خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اصول اعتقادی اهل حق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اصول اعتقادی اهل حق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی غُلوّ
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی غُلوّ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
43دقیقه
40ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی غلوّ

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 47

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی غلوّ شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی غلوّ گزینه‌ای عالی است؟

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی غلوّ با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی غلوّ را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!

بخش دوم:
ابن غضائری و متّهمان به غلوّ، در «کتاب الضعفاء»
۱ شخصیت «ابن غضائری»
احمدبن حسین بن عبیداللّه بن ابراهیم غضائری معروف به «ابن غضائری» و مکنی به ابوالحسین، یکی از شخصیّت های بزرگ رجالی شیعه بوده که در نیمه دوم قرن چهارم و اوایل نیمه اول قرن پنجم هجری می زیسته است. پدرش حسین بن عبیداللّه نیز یکی از علمای بزرگ شیعه بود که شیخ طوسی و نجاشی نزد او تلمّذ نموده بودند. وفات او در سال ۴۱۱هجری واقع شده است.
غضائر، جمع «غضاره» و به معنای مهره های سفالین سبزرنگی است که برای دفع چشم زخم می ساخته اند و مردم آن را همراه خود حمل می نموده اند.۱ چنین به نظر می رسد که جدّ دوم او (ابراهیم) و احتمالا فرزندش (عبیداللّه) دارای چنین شغلی بوده اند.۲
این نکته قابل تذکّر است که از عبیداللّه و ابراهیم نامی در کتب تراجم علما نیامده است.
احمد، مدّتی همراه نجاشی نزد پدر خود به فراگیری علوم مشغول بوده است و از بعضی از کلمات نجاشی چنین برمی آید که احمد نیز مدّتی سمت استادی نجاشی را داشته است.۳
شخصیّت علمی و جلالت قدر و وثاقت ابن غضائری، مورد تأیید بسیاری از علما و رجالیان شیعه در طول تاریخ (همانند شیخ طوسی ره ، نجاشی، علامه حلّی، میرداماد، شیخ عبدالله تستری، میرزا محمد صاحب رجال کبیر، سیدمصطفی تفرشی صاحب نقدالرجال، علاّمه مجلسی، شیخ حرّ عاملی و…) قرار گرفته است.۴ و در این میان، تنها محمدتقی مجلسی (مجلسی اوّل) او را مجهول دانسته و عدالت و وثاقتش را مورد تردید قرار داده است.۵
از کلام شیخ طوسی ره چنین برمی آید که احمدبن غضائری چندان در این دنیا نزیست؛ زیرا مرگ او را مرگی اخترامی ذکر می کند۶ که به مرگ قبل از چهل سالگی گفته می شود.۷

۲ تألیفات «ابن غضائری»
شیخ طوسی ره از دو کتاب «ابن غضائری» یاد می کند که یکی در بیان مصنّفات شیعه و دیگری در ذکر اصول آنهاست. اما خود بلافاصله خبر از عدم استنساخ این دو کتاب از سوی علمای شیعه و ازبین رفتن آنها به وسیله ورثه احمدبن حسین غضائری می دهد.۸
از کلمات علاّمه حلّی ره در «خلاصهالاقوال» چنین برمی آید که ابن غضائری دو کتاب دیگر نیز داشته است که اوّلی درباره ممدوحین و یا ثقات و دومی درباره مذمومین و یا ضعفا بوده است.۹
بعضی خواسته اند از عبارت نجاشی در هنگام بیان شرح حال احمدبن محمدبن خالد برقی کتاب پنجمی به نام «کتاب التاریخ» را برای ابن غضائری اثبات نمایند، زیرا نجاشی در این عبارت می گوید:
«… احمدبن الحسین فی تاریخه».۱۰
در ردّ این ادّعا بعضی گفته اند که کلمه «تاریخ» در آن زمان بر کتب رجالی نیز اطلاق می شده است و بنابراین، کتاب تاریخ ابن غضائری، تألیفی غیر از کتاب رجالی وی نمی باشد.۱۱ و بعضی دیگر را نظر بر این است که مراد از کلمه تاریخ در اینجا، تاریخ وفات برقی می باشد نه کتاب تاریخ.۱۲

