خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حدوث ذاتی و نیازمندی به علت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حدوث ذاتی و نیازمندی به علت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جستاری در باب امکان در فلسفه کانت (۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جستاری در باب امکان در فلسفه کانت (۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
16ساعت
47دقیقه
37ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ هگل

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 65

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ هگل – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ هگل شامل 94 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ هگل گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ هگل با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ هگل از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ هگل با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ هگل را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فلسفه تاریخ هگل :

چکیده
 در برداشت هگل از فلسفه, تاریخ امری محوری است. به نظر او, تاریخ را به سه شیوه می توان نگاشت: ۱- تاریخ دست اوّل,۲- تاریخ اندیشه گرانه, ۳- تاریخ فلسفی یا فلسفه تاریخ که روش برگزیده هگل است. بر جهان عقل حاکم است, درنتیجه تاریخ جهانی جریانی عقلانی و ضروری است نه تصادفی.  موضوع تاریخ فلسفی, روح است. روح جوهری است خودآگاه و آزاد و در سیر تاریخی خود به آزادی خود وقوف پیدا می کند .هر قوم یا ملّتی روحی دارد که مرحله ای است از تحقق روح جهان. روح جهان توسط شور و شوق افراد جهان _ تاریخی به پیش رانده می شود. ایشان دوره جدید و مرحله عالی تری از آزادی وخودآگاهی را تحقق می بخشند. هگل تاریخ جهان را به سه دوره شرقی، کلاسیک و ژرمنی تقسیم می کند.
واژگان کلیدی: تاریخ فلسفی، عقل، روح، آزادی ۱ واژه های زبان آلمانی برای مفهوم «تاریخ»
زبان آلمانی برای مفهوم «تاریخ» دو واژه دارد: Historia وGeschichte . واژه اوّل در اصل واژه ای یونانی است و به معنای تحقیق، شناخت، روایت و تاریخ حوادث می باشد . Historia ازHistorein به معنای تحقیق و اکتشاف مشتق شده است. واژه مذکور، در قرن سیزدهم، از زبان لاتین به شکل Historie وارد زبان آلمانی شد. از قرن هجدهم, استعمال و رواج این واژه در اثر رواج واژه Geschichte پس زده شد; امّا Historisch به عنوان صفت و Historiker به عنوان اسم, رواج یافت. معنای اصلی  Historie به معنای واژه آلمانی  Erfahrung  (تجربه) نزدیک است. واژه دوّم (Geschichte) یک واژه آلمانی اصیل است که ازGeschehen (انجام شدن، اتفاق افتادن، واقع شدن) مشتق شده است و از این رو در اصل به معنای «واقعه و سلسله وقایع» است. امّا از قرن پانزدهم, این واژه با  Historie برابر تلقی شده  و برای روایت یا گزارش استعمال شده است. این واژه با رشد تحقیق و آگاهی تاریخی در قرن هجدهم, به ویژه در اندیشه هردر( Herder) معنای «تاریخ» را به عنوان پژوهش نظام دار حوادث گذشته به خود گرفته است. هگل معمولاً همین واژه را برای مفهوم تاریخ استعمال می کند . ۲- مفهوم « فلسفه تاریخ» در گذر تاریخ
