بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفت و گونه های شهود
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفت و گونه های شهود قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
36دقیقه
13ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفت بی واسطه در دیدگاه فرگه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 60

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل معرفت بی واسطه در دیدگاه فرگه – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت بی واسطه در دیدگاه فرگه شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت بی واسطه در دیدگاه فرگه:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت بی واسطه در دیدگاه فرگه به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معرفت بی واسطه در دیدگاه فرگه به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معرفت بی واسطه در دیدگاه فرگه با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت بی واسطه در دیدگاه فرگه با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل معرفت بی واسطه در دیدگاه فرگه با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت بی واسطه در دیدگاه فرگه را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معرفت بی واسطه در دیدگاه فرگه :

اشاره

فرگه یکی از فلاسفه مشهور در قرن حاضر است و آرای او مورد توجه بسیاری از فلاسفه غرب است. فرگه در فرایند معرفت نقشی برای مفاهیم ذهنی قایل نیست و به نظر وی ما در معرفت، حقایق عینی را که اموری مشترک بین الاذهان اند مستقیماً به چنگ می آوریم.

نظر فرگه در باب معرفت از این جهت که معرفت را بی واسطه می داند قابل مقایسه با علم حضوری در فلسفه اسلامی است. نگارنده پس از گزارش تحلیلی انتقادی آرای فرگه، نکات اشتراک و افتراق نظر وی را با علم حضوری در فلسفه اسلامی بر شمرده است.

***

فرگه فیلسوف و ریاضی دان آلمانی (۱۹۲۵ ۱۸۴۸)، بنیان گذار منطق ریاضی و یکی از نقش آفرینان اصلی فلسفه تحلیلی است. وی در مسیر تحویل ریاضیات به منطق (یا پروژه منطق گرایی) (

Logicism

) مباحث گوناگونی را درباره منطق مطرح می کند که از جمله آنها، نقد تند او بر رهیافت روان شناختی (

Psycologism

) در منطق است. او در جریان این نقد، ارزش معرفتی صور ذهنی اعم از تصور و تصدیق را انکار می کند و دیدگاهی معرفت شناختی ارائه می کند. این دیدگاه با آنچه که در سنّت فکری مسلمانان علم حضوری خوانده می شود، بسیار نزدیک است. در گفتار حاضر در صدد هستیم تا با طرح دیدگاه فرگه در این زمینه، میزان وابستگی نظریه معرفت شناختی او را به علم حضوری بررسی و تحلیل کنیم. بدین منظور، نخست پس از اشاره ای کوتاه به رهیافت روان شناختی، نقد فرگه را از آنچه منجر به حذف مفاهیم ذهنی از عرصه معرفت می شود مطرح می کنیم. سپس نظریه دلالت و معنی شناسی فرگه را مطرح می کنیم که بر اساس آن، قلمروی جدیدی به نام قلمروی معنی معرفی می شود. معارف و علوم بشری متعلّق به این قلمرو هستند و بنا بر ادّعای فرگه، ذهن شناسنده بدون دخالت و میانجی گری مفاهیم و صور ادراکی ذهنی، آنها را به دست می آورد و بالاخره نکاتی تطبیقی و مقایسه ای درباره دیدگاه معرفت شناختی فرگه و علم حضوری در سنّت فکری مسلمانان ارائه می شود.

رهیافت روان شناختی

در عصر فرگه، گرایشی تجربی رایج شده بود که تلاش می کرد روان شناسی را مبنا و اصل قرار دهد؛ جان استوارت میل (۱۸۰۶ – ۱۸۷۳) مدّعی بود که منطق علمی مستقل از روان شناسی و در عرض آن نیست، بلکه بخشی از روان شناسی و شاخه ای از آن است. این گرایش در عصر فرگه در آلمان طرفدارانی یافت. حس گرایان آلمان بر این باور بودند که انطباع حسّی، بنیان معرفت بشری است و مفاهیم و ادراکات چیزی جز طرح های بدلی انطباعات حسّی نیستند. در نتیجه علمی که به انطباعات حسّی و فرایند شکل گیری و تحوّلات آنها می پردازد، روان شناسی علم بنیادین است نه منطق. جوّ حاکم بر فضای منطق در عصر فرگه، چنین جوّی بود. فرگه چنین رویکردی را در منطق روان شناسی گری (رهیافت روان شناختی) نامید، امّا آن را منحصر به وضعیت منطق در عصر و روزگار خود ندانست؛ بلکه منطق سنّتی را سراسر و در تمام ادوارش مبتلا به این رهیافت دانست (

Siuga 1980, P. 2631

).

