خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحقیقی در حجیت مطلق ظن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحقیقی در حجیت مطلق ظن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تقویت گفت و گو بین اسلام و غرب
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تقویت گفت و گو بین اسلام و غرب قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
42دقیقه
23ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نوگرایی در اسلام

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 58

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نوگرایی در اسلام، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نوگرایی در اسلام شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل نوگرایی در اسلام:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل نوگرایی در اسلام را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نوگرایی در اسلام توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نوگرایی در اسلام را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نوگرایی در اسلام :

نوگرایی اسلامی

(

(Islamic Modernism

در نیمه های قرن نوزدهم میلادی در کشورهای هند، مصر و ترکیه

گسترش یافت و در دهه اول قرن بیستم به مالایا رسید

.

نوگرایی اسلامی به عنوان مکتبی نو در تفکر اسلامی مشخصات کلی فراگیری دارد که مقاله حاضر می کوشد این ویژگیها

را بیان و تعریف کند

.

تعریف نوگرایی اسلامی

نوگرایی اسلامی چیست؟ شمار اندکی از محققان، نوگرایی اسلامی را تعریف کرده اند. آدامز

(Charles C. Adams)

که در خصوص نوگرایی اسلامی در مصر، مطالبی نگاشته است، اصطلاح نوگرایی اسلامی

(

Muhammadan Modernism)

را برحسب سه مشخصه اصلی تعریف کرده است. باید گفت که نوگرایی اسلامی

گرایشی است به اصلاحات مذهبی که از اندیشه های کلامی تاثیر پذیرفته تا اسلام را از جمود و تمسک به سنتهای پیشین

برهاند و نشان دهد که اسلام دینی است منطبق با مقتضیات زندگی جدید

.

آدامز درباره این ویژگیها می نویسد

:

«

نوگرایی اسلامی… عبارت است از تلاش برای آزادی مذهب از قید و بند دیدگاههای بسیار خشک و سنتی و انجام

اصلاحاتی برای منطبق ساختن آن با مقتضیات پیچیده زندگی نوین و امروزی. مشخصه غالب در نوگرایی اسلامی همین

اصلاح مذهبی است که عمدتا از اندیشه های کلامی الهام گرفته و از آنها تاثیر پذیرفته است

دکمیجیان

(R. Hrair Dekmijian)

که نوگرایان و نوگرایی اسلامی را با محافظه کاری و محافظه کاران اسلامی

مقایسه کرده، می نویسد: اولی تلاش می کند به اصلاح دینی بپردازد و اسلام را با زندگی مدرن تطبیق دهد، اما دومی

چنین نمی کند

.

نوگرایی اسلامی در برابر محافظه کاری اسلامی

تضاد و اصطکاک بین نوگرایان و محافظه کاران اسلامی از ویژگیهای همیشگی جامعه مسلمانان در عصر حاضر بوده است

.

در حالی که نوگرایان درصدد اصلاح و انطباق اسلام با زندگی مدرن برمی آیند، محافظه کاران به اصول اسلام سنتی

توسل می جویند و نفوذ غرب و بیگانه را رد می کنند

.

هشام شرابی نوگرایی اسلامی را در برابر سنت گرایی اسلامی گذاشته است. او واکنش مسلمانان را نسبت به نهادها و

تفکرات مدرن به دو گرایش کلی تقسیم می کند: سنت گرایی و نوگرایی

.

فضل الرحمان در تعریف نوگرایان مسلمان می نویسد: «نوگرایان مسلمان کسانی هستند که با تلاش آگاهانه و دقیق

درصدد برآمده اند ارزشها و اصول اسلامی را برحسب تفکرات جدید بازسازی کنند یا تفکرات و نهادهای جدید را با اسلام

تطبیق می دهند

بنابراین می توان گفت: نوگرایی اسلامی، مکتبی است نوگرا از تفکر اسلامی، در تضاد با سنت گرایی یا محافظه کاری به

لحاظ ویژگیهای اساسی آن، چرا که سنت گرایی اسلامی با عقیده اصلاح آموزشهای اسلامی و انطباق دادن آن با اوضاع

اجتماع مذهبی و سیاسی – اقتصادی در کشورهای مسلمان بشدت مقابله و آن را رد می کند

.

منظور از نوگرایی اسلامی این بوده است که فاصله بسیار بین آرمان گرایی اسلامی و تحول تاریخی کشورهای مسلمان به

عبارت دیگر اصلاح طلبان

(Reformists)

و نوگرایان مسلمان اختلاف بین اسلام آسمانی و اسلام تاریخی را احساس

کردند و کوشیدند تا بر آن فایق آیند. آنان سخت بر این اعتقاد بودند که اسلام بر دیگر مذاهب برتری دارد و بار دیگر

می تواند مسلمانان را بر دیگر مذاهب و پیروان آنها چیره سازد و اقتدار آنان را بازآفریند، همان طور که اسلام طی دوران

زندگی پیامبرصلی الله علیه وآله و خلفای راشدین چنین بوده است

.

