📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
42دقیقه
12ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امام خمینی; ولایت فقیهان و مشارکت مردم

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 71

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی; ولایت فقیهان و مشارکت مردم یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی; ولایت فقیهان و مشارکت مردم شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی; ولایت فقیهان و مشارکت مردم را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل امام خمینی; ولایت فقیهان و مشارکت مردم با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل امام خمینی; ولایت فقیهان و مشارکت مردم بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل امام خمینی; ولایت فقیهان و مشارکت مردم با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل امام خمینی; ولایت فقیهان و مشارکت مردم وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل امام خمینی; ولایت فقیهان و مشارکت مردم با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل امام خمینی; ولایت فقیهان و مشارکت مردم مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام خمینی; ولایت فقیهان و مشارکت مردم :

۱- مقدمه

امام خمینی «ره » هم در عرصه نظر و هم در مقام عمل; پایه و اساس نظام سیاسی خود را بر «ولایت مطلقه فقیه » استوار نموده و الگوی حکومتی «دین و ولی فقیه، بدون مردم » و نیز الگوی حکومتی «دین و مردم، بدون ولی فقیه » را مورد نفی و انکار قرار داد. بنابراین، نقش مردم در چارچوب اسلام و تفسیر امام از «ولایت مطلقه فقیه » در نظام سیاسی اسلام، معنا و مفهوم می یابند.

امام خمینی در زمینه جدایی شریعت و سیاست و نیز الگوی حکومتی «دین و ولی فقیه بدون مردم » در بیان صریحی چنین می گوید:

«بیدار باشید، توجه کنید، اینها می خواهند با شیطنت کار خودشان را انجام بدهند. آن وقت شیطنت این بود که سیاست از مذهب خارج است… این مطلب شکست خورده[است]، حالا می گویند که سیاست حق مجتهدین است; یعنی در امور سیاسی در ایران پانصد نفر دخالت کنند، باقی بروند سراغ کارشان; یعنی مردم بروند سراغ کارشان، هیچ کاری به مسائل اجتماعی نداشته باشند و چند نفر پیرمرد ملا بیایند دخالت کنند. این، از آن توطئه سابق بدتر است برای ایران; برای اینکه آن، یک عده از علما را کنار می گذاشت; این، تمام ملت را می خواهد کنار بگذارد. (۱) »

بدین ترتیب، الگوی نظام سیاسی امام خمینی، مبتنی بر مثلثی سه پایه است. به عبارت دیگر، امام به همان میزان که از جدایی دین از سیاست نگران بودند، به همان نسبت، از جدایی مردم از بدنه حکومت نیز نگران بودند. در اندیشه سیاسی امام; همچنان که بدون شریعت، نظام سیاسی جامعه اسلامی شکل نمی گیرد، بدون مردم و ولی فقیه نیز حکومت اسلامی محقق نمی شود; یعنی شرط فعلیت نظام سیاسی اسلام، تنها ولایت نیست; بلکه مردم نیز به همان میزان بلکه بیشتر نقش دارند.لذا بنیادی ترین عناصر نظام سیاسی در تفسیر امام راحل ; شریعت، ولایت و مردم هستند.

در واقع، امام خمینی نقطه آغازین حرکت سیاسی خود را با همین سه عنصر شروع نموده و رمز پیروزی انقلاب اسلامی نیز در ترکیب سه گانه فوق نهفته است.

اما آنچه برای این مقاله مهم است، جستجوی عناصر فوق به شکل مجزا و انتزاعی نیست; بلکه مهم نوع ترکیب آنها و میزان رابطه و تاثیر پذیری آنها نسبت به همدیگر است. و اینکه سه پارامتر فوق در اندیشه امام چگونه جمع می شوند؟ آیا جمع «جمهوری اسلامی » با مبانی فکری امام تنافی دارد؟ به عبارت ساده تر، اگر ترکیب مردم و ولایت را سیاست بنامیم، آنگاه می توان نوآوری امام را در نوع تفسیر و تلقی ایشان از رابطه سیاست و شریعت ذکر کرد. اینکه شریعت و فقه شیعه در مواجهه با جلوه های سیال سیاست و دولت مدرن چه پاسخ و موضعی دارد؟ چگونه می توان در برابر قلمرو سیال سیاست، از اصول و مبانی فقه شیعه پاسداری نمود؟ با توجه به الزامات زمان و مکان، نظام سیاسی اسلام چه الگویی دارد؟ مردم در این الگو چه نقشی دارند؟ حدود اختیارات ولی فقیه تا کجاست؟ چه نسبتی بین ولایت و مردم است؟ آیا مردم محق هستند یا مکلف؟ محجورند یا رشید؟ و اساسا ادله و مبانی نظری توجیه کننده رای مردم کدام است؟