۳ سرگذشت «کتاب الضعفاء»
چنانچه دیدیم یکی از کتب «ابن غضائری» درباره مذمومین و ضعفا بوده که از آن با عنوان «کتاب الضعفاء» یاد می شود. شیخ طوسی ره از این کتاب یاد نمی کند و نیز نجاشی (گرچه بعضی از مطالب او هماهنگ با محتویات «کتاب الضعفاء» موجود می باشد و نیز در مواردی با عبارت «ذکر ذلک احمدبن حسین» یاد می کند، امّا) سخنی از کتاب او به میان نمی آورد. و از این رو این احتمال ابراز شده است که شاید نجاشی این مطالب را مشافهتا از «ابن غضائری» گرفته باشد.
اوّلین بار، سیداحمدبن طاووس حلّی (م۶۷۳ق) به این کتاب دسترسی پیدا نموده و آن را در کتاب خود به نام «حلّ الاشکال فی معرفه الرجال» که در سال ۶۴۴هجری تألیف نموده، درج کرده است. در این کتاب، کتب چهارگانه رجالی شیعه، یعنی رجال شیخ طوسی، فهرست شیخ طوسی، اختیار معرفهالرجال کشّی و رجال نجاشی نیز درج شده بود.
سیدبن طاووس، محتویات و مطالب «کتاب الضعفاء» را بر عهده نگرفته و تنها به علّت ترس از نابودی آن، آن را در کتاب خود درج می نماید. و پس از وی، دو شاگرد بزرگش علاّمه حلی و ابن داود حلّی آن را در لابه لای کتاب های خود و بر طبق ترتیب آنها جای دادند.
کتاب «حلّ الاشکال» تا زمان شهید ثانی موجود بوده است و فرزندش (صاحب معالم) کتاب رجالی خود «التحریر الطاووسی» را از آن استخراج نمود. این کتاب، سپس درحالی که در شرف نابودی بود، به دست مولی عبداللّه بن حسین تستری (م۱۰۲۱ق) افتاد و او فقط به استخراج «کتاب الضعفاء» اقدام نمود و آن را به ترتیب حروف الفبا تنظیم کرد. و پس از وی، شاگردش مولی عنایت اللّه قهپایی آن را در «مجمع الرجال» (تألیف شده در سال ۱۰۱۶ق) به صورت پراکنده و طبق ترتیب کتاب خود جای داد.۱۳
بنابراین اقوال «کتاب الضعفاء» را می توان به صورت متفرق از سه کتاب «خلاصهالاقوال» علاّمه حلّی ره ، «رجال» ابن داود و «مجمع الرجال» قهپایی به دست آورد.
اما در سال ۱۳۵۵قمری، حضرت آیهالله العظمی مرعشی نجفی به نسخه ای از «کتاب الضعفاء» تنظیم شده به وسیله مولی عبدالله تستری دست یافت و آن را استنساخ نمود. این کتاب، هم اکنون در مجموعه شماره۱۵۵ نسخه های خطی کتابخانه ایشان جای دارد و ما در اینجا اقوال «ابن غضائری» را از این کتاب نقل می کنیم. و از این به بعد، هرجا به نقل قولی از «کتاب الضعفاء» پرداختیم از این نسخه خطی می باشد.۱۴ طبق بعضی اطلاعات به دست آمده، هم اکنون یکی از فضلای حوزه علمیه قم در صدد تصحیح و چاپ این کتاب است.

۴ اعتبار اقوال «کتاب الضعفاء»
گرچه در این باره نظریات مختلفی ابراز شده است، اما می توان عمده این نظریات را در دو نظریّه خلاصه نمود: نظریه ای که قائل به عدم اعتبار اقوال این کتاب است و نظریه ای که اقوال آن را معتبر می داند.
قائلان نظریّه اوّل، خود به دو گروه تقسیم شده اند: گروهی که انتساب کتاب «ابن غضائری» را می پذیرند و گروهی که این انتساب را نمی پذیرند.
گروه اوّل نیز به دو دسته دیگر تقسیم می شوند:
دسته اوّل، کسانی مانند ملامحمدتقی مجلسی اند که اقوال این کتاب را به علّت مجهول بودن «ابن غضائری» و تشکیک در عدالت و وثاقت او رد می نمایند.
در این باره ملامحمدتقی مجلسی می فرماید:
والذی ظهرلنا من التتبع التام ان اکثر المجروحین سبب جرحهم علوّ حالهم کما یظهر من الاخبار التی وردت عنهم علیهم السلام «اعرفوا منازل الرجال منا علی قدر روایاتهم عنا». ولهذا تری ثقهالاسلام (الکلینی) و علی بن ابراهیم (صاحب تفسیرالقمی) و محمدبن حسن الصفار (صاحب بصائرالدرجات) و سعدبن عبدالله (صاحب المقالات والفرق) واقرابهم ینقلون اخبارهم ویعتمدون علیهم وابن الغضائری المجهول حاله وشخصه یجرحهم والمتأخرون یعتمدون علی قوله وبسببه یضعف اکثر اخبارالائمه علیهم صلوات اللّه …۱۵
دسته دوم، کسانی مانند میرداماد هستند که علّت عدم اعتنا به اقوال «ابن غضائری» را «مبتنی بودن این اقوال بر اجتهاد و نه بر حس» می دانند. ضمن آنکه اعتراف به جلالت قدر او دارند.
در این مورد، میرداماد در راشحه دهم از «الرواشح السماویّه» بعد از طرح بحث لزوم مبتنی بودن شهادت رجالی بر حسّ و یا نقل از کسی که شهادت او از روی حسّ است، و نه بر اجتهاد، اقوال «ابن غضائری» را به عنوان اقوالی اجتهادی مطرح می نماید:
«فاما ابن الغضائری فمسارع الی الجرح جردا مبادر الی التضعیف شططا».۱۶
اما ابن غضائری، پس به سرعت به جرح آشکار می پردازد و مبادرت به تضعیف دور از حق می نماید.
و در راشحه سی وپنجم می فرماید:
«… هذا مع انه (ای ابن الغضائری) فی اکثر مسارع الی التضعیف بادنی سبب».۱۷
از میان کسانی که انتساب کتاب به «ابن غضائری» را نمی پذیرند، می توان از شیخ آقا بزرگ طهرانی صاحب الذریعه۱۸ و حضرت آیهالله خویی صاحب معجم رجال الحدیث۱۹ یاد نمود که هر دو شأن «ابن غضائری» را بالاتر از آن می دانند که به نوشتن چنین کتابی بپردازد.
شیخ آقابزرگ در جایی از «الذریعه» انتساب این کتاب به «ابن غضائری» را اجحافی عظیم در حق او دانسته و تألیف آن را به معاندین و دشمنان شیعه به منظور لوث نمودن چهره بزرگان شیعه نسبت داده است. و در جای دیگر، تألیف این کتاب را به قمیین (اشاعره قم) که شیخ مفید از آنها با عنوان مقصّرین یاد می کند، نسبت داده است تا بدین ترتیب، بسیاری از روات را به وسیله یک نفر عالم بغدادی یعنی «ابن غضائری» متّهم به غلو نمایند، تا از این راه بیشتر مقبول افتد.۲۰
در میان مدافعین اعتبار «کتاب الضعفاء» می توان از علاّمه حلّی و ابن داود یاد نمود که اقوال ابن غضائری را در صورت عدم معارضت با اقوال شیخ و نجاشی، قبول نموده و در هنگام معارضت در بسیاری از موارد به جهت تضعیف ابن غضائری توقف می نمایند.۲۱
همچنین می توان از رجالی بزرگ معاصر شیخ محمدتقی شوشتری صاحب موسوعه رجالی «قاموس الرجال» نام برد که «ابن غضائری» را مردی نقّاد دانسته و با تتبع در تضعیفات او، در بسیاری از موارد، آنها را «به حقّ» معرفی می کند.۲۲
در اینجا ما قصد نداریم که یکی از اقوال و نظریات فوق را انتخاب نموده و با پیش فرض، به بحث درباره متهمین به غلو در کتاب الضعفا بپردازیم. بلکه مبنای ما آن است که بدون پیش فرض، وارد بحث شده و در ضمن تحلیل و بررسی، به صحّت یا سقم بعضی از نظریات ابراز شده اشاره کنیم.