نوگرایان مسلمان بر این باور بودند که راه حل تمامی مشکلات مسلمانان، پذیرفتن و به کار بستن تعلیمات حقیقی اسلام

است. از این رو آنها آنچه را که به منزله حقیقت آموزه های اسلامی می پنداشتند، برای مسلمانان بیان می کردند و آنچه را

که بدعتهای دینی و انحرافات ایجاد شده در میان مسلمانان می دیدند بشدت نقد می کردند

.

برخی از دانشمندان از این عقیده که اصلاح گران مسلمان در مقابل فرآیند تاریخی مسلمانان قرار دارند حمایت می کردند

.

برای نمونه فضل الرحمان می نویسد: «اصلاح گران چهره هایی سرشناس بودند که از وضعیت موجود در امور بشدت

ناراضی بودند. جکس واردنبرگ

,(Jacques Wardenburg)

جنبش اصلاحی اسلام را چنین توصیف می کند

اعتراضی مذهبی علیه سیری که تاریخ طی کرده است ». اصلاح طلبان مسلمان «این روند تاریخی را به منزله انحطاط

ناشی از رخوت

(Laxity))

مذهبی و اخلاقی معرفی کرده اند. استدلالهای آنان در مرتبه نخست عمدتا از قرآن و سنت

گرفته شده است

…»

اصلاح طلبان و نوگرایان مسلمان، هر دو، فکر می کردند که اسلام به آنها این اجازه و اختیار را داده، بلکه آنها را مامور

کرده است تا تعالیم اسلامی را اصلاح کنند و انحطاط و انحراف اخلاقی مذهبی مسلمانان را از میان بردارند. این تفکر

آنان اصولا براساس مفاهیم اسلامی «تجدید» و «اصلاح » بود

.

«

تجدید» را معمولا «نوسازی » و «اصلاح » را «بهسازی » ترجمه می کنند، این دو با هم منعکس کننده سنت مستمری در

احیای دین و آداب اسلامی در بین اجتماعات تاریخی مسلمان بوده اند. «تجدید» اساس این اعتقاد را فراهم می آورد که

جنبشهای نوخواهی بخش اصلی ساختار وحی اسلامی را در تاریخ نشان می دهد

.

مفهوم «تجدید» برگرفته از این سنت نبوی است که: «ان الله یبعث لهذه الامه علی راس کل مائه سنه من یجدد لها امر

دینها» [البدایه والنهایه /۱۰/۲۶۴]. در هر قرنی خداوند کسانی را می فرستد که دینش را احیا کنند

.

«

اصلاح، کلمه ای است که معمولا محققان عرب آن را معادل

(Reform)

به کار برده اند. این کلمه از فعل «اصلح » مشتق

شده و به معنای «تصحیح کردن، جبران کردن یا پاک کردن از تحریف است ». مفهوم اصلاح مبتنی بر آیاتی از قرآن است

که مسلمانان را به اصلاح در بین مردم سفارش می کند. لاخیر فی کثیر من نجواهم الا من امر بصدقه او معروف او اصلاح

بین الناس… (نساء /۱۱۴

)

و در آیه دیگر پاداش خداوند به مصلحان را تضمین می کند: والذین یمسکون بالکتاب واقاموا الصلوه انا لانضیع اجر

المصلحین (اعراف /۱۷۰

)

ژان وال (ددرج ذخرپ) در سه موضوع بحث کرده که بر پایه آن پیوسته سنت تجدید و اصلاح در تاریخ اسلام تداوم یافته

است. آن سه عبارتند از: برگشت به قرآن و سنت نبوی; اجتهاد; تصدیق مجدد بی مانندی و اصالت پیام قرآنی

.

پس شکی نیست که اصلاح گرایان و نوگرایان مسلمان در باب اهمیت اصلاحات دینی در اسلام با یکدیگر هماواز بوده اند

.

اصلاح گرایان اسلامی در قرن بیستم اندیشه هایی را در خصوص نوگرایی اسلامی ارائه دادند. اسپوزیتو

(John L. Esposito)

می نویسد: «جنبشهای احیاگرانه قبل از نوگرایی کنونی در قرن هجدهم و نوزدهم در الگوی سیاستهای

اسلامی سهم داشتند و برای اسلام قرن بیستم میراثی به ارمغان آوردند

اگر چه نوگرایان اسلامی ویژگیهای مشترکی با اصلاح طلبان اسلامی داشتند، در برخی جهات با آنان متفاوت بودند. در

اصلاح گرایی اسلامی فقط به اصلاح گرایی توجه شده اما در نوگرایی اسلامی، علاوه بر نوگرایی، به اصلاح گرایی هم

پرداخته شده است. بعلاوه اصلاح گرایی اسلامی پاسخگوی مشکلات داخلی جامعه اسلامی بوده، اما نوگرایی اسلامی هم

به مسائل داخلی و هم به تهدیدات خارجی نسبت به جامعه اسلامی پاسخ داده است

.

فضل الرحمان درباره بعضی تفاوتهای میان اصلاح گرایان و نوگرایان مسلمان می نویسد: «جنبشهای اصلاحی پیش از

دوران جدید… طی قرون ۱۷ و ۱۸ و۱۹… از درون خود جامعه مسلمان سر برآورده اند. آنها متوجه انحطاط مسلمانان بودند

و تلاش می کردند مفاسد اجتماعی را در میان مسلمانان از میان بردارند و معیارهای اخلاقی آنان را پرورش دهند

اسپوزیتو نیز می نویسد: «جنبش احیای پیش از دوران جدید، پاسخی از درون اسلام به انحطاط اخلاقی – اجتماعی

جامعه بود

اسپوزیتو در جای دیگر می نویسد: «در حالی که جنبشهای احیاگرانه پیش از دوره جدید اساسا انگیزه های درونی

داشتند، نوگرایی اسلامی واکنشی بود در برابر ضعفهای همیشگی و هم واکنشی در برابر تهدید سیاست خارجی و

فرهنگی – مذهبی استعمار

».

فضل الرحمان اذعان می کند که نوگرایان مسلمان «بحرانی را که از

نفوذ برخی دیدگاههای جدید و با اهمیت غربی بر

سنت اسلامی سرچشمه می گرفت، تجربه کرده بودند

در میان برجسته ترین و بانفوذترین رهبران جنبشهای نوگرایی اسلامی، سید احمدخان (۱۸۱۷-۱۸۹۸م) در هند و

جمال الدین افغانی (اسدآبادی) ۱۸۳۸-۱۸۹۷م) و محمد عبده (۱۸۴۹-۱۹۰۵م) و قاسم امین (۱۸۶۳-۱۹۰۸م) در جهان

عرب بودند

.

سید جمال الدین در خارج از کشورهای عربی از قبیل هند، ایران، ترکیه و حتی اروپا نیز فعالیت می کرد. او اولین نوگرای

اصیل مسلمان شناخته می شد و عبده به پدر نوگرایی اسلامی شهرت داشت، این القاب بزرگ که به سیدجمال و عبده

داده شد احتمالا فقط در کشورهای عربی اعتبار داشت، نه در هند; زیرا نوگرایی اسلامی سید احمدخان به هیچ وجه

وامدار نوگرایی اسلامی عبده و سید جمال افغانی نبود

.

ایدئولوژی و روش نوگرایی اسلامی

همچنان که نوگرایی اسلامی هم به اصلاح و هم به تجدد عنایت داشت، روش و ایدئولوژی آن نیز با روش و ایدئولوژی

اصلاح گرایی اسلامی و دیگر مکتبهای فکری اسلام متفاوت بود. بعضی از دانشمندان روش و ایدئولوژی نوگرایان اسلامی

را به ترتیب ذیل برشمرده اند

.

اول: «نوگرایان اسلامی ضرورت احیای امت اسلامی را از طریق تفسیر مجدد یا تدوین دوباره میراث اسلامی آنان با توجه

به نیازمندیهای دنیای امروز گوشزد کرده اند

دوم: «آنان کوشیدند تا «به روح یا اهداف تعالیم قرآنی پی ببرند نه این که بدون اندیشه به معنای ظاهری آن تمسک

جویند

سوم: آنان «مساله ارتباط بین دین و عقل را دوباره طرح کردند و پرسیدند که آیا عقل محدودیتهایی دارد؟ و یا، آیا

می تواند درباره دین داوری کند؟

»

چهارم: آنان بین «تفکر قرآنی و تفکر مدرن در برخی نکات اساسی، ارتباطی آشکار برقرار کردند، به گونه ای که نهادهای

جدید را با گرایشهای اجتماعی – اخلاقی قرآن تلفیق می کرد.» هدف آنان این بود که «سازگاری اسلام با نهادها و

دیدگاههای جدید (و در نتیجه پذیرش آنها) را نشان دهند، اعم از دیدگاههای مبتنی بر عقل، علم، فناوری، تکنولوژی

(

Tecnology)

، دمکراسی، مشروطیت و جمهوریت

پنجم: آنها «نمایندگان لیبرالیسم اسلامی بودند» و «از اسلام تفسیری آزادی خواهانه ارائه دادند و از دگرگونی در نهادها،

اعتقادات و سنتهای اسلام در سده های میانه حمایت کردند

ششم: آنان صلاحیت مکتبهای سده های میانه را رد کردند

.