همانطور که اشاره شد، تاریخ (History ) دو معنا دارد: تسلسل حوادث تاریخی; و تبیین یا بررسی این حوادث. متناظر با این دو معنا، « فلسفه تاریخ » نیز دو معنا دارد: نخست بازاندیشی فلسفی درباره جریان حوادث تاریخی، دوم بازاندیشی فلسفی درباره ماهیت و روشهای تبیین حوادث تاریخی. پیش از هگل، فلسفه تاریخ بیشتر از نوع اوّل بود تا نوع دوم: بنیان گذار این رشته، ویکو( Vico), در«اصول دانشی جدید درباره طبیعت مشترک ملّتها » (۱۷۲۵) از این بحث کرد که همه اقوام از مرحله الهی و حماسی و انسانی عبور می کنند و به تدریج از اندیشه حسی به اندیشه انتزاعی, از اخلاق حماسی به اخلاقیت (morality), از تبعیض به تساوی حقوق ارتقا می یابند. (هگل هیچ گاه از ویکو ذکری به میان نمی آورد). ولتر(voltaire) در «رساله ای در تاریخ عمومی و آداب و روح ملل» تاریخ را مبارزه انسان برای فرهنگ و پیشرفت توصیف کرد. هردر در «آرایی در فلسفه تاریخ بشر» تاریخ را پیش روی به سوی «انسانیت» تلقی کرد. کانت درباره کتاب مذکور هردر, دو ارزیابی نوشت و چند رساله درباره تاریخ نگاشت. کانت در «اندیشه ای برای تاریخ عمومی از نظرگاه جهان وطنی» از این بحث کرد که به رغم آزادی اراده، رفتارهای انسانی قوانین کلّی معین می کنند. هدف تاریخ عبارت است از حکومتی کاملاً عادل و عقلانی که آزادی لازم را برای رشد کامل تواناییهای انسان تضمین کند و با حکومتهایی که به شکلی مشابه سامان یافته باشند, در صلح پایدار باقی بماند. ای. جی. لسینگ (E.G.Lessing) و فیخته (Fichte ) غالباً تاریخ را تحقق قدرت الهی و تدبیر خداوند برای تربیت نوع بشر تلقی می کردند که درنهایت به کمال او خواهد انجامید. (Inwood , Michael ,1992 , pp.118_ 119) عمده تبیین هگل درباره  تاریخ, در کتاب درسهای فلسفه تاریخ آمده است. این کتاب، مقدار زیادی اطلاعات تاریخی را دربر دارد و می توان خلاصه ای از تاریخ جهان, حاوی رؤوس مطالب را در آن یافت; یعنی خلاصه ای راجع به تمدنهای قدیم چین, و هند, و ایران و بعد, یونان باستان و روم و سپس مسیر تاریخ اروپا از فئودالیسم تا نهضت اصلاح دین و سرانجام, عصر روشنگری و انقلاب کبیر فرانسه. ولی پیداست که هگل فلسفه تاریخ را صرفاً خلاصه ای تاریخی که رؤوس مطالب را در بر دارد, نمی پنداشت. کتاب او اثری فلسفی است; زیرا از وقایع تاریخی چونان ماده خام استفاده می کند و می خواهد از آن ها فراتر رود. به نظر هگل فلسفه تاریخ, معنایی جز سنجش اندیشمندانه تاریخ ندارد. (سینگر, ۱۳۷۹, ص ۴۰) 3_ اصالت تاریخ هگل
قول به اصالت تاریخ ( Historicism ) در معنای عام _ یعنی نظریه ای که بر اهمیت تاریخ در فهم فعالیّتهای انسانی تأکید می کند _ در روزگار هگل امر بدیعی نبود. مواردی از اهتمام فلاسفه به تاریخ در ابتدای مقاله حاضر ذکر گردید. حال اگر اصالت تاریخ با هگل آغاز نمی شود، اصالت تاریخ هگل چه نکته جدید یا وجه امتیازی دارد؟ پاسخ این است که تاریخ را نمی توان به گوشه نظام فلسفی هگل فرستاد و آن را به درسهای فلسفه تاریخ یا چند پاراگراف قریب به انتهای دایره المعارف علوم فلسفی محدود کرد؛ زیرا همان طورکه بسیاری ازمحققان دریافته اند، تاریخ محور برداشت هگل از فلسفه است.
وجه امتیاز اندیشه هگل این است که فلسفه را تاریخی می کند و هدف، اصول و مسائل آن را در بستر شرایط تاریخی تبیین می کند. بدین ترتیب اصالت تاریخ توسط هگل به روش کلّی و خود آگاه فلسفه تبدیل می شود و علیه مدعیّات خودش به کار گرفته می شود. این عنصر خود اندیشی و خود انتقادی در اصالت تاریخ پیشینیان یا معاصران هگل یافت نمی شود.
هگل به جهت آن که معتقد بود که فلسفه, همانند حقوق، ادبیّات و غیره, محتاج تبیین تاریخی است، اصالت تاریخ را روش خود منتقد فلسفه قرار داد. فیلسوفان با اتخاذ نگرش فرازمانی و غیرتاریخی نسبت به اصول خود همان اشتباهی را مرتکب شده اند که حقوق دانان, زیبایی شناسان و غیره. درست همان طور که حقوق د انان قوانین  خود را تجسم قانون طبیعی می بینند و همان طور که زیبایی شناسان مدعی اند که ذوق ایشان معیار زیبایی است، فلاسفه نیز باورهای خود را نتیجه عقل جاویدان  می دانند. در حالی که آنچه ابدی یا طبیعی به نظر می رسد، در واقع، محصول فعالیّت انسانی در شرایط خاص فرهنگی است. به همین جهت، هگل معتقد شد که چاره ای جز تاریخی کردن خود فلسفه ندارد. (E.d, Fredrick C.Beiser, 1993, PP.270_272) امّا به نظر می رسد که اگر نتیجه دیدگاه هگل، محدود کردن اعتبار هرگونه حقیقت فلسفی به موقعیت تاریخی خاص باشد, خود فلسفه هگل نیز مشمول همین حکم خواهد بود؛ به عبارت دیگر، این ادعا دچار مشکل خود _ ارجاعی و خود _ ابطالی است و اثبات آن, نفی خودش را در پی دارد. 4_ شیوه های تاریخ نگاری از نظر هگل
