خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی ۳۰/۲/۱۳۷۹
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی ۳۰/۲/۱۳۷۹ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۶ /۲ /۱۳۷۹
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نماز جمعه تهران به امامت آیت الله یزدی ۱۶ /۲ /۱۳۷۹ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
29دقیقه
57ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حضرت آیت الله خامنه ای نماز جمعه تهران بامامت رهبر معظم انقلاب ۲۳ / ۲ / ۱۳۷۹

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 63

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل حضرت آیت الله خامنه ای نماز جمعه تهران بامامت رهبر معظم انقلاب ۲۳ / ۲ / ۱۳۷۹!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل حضرت آیت الله خامنه ای نماز جمعه تهران بامامت رهبر معظم انقلاب ۲۳ / ۲ / ۱۳۷۹ بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل حضرت آیت الله خامنه ای نماز جمعه تهران بامامت رهبر معظم انقلاب ۲۳ / ۲ / ۱۳۷۹ از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل حضرت آیت الله خامنه ای نماز جمعه تهران بامامت رهبر معظم انقلاب ۲۳ / ۲ / ۱۳۷۹ شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل حضرت آیت الله خامنه ای نماز جمعه تهران بامامت رهبر معظم انقلاب ۲۳ / ۲ / ۱۳۷۹ استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل حضرت آیت الله خامنه ای نماز جمعه تهران بامامت رهبر معظم انقلاب ۲۳ / ۲ / ۱۳۷۹ با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل حضرت آیت الله خامنه ای نماز جمعه تهران بامامت رهبر معظم انقلاب ۲۳ / ۲ / ۱۳۷۹ قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل حضرت آیت الله خامنه ای نماز جمعه تهران بامامت رهبر معظم انقلاب ۲۳ / ۲ / ۱۳۷۹ حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل حضرت آیت الله خامنه ای نماز جمعه تهران بامامت رهبر معظم انقلاب ۲۳ / ۲ / ۱۳۷۹ به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حضرت آیت الله خامنه ای نماز جمعه تهران بامامت رهبر معظم انقلاب ۲۳ / ۲ / ۱۳۷۹ :

خطبه اول

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین نحمده و نستعینه و نستغفره و نومن به و نتوکل علیه و نصلی و نسلم علی حبیبه نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سره و مبلغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین و صحب المخلصین المجاهدین و صلی علی ائمه المسلمین و حماه المستضعفین و صلی علی بقیه الله فی الارضین..

اوصیکم عباد الله بتقوی الله. .

«یا ایهاالذین امنوا اتقوا الله و قولوا قولا سدیدا».

همه شما برادران و خواهران و خودم را به رعایت تقوای الهی، مراقبت از رفتار و گفتار و نیات خود، و استمداد از خداوند برای پیمودن راه او و راه حق، دعوت و توصیه می کنم.

امروز اگرچه روز ولادت موسی بن جعفر (علیه الصلاه والسلام) است و جای این بود که ما در خطبه اول به آن بزرگوار اظهار ارادت و خلوصی عرض بکنیم، لیکن چون در مجموعه مطالبی که ما در خطبه ها و صحبتها بیان می کنیم، ذکر نام مقدس نبی اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) و شرح گوشه هایی از زندگی آن بزرگوار انصافا کم است و چهره نورانی آن دره التاج آفرینش و آن گوهر یگانه عالم وجود برای بسیاری از افراد، آن چنان که شایسته است، روشن نیست نه تاریخ زندگی آن بزرگوار، نه اخلاق آن بزرگوار، نه رفتار فردی و سیاسی آن بزرگوار بنده قصد داشتم که در ایام آخر صفر، به قدر گنجایش وقت و توفیق خود این حقیر، در یک خطبه نسبت به آن بزرگوار مطالبی عرض بکنم; اما ترسیدم که تراکم مطالب باز موجب بشود که این ابراز ارادت لازم و واجب فوت بشود و به تاخیر بیفتد; لذا امروز قصد دارم که دراین خطبه راجع به آن وجود مقدس صحبت کنم.

نبی مکرم اسلام جدای از خصوصیات معنوی و نورانیت و اتصال به غیب و آن مراتب و درجاتی که امثال بنده از فهمیدن آنها هم حتی قاصر هستیم، از لحاظ شخصیت انسانی و بشری، یک انسان فوق العاده، طراز اول و بی نظیراست.

شما درباره امیرالمومنین مطالب زیادی شنیده اید; همین قدر کافی است عرض شود که هنر بزرگ امیرالمومنین این بود که شاگرد و دنباله رو پیامبر بود.

یک شخصیت عظیم، با ظرفیت بی نهایت و با خلق و رفتار و کردار بی نظیر،درصدر سلسله انبیا و اولیا قرار گرفته است و ما مسلمانان موظف شده ایم که به آن بزرگوار اقتدا کنیم; که فرمود:.

«و لکم فی رسول الله اسوه حسنه ».

ما باید به پیامبر اقتدا و تاسی کنیم; نه فقط در چند رکعت نماز خواندن; در رفتارمان، در گفتارمان، در معاشرت و در معامله مان هم باید به او اقتدا کنیم; پس باید او را بشناسیم.