و سرانجام هفتم: آنان «قابلیت پذیرش ارزشها و معیارهای خارج از قرآن و سنت را که اغلب از فرهنگهای غیرمسلمان

سرچشمه می گرفت دارا بودند.» آنها درباره ارزشهای قابل پذیرش چنین استدلال می کردند که «این ارزشها با ارزشهای

حقیقی اسلام مغایرت ندارند و یا حتی مبین آنها نیز هستند… در طی دوران «لیبرال » تا جنگ جهانی دوم، نوگرایان

مسلمان تساهل و آزادگی و بشردوستی اسلام را به اثبات رساندند.» و همچنین از «مثبت گرایی اسلامی » دفاع کردند

.

روش و ایدئولوژی نوگرایان مسلمان که در بالا گفته شد، بروشنی تبیین شده و در اندیشه های آنان در باب آموزش،

مذهب و سیاست در اسلام، تجلی یافته است

.

نوگرایان مسلمان و آموزش

نوگرایان مسلمان از اصلاح گرایی و نوگرایی مسلمانان در زمینه آموزش حمایت کردند تا بر آنچه به گمان آنان سستی

معنوی و عقلانی در سنت گرایی اسلام در برابر پیشرفت فکری غرب تلقی می شود فایق آیند. آنها بسیار مایل بودند

گروهی از روشنفکران مسلمان را تربیت کنند تا توان رویارویی با روشنفکران غربی را داشته و در پیشرفت جوامع و

کشورهایشان سهیم باشند

.

نوگرایان مسلمان در زمینه آموزش در مقابل کشمکش ناشی از وجود آموزش مدرن که استعمارگران غرب و مبلغان

مسیحی آنها را ترویج می کردند، و نیز آموزش سنتی مسلمانان که به دست سنت گرایان مسلمان ایجاد شده بود واکنش

نشان می دادند

.

در مصر، در زمان حیات محمد عبده، به عنوان مثال، مبلغان مسیحی بویژه کاتولیکها و پروتستانها مدارس بسیاری در

شهرهای گوناگون افتتاح کردند. مسلمانان مصر، زیر تاثیر نظام آموزشی غرب، فرزندان خود را به این مدارس مسیحی

می فرستادند. این بدان معناست که برخی دیگر از مسلمانان مصری فرزندان خود را به مدارس سنتی مسلمانان یعنی

مدارس مذهبی سنتی می فرستادند. نوگرایان مسلمان در مصر به این فکر افتادند که مسلمانان باید آموزش خود را

اصلاح و مدرن سازند تا بتوانند با آموزشهای جدید رویاروی شوند

.

در هند، برخی از مسلمانان فرزندان خود را به مدارس انگلیسی می فرستادند; این مدارس زیرنظر دولت انگلیسی هند و

مبلغان مسیحی هند تاسیس شده بود و هم اینان آنها را اداره می کردند. بعضی دیگر فرزندانشان را به مدارس سنتی

مسلمانان می فرستادند. به هر صورت، شمار فرزندان مسلمان در مدارس انگلیسی بمراتب کمتر از فرزندان هندو در این

مدارس بود. بسیاری از والدین مسلمان به دلایل مذهبی راضی نبودند فرزندان خود را به مدارس انگلیسی بفرستند. چرا

که اولا: مدارس انگلیسی آموزشهای اسلامی نداشتند، ثانیا: موجب بی اعتقادی می شدند و اخلاق و رفتار دانش آموزان را

فاسد می کردند; ثالثا: برخی از مسلمانان هندی بر این عقیده بودند که اسلام، مسلمانان را از آموختن زبان انگلیسی و

شاگردی معلمان غیرمسلمان منع کرده است

.

نوگرایان مسلمان نه موافق آموزش سنتی بودند و نه با آموزش غیرمذهبی یا مدرن سازگاری داشتند. از نظر آنها اولی

فاقد موضوعات غیرمذهبی و حرفه ای بود و دومی فاقد تربیت اخلاقی و موضوعات مذهبی. پس آنها به این نتیجه

رسیدند که آموزش غیرمذهبی و مذهبی را با هم ترکیب کنند. آنان مطمئن بودند که ترکیب آموزش غیرمذهبی و

مذهبی به دانش آموختگان این امکان را می دهد که در توسعه کشور و جامعه شان شرکت کنند و در همان حال عقاید و

سنتهای مذهبی خود را پاس دارند

.

از میان نوگرایان مسلمان، سید احمدخان، سید جمال الدین افغانی و محمد عبده، با کوششهای بسیار و با استفاده از

شیوه های گوناگون بر آن شدند تا برنامه های آموزشی مسلمانان را در کشورهای خود اصلاح و مدرن سازند. سید احمد

خان در هند آموزش اسلامی و غربی را ترویج می کرد. او از ضرورت آشنایی مسلمین با علم و آموزش غربی حمایت کرد و

گفت که «آموزش و بویژه دانش غربی مخالف اسلام نیست، بلکه جزء جداناپذیر آن است; بطوری که مطالعه آنها همان

مطالعه اسلام است

».

سید احمدخان در تاسیس یک مدرسه اسلامی جدید و سپس کالج فعالیت کرد تا نوعی تحصیلات، مرکب از مذهبی و

غیرمذهبی را به مسلمانان عرضه دارد. او در تاسیس مدرسه اسلامی انگلیس شرقی

(Anglo – Oriental)

در علیگره

(Aligarh)

به سال ۱۸۷۵ میلادی سهم عمده ای داشت «تا در کنار آموزش علوم و هنرهای جدید، تحصیلات مبتنی بر

دیدگاههای سنتی » هم آموزش داده شود

این مدرسه به یک کالج اسلامی جدید تبدیل شد و در سال ۱۸۷۸ کالج اسلامی انگلیس شرقی

(Mohammandan Anglo – Oriental College)

نام گرفت

.

در این کالج چهار زبان، انگلیسی، عربی، فارسی و اردو و ادبیات آنها تدریس می شد. موضوعات جدید را نیز آموزش

می دادند، از قبیل شیمی، فیزیک، ریاضی، منطق، علوم سیاسی، حقوق، فلسفه، تاریخ و نیز موضوعات اسلامی، مثل کلام،

حقوق، حدیث، تفسیر و فقه. کلام شیعی برای شیعیان بود و کلام سنی برای اهل سنت

.

سید احمدخان فکر می کرد که آموزش مهمترین روش برای بهبود وضعیت مسلمانان در هند است. او با بعضی از

مسلمانان هند همچون امیرعلی که عقیده داشتند روش بهبود وضعیت مسلمانان در هند در امور سیاسی است، موافق

نبود. تاکید سیداحمد بر نقش آموزش در گزارش ذیل پیداست

:

برخی بر این عقیده اند که آرمان ملی ما با بحث در امور سیاسی (به بهترین روش) تجلی بیشتری خواهد یافت. من با این

نظر موافق نیستم، بلکه گسترش آموزش را تنها راه ترویج آرمان ملی می دانم… هنگامی که در کشور ما آموزش به اندازه

کافی ترویج شود; آن گاه ما روشهای مناسبی خواهیم داشت تا عقب ماندگی خود را جبران کنیم

.

او همه کوشش خود را به کار برد تا آموزش مدرن را در شبه قاره هند بالا برد زیرا، عقیده داشت که آموزش «سرنوشت

فکری، سیاسی و اقتصادی هند مسلمان را تغییر می دهد

کالج انگلیسی شرقی، همان گونه که سیداحمد پیش بینی کرده بود، «نظام ارزشی نوینی را در بین دانش آموزان مسلمان

ایجاد کرد.» این نظام بر آن بود تا مسلمانان را آگاه سازد که هویت ملی، وحدت ملی، دین و مهمترین ارزشهای معنوی

خود (از قبیل صداقت، واقع گرایی و دلسوزی)، و نیز سنتها و متون فارسی و عربی خود را بشناسند

.

نگرش سید احمدخان نسبت به آموزش اسلامی از طریق کالج معلوم می شود. او کالج را راه حلی معقول برای بسیاری از

مشکلات مسلمانان هند، از قبیل آموزش اسلامی، اشتغال، نیکرفتاری

(Morality)

زبان، اصول اخلاقی

(Ethics)

،

مذهب و هویت ملی می دانست

. (۱)

سید جمال، یکی دیگر از نوگرایان مسلمان نیز عقیده داشت که یک نظام آموزشی خوب برای مسلمانان می تواند

ارزشهای فکری و اخلاقی آنها را افزایش دهد. از نظر وی، انسانیت انسان به آموزش است… اگر آموزش مناسب باشد از

نقص، کمال می آفریند و از پستی، شرافت به همراه می آورد. او همچنین عقیده داشت که انسان می تواند آموزش ببیند تا

جزئی از قومی شود و به نظم اجتماعی آن خدمت کند، نظمی که به نوبه خود پاسدار خود او خواهد شد

.

سید جمال اذعان می کرد که پیشرفت و قدرتی که ملل غربی کسب کرده اند از ناحیه تفوق و برتری در دانش و علوم است

.

او اهمیت علوم و دانش جدید را به منزله نیروی مؤثری برای آزادی و رهایی از انحطاط و بردگی، به مسلمانان گوشزد

می کرد. او می گفت: «تا وقتی که مسلمانان از فراگیری علوم و دانش جدید دوری گزینند و فنون و فناوری غرب را نیک

نیاموزند، محکوم به شکست و بردگی خواهند بود.» او مسلمانان را فراخواند تا روشهای علمی و فلسفی را در برنامه ها و

اصلاحات آموزشی خود به کار گیرند

.

شاگرد برجسته سید جمال، محمد عبده نیز به اهمیت آموزش باور داشت تا مسلمانان را از عقب ماندگی و انحطاط فکری،

اخلاقی و اجتماعی، و اقتصادی رهایی بخشد. او می نویسد: «کسانی که واقعا خیر و سعادت کشورشان را می خواهند باید

توجه خود را در اصل به سوی آموزش معطوف دارند، زیرا بااصلاح آموزش است که شخص به آسانترین وجه اصلاحات در

زمینه های دیگر را تشخیص می دهد

عبده اطمینان داشت که ارتقای آموزش و علوم باعث پیشرفت، اقتدار و ثروتمندی ملل غربی شده است. او می گوید

: «

هیچ دلیلی برای پیشرفت، ثروت و قدرت ملل غرب نمی بینیم مگر ارتقای آموزش و علوم در بین آنها. پس اولین وظیفه

ما این است که با تمام توان در گسترش این علوم در کشورمان بکوشیم

عبده سخت بر این باور بود که اصلاح آموزش اولین قدم در مسیری طولانی برای درک مهمترین وظیفه ملت مسلمان،

یعنی اصلاح شخصیت، عقیده و کردار مردم آن است. او فکر می کرد فقر مسلمانان به این دلیل است که آنها فاقد

آموزش اند و نمی دانند چگونه از منابع اقتصادی موجود در کشورشان بهره برداری کنند. او می گفت: «فقر واقعی فقدان

آموزش و عدم توانایی در استفاده از مزایای مادی است

عبده تصریح می کرد که اسلام «از پیروانش می خواهد تمام شاخه های دانش و علوم را با نهایت کوشش دنبال کنند

بنابراین او از مسلمانان می خواست که تنها به مطالعه زبان عربی و مطالعات اسلامی برای دفاع از مذهب نپردازند، بلکه

«

علوم جدید، تاریخ و دین اروپایی را نیز فراگیرند تا به دلایل پیشرفت غرب پی ببرند.» او چنین اظهار می داشت که «قرآن

بشر را به تحصیل علوم سفارش می کند و نخستین وظیفه ما این است که با تمام توان و قدرت علوم را در کشورمان

گسترش دهیم

عبده حتی به دانشگاه الازهر هم قانع نبود; او در این دانشگاه علوم اسلامی را خواند و فارغ التحصیل شد و سپس به مقام

استادی آن رسید. عبده کوشید تا مفهوم عقلانی تر و گسترده تری از آموزش مذهبی ارائه دهد.» از آنجا که دانشگاه الازهر

قدیمترین و بزرگترین مرکز آموزش عالی برای مسلمانان مصر و کل جهان اسلام بوده است، عبده معتقد بود که «اگر

الازهر اصلاح شود، اسلام هم اصلاح خواهد شد.» او اصلاحاتی را نسبت به روشهای اجرایی و آموزشی الازهر پیشنهاد کرد

و مایل بود برنامه های آموزشی الازهر را گسترش دهد تا شامل بعضی از علوم جدید هم بشود. هدف عبده این بود که

الازهر در زمینه های اجرایی، روش آموزشی و شیوه های علمی با دانشگاههای اروپایی قابل مقایسه باشد و اعتبار آن بالا

رود و توانایی لازم در ایجاد اصلاح آموزشهای اسلامی در مصر و به همان اندازه در کشورهای اسلامی دیگر را به دست آورد

. «

در این صورت الازهر به صورت وسیله و چراغ هدایتی برای مسلمانان جهان درخواهد آمد

در نتیجه، نوگرایان مسلمان از قبیل سید احمدخان، [سید جمال الدین] افغانی (اسدآبادی) و عبده کوشیدند تا آموزش

اسلامی را اصلاح و امروزی کنند; زیرا معتقد بودند که آموزش درست اسلامی باید هم شامل موضوعات مذهبی شود و

هم غیرمذهبی. آنها نه با آموزش سنتی صرف که فاقد موضوعات غیرمذهبی بود موافق بودند و نه با آموزش جدید یا غیر

مذهبی که فاقد موضوعات مذهبی بود

.

نوگرایان مسلمان و مذهب

اصطلاح «مذهب نوگرا» در این جا به آموزشهای اسلامی ارائه شده از طرف نوگرایان مسلمان اشاره دارد تا نشان دهند

که اسلام، لیبرال، مدرن، سهل و مترقی بوده است. نوگرایان آموزشهای اسلامی را بدین صورت ارائه کردند، زیرا

نمی خواستند مسلمانان، اسلام را بی ارتباط با مسلمان مدرن ببینند و در نتیجه اسلام را، زیر نفوذ نوگرایی غربی و تفکر

علمی – که با تفکر اسلامی قرن نوزدهم به معارضه برخاسته بود – رها کنند. نوگرایان مسلمان فکر می کردند که اگر

اسلام در تهیه راه حل مشکلات و مسایل جدید ناتوان باشد، تضعیف خواهد شد و گسترش آن به گرایش ضددینی و

بی اعتقادی در بین مسلمانان خواهد انجامید

.

می توانیم بگوییم که نوگرایان مسلمان، اصلاح گرایی و نوگرایی مذهبی را به دلایل زیر ارائه دادند

:

(۱)

متقاعد کردن مسلمانان در پذیرش آموزشهای اسلامی با ملاحظه عقل، علم، تمدن جدید و بعضی عقاید و افکار

غربی; (۲) ترغیب مسلمانان به رعایت سنتها و عقاید اسلامی; (۳) منع مسلمانان از این که غیرمذهبی یا محافظه کار

شوند

.

دلایل بالا را می توان با توجه به دیدگاهها و نگرشهای نوگرایان اسلامی در برابر تصوف، تقلید، اجتهاد، عقل و علم در

اسلام مشاهده کرد

.

مقابله با تصوف

نوگرایان مسلمان با صوفی گرایی یا تصوف موافق نبودند. نگرش خصمانه و مخالفتشان نسبت به صوفیگرایی متکی به

دلایل کلامی و غیرکلامی بود

.

بنا به دلایل کلامی و فلسفی، نوگرایان مسلمان از تنزیه و غیریت صرف خداوند طرفداری می کردند و در مقابل عرفای

مسلمان از حلول خداوند حمایت می کردند

.

در کارکرد صوفیگرایی برگرداندن زندگی مذهبی مسلمان به حیز ارتباط فردی با خداوند بود که کلام سنتی هم بر آن

اصرار داشت.» این دو تصور از خداوند از سده های میانه به بعد نزاع و کشمکش در تفکر اسلامی بوده است. از آن زمان

تاکنون هیچ گاه کشمکش بین تنزیه گرایی و حلول گرایی در تفکر اسلامی به طور کامل از میان نرفته و شعله آن خاموش

نشده است

.

سید احمدخان و عبده اگر چه در ابتدا به تصوف گرایش داشتند ولی بعدها از آن دست کشیدند. آنها بر تنزیه خداوند

تاکید داشتند و مفهوم صوفیانه اتحاد انسان با خداوند را رد می کردند

.

سید احمدخان به تنزیه خداوند باور داشت و اعتقاد او مبتنی بر این آیه قرآن بود که تاکید می کرد هیچ چیزی مثل

خداوند نیست. او در بحث «اعتقاد من به خداوند» در کنار مطالب دیگر می گوید «در میان مخلوقات موجود در جهان،

هیچ محبوب، پشتیبان یا شریکی همانند خداوند نیست; چه نسبت به حقی که در عبادتش بر گردن ما دارد و چه نسبت به

آفریدن، حکومت کردن یا به کمال رساندن موجودات

نوگرایان مسلمان به مفاهیم صوفیانه ولایت، مکاشفه، خلسه و جذبه خرده می گرفتند، زیرا این مفاهیم با حلول در

خداوند ارتباط داشت. به سبب همین دیدگاههای صوفیانه بود که مرشدان و اقطاب صوفیه از نظر روحانی بزرگ داشته

می شدند و پیروانشان به کرامت و شفاعت آنها امیدوار بودند. به همین جهت سید احمدخان و عبده نگران «بیماریهایی

بودند که اعتقادات و سنتهای متصوفه رایج، از راه سوداگری با کرامات، دچار آن شده بود

سید احمدخان در تلاشهای خود برای رهایی از کرامات صوفیه و صوفیگری رایج، بر عبده پیشی گرفت. او اصولا امکان

معجزه را از نظر منطقی رد می کرد. اما عبده، برخلاف او، «امکان معجزه را از لحاظ نظری » باطل نمی دانست. با وجود

این، عبده از مسلمانان می خواست که اعمال یا ادعاهای کرامات نمایانه هیچ یک از صوفیان مسلمان را باور نکنند. او

همچنین «اعمال خود تلقینی صوفیانه ماهر را مخرب دین مردم و مردود می دانست

عبده امکان و وجود اولیای خدا و موهبتها و الطاف الهی آنان را تصدیق می کرد و با توجه به شخصیت والای اخلاقی و

تلاش و نقش عمده آنان در بهبود و اصلاح جامعه مسلمان، بین اولیای حقیقی و دروغین خدا فرق می گذاشت. او اظهار

می داشت که اولیای دروغین «نفوذی شیطانی دارند، افکار را منحرف و اخلاق را فاسد می کنند و ارزشهای انسانی را به

تباهی می کشانند

عبده برای کاستن نفوذ و اقتدار مذهب عامه مردم که صوفیان مسلمان اشاعه داده بودند اظهار داشت که اسلام هیچ

مسلمانی را ملزم نمی کند که به کرامات اولیا باور داشته باشد. از آن زمان از آنجا که چنین اعتقادی الزام آور نیست،

مسلمانی که به کرامت باور ندارد «هیچ یک از اصول بنیادین اسلام یا هیچ سنت حقیقی » را نقض نمی کند. از نظر عبده

مسلمانانی که بیش از حد صوفیان و اولیای مسلمان را اکرام داشته و به زیارت مزارشان رفته اند، دعای خیر و شفاعت آنها

را طلبیده اند، و «تسلیم شیادان و نیرنگ بازان شده » و در برابر «پدیده های طبیعی غیرعادی » به خود تزلزل راه داده اند،

«

موحدان شایسته ای نبوده اند» زیرا پیوسته بین عمل بعضی از اولیا و وقوع هرگونه حادثه ای که ممکن بود برایشان اتفاق

افتد، نوعی ارتباط می دیدند

.

نوگرایان مسلمان در زمینه های اقتصادی و اجتماعی، صوفیان مسلمان را به سبب ترویج و حمایت از جبرگرایی،

تقدیرگرایی، باطن گرایی، زهدگرایی، مجردزیستی، فقرگرایی مادی و وابستگی محض به جهان اخروی، مانع تلاش بشر

برای زندگی اجتماعی و اقتصادی بهتر در این جهان می شد، مورد انتقاد قرار می دادند. آنان عقیده داشتند ترویج و اشاعه

چنین عقایدی از ناحیه صوفیان مسلمان موجب انحطاط و ضعف اقتصادی و اجتماعی مسلمانان خواهد شد

.

عبده، به عنوان مثال، «اصل جبرگرایی را که معمولا به اسلام نسبت داده می شد سخت مردود می دانست. از نظر او

اسلام حقیقی نفی جبرگرایی و اثبات اختیار است.» او چنین استدلال می کرد که ۴۶ آیه از قرآن بصراحت دلالت بر اختیار

(

در مقابل جبر) دارد و سراسر سیره عملی و گفتاری پیامبرصلی الله علیه وآله و اصحاب او «گواهی است بر اعتقاد راسخ به

آزادی عمل انسان

».

عبده ادعا می کرد که کلمه «قضا» به معنی جبر، آن طور که تقدیرگرایان مسلمان برداشت کرده اند، نیست، بلکه «قضا» به

معنای «اصل علیت در طبیعت است; منتها در این قلمرو آزادی اراده نیز ممکن است.» علاوه بر آن، او به آزادی انسان که

مبتنی بر فرامین الهی است استدلال می کرد و می گفت که این فرامین برای انسان وضع شده اند زیرا انسان در واقع با

اراده و اختیار خود مسؤولیت اعمال خویش را به عهده دارد

.

سید احمدخان نیز اصل مختار بودن انسان را اثبات می کرد و می گفت «انسان در به کارگیری تمامی استعدادهای

ذاتی اش آزاد است اما فقط در محدوده مرزهای تعیین شده به وسیله فطرتش. «تکلیف »، که موظف شدن انسان از طرف

خداوند نسبت به قبول حکمی الزامی است، تنها وقتی معنا پیدا می کند که قوه اختیاری که خداوند به بشر عطا کرده،

کاملا مورد قبول قرار گیرد.» نوگرایان مسلمان به دلیل طبیعت انسانی و فلسفه اخلاقی خویش، با طریقتهای صوفیانه و

مرشدان و اقطابشان مخالفت می کردند; زیرا برای گذران زندگی خود از «ساده لوحی روستاییان و کارگران »، در عقیده به

روح داشتن اشیای مادی و اعتقادات و سنتهای سحرآمیز و مردم پسند، سوء استفاده می کردند

.

از دید نوگرایان مسلمان، صوفیان مسلمان بار سنگین آداب غیرمنطقی و غیرضروری را بر دوش خود و مریدانشان

می نهادند و در فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی کوتاهی می کردند. این عکس آن چیزی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.