این مقاله در پاسخ به پرسشهای فوق سعی می نماید تا به اصول و مبانی مشارکت سیاسی مردم از دیدگاه امام خمینی اشاره نموده و تا حد امکان از بحثهای فرعی و روبنایی پرهیز نماید.

۲- ادله و مبانی نظری مشارکت سیاسی مردم

مهمترین ابتکار امام در زمینه حکومت اسلامی، ترکیب مفهوم «جمهوری » با «اسلام » بوده است. به اعتراف اکثر اندیشمندان، این ابتکار بهترین تلفیق بین حقیقت اسلامی و واقعیت محیطی بوده است و لذا با طرح این تئوری و تفسیر از نظام سیاسی اسلام، برای اولین بار در تاریخ حکومتهای ایران، کفه مردم در ترازوی حکومت و مردم، رسما سنگینی قابل ملاحظه ای یافت.

آقای هاشمی رفسنجانی درخصوص میزان توجه امام خمینی(ره) به حقوق مردم چنین اظهار می کند:

«یکی از کارهای بسیار مهمی که امام انجام داد و همچنان تداوم دارد و ما آخرین نتایج آن را در این روزها دیدیم، اتکای به مردم در حرکتهاست. ایشان اتکای به مردم را، همانهایی که حق حکومت از آن آنان می باشد، همیشه به ما متذکر می شد و هیچ استثنایی در اظهاراتشان هم وجود نداشت. (۲) »

بنابراین، این نکته که در اندیشه سیاسی – اجتماعی و عرفانی امام، مردم جایگاه ویژه ای دارند جای تردید و شبهه نیست; اما آنچه مهم است، کشف اصول و ادله و مبنای چنین تفکری است. آیا اساسا برای مشارکت مردم، می توان در اندیشه امام، مبنایی، تصور کرد؟ یا اینکه ایشان در موضعگیری های سیاسی دچار روزمره گی بوده است؟ و اگر چنانچه اندیشه و رفتار سیاسی ایشان تابع اصول و قواعد بوده است، آن قواعد و مبنا کدامند؟

الف) اصل لزوم تاسیس بهترین شیوه حکومت برای عمل به تعهدات دینی

سؤال اساسی این است که در چه حکومتی، عمل به تکلیف الهی آسانتر است؟ آیا در حکومتهای مردمی، احکام و شعائر اسلامی سهلتر اجرا می شوند یا در حکومتهای اقتداری ؟

با مراجعه اجمالی به گفته های امام خمینی(ره) می توان این قاعده را استخراج نمود:

«مکتبهای توحیدی نمی خواهند فتح کنند بلاد را، نمی خواهند با مردم با خشونت رفتار کنند. آنها می خواهند مردم را از ظلمتهای ماده، به نور بکشند، توجه به خدا بدهند و لهذا تا آنجا که امکان دارد در مکتبهای غیر مادی مدارا هست، خوش رفتاری هست، دعوت هست. تا آنجا که ممکن است، با دعوت، مردم را برمی گردانند به عالم نور. (۳) »

از این منظر، امام به طور ضمنی اعلام می کند که با خشونت و حکومتهای اقتداری نمی توان مردم را ملزم به انجام تعهدات دینی نمود و آنها را به سوی خدا هدایت کرد. بلکه تنها در شرایط مدارا با مردم و جلب رضایت آنها می توان احکام الهی را اجرا نمود.

نظیر عبارت فوق را امام بارها تکرار نموده تا حدی که حتی برای درخواست و پیشنهاد مهمترین تئوری حکومتی (جمهوری اسلامی) خود واژه «تقاضای متواضعانه » را به کار می برد.

«خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم. بله، ممکن است گاهی وقتها ما یک تقاضاهایی از آنها بکنیم، تقاضاهایی متواضعانه ; تقاضاهایی که خادم یک ملت، از ملت می کند»… (۴). «من خودم به جمهوری اسلامی رای می دهم و از شما تقاضا دارم که برای اسلام رای بدهید. به جمهوری اسلامی رای بدهید.» (۵)

البته امام هیچ وقت برای حکومت مردمی خود از واژه دموکراتیک، دموکراسی، و… استفاده نکرد; بلکه همواره چنین واژه هایی را با توجه به مبانی و اصول حاکم بر آنها نفی می کرد:

«اسلام دموکراتیک نیست و حال آنکه از همه دموکراسیها بالاتر است » (۶); «دموکراسی اسلام کاملتر از دموکراسی غرب است » (۷); «در اسلام دموکراسی مندرج است. و مردم آزادند در اسلام، هم در بیان عقاید و هم در اعمال ». (۸)

این عبارت و دیگر عبارتهای امام نشانگر این است که ایشان با توجه به تجربه حکومتهای استبدادی و اقتداری، با اصل شیوه حکومت دموکراتیک موافق است و اسلام را نیز دارای بالاترین مبانی برای استقرار حکومت دموکراسی می داند; در عین حال، امام با شیوه حکومت با مبانی و مبادی غربی و لیبرالی مخالف بود.

در هر صورت، امام خمینی با توجه به عملکرد حکومتهای اقتداری تاریخ گذشته ایران و با عنایت به مزایای حکومتهای مردم سالاری عصر مدرنیته، و باتوجه به این نکته که حکومت را «فلسفه عملی احکام الهی » تفسیر می نمودند; بهترین شیوه حکومتی جهت عمل به تعهدات دینی را حکومت جمهوری اسلامی دانستند و خود، رسما لزوم تاسیس حکومت جمهوری را متذکر و برای مردم حق مشارکت سیاسی قایل شدند:

«رژیم باید راه و رسمی را انتخاب کند که مورد موافقت و علاقه مجموع جامعه باشد و این جمهوری اسلامی است » (۹); «هر فردی حق دارد که مستقیما در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح و به او انتقاد کند.» (۱۰)

در اندیشه امام که اصل لزوم تاسیس حکومت جهت اجرای حدود و احکام الهی، از ارکان مهم اندیشه سیاسی وی محسوب می شود، نوع و شکل و شیوه کار چنین حکومتی، دموکراتیک و جمهوری است; اما جمهوری ای که اساس و محتوایش اسلام است.

از دیدگاه امام، تنها در «جمهوری اسلامی » است که حقوق مردم ایران به طور کامل احکام و شعائر الهی آسانتر محقق می شود; چون مردم به صورت نهادینه و قانون مند، از آزادی عقیده، بیان، تبلیغ، فعالیتهای مطبوعاتی، گروهی، حزبی و امثال آن برخوردار می شوند و در انتخابات مختلف; مجلس، ریاست جمهوری و… وارد رقابتهای سیاسی شده و در سرنوشت سیاسی – اجتماعی خود مشارکت فعال می کنند که در نتیجه، از هر گونه انحراف در زندگی سیاسی و حوزه عمومی جامعه جلوگیری می شود.

ب) اصل لزوم سیر من الخلق الی الحق

به واسطه دیدگاه و سلوک عرفانی، می توان رگه هایی از اندیشه و رفتار عرفانی امام خمینی(ره) را، در صحنه عمل و اندیشه سیاسی ایشان مشاهده نمود. به عبارت دیگر، پیشینه و تاثیر اندیشه و سلوک عرفانی وی در تفسیر و در تلقی از مردم و جایگاه آنها در نظام سیاسی – اسلامی، کاملا قابل ردیابی است.