هگل بحث خود را درباره تاریخ با بررسی انتقادی شیوه های تاریخ نگاری آغاز می کند. او سه گونه تاریخ یا تاریخ نگاری را از هم تمیز می دهد:
4_1_ تاریخ دست اوّل(Original)که گزارش گواهان عینی رویدادها است: تاریخ نگار حوادثی را نقل می کند که در آنها مشارکت داشته است.  روح نویسنده با روح حوادثی که نقل می کند یکی است; یعنی تاریخ نگار, اعمال قوم و عصری را توصیف می کند که به آن تعلّق دارد و در روح آن سهیم است. نمونه کلاسیک این نوع تاریخ نگاری, هرودوت (Herodotus ) است. هگل این همانی نویسنده و موضوع را در تاریخ دست اوّل تحسین می کند; در عین حال گمان دارد که این تاریخ یک نقطه ضعف جدی دارد: تنها به حوادثی می پردازد که نویسنده, آنها را مشاهده  می کند. این تاریخ نگاری, فاقد چشم انداز کلی (universal perspective ) است  .(Ibid,283)
4_2_ تاریخ اندیشه گرانه (Reflective)، که گونه دوم است، بر نقص یاد شده، یعنی فقدان چشم انداز کلی، فایق می آید. چشم انداز تاریخ اندیشه گرانه وسیعتر است; یعنی کل یک دوره یا کل تاریخ جهانی است. تاریخ نگار اندیشه گرا, ایده ها یا مفاهیم کلی را بر تاریخ اطلاق می کند و سعی می کند معنای حوادث را بفهمد. او, بر خلاف تاریخ نگار دست اوّل, خود را به نقل حوادث محدود نمی کند.
امّا تاریخ اندیشه گرانه، همانند تاریخ دست اوّل، نقطه ضعف مهمی دارد: این تاریخ، به رغم این که چشم انداز کلی تری دارد، دیدگاه نویسنده را بر گذشته تحمیل می کند; به عبارت دیگر, این نوع تاریخ نگاری, تجسم بخش روح عصر متأخّر است و گذشته را بر حسب همین روح تفسیر می کند. بدین ترتیب، این همانی نویسنده و رویداد، یعنی فاعل شناسایی و متعلّق شناسایی، که در تاریخ دست اوّل فراهم بود از بین می رود. در این جا میان متعلّق شناسایی (تاریخ) و فاعل شناسایی ( چشم انداز تاریخ نگار) دو پارگی وجود دارد. (Ibid)
4_3_ تاریخ فلسفی (Philosophical) یا فلسفه تاریخ. هدف تاریخ فلسفی هگل این است که نقطه ضعف تاریخ دست اوّل و تاریخ اندیشه گرانه را رفع و نقطه قوّت آنها را حفظ کند. تاریخ نگار فلسفی چشم اندازی کلّی دارد، امّا ایده های خود را بر موضوع تحمیل نمی کند. او به این همانی فاعل  شناسایی و متعلّق شناسایی دست می یابد  و درعین حال این مهم را در یک سطح اندیشیده  و «با واسطه» انجام می دهد.(Ibid)  امّا سؤال مهم این است که اگر تاریخ فلسفی بخواهد نقطه ضعف دو تاریخ پیش گفته را رفع و نقطه قوّت آنها را حفظ کند, دقیقاً باید چه شکلی به خود گیرد؟ در ادامه, دیدگاه هگل در این باره بررسی می شود.
۱) روش تاریخ فلسفی: اگر سخن هگل درباره تاریخ فلسفی ابهام داشته باشد, دست کم مشکلی را که پیش روی آن قرار دارد, به وضوح بیان کرده است. او توضیح می دهد که بین روش فلسفه و روش تاریخ « تناقض» وجود دارد: روش فلسفه ماتقدم (apriori) است، بدین معنا که در این روش,  اندیشه فعّال است و محتوای خود را از دل خود تولید می کند; امّا روش تاریخ, تجربی است و مقتضی آن است که تمامی پیش برداشتهای ماتقدم را کنار بگذاریم. بنابراین، به نظر می رسد که اصطلاح «فلسفه تاریخ» از درون متناقض باشد. چگونه باید این مشکل را حل کرد؟ عبارت هگل در این جا بسیار مبهم است.