خدای متعال شخصیت روحی و اخلاقی آن بزرگوار را در ظرفی تربیت کرد و به وجود آورد که بتواند آن بار عظیم امانت را بر دوش حمل کند..

یک نگاه اجمالی به زندگی پیامبر اکرم در دوران کودکی بیندازیم.

پدر آن بزرگوار،بنابر روایتی قبل از ولادتش، و بنابر روایتی دیگر چند ماه بعد از ولادتش از دنیا می رود و آن حضرت پدر را نمی بیند.

به رسم خاندانهای شریف و اصیل آن روز عربستان که فرزندان خودشان را به زنان پاکدامن و دارای اصالت و نجابت می سپردند تا آنها را در صحرا و در میان قبایل عربی پرورش بدهند، این کودک عزیز چراغ خانواده را به یک زن اصیل نجیب به نام حلیمه سعدیه که از قبیله بنی سعد بود سپردند; او هم پیامبر را در میان قبیله خود برد و در حدود شش سال این کودک عزیز و این در گرانبها را نگهداشت و به او شیر داد و او را تربیت کرد; لذا پیامبر در صحرا پرورش پیدا کرد.

گاهی این کودک را نزد مادرش جناب آمنه می آورد و ایشان او را می دید و سپس باز برمی گرداند.

بعد از شش سال که این کودک از لحاظ جسمی و روحی پرورش بسیار ممتازی پیدا کرده بود جسما قوی، زیبا، چالاک، کارآمد; از لحاظ روحی هم متین، صبور، خوش اخلاق، خوش رفتار و با دید باز، که لازمه زندگی در همان شرایط است به مادر و به خانواده برگردانده شد.

مادر این کودک را برداشت و با خود به یثرب برد; برای این که قبر جناب عبدالله را که در آن جا از دنیا رفت و در همان جا هم دفن شد زیارت کنند.

بعدها که پیامبر به مدینه تشریف آوردند و از آن جا که عبور کردند، فرمودند قبر پدر من در این خانه است و من یادم است که برای زیارت قبر پدرم، با مادرم به این جا آمدیم.

در برگشتن، در محلی به نام ابوا، مادر هم از دنیا رفت و این کودک از پدر و مادر هر دو یتیم شد.

به این ترتیب، ظرفیت روحی این کودک که در آینده باید دنیایی را در ظرفیت وجودی و اخلاقی خود تربیت کند و پیش ببرد،روزبه روز افزایش پیدا می کند.

ام ایمن او را به مدینه آورد و به دست عبدالمطلب داد.

عبدالمطلب مثل جان شیرین از این کودک پذیرایی و پرستاری می کرد.

در شعری عبدالمطلب می گوید که من برای او مثل مادرم.حدود صدساله که رئیس قریش و بسیار شریف و عزیز بود آن چنان این کودک را مورد مهر و محبت قرار داد که عقده کم محبتی در این کودک مطلقا به وجود نیاید و نیامد.

شگفت آور این است که این نوجوان، سختیهای دوری از پدر و مادر را تحمل می کند، برای این که ظرفیت و آمادگی او افزایش پیدا کند; اما یک سرسوزن حقارتی که احتمالا ممکن است برای بعضی از کودکان این طوری پیش بیاید، برای او به وجود نمی آید.

عبدالمطلب آن چنان او را عزیز و گرامی می داشت که مایه تعجب همه می شد.

در کتابهای تاریخ و حدیث آمده است که در کنار کعبه برای عبدالمطلب فرش و مسندی پهن می کردند و او آن جا می نشست و پسران او و جوانان بنی هاشم با عزت و احترام دور او جمع می شدند.

وقتی که عبدالمطلب نبود یا در داخل کعبه بود، این کودک می رفت روی این مسند می نشست; عبدالمطلب که می آمد، جوانان بنی هاشم به این کودک می گفتند که بلند شو، جای پدر است; اما عبدالمطلب می گفت نه، جای او همان جاست و باید آن جا بنشیند; خودش کنار می نشست و این کودک عزیز و شریف و گرامی را در آن محل نگاه می داشت.

هشت ساله بود که عبدالمطلب هم از دنیا رفت.

روایت دارد که دم مرگ، عبدالمطلب از ابی طالب پسر بسیار شریف و بزرگوار خودش بیعت گرفت و گفت که این کودک را به تو می سپارم; باید مثل من از او حمایت کنی; ابوطالب هم قبول کرد و او را به خانه خودش برد و مثل جان گرامی او را مورد پذیرایی قرار داد.

ابوطالب و همسرش شیرزن عرب; یعنی فاطمه بنت اسد; مادر امیرالمومنین تقریبا چهل سال مثل پدر و مادر، این انسان والا را مورد حمایت و کمک خود قرار دادند.

نبی اکرم در چنین شرایطی دوران کودکی و نوجوانی خود را گذارند..

خصال اخلاقی والا، شخصیت انسانی عزیز، صبر و تحمل فراوان، آشنا با دردها و رنجهایی که ممکن است برای یک انسان در کودکی پیش بیاید،شخصیت در هم تنیده عظیم و عمیقی را در این کودک زمینه سازی کرد..