قبل از پرداختن به نقد رهیافت روان شناختی فرگه در منطق، توضیح کوتاهی درباره فرق بین روان شناسی و رهیافت روان شناختی لازم است. روان شناسی علمی است که به روان (= ذهن، روح) و رفتار، انگیزه ها، پندارها، خاطره ها، یادگیری و اموری از این مهم می پردازد؛ امّا رهیافت روان شناختی، رهیافت یا روشی (در فلسفه یا معرفت شناسی یا هر علم دیگری) است که چگونگی شناسایی ما را از موضوعات شناسایی (= چگونگی معرفت ما به امور)، از روش تحلیل ذهن و کارکرد آن توضیح می دهد. منظور از رهیافت روان شناختی در منطق (ریاضیات) که فرگه علیه آن سخن می گوید، این است که در منطق به جای اینکه از اندیشه ها [فرگه معنی جمله را اندیشه می نامد]، روابط بین آنها و قوانین صدق به عنوان امور مستقل از ذهن و جدا از نفسانیات بحث شود، از آنها به عنوان محتوای آگاهی ذهن و اموری که قائم به شناسنده ای هستند، بحث می شود. فرگه در موارد گوناگونی از آثار خود، اظهار می کند که منطق در دام رهیافت روان شناختی گرفتار است و این حقیقت سبب تباهی و رکود آن شده است.

فرگه در جلد اوّل قوانین اساسی حساب می گوید:

در منطق سنّتی نیز امیدی به فهم تمییزی نیست که من بین علامت مفهوم (

maruof a

concept

) و خاصیت یک شئ (

property of an object

) نهادم؛ زیرا ظاهراً منطق سنّتی به طور کامل تحت تأثیر روان شناسی قرار دارد. اگر انسان به جای اینکه خود اشیا و امور را بررسی کند فقط تمثلات ذهنی آنها، [یعنی] تصورهای را بررسی کند، طبیعی است که همه تمایزات عینی از دست می روند و در عوض تمایزات دیگری مطرح می شوند که به طور کامل بی ارزش اند (

Frege, 1997 b , V.I, P. 201

).

وی در ادامه می گوید:

صدق نزد من چیزی عینی و مستقل از کسانی است که حکم و تصدیق می کنند، [ امّا ] نزد منطق دانان روان شناسی گرا این طور نیست (

Frege, 1997 b, P. 204

).

یا می گوید:

من قلمروی عینی (

objective

) امّا غیرمادّی (

actual

non )[1

] را می پذیرم، در حالی که منطق دانان روان شناسی گرا به طور خودکار تصور می کنند که امر غیرمادّی ، ذهنی [و شخصی] است (

Frege, 1997 b, P. 204 – ۲۰۵

).

فرگه در این عبارت ها از ابتلای منطق سنّتی به رهیافت روان شناختی سخن می گوید. وی بر این نکته تأکید می کند که منطق دانان روان شاسی گرا به جای اینکه به امور عینی مستقل از ذهن و روان بپردازند، تمثیلات و تصورهای ذهنی را بررسی می کند؛ برای مثال صدق را که دغدغه اصلی منطق دانان است، امر ذهنی و شخصی می دانند. در نظر فرگه، منطق دانان سنّتی تصور می کنند که اگر چیزی ذهنی نبود بلکه عینی و مال مشاع (

common

property

) اذهان مختلف بود، باید بر حواس تأثیرگذار باشد و گویا ممکن نیست که چیزی هم عینی، مستقل و بیرون از ذهن شخص باشد و هم نتوان آن را با چشم مشاهده کرد، با گوش شنید یا به شیوه دیگری آن را احساس کرد؛ یعنی اگر چیزی خارج از ذهن است، مادّی و بر حواس هم مؤثر است. به دلیل همین پندار، منطق دانان سنّتی اموری مانند صدق، قضیه، مفهوم و غیره را ذهنی می دانند. فرگه با این دیدگاه مخالف است و معتقد است که عینی بودن، مساوی با مادّی و مؤثر بر حواس بودن نیست (روشن است که این پندار که اگر چیزی عینی بود ، باید موثر بر حواس و مادّی هم باشد، در سنّت فکری مسلمانان جایگاهی ندارد و مردود است). فرگه در مقام اثبات این ادّعای خود که امر عینی ضرورتاً مادی و مؤثر بر حواس نیست، به عدد رو می آورد و با بررسی درباره آن ، نشان می دهد که چیزی وجود دارد که عینی است، امّا با حواس ترک نمی شود و مادی نیست (

Frege, 1960, P. 36

– ۳۷ &

Frege, 1997 b

).