یکی از ویژگی های برجسته امام، تلفیق عرفان اسلامی با جهاد، مبارزه و قدرت سیاسی بوده است. در حالی که عرفا قرنها از دنیا، حکومت و مبارزه سیاسی فاصله می گرفتند، ایشان زهد را به درون تالارهای رنگارنگ کاخ «قدرت سیاسی » کشاند و هنرمندانه زیباییها و ارزشهای عرفان اسلامی را به پیروانش نشان داد و بدین سبب بود که تئوری کاریزماتیک «ماکس وبر»، با باورها و ارزشهای اسلامی، قرائتی نو یافت و سیل جمعیت عاشق اخلاص و صداقت را در جمال عرفانی خود مجذوب ساخت. اگر چه مشارکت مردم با توجه به بعد عرفانی امام حالت مریدی و مرادی به خود گرفت و تئوری «توماس کارلایل » را به تجربه اثبات نمود که: «قهرمانان، تاریخ را می سازند»; ولی باید توجه داشت که امام، هیچ گاه تک بعدی نبوده است. امام را باید به عنوان یک کل نگریست. محمد واعظ زاده خراسانی در زمینه بعد عرفانی امام صحبتهایی دارد که به دلیل مناسبت ذکر می کنیم:

«اگر قرار باشد در زمان ما مصداقی برای اولیای الهی پیدا کنیم که عبد مخلص خدا باشد; سخنش سخن خدا باشد; اراده اش اراده خدا باشد; عرفانش کامل باشد; اخلاقش اخلاق الهی باشد; فتوا و حکمش، حکم خدا باشد آیا یک مرد کاملتری از این پیشوای مقدس می توانیم پیدا کنیم؟ او راه خدا را به مردم نشان داد. به عقیده من، صدها و میلیونها نفر اکنون تحت هدایت او به مقام عبد مخلص رسیده اند. بسیاری از جوانهایی که ما می دیدیم به جبهه می رفتند و برمی گشتند; در قیافه آنها، سیمای اولیای الهی را می دیدیم. «الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون »، در قیافه و عمل آنها متجلی بود و اگر امام، خود از اولیاءالله نبود; نمی توانست چنین عناصر و افرادی را بسازد.» (۱۱)

اما آنچه که با مقاله حاضر بیشتر ارتباط دارد، خصلت مردمی عرفان امام است. در حالی که بسیاری از سالکان طریق تهذیب نفس، معتقد بودند; کمال معرفت جز از راه انزوا و فاصله گرفتن با خلق حاصل نمی شود و مردم گریزی و ایجاد فاصله با توده و عزلت، از خصائص مهم عرفان آنها بود و حتی معاشرت با عامه مردم را مضر به حال خود می دانستند و همچنین قیودات سخت سیر و سلوک ایشان، باعث عدم جذب اکثر مردم می گردید و لذا معمولا اقلیتی از مرید در حواشی آنها، یافت می شد. (۱۲) عرفان در تفسیر امام خمینی، درست در نقطه مقابل این طرز تلقی قرار دارد.

«در عرفان امام، مردم، پذیرای همه مدارج عرفانی بودند. امام معتقد بود که شخصیت عارف هم در این ارتباط بارور می شود» (۱۳)

به عقیده ایشان، عرفان اصیل اسلامی در بستر ارتباط با مردم شکل می گیرد و وصال به حق، از درون سیر در خلق حاصل می شود اما نه به بهای خارشمردن خلق; بلکه به بهای ولی نعمت دانستن آنها و خادم دانستن خود.

«امام خدمت به مردم را عرفان می دانست; امام درک روح مردم را عرفان می دانست; امام معتقد بود اگر آدم در خدمت مردم باشد، آن عرفان بارورتر خواهد شد.» (۱۴)

چنین تفسیری از عرفان اسلامی، به طور طبیعی امام را وا می داشت می کرد تا درجهت مصالح الهی و دنیوی مردم عمل کند و حتی در فقاهت و اجتهاد، مردم را به عنوان یک اصل ملاحظه کند و دستاورد چنین تفسیری از عرفان اسلامی، تکریم و خضوع سرشار امام به خواست مشروع مردم است.

«خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است… که به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم. بله ممکن است گاهی وقتها ما یک تقاضاهایی از آنها بکنیم، تقاضاهایی متواضعانه ». (۱۵) «کوشش کنید که پایگاه ملی برای خودتان درست کنید. این، به این است که گمان نکنید که شما صاحب مقام هستید، منصب هستید و باید به مردم فشار بیاورید. هر چه صاحب منصب، ارشد باشد، باید بیشتر خدمتگزار باشد، مردم بفهمند که هر درجه ای که این بالا می رود، با مردم متواضع تر می شود. اگر یک همچو کاری شد و یک چنین توجهی به مسایل شد و یک همچو عبرتی از تاریخ برای ما شد، هر قوه ای پایگاه ملی پیدا کند، پایگاه ملی حافظ اوست.» (۱۶)

; «ما تابع آرای ملت هستیم » (۱۸);«هیچ گروه و شخصی نمی تواند با خواست ملت ایران مخالفت کند،… ملت ایران خواستار حکومت اسلامی است.» (۱۹)

ج) اصل خوش بینی به فطرت انسان

یکی از مهمترین اصولی که از ابتدای ورود به صحنه اندیشه و عمل سیاسی، به سهولت در مکتب امام خمینی قابل درک است، اصل اعتماد و خوش بینی نسبت به شعور و استعداد مردم در درک مصالح و مفاسد خود است. این اصل، متاثر از تفسیر و تلقی اسلامی ایشان از انسان در عصر مدرن است. این تلقی از انسان که مهمترین ویژگی آن، اعتماد و خوش بینی نسبت به انسانها و درک مصلحت فردی و اجتماعی خود است، موجب شده است تا مسلمانانی که چندین قرن خفته بودند، وارد صحنه زندگی سیاسی – اجتماعی خود شوند و عظیمترین انقلاب را به لحاظ مشارکت مردمی، ایجاد نمایند.

امام بر خلاف بسیاری از علمای معاصرش، جوهره مردم را در جهت اقامه حکومت اسلامی و مبارزه با ظلم و بی عدالتی و وصول به استقلال و آزادی، مطمئن و قابل اتکاء تفسیر کرد و مردمی را که به واسطه استعمار خارجی و استبداد داخلی از اسلام و مصالح فردی و اجتماعی خویش غافل شده بودند، امیدوارانه مورد اطمینان دانست.

در حالی که اکثر قریب به اتفاق اندیشمندان و مصلحان اسلامی معاصر وی، مایوس شده بودند و فقط منتظر فرج امام زمان (عج) بودند، امام با خطابه ها و اعلامیه های صریح خود، به بیداری وجدانها و فطرت خفته انسانها پرداخت و آن قدر بر آن اصرار ورزید تا اینکه ثابت نمود، اصل خوش بینی به فطرت انسانها، قاعده درستی است. و اینکه هرگز در هیچ شرایطی ولو بسیار سخت، نباید به سرشت انسان بدبین بود و نباید دلسرد و مایوس شد:

«همه ملت رهبرند و بیدار شده اند». (۲۰)

«من با کمال مباهات، از رشد سیاسی و تعهد اسلامی ملت شریف ایران تشکر می کنم. من در ایام آخر عمر با امیدواری کامل و سرافرازی از نبوغ شما به سوی دار رحمت حق کوچ می کنم ». (۲۱)

امام بر خلاف رهیافت نخبه گرایی و اقتداری که تنها برای فلاسفه و نخبگان، استعداد قضاوت و قوه تشخیص مصالح و مفاسد اجتماعی را قایل هستند، معتقد است که هر فرد مسلمان ظرفیت و قابلیت تشخیص دارد. به عبارت دیگر،«همه ملت رهبر» هستند و قدرت نظارت و انتقاد دارند;

«جامعه فردا، جامعه ای ارزیاب و منتقد خواهد بود که در آن، تمامی مردم در رهبری امور خویش شرکت خواهند جست » (۲۲) «همه ملت موظفند که نظارت کنند بر امور، نظارت کنند اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است که بگوید پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن.» (۲۳)

حضرت امام در ادامه صحبتهای خود، لحن کلام خویش را تندتر کرده و می گویند:

«باید مسلمان این طور باشد که اگر هر که می خواهد باشد، خلیفه مسلمین و هر که می خواهد باشد اگر دید پایش را کنار گذاشت شمشیرش را بکشد که پایت را راست بگذار». (۲۴)

در اندیشه سیاسی امام، مردم در زندگی سیاسی – اجتماعی به تساوی و برابری می رسند و بدون تبعیض طبقاتی و صنفی می توانند در سرنوشت عمومی خود مشارکت نموده و حتی در صورت تخلف در رهبر و خلیفه مسلمین ، شرعا موظفند اعتراض کنند.

