا آن را درباره همه رهبران خود، مانند ابوالخطاب و… اثبات نمایند.
و مقصود از اعتقاد به تفویض، آن است که شخص قائل به مخلوق بودن پیامبر اکرم ص و حضرت علی ع بوده، اما پس از خلق شدن آنها، آن دو را عهده دار آفرینش و روزی رساندن و میراندن و زنده کردن بداند. به عبارت دیگر، قائل به واگذاری این امور از سوی خداوند به پیامبر اکرم ص و حضرت علی ع باشد؛ که این اعتقاد گروهی از غلات با عنوان مفوّضه بوده است.[۱۹]
اعتقادات یاد شده یا بخشی از آنها از سوی گروههای مختلف غلات در زمان ائمه معصومین علیهم السلام ابراز گردید.
مثلاً مغیره بن سعید بَجَلی که در زمان امام باقر علیه السلام می زیست، ابتدا امام باقر علیه السلام را به حدّ خدایی رسانید و آنگاه خود را به عنوان پیامبر و امام از طرف او به مردم معرّفی نمود.[۲۰]
و نیز بعضی از عقاید خطّابیه که از پیروان محمد بن مقلاص اسدی معروف به ابوالخطاب بودند، این چنین بیان شده است:
۱ اعتقاد به اینکه امام جعفر صادق علیه السلام خداست، اما نه این جعفری که دیده می شود، بلکه صورت اصلی او که در آن عالم است.
۲ اعتقاد به اینکه او ابوالخطاب را قیم و وصی خود و بلکه پیامبر از طرف خود قرار داده است.
۳ اعتقاد به اینکه ابوالخطاب پس از مرگ از ملائکه گردید.
۴ اعتقاد به تناسخ، بدین معنی که می گفتند: روح هر یک از کسانی که (پیامبرانی که) به حدّ خدایی می رسند، پس از چندی به پیامبر بعدی منتقل می شود.
۵ اعتقاد به اینکه در هر زمانی دو پیامبر وجود داشته است که یکی ناطق و دیگری صامت بوده است؛ مثلاً محمد ص رسول ناطق و علی ع رسول خاموش بود.[۲۱]
و یا گروه بَشّاریه منسوب به بَشّار شعیری (جوفروش) که در زمان امام صادق و امام کاظم علیهما السلام می زیسته است، قائل به خدایی حضرت علی ع و امام صادق ع و پیامبر اکرم ص و نیز معتقد به تناسخ بودند.[۲۲]
و درباره گروهی به نام مُفوّضه چنین نقل شده است که آنها حضرت محمد ص را مدبّر اوّل و علی ع را مدبّر ثانی عالَم می دانند.[۲۳]
ائمه معصومین علیهم السلام در برابر این گروههای مختلف، به شدّت ایستادگی کرده و عقاید آنها را محکوم نموده و آنها را از شیعه جدا دانسته اند. و به طرق گوناگون از لعن و نفرین گرفته تا صدور فرمان کشتن درباره رؤسای آنان، به مبارزه با آنان پرداختند.[۲۴]
بسیاری از علمای شیعه هنگام ذکر غلات، در حقیقت به معرّفی این نوع غلوّ (یعنی غلوّ در ذات و نه غلوّ در صفات) پرداخته اند که به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می نماییم:
۱ شیخ ابو اسحاق ابراهیم بن نوبخت که یکی از متکلّمین شیعه در نیمه اوّل قرن چهارم بوده در کتاب کلامی خود به نام «یاقوت» که قدیمی ترین کتاب کلامی موجود شیعه می باشد، درباره غلات چنین می نویسد:
«وقول الغلاه یبطل اصله استحاله کون الباری تعالی جسماً و معجزات امیرالمؤمنین معارضه بمعجزات موسی و عیسی»[۲۵]
اعتقاد غلات، از اساس باطل است، به جهت محال بودن جسمیت خداوند. و معجزات امیرالمؤمنین علی علیه السلام با معجزات حضرت موسی و عیسی علیه السلام همانند است.
علّامه حلّی ره در شرح این عبارت، کلامی دارد که به وضوح روشن می سازد که مراد از هر دو عبارت، غلوّ در ذات می باشد.
عبارت ایشان چنین است:
«من می گویم گروههای مختلف غلات، دارای عقاید مختلفی بودند. بعضی از آنها حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ع را حقیقتاً خدا دانستند و بعضی قائل به نبوّت او گردیدند. و همه این اقوال باطل است. زیرا ما قبلاً بیان نمودیم که خداوند جسم نیست، (پس علی ع نمی تواند خدا باشد) و نیز حلول و اتحاد برای ذات خداوندی محال است به دلایلی که گذشت.
و نیز بیان کردیم که محمد ص خاتم الانبیاء است. (پس علی ع پیامبر نیست) پس اقوال غلات کلاًّ باطل گردید. و علّت این اشتباهات غلات، آن است که با دیدن معجزات حضرت علی ع قائل به خدایی او شدند. در حالی که این معجزات، دلالت برخدایی نمی کند، زیرا اینگونه معجزات از پیامبران گذشته مانند حضرت موسی و حضرت عیسی علیهماالسلام نیز صادر شده است، پس آنان نیز باید خدا باشند!»[۲۶]
۲ شیخ مفید ره در تعریف غلات و مفوّضه این چنین می فرماید:
«گروههای غلات که از متظاهران به اسلام می باشند، کسانی هستند که امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان فرزند او را منتسب به خدایی و پیامبری کرده و آنان را موصوف به فضیلتهایی در دین و دنیا که از حدّ آنها فراتر است نمودند.
اینها گمراه و کافر هستند و امیرالمؤمنین علیه السلام آنان را محکوم به قتل و سوزانده شدن نمود و ائمه علیهم السلام آنان را کافر دانسته و از اسلام به دور دانستند.
و مفوّضه گروهی از غلات هستند و تفاوت آنها
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