در همان دوران کودکی، به اختیار و انتخاب خود، شبانی گوسفندان ابوطالب را به عهده گرفت و مشغول شبانی شد; اینها عوامل مکمل شخصیت است.

به انتخاب خود او، در همان دوران کودکی با جناب ابی طالب به سفر تجارت رفت.

بتدریج این سفرهای تجارت تکرار شد، تا به دوره جوانی و دوره ازدواج با جناب خدیجه و به دوران چهل سالگی که دوران پیامبری است رسید.

تمام خصوصیات مثبت یک انسان والا در او جمع بود;.

که من حالا بخشی از خصوصیات اخلاقی آن بزرگوار را خیلی مختصر عرض می کنم; اما واقعا ساعتها وقت لازم است که انسان درباره خصوصیات اخلاقی پیامبر حرف بزند.

من فقط برای عرض ارادت و برای این که به گویندگان و نویسندگان، عملا عرض کرده باشم که نسبت به شخصیت پیامبر قدری بیشتر کار بشود و ابعاد آن تبیین گردد چون دریای عمیقی است این چند دقیقه را به این مطالب صرف می کنم.

البته در کتابهای فراوانی راجع به نبی اکرم و به طور متفرق راجع به اخلاق آن بزرگوار مطالبی هست.

آنچه که من در این جا ذکر کردم، از مقاله یکی از علمای جدید مرحوم آیه الله حاج سید ابوالفضل موسوی زنجانی است که مقاله یی در همین خصوص نوشته اند و من از نوشته ایشان که جمع بندی شده و مختصر و خوب است استفاده کردم.

به طور خلاصه اخلاق پیامبر را به «اخلاق شخصی » و «اخلاق حکومتی »تقسیم می کنیم;.

به عنوان یک انسان، خلقیات او; و به عنوان یک حاکم، خصوصیات و خلقیات و رفتار او.

البته اینها گوشه یی از آن چیزهایی است که در وجود آن بزرگوار بود; چندین برابر این خصوصیات برجسته و زیبا در او وجود داشت که من حالا بعضی از آنها را عرض می کنم.

آن بزرگوار، امین،راستگو، صبور و بردبار بود.

جوانمرد بود; از ستمدیدگان در همه شرایط دفاع می کرد.

درستکردار بود; رفتار او با مردم، بر مبنای صدق و صفا و درستی بود..

خوش سخن بود; تلخ زبان و گزنده گو نبود.

پاکدامن بود; در آن محیط فاسد اخلاقی عربستان قبل از اسلام، در دوره جوانی، آن بزرگوار، معروف به عفت و حیا بود و پاکدامنی او را همه قبول داشتند; آلوده نشد.

اهل نظافت و تمیزی ظاهر بود; لباس، نظیف; سر و صورت، نظیف; رفتار، رفتار با نظافت.

شجاع بود و هیچ جبهه عظیمی از دشمن، او را متزلزل و ترسان نمی کرد.

صریح بود; سخن خود را با صراحت و صدق بیان می کرد.

در زندگی، زهد و پارسایی پیشه او بود.

بخشنده بود; هم بخشنده مال، هم بخشنده انتقام; یعنی انتقام نمی گرفت; گذشت و اغماض می کرد.

بسیار با ادب بود; هرگز پای خود را پیش کسی دراز نکرد; هرگز به کسی اهانت نکرد.

بسیار با حیا بود..

بر چیزی که او بجا می دانست، ملامت می کرد که در تاریخ نمونه هایی وجوددارد از شرم و حیا سرش را به زیر می انداخت.

بسیار مهربان و پر گذشت و فروتن و اهل عبادت بود.

در تمام زندگی آن بزرگوار، از دوران نوجوانی تا هنگام وفات در شصت و سه سالگی، این خصوصیات را در وجود آن حضرت می شد دید.

من بعضی از این خصوصیات را مقداری باز می کنم:.

امین بودن و امانتداری او آن چنان بود که در دوران جاهلیت او را به «امین » نامگذاری کرده بودند و مردم هر امانتی که برایش خیلی اهمیت قایل بودند، دست او می سپردند و خاطر جمع بودند که این امانت به آنها سالم برخواهد گشت.

حتی بعد از آن که دعوت اسلام شروع شد و آتش دشمنی و نقار با قریش بالا گرفت، در همان احوال هم باز همان دشمنها اگر می خواستند چیزی را در جایی امانت بگذارند، می آمدند و به پیامبر می دادند! لذا شما شنیده اید که وقتی پیامبر اکرم به مدینه هجرت کردند، امیرالمومنین را در مکه گذاشتند تا امانتهای مردم را به آنها برگرداند.

معلوم می شود که در همان اوقات هم مبالغی امانت پیش آن بزرگوار بوده است; نه امانت مسلمانان، بلکه امانت کفار و همان کسانی که با او دشمنی می کردند! بردباری او به این اندازه بود که چیزهایی که دیگران از شنیدنش بی تاب می شدند، در آن بزرگوار بی تابی به وجود نمی آورد.

گاهی دشمنان آن بزرگوار در مکه رفتارهایی با او می کردند که وقتی جناب ابی طالب در یک مورد شنید، به قدری خشمگین شد که شمشیرش را کشید و با خدمتکار خود به آن جا رفت و آن جسارتی که آنها با پیامبر کرده بودند، همان را با یکایک آنها انجام داد;گفت هرکدام اعتراض کنید، گردنتان را می زنم; اما پیامبر همین منظره را بابردباری تحمل کرده بود.

در یک مورد دیگر با ابی جهل گفتگو شد; ابی جهل اهانت سختی به پیامبر کرد; اما آن حضرت سکوت کرد و بردباری نشان داد.

یک نفر رفت به حمزه خبر داد که ابی جهل این طور با برادرزاده تو رفتار کرد; حمزه بی تاب شد و رفت با کمان بر سر ابی جهل زد و سر او را خونین کرد; بعدهم آمد تحت تاثیر این حادثه، اسلام آورد.

بعد از اسلام، گاهی مسلمانان سرقضیه یی، از روی غفلت و یا جهالت، جمله اهانت آمیزی به پیامبر می گفتند; حتی یک وقت یک نفر از همسران پیامبر جناب زینب بنت جحش که یکی ازامهات مومنین است به پیامبر عرض کرد که تو پیامبری، اما عدالت نمی کنی! پیامبر لبخندی زدند و سکوت کردند.

او توقع زنانه یی داشت که پیامبر آن رابرآورده نکرده بود; که بعدا ممکن است به آن اشاره کنم.

گاهی بعضیها به مسجد می آمدند و پاهای خودشان را دراز می کردند و به پیامبر می گفتند که ناخنهای ما را بگیر! چون ناخن گرفتن وارد شده بود پیامبر هم با بردباری تمام، این جسارت و بی ادبی را تحمل می کرد.

جوانمردی او طوری بود که دشمنان شخصی خود را مورد عفو و اغماض قرار می داد.

اگر در جایی ستمدیده یی بود، تا وقتی به کمک او نمی شتافت، دست برنمی داشت.

در جاهلیت، پیمانی به نام «حلف الفضول » پیمان زیادی; غیر از پیمانهایی که مردم مکه بین خودشان داشتند وجود داشت که پیامبر در آن شریک بود.

یک نفر غریب وارد مکه شد و جنسش را فروخت.را خریده بود، «عاص بن وائل » بود; او مرد گردن کلفت قلدری از اشراف مکه بود جنس را که خرید، پولش را نداد.کرد، نتوانست کمکی دریافت کند; لذا بالای کوه ابوقبیس رفت و فریاد زد:ای اولاد فهر! به من ظلم شده است.

پیامبر و عمویش زبیر بن عبدالمطلب آن فریاد را شنیدند; لذا دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند که از حق او دفاع کنند; بلند شدند پیش «عاص بن وائل » رفتند و گفتند پولش را بده; او هم ترسید و مجبور شد پولش را بدهد.

این پیمان بین اینها برقرار ماند و تصمیم گرفتند که هر بیگانه یی که وارد مکه شد که مکی ها به او ظلم کردند که غالبا هم به بیگانه ها و غیرمکی ها ظلم می کردند اینها از او دفاع کنند..

بعد از اسلام سالها گذشته بود، پیامبر می فرمود که من هنوز هم خود را به آن پیمان متعهد می دانم.

بارها با دشمنان مغلوب خود رفتاری کرد که برای آنها قابل فهم نبود.

در سال هشتم هجری، وقتی که پیامبر مکه را با آن عظمت و شکوه فتح کرد، گفت:«الیوم یوم المرحمه »; امروز، روز گذشت و بخشش است; لذا انتقام نگرفت; این، جوانمردی آن بزرگوار بود.

او درستکردار بود.

در دوران جاهلیت همان طور که گفتیم تجارت می کرد; به شام و یمن می رفت; در کاروانهای تجارتی سهیم می شد و شرکایی داشت.

یکی از شرکای دوران جاهلیت او بعدها می گفت که او بهترین شریکان بود; نه لجاجت می کرد، نه جدال می کرد، نه بار خود را بر دوش شریک می گذاشت، نه با مشتری بدرفتاری می کرد، نه به او زیادی می فروخت، نه به او دروغ می گفت; درستکردار بود.

همین درستکرداری او بود که جناب خدیجه را شیفته او کرد.

خود خدیجه هم بانوی اول مکه و از لحاظ حسب و نسب و ثروت، شخصیت برجسته یی بود.

از دوران کودکی، موجود نظیفی بود.

برخلاف بچه های مکه، برخلاف بچه های قبایل عرب، نظیف و تمیز و مرتب بود.

در دوران نوجوانی، سر شانه کرده; بعد در دوران جوانی، محاسن و سر شانه کرده; بعد از اسلام، در دورانی که از جوانی هم گذشته بود و مرد مسنی بود پنجاه، شصت سال سن او بود کاملا مقید به نظافت بود.

گیسوان عزیزش که تا بناگوشش می رسید، تمیز;محاسن زیبایش تمیز و معطر.