در هر صورت، آنچه برای ما در این قسمت از مقاله مهم است، مبنای انسان شناختی امام و نسبت آن با مشارکت سیاسی مردم می باشد. امام، انسان را موجودی ملکوتی می دید که دائما در حال مبارزه و مجاهده با موانع درونی و بیرونی برای کنار زدن حجابهایی است که خویش و جامعه اسلامی وی را از وصول به اصل فطرت پاک خویش، بازداشته است. (۲۵) در اندیشه او، انسان دائما در حال مبارزه است و در این مبارزه فقط یک هدف دارد و آن، بازگشت به اصل فطرت خود که نیک و نور است: «انسان نور است ». (۲۶) از دیدگاه امام، «نور» جز خدا و احکام و مقررت الهی نیست: «مکتبهای توحیدی… می خواهند مردم را از ظلمتهای ماده، به نور بکشند.» (۲۷); «تحت تاثیر خودشان و مکتب خودشان قرار بدهند.» (۲۸) در مهر ماه سال ۱۳۴۴ (ایام تبعید امام در نجف اشرف)، بین امام و آیه الله العظمی حکیم، گفتگویی انجام شده است که بخشی از آن، به خوبی بیانگر طرز فکر و تلقی خوش بینانه امام از مردم و تفاوت ایشان نسبت به برخی از فقهای بزرگ است:

امام خمینی: خوب است… به ایران بروید و اوضاع آنجا را از نزدیک ببینید… درزمان مرحوم بروجردی عدم اقدام ایشان را علیه دولت جابره حمل به صحت می کردم و می گفتم مطالب را به ایشان نمی رسانند. نسبت به جناب عالی هم این طور معتقدم که فجایع حکومت ایران را به سمع شما نمی رسانند و الا شما هم ساکت نمی ماندید…

آیه الله حکیم: … چه می شود کرد؟ چه اثری دارد؟…

امام خمینی: قطعا تاثیر دارد.

آیه الله حکیم: اقدام حاد کنیم، مردم از ما تبعیت نمی کنند. مردم دروغ می گویند. آنها پی شهوتند. برای دین، سینه چاک نمی کنند.

امام خمینی: … چطور مردم بقال و عطار سر محل که سینه جلوی گلوله دادند [در ۱۵ خرداد۴۲] دروغ می گویند؟!

آیه الله حکیم: اگر قیام کنیم و خونی از بینی کسی بریزد، سرو صدا بشود، مردم به ما ناسزا می گویند و سرو صدا راه می اندازند.

امام خمینی: ماکه قیام کردیم، از احدی به جز مزید احترام و سلام و دست بوسی ندیدیم و هرکه کوتاهی کرد، حرف سرد شنید و مورد بی ارادتی مردم واقع شد… (۲۹)

د) اصل لزوم آگاهی (سرشت تربیت پذیری انسانها)

در قبل اشاره کردیم که امام، جوهره وجود انسان را «نور» و «نیک » می دانست و لذا نسبت به تربیت، آموزش و شارکت سیاسی مردم امیدوار و خوش بین بود. اما گذشته از اصل فوق، یک اصل دیگری هم از بحث انسان شناسی امام قابل استخراج است. به نظر می رسد که در اندیشه امام، نقطه آغازین حرکت درونی و بیرونی انسانها، متوقف بر آگاهی است; چرا که سرشت انسانها نیک است. فقط کافی است این فطرت خفته بیدار و آگاه شود. این آگاهی از دیدگاه امام، برای مشارکت سیاسی نه تنها ممکن است، بلکه لازم و ضروری است:

«تردیدی نیست که اگر مسلمانان بر رشد سیاسی – اجتماعی خود بیفزایند، به راحتی می توانند بسیاری از مشکلات… نیازهای سیاسی اجتماعی خود را… برطرف کرده، برای اداره امور خود به روشهای سودمندی دست یابند.» (۳۰)

بنابر این، از دیدگاه امام موتور حرکت تاریخ، جامعه و انسان، «آگاهی » است.