فرگه می گوید که منطق دانان سنّتی چون قلمرو عینی غیر مادی را نمی پذیرند، مفهوم را همان ایده ها و تصورهای ذهنی به شمار می آورند و بدین ترتیب به وادی روان شناسی وارد می شوند. فرگه در کتاب ها و مقالات گوناگون خود؛ مانند کتاب های مبانی حساب، و قوانین اساسی حساب و مقاله های: منطق و اندیشه، درباره معنی، مدلول و غیره در مورد این مسأله به بحث و بررسی پرداخته است. در نظر فرگه، تصورهای و تصدیقات موجود در ذهن موضوع بحث منطق نیست و منطق با اموری که موجود در ذهن و متّکی به نفس شناسنده باشند، کار ندارد.

قبل از اینکه به انتقادها و اشکال های فرگه بر رهیافت روان شناختی در منطق بپردازیم، لازم است به این نکته توجه کنیم که فرگه با منطق سنّتی رایج در عصر خودش مواجه بود و اشکال ها و اعتراض های او متوجه منطقی است که در آن روزگار در آلمان و اروپا رایج بوده است. این منطق گرچه که همان منطق ارسطویی بود، امّا کما بیش با منطق سنّتی رایج در آثار اندیشمندان اسلامی تفاوت هایی داشت، با این حال انتقادات فرگه بر منطق سنّتی به گونه ای است که متوجه منطق سنّتی مسلمانان نیز می شود.

اشکالات فرگه بر رهیافت روان شناختی

امّا بعضی از اشکالاتی که فرگه بر رهیافت روان شناختی در منطق وارد می کند و به بحث این مقاله مربوط می شود، به شرح ذیل است:

۱. اگر مفاهیم و اندیشه ها و اموری که منطق درباره آنها بحث می کند همان تصورها و تصدیق های ذهنی باشند لازم است که این امور ذهنی دارای دو ویژگی ناسازگار و مختلف باشند:

أ. از یک سو باید ذهنی و شخصی باشند، چون بخشی از محتوای آگاهی در ذهن خاصّی هستند و از سوی دیگر باید مشاع و مشترک بین اذهان گوناگونی باشند، چون قوانین منطق، قوانین ثابت و مشترک بین انسان ها است و درباره موضوعات ثابت و یکسانی مطرح است (

Frege, 1997 b, P. 205

).

۲. علاوه بر این، تناقض و تنافی بین احکام و قضایا [و به تعبیر فرگه تناقض و تنافی بین اندیشه ها] ممکن نیست ، زیرا ادراکات هر شخصی غیر از ادراکات دیگری است و مبنای مشترکی وجود ندارد تا بر اساس آن، تناقض محقق شود . در نتیجه معیار بودن قوانین منطق و داور نهایی بودنش از دست می رود (

P. 233 – ۲۳۴, P. 205 – ۲۰۶

&

Frege, 1997 b, Frege, 1997 d

,).

۳. روان شناسی گری در منطق به ایدئالیسم معرفت شناختی منجر می شود (

Frege, (1997 d

,

P. 244 – ۲۴۵

.

۴. حوزه امور روان شناختی از قبیل تصور و تصدیق ، حوزه تجربه درونی و شخصی است که غیر قابل انتقال است ، امّا حوزه منطق ، حوزه معانی عینی انتقال پذیر بین اذهان و اشخاص است . به عبارت دیگر اگر معرفت را مرکب از امور ذهنی؛ مانند تصور و تصدیق بدانیم، معرفت امری شخصی می شود و از فردی به فردی دیگر و یا از نسلی به نسل دیگر قابل انتقال نیست . علاوه بر این معرفت امری نسبی می شود که متناسب با افراد، نسل ها، زمان ها و مکان های متفاوت، مختلف خواهد بود. (

Frege, 1997 e, P. 154

– ۱۵۵ &

Logic, P. 234 – ۲۳۷

, &

Abrief, Frege, 1997 a, P. 300

&

Frege, 1997 c

, ۱۹۶۰,

P. 302

&

Dummett, P. 240

).

عمده اشکالات فرگه بر رهیافت روان شناختی در منطق، نکاتی بود که در اینجا به طور خلاصه ذکر کردیم. البته او نکات دیگری نیز در این باره دارد که به جهت کوتاه کرن سخن و عدم موضوعیت، در این گفتار از ذکر آنها چشم پوشی می کنیم.

یک بحث انتقادی

قبل از اینکه به راه حل پیشنهادی فرگه بپردازیم، یک بحث کوتاه انتقادی را درباره دیدگاه فرگه و ادّعاهای او مطرح می کنیم .

نخست اینکه: اگر رهیافت روان شناختی و روان شناسی گری در منطق بدین معنی باشد که تصورها، تصدیق ها و به طور کلّی محتوای ذهن از حیث وجودشان در ذهن، قیام آنها به نفس، چگونگی حصول و تکون آنها در ذهن و تغییراتی که بر آنها عارض می شود و تجزیه و ترکیب های فیزیولوژیکی ای که به آنها مربوط می شود، به وسیله منطق دان بحث و بررسی شود ، این رویکرد برای منطق خانمان سوز و تباه گر است و باید از آن اجتناب کرد . امّا اگر تصورها و تصدیق های ذهنی از جهت حکایت آنها از مطابق، ما به ازای آنها و از لحاظ کاشفیت از واقع به وسیله منطق دان بحث شود ، نمی توان آن را روان شناسی گری نامید؛ زیرا حقیقت علم و معرفت همین است و راه دیگری غیر از این وجود ندارد و علومی که در دست داریم ، همه از راه مفهوم و تصورها و تصدیق های ذهنی برای ما حاصل شده اند. می توان این گرایش را به جای روان شناسی گرایی، مفهوم گرایی (

conceptualism

) نامید که نه تنها در منطق جایز ، بلکه لازم و گریز ناپذیر است. فرگه بحث از تصورها و تصدیق های ذهنی را به طور مطلق روان شناسی گری می داند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که او حیث دومی را که برای تصورها و تصدیق های ذهنی ( یعنی حیث کاشفیت آنها ) ذکر کردیم ، خارج از قلمروی منطق می داند . البته این تفکیک در آثار فرگه مشاهده نمی شود و احتمالاً او به هیچ وجه متوجه آن نشده بود، امّا در هر صورت تفکیک بین حیثیت وجود و حیثیت حکایت مفاهیم و تصورهای ذهنی ، تفکیک درست و مناسبی است که غفلت از آن، موجب خلط و اشتباه می شود.

دوم اینکه: بر اساس تفکیک بین دو حیثیت مفاهیم و تصورها و تصدیق ها ذهنی ، همه اشکالاتی که فرگه بر منطق سنّتی وارد کرده است ، رفع می شود . به این صورت که مفاهیم و اندیشه های ذهنی در اذهان مختلف وجود های مختلفِ خاصِّ هر ذهن را دارند ، امّا حکایت های یکسان و مشترک دارند؛ یعنی از واقعیت واحدی حکایت می کنند و امر یکسانی را کشف می کنند. بدین ترتیب هم اشکال نسبیت و غیر قابل انتقال بودن عرفت رفع می شود و هم توهّم عدم امکان تناقض، تنافی، نقض ابرام و اشکالات دیگر . بحث در این زمینه نیاز به مجال دیگری دارد.

راه حل فرگه: معرفی معنی

پس از اشاره انتقادی مذکور، راه حل فرگه را برای مسأله مطرح می کنیم. فرگه در عوض کنار نهادن تصورهای و تصدیق های ذهنی از قلمروی معرفت و منطق، چه چیزی را جایگزین آن می کند که هم از اشکال های گفته شده به دور است و هم شایسته معرفت و منطق است؟ فرگه به جای محتوای آگاهی ذهن و مفاهیم ذهنی ، «معانی» را پیش می کشد. معنی چیست؟ برای پاسخ به این پرسش چاره ای جز اشاره (ولو کوتاه) به نظریه دلالت(

theory of

reference

) فرگه نیست . ما درباره اشیایی که پیرامون ما قرار دارند سخن می گوییم و اظهارنظر می کنیم؛ برای مثال درباره قلمی که با آن می نویسم، می گویم: «این قلم سفید است» یا درباره میز می گویم: «این میز از چوب ساخته شده است» و مانند آن. در اینجا واژه ها و الفاظی را استفاده می کنیم و درباره چیزهایی اظهار نظر و ابراز عقیده می کنیم. این واژه ها و الفاظ هم به صورت منفرد و هم به صورت مرکّب بر چیز یا چیزهایی دلالت می کنند. فرگه آن چیزهایی را که الفاظ و واژه ها بر آنها دلالت می کنند و یا به عبارت دیگر آن چیزهایی را که بتوان درباره آنها سخن گفت ، مدلول (

bedeutung

) می نامد. تا اینجا روشن است که برای دلالت لفظ برچیزی ، باید واژه و لفظی وجود داشته باشد که «دالّ» خوانده می شود و «مدلولی» وجود دارد که درباره آن سخن گفته می شود . آیا دلالت فقط مبتنی بر واژه و مدلول آن است، یا چیز دیگری هم باید در بین باشد؟

در منطق سنّتی گفته می شود که لفظ از راه صور ذهنی و مفاهیم بر اشیای خارجی دلالت می کند ، امّا فرگه به دلیل اینکه صور ذهنی را خارج از عرصه معرفت و منطق می داند ، نمی تواند این نظر را بپذیرد . او به جای صور ذهنی و مفاهیم، از معنی(

sinn

) سخن می گوید و معتقد است که واژه از راه معنی بر مدلول دلالت می کند. فرگه در مقاله «درباره معنی و مدلول» به اثبات معنی و بیان احکام و ویژگی های آن می پردازد . اصطلاح «معنی» نزد فرگه، اصطلاح فنّی خاصّی است که غیر از اصطلاح عرفی «معنی» است . مراد از اصطلاح عرفی، معنی آن چیزی است که از لفظ اراده می شود یا از لفظ به ذهن خطور می کند ، امّا معنی مورد نظر فرگه، مستقل از اراده و ذهن است و مرادش چیزی غیر از تصورهای ذهنی، رنگ آمیزی ها و سایه روشن هایی است که لفظ در ذهن ایجاد می کند. بنابراین مقصود وی از معنی امری عینی و مستقل از اذهان اشخاص است، امّا برای همه اذهان قابل درک است (

Frege, 1997 e, P. 154 – ۱۵۵

&

Frege, 1997 f, P. 342 – ۳۴۵

). معنی مشاع (

common property

) همه انسان ها است و هیچ کس نمی تواند آن را مانند تصورهای ذهنی اش به تملّک انحصاری خود درآورد و بنابراین قابل انتقال به افراد دیگر است . معنی به مرور زمان و اختلاف مکان تغییر نمی کند . فرگه بر بی زمان بودن معنی و بی مکان بودن آن و نیز وجود عینی و مستقل از ذهن انسانی آن تأکید فراوان دارد.

جایگاه معنی در نظریه دلالت فرگه بدین ترتیب است که: واژه معنی را بیان می کند (

expresses

) و از راه آن بر مدلولش دلالت می کند (

stands for

) یا آن را نشان می دهد (

designate

). بدین ترتیب نظریه دلالت فرگه مبتنی بر تثلیث : واژه، معنی و مدلول است. در نتیجه او سه قلمروی متناظر را عرضه کرده است : ۱. قلمروی الفاظ و واژه ها. ۲. قلمروی معانی. ۳. قلمروی مدلول ها.

در طرح فرگه معانی از جهتی مشابه تصورهای ذهنی اند و از جهت دیگری مشابه مدلول ها و اشیاء خارجی اند. از آن جهت که معانی محسوس نیستند وحواس از آنها تأثیر نمی پذیرد و برای مثال نمی توان آنها را با چشم مشاهده کرد، شبیه تصورهای ذهنی هستند چون تصورهای ذهنی را هم نمی توان حس کرد، بنابراین از اشیای خارجی فاصله می گیرند . امّا از آن جهت که معانی از ذهن مستقل هستند، قائم به آگاهی و نفس آگاه نیستند، عینیت دارند، به اشیای خارجی شباهت دارند و از تصورهای ذهنی فاصله می گیرند.

فرگه معنی جمله را اندیشه می نامد و در مقاله ای به همین نام به تفصیل درباره آن سخن می گوید. در نظر او معانی جمله ها؛ یعنی اندیشه ها که وجود عینی در خارج دارند ، علوم و معارف بشر را تشکیل می دهند و در اصل هر گونه معرفت و شناختی از راه ادراک معنی متناظر با آن به دست می آید و چون به صورت عینی وجود دارند و به ذهن اشخاص قائم نیستند ، همواره ثابت و پایدارند و از آن جهت که هر شخصی می تواند از آنها آگاه شود ، انتقال پذیرند (

Frege, 1997 f, P. 336 – ۳۳۷

).

توجّه و دقّت در دیدگاه های فرگه که تاکنون توضیح داده شده است ، روشن می کند که او منکر علم حصولی است . زیرا علم حصولی، علم به چیزی به واسطه صورت ذهنی و

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.