در روایتی دیدم که در خانه خود خم آبی داشت آن وقت چون آینه خیلی مرسوم و رایج نبود «کان یسوی عمامته و لحیته اذا اراد ان یخرج الی اصحابه »; وقتی می خواست نزد مسلمانان و رفقا و دوستانش بیاید، حتما عمامه و محاسن را مرتب و تمیز می کرد، بعد بیرون می آمد.

همیشه با عطر، خود را معطر و خوشبو می کرد.زندگی زاهدانه که حالا خواهم گفت زندگی پیامبر بشدت زاهدانه بود با خودش شانه و عطر می برد; سرمه دان برمی داشت، برای این که چشمهایش را سرمه بکشد; که آن روز معمول بود مردها چشمهایشان را سرمه می کشیدند. هر روز چند مرتبه مسواک می کرد دیگران را هم به همین نظافت، به همین مسواک، به همین ظاهر مرتب دستور می داد.

اشتباه بعضی این است که خیال می کنند ظاهر مرتب باید با اشرافیگری و با اسراف توام باشد; نه، با لباس وصله زده و کهنه هم می شود منظم و تمیز بود.

لباس پیامبر وصله زده و کهنه بود; اما لباس و سر و رویش تمیز بود.

اینها در معاشرت، در رفتارها، در وضع خارجی و در بهداشت خیلی مؤثر است.

این چیزهای به ظاهر کوچک، در باطن خیلی مؤثر است.

رفتارش با مردم، رفتار خوش بود; در جمع مردم، همیشه بشاش بود; تنها که می شد، آن وقت غمها و حزنها و همومی که داشت، آن جا ظاهر می شد.

هموم و غمهای خودش را در چهره خودش جلوی مردم آشکار نمی کرد; بشاش بود. به همه سلام می کرد.

اگر کسی او را آزرده می کرد، در چهره او آزردگی دیده می شد; اما زبان به شکوه باز نمی کرد.

اجازه نمی داد در حضور او به کسی دشنام بدهند و از کسی بدگویی کنند; خود او هم به هیچ کس دشنام نمی داد و از کسی بدگویی نمی کرد.

کودکان را مورد ملاطفت قرار می داد; با زنان مهربانی می کرد; با ضعفا کمال خوشرفتاری را داشت; با اصحاب خود شوخی می کرد و با آنها مسابقه اسب سواری می گذاشت.

زیراندازش یک حصیر بود; بالش او از چرمی بود که از لیف خرما پر شده بود; قوت غالب او نان جو و خرما بود.

نوشته اند که هرگز سه روز پشت سر هم از نان گندم نه غذاهای رنگارنگ شکم خود را سیر نکرد.

ام المؤمنین عایشه می گوید که گاهی یک ماه از مطبخ خانه ما دود بلند نمی شد.

سوار مرکب بی زین و برگ می شد.اسبهای قیمتی را با زین و برگهای مجهز سوار می شدند و تفاخر می کردند، آن بزرگوار در بسیاری از جاها سوار بر درازگوش می شد.

حالت تواضع به خود می گرفت.

با دست خود، کفش خود را وصله می زد; این همان چیزی است که شاگرد برجسته این مکتب امیر المؤمنین (علیه السلام) بارها انجام داد و درروایات راجع به او، این را خیلی شنیده اید.

در حالی که تحصیل مال از راه حلال را جایز می دانست و می فرمود: «نعم العون علی تقوی الله الغنا»; بروید از طریق حلال نه از راه حرام، نه با تقلب، نه با دروغ و کلک کسب مال بکنید; اما در عین حال خود او اگر مالی هم از طریقی به دستش می رسید، صرف فقرا می کرد.

عبادت او آن چنان عبادتی بود که پاهای او از ایستادن در محراب عبادت ورم می کرد.

بخش عمده یی از شبها را به بیداری و عبادت و تضرع و گریه و استغفار و دعا می گذرانید.

با خدای متعال راز و نیاز و استغفار می کرد. غیر از ماه رمضان، در ماه شعبان و ماه رجب و در بقیه اوقات سال هم آن طوری که شنیدم در آن هوای گرم یک روز در میان روزه می گرفت.

اصحاب او به او عرض کردند: یا رسول الله! تو که گناهی نداری; «غفر الله لک ما تقدم من ذنبک و ما تاخر» که در سوره فتح هم آمده: «لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر» این همه دعا و عبادت و استغفار چرا؟! می فرمود:«ا فلا اکون عبدا شکورا»; آیا بنده سپاسگزار خدا نباشم که این همه به من نعمت داده است؟!استقامت او استقامتی بود که در تاریخ بشری نظیر او را نمی شود نشان داد.

آن چنان استقامتی بخرج داد که توانست این بنای مستحکم خدایی را که ابدی است، پایه گذاری کند.

مگر بدون استقامت، ممکن بود؟ با استقامت او ممکن شد.

با استقامت او، یاران آن چنانی تربیت شدند.هیچ ذهنی گمان نمی برد، خیمه مدنیت ماندگار بشری در وسط صحراهای بی آب و علف عربستان برافراشته شود; «فلذلک فادع و استقم کما امرت ».