مشارکت فعال سیاسی <-یçdتa + êpënj yqک×a بیغ <- mp®¾ qc ضd×c وdتlëkعdwغcpیw؟n

میزان مشارکت سیاسی <- mp®¾ عcrی× +(بیغ) وkکخadغ ہیداn ق ضشvc qc یçdتa عcrی×

امام راحل براساس همین باور، حرکت سیاسی و مبارزاتی خود را آغاز نمود. ابتدا برای آگاهی و روشنگری مردم، اصل «تقیه » را شکست. سپس برای بازگشت مردم به فطرت پاک و اسلام ناب محمدی، دست به روشنگری و بیداری مسلمین زد. و لذاست که وقتی به تحلیل انقلاب اسلامی می پردازد، رمز پیروزی آن را دو رکن می داند; یکی انگیزه الهی و مقصد اسلام، دوم اجتماع آگاهانه مردم در جهت مقصد اسلام. (۳۱) امام وقتی حضور آگاهانه و اسلام خواهانه پیروانش را در صحنه سیاسی – اجتماعی مشاهده می کند، بالاترین تعبیرات را نسبت به مردم به کار می برد:

«به پیشگاه پیامبر بزرگ اسلام (ص) و حضرت بقیه الله (روحی لمقدمه فداء) به خاطر چنین امتی و پیروانی متعهد و مجاهد، تبریک عرض می کنم.» (۳۲)

«من به جرات مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله (ص) و کوفه در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی (ع) می باشد… و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است… در صورتی که نه در محضر مبارک رسول اکرم(ص) هستند و نه در محضر امام معصوم(ع)… و این رمز موفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است و اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانی تربیت نموده است.» (۳۳)

از عبارت فوق به راحتی می توان درک کرد که آنچه موجب تمایز مردم مسلمان عصر ایشان از عصر صدر اسلام شده است، آگاهی مردم ایران به تکلیف الهی خویش و بازگشت آنها به طبع و فطرت ناآلوده خود است. بنابراین، از مجموع بحث تا اینجا می توان نتیجه گرفت که:

<-ضkp× وkکخadغ ذی¤c¸g ق عdطëc + ذی¤c ضشvcéf ضkp× یçdتa +ضشvc بیncpئک@×kkcl@·@o@vc  
مشارکت فعال مردم از دیدگاه امام، فلسفه ارسال رسل و انزال کتب آسمانی برای آگاهی و تربیت انسان بوده است و اساسا اسلام و پیامبر اسلام، اولین دستور و ابتدای کار خود را با آگاهی و علم (اقرء باسم ربک) شروع نموده است و لذا انسان، موضوع تعلیم انبیاء بوده است.

«اگر برای هر علمی موضوعی است، علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است و اگر برای هر دولتی برنامه ای است، برنامه رسول اکرم (ص) را می شود گفت; همان سوره ای [است] که در اول وارد شده است; آن برنامه رسول خداست: بسم الله الرحمن الرحیم اقرء باسم ربک… تمام انبیاء موضوع بحثشان، موضوع تربیتشان، موضوع علمشان، انسان است… مبعوث شدند برای انسان و برای تربیت انسان… رژیمهای غیر انبیاء، هیچ کاری به اینها ندارند. آنها فقط وقتی که انسان، انسانی شد که آمد توی جامعه، جلو مفسده ها را می گیرند، آن هم مفسده هایی که مضر به نظم باشد و الا مفاسدی که عیش و نوش و عشرت باشد، هیچ کاری به آن ندارند… آن که به همه چیز کار دارد… اسلام است. (۳۴) »

بنابراین از دیدگاه امام، اسلام ضمن اینکه برای انسان ارزش و حقوق فوق العاده ای قایل است; اما برخلاف رژیمهای لیبرال دموکراسی، یک قیوداتی را نیز منظور کرده است. یعنی حقوق سیاسی مردم (آزادی، برابری، عدالت و…) در چارچوب مصالح و مفاسدی که خداوند تعیین نموده است، تعریف و تفسیر می شوند.

در نتیجه، رفتار سیاسی و نقش سیاسی مردم از دیدگاه امام، در یک حالت مابین جبر و اختیار قرار می گیرد; یعنی بشر همواره در بین حق و تکلیف قرار دارد.

ه) اصل جامعیت اسلام (اندراج دموکراسی درمتن اسلام)

این اصل که پایه کلامی «مشارکت سیاسی مردم » است مرتبط با حقیقت و جوهره دین است. دین عبارت است از:

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.