اگر بخواهیم روش هگل را در فلسفه تاریخ بفهمیم, باید مراد او را با توجه به دیدگاههای کلی او درباره روش فلسفی بازسازی کنیم. لازم است که در کنار درسهایی درباره تاریخ جهان, به متون دیگر و به ویژه «پدیدار شناسی روح» که موضوع آن را می توان به نوعی تاریخی دانست, مراجعه کنیم. تناقض میان روش فلسفه و روش تاریخ که هگل آن را در مقدمه اش بر درسهایی درباره تاریخ جهان مطرح می کند, شباهت غریبی دارد به تناقض میان دیدگاه آگاهی عرفی و دیدگاه فلسفه در مقدّمه «پدیدار شناسی». آگاهی عرفی مدعی است که متعلّق معرفتش داده شده است و امری است بیرونی; امّا فلسفه به اصل این همانی فاعل شناسایی متعلق شناسایی که بر اساس آن, متعلق  شناسایی داده شده نیست وفادار است. در این صورت, چگونه می توان تعارض این دو را رفع کرد؟ راه حل هگل «روش پدیدار شناختی» اوست. این روش اقتضا می کند که فیلسوف اصول و پیش فرضهای خود را به حالت تعلیق درآورد و اجازه دهد که آگاهی, خودش را بر حسب معیارهای خودش بررسی کند. در این صورت, فیلسوف خواهد دید که آگاهی عرفی از رهگذر بررسی خود, وادار می شود به حقانیّت این همانی فاعل شناسایی متعلق شناسایی اذعان کند. آگاهی عرفی از راه تجربه کردن خود درمی یابد که متعلق شناسایی, داده شده نیست; بلکه ذاتی خود آگاهی است.
به نظر می رسد روش فلسفه تاریخ, مشابه روش پدیدار شناسی باشد. فیلسوف تاریخ، همانند پدیدار شناس، اصول متا فیزیکی ماتقدّم خود را به حالت تعلیق در می آورد و موضوع خود را بر حسب معیارهای درونی خود آن بررسی می کند. یعنی فرهنگ گذشته را بر حسب اعتقادات، ارزشها و آرمانهای گذشته بررسی می کند. هر فرهنگی دستخوش دیالکتیکی است که در آن از طریق بررسی خود می فهمد که آرمانها و اهدافش با تجربه معارض است. حلّ این تعارض از طریق آرمانهای پیشرفته تر میسّر است. پایان این دیالکتیک نیز شبیه «پدیدارشناسی» خواهد بود: آنچه  فیلسوف از رهگذر تأمّل و به گونه ماتقدّم می داند یعنی این که پایان تاریخ خود آگاهی آزادی است نتیجه دیالکتیک درونی خود تاریخ است.
روش پدیدارشناختی با ترکیب هر دو جنبه روش تاریخی و روش فلسفی از تعارض آنها اجتناب می ورزد. این روش, تجربی است، از این حیث که از تمام پیش برداشتها صرف نظر می کند و موضوع را بر حسب آرمانها و اهداف خود موضوع بررسی می کند; ماتقدّم است, از این حیث که در تاریخ دیالکتیکی درونی و ضرورتی منطقی وجود دارد که درآن, تناقضات فرهنگ کشف و رفع می شود. روش پدیدارشناختی, نقاط قوّت  تاریخ دست اوّل  و اندیشیده را  جمع می کند. این روش از این همانی فاعل شناسایی متعلّق شناسایی که در تاریخ دست اوّل وجود داشت,  بهره مند است; زیرا فاعل شناسایی, تاریخ خود را بر حسب آرمانهای خود بررسی می کند. روش پدیدارشناختی, چشم انداز کلّی تاریخ اندیشه گرانه را نیز دارد; زیرا دیالکتیک از چشم انداز تنگ یک فرهنگ به چشم انداز بالاتر و به فرهنگ دیگر ارتقا می یابد. (Ibid, pp. 283_ 285)
امّا آیا هگل به روش پدیدارشناختی که بر حسب آن باید تمام پیش برداشتها را کنار گذاشت, عملاً پایبند بوده است؟ با توجّه به نحوه تبیین او از سیر تاریخ جهان و نیز مفاهیمی همچون عقل و روح و غیره که به فلسفه تاریخ خود وارد می کند، بعید است که بتوان پاسخ این سؤال را مثبت دانست.
۲) موضوع تاریخ فلسفی: اگر شرح مذکور درباره روش هگل درست باشد، موضوع فلسفه تاریخ او دیگر تنها حوادثی نخواهد بود که تاریخ نگار اندیشه گر یا مشاهده کننده بیرونی توصیف می کند; بلکه آگاهی عامل به این حوادث خواهد بود. به عبارت دیگر, موضوع تاریخ فلسفی باید خودآگاهی یک ملّت و یا به عبارت دقیقتر، دیالکتیکی باشد که از طریق آن, ملّت به خودآگاهی می رسد. این فرض را سخن هگل درمقدمه درسهایی درباره تاریخ جهان تأیید می کند، آن جا که می گوید موضوع تاریخ فلسفی عبارت است از «روح آن ملّتهایی که به اصول ذاتی خود آگاهی یافته اند و واقف گشته اند به این که چه هستند و اعمالشان دال بر چه چیزی است». &amp

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.