اینها اخلاق شخصی پیامبر است.

اخلاق حکومتی پیامبر اینها بود: عادل و با تدبیر بود.

کسی که تاریخ ورود پیامبر به مدینه را بخواند آن جنگهای قبیله یی، آن حمله کردنها، آن کشاندن دشمن از مکه به وسط بیابانها، آن ضربات متوالی، آن برخورد با دشمن عنود انسان آن چنان تدبیر قوی و حکمت آمیز و همه جانبه یی در خلال این تاریخ مشاهده می کند که حیرت آور است و مجال نیست که من حالا بخواهم آن را بیان کنم.

او حافظ و نگهدارنده ضابطه و قانون بود; نمی گذاشت قانون نقض بشود; چه توسط خودش، و چه توسط دیگران.

خودش هم محکوم قوانین بود;آیات قرآن هم بر این نکته ناطق است.

برطبق همان قوانینی که مردم باید عمل می کردند، خود آن بزرگوار هم دقیقا و بشدت برطبق آن قوانین عمل می کرد و اجازه نمی داد تخلفی بشود.

وقتی که در جنگ بنی قریظه مردهای آن طرف را گرفتند و خائنهاشان را به قتل رساندند و بقیه را اسیر کردند و اموال و ثروت بنی قریظه را آوردند، چند نفر از امهات مؤمنین که یکی همان جناب ام المؤمنین زینب بنت جحش است، یکی ام المؤمنین عایشه است، یکی ام المؤمنین حفصه است به پیامبر عرض کردند که یا رسول الله! این همه طلا واین همه ثروت از یهود آمده، یک مقدار هم به ما بده; اما پیامبر اکرم با این که زنها مورد علاقه اش بودند و به آنها محبت داشت و نسبت به آنها بسیار خوشرفتار بود، ولی حاضر نشد به خواسته آنها عمل کند.

اگر پیامبر می خواست از آن ثروتها به همسران خود بدهد، مسلمانان هم حرفی نداشتند; لیکن او حاضر نشد.

بعد که زیاد اصرار کردند، پیامبر با آنها حالت کناره گیری به خود گرفت; یک ماه از زنان خودش دوری کرد که از او چنان توقعی کردند.

بعد آیات شریفه سوره احزاب نازل شد:«یا نساء النبی لستن کاحد من النسا»، «یا ایها النبی قل لازواجک ان کنتن تردن الحیاه الدنیا و زینتها فتعالین امتعکن و اسرحکن سراحا جمیلا.

و ان کنتن تردن الله و رسوله و الدار الاخره فان الله اعد للمحسنات منکن اجرا عظیما».

پیامبر فرمود:اگر می خواهید با من زندگی کنید، زندگی زاهدانه است و تخطی از قانون ممکن نیست.

از دیگر خلقیات حکومتی او این بود که عهد نگهدار بود. هیچ وقت عهدشکنی نکرد. قریش با او عهدشکنی کردند، اما او نکرد; یهود بارها عهدشکنی کردند، او نکرد. او همچنین رازدار بود.

وقتی برای فتح مکه حرکت می کرد، هیچ کس نفهمید پیامبر کجا می خواهد برود.

همه لشکر را بسیج کرد و گفت بیرون برویم; گفتند کجا، گفت بعد معلوم خواهد شد.

به هیچ کس اجازه نداد که بفهمد او دارد به سمت مکه می رود; کاری کرد که تا نزدیک مکه، قریش هنوز خبر نداشتند که پیامبر دارد به مکه می آید! دشمنان را یک طور نمی دانست; این از نکات مهم زندگی پیامبر است.

بعضی از دشمنان، دشمنانی بودند که دشمنیشان عمیق بود; اما پیامبر اگر می دید که اینها خطر عمده یی ندارند، با اینها کاری نداشت و نسبت به آنها آسانگیربود.

بعضیها هم بودند که خطر داشتند، اما پیامبر آنها را مراقبت می کرد و زیر نظر داشت; مثل عبد الله بن ابی.

عبد الله بن ابی منافق درجه یک علیه پیامبر توطئه هم می کرد; لیکن پیامبر چون او را زیر نظر داشت، کاری به کار او نداشت و تا اواخر عمر پیامبر هم بود.

اندکی قبل از وفات پیامبر، عبد الله ابی از دنیا رفت; اما پیامبر او را تحمل می کرد.

اینها دشمنهایی بودند که از ناحیه آنها حکومت و نظام اسلامی و جامعه اسلامی مورد تهدید جدی واقع نمی شد; اما پیامبر با دشمنانی که از ناحیه آنها خطر وجود داشت، بشدت سختگیر بود.

همان آدم مهربان، همان آدم دل رحم، همان آدم پرگذشت و با اغماض، دستور داد که خائنان بنی قریظه را که چند صد نفر می شدند در یک روز به قتل رساندند و بنی نظیر و بنی قینقاع را بیرون کردند و خیبر را فتح کردند; چون اینها دشمنان خطرناکی بودند، پیامبر با آنها اول ورود به مکه کمال مهربانی را بخرج داده بود; اما اینها در مقابل خیانت کردند و از پشت خنجر زدند و توطئه و تهدید کردند.

پیامبر عبد الله بن ابی را تحمل می کرد; یهودی داخل مدینه را تحمل می کرد; قرشی پناه آورنده به او یا بی آزار را تحمل می کرد; وقتی رفت مکه را فتح کرد، چون دیگر خطری از ناحیه آنها نبود،حتی امثال ابی سفیان و بعضی از بزرگان دیگر را نوازش هم کرد; اما این دشمن قدار خطرناک غیر قابل اطمینان را بشدت سرکوب کرد; اینها اخلاق حکومتی آن بزرگوار است.

در مقابل وسوسه های دشمن، هوشیار; در مقابل مؤمنین، خاکسار;در مقابل دستور خدا، مطیع محض و عبد به معنای واقعی; در مقابل مصالح مسلمانان، بی تاب برای اقدام و انجام.

این، خلاصه یی از شخصیت آن بزرگوار است.

پروردگارا ! از تو درخواست می کنیم که ما را از امت پیامبر قرار بده!

خود می دانی که دلهای ما لبالب از محبت پیامبر است; ما را با این محبت نورانی و آسمانی زنده بدار و با همین عشق بی پایان، ما را از این دنیا ببر!

پروردگارا !زیارت چهره پیامبر را در قیامت نصیب ما بفرما!

عمل به احکام پیامبر و تشبه به اخلاق آن بزرگوار را نصیب ما بگردان!

او را به معنای واقعی کلمه اسوه ما قرار بده و مسلمانان را قدردان آن بزرگوار قرار بده!

بسم الله الرحمن الرحیم

قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد.

خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا ابی القاسم المصطفی محمد و علی اله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیما علی امیر المؤمنین و الصدیقه الطاهره سیده نساء العالمین و الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنه و علی بن الحسین زین العابدین و محمد بن علی الباقر و جعفر بن محمد الصادق و موسی بن جعفر الکاظم و علی بن موسی الرضا و محمد بن علی الجواد و علی بن محمد الهادی و الحسن بن علی الزکی العسکری و الحجه الخلف القائم المهدی حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک و صل علی ائمه المسلمین و حماه المستضعفین و هداه المؤمنین.

در خطبه دوم بحثی در این زمینه عرض می کنم که این وحدت ملی که شعار امسال ماست و بشدت از طرف دشمنان و مغرضان تهدید می شود، چگونه قابل تحقق است؟ من امیدوارم همه کسانی که به نظام اسلامی و به این قانون اساسی از بن دندان معتقدند، به عرایض امروز ما توجه کنند.

آن کسانی هم که معتقد نیستند که خوشبختانه در جامعه ما عددی نیستند اگر توجه بکنند، شاید این برای آنها وسیله یی باشد، برای این که هدایت الهی را برای خودشان فراهم بکنند.

البته امروز این اجتماع، اجتماع عظیمی است. تهران که در نماز جمعه شرکت می کنند، جوانانی از جوانان مؤمن و خوب قم و جماعتی از علما و ائمه محترم جماعت تهران هم امروز در این نماز حضور دارند.

انقلاب، یک تحول بنیادین بر اساس یک سلسله ارزشهاست و یک حرکت به جلو محسوب می شود.

آنچه در کشور ما واقع شد، انقلاب اسلامی است; تحول عظیمی در ارکان سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه و یک حرکت به جلو و یک اقدام به سمت پیشرفت این کشور و این ملت بود.

البته در نظامی که براساس انقلاب به وجود آمد، ما از شرق و غرب الگو نگرفتیم; این نقطه بسیار مهمی است.

ما نمی توانستیم از کسانی الگو بگیریم که نظامهای آنها را غلط و بر خلاف مصالح بشریت می دانستیم.

بحث تعصب مذهبی و دینی و جغرافیایی مطرح نبود; بحث این بود که پایه هایی که نظامهای شرقی کمونیستی آن روز بر آنها بنا شده بود که امروز در دنیا دیگر چنین هویتی وجود ندارد همچنین پایه هایی که نظامهای غربی بر آنها بنا شده بود، پایه های غلطی بود; لذا ما نمی توانستیم و نمی خواستیم از آنها الگو بگیریم; الگوی ما ارزشهای دیگری بود که حالا به مقداری از آن ارزشها اشاره کردم.

اما چرا از آن دو رژیم جهانی رژیم شرقی کمونیستی و رژیم غربی سرمایه داری الگو نگرفتیم؟ چون رژیمهای باطلی بودند.

رژیمهای کمونیست، رژیمهای مستبدی بودند که با شعار حکومت مردمی سرکار آمده بودند; اما اشرافی هم بودند! با این که دم از ضدیت با اشرافیگری می زدند، اما عملا حکومتهای اشرافی بودند; از لحاظ استبداد، در نهایت درجه استبداد بودند و حاکمیت مطلق دولت بر اقتصاد، بر فرهنگ، بر سیاست و بر فعالیتهای گوناگون اجتماعی و غیره به چشم می خورد! در رژیمهای شرقی، مردم هیچکاره محض بودند.

بنده از نزدیک رفته بودم و این کشورها را در اواخر عمرشان دیده بودم.

حتی در راس بعضی از کشورهای عقب افتاده و فقیرشان هم یک رژیم به اصطلاح و بقول خودشان کارگری سرکار بود; اما همان رفتارهای اشرافیگری و همان کارهای غلط دربارهای قدیم را تکرار می کردند! نه انتخاباتی در این کشورها بود، نه رای مردمی در کار بود; اما به خودشان دمکراتیک هم می گفتند و ادعای مردمی بودن می کردند! مردم هیچکاره محض بودند:از لحاظ اقتصادی، صددرصد وابسته به دولت; از لحاظ کارهای فرهنگی، صددرصد وابسته به دولت! معلوم بود که چنین رژیمهایی محکوم به فنا بود.

البته چون شعارهاشان، شعارهای براق و جذابی بود، توانستند در اطراف دنیا جوانانی را به سمت خودشان جذب کنند و حکومتهایی تشکیل بدهند; اما دیگر نمی توانستند عمری بکنند; دیدید آخرش هم به کجا رسیدند; بعد از چند ده سال بکلی زایل شدند.

طبیعی بود که آن رژیمها برای ما قابل الگو گرفتن نبود.

آن روزی که انقلاب ما پیروز شد یعنی بیست و یک سال قبل از این هیچ انقلابی در دنیا وجود نداشت که وقتی پیروز می شد، به همین حکومت شرقی حالا یا مارکسیستی، یا سوسیالیستی که مرتبه رقیق ترش بود گرایش نداشته باشد; لیکن اسلام و ملت ایران و رهبر این ملت آن را رد کردند و قبول نداشتند و کنار گذاشتند.

از غرب هم نمی خواستیم و نمی توانستیم الگو بگیریم; چون غرب چیزهایی داشت، اما به قیمت نداشتن چیزهای مهمتری.

در غرب، علم بود، اما اخلاق نبود; ثروت بود، اما عدالت نبود; تکنولوژی پیشرفته بود، اما همراه با تخریب طبیعت و اسارت انسان بود; اسم دمکراسی و مردم سالاری بود، اما در حقیقت سرمایه سالاری بود، نه مردم سالاری; الان هم همین طور است.این چیزی که من عرض می کنم، ادعای من نیست; من از قول فلان نویسنده مسلمان متعصب نقل نمی کنم; از قول خود غربیها نقل می کنم.

الان در کشورهای غربی و در خود امریکا، آن چیزی که به نام دمکراسی و انتخابات وجود دارد، صورت انتخابات است; باطن آن، حاکمیت سرمایه است.

من مایل نیستم که از نویسندگان و کتابهاشان اسم بیاورم; اما خود نویسندگان امریکایی تشریح می کنند و می نویسند که این انتخابات شهرداریها، انتخابات نمایندگی مجلس و انتخابات ریاست جمهوری، با چه ساز و کاری انجام می گیرد.

اگر کسی نگاه کند، خواهد دید که در آن جا، آرای مردم تقریبا هیچ نقشی ندارد; آنچه که حرف اول و آخر را می زند، پول و سرمایه داری و شیوه های تبلیغاتی مدرن و همراه با فریب و جذاب از نظر آحاد مردم سطحی نگر است! اسم دمکراسی هست، اماباطن دمکراسی مطلقا نیست.

پیشرفتهای علمی در غرب بود، اما این پیشرفتهای علمی وسیله یی برای استثمار ملتهای دیگر شده بود.

غربیها به مجرد این که یک قدرت علمی پیدا کردند، آن را به قدرت سیاسی و اقتصادی تبدیل کردند و به طرف شرق و غرب دنیا راه افتادند; هرجا کشوری ممکن بود رویش دست بگذارند و آن را استثمار بکنند، بی دریغ کردند; هر جا نکردند، ممکنشان نشد! در غرب آزادی بود، اما آزادی همراه با ظلم و بی بندوباری و افسارگسیختگی.

روزنامه ها در غرب آزادند و همه چیز می نویسند; اما روزنامه ها در غرب متعلق به چه کسانی هستند؟ مگر متعلق به مردمند؟! این که چیز واضحی است; بروند نگاه کنند.

شما در همه اروپا و همه امریکا یک روزنامه قابل ذکر نشان بدهید که متعلق به سرمایه دارها نباشد! پس روزنامه که آزاد است، یعنی آزادی سرمایه دار که حرف خودش را بزند; هرکس را می خواهد، خراب کند; هرکس را می خواهد، بزرگ کند; به هر طرف می خواهد،افکار عمومی را بکشد! این که آزادی نشد.

اگر یک نفر پیدا شد و علیه صهیونیسم حرف زد مثل آن آقای فرانسوی که چند جلد کتاب علیه صهیونیستها نوشت و گفت این که می گویند یهودیان را در کوره های آدم سوزی سوزاندند، واقعیت ندارد طور دیگری با او رفتار می کنند! اگر کسی وابسته به سرمایه داران نباشد، وابسته به مراکز قدرت سرمایه داری نباشد، نه حرفش زده می شود، نه صدایش به گوش کسی می رسد، نه آزادی بیان دارد! بله، سرمایه

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.