اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل داستانها و لطیفه های عرفانی، محتوای خود را در قالب 24 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 79
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل داستانها و لطیفه های عرفانی، محتوای خود را در قالب 24 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل داستانها و لطیفه های عرفانی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل داستانها و لطیفه های عرفانی، کیفیت تضمینشده دارد.
یکی از دانشمندان مشهور که طالب علم بود و در مرو حدیث می نوشت، قلمی به عاریت از دانشمندی گرفت و با آن حدیث نوشت. پس از آن قلم را در قلمدان گذاشت و فراموش کرد که آنرا پس دهد و از آنجا به عراق عزیمت کرد. چون به عراق رسید، قلم عاریتی را در قلمدان یافت! دلتنگ شد و در وی اثری بزرگ کرد؛ تا از آنجا به مرو بازگشت و قلم را به صاحبش باز پس داد! آنگاه به عراق باز شد.
مؤمن حقیقی دیگری گوید: وقتی گناهی کردم، اکنون چهل سال است تا بدان می گریم. گفتند: ای شیخ، آن چه گناه است؟ گفت: دوستی به دیدن من آمد، برای او با دانگی سیم، ماهی بریان خریدم. چون خواست که دست شوید از دیوار همسایه، پاره ای گِل بگرفتم تا وی بدان دست شست، اکنون چهل سال است تا بدان مظلمه می گریم و آن مُرد، نمانده تا از او حلال خواهم!(۱)
موسی را دو سفر بود: یکی سفر طلب، دیگری سفر طرب، سفر طلب شب، وادی طور بود و سفر طرب، سفر میقات بود که موسی آمد و از خود بی خود گشته، سر در سر خود گم کرده، از جام قدس، شراب محبّت نوش کرده، درد شوق در درون او افتاده و از دریای عشق، موج (اَرِنی) برخاسته، بر محلّه های بنی اسرائیل می گشت و سخن آنها را از پیغام رسالت و خواسته ایشان همه را جمع می کرد تا چون به حضرت رسد سخنش به دراز کشد! پس به حضرت مناجات رسید، مست شراب شوق گشت و سوخته سماع کلام شد، آن همه فراموش کرد. نقد وقتش این برآمد که: خدایا خود را به من بنما و «لَنْ ترانی» شنید! فرشتگان، سنگ ملامت در ارادت وی می زدند که ای فرزند زن حیض دیده، تو طمعِ دیدار حق کرده ای! تراب کجا و ربّ ارباب کجا، خاکی و آبی را چه رسد که حدیث قِدَم کند نبوده و بود شده را چون سزد که وصال لمْ یَزَل و لایَزالْ کند! موسی از سرمستی و بی خودی جواب می دهد که: معذورم دارید که من نه به خویشتن بدین جا آمده ام. نخست او مرا خواست نه من خواستم دوست بر بالین دیدم که از خواب برخاستم. من به طلب آتش می شدم که برگزیده گشتم، بی خبر بودم که آفتاب تقرّب و تقریب به حضرت برآمد که (و قَرَّبناهُ نجِیّا) فرمان آمد به فرشتگان که دست از موسی بدارید که آن کس که شراب اصطناع (وَ اصْطَنعْتُکَ لنفسی) از جام محبّت من (وَ الْقیْتُ عَلیْک مَحَبَّهً مِنّی) نرسیده باشد، عربده کمتر از این نکند! موسی در آن حقایق مکاشفات از خم خانه لطف، شراب محبت چشید دلش در هوای فردانیّت بپرید نسیم انس وصلت از جانب قربت بر جانش دمید آتش مهر زبانه زد و صبر از دل برمید! و بی طاقت شد و گفت: (رَبِّ اَرِنی اَنْظُر اِلیْکَ) آخر نه کم از نظری گفته اند آن ساعتی که موسی «لنْ ترانی» شنید، مقام وی برتر از وقتی بود که «ارنی اَنْظُرْ اِلیْکَ» گفت، زیرا که این ساعت، در مراد حق بود و آن ساعت، در مراد خود! و بود موسی در مراد حق، او را تمامتر بود، از بود او در مراد خود! که این تفرقه است و آن جمع! و عین جمع لامحاله تمام تر! اگر چه موسی را زخم «لَن تَرانی» رسید، امّا در حال مرهم بر نهاد که فرمود: ای موسی، اگر زخم «لن ترانی» زدیم، لکن مرهم نهادیم تا دانی که آن نه قهری است، بلکه عذری است! چون موسی به هوش آمد، گفت: خداوندا، منزهی از اینکه بشر به نیل صمدّیت تو، طمع کند یا کسی به خود، تو را جوید یا دلی و جانی امروز، حدیث دیدار تو کند! خداوندا توبه کردم. گفتند: ای موسی چگونه به یک بار سپر فرو نهند، که نهادی؟ چگونه بر یک بار جولان کنند، که تو کردی؟ و بدین زودی و آسانی برگشتی؟ زبان حال موسی، پاسخ می دهد: من خواستم، او نخواست، پس خواستِ خود را برای نخواستن او ترک گویم؛ چه کنم چون مقصود بر نیامد، باری به محل
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری