اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دانش و فرهنگ در عصر عباسی اول، محتوای خود را در قالب 72 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 46
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دانش و فرهنگ در عصر عباسی اول، محتوای خود را در قالب 72 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل دانش و فرهنگ در عصر عباسی اول ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل دانش و فرهنگ در عصر عباسی اول، کیفیت تضمینشده دارد.
یکی از نکات بارز علمی درباره تحولات فکری سال های پایانی قرن دوم و پس از آن، آغاز عصر تدوین علوم به ویژه علم حدیث است. تا اواسط قرن دوم به جز نوشته های محدود حدیثی که به عنوان «جزء»از آنها یاد شده، کتاب مفصل و مدون پدید نیامد. اما از میانه قرن دوم به بعد، به تدریج آثار مهمی در دانش حدیث و سایر دانش ها پدید آمد. در واقع باید دو دهه پایانی این قرن و دو دهه آغازین قرن سوم را عصری بدانیم که تدوین کتاب به مرحله ای از رشد رسیده که به معنای واقعی کتاب پدید آمده است. در بخش حدیث می توان به کتاب هایی چون المصنف از عبد الرزاق بن همام صنعانی(م شوال ۲۱۱)و هم المصنف از ابن ابی شیبه(م محرم ۲۳۵)(یاد کرد. پس از آن کتاب های بسیاری دیگری نوشته می شود.
گفتنی است که در بخش تاریخ، باید عصر تدوین را اندکی جلوتر دانست، به ویژه که کتاب السیره النبویه نوشته ابن اسحاق(در گذشته ۱۵۱)که در دهه های میانی قرن دوم نگاشته شده است، حتی پیش از آن یا معاصر آن هم، کتاب هایی بوده که اصل آنها از میان رفته و نقل هایی از آنها در آثار بعدی برجای مانده است.
در این زمان، بیشتر عالمان به دانش «حدیث »گرایش داشتند و آنها را اصطلاحا حافظ می نامیدند. اهمیت این افراد در آن بود که شمار زیادی حدیث از استادان خود که آنها را شیخ(جمع آن مشایخ)می گفتند، گرفته بودند. هر چه بیشتر حدیث در خاطر داشتند، اهمیت بیشتری می یافتند. به همین دلیل است که آنها را با عنوان حافظ می شناسند. در آن روزگار شمار احادیث بر صدها هزار بالغ می شد که بسیاری از آنها نادرست بود. گاهی گفته می شد که فلان شخص ششصد هزار تا یک میلیون حدیث در حفظ دارد!
علمای این دوره را بر اساس طبقه تقسیم بندی می کنند، بدین معنا که هر سی سال یک طبقه محسوب شده و در شرح حال نویسی، علمایی که در این سی سال درگذشته اند، به عنوان علمای آن طبقه معرفی می شوند. مثلا از سال های ۲۰۰ تا ۲۳۰ طبقه هفتم معرفی شده اند.
از دید اهل سنت مهم ترین کتاب حدیثی که در این زمان تدوین شد، کتاب صحیح البخاری از محمد بن اسماعیل بخاری(۱۹۴ – ۲۵۶)است. این کتاب پس از قرآن جایگاه ویژه ای در منابع دینی اهل سنت دارد. کتاب مزبور از نظر اعتقادات مذهبی، بر اساس مکتب اهل حدیث تدوین شده و روایات فراوانی از آن درباره تشبیه خداوند به مخلوقات است که از نظر شیعه و معتزله ساختگی است. بعدها عالمان سنی مذهب ده ها شرح بر این کتاب نوشتند. کتاب بخاری مشتمل بر ۷۳۰۰ حدیث است که بیش از نیمی از آن تکراری است. پس از آن، کتاب صحیح مسلم از مسلم بن حجاج نیشابوری(۲۰۴ – ۲۶۱)قرار دارد.
احادیث در این قبیل کتاب ها، مشتمل بر یک سند و یک متن است. سند عبارت از نام کسانی است که در طی شش تا هفت طبقه نخست، آن حدیث را از پیامبر – ص – به یکدیگر منتقل کرده اند، تا به دست بخاری رسیده و وی در کتابش آورده است. متن در ادامه حدیث آمده که سخن یا عمل رسول خدا – ص – است. علمای حدیث معمولا یک حدیث را از طریق سند و یا متن آن مورد نقادی قرار می دهند. احادیثی که سلسله سند آنها متصل نباشد از نوعی ضعف برخوردار است، درست همان طور که اگر حدیثی تنها با یک سند نقل شده باشد، به عنوان حدیث واحد شناخته شده و چندان قابل اعتنا نیست. در برابر آن حدیث متواتر قرار دارد که با سلسله اسناد فراوانی روایت شده است.
یکی از ویژگی های فکری اواخر قرن دوم و بعد از آن، شاید به دنبال سیاست های فکری مامون و نیز به دلیل سست شدن تسلط دولت بر نهادهای فکری و عالمان، باز شدن فضای فکری در جامعه بود. این باز شدن، از یک سو به حضور گسترده اندیشه های خارجی در دنیای اسلام منجر شد و از سوی دیگر زمینه را برای سهیم شدن فرقه های غیر رسمی در مجموعه تمدن در حال پدید آمدن باز کرد. طبعا این هر دو واکنش های زیادی را به دنبال داشت. برخی از متدینان سخت به وحشت افتادند و کسانی از فضای جدید استقبال کردند. طبیعی بود که هم رشد تمدن از یک سو و هم پیدایش زندقه گرایی و بی دینی از سوی دیگر، می توانست از آثار این حضور، به ویژه حضور اندیشه های بیگانه باشد. البته باید توجه داشت که تا میانه قرن سوم هنوز آثار تسلط افراطی دولت بر آرای مذهبی مطرح بود، اما گستردگی کار فکری و ارتباطات در آن حد بود که از این اقدامات جز در مواردی محدود کاری ساخته نبود.
باید توجه داشت که آشفتگی های سیاسی در دنیای اسلام که ناشی از اختلافات داخلی خاندان عباسی پس از هارون بود هم ظهور شورشیانی چون بابک، در باز شدن این فضا بی تاثیر نبوده است. این مساله را به خصوص باید با روی کار آمدن مامون که گرایش به جریان افراطی سنی نداشته و از طرفداران فلسفه و کلام بود مربوط دانست. یک مورخ وابسته به نحله اهل حدیث که به تعصب شهرت دارد، نوشته است:
پس از این دوره(تا دهه پایانی قرن دوم)کارها رو به آشفتگی رفته، دولت امین تضعیف و سپس خود وی کشته شد و در آستانه قرن سوم مامون به جای او نشست. در این زمان بود که ستاره تشیع بلند گردید، علم کلام رو به قوت رفت، دانش های نخست به عربی درآمد، منطق یونانی شایع شد، کار رصد ستارگان آغاز گردید و میان مردم دانش جدیدی پدید آمد که با نبوت میانه ای نداشت. در این روزگار شوکت روافض(شیعه امامی)و معتزله بالا گرفت. (۱)
گذشت که یکی از مسائل مهم در زمینه فرهنگ و تمدن در قرن دوم هجری، باز بدن درهای دنیای اسلام به روی تمدن های قوی و کهن بوده است. روشن است که اعراب پیش از اسلام، فرهنگ مکتوبی نداشتند. بعد از اسلام، کار فرهنگی هم از دانش قرآن و حدیث آغاز کردند و هنوز راه درازی برای آشنا شدن با سایر علوم در پیش داشتند. این در حالی بود که در کنار آنها، تمدن های کهنی بود که آثار مکتوب فراوانی را از گذشته به ارث برده بود. اکنون که مسلمانان حرکت فرهنگی خود را آغاز می کردند، به طور طبیعی نمی توانستند نسبت به تمدن های پیشین و اندوخته های آنها بی توجه بمانند.
دنیای اسلام در برابر فرهنگ های بیگانه، دو موضع گرفت. موضعی در مخالفت به این دلیل که در آن فرهنگ ها افکاری وجود داشت که با عقاید اسلامی سازگار نبود. دوم موضعی موافق که بیشتر به دانش های تجربی و گاه فلسفی توجه داشت و چنین می اندیشید که آنها تعارضی با عقاید اسلامی ندارد.
آمادگی فرهنگ پذیری در جامعه اسلامی، بی توجه به مخالفت ها، راه را برای ترجمه این آثار به زبان عربی هموار کرد. علاقه به بیشتر دانستن و به تعبیر دیگر، کنجکاوی هم نقش مهمی داشت. افزون بر آن، بسیاری چنین می اندیشیدند که می باید برای دفاع از عقائد اسلامی در برابر اندیشه های بیگانه، با آن افکار آشنا و به آنها مجهز شد. محصول این جریان، گسترش دامنه علم کلام و زایش دانشی بود که به آن فلسفه اسلامی گفته شد.
کار ترجمه از زمان منصور عباسی، یعنی نیمه های قرن دوم هجری آغاز شد. کهن ترین ترجمه ها، ترجمه کلیله و دمنه و نیز برخی از آثار نجومی و ریاضیات از جمله کتاب المجسطی از بطلیموس و کتاب اقلیدس بود. در بخش آثار ایرانی، یکی از مهم ترین مترجمان این دوره ابن مقفع است که بسیاری از آثار را از پارسی پهلوی به عربی ترجمه کرد. وی به اتهام زندقه گری کشته شد.