۵ متهمان به غلوّ در «کتاب الضعفاء»
قبل از ورود به این بحث، ناچار از تذکّر نکاتی می باشیم:

۱ چنانچه قبلا نیز متذکّر شدیم، مبنای بررسی ما نسخه خطی «کتاب الضعفاء» می باشد.

۲ یکی از اختلافات موجود میان علمای رجالی این است که آیا این کتاب تألیف احمدبن حسین است یا پدرش حسین بن عبیدالله. در این باره نظر مشهور آن است که کتاب، تألیف پسر است. و در این نسخه نیز می توان تأییدی بر این قول آورد؛ زیرا در بیان حال احمدبن علی ابوالعباس الرازی می فرماید:
«حدثنی ابی انه کان فی مذهبه ارتفاع».۲۳
که این، پدر احمد یعنی حسین بوده که به عنوان عالم رجالی شناخته شده است. درحالی که ذکری از پدر حسین یعنی عبیداللّه در ضمن تراجم علما وجود ندارد.

۳ با توجّه به وفات «ابن غضائری» در حدود دهه دوم قرن پنجم هجری، می توانیم به این نتیجه برسیم که ایشان از میان کتب اربعه، دو کتاب «کافی» تألیف کلینی متوفّای ۳۲۸ یا ۳۲۹هجری و «من لایحضره الفقیه» تألیف شیخ صدوق متوفای ۳۸۱هجری را در دسترس داشته است که در این مورد در «کتاب الضعفاء» در ضمن بیان حال احمدبن مهران، از کتاب «کافی» نقل قول می کند و اشاره ای به کتاب صدوق در سراسر این کتاب به دست نیامد.

همچنین می توانیم سه کتاب «تفسیر قمی» تألیف علی بن ابراهیم قمی، متوفای اوایل قرن چهارم و «بصائرالدرجات الکبری فی فضائل آل محمد(ص)» تألیف ابوجعفر محمدبن حسن بن فرّوخ ملقب به صفّار، متوفّای ۲۹۰هجری و «کامل الزیارات» شیخ ابوالقاسم جعفربن محمدبن قولویه قمی، متوفای ۳۶۷هجری را در دسترس «ابن غضائری» دانسته و نظریات او را با توجّه به روایات راویان این کتب، تحلیل و بررسی نماییم.
در اینجا ما برای تسهیل هرچه بیشتر بررسی خود، جدولی ترتیب داده ایم که ملاک اصلی آن، معرّفی متّهمان به غلوّ در «کتاب الضعفاء» بوده است،۲۴ که ضمن ذکر اسامی آنان، اقوال سه رجالی بزرگ شیعه یعنی کشّی، نجاشی و شیخ طوسی را نیز درباره آنان ذکر کرده ایم.
همچنین از آنجا که «ابن غضائری» را تأثیرگرفته از قمی ها می دانند، در مواردی که از قمی ها نظری درباره یکی از آن اشخاص به دست آمده، ذکر نموده ایم که ملاک ما در این مورد، تصریح خود «ابن غضائری» و یا استثنای آن اشخاص از رجال کتاب «نوادرالحکمه» بوده است، بدون آنکه تحقیق مستقلّی پیرامون متهمان به غلوّ از سوی قمی ها نموده باشیم.۲۵
ستون ماقبل آخر این جدول، یعنی «وقوع در سلسله اسناد» از این جهت کارآمد است که بعضی همه رجال ذکرشده در سلسله اسناد «کامل الزیارات» و «تفسیر قمی» را به علّت برداشت از سخنان مؤلّفین این دو کتاب در مقدّمه کتاب هایشان، موثّق دانسته اند. و بنابراین، نفس وجود روایتی از شخص متّهم در این دو کتاب، در نزد آنها دلالت بر وثاقت آن شخص و بالتّبع معارضت با قول «ابن غضائری» می نماید.
همچنین کثرت روایت از راوی در کتب اربعه می تواند به عنوان توثیق و تأیید راوی در نزد بعضی باشد.

و اینک، جدول یادشده:

حال با توجّه به جدول، بحث خود را در محورهای زیر ادامه می دهیم:

الف تعداد متهمان به غلوّ در «کتاب الضعفاء»
«کتاب الضعفاء» مشتمل بر نام بیش از ۱۶۰راوی است که بجز در چند مورد، بقیّه تضعیف شده اند. از این تعداد، ۵۷نفر آنان در جدول ذکر شده اند که مشخصا تعداد ۵۰نفر آنان از سوی وی متّهم به غلو شده اند. و در چند مورد، از آنان رفع اتهام گشته و یا الفاظ وی، دال بر اتهام غلو نمی باشد.
بنابراین، تضعیف کمتر از یک سوم ضعفای موجود در کتاب، به علّت غلوّ صورت پذیرفته است. این تعداد، به خودی خود، رقم بزرگی را تشکیل می دهد که در پی اثبات یا عدم اثبات این اتهامات، سرنوشت چندهزار روایت در جوامع روایی شیعه، مشخص می گردد.۲۶
اما از سوی دیگر، این تعداد، تنها یک سوم جمعیّت حدود ۱۵۰نفری متهمان به غلوّ را که از مجموع کتب رجالی شیعه به دست می آید، شامل می شود. و بنابراین، این سؤال مطرح می گردد که چرا «ابن غضائری» که نقّاد این فن بوده است، از ذکر بقیّه خودداری نموده است، که در این مورد ممکن است احتمالات زیر ابراز گردد:

۱ «ابن غضائری» تنها معتقد به غلوّ همین عدّه بوده است.
این احتمال اساسا منتفی است؛ زیرا در میان این عدّه مطرح نشده، بعضی از بزرگان غلات مانند حمزهبن عماره بربری (یزیدی)، مغیرهبن سعید بجلی، بیان بن سمعان تمیمی، حارث شامی، عبداللّه بن حارث، صائد نهدی و محمدبن مقلاص معروف به ابوالخطّاب وجود دارند که هر هفت نفرشان در حدیثی از سوی امام صادق علیه السلام مورد لعنت قرارگرفتند.۲۷
همچنین از سران دیگر غلات مانند بزیع، عمیربن بیان عجلی، معمّربن خیثم، بشّار شعیری، محمدبن بشیر، حسین بن علی خواتیمی، ابوالسمهری، ابن ابی الزرقاء، علیّ بن حسکه، حسن بن محمد معروف به ابن بابای قمی، ابومحمد حسن السریعی، محمدبن نصیر فهری نمیری، ابوجعفر محمدبن علی شلمغانی، احمدبن هلال عبرتایی، ابوطاهربن علی بن بلال و… که اکثر آنها از سوی ائمه علیهم السلام مورد لعنت قرار گرفته اند، در این کتاب ذکری نشده است (که بعضی از آنها مانند احمدبن هلال و… در سلسله اسناد روایات نیز واقع شده اند).۲۸
ممکن است گفته شود که «ابن غضائری» به ذکر این افراد به علّت متفق علیه بودن ضعف آنها از سوی علمای رجالی و ورود لعن آنها از سوی ائمه معصومین علیهم السلام اقدام نکرده است. اما باز این سخن صحیحی نیست؛ زیرا اوّلا: در «کتاب الضعفاء» از افرادی همانند فارس بن حاتم، محمدبن فرات و… نیز یاد شده است که آنها نیز از سوی ائمه علیهم السلام مورد لعنت قرار گرفته اند. و ثانیا چنین نیست که در مورد همه افراد باقیمانده، مذمّتی از سوی امام معصوم علیه السلام رسیده باشد.

۲ «ابن غضائری» در مقام بیان همه ضعفا نبوده است.
این احتمال نیز صحیح به نظر نمی رسد؛ زیرا اوّلا: ظاهر آن است که «ال» در «الضعفاء» برای استغراق است و بنابراین، کتاب، متکفل بیان همه ضعفاست؛ مگر اینکه بگوییم نامگذاری این کتاب از سوی «ابن غضائری» صورت نگرفته است. ثانیا: این کتاب، در مقابل کتاب «الممدوحین» اوست و بنابراین باید مجموع این دو کتاب، بیان حال تمام راویان را به عهده بگیرد و نمی توان گفت تمام افراد ذکرنشده در این کتاب، در کتاب «الممدوحین» او که هم اکنون در دسترس نیست، ذکر شده بوده است.

۳ این کتاب، از سوی «ابن غضائری» نگارش نیافته است؛ بلکه از سوی فردی غیرمتخصص و یا متخصص اما با هدف خاصّ صورت پذیرفته است.
این قول، شبیه قول صاحب «الذریعه» است که دقّت در موارد ذکرشده در این کتاب، تخصّص صاحب کتاب و همچنین بی غرض بودن او را اثبات می نماید.۲۹

۴ این کتاب به صورت یادداشت های پراکنده از سوی «ابن غضائری» نوشته شده که هنوز مورد بازبینی نهایی او و تنظیم او به صورت یک کتاب قرار نگرفته بوده، و این احتمال وجود دارد که بعضی از این یادداشت ها در طول زمان از بین رفته باشد.
و باز محتمل است که این یادداشت ها به وسیله بعضی، قبل از سیدبن طاووس، در مجموعه ای به صورت یک کتاب تنظیم شده است و آنچه به دست ابن طاووس رسیده، این یادداشت های ناقص بوده است.
این احتمال، با توجّه به مطالب گذشته و نیز گزارش شیخ مبنی بر بی توجهی ورثه «ابن غضائری» به کتاب های او نزدیک به صواب به نظر می رسد.

ب الفاظ و عبارات دلالت کننده بر غلوّ در «کتاب الضعفاء»
یک. لغت غلوّ و مشتقات آن:
مثلا درباره احمدبن محمدبن سیّار (شماره۴ جدول) می گوید: «غال منحرف» و یا درباره جعفربن اسماعیل منقری (شماره۷) می گوید: «کان غالیا کذابا» و درباره خیبری بن علی (شماره۱۵) می گوید: «غال المذهب» و درباره منخل بن جمیل کوفی و موسی بن سعدان حناط (شماره ۵۱و۵۲) می گوید: «فی مذهبه غلوّ» و یا درباره محمدبن حسن بن شمون (شماره۴۱) می گوید: «واقف ثم غلا».
حال، سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا می توان در دلالت این الفاظ، به تشکیک قائل شد، به این معنی که مثلا الفاظی مانند «غالی» و «غال المذهب» را حمل بر مراتب بالای غلوّ (مثلا غلو در ذات)، و الفاظی مانند «فی مذهبه غلوّ» را حمل بر مراتب پایین غلوّ (مثلا غلو در صفات) نمود؟ این، سؤالی است که جواب دادن به آن احتیاج به بررسی بیشتری دارد که امکان آن در اینجا منتفی است.
نکته ای که در اینجا قابل تذکّر است این است که عبارت «ذکره الغلاه» (غلات از او یاد کرده اند)، چنانچه درباره عمربن مختار خزاعی (شماره۳۲) به کار رفته است، و یا «ذکره الغلاه ورووا عنه» چنانچه درباره عبدالله بن ایوب قمی (شماره۲۲) استعمال شده است، دلالت بر اتهام به غلوّ در نزد «ابن غضائری» نمی نماید. زیرا روایت غلات از شخص و یاد کردن از او، اعمّ از غالی بودن آن شخص می باشد.

دو. کلمه ارتفاع و مشتقات آن:
ترکیباتی همانند «فی مذهبه ارتفاع» (مانند شماره های ۱، ۳، ۵، ۸، ۱۱ و…) و یا «کان شهیرا فی الارتفاع» (شماره۴۶) و یا «مرتفع القول» (شماره۲۰، ۲۳، ۲۴، ۲۵، ۲۶، ۲۷، ۵۴، ۵۵ و…) و یا «مرتفع فی مذهبه» (شماره۴۳)، از این سنخ می باشد.
در اینجا ممکن است این احتمال ابراز شود که با توجّه به اینکه لغت ارتفاع دلالت بر تجاوز کمتری از لغت غلوّ می نماید، شاید منظور ابن غضائری از استعمال این لغت، مقداری متفاوت با استعمال لغت غلوّ باشد. اثبات این مطلب یا ردّ آن، احتیاج به بحث و بررسی فراوان دارد.
نکته قابل تذکّر اینکه گاهی این کلمه در حالت منفی به کار می رود؛ مانند: «لاارتفاع به» (شماره های ۲۹و۳۶) یا «لایرتفع به» (شماره۳۴). باید توجّه داشت که این ترکیبات به معنای نفی غلوّ و ارتفاع نیست؛ بلکه معنایی معادل «لاالتفات الیه» (توجهی به او نمی شود) دارد که دلالت بر ضعف می کند.
دلیل اینکه این ترکیبات به معنای نفی غلوّ نیست، این است که در عبارات ابن غضائری این ترکیبات همراه با اثبات غلوّ استعمال شده است. مثلا درباره عبدالله بن قاسم حضرمی (شماره۲۹) می گوید: «ضعیف غال متهافت لاارتفاع به». و یا درباره قاسم بن ربیع صحاف (شماره۳۶) می گوید: «ضعیف فی حدیثه غال فی مذهبه لاالتفات الیه ولاارتفاع به»؛ و یا درباره فرات بن احنف (شماره۳۴) طبق نقلی می گوید: «غال کذاب لایرتفع به ولانذکره».

سه. یادکردن از شخص در زمره فرقه های مشهور غلات:
هرگاه ابن غضائری، از شخصی با عنوان خطّابی یاد کند، دلالت بر آن دارد که در نظر «ابن غضائری» آن شخص از پیروان محمدبن مقلاص، معروف به ابوالخطّاب بوده است؛ مانند جحدرهبن مغیره (شماره۶: کان خطّابیا فی مذهبه)، مفضل بن عمر جعفی (شماره۵۰: ضعیف متهافت مرتفع القول خطّابی)، یونس بن بهمن (شماره۵۶: غال خطابی).
و یا اگر از شخصی با عنوان همراهی با «ابوالخطّاب» یاد نماید، این نیز دلالت بر خطّابی بودن آن شخص دارد؛ چنانچه درباره جماعهبن سعد (شماره۱۱) می گوید: «خرج مع ابوالخطّاب وقتل».
همچنین اگر با عنوان «مغیری» از شخصی یاد نماید، دلالت بر پیروی آن شخص از مرام «مغیرهبن سعید» در نظر ابن غضائری می نماید؛ مثلا درباره «معلّی بن خنیس» (شماره۴۸) می گوید: «کان اول امره مغیریّا …».
در اینجا با توجّه به اینکه این دو مرام، مبلّغ غلوّ در ذات بوده اند، می توانیم عقاید آنها را به اشخاص پیرو آنها در نظر ابن غضائری نیز منسوب نماییم.
در پایان این بحث، تذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:

۱ کلمه تخلیط یا مشتقات آن، دلالت بر غلوّ نمی نماید؛ بلکه به معنای مخلوط بودن روایات صحیح و غیرصحیح می باشد.۳۰

۲ ترکیب های «فاسد المذهب» و «فاسد الدین» اعمّ از غلوّ می باشد؛ زیرا شامل تمام مذاهب غیر اثناعشری می گردد.

بنابراین، عبارت ابن غضائری درباره فارس بن حاتم (شماره۳۳) که می گوید: «فسد مذهبه» و یا درباره سهل بن زیاد (شماره۱۶) که می گوید: «فاسد الروایه والدین» و یا درباره طاهربن حاتم (شماره۱۹) که می گوید: «کان فاسد المذهب»، به خودی خود، دلالت بر غلوّ این اشخاص در نظر «ابن غضائری» نمی نماید و اینکه ما در اینجا از آنها یاد کردیم یا به جهت استفاده غلوّ آنها از قرائن خارجی و یا اینکه در مورد شخصی مانند «سهل بن زیاد» برای مقایسه نظرات مختلف بوده است.

ج قمی ها و ابن غضائری
از بعضی نوشته ها چنین برمی آید که قمی ها و «ابن غضائری» مشترکا در متهم نمودن راویان به غلوّ تلاش داشته اند.۳۱ و در این میان، شیخ آقا بزرگ طهرانی، «کتاب الضعفاء» را حاوی بهترین (و کاملترین) لیست اسامی کسانی می داند که به اتّهام غلوّ از سوی قمی ها از شهر قم اخراج گردیدند.۳۲
با مراجعه به جدول، درمی یابیم که بین متهمان به غلو از سوی قمی ها و بین متهمان به غلوّ از سوی ابن غضائری، عموم و خصوص من وجه برقرار است. بر اساس جدول، موادّ اجتماع، هفت نفر و از قرار زیر می باشند:

۱ احمدبن محمدبن سیّار (شماره۴) که قمی ها او را از رجال «نوادرالحکمه» استثنا کرده اند و گفتیم که این استثنا اعم از اتهام به غلوّ است؛ اما ابن غضائری با الفاظ شدیدی از او یاد می کند و قول به تناسخ را که از شعب غلو در ذات است، به او نسبت می دهد.

۲ جعفربن محمدبن مالک فزاری (شماره۸) که قمی ها او را نیز از رجال «نوادرالحکمه» استثنا نموده اند و ابن غضائری با عبارت «کل عیوب الضعفاء مجتمعه فیه» از او یاد می کند.

۳ سهل بن زیاد (شماره۱۶).

۴ محمدبن احمد ابوعبدالله رازی جامورانی (شماره۳۷).

۵ محمدبن عبدالله بن مهران ابوجعفر الکوفی (شماره۴۵).

۶ محمدبن علی بن ابراهیم ابوجعفر القرشی، معروف به ابوسمینه (شماره۴۶).

۷ یوسف بن سخت (شماره۵۴).

و در میان این افراد، «ابن غضائری» فقط اخراج سهل بن زیاد (شماره۱۶) و ابوسمینه (شماره۴۶) از قم از سوی قمی ها را متذکّر می شود؛ بنابراین سخن شیخ آقابزرگ طهرانی در این باره، توجیه صحیحی پیدا نمی کند.
مواد افتراق متهمین به غلوّ از سوی قمی ها و ابن غضائری در جدول، چهارنفر و از قرار زیر است:

۱ احمدبن حسین بن سعید، معروف به دندان (شماره۲) که قمی ها او را متهم به غلوّ نمودند، اما «ابن غضائری» با جمله «حدیثه فیما رأیته مسالم» در مقام رفع اتهام از او برآمده است.

۲ حسین بن شاذویه (شماره۱۳) که قمی ها او را با عنوان «غالی کذاب» یاد کرده اند، اما ابن غضائری با فعل «زعم» و جمله «رایت له کتابا فی الصلوه سدید» از او رفع اتهام نموده است.

۳ قاسم بن حسن بن علی بن یقطین (قاسم شعرانی) (شماره۳۵) که «ابن غضائری» با جمله «الاغلب علیه الخیر» تمایل به رفع اتهام از او دارد.

۴ محمدبن اورمه قمی (شماره۳۸) که قمی ها به واسطه خیال غلوّ در او، قصد کشتنش را داشتند، اما «ابن غضائری» با جمله «حدیثه نقی لافساد فیه» از او رفع اتهام نموده و روایات غلوّآمیزی را که از زبان او نقل شده است، جعلی می داند.
و ماده افتراق متهمین به غلو ابن غضائری از قمی ها، عبدالرحمن بن ابی حمّاد، معروف به ابوالقاسم کوفی صیرفی (شماره۲۱) است که بنا به نقل ابن غضائری، قمی ها از او روایت نقل کرده اند که این دلالت بر توثیق او یا لااقل عدم اتهام به غلو می باشد؛ درحالی که «ابن غضائری» می گوید: «فی مذهبه غلوّ».
و مواد افتراق قمی ها از ابن غضائری در خارج از این جدول، عبارت است از:

۱ حسین بن یزیدبن محمد نوفلی۳۳
۲ حسین بن عبیدالله سعدی، که به اتهام غلو از قم اخراج گردید.۳۴
۳ محمدبن موسی بن عیسی ابوجعفر همدانی سمّان، و جالب این است که او کتابی به نام «الرد علی الغلاه» داشته است.۳۵

نتیجه ای که از این بحث به دست می آید این است که ابن غضائری، خود، منهجی مستقل از قمی ها در متهم نمودن به غلوّ داشته است و اشتراکات آنها درصد کمی (حدود ۱۴درصد) می باشد. بنابراین، اینکه معمولا متهمّین به غلوّ از سوی این دو را در یک سیاق ذکر می کنند، صحیح به نظر نمی رسد.
و نیز اینکه شیخ آقابزرگ طهرانی، این کتاب را کتابی جعلی از سوی مقصرین قمی معرفی می نماید، نیز صحیح نمی باشد.۳۶

د کشّی و ابن غضائری
ابوعمرو محمدبن عمربن عبدالعزیز کشّی، معاصر کلینی، در نیمه اوّل قرن چهارم می زیسته است.۳۷ او کتاب رجالی بزرگی به نام «معرفهالناقلین» نگاشت که حاوی راویان شیعه و اهل سنّت بود. شیخ طوسی ره ، پس از برگزیدن بخش راویان شیعه و تصحیح آن، در سال ۴۵۶هجری آن را بر شاگردان خود املا نمود و پس از آن، این کتاب با نام «اختیار معرفهالرجال» مشهور گشت.۳۸
با توجّه به حیات «ابن غضائری» در نیمه دوّم قرن چهارم، این احتمال بسیار فراوان است که او به اصل کتاب «معرفهالناقلین» دسترسی داشته است. با این فرض، ما به تأثیرات کشّی بر ابن غضائری، یا به عبارت بهتر، اشتراکات متهمّین به غلوّ در نظر آن دو می پردازیم، با تذکّر این دو نکته که:
اوّلا: «ابن غضائری» در مورد متهمّین به غلو، نامی از «کشّی» نمی برد.
ثانیا: این احتمال وجود دارد که بعضی از متهمین به غلوّ در نظر کشی، در «اختیار معرفهالرجال» ذکر نشده باشند.
و امّا این مشترکات که ۱۴نفر می باشند، از قرار زیر است:

۱ احمدبن محمد سیاری (شماره۳) که کشّی روایتی از امام جواد علیه السلام در مذمّت او ذکر می کند.

۲ حسین بن علی بن ابی عثمان معروف به سجّاده (شماره۱۲) که کشی با غلیظ ترین تعابیر از او یاد می کند و او را به گروه غالی «علیائیه» نسبت می دهد.

۳ صالح بن سهل (سهیل) همدانی (شماره۱۷).

۴ عبدالله بن قاسم بطل حارثی (شماره۲۸) که کشّی او را از اهل ارتفاع می داند.

۵ فارس بن حاتم بن ماهیه قزوینی (شماره۳۳) که کشّی ضمن ایراد روایاتی در مذمّت او، او را از غلات می داند؛ اما ابن غضائری با عنوان عامّ فساد مذهب از او یاد می کند که اعمّ از غلوّ است.

۶ محمدبن بحر رهنی (دهنی) نرماشیری (شماره۳۹).

۷ محمدبن حسن بن شمون بصری (شماره۴۱).

۸ محمدبن سنان زاهری (شماره۴۴).

۹ محمدبن عبدالله بن مهران (شماره۴۵).

۱۰ محمدبن علی بن ابراهیم بن موسی، معروف به ابوسمینه (شماره۴۶).

۱۱ معلّی بن خنیس (شماره۴۸)، که دو دسته روایات مادحه و ذامّه درباره او نقل می کند.

۱۲ مفضّل بن عمر ابوعبدالله الجعفی (شماره۵۰)، که مانند معلّی، دو دسته روایات مادحه و ذامّه درباره او نقل می کند.

۱۳ منخل بن جمیل کوفی (شماره۵۱).

۱۴ یونس بن ظبیان (شماره۵۷).

از اینجا به دست می آید که این مشترکات، دو برابر مشترکات قمی ها و ابن غضائری (یعنی حدود ۲۸درصد متهمین به غلو از سوی «ابن غضائری») می باشد؛ بنابراین می توانیم تأثیر کشّی بر ابن غضائری را بیش از تأثیر قمی ها بدانیم.
نسبت بین متهمین به غلو از سوی کشّی و از سوی ابن غضائری نیز عموم و خصوص من وجه است که مواد اجتماع آنها ذکر شد.
اما مواد افتراق کشی از ابن غضائری:
در این جدول، می توان از قاسم بن حسن بن علی بن یقطین (شماره۳۵) و محمدبن فرات (شماره۴۷) نام برد که از سوی «ابن غضائری» متهم به غلو نشده اند.
و در خارج از این جدول، می توان از افراد بسیاری همانند:
ابوالعباس طرفانی،۳۹
اسحاق بن محمدبن احمد بصری،۴۰
بزیع،۴۱
بیان بن سمعان،۴۲
جعفربن میمون،۴۳
جعفربن واقد،۴۴
حارث (حرث) شامی، ۴۵
حسن بن محمدبن بابا، ۴۶
حسین بن عبیدالله سعدی،۴۷
حسین بن علی خواتیمی،۴۸
حفص بن میمون،۴۹
حمزهبن عماره البربری (یزیدی)،۵۰
خالد الخواتیمی (خالدبن نجیح جوّان)،۵۱
سرّی،۵۲
سلیمان الدیلمی،۵۳
شاه رئیس ابوعبداللّه الکندی،۵۴
صائد النهدی،۵۵
عباس بن صدقه،۵۶
علی بن حسکه،۵۷
عبداللّه بن حارث شامی،۵۸
عمروبن شمر،۵۹
محمدبن اسماعیل،۶۰
محمدبن منصور،۶۱
محمدبن موسی السریعی،۶۲
مغیرهبن سعید،۶۳
موسی بن اشیم،۶۴
موسی السواق،۶۵
نصربن صباح۶۶
و هاشم بن ابی هاشم،۶۷
نام برد که کشّی اتهام به غلوّ را از سوی خود یا دیگران بر آنها وارد می سازد و در «کتاب الضعفاء» ابن غضائری نامی از آنها نیست.
و در مورد مواد افتراق ابن غضائری از کشّی می توان از کسانی که در جدول، سخنی از کشّی درباره آنها نقل نشده و یا اتّهام به غلو از او روایت نشده است، یاد نمود.
از این بحث، این نتیجه گرفته می شود که منهج «ابن غضائری» در اتهام به غلوّ، از منهج کشّی نیز متفاوت بوده است.

ه ابن غضائری و نجّاشی
شیخ ابوالعباس احمدبن علی بن احمدبن عباس، معروف به نجاشی (۳۷۲۴۵۰ه) یکی از بزرگترین رجالیان شیعه می باشد که نظرات او از سوی همه رجالیان و نیز فقهای شیعه مورد توجّه قرار می گیرد.
نجّاشی، همدرس «ابن غضائری» بود که هردو نزد حسین بن عبیدالله، پدر «ابن غضائری» تحصیل می نمودند. بعضی خواسته اند از عبارت نجاشی که در شرح حال علی بن محمد بن شیران می گوید: «کنا نجتمع معه عند احمدبن الحسین»[نجاشی،ص۲۶۹]،۶۸ این استفاده را بنمایند که نجاشی مدتی نیز نزد «ابن غضائری» تلمّذ نموده است.
با مقایسه عبارات نجاشی و «کتاب الضعفاء» می توانیم موارد بسیاری را که حاکی از تأثیر «ابن غضائری» بر نجاشی است، کشف نماییم، که نجاشی خود در بعضی از این موارد، صریحا به این تأثیر اعتراف می نماید.
با بررسی متهمّین به غلوّ در نظر این دو رجالی، نیز به این نتیجه می رسیم که نسبت بین این متهمین در نظر آن دو، نسبت عموم و خصوص من وجه می باشد؛ البتّه با تذکّر این نکته که در اینجا ملاک اتهام در نظر نجاشی را ایراد اتّهام یا نقل آن بدون رد، فرض نموده ایم.
موارد اشتراک عبارت است از:

۱ احمدبن علی ابوالعباس الرازی (شماره۳) که «ابن غضائری» اتهام غلوّ را از پدرش نقل می کند و نجاشی این اتهام را با کلمه «قیل» بیان می نماید.

۲ خیبری بن علی (شماره۱۵) که ابن غضائری او را متهم به غلوّ می نماید، اما نجاشی این اتهام را از قول او نقل نمی کند؛ بلکه فقط ضعف مذهب را از قول ابن غضائری نقل می نماید و اتهام غلوّ را نسبت به مجهول (یقال) می دهد.

۳ سهل بن زیاد (شماره۱۶).

۴ عبدالرحمن بن ابی حمّاد ابوالقاسم کوفی صیرفی (شماره۲۱).

۵ عبدالله بن عبدالرحمان الاصمّ المسمعی البصری (شماره۲۷).

۶ عبدالله بن قاسم حارثی (شماره۲۸).

۷ علی بن حسان بن کثیر هاشمی (شماره۳۰).

۹ محمدبن حسن بن شمون بصری (شماره۴۱).

۱۰ محمدبن حسین بن سعید الصائغ الکوفی (شماره۴۲).

۱۱ محمدبن عبدالله بن مهران ابوجعفر الکوفی (شماره۴۵).

۱۲ محمدبن علی بن ابراهیم بن موسی ابوجعفر القرشی معروف به ابوسمینه (شماره۴۶).

۱۳ مفضل بن عمر ابوعبدالله الجعفی (شماره۵۰).

بسیاری نیز از سوی ابن غضائری متهم به غلوّ گشته اند، درحالی که از سوی نجاشی تضعیف شده اند، بدون آنکه صریحا اتهام غلو در مورد آنان ذکر شود. این عدّه عبارتند از:

۱ ابراهیم بن اسحاق احمری (شماره۱).

۲ احمدبن محمدبن سیّار معروف به سیّاری (شماره۴).

۳ امیّهبن علی قیسی (شماره۵).

۴ جعفربن محمدبن مالک فزاری (شماره۸)، که نجاشی واضع حدیث بودن او را از قول «ابن غضائری» نقل می کند، درحالی که در «کتاب الضعفاء» او صریحا متهم به غلوّ گشته است.

۵ حسین بن علی بن ابی عثمان، معروف به سجاده (شماره۱۲).

۶ عبدالرحمن بن احمدبن نهیک سمری ملقب به رحمان (شماره۲۰).

۷ عبدالله بن حکم ارمنی (شماره۲۵).

۸ علی بن عبدالله بن عمران مخزومی ملقب به میمون (شماره۳۱).

۹ محمدبن حسن بن جمهور (شماره۴۰).

۱۰ محمدبن سلیمان الدیلمی (شماره۴۳).

۱۱ محمدبن سنان الزاهری (شماره۴۴).

۱۲ معلّی بن خنیس (شماره۴۸).

۱۳ منخل بن جمیل کوفی (شماره۵۱).

۱۴ موسی بن سعدان الحنّاط (شماره۵۲).

۱۵ میاح المدائنی (شماره۵۳).

۱۶ یوسف بن یعقوب جعفی (شماره۵۵).

۱۷ یونس بن ظبیان (شماره۵۷).

از اینجا این نتیجه به دست می آید که از میان ۵۰نفری که از سوی ابن غضائری متهم به غلوّ گشته اند، جمعا ۳۰نفر (یعنی ۶۰درصد) به وسیله نجّاشی تضعیف گشته اند. بقیّه این متهمین را یا نجاشی اصلا ذکر نکرده است و یا اگر آنان را ذکر کرده، توصیف ننموده است. و در این میان فقط به یک مورد برخورد نمودیم که از سوی «ابن غضائری» متهم به غلوّ گشته و از سوی نجاشی توثیق شده است و آن محمدبن بحر رهنی (دهنی) نرماشیری (شماره۳۹) است که نجاشی با اشاره به کلام «ابن غضائری» چنین می فرماید:
«قال بعض اصحابنا انه کان فی مذهبه ارتفاع وحدیثه قریب من السلامه ولاادری من این قیل ذالک».
که البتّه در این مورد، «ابن غضائری» تنها نیست، بلکه کشّی نیز با

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.