از جمله کتاب هایی که توجه ویژه ای به آنها صورت گرفت، آثار طبی است که بیش از همه از زبان سریانی و توسط مسیحیان منطقه عراق به عربی ترجمه می شد. حرکت ترجمه در دوران هارون گسترش بیشتری یافت و این به دلیل حمایت برامکه از مترجمان و عالمان این دوره بود.
مامون که خود علاقه مند به علوم عقلی بود، بیش از خلفای پیشین به ترجمه علاقه نشان داد و رسما از دربار رومی ها خواست تا کتاب های یونانی را برای وی بفرستند. اگر کارهای پیشین به صورت پراکنده انجام می شد، مامون این حرکت را به صورت سازمان یافته آغاز کرد و بیت الحکمه را برای نخستین بار به عنوان یک مرکز علمی و پژوهشی و ترجمه تاسیس کرد. معتصم نیز به طور طبیعی حرکت مامون را در ترجمه ادامه داد.
در بیت الحکمه کتابخانه بزرگی از مجموع کتابهایی که در دیرها و شهرها وجود داشت فراهم آمد و شمار فراوانی مترجم و عالم به کار ترجمه و تالیف پرداختند. محمد بن موسی خوارزمی کتاب جبر و مقابله خود را به دستور مامون عباسی نگاشت. خاندان آل نوبخت نیز از خاندان های فرهیخته بغداد بودند که برخی از آنها در کار ترجمه آثار فارسی به عربی مهارت داشتند.
خداینامه هایی که به عربی ترجمه شده از مهم ترین مآخذی است که امروزه از تاریخ ایران قبل از اسلام در اختیار ما قرار داد. بسیاری از آداب ایرانی ها و مسایل اخلاقی که از بزرگمهر و دیگران در کتاب های عربی بیاد مانده، تنها مطالبی از آثار اخلاقی و علمی ایرانی هاست که از طریق زبان عربی به دست ما رسیده است، چرا که از زبان پهلوی چنین متونی باقی نمانده است.
در بحث فرقه های اسلامی در دوره امویان، شکل گیری فرقه های اسلامی را توضیح دادیم. این فرقه ها به مرور و در گیرودار مسائل و بحران های فکری و پرسش های تازه، خط و مشی خاصی را برگزیدند. آنچه که در بخش عقائد و باورهای مذهبی اهمیت داشت، منابع اندیشه و روش های اندیشیدن بود. اندازه اعتنا به نقل و عقل، میزانی برای پیدایش روش های مختلف بود. قرآن و حدیث دو منبع مورد قبول همه مسلمانان بود، اما دو مشکل وجود داشت: یکی اندیشیدن در قرآن و ظاهر آیات و تعقل اجتهاد در آن بود. دوم مشکل روایات جعلی فراوان.
کسانی به ظواهر قرآن و حدیث – به ویژه حدیث – بسنده کرده آن را میزان درستی و نادرستی اندیشه ها معرفی کردند. در برابر، گروهی دیگر به عقل اعتنای بیشتری کرده، آن را ملاک اصلی در اجتهاد و اندیشیدن در منابعی چون قرآن و حدیث قرار دادند. نگاهی به سیر اندیشه ها در دنیای اسلام نشان می دهد که در هر دو زمینه، افراط و تفریطهایی صورت گرفت و به دوری از قرآن و حدیث از یک سو و بی اعتنایی دیگران به عقل از سوی دیگر منجر شد.
اگر بر دو روشن اندیشیدن بالا، یعنی تکیه بر عقل یا نقل، بحث عرفان و تصوف را ضمیمه کنیم، راه برای پیدایش گروه سومی که به عارف یا صوفی شهرت دارند، باز می شود. این مساله نیز از قرن دوم به بعد وارد میدان مبارزه با سایر گروه ها شد. در این جا هم روشی نو در اجتهاد دینی مطرح بود که بیشتر از زاویه کنکاش در نفس و تصفیه و تزکیه و درونگری به دنبال کشف قضایای دینی و تجربه حضوری آنها بود. در فرهنگ و تمدن اسلامی، صدها نحله صوفی پدید آمد که از شرقی ترین نقاط دنیای اسلام تا غربی ترین آن در مغرب افریقا دامن گسترده اند.
این اختلاف در روش دست یابی به واقعیت سبب بروز فرقه های مختلفی شد که بسته به حمایت حکومت، و نیز زمینه های مردمی و تبلیغات گروهی خودشان، هر کدام در زمانی و مکانی قدرتی به دست می آوردند.
دو گروه مهم در اواخر قرن دوم و طول قرن سوم و بعد از آن، معتزله یا طرفداران عقل و اهل حدیث بودند. حکومت عباسی تا زمان مامون، گرایش مذهبی کلامی آشکاری از خود نشان نمی داد، گر چه هوادار معتزله نبود. مامون و جانشین او معتصم سخت از